بایگانی مطالب نشریه
احساس وظیفه وزیر ارتباطات نسبتبه حمایت از پلتفرمهای داخلی
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به تازگی در جمع دانشجویان درباره شرایط فعلی پیامرسانهای داخلی، صحبتهایی داشته و تاکید کرد: من به عنوان وزیر ارتباطات درباره اینکه اینستاگرام بسته یا باز شود در جلساتی که تصمیمگیری می کنند، نظرات کارشناسی دارم و نظرات خود را اعلام میکنم اما تصمیمگیری با ما نیست. به گزارش ایسنا، عیسی زارعپور ادامه داد: کما اینکه برای فیلتر کردن هر سایت معمولی هم کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه که در دادستانی کل کشور ۱۳ عضو دارد و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات یک عضو آن است، تصمیم میگیرد. او گفت: ولی آنچه که من احساس وظیفه میکنم و در حال انجام است، تقویت پلتفرمهای داخلی و حمایت از آنهاست تا کسانی که وارد این پلتفرمها میشوند، حتی مردم، ابزار کسب و کار برایشان فراهم شود. فارغ از اینکه چه اتفاقی میافتد، اگر تصمیمگیری هم بشود که پیامرسانهای خارجی باز شوند، یک پلتفرم داخلی هم وجود دارد با این همه حمایت و امکاناتی که دولت فراهم کرده است و پس از آن مردم انتخاب میکنند. پلتفرم های خارجی هم هستند که هیچ کدام از موارد در آن نیست.
| پیام ما | زنان در مقابل تغییرات آب و هوایی از مردان آسیبپذیرترند. به استناد از گزارشی که ژوئن سال جاری میلادی مطابق ماه خرداد از سوی سازمان ملل متحد منتشر شد، زنان و گروههای حاشیهنشین به دلیل تبعیض سیستماتیک و انتظاراتی که جوامع از نقشهای جنسیتی آنها دارند، از تغییر اقلیم بیشتر آسیب میبینند. طبق این گزارش زنان در برابر آثار نامطلوب سیل، خشکسالی تحت فشارهای اقتصادی بیشتری نسبت به مردان قرار میگیرند. سازمان ملل متحد در این گزارش تاکید میکند که زنان و گروههای در حاشیه بسته به اینکه در چه جایی سکونت داشته باشند، در چه سن و سالی بوده و از چه قوم و طایفهای آمده باشند، طبقه اجتماعی آنها و تحصیلاتشان چه باشد و توانا یا ناتوان باشند؛ سطح متفاوتی از پیامدهای نامطلوب تغییر اقلیم را تجربه میکنند. به گزارش آژانس مستقل و بینالمللی توسعه آمریکا، 1.4 میلیارد نفر از فقرای جهان را زنان در کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهد. زنانی کمدرآمد که دسترسی و کنترل کمتری به منابع و فرصتهای اجتماعی دارند. همچنین عمدتاً جایی در تصمیمگیریهای اجتماعی ندارند. در مناطق شهری نیز 40 درصد از فقیرترین خانوارها را زنان سرپرستی میکنند. زنان در تولید مواد غذایی جهان بین 50 تا 80 درصد نقش دارند، اما خودشان کمتر از 10 درصد صاحب زمین هستند.
همین موضوعات، آسیبپذیری آنها را در برابر بسیاری از تأثیرات آب و هوایی را افزایش میدهد. نقشها و مسئولیتهای اجتماعی مختلف مردان و زنان فرصتهای متفاوتی را برای آنها ایجاد میکند.
چرا زنان آسیبپذیرترند؟
به گزارش اتحادیه ملل متحد، درصد بالایی از زنان جوامع فقیر برای امرار معاش خود به شدت به منابع طبیعی محلی به ویژه در مناطق روستایی وابسته هستند. آنها مسئولیت اصلی تامین آب خانگی و انرژی برای پخت و پز و گرمایش و همچنین امنیت غذایی را بر عهده دارند. در خاورمیانه نیز زنان تا 50 درصد از نیروی کار کشاورزی را تشکیل میدهند. آنها عمدتاً مسئول کارهای وقت گیرتر و فشردهتر هستند و دسترسی و کنترل محدودی به کالاها و خدمات محیط زیستی دارند. آنها مشارکت ناچیزی در تصمیمگیری دارند و در توزیع مزایای مدیریت محیط زیست دخالتی ندارند. در نتیجه، زنان کمتر قادر به مقابله با پیامدهای تغییر اقلیم هستند. در طول خشکسالی و سیل، زنان تمایل دارند برای تأمین معیشت خانوار بیشتر کار کنند. این امر زمان کمتری برای دسترسی آنها به آموزش و پرورش، توسعه مهارتها یا کسب درآمد باقی میگذارد. در بسیاری از جوامع، هنجارهای اجتماعی-فرهنگی و مسئولیتهای مراقبت از کودکان، مانع مهاجرت زنان یا پناه بردن به مکانهای دیگر یا کار در هنگام وقوع فاجعه میشود. چنین وضعیتی احتمالاً بار بیشتری را بر دوش زنان میگذارد. زنان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از نابرابریهای جنسیتی در زمینه حقوق بشر، وضعیت سیاسی و اقتصادی، مالکیت زمین، شرایط مسکن، قرار گرفتن در معرض خشونت، آموزش و بهداشت رنج میبرند. از این رو تغییرات آب و هوایی یک عامل استرسزای اضافی برای تشدید آسیبپذیری خواهد بود.
به گزارش آژانس مستقل و بینالمللی توسعه آمریکا، 1.4 میلیارد نفر از فقرای جهان را زنان در کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهد. زنانی کمدرآمد که دسترسی و کنترل کمتری به منابع و فرصتهای اجتماعی دارند. همچنین عمدتاً جایی در تصمیمگیریهای اجتماعی ندارند
تغییر اقلیم بر سلامت جسم و روان موثر است
به گزارش ایسنا، ساناز سهرابیزاده، عضو مرکز تحقیقات کیفیت هوا و تغییر اقلیم و دانشیار دانشکده بهداشت و ایمنی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به مطالعهای که توسط جمعیت جهانی جنسیت و اقلیم انجام شده است و پیامدهای تغییر اقلیم را بر مرگ و میر، بیماریهای عفونی، مشکلات سلامت روان و سلامت باروری نشان میدهد، گفت: «فقط در زمینه بیماریهای عفونی، مردان بیشتر از زنان تحت تاثیر قرار گرفتند.» او با اشاره به برخی از مطالعات مربوط به کشورهای هندوستان و پاکستان یادآور شد: «حتی شرایط فرهنگی و اجتماعی یک جامعه مانند نوع پوشش از جمله لباس ساری مانع تلاش زنان هنگام بروز سیل شده بود.» این دانشآموخته رشته سلامت در بلایا و فوریتها با استناد به مطالعات انجام شده در سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ در کره جنوبی گفت: «نتایج نشان داده است که در مردان به ازای هر یک درجه افزایش دمای کره زمین، آمار خودکشی به همان نسبت افزایش یافته بود این در حالی بوده است که زنان بیشتر دچار اختلالات افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه ( PTSD ) شده بودند.» سهرابیزاده با استناد به مطالعات انجام شده در سال 2007 در ۱۴۱ کشور دنیا اضافه کرد: «کشورهایی که فاصله اجتماعی و اقتصادی در بین دو گروه زنان و مردان کمتر بوده است، مرگ و میر ناشی از بلایا نیز در این دو گروه تقریبا برابر بوده است. لذا شرایط اجتماعی و اقتصادی زنان میتواند تا حدودی توضیح دهد که تا چه میزان تحت تاثیر پیامدهای ناشی از سوانح و تغییر اقلیم قرار میگیرند.»
چطور تابآوری زنان را در برابر تغییر اقلیم، افزایش دهیم؟
با وجود اینکه زنان به عنوان قربانی تغییر اقلیمی دیده میشوند؛ اما آنها میتوانند نقش موثری در کاهش و سازگاری با تغییر اقلیم بازی کنند. سازمان ملل متحد توصیه میکند که به دانش و مهارتهای زنان در جوامع محلی توجه شود. آنها به طور تاریخی مهارتهایی در برداشت و ذخیره آب، حفظ و جیره بندی مواد غذایی و مدیریت منابع طبیعی را دارند. این دانش و تجربه نسل اندر نسل، میتواند به طور موثر در افزایش ظرفیت سازگاری محلی و حفظ معیشت یک جامعه کمک کند. این سازمان همچنین توصیه میکند که توجه به ابتکارات سازگاری تحت تأثیر جنسیت به ویژه در زمینههای مرتبط با آب، امنیت غذایی، کشاورزی، انرژی، بهداشت، مدیریت بلایای طبیعی را اولویت قرار داده و به آنها رسیدگی کند. مسائل جنسیتی مهم با نابرابری در دسترسی به منابع، از جمله اعتبار، خدمات ترویجی و آموزشی، اطلاعات و فناوری نیز باید در نظر گرفته شود. همچنین اولویتها و نیازهای زنان باید در برنامهریزی و بودجهبندی منعکس شود. زنان باید بخشی از تصمیمگیری در سطوح ملی و محلی باشند. همچنین برنامهریزان باید شرایط خاص زنان را در هنگام توسعه و معرفی فناوریهای مرتبط با سازگاری با تغییرات آب و هوایی در نظر بگیرند و تمام تلاش خود را برای رفع موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به کار گیرند.
13 تیر ساچمهای در دستم جا ماند
18 تیر ساچمهای که عصر سهشنبه هفته پیش از فاصله چهارمتری به دست راست محیطبان منطقه حفاظتشده «شالو و منگشت» شلیک شده بود، تا صبح شنبه در گوشت و استخوان او ماند. او در ارتفاعات سادات حسینی ایذه تیر خورد و پنج روز طول کشید که در بیمارستان کسرای تهران پنج تیر را از دست راستش بیرون کشیدند. بعد از درگیری با شکارچیان کبک و گراز، اکنون برای محیط بان سیدسجاد حسینی دستی زخمی و پردرد مانده و اضطرابِ بیحس شدن انگشتها. پزشکان گفتهاند که آن 13 تیر ساچمهای را دیگر نمیشود خارج کرد، مچ دست او عفونت کرده و شاید تا یک سال دیگر هم اوضاع به حال عادی برنگردد. محیطبان فقط نگران این است که دستش را قطع کنند. گفتهاند که خطر رفع شده اما محیطبان حسینی روی تخت بیمارستان، درد میکشد و میگوید: «میخواهم دستم سالم باشد».
ساعت ملاقات است. محیطبان بعد از اولین جراحی، تازه چشم باز کرده. تشنه است و نباید آب بخورد. لبهایش خشکیده. سعی میکند انگشتان دست راست را تکان بدهد اما تکان نمیخورند. مهمانان دلداریاش میدهند. او سال 99 محیطبان برتر خوزستان شد و سال 1400 محیطبان برتر کشور و این اولین بار نیست که در درگیری با شکارچیان غیرمجاز، زخمی میشود.
در خبرگزاریها برای این درگیری که ساعت 18:30 دقیقه سهشنبه بیست و ششم مهر رخ داد، چنین تیتری زدهاند: حمله شکارچیان گراز به یک محیطبان در مناطق کوهستانی بخش قارون.
درگیری میان محیطبانان و شکارچیان، داستان پرتکراری است. پیش از این خرداد امسال یکی از محیطبانهای منطقه حفاظتشده چهلپا در اندیمشک با شلیک سلاح جنگی شکارچیان زخمی شد. محیطبان حسینی که روی تخت بیمارستان کسری خوابیده، به یاد امین هادیپور، محیطبان گتوند است که اردیبهشت 99، یک ماه پس از حمله شبانه صیادان غیرمجاز، پزشکان پای عفونتکردهاش را برای حفظ جان قطع کردند. بعد از حمله آن چهار مرد نقابدار به پاسگاه محیطبانی گتوند و شلیک به پای محیطبان، هیچ چیز دیگر مثل گذشته نشد. محیطبان هادیپور پایش را از دست داد اما حتی هنوز جانباز شناخته نشده است. او دیروز به محیطبان حسینی زنگ زد و احوالش را پرسید و به او گفت که نگران نباشد، دستش خوب میشود و دوباره میتواند به کوه و دشت برگردد.
