بایگانی مطالب نشریه
حمام باغ لله در معرض نابودی
حمام باغ لله که روزگاری یکی از مهمترین بناهای شهر کرمان محسوب می شد و از اهمیت خاصی برخوردار بود به دلیل عدم توجه در بازسازی گام به گام به سمت ویرانی پیش می رود. حمام تاریخی باغ لله طی سالهای اخیر به شدت مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است دلیل این امر نیز اهمیت این بنا در بافت اجتماعی کرمان و خاطراتی است که کرمانی ها از این بنای زیبا و منحصر به فرد در عمق بافت تاریخی شهر دارند. این بنا طی سالهای گذشته و پس از بالا آمدن سطح آب های زیر زمینی کرمان هر روز وضعیت بدتری پیدا کرد به گونه ای که آب در برخی از سازه های این بنا تا عمق بیش از یک متر بالا آمد و موجب تخریب کاشی کاری ها و گچ بری های منحصر به فرد آن شد. نکته قابل توجه اینکه قبل از بالا آمدن سطح آب در این منطقه حمام، کاربری مشخصی نداشت و به حال خود رها شده بود و اهالی محل برای خارج کردن این حمام از مکانی متروکه به مکانی پویا در اقدامی خود جوش بخشی از آن را به عنوان گود زورخانه مورد استفاده قرار می دادند اما رفته رفته این بنا در ذهن مسئولان فراموش شد و یادآوری های گاه و بیگاه رسانه ها نیز دردی از این بنا دوا نکرد. عکس مشهوری در خصوص وضعیت این بنا گرفته و در رسانه های مختلف منتشر شد که نشان می داد آب در این بنا بالا آمده و هر لحظه امکان ریزش و تخریب حمام وجود دارد اما باز هم مشکلی از این حمام رفع نشد. وضعیت این بنا بسیار بدتر شده است و امکان تخریب کامل آن وجود دارد. میراث فرهنگی برای جلوگیری از ورود اراذل و اوباش درهای ورودی بنا را دیوار کشی کرده است اما اتاقها و دیوارهای اطراف حمام تبدیل به مکانی برای تجمع معتادان و ارذل و اوباش شده و در گوشه گوشه بنا شاهد تجمع زباله و بوی بسیار بد فاضلاب هستیم.
علی حاتمی یکی از ساکنان این منطقه که خانه و کارگاه محل کارش در چند قدمی این بنا است در حالی جای جای این بنا را نشان می داد که اشک در چشمانش جمع شده بود و یاد روزگاران قدیم را زنده می کرد. وی افزود: بعد از اینکه حمام تعطیل شد به صورت متروکه به حال خود رها شد و مردم محله که یکی از قدیمترین محله های کرمان و در واقع هسته مرکزی شهر تاریخی کرمان محسوب می شود به فکر رفع این مشکل افتادند در آن زمان وضعیت حمام هنوز اینگونه نشده بود. حاتمی ادامه داد: به همت مردم و جمع آوری پول حمام را به زورخانه تبدیل کردیم و مردم را بار دیگر به این حمام آوردیم و مرکزی برای ورزش جوانان محله شد اما پس از اینکه به دلیل عدم وجود سیستم جمع آوری فاضلاب در کرمان سطح آبهای زیر زمینی در شهر بالا آمد مجبور شدیم زورخانه را تعطیل کنیم. وی گفت: در ابتدای نم زدگی حمام، بارها به مسئولان مراجعه کردیم اما مشکلی حل نشد و همه دست روی دست گذاشتند تا اینکه کم کم حمام مملو از آب شد. وی گفت: چون دیوارها و بدنه حمام از ساروج است امکان تخریب بنا بسیار کم است مگر عوامل انسانی دخیل باشد اما گچ بری و کاشی ها همه ریختند. وی افزود: متاسفانه هم اکنون نیز حمام به مکانی برای تجمع زباله تبدیل شده یا اینکه هر از گاهی خبرنگاران و عکاسان برای تهیه گزارش به این مکان می آیند. حاتمی افزود: در گذشته حمام مملو از آب بود اما اکنون آب پایین رفته و به سادگی می توان با ایجاد چند پمپ آب اطراف حمام را تخلیه و با سرمایه گذاری در این بنای تاریخی اینجا را به مرکز توریستی تبدیل کرد. وی گفت: انتظار داریم مسئولان کرمان به مشکلات قدیمی ترین محله کرمان توجه کنند و اجازه ندهند این حمام بیش از این تخریب شود و مکانی که روزگاری افتخار کرمان بود حالا وضعیتی پیدا کند که به دلیل نم زدگی بناهای اطراف یا تجمع معتادان مایه مشکلات مردم شود و رفته رفته همه از اطراف این مکان خانه ها بفروشند و به مکانی دیگر بروند. وی ادامه داد: حالا که با تدبیر صورت گرفته مشکل آب های زیر زمینی کمتر شده است مسئولان باید برای ترمیم این بنا فکری کنند زیرا به سادگی می توان حمام را به مکانی توریستی و حتی زیباتر از حمام گنجعلیخان تبدیل کرد.