امسال یکی از محیطبانهای منطقه حفاظتشده چهلپا در اندیمشک با شلیک سلاح جنگی شکارچیان زخمی شد. محیطبان حسینی که روی تخت بیمارستان کسری خوابیده، به یاد امین هادیپور، محیطبان گتوند است که اردیبهشت 99، یک ماه پس از حمله شبانه صیادان غیرمجاز، پزشکان پای عفونتکردهاش را برای حفظ جان قطع کردند
در شب تاریک شالو و منگشت
خبر اول را احمد امیری، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ایذه داده بود: یکی از نیروهای پاسگاه محیطبانی در بخش قارون شهرستان دزپارت در ماموریت مورد اصابت گلوله شکارچیان غیرمجاز قرار گرفت و از ناحیه دست راست مجروح شد. محیطبان زخمی میگوید: «سه روز بود که میگفتند شکارچیان گراز به منطقه آمدهاند. آنجا شکارممنوع است. ما مدام در گشتزنی بودیم و به چشممان نیامده بودند. تا اینکه شب سوم آنها را در نزدیکی منطقه حفاظتشده شالو و منگشت دیدیم.» شکارچیان مسلح دو نفر بودند و محیطبانان هم دونفر. «محیطبان زندی با من بود. در مسیر شکارچیان کمین کردیم. کولههایشان پر از لاشه کبک بود. تا آنها را دیدیم، ایست دادیم که متوقفشان کنیم. اما نایستادند. سلاح داشتند و ما نداشتیم. چون میترسیم که از سلاح استفاده کنیم. خم شدم که تکه سنگی بردارم، بلکه پرت کنم و بترسند. همین که خم شدم شلیک کردند. به قصد کشت نزدند. به پایین شلیک کردند تا بترسانند. وگرنه در آن وضع میتوانستند ما را بکشند.» شکارچیان که سر و صورتشان را پوشانده بودند، در تاریکی ارتفاعات سادات حسینی گریختند و ردی از آنها پیدا نشد. فقط شکایتی در دادگاه دهدز مطرح شد که در حال پیگیری است.
سید سجاد حسینی: حالا حقوقم چهار میلیون و 600 هزار تومان است. البته ماه پیش 6 میلیون تومان دادند ولی نمیدانم این حقوق همیشگی است یا نه. روزهایی که منطقه نیستم مسافرکشی میکنم. مجبورم. با این حقوق چاره دیگری ندارم
انگشتم حس ندارد
«انگار آتش گرفتم. از درد داد میزدم.» محیطبان زندی میخواست دنبال ضارب برود اما صدای فریاد را که شنید برگشت. خون لباس محیطبان را سرخ کرده بود. تاریک بود. چارهای نبود و باید با موتور تا یک مرکز درمانی میرفتند. محیطبان زندی او را نشاند ترک موتور و چهل دقیقه رفتند تا درمانگاهی در قارون. اما آنجا برای درمان دستی که تیر ساچمهای خورده امکاناتی نداشتند و آنها را به دهدز فرستادند. آنجا هم امکاناتی نبود. محیطبان را با آمبولانس به بیمارستان شهدای ایذه فرستادند. «آنجا هم فقط زخم را پانسمان کردند.» روز پنجشنبه مدیرکل محیط زیست استان خوزستان و رئیس اداره محیط زیست ایذه کمک کردند که محیطبان زخمی به تهران یا اصفهان اعزام شود. دست آخر او را در بیماستان کسری در تهران بستری کردند و روز شنبه پس از دو ساعت جراحی توانستند 5 تیر را بیرون بکشند. پزشکان گفتهاند دستی که این همه روز زخمی بوده، عفونت کرده است. محیطبان ایذهای از آخرین احوالش میگوید: «هنوز سه انگشتم بیحس است. دکتر گفته مچ دستت عفونت کرده. قبلا گفته بودند که خطر قطع کردن دست رفع شده، اما الان کمی میترسم. گفتند شاید یک سال همینطوری بماند.» پسرخالهاش همراه او در بیمارستان است. از قول دکترها میگوید 13 ساچمه باقیمانده به عصب رسیدهاند و میترسیم با درآوردنشان، عصب قطع شود. «میگویند پیش هر دکتری بروی همین است.»
هم محیطبانی میکنم، هم مسافرکشی
محیطبان سجاد حسینی با دست سالمش، عکس رادیوگرافی دست زخمی را نشان میدهد و با حسرت میگوید: «اگر خوب نشد چه؟» عکسها را رد و میکند و به تصویر دو پسر خردسالش میرسد؛ کیان و هامین. خانواده چشم انتظار او هستند. بعد تصویر آبشار شیوند را نشان میدهد، در نزدیکی سد کارون. «این آبشار وسط کوههای منگشت است. ببینید چقدر زیباست.» او 13 سال پیش محیطبانی را در منطقه حفاظتشده «شالو و منگشت» آغاز کرد، با حقوق چهارصد هزار تومان. «حالا حقوقم چهار میلیون و 600 هزار تومان است. البته ماه پیش 6 میلیون تومان دادند ولی نمیدانم این حقوق همیشگی ماست یا نه.» از سختی کار در ارتفاعات و تاریکی میگوید. از پنج شبانهروز کار و پنج روز استراحت. «روزهایی که منطقه نیستم مسافرکشی میکنم. مجبورم. چارهای نیست با این حقوق.» از ایذه سوار مینیبوسهای خطی میشود و میرود تا منطقه. یک ساعت و نیم تا دو ساعت راه است. بعد باید برود اسکله و با لنج از روی دریاچه سد کارون 3 رد شود. «قدیمها قایق و لنج نبود. بارج بود. کمخطر نبود. آدمها بارها افتاده بودند توی آب. یک بار یک مینیبوس توی دریاچه افتاد. 12 نفر مردند. یک بار یک نیسان سقوط کرد. همین چند ماه پیش هم یک پراید افتاد و رانندهاش نجات پیدا کرد.» محیطبان حسینی خودش هم یک بار در این دریاچه افتاد. صیادان غیرمجاز او را به عمد در آب انداختند. «میخواستند غرقم کنند. گمانم دو سال پیش بود. سه نفر بودند. من هم تنها بودم. انداختندم در دریاچه. شنا بلد بودم و خودم را کشیدم بیرون. آنجا زیاد پیش میآید که ماهیگیران با موتور برق ماهیها را میکشند. بارها از متخلفان ادواتشان را گرفتیم و تحویل محیط زیست دادیم.» شکارچیان منطقه که کبک و گراز میزنند هم بارها با او درگیر شدهاند. یک بار در سال 94 چون اسلحه غیرمجاز را از یک متخلف گرفته بود، سر راهش ظاهر شدند و با چوب کتکش زدند و کمرش را کبود کردند. محیطبان زخمی میگوید: «شکارچیان بارها تهدیدمان کردند. برای همه محیطبانان همینطور است. کار سختی است. باید خیلی روحیه داشت و از این درگیریها گذشت.» پرستار میگوید او باید استراحت کند. محیطبان از آخرین آرزویش حرف میزند: «با این همه سختی فقط میخواهم که دستم سالم بماند. اگر این دست نباشد، نمیتوانم مثل قبل کار کنم. تنها خواستهام این است که دستم قطع نشود.»
ذخایر استراتژیک آب تهران را مصرف میکنیم
پاییز کم بارش امسال پس از گذراندن سه فصل (زمستان بی یا کم برف، بهار کم باران و تابستان خشک) بحران آب را نه تنها در تهران بلکه در بسیاری از شهرها رقم زده است. علیاکبر محرابیان وزیر نیرو در آخرین اظهارنظرهای خود عنوان کرد در شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان و در بسیاری از شهرهای بزرگ با مشکل تامین آب روبهرو هستیم. همین موضوع باعث شد در روزهای اخیر شایعاتی درباره آلوده بودن آب تهران مطرح شود. گرچه این شایعه چندان دامنگیر نشد، اما جای یک پرسش همچنان باقی است؛ در شرایطی که مسئولان درباره بحرانی بودن آب در پاییز امسال در پایتخت صحبت کرده و نسبت به قطعی آب در تهران هشدار داده بودند، چرا آب در پایتخت جیرهبندی نشده است؟
وضعیت ذخیره آب سدهای کشور بسیار وخیم است. آمار دفتر اطلاعات و دادههای آب کشور نشان میدهد، با سپری شدن ۳۰ روز از سال آبی (۱۴۰۲-۱۴۰۱) میزان حجم آب در مخازن سدهای کشور حدود ۱۸.۱۲ میلیارد مترمکعب بوده و شاهد کاهش ۱۴ درصدی ورودی به مخازن نسبت به سال گذشته هستیم. طبق پیشبینی سازمان هواشناسی بارندگیهای امسال نسبت به شرایط نرمال ۷۰ درصد کاهش داشته و میزان بارشهای پاییز ۵۰ درصد کمتر از شرایط نرمال خواهد بود؛ وضعیت بارندگی مهرماه نشان میدهد که پیشبینیها تقریبا درست بوده است.
به گزارش ایسنا، از ابتدای سال آبی جدید تا ۲۴ مهرماه میزان بارندگی در کشور ایران به طور میانگین در حدود ۰.۸ میلیمتر بوده، این در حالی است که میزان بارندگی بلندمدت در همین تاریخ در حدود ۴.۸ میلیمتر بوده است.
بررسی وضعیت ورودی سدهای کشور نشان میدهد ورودی به مخازن در سال آبی جاری به ۸۳۰ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته ۱۴ درصد کاهش دارد. همچنین میزان پرشدگی سد زاینده رود در استان اصفهان، سدهای استان تهران، سدهای استان خوزستان و سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه در شرایط فعلی به ترتیب حدود ۱۱ درصد، ۱۹ درصد، ۴۳ درصد و ۲۹ درصد است.
رضا حاجیکریم، عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب: نکته تلخ ماجرا این است که ما در تهران بدون نگاه کردن به اسناد آمایشی و در نظر گرفتن محدودیتهای شدید که بر سر راه برای تامین آب داریم شهر را توسعه و بافتهای مسکونی را افزایش دادهایم
ذخایر مخازن سدهای تهران نیز در حدود ۳۶۱ میلیون مترمکعب است درحالی که در سال گذشته در همین تاریخ حجم ذخایر سدهای تهران در حدود ۴۴۱ میلیون مترمکعب بوده که نشاندهنده کاهش حدود ۱۸ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل است.
اما در همین حال به گفته مسئولان مصرف آب در پاییز امسال نسبت به تابستان نه تنها با کاهش مواجه نبوده بلکه افزایش هم داشته است، اگر سدها آب ندارند، تامین آب چطور انجام میشود؟
رضا حاجیکریم عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب در پاسخ به این پرسش که چه راهکارهای موقتی برای حل چالش آب در پاییز امسال داریم؟ به «پیام ما» میگوید: کسری بودجه، توقف پروژه و… امکان کارهای توسعهای را به حداقل رسانده است. در عین حال نکته تلخ ماجرا این است که ما در تهران بدون نگاه کردن به اسناد آمایشی و در نظر گرفتن محدودیتهای شدید که بر سر راه برای تامین آب داریم شهر را توسعه و بافتهای مسکونی را افزایش دادهایم.