قدمت حمام باغ لله
۲۰۰ سال است
محمد گلابزاده کرمانشناس و محقق کرمانی نیز اظهارداشت: حمام در قدیم مرکز تعاملات اجتماعی بوده است آن هم در بافتی سنتی مانند کرمان که حمام ها فقط مرکز بهداشت نبودند بلکه بسیاری از گفت و شنودها و سنت های مردم در همین حمام ها انجام می شد. وی افزود: حمام های زیادی به صورت سنتی در کرمان وجود داشته که حمام گنجعلیخان هم اکنون مرکز جذب توریسم است و برخی از حمام ها هنوز هم فعال است اما حمام باغ لله که بسیار زیبا و جزو بناهای اصلی شهر تاریخی کرمان بوده هم اکنون نیاز به مرمت و رسیدگی دارد. وی ادامه داد: این حمام مربوط به دوران قاجار است و ثبت میراث ملی است، سابقه حمام به حدود ۲۰۰ سال قبل باز می گردد و از آخرین روزهای کاکرد حمام زمان زیادی نمی گذرد. وی گفت: این حمام در گذشته باغی بوده متعلق به خواجه اتابک بزقوش که از رجال کرمانی بوده است و این حمام نیز به دستور وی ساخته شده است./مهر
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان خبر داد: استخدام 150 نفر در ثبت اسناد استان کرمان/ امکان وصول مهریه و چک از طریق ثبت اسناد
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: تعداد 150 نفر سال آینده از طریق آزمون در ادارات ثبت استان استخدام میشوند.
طالبیزاده در حاشیه سفر به منطقه جنوب کرمان اظهار داشت: این سفر به منظور سرکشی از ادارههای ثبت اسناد و املاک منطقه و آگاهی از روند خدماترسانی آنها به مردم صورت گرفت تا در نهایت پس از ارزیابی عملکرد این دستگاهها از مجموعههای پرتلاش و موفق تقدیر به عمل آید. وی بیان داشت: مهمترین هدف این سفر فراهم کردن مقدمات راهاندازی ادارههای ثبت اسناد و املاک در شهرستانهای فاقد اداره مانند قلعهگنج، رودبار، منوجان و عنبرآباد بود که به ترتیب اولویت در سالهای 94 و 95 ایجاد میشوند. طالبیزاده تصریح کرد: در این زمینه با فرمانداران شهرستانها جلسههایی برگزار شد که حاصل آن انعقاد یک موافقتنامه برای در اختیار گذاشتن ساختمانهایی به اداره کل ثبت اسناد و املاک استان کرمان برای استقرار آنها بود. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: با توجه به اینکه 10 شهرستان کرمان فاقد اداره ثبت هستند و کرمان نیز به سه منطقه ثبتی تبدیل میشود، تعداد 150 نفر در سال آینده از طریق آزمون در این ادارهها استخدام میشوند. وی در زمینه راهاندازی سامانه ثبت شرکتها افزود: راهاندازی این سامانه بیشتر به منظور خدمترسانی آسان و سریع به مردم و همچنین تسریع در راهاندازی ثبت شرکتها صورت میگیرد. طالبیزاده عنوان کرد: ما نیز به طور کامل برای وارد کردن اطلاعات عرصههای دولتی به سیستم کاداستر و مستندسازی اراضی آمادگی داریم تا از نابسامانیهای حقوقی مانند زمینخواری، اختلافهای ملکی و دعواهای کیفری جلوگیری به عمل آید. وی با تأکید بر اینکه قاطعانه با سردفتران متخلف در بحث زیرمیزی برخورد میکنیم، خاطرنشان کرد: در سال گذشته مواردی در این زمینه در سطح استان گزارش شده که پس از پیگیری شکایتها و برخورد حتی منجر به سلب صلاحیت سردفتر شده است. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان اظهار داشت: خدمات ادارههای ثبت اسناد و املاک باید به مردم و مسئولان اطلاعرسانی شود تا بحث اسناد رسمی لازمالاجرای خود را از طریق واحد اجرای اسناد رسمی پیگیری کنند.