او میافزاید: مناطق جمعیتی متراکمی را مثل منطقه 22 تهران احداث کردیم علیرغم اینکه در مطالعات اولیه، الگوی سکونت جمعیت در این مناطق به شکل دیگری تعریف شده بود. در نظر گرفتن همین مطالعات باعث شده ما با این وضعیت بغرنج مواجه شویم.
اگر سدهایی که کار آبرسانی به تهران را انجام میدادند، ذخایرشان ته کشیده است، پس چرا خبری از جیرهبندی آب در تهران نیست؟ حاجیکریم در این باره میگوید: به خاطر وضعیت وخیم آب تهران، کار به جایی رسیده که شبکههای آبیاری پاییندست سد طالقان را که سالهای گذشته احداث شده، به تهران بردهایم. به این ترتیب حقابه دشت قزوین و دشتهای دیگر مانند ساوجبلاغ و شهریار صرف تامین آب شرب تهران شدهاند. البته این موضوع تنها به غرب پایتخت خلاصه نمی شود. در شرق تهران هم در حال استفاده از همه ظرفیتهای آبی نظیر سد لار، لتیان و نمرود و… هستیم. در کنار اینها از ذخایر استراتژیک آب تهران را هم مصرف میکنیم. چاههای عمیقی که در شهر تهران داریم با روند و شیب تندی وارد بهرهبرداری شدهاند تا بتوانیم در تهران آب شرب مردم را تامین کنیم.
دولت باید در این زمینه تسهیلاتی را قائل شود و در کنار آن سختگیریهایی را هم برای کسانی که تخلف میکنند در نظر بگیرد. به این ترتیب به کسی که فاضلاب را تصفیه و پساب را بازچرخانی کند تسهیلات ارائه دهد و هم مقررات قانونی در نظر بگیرد تا کسی از آب شرب برای موردی غیر از آن استفاده نکند
این عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب در این باره که برای بهبود و تغییر این شرایط بغرنج چه باید کرد؟ میگوید: بخشی از راهکار این معضل به کارهای آموزشی و ترویجی بازمیگردد که روشهای کاهش مصرف را فراگیریم. علاوه بر آن استفاده از شیرآلات کاهنده مصرف آب میتواند موثر باشد. البته بخشی از این کارها در سالهای گذشته انجام شده است.
او اضافه میکند: بخشی دیگری هم به این موضوع مربوط میشود که در شهر تهران چه استفادههایی از منابع جایگزین از جمله پساب میتوانیم داشته باشیم. بخشی از آبیاری فضای سبز شهر تهران در شش ماهه اول سال همین الان که صحبت میکنیم با آب شرب انجام میشود. یا برای تاسیسات و سیستمهای بزرگ سرمایشی مجتمعهای تجاری و بیمارستانی بزرگ از سیستم خنک کننده هوا استفاده میکنند که مصرف برق آنها بالاست. در نظر داشته باشیم محدودیت آب تنها منحصر به تهران نیست. در این شهر و سایر شهرهای کشور با محدودیت آب و وضعیت بسیار شکننده برق مواجهیم. در چنین شرایطی طبیعتا تصفیه فاضلاب در مبدا و بازچرخانی پساب برای به شکل چشمگیری میتواند مصرف آب را کاهش دهد.
حاجیکریم گسترش تصفیه فاضلاب و بازچرخانی پساب را نیازمند تسهیلاتی میداند که دولت باید برای دستاندارکاران این بخش در نظر بگیرد و اضافه میکند. دولت باید در این زمینه تسهیلاتی را قائل شود و در کنار آن سختگیریهایی را هم برای کسانی که تخلف میکنند در نظر بگیرد. به این ترتیب به کسی که فاضلاب را تصفیه و پساب را بازچرخانی کند تسهیلات ارائه دهد و هم مقررات قانونی در نظر بگیرد تا کسی از آب شرب برای موردی غیر از آن استفاده نکند.
دیماه ۱۳۹۲ رحمتالله حافظی رئیس کمیسیون سلامت وقت شورای شهر تهران اعلام کرد: «بالا بودن میزان نیترات در آب تهران و رسیدن به ۵۰ و بالای آن سرطانزاست و زمینه کمخونی و ناراحتیهای تنفسی را فراهم میکند.» به گفته او «میزان نیترات در آب تهران بر حسب شرایط منطقه و قرار گرفتن لولههای آب و فاضلاب متغیر است. استاندارد میزان نیترات در آب ۲۰ میلیگرم در لیتر و میزان مطلوب آن ۱۰ میلیگرم در لیتر است. این میزان در کشورهای در حال توسعه و فقیر ۴۵ میلیگرم در لیتر تعیین شده اما از سال ۸۲ تاکنون میزان نیترات در آب تهران به ۵۰ و بالای ۵۰ رسیده است که این میزان نیترات در آب سرطانزاست و زمینه کمخونی و ناراحتیهای تنفسی را فراهم میکند.وجود نیترات در آب تهران به دلیل وارد شدن فاضلاب به آب است. لولههای آب سطح شهر تهران معمولا در کنار لولههای فاضلاب قرار دارند و شکستگیهای لولههای آب یا فاضلاب باعث میشود محتویات هر یک از این لولهها، به لولههای کناری خود بریزند.» آیا این روزها هم کیفیت آب تهران کاهش پیدا کرده است؟ این عضو هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب میگوید: کیفیت آب نسبت به حالت مطلوب سالهای قبل کاهش پیدا کرده ولی هنوز در محدوده استاندارد هستیم و فکر نمیکنم مسئله خاصی از باب اینکه مشکلساز شود داشته باشیم. در کلانشهر تهران از آنجا که شبکه فاضلاب ما تکمیل نشده در قسمتهایی که آب از چاه تامین میشود ممکن است آلودگی وجود داشته باشد کما اینکه در سالهای گذشته هم شاهد بودهایم.
او میافزاید: در سالهای گذشته افزایش نیترات در شهر تهران را داشتیم که وزارت نیرو به شکل مقطعی آن را به سامان رساند و پروژههایی که تعریف کردند باعث شد شرایط بهتر شود. این روزها همچنان در وضعیت استاندارد هستیم و نگرانی از بابت آب تهران به شکل کلی وجود ندارد.
چهارمحال و بختیاری در سالهای آبی 15 سال گذشته خشکسالی را تجربه کرده است. چنان که رودخانه ۹۵ کیلومتری بازفت اکنون از سرشاخههای کارون نیز بسیار با کم آبی مواجه شده و بستر این رودخانه مهم که روزگاری عشایر کوچرو این استان به سختی از آن عبور میکردند در بخشهایی به طور کامل خشک شده است. این در حالی است که بنا بر پیشبینیهای ادارهکل هواشناسی استان، کاهش بارشها و وقوع خشکسالی برای سال آبی جدید ( ۱۴۰۱-۱۴۰۲) نیز تکرار میشود. بهطوریکه بارشهای پاییز با تاخیر و از نیمه آذر آغاز میشود و به نرمال نمیرسد و بارشهای زمستان نیز در برخی از نقاط استان کمتر از نرمال خواهد بود.
معاون توسعه و پیشبینی هواشناسی چهارمحال و بختیاری به خبرگزاری ایرنا گفته که علاوهبر کاهش بارشها در پاییز و زمستان امسال، دما نیز بین یک تا یک و نیم درجه افزایش پیدا میکند که این وضعیت حاکی از آن است که سال خشکی را در پیش خواهیم داشت. به گفته معصومه نوروزی حتی اگر تغییراتی در پیشبینیها و دادههای هواشناسی رخ دهد و بارشها در سال پیش رو به نرمال هم برسد اما کمبود منابع آب به گونهای است که باید همچنان خود را برای سازگاری با خشکسالی آماده کنیم. او افزود: وقوع یک دوره ۱۵ ساله خشکسالی استان را با کمبود بیش از یک هزار و ۵۰۰ میلیمتر معادل بارشهای سه سال زراعی روبهرو کرده است که جبران آن بسیار به سختی امکانپذیر است.
به گزارش ایرنا، یک کارشناس حوزه آب و رئیس هیئت مدیره انجمن هیدرولوژی ایران با انتقاد از اینکه برای سازگاری با خشکسالی اقدامات قابلتوجهی در سطح کشور و استان طی سالهای گذشته انجام نشده است، گفت: ایران کشوری است که در منطقه خشک و نیمهخشک جهان واقع شده و خشکسالیهای متوالی در دورههای مختلف در کشور و استان رخ داده است این در حالیست که این واقعیت را در برنامهریزیها در نظر نگرفتهایم.
مدیرعامل آب منطقهای چهارمحال و بختیاری سازگاری با خشکسالی را یک ضرورت دانست و گفت: باید بتوانیم بین عرضه و تقاضای آب در استان تناسب ایجاد کنیم که در همین راستا با مصرف بهینه در بخش شرب و اصلاح الگوی کشت و هدایت کشاورزان به سمت کشتهای گلخانهای میتوان پیامدهای خشکسالی را در استان مدیریت کرد
روحالله فتاحی افزود: سازگاری با خشکسالی به ما میگوید که باید برای ۴۰ تا ۶۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر خود برنامهریزی کنیم تا در آینده با مشکل مواجه نشویم اما در سالهای گذشته ما بیش از حد توان منابع و به ویژه از سفرههای آب زیرزمینی برداشت کردهایم و همین موضوع سبب شده تا در طول ۳۰ سال اخیر تمامی دشتهای استان به وضعیت ممنوعه و ممنوعه بحرانی گرفتار شود.
او عملکرد استان در حوضه آبخیزداری و آبخوانداری را ناکافی ارزیابی کرد و گفت: در طول سالهای گذشته تمام تمرکز استان بر بهرهگیری از منابع آب زیرزمینی معطوف شده و طرحهای قابلتوجهی برای مهار آبهای سطحی استان اجرا نکردهایم بطوریکه در حال حاضر سطح آب در برخی از دشتهای استان ۳۰ متر افت کرده است.
عضو هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه شهرکرد با طرح اصطلاح «حسابداری آب» به معنای ایجاد تناسب بین منابع و مصارف، عنوان کرد: در گذشته نتوانستیم منابع آب موجود را به خوبی حسابداری کنیم از همین رو با ورشکستگی آب روبهرو شدهایم. فتاحی با بیان اینکه آبهای زیرزمینی منبع پایداری به شمار نمیرود، تصریح کرد: این در حالی است که در سند آمایش سرزمین استان برای توسعه صنعت و کشاورزی به منابع آب زیرزمینی اتکا شده است از همین رو طرحهایی که بر منابع آب ناپایدار متکی شوند بیشک استان را به سمت توسعه پایدار هدایت نمیکند.
او با اشاره به تدوین طرح سازگاری با کمآبی و سند راهبردی آب استان در سال ۱۳۹۳ در مرکز تحقیقات دانشگاه شهرکرد، افزود: اگر این ۲ طرح به مرحله اجرا میرسید بیشک منابع آب استان در وضعیت بهتری قرار داشت.
در همین حال مدیرعامل آب منطقهای چهارمحال و بختیاری هر چند قبول دارد که برای سازگاری با کم آبی در سالهای گذشته اقدامات چندانی در استان انجام نشده اما بر این نظر است که این استان از منابع آب سطحی برخوردار است اما بسترهای مناسبی برای بهرهگیری از آن ایجاد نشده است و همین موضوع سبب شده تا به منابع آب زیرزمینی فشار وارد شود.
فردوس کریمی این وضعیت را به «نبود زیرساختهای مناسب» مربوط میداند و از تلاش وزارت نیرو برای ایجاد زیرساختهایی نظیر خطوط انتقال آب، مخازن، تصفیهخانه و شبکههای توزیع آب در استان خبر میدهد.
چهارمحال و بختیاری دارای ۱۰ شهرستان با جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت است. اما برابر آمار منتشره، ۱۵ درصد از مجموع ۱۰۰ هزار مشترک آب شهری و روستایی چهارمحال و بختیاری پرمصرف هستند. بیش از ۷۰ روستای این استان با جمعیتی بیش از 18 هزار نفر به وسیله تانکر آبرسانی میشود. این روستاها در تمامی نقاط استان به ویژه در شهرستانهای لردگان، خانمیرزا و اردل پراکنده شدهاند و برخی از این روستاها به سبب خشکیدگی مخازن آب و برخی به سبب نبود خطوط آبرسانی با تانکر آبرسانی میشوند.
علاوه بر این شهرهایی در شهرستانهای شهرکرد، بروجن و بن با تنش آبی روبهرو هستند و به ویژه در فصل تابستان با قطعی مکرر آب روبهرو شده به طوری که با آبرسانی سیار بخشی از نیاز این شهرها تامین میشود.
مدیرعامل آب منطقهای چهارمحال و بختیاری سازگاری با خشکسالی را یک ضرورت دانست و گفت: باید بتوانیم بین عرضه و تقاضای آب در استان تناسب ایجاد کنیم که در همین راستا با مصرف بهینه در بخش شرب و اصلاح الگوی کشت و هدایت کشاورزان به سمت کشتهای گلخانهای میتوان پیامدهای خشکسالی را در استان مدیریت کرد.
از آنجا بخش عمده آب کشور به مصرف بخش کشاورزی میرسد از همین رو ضرورت اجرای طرح سازگاری با خشکسالی در این بخش از اهمیت بیشتری برخوردار است.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری میگوید این سازمان از سالهای اخیر تلاش کرد تا با بهرهوری در مصرف آب این بخش را با شرایط خشکسالی سازگار کند بهطوریکه در سال ۹۸ با مصرف یک میلیارد و ۵۰ میلیون مترمکعب آب ۹۰۰ هزار تن محصول در استان برداشت شده است اما در سال زراعی گذشته (۱۴۰۰-۱۴۰۱) با در اختیار داشتن کمتر از ۷۵۰ میلیون مترمکعب آب بیش از یک میلیون و ۵۵۰ هزار تن محصول تولید کرده است.
حسین برزگر میگوید: در طول سالهای اخیر توسعه کمی در بخش زراعت به ویژه در اراضی آبی نداشتهایم بلکه از ۸۷ هزار هکتار اراضی آبی به ۷۸ هزار هکتار کاهش یافته است اما در توسعه باغات در اراضی شیبدار افزایش کمی داشتهایم.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری با اشاره به اهمیت اصلاح الگوی کشت در افزایش راندمان آب در بخش کشاورزی، گفت: اگر بخواهیم این برنامه را به خوبی عملیاتی کنیم باید به معنای واقعی از کشاورز حمایت شود و تحقق این مهم میطلبد تا مجلس شورای اسلامی مشوقهای قانونی برای این منظور درنظر بگیرد. به گفته او، جهش تولید در دیمزارها یکی از طرحهای مهمی است که قرار است در استان چهارمحال و بختیاری و 15 استان دیگر به صورت آزمایشی انجام گیرد. رئیس سازمان جهاد کشاورزی چهارمحال و بختیاری همچنین به اجرای طرح کشاورزی قراردادی در استان اشاره کرد و افزود: این طرح امسال با کشت غلات در استان آغاز شده است و از آنجا که قدرت ریسکپذیری کشاورزی را بالا میبرد و نهادهها از سوی پیمانکار به موقع تامین میشود میتواند باعث افزایش عملکرد شود.
هرچند بیشتر آب تولیدی کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود اما سازگاری با خشکسالی در بخش صنعت و شرب نیز اهمیت خاص خود را دارد. استفاده از پساب در بخش صنعت موضوعی است که میتواند در سازگاری با کمآبی و خشکسالی موثر واقع شود. این در حالی است که از حدود ۳۰ میلیون مترمکعب پساب فاضلاب تولیدی در استان تنها سه میلیون مترمکعب آن به مصرف صنعت میرسد. هرچند به تازگی طی قراردادی بین شرکت آب و فاضلاب استان و شرکت شهرکهای صنعتی، ۱۰۰ لیتر بر ثانیه پساب برای شهرک صنعتی شماره ۱ و ۲ شهرکرد خریداری شده و عملیات اجرایی آن در حال انجام است. در بخش شرب نیز از آنجا که باید آب باکیفیت، سالم و بهداشتی به دست مصرفکننده برسد تامین آب در این بخش دارای سختی و حساسیتهای خاص خود است و میطلبد تا در این خصوص نیز مصرف بهینه آب مورد توجه شهروندان قرار گیرد که با این وجود همچنان ۱۵ درصد از مجموع ۱۰۰ هزار مشترک شهری و روستایی چهارمحال و بختیاری پرمصرف هستند. علاوهبر آن میطلبد تا نسبت به نوسازی و تعویض شبکه فرسوده توزیع آب این استان نیز اقدام شود چرا که به طور متوسط ۳۰ تا ۳۵ درصد مصرف آب در بخش شرب در شبکههای فرسوده هدر میرود.
طرحهای دولتی مسکن ضد رفاه و توسعه هستند
کمال اطهاری، کارشناس اقتصادی با اشاره به از دست رفتن رفاه اجتماعی و عدم دسترسی افراد به مسکن، اظهار داشت: قیمت مسکن در حال حاضر به 20 برابر درآمد متوسط خانوار شهری رسیده در حالی که حد قابل قبول آن 5 برابر درآمد خانوار شهری است. بنابراین مسکن و طرحهای دولتی در بخش مسکن نه تنها موتور اقتصادی نیستند بلکه ضد رفاه و ضد توسعه هستند و مسئولان هم بر اجرای این طرحها و اینکه مسکن پیشران اقتصاد بوده، اصرار داشته و دارند و این موضوع در مدلهای اقتصادی مخرب بوده و از نظر علمی بسیار مبتذل است.
او با بیان اینکه الگوی توسعه اقتصاد دانش بنیان را دولت احمدینژاد از بین برد، گفت: دولتهای بعدی هم پیگیر اجرای الگوی توسعه اقتصاد دانش بنیان نبودند البته دولت روحانی قصد نداشت این روند را طی کند اما در ادامه به آن تن داد و الگوی توسعه دانش بنیان در تمام این سالها کنار گذاشته شد.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه چرا در طول این سالها دولتها به این مطالبات مردمی و از دست رفتن سرمایهگذاریها و ایجاد رفاه عمومی بیتوجه بودهاند، تاکید کرد: پاسخ این است که با دولت تسخیر شده توسط رانت جویان به ویژه اینکه این رانت جویی از سوی شرکتهای خصولتی رایج شد، مواجه بودیم و تسخیر شدگی دولت به وسیله رانت جویان در حالی بود که مباحث اقتصاد دانش بنیان در قالب برنامه چهارم در حال پیگیری و امکان اجرایی شدن آنها هم بود و اگر این برنامه عملیاتی میشد به هیچ وجه کشور به این مرحله و اعتراضات مردمی نمیرسید.
اطهاری گفت: با اجرای برنامه توسعه چهارم و ادامه آن روند، بخشی از مطالبات مردم پاسخ داده میشد چراکه جهتگیری و ساختار آن درست بود. البته باید توجه داشت که دولت آمریکا با این برنامه و مدل توسعه اقتصاد ایران موافق نبود از این رو ایران را به سمت نظامیگری سوق داد و با ورود نظامیگری ایران این دو عامل به دو تیغه قیچی تبدیل شدند که فرایند توسعه اقتصادی ایران را بریدند. حال اینکه عدهای توانستند از این ماجرا بربایند که به کاسبان تحریم تبدیل شدند و مسئول تمام این شرایط فعلی کشور و هر واقعی که در کشورمان رخ میدهد، همین افراد هستند.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در حالی که باید یک تیغه قیچی خود را عقب میکشید اما عدهای آنقدر منافع عظیمی به دست میآوردند که حاضر به عقبنشینی نشدند، به طوریکه سالانه 80 میلیارد دلار از کشور خارج میشود و هر چه وضعیت بیثباتی در کشور ادامه پیدا میکند این خروج سرمایه بیشتر میشود و معلوم است که مردم به این شرایط واکنش نشان میدهند و حق توسعه را میطلبند.
او تاکید کرد: در این میان عدهای آنقدر پیش رفتهاند که وقتی رئیس دستگاه قضا مردم و جامعه را به گفتوگو دعوت میکند، از جایی صدایی در میآید که حق گفتوگو ندارید. در واقع این جریان خود را نظام میداند در حالی که مردم نظام هستند. یک بخش و جناح کوچکی در دولت خود را تجلی نظام میداند و سایر جریانها و جناح را قبول ندارد و گروه محدودی که پرفشار عمل میکنند مردم را سازنده نظام اقتصادی و اجتماعی نمی داند.
این کارشناس اقتصادی با اینکه شوروی در اوج قدرت نظامی و سیاسی فروپاشی را تجربه کرد، گفت: این فرایند را مسئولان در طول سالهای گذشته با اصرار پیمودند و تمام حاکمیت هم مسئول آن است و در واکنش به آنها، نارضایتیهایی ایجاد شده و وقتی که مردم ایران با فرهنگ بسیار بالا در مقطعی که ترامپ حالت تجاوزگری گرفته بود با عقل سلیم و پخته رفتار کردند، برای عدهای این توهم ایجاد شد که مردم عقب کشیدند و عمق خواسته مردم را فراموش کردند. از سوی دیگر صدای مردم به دولتی که به وسیله رانت جویان تسخیر شده، نمیرسد و راههای رسیدن صداهای مردمی را مسدود میکنند. او تاکید کرد: اگر حاکمیت همچنان به این روند ادامه دهد و نتواند راهی را بگشاید که مردم را قانع کند که نیازی به انقلاب نیست و درد و رنج آنها را بکاهد با واکنش همه جانبه مواجه میشود.
«فاطمی امین» در مجلس انقلابی استیضاح میشود
چهارشنبه هفته پیش بود که نایب رئیس مجلس، طرح استیضاح وزیر صمت را پس از ماهها اصرار نمایندگان متقاضی برکناری این عضو کابینه و انکار هیئت رئیسه مجلس، اعلام وصول کرد. استیضاحی که باید آن را نهتنها نخستین استیضاح یکی از وزیران دولت رئیسی، بلکه در عین حال نخستین تجربه نمایندگان مجلس انقلابی در استیضاح وزیران دولت دانست. تجربهای که بهگفته سخنگوی هیئت رئیسه مجلس قرار است یکشنبه هفته آینده رقم بخورد و باید دید نتیجه آن به برکناری سیدرضا فاطمی امین خواهد انجامید یا او همچنان بهعنوان وزیر صمت با دولت رئیسی همکاری میکند.
مجلس این هفته تعطیل است. نمایندگان به حوزههای انتخابیه رفته و فارغ و تا پیش از یکشنبه هشتم آبانماه، خبری از جلسات علنی یا غیرعلنی و همچنین جلسات معمول کمیسیونهای تخصصی نخواهد بود. یکشنبه هشتم آبانماه اما اگر اتفاق دور از انتظاری نیفتد، نمایندگان در صحن علنی تشکیل جلسه میدهند تا نخستین استیضاح دولت سیزدهم را رقم بزنند. استیضاحی که البته در عین حال نخستین تجربه مجلس یازدهمیها در بهکارگیری این ابزار نظارتی نیز است چنانکه چهارشنبه گذشته از سوی نایب رئیس مجلس اعلام وصول شد. درخواست نمایندگان برای استیضاح وزیر صمت البته از چند ماه پیش از این مطرح بود و در این مدت آنچه دستکم برای مدتی، این استیضاح و مواجهه دولت و مجلس را به تعویق انداخت، تلاشی بود که با محوریت دولت و به منظور تفکیک وزارت صمت در جریان بود. با این حال وقتی این موضوع با مخالفت کمیسیون صنایع مواجه شد و مهلت دو ماهه مجلس به دولت برای تعیینتکلیف این موضوع به پایان رسید، طرح استیضاح فاطمی امین از کازیوی هیئت رئیسه خارج و اعلام وصول شد. استیضاحی که دیروز سخنگوی هیئت رئیسه مجلس از زمان انجام آن و برگزاری نشستی که به این منظور تشکیل خواهد شد، خبر داد و گفت که با توجه به اعلام وصول درخواست استیضاح وزیر صنعت، معدن و تجارت در نشست علنی روز چهارشنبه هفته گذشته، سیدرضا فاطمی امین روز یکشنبه ۸ آبان استیضاح میشود.
اما ماجرای این استیضاح چیست و چه شد که نمایندگان مجلسی که همسو و حامی دولت است، تا اینجا پیش رفته و عزمشان را برای برکناری این عضو کابینه ابراهیم رئیسی جزم کردهاند. پاسخ یکی از نمایندگان تهران به این پرسش درباره علت استیضاح وزیر صمت، آنطور که خبرگزاری دولتی ایسنا روز گذشته در خبری کوتاه اعلام کرد، «چندان کارشناسی نیست.» این را مالک شریعتی نیاسر از جمله نمایندگان نزدیک به شهردار کنونی تهران گفته و فراتر از این، تاکید کرده «چنانچه پشت صحنه مطرح شود، قطعا این استیضاح در مجلس رای نمیآورد»؛ چراکه به باور او، فاطمی امین از «وزیران پرتلاش و خوب دولت» است و «عملکردی قابلقبول» داشته است.
یک عضو کمیسیون صنایع و معادن با بیان اینکه «۲۵ درصد اقتصاد کشور مربوط به حوزه صنعت، معدن و تجارت است»، گفت: وزارت صمت محل آزمون و خطا نیست؛ بلکه باید فردی مجرب و توانمند که اشراف کامل به این حوزه دارد، مسئولیت وزارت صنعت و معدن و تجارت را در اختیار بگیرد
اما طبیعتاً همه نمایندگان با مالک شریعتی نیاسر همنظر نیستند. مثل نماینده آبادان که با یادآوری آنچه وزیر صمت در جریان کسب رایاعتماد، به نمایندگان تعهد داده بود، از بدعهدی و بدقولی فاطمی امین گفته و تاکید دارد که همین یک فقره برای استیضاح او کافی است. احمد مرادی گفته «وزیر صمت در زمان رایاعتماد به مجلس قول داد که ظرف ۶ ماه وضعیت بازار خودرو را ساماندهی کند اما این اتفاق نیفتاد و مجلس برای پاسخگویی به مطالبات مردم، باید از ابزارهای نظارتی خود استفاده کند.» همزمان اما برخی از نمایندگان معتقدند که انگیزههای سیاسی و مطالبات شخصی نمایندگان منجر به کلید خوردن این استیضاح شده است. چنانکه دیروز یک عضو فراکسیون اکثریت با تاکید بر آنچه «حاشیهسازی نمایندگان برای وزیر صمت» خواند، گفت: «استیضاح فاطمی امین را سیاسی است.» حبیبالله دهمرده که پیش از ورود به پارلمان، سابقه همکاری با دولت احمدینژاد را نیز کارنامه دارد، همچنین به ایرنا گفته «وزیر صمت به کسی رانت و باج کسی نمیدهد و دنبال حاشیه نیست.»
احمد مرادی اما چنین باوری ندارد. او که از امضاکنندگان استیضاح وزیر صمت است، با تاکید بر حق نمایندگان در استفاده از ابزارهای نظارتی همچون استیضاح، سوال و تذکر، به ایسنا گفته است: «معمولا پیش از استیضاح، رایزنیهایی صورت گرفته و جلساتی برگزار میشود تا مسائل و مشکلات مربوطه مطرح شده و شخص وزیر باید قادر باشد تا به این سوالات و اشکالات موجود پاسخ دهد. اما هیچ نمایندهای بهدنبال خواستههای شخصی برای امضای یک استیضاح یا سوال نیست.» نماینده بندرعباس در مجلس با اشاره مجدد بر عدم تعهد فاطمی امین به وعدهها و شعارهایی که در جریان برگزاری جلسه رایاعتماد مطرح کرد و در این مدت، دستکم به باور مرادی، به آن پایبند نبود، یکی از مطالبات جدی مردم و مجلس را «ساماندهی بازار خودرو» عنوان کرد. موضوعی مهم که بهگفته مرادی، «شخص وزیر در جلسه رایاعتماد قول داد که ظرف ۶ ماه این صنعت را ساماندهی کند اما این اتفاق نیفتاد» و بهباور این نماینده مجلس، «همین یک مورد هم بهتنهایی برای طرح استیضاح کافی است.» هرچند او در عین حال تاکید کرده که بجز این، موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که نمایندگان را برای استیضاح وزیر صمت متقاعد کند. مواردی که مرادی از جمله به «بیتوجهی وزیر صمت به صنایع و زیرمجموعههای آن» اشاره کرده و با تاکید بر گلهمندی نمایندگان به این دلیل، گفته همهچیز به توضیحات وزیر در جلسه رایاعتماد وابسته است.
یک عضو فراکسیون اکثریت مجلس با تاکید بر آنچه «حاشیهسازی نمایندگان برای وزیر صمت» خواند، گفت: استیضاح فاطمی امین را سیاسی است
اگرچه نماینده بندرعباس، بدقولی وزیر صمت در ساماندهی صنعت خودرو را بهتنهایی برای استیضاح او کافی میداند اما این تنها دلیل نمایندگان برای استیضاح فاطمی امین نیست. چنانکه نماینده قزوین در مجلس از محورهای چهارگانهای گفته که منجر به استیضاح وزیر صمت شده و در تشریح این محورها میگوید: «حوزه خودرو بهصورت عام از تولید تا عرضه، واردات انواع و اقسام خودروها و همچنین حوزه فولاد از جمله محورهای طرح استیضاح وزیر صمت است.» لطفاله سیاهکلی که معتقد است «فاطمی امین در حوزه معدن، بسیار ضعیف عمل کرده»، این عملکرد ضعیف را از دیگر محورهای این طرح استیضاح خوانده و به خبرگزاری برنا گفته است: «محور دیگر استیضاح حوزه تنظیم بازار تعیین شده است.» این عضو کمیسیون صنعت و معدن مجلس همچنین در خصوص احتمال برکناری فاطمی امین در پایان جلسه استیضاح و پیشبینی سرنوشت او در وزارت صمت گفته «فاطمی امین عملکرد قابلقبولی نداشته و بهرغم اینکه دو بار در کمیسیون صنعت و معدن برای پاسخگویی به سوالات حضور پیدا کرده اما نتوانسته اعتماد و نظر اعضای کمیسیون را جلب کند؛ بنابراین فکر میکنم در صحن علنی مجلس هم نتواند اعتماد نمایندگان را جلب کند.» سیاهکلی که پیشبینی کرده استیضاح وزیر صمت در صحن مجلس رای بیاورد، پیشاپیش به ویژگیهای وزیر بعدی و جایگزین احتمالی فاطمی امین نیز پرداخته و گفته «وزیر صمت باید بتواند موضوعات و مشکلات این حوزه را حل و فضل کند؛ چرا که بحث معیشت مردم، بازار و تنظیم بازار، عرضه و تقاضا و واردات و صادرات و تولید به عمکلرد این وزارتخانه وابسته است. او گفته «۲۵درصد اقتصاد کشور مربوط به حوزه صنعت، معدن و تجارت است.» سیاهکلی تاکید دارد که «وزارت صمت محل آزمون و خطا نیست؛ بلکه باید فردی مجرب و توانمند که اشراف کامل به این حوزه دارد، مسئولیت وزارت صنعت و معدن و تجارت را در اختیار بگیرد.» با وجود انتقادهایی که این نماینده و برخی از دیگر نمایندگان نسبتبه عملکرد فاطمی امین مطرح کردهاند اما باید دید در نخستین جلسه علنی مجلس در روز یکشنبه هفته آینده، چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود. آیا سکان هدایت این وزارتخانه کلیدی همچنان در جیب فاطمی امین میماند یا ابراهیم رئیسی بار دیگر باید به فکر انتخاب وزیری جدید برای پیشنهاد کردن به مجلس باشد. آن هم در حالی که رئیسی پس از چند ماه درگیری برای تعیینتکلیف وزیر کار و تکمیل ترکیب کابینه که با استعفای وزیر پیشین کار، بیش از ۳ ماه زیر نظر سرپرست اداره میشد و همین چند روز پیش، سرانجام وقتی از بلاتکلیفی درآمد که رئیسی معاون اجراییاش را به این وزارتخانه فرستاد.
تایید نفوذ به سرور یکی از شرکتهای تابعه سازمان انرژی اتمی
اداره کل دیپلماسی عمومی و اطلاعرسانی سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد: مطالب منتشره در فضای مجازی مبنی بر نفوذ به سرور پست الکترونیک شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی با هدف جلب توجه عموم و فضاسازیهای رسانهای صورت گرفته است. به گزارش ایسنا، بر اساس گزارش دریافتی از واحد فناوری اطلاعات شرکت مادر تخصصی تولید و توسعه انرژی اتمی، دسترسی غیرمجاز از مبدا یک کشور خارجی مشخص، به سامانه پست الکترونیک این شرکت منجر به انتشار محتوای برخی از پستهای الکترونیکی در فضای مجازی شد. در پی این امر، واحد فناوری اطلاعات شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی بر اساس ترتیبات پیشبینی شده و در کوتاهترین زمان ممکن ضمن انجام اقدامات لازم و پیشگیرانه، موضوع را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد و گزارش اولیه خود را به مسئولان سازمان انرژی اتمی ارائه کرد. لازم به ذکر است که محتوای موجود در ایمیلهای کاربران حاوی پیامهای فنی و تبادلات معمول و جاری روزمره است. بدیهی است هدف از انجام اینگونه تلاشهای غیرقانونی که از روی استیصال انجام میشود، به منظور جلب توجه عموم، فضاسازیهای رسانهای و عملیات روانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری است. به گزارش ایسنا، یک گروه هکری به نام «بلک ریوارد» (پاداش سیاه) مدعی شده بود با رخنه اطلاعاتی به شرکت مادر نیروگاه هستهای بوشهر به اسناد و اطلاعاتی از جزئیات فعالیتهای هستهای ایران دست یافته است. در اسناد جدیدی که گروه بلک ریوارد همرسانی کرده نیز عکسها و نقشههایی از تاسیسات هستهای، قراردادهای میان نیروگاه بوشهر و شرکتهای دیگر، فیشهای پرداخت و اسناد مربوط به ارزیابی ایمنی تاسیسات دیده میشود. گروه بلک ریوارد پیش از همرسانی اسنادی که میگوید با رخنه به شرکت مادرتخصصی تولید و توسعه انرژی اتمی ایران به دست آورده، پیامی در شبکههای اجتماعی همرسانی کرد و خواهان آزادی زندانیان سیاسی شد. شرکت بهرهبرداری نیروگاه اتمی بوشهر یکی از زیرمجموعههای شرکت مادر تخصصی تولید و توسعه انرژی اتمی ایران است.
آبان و خطر دوباره سیلاب پاییزه
پیشبینی سازمان هواشناسی نشان میدهد که در هفته اول آبانماه در برخی مناطق شمال غرب ایران، شمال استانهای کرمانشاه، همدان و قزوین، سواحل دریای مازندران، ارتفاعات البرز، خراسان شمالی و شمال خراسان رضوی بارش باران همراه با رعدوبرق و وزش باد، با احتمال وقوع سیلاب همراه است. بارشها به دامنههای جنوبی البرز، و در ارتفاعات البرز بارش برف انتظار میرود. ایران مرتباً تحت تأثیر سیل قرار میگیرد و در دهه گذشته خشکسالیهای مکرر با سیلابهای ناگهانی یا سراسری، مهمترین مخاطره آسیبزا به زیرساختهای کشور بوده است. در سال 1398، بارندگی شدید در جنوب این کشور حداقل 76 کشته برجای گذاشت. این حوادث خسارتی به بار آورد که میزان آن بیش از 3.5 میلیارد دلار به صورت مستقیم و در همین حدود به صورت غیرمستقیم – جمعا حدود 7 میلیارد دلار – برآورد شده است. تغییرات آب و هوایی باعث تشدید آب و هوای شدید از جمله خشکسالی و همچنین پتانسیل افزایش شدت طوفان های بارانی میشود. در یک سال متوسط، سه چهارم بارندگی ایران بین دیماه تا فروردینماه میبارد. برای تمرکز این بارندگی منجر به سیل اولاً، رشته کوه زاگرس که در جنوب غرب ایران و رشته کوههای البرز در شمال شرق هر دو به عنوان سدی در برابر جریان هوا عمل میکنند و مرکز کشور را با انباشته شدن باران در سمت بادگیر در ارتفاعات خشک نگه میدارند. دوم آنکه زمین ، ترکیبی از کاربری زمین، به ویژه با شهرسازی، نوع خاک و درههای شیبدار موجب میشود تا مقدار زیادی از بارندگی به سطح زمین نفوذ نکند، به سرعت بریزد و منجر به سیل ناگهانی شود.
سیل پس از زلزله دومین خطر طبیعی رایج ایران است. ایران در طول تاریخ اخیر مرتباً متحمل سیلهای مشابه شده است. در 20 مرداد 1380، 247 نفر در استان گلستان بر اثر سیل با بازگشت 200 ساله کشته شدند. دقیقا سال بعد در همان روز یعنی 20 مرداد 1381 مجددا سیلاب در جنگل گلستان تلفاتی را بر جا گذاشت. این رخدادها در مرداد 1380 و 1381 در حوضه رودخانه مادرسو موجب سیلاب شدید در تعدادی از زیرحوضه ها و رودخانه اصلی شد. حوضه رودخانه مادرسو زیرحوضه گرگانرود در استان گلستان است.
بارندگی شدید در هفته اول مرداد 1401 باعث سیل و زمینلغزش در 21 استان از 31 استان کشور شد و منجر به کشته شدن حداقل 98 نفر، آسیب شدید به صدها روستا، قطع دسترسی به جاده های اصلی شد. این سیل مرگبارترین رویداد مخاطره هیدرولوژیکی در یک دهه اخیر ایران است چرا که در سیلاب سراسری فروردین 98 تلفات 78 نفری گزارش شد و سیلاب وسیع 1401 که بعد از 40 ماه رخ داد پرتلفات تر از رخداد فروردین 98 بود. بارانهای موسمی مانند که برای فصل خشک تابستان معمولی در بیشتر ایران و خاورمیانه غیرمعمول است، با الگوی آب و هوای غیرقابل پیشبینی و شدید در سراسر جهان مطابقت دارد. سیل در شهر باستانی یزد، میراث یونسکو با کوچههای باریک هزارتو، خانههای آجری گنبدی و بادگیر ها، آسیب زیادی به زیرساختها زد و بخش تاریخی شهر تخلیه شد.
در سیلاب 1401، پدیده مشاهده مدیریت بحران به صورت برخط در محیط فضای مجازی (اینستاگرام و…) به صورت بسیار پررنگتر از سابق دیده شد. ظاهرا بعضی مدیران تلاش بیوقفهای برای سرعت عمل در نمایش فعالیتهایشان را به عنوان دستور کار مدیران رسانهای خود تعریف کردهاند. این وضع موجب شده که به صورت تکراری حتی «نمایش حضور در منطقه آسیبدیده»، به عنوان جنبهای از سرعت عمل و مدیریت دلسوزانه نمایش داده شود.
شاخص آلودگی هوای تهران بر اساس اعلام شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به 193 رسید و در بازه ناسالم برای تمام گروهها ارزیابی شد. پایتخت از ابتدای سال تا امروز، 8 روز هوای ناسالم برای تمام افراد و 83 روز هوای ناسالم برای گروههای حساس را تجربه کرده است. در روز پایانی اولین ماه فصل پاییز، تهرانیها 2 روز هوای بسیار ناسالم و دو روز هوای خطرناک را تنفس کردهاند و هوای پاک هم فقط 2 روز مهمان ریههای پایتختنشینان شد. میانگین کیفیت هوای تهران در 24 ساعت منتهی به روز 30 مهر، از شاخص آلودگی 101 با ذرات معلق آلاینده 2.5 میکرون به 193 رسید. افول 82 پلهای کیفیت هوا، به دلیل وزش باد نسبتاً شدید در بعد از ظهر این روز و بلند شدن گرد و غبار از مناطق مستعد در جنوب و جنوب غربی شهر تهران بود. به علاوه سوزاندن چوب، احتراق ناقص در ترکیبات هیدروکربنی، احتراق سوخت موتورهای دیزل، واحدهای صنعتی، کشاورزی، جادههای آسفالت نشده و فعالیتهای ساختمانسازی و آلایندههای غیر گازی همه دست به دست هم داده و ذرات معلق آلاینده هوا را به 10 میکرون رساندند.
با شروع فصل سرد در شش ماهه دوم هر سال پدیده وارونگی دما، آلودگی و آلایندگی هوا سلامت شهروندان کلان شهرها را به خطر میاندازد. امسال مثل سالهای گذشته گرد و غبار نیز بر کیفیت هوا تاثیرگذار است. با توجه به پیشبینی پاییز خشک و کمبارش برای سال جاری که تا امروز با وجود به پایان رسیدن یک ماه از فصل پاییز و ورود به دومین ماه این فصل، تا کنون تنها 8 دهم میلیمتر بارش باران داشتهایم. استاندار تهران نیز پیشتر به ایسنا گفته بود که کمبود بارندگی از علل تشدید آلایندگی هوا است.
معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران گفت: با توجه به پدیده وارونگی دما در شش ماهه دوم در شهر آلودهای مانند تهران باید حتما سوخت گاز صنایع و نیروگاهها تامین شود تا مشکلی بابت مصرف سوخت مازوت نداشته باشیم
برای مازوتسوزی استثنا قائل میشوند؟
یکی از متهمان ردیف اول آلودگی هوای تهران، همواره سوخت و به خصوص مازوتسوزی بوده است. مازوت نوعی نفت کوره به شمار میآید که کیفیت پایین و ویسکوزیته بالایی دارد و در نیروگاههای حرارتی و موارد مشابه از آن استفاده میشود. بر اثر سوزاندن سوختهای فسیلی حاوی گوگرد همچون مازوت، اکسید های گوگرد منتشر میشوند که بخش بیشتر آن را سولفور دی اکسید تشکیل میدهد. سولفور دی اکسید گازی سمی و مضر است. این گاز وزن بیشتری نسبت به هوا دارد و زمانی که غلظت آن در هوا به بیش از حد مجاز برسد، بوی بدی خواهد داشت که در این سطح کشنده خواهد بود. با وجود اینکه زهره عبادتی، معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران به ایسنا گفت: «تلاش بر این است که اجازه استفاده از سوخت مازوت را مانند سه سال اخیر که از این ظرفیت استفاده کردیم، ندهیم.» او همچنین گفته است که تکنولوژی نیروگاههای تهران قابلیت مازوتسوزی ندارند و سوختشان عمدتا گازوئیل است. این در حالی است که دو روز پیش محسن منصوری استاندار تهران درباره گازرسانی صنایع گفت: «باید توزیع گاز در صنایع به گونهای باشد که صنایع به مازوتسوزی روی نیاورند. اگر استثنائا به هر دلیلی با اخذ مجوز مقرر شد صنایعی از این فرایند استفاده کند باید تدبیر شود که بیشترین فاصله را با تهران داشته باشد.» البته معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران از همکاری با محیط زیست در این زمینه خبر داده است و اضافه کرد: «با توجه به پدیده وارونگی دما در شش ماهه دوم در شهر آلودهای مانند تهران باید حتما سوخت گاز صنایع و نیروگاهها تامین شود تا مشکلی بابت مصرف سوخت مازوت نداشته باشیم.»
80 درصد آلودگی تهران به گردن منابع آلاینده متحرک
با وجود اینکه مازوت یکی از دلایل آلودگی هواست اما خودروها و موتورسیکلتها هم در به شماره انداختن نفسها، بیتقصیر نیستند، استاندار تهران در این باره گفته بود: «۳۰ تا ۳۲ درصد آلایندگی مربوط به منابع ثابت همچون کارخانهها و ۶۷ تا ۸۰ درصد آلودگی تهران سهم منابع متحرک همچون اتوبوس، تاکسی و موتورسیکلت است. در این میان موتورسیکلتها سهم زیادی را به خود اختصاص میدهند. چرا که اگر موتورسیکلتی استاندارد لازم را نداشته باشد چهار تا پنج برابر یک خودرو آلایندگی ایجاد میکند. در تهران به ازای هر نفر تقریبا یک خودرو داریم؛ لذا باید در این حوزه برنامهریزی دقیقی انجام دهیم.» به همین دلیل هم بود که منصوری، از برنامهریزی برای جایگزینی موتورسیکلتهای برقی به جای موتورسیکلتهای کاربراتوری برای کاهش آلودگی هوا در شش ماهه دوم سال خبر داد. کارشناسان نیز راهکار کاهش آلودگی هوا در ماههای پیش رو را عمل به قانون هوای پاک میدانند که مهمترین آن خارج کردن خودروهای فرسوده از چرخه فعالیت و استفاده از ناوگان جدید و به روز است.
اجرای ضعیف قانون هوای پاک، تهران را آلودهتر کرد
«پیام ما» پیش از این در گزارشی به بررسیهای مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم و مقایسه شاخص کیفیت هوا از اول فروردین تا ۳۰ شهریور در طول سالهای ۹۹ تا ۱۴۰۱ اشاره کرد که شمار روزهای پاک تهران از ۱۵ روز در سال ۹۹ به ۲ روز در ۱۴۰۱ رسیده است. روزهای ناسالم کلان شهر تهران هم از ۲ روز در سال ۹۹ و یک روز در سال ۱۴۰۰ به ۸ روز در سال جاری رسیده است. همچنین در حالی که در دو سال گذشته هیچ روزی با شرایط بنفش و قهوهای در این آمار ثبت نشده، در ۶ ماه گذشته یک روز بسیار ناسالم (بنفش) و دو روز با شرایط خطرناک (قهوهای) در تهران تجربه شده است. مرور این آمارها در تهران نشان داد که وضعیت آلودگی هوا بدتر شده است. این درحالی است که پنج سال از تصویب قانون هوای پاک میگذرد و از بین ۵۶ ماده مقرر در قانون هوای پاک و آیین نامه فنی آن اجرای ۲۲ ماده به صورت ضعیف، ۱۷ ماده متوسط بوده است. به بیان دیگر، بیشترین وزن کیفیت اجرا مربوط به اجرای ضعیف و پس از آن اجرای متوسط برآورد شده است. با این توصیفات به طور کلی دستگاههای اجرایی در اجرای قانون هوای پاک و آییننامه فنی آن عملکرد ضعیف رو به متوسط داشتهاند. بدیهی است تا زمانی که نحوه عملکرد بدین صورت باشد نباید انتظار بهبود کیفیت هوا و تحقق هوای پاک را داشت. اگر این وضعیت اصلاح نشود در آینده نیز انتظار بهبود کیفیت هوای تهران، شاید فقط رویایی دور و دستنیافتنی باشد.
رویای ۴۲۰۰ میلیارد تومانی وزیر کشاورزان
۱۲ روز پس از رونمایی از سند الگوی کشت توسط وزیر جهاد کشاورزی و معاون اول رئیس جمهور آن هم بدون مسئولان وزارت نیرو بخشهای آب در حالی که به جز یک پاورپوینت ۱۹ صفحهای هیچ چیز از سند مورد ادعای «سید جواد ساداتینژاد» منتشر نشده است، او خبر از اجرای آن و عقد قراردادهای تغییر الگوی کشت میدهد. این در حالی است که به نظر میرسد آنچه به ادعای این وزیر دولت سیزدهم پس از ۵۰ سال قرار است به اجرا درآید بیش از هر چیز نیاز به اطلاعرسانی و فرهنگسازی آن هم در میان کشاورزان دارد. این نکته وقتی جالبتر میشود که وزارت نیرو چه در سطح ستادی و چه در شرکت مدیریت منابع آب کشور نیز از آنچه وزارت جهاد کشاورزی میخواهد اجرا کند خبر ندارند و مشخص نیست «سیدجواد ساداتینژاد» با چه میزان آب قرار است طرح خود را به اجرا درآورد. رونمایی از سند تغییر الگوی کشت وقتی قابلتاملتر میشود که نماینده پیشین کاشان در مجلس انقلابی و دوره دهم قوه مقننه در قامت وزیر جهاد کشاورزی آن را به شورای عالی آب هم برد و از آنجا نیز برای این سند که نیازمند ۴هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان تخصیص اعتبار مصوبه گرفت. همین تعجیل از سوی وزارتخانه جهاد کشاورزی و بیخبری وزارتخانه نیرو از محتوای سند این نگرانی را دامن میزند که آیا صرفاً قرار است بودجهای به اسم تغییر الگوی کشت در کشور هزینه شود؟ برای اینکه بتوانیم به پاسخ این پرسش نزدیکتر شویم ابتدا باید تازهترین اظهارات «سیدجواد ساداتینژاد» را مرور کنیم.
رؤیای ۴هزار و ۲۰۰ میلیارد تومانی
دولتمرد ۵۰ سالهای که مدعی است «الگوی کشت موضوعی است که شاید سابقه ۵۰ ساله در کشور دارد و با سختیهایی در اجرا تا به امروز مواجه بوده و براساس قانون، دولت سیزدهم پای ابلاغ این طرح ایستاده» از اجرای سند مورد نظر با حضور رئیسجمهور در هفته بعد خبر داد. او این خبر را در گردهمایی سراسری مدیران ستادی معاونت امور باغبان، معاونین بهبود تولیدات گیاهی، مدیران امور باغبانی استانها و اتاق اصناف کشاورزی که به میزبانی بانک کشاورزی در شهرستان بابلسر استان مازندران برگزار شد اعلام کرد.
«سید جواد ساداتینژاد» در این جلسه با اشاره به اینکه قرار است الزامات و برنامهریزیهای صورت گرفته در سطح کارگروه ملی الگوی کشت با دستور رئیس جمهوری ابلاغ و با حضور معاون اول رئیس جمهوری و حضور دستگاههای مختلف اجرا شود، افزود: در استانها استانداران رئیس کارگروه استانی الگوی کشت هستند تا هماهنگیهای لازم بین دستگاهی را برقرار کنند و بتوانیم این بار الگوی کشت را در کشور بر این اساس عملیاتی کنیم.
مروری بر پاورپوینت ۱۹ صفحهای از سند الگوی کشت «سید جواد ساداتینژاد» نشان از آن دارد که اعداد و ارقام به کار رفته در آن با هم تطابق ندارد. برای مثال در تنها مواردی که به کاهش مصرف آب اختصاص داده شده یعنی در دو مورد، اعداد کاهش مصرف با هم هیچ همخوانی ندارد. به دلیل اینکه هیچ توضیحی در پاورپوینت نیست عملاً فهم این سیاستگذاری سختتر میشود
براساس گزارشی که ایسنا از جلسه موردبحث منتشر کرده وزیر جهاد کشاورزی همچنین گفته است: تمام کمکهای فنی اعتباری وزارت جهاد کشاورزی براساس الگوی کشت جاری و در استانهای مختلف کشور اعمال میشود.
این عضو کابینه دولت سیزدهم در بخش دیگری از توضیحاتش درباره سند الگوی کشت افزود: با موافقتی که در شورای عالی انجام شد یارانه بخشودگی آببها و برقبها با هم روی الگوی کشت اعمال میشود و تلاش ما بر این است که عوارض صادرات برای کاهش تولید محصولات آببر و افزایش محصولات استراتژیک که دستور مقام معظم رهبری است را در الگوی کشت عملیاتی کنیم که به همه استانها ابلاغ شده و برنامه اقدام را از هفته آینده در تک تک استانها اجرا خواهیم کرد.
به گفته او، در سال ۱۴۰۲ ردیف اجرای الگوی کشت را در بودجه خواهیم داشت تا بتوانیم الزامات الگوی کشت را از آن محل اجرایی کنیم.
آنچه این اظهارات را نیازمند شفافسازی بیشتر میسازد این است که از یک سو «ساداتینژاد» بدون هماهنگی با وزارتنیرو از تخفیف در آببها و برقبها خبر داده است و از سوی دیگر برای اجرای این سند ۴هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان بودجه برآورد کرده است.
برنامهای بدون اطلاع وزارت نیرو
با گذشت ۱۲ روز از زمانی که «سید جواد ساداتینژاد» و «محمد مخبر» از سند الگوی کشت رونمایی کردند هنوز هیچ متنی از این سند که بعد از ۵۰ سال قرار است منتشر شود قابل دسترس نیست. تنها یک پاورپوینت ۱۹ صفحهای به تازگی منتشر شده که در آن جداول و نمودارهایی قابل رویت است. این در حالی است که اجرای چنین سندی با توجه به وضعیت اقلیمی ایران نیازمند پیوستهای فرهنگی – اجتماعی نیز است. از طرف دیگر با توجه به اینکه کشاورزان ایران عموما به شکلی سنتی کار میکنند و براساس عادت در دهههای اخیر پیش رفتهاند نمیتوان به صرف تعیین جداول و به کاربردن اعداد و ارقام به یکباره این سند را به اجرا درآورد. از سوی دیگر اجرای چنین سندی که به ادعای وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم ۵۰ سال معطل مانده بوده به شدت نیازمند یک برنامه منسجم اطلاعرسانی است اما با وجود وعده این مقام مبنی بر اجرای آن از هفته آینده هیچ خبری از اطلاعرسانی دراینباره هم نیست.
با این حال مروری بر پاورپوینت ۱۹ صفحهای از سند الگوی کشت «سیدجواد ساداتینژاد» نشان از آن دارد که اعداد و ارقام به کار رفته در آن با هم تطابق ندارد. برای مثال در تنها مواردی که به کاهش مصرف آب اختصاص داده شده یعنی در دو مورد، اعداد کاهش مصرف با هم هیچ همخوانی ندارد. به دلیل اینکه هیچ توضیحی در پاورپوینت نیست عملاً فهم این سیاستگذاری سختتر میشود.
وضعیت آب در استانی که زمانی پرآبترین رودکشور یعنی «کارون» در آن جاری بود خوب نیست با این حال و با وجود مصوبه ممنوعیت کشت برنج در کشور به جز سه استان شمالی همچنان در خوزستان برنج کاشته میشود. از سوی دیگر وضعیت تالاب هورالعظیم بسیار شکننده است و چیزی به خشکشدن کامل آن نمانده است
بارگذاری مکرر بر خوزستان
وضعیت آب در استانی که زمانی پرآبترین رودکشور یعنی «کارون» در آن جاری بود خوب نیست با این حال و با وجود مصوبه ممنوعیت کشت برنج در کشور به جز سه استان شمالی همچنان در خوزستان برنج کاشته میشود. از سوی دیگر وضعیت تالاب هورالعظیم بسیار شکننده است و چیزی به خشکشدن کامل آن نمانده است. امسال آورد رودخانه کرخه به شدت پایین بود و دولت صرفاً تلاش کرد تا اندک آبی در مسیر جریان داشته باشد تا بتواند از ایجاد تنش در میان گاومیشداران جلوگیری کند اما مسئله این است که همچنان در شاوور یعنی بالادست هورالعظیم در خوزستان برنجکاری انجام شد. با این وضع پرسش این است که چگونه در سند الگوی کشت خوزستان، در همه کشتهای مورد نظر باید پیشتاز باشد. نگاهی به نقشههای صفحه ۱۰ پاورپوینت منتشر شده از الگوی کشت نشان از آن دارد که بارگذاری در خوزستان در هر ۶ گروه کشت بالاست. در میان غلات، نباتات علوفهای، حبوبات، سبزی صیفی، گیاهان قندی و دانههای روغنی تنها در گروه کشت حبوبات خوزستان بعد از فارس، لرستان و کرمانشاه قرار گرفته است. باید از وزیر جهاد کشاورزی و بدنه کشاورزی آن پرسید با این میزان بارگذاری بر کشاورزی خوزستان دقیقاً قرار است این خطه با چه سرنوشتی مواجه شود؟ پاورپوینت ۱۹ صفحهای سند الگوی کشت یادآور پاورپوینت یا برنامه ۱۶ صفحهای «سیدجوادساداتینژاد» به هنگام کسب رأی اعتماد از همکارانش در مجلس است که حتی یک خط در آن از وضعیت منابع آب کشور و تأثیر آن بر کشاورزی نگفته بود. با این حال او اینک مدام بر کلیدواژههای چون «خودکفایی» و «امنیت غذایی» تأکید دارد.
بارگذاری بر کشاورزی به جای دو صنعت آببر دیگر
او که اینک در بابلسر از آغاز اجرای آنچه در سر پرورانده خبر داد، به موضوعی دیگر هم تأکید کرده است. به گفته وزیر جهاد کشاورزی، ما باید ۱۰۰ هزار هکتار گلخانه ایجاد کنیم که در طول چند سال به حدود ۲۵ هزار هکتار رسیدهایم و تا رسیدن به صد هزار هکتار راه درازی داریم. ماموریت رئیس جمهوری به وزارت جهاد کشاورزی این است که سبزی و صیفی از مزارع گلخانه منتقل شود و اراضی کشاورزی به کشت غلات اختصاص یابد که نیاز به برنامهریزی دقیق داریم.
او درباره این نقشه افزود: ما به سرمایهگذاری در این بخش نیاز داریم و باید سرمایهگذاران را از فولاد و پتروشیمی به سمت کشاورزی سوق دهیم؛ سهم کشاورزی ۱۱.۷درصد در GDP است و باید در سال همین میزان در کشاورزی سرمایهگذاری شود اما تاکنون تنها ۴ درصد محقق شده است و باید توسط مردم سرمایهگذاری انجام شود که برای این کار به ایجاد انگیزه نیاز داریم.
ساداتینژاد همچنین گفت: در سفرهای استانی ۲۰ هزار میلیارد تومان توسط دولت به بخش کشاورزی اختصاص داده شده که با مصوبه مجلس برای بند ت تبصره ۸، با فروش اموال به ارزش ۳۰ هزار میلیارد تومان، میتوانیم این ۲۰ هزار میلیارد تومان را از این بخش اختصاص دهیم.
او در بخش دیگری از اظهاراتش ادامه داد: کشاورزی قراردادی یکی از محوریترین اقدامات دولت سیزدهم است، آزمایشات لازم در این زمینه انجام شده و نرمافزار و سامانه آن با همکاری همراه اول خریداری شده که ۸۰۰ هزار کشاورز به این سامانه متصل شدهاند و از هفته آینده کار آن آغاز میشود، در این بخش ۱۵ هزار میلیارد تومان توسط بانک کشاورزی اعتبار اختصاص داده شده است.
ساداتینژاد با بیان اینکه طی یکسال گذشته چند اتفاق از جمله امنیت غذایی رخ داده، افزود: پایداری غذا برای مردم ضرورت و دغدغه به شمار میرود و با نگاه قرارگاهی و تفکر جهادی در حال فعالیت هستیم و قرارگاه امنیت غذایی تشکیل و راهاندازی شد که کار آن موفق بوده است.
وزیر جهاد کشاورزی با اظهار اینکه امیدواریم سال آینده در گندم نان به خودکفایی برسیم، گفت: در دولت کنونی مسئولیت بازار به وزارت جهاد کشاورزی سپرده شد و فرماندهی کل سفره مردم به ما سپرده شد.
سیدجواد ساداتینژاد با بیان اینکه طی یکسال اول فعالیت دولت در زمینه صنایع تبدیلی با رشد ۲۰ درصدی روبهرو بودیم، گفت: میزان ظرفیت از پنج میلیون تن به شش میلیون تن رسیده است.
وزیر جهاد کشاورزی میزان ضایعات محصولات کشاورزی را ۳۰ درصد ذکر کرد و گفت: ۱۴ میلیارد مترمکعب آب صرف این محصولات کشاورزی میشود.
او با اظهار اینکه معادل آب هفت سد کشور صرف تولید کشاورزی میشود و به دلیل ضعف در صنایع تبدیلی از بین میرود، افزود: زنجیره ارزش بسیار اهمیت دارد و باید به آن توجه شود.
لزوم مراقبت از هویت تاریخی پل خواجو
از اصفهان خبر رسیده که ادارهکل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان به تازگی نصب جانپناه در بخشهایی از پل تاریخی خواجو را آغاز کرده است و شماری از کارشناسان درباره کارایی این طرح تردید کردهاند. حالا این پرسش مطرح است که آیا میراث شهر تاریخی اصفهان با پرونده پرحاشیه جدیدی روبهرو شده است؟
بنا به گزارش خبرگزاری مهر، چهار سال پس از اجرای طرح جانپناه در پل تاریخی سی و سه پل، اداره میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان علیرغم نگرانیها و تردید برخی فعالان میراث فرهنگی و کارشناسان درباره این پروژه با همکاری سازمان عمران شهرداری اصفهان در حال حصارکشی در بخشهایی از پل به منظور ایمنی گردشگران است. حالا هفده دهانه از یال جنوب شرقی پل خواجو به منظور نصب جانپناه در دهانههای بالایی پل به محیط کارگاهی تبدیل شده تا قسمتهایی از آن که امکان سقوط افراد در آن محلها وجود دارد ایمن شود و پشت هر ستون یک میله با سیم بکسل نصب و از طرفی کف، پیها و جدارهها بهویژه قلوهگاههای پل بازسازی شود.
پیشتر علیرضا ایزدی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اصفهان به رسانهها گفته بود که طرح جانپناه در پل خواجو، کمترین آسیب بصری را خواهد داشت و جان افراد و گردشگران نیز به خطر نمیافتد.
یک کارشناس میراث فرهنگی نیز در گفتوگو با رسانهها مدعی شد که شواهد بصری حکایت از نصب جانپناههایی بر روی پل تاریخی خواجو در دهههای قبل دارد و این طرح چندبار در شورای فنی میراث فرهنگی اصفهان مطرح و انواع و اقسام جانپناهها و معایب و محاسن آنها برای پل خواجو بررسی شده است.
علیرضا جعفری زند، پژوهشگر تاریخ و باستانشناس اصفهانی: در طول تاریخ هیچگاه جان پناهی به این شکل روی پلهای تاریخی وجود نداشته و در مدت حدود ۴۰۰ سال که از روی پل خواجو رفت و آمد میشده و اتفاقی هم رخ نمیداده است
در همین پیوند علیرضا جعفری زند، پژوهشگر تاریخ و باستانشناس اصفهانی به مهر میگوید: در طول تاریخ هیچگاه جان پناهی به این شکل روی پلهای تاریخی وجود نداشته و در مدت حدود ۴۰۰ سال که از روی پل خواجو رفت و آمد میشده، اتفاقی هم رخ نمیداده است.
او با بیان اینکه جانپناه یک پدیده نو است که پیشتر نیز در پل تاریخی سی و سه پل اصفهان و با کابلکشی اجرا شده، در خصوص جانپناه چوبی در قسمت شاهنشین پل خواجو میگوید: قسمت شاهنشین پل از ابتدا این جانپناه را داشت زیرا اصلاً برای نشستن طراحی شده بود و شاه عباس دوم و همراهان او برای مراسم جشن آبپاشان که در تیرماه برگزار میشد و امثال این جشنها در این قسمت پل حضور مییافتند اما خود پل خواجو در طول تاریخ هرگز جانپناه نداشته است.
این پژوهشگر تاریخ و باستانشناس میافزاید: جانپناه یک پدیده نو است و زمانیکه میراث فرهنگی خواست این طرح را در سی و سه پل اجرا کند مخالفت کردیم که اجرا نشود اما در پاسخ گفتند از کابلهای بیرنگ استفاده میشود که دیده نشود؛ در پل خواجو هم مشابه سی و سه پل تصمیم دارند کابلهای بیرنگ استفاده کنند.
جعفری زند درباره تأثیر سیمکشیها بر ظاهر و معماری پل خواجو، میگوید: دوگانگی اداره میراث فرهنگی را در این زمینه درک نمیکنم زیرا در مورد یک خانه یا یک اثر تاریخی ثبت شده، میگویند هر گونه دخل و تصرف در این اثر تاریخی غیر قانونی است و مجازات و حد دارد اما خود میراث فرهنگی روی اثر تاریخی چون پل خواجو که میراثی ثبت شده است، دخل و تصرف میکند؛ البته میدانیم که فشار ارگانهای دیگری مانند شهرداری و… روی این جریان است و میراث فرهنگی اینجا تسلیم میشود.
محمد حسین ریاحی، پژوهشگر تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی با اشاره به اینکه پل خواجو و پلههای آن در سالهای گذشته نیز مرمت و ترمیم داشته، عنوان میکند: همه این موارد درباره پل خواجو باید با هم لحاظ شود زیرا امروزه برای حفظ آثار و بناهای تاریخی شیوهها و روشهای مختلفی وجود دارد که بدون اینکه به شاکله پل خدشهای وارد شود میتوان امنیت افراد را نیز تضمین کرد
اگرنه میراث فرهنگی خوب میداند که دخل و تصرف کردن در یک اثر تاریخی آنهم با متریال (مصالح) جدید، غیر قانونی است، طبق همان شرایط ثبت اثر تاریخی که پل خواجو و سی و سه پل ثبت شدند. بنابراین درک نمیکنم چگونه قانون تحت عنوان اینکه ممکن است افرادی از پلها سقوط کنند، نقص میشود در حالی که در طول تاریخ و طی ۴۰۰ سال این پل به همین شکل بوده و اتفاقی هم رخ نمیداد.
به گفته این باستانشناس همه جا این شرایط وجود دارد و در بناهایی که احتمال خطراتی وجود دارد به صورت پیشگیرانه تمهیداتی انجام میشود که اتفاقی نیفتد اما اینکه سازهای را به پلهای تاریخی اضافه میکنند در واقع اصالت بنا را از بین میبرد. «در قسمت فوقانی سی و سه پل، بالای دیوارهای پل، محل عبور و مرور بوده و در آنجا یک جانپناه حدود ۶۰ سانتیمتری به صورت مشبککاری آجر در قدیم وجود داشته که تا اواخر دوره قاجار هم بود و پس از آن به دلایلی برداشته شد و امروزه کسی بالای پل نمیرود زیرا درهای ورودی بسته شدند زیرا فکر میکردند آن راهرو باریکی که بالای پل وجود دارد برای عبور و مرور ساخته نشده است. وضعیت اکنون پل خواجو همین است، بخشهای پل همواره به همین شکل و بدون جانپناه بوده و با وجود اینکه همه این سالها که میخواستند طرح جانپناه را روی پل تاریخی خواجو اجرا کنند، مخالفت کردیم اکنون درحال اجراست.»
محمد حسین ریاحی محقق و پژوهشگر تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی با بیان اهمیت حفظ ظاهر و شکل اصلی بناهای تاریخی در جذب بیننده و علاقهمندان، میگوید: «پلهای تاریخی اصفهان به ویژه پل خواجو که قدمت آن به دوره شاه عباس دوم و بیش از ۳۵۰ سال پیش میرسد به عنوان یک اثر فاخر بین پلهای تاریخی ایران میدرخشد. این پل در ادوار مختلف محل رفت و آمد و مورد توجه مردم بود؛ مسیر ارتباطی بوده بین اصفهان و بزرگترین مزارات این شهر یعنی تخت فولاد و مردم از این طریق به آن سمت رودخانه میرفتند و در دورهای نیز وسایل نقلیه از روی پل خواجو تردد میکردند که متوقف شد زیرا به استحکام و زیبایی بنا آسیب میزد.»
به گفته این استاد دانشگاه اصفهان، گاهی مشاهده میشد که رفتار برخی از عابران جلوههای زیبای این بنای تاریخی را مخدوش میکرد، مانند یادگارینویسی با اسپری و… که اینها زیبایی و ظرافت اثر را تهدید میکرد؛ از این رو با توجه به اقتضای زمان لازم است کارهایی صورت گیرد که در عین حال که میراثهای ارزشمند فرهنگی و بناهای تاریخی حفظ شود مشکلی برای عابران نیز ایجاد نشود.
ریاحی تصریح میکند: بسته به دانش، فرهنگ و سن افراد از جمله کودکان و نوجوانان ممکن است گاهی بیمبالاتی کنند و با توجه به ارتفاعی که وجود دارد از پل به رودخانه سقوط کنند و این مسئله نیز نگرانیهایی را به وجود میآورد اما اعتقاد دارم اگر هر کاری قرار است جانپناه پل خواجو صورت گیرد باید منطبق با حفظ سازه، نما، استحکام پل و عدم خدشه به بنا باشد و در عین حال حفظ جان و امنیت عبور و مرور نیز تضمین شود.
پژوهشگر تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی با اشاره به اینکه پل خواجو و پلههای آن در سالهای گذشته نیز مرمت و ترمیم داشته، عنوان میکند: همه این موارد درباره پل خواجو باید با هم لحاظ شود زیرا امروزه برای حفظ آثار و بناهای تاریخی شیوهها و روشهای مختلفی وجود دارد که بدون اینکه به شاکله پل خدشهای وارد شود میتوان امنیت افراد را نیز تضمین کرد.
ریاحی میگوید: باید دیدگاه صاحب نظران، دستاندرکاران اجرا، مرمتگران و کارشناسان در حفظ امنیت آثار تاریخی و مردم بررسی شود و اجماعی را بهوجود بیاورد که همه جنبهها را درباره جانپناه پل خواجو در نظر گیرد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه راهکارهایی وجود دارد که زیبایی و ظرافت پل را تضمین کند، بیان میکند: حفظ بنا، قلوهگاههای پل، مصالح و آجر و زیبایی و ظرافت اثر باید مورد توجه باشد؛ معتقدم بهترین شیوه باید با یک اتفاق نظر جمعی کارشناسی به وجود آید تا از هرگونه مخاطره در بحث امنیت جلوگیری و البته زیبایی بنای ارزشمند و فاخر خواجو را که از نادر پلهای ایران است، حفظ کند.
شاه عباس دوم، هفتمین پادشاه صفوی در سال ۱۰۶۰ هجری قمری دستور ساخت پل خواجو را روی بقایای پل حسن بیک از دوره تیموری داد. بر اساس روایات، شاه عباس دوم بهمنظور ایجاد راه مواصلاتی بین محله خواجو و دروازه حسنآباد با تخت فولاد و راه شیراز تصمیم به ساخت این پل گرفت.