امکان وصول مهریه و چک از طریق ثبت اسناد
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان در جمع مجموعه کارکنان قضایی جیرفت گفت: وصول مطالبات مردم و بانکها مانند مهریه و چک بدون نیاز به صدور دستور قضایی از جمله خدمات مجموعه ثبت است.
وی با تأکید بر اهمیت نقش مجموعه ثبت اسناد و املاک در برقراری امنیت بیان داشت: با توجه به اینکه یکی از مقولههای امنیت تثبیت مالکیت مردم است، ادارههای ثبت اسناد و املاک نیز نقش مهمی در این زمینه دارند. طالبیزاده تصریح کرد: به ویژه در بحث سرمایهگذاری در شهرستانها برخورداری املاک از اسناد ثبتی موجب ایجاد امنیت فکری برای سرمایهگذاران میشود و به تبع آن وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه نیز بهبود پیدا میکند. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: در بحث اجرای اسناد رسمی لازمالاجرا وصول مطالبات مردم و بانکها مانند مهریه و چک بدون نیاز به صدور دستور قضایی از جمله خدمات مجموعه ثبت بوده که تاکنون نیز موفق عمل کرده است. وی در زمینه راهاندازی سامانه ثبت شرکتها افزود: راهاندازی این سامانهها بیشتر به منظور خدماترسانی آسان و سریع به مردم و قطع ارتباط بین مردم و کارکنان ثبت صورت میگیرد، بنابراین باید به سمت و سویی حرکت کنیم که تمام خدمات از طریق الکترونیکی ارائه شود و نیازی به حضور مکرر آنان در ادارههای ثبت نباشد. طالبیزاده عنوان کرد: در زمینه ثبت شرکتها مراجعههای زیادی صورت میگرفت، اما با راهاندازی این سامانه افراد به راحتی میتوانند، ثبتنام کرده و تعیین نام و تغییرات شرکت را نیز انجام دهند که البته با این کار در وقت و هزینه آنان صرفهجویی به عمل میآید.
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان تلاشهای رئیس سازمان ثبت کشور را قابل تقدیر خواند و گفت: کارهای ماندگاری با هدف کاهش ارتباط حضوری مردم با مجموعه ثبت انجام گرفته است. وی در زمینه ثبت اراضی وقفی بیان داشت: پلاکهای ثبتی که اداره ثبت اسناد و املاک به طور قطع آن را جزو موقوفه نمیداند و یا موقوفه سهمی از آن ندارد، نیازی به استعلام از اداره اوقاف و امور خیریه نیست. طالبیزاده در بحث ساماندهی اراضی دولتی خاطرنشان کرد: طرح جامع کاداستر از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک تهیه و پس از تصویب ریاست قوه قضاییه از طریق وزیر دادگستری به صحن علنی مجلس رفت که در نهایت به تصویب رسید. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان با اشاره به اینکه اکنون این طرح برای ارسال به شورای نگهبان آماده شده است، گفت: در صورت تأیید شورا تمام سازمانها و ادارههای مرتبط با زمین و مسکن مانند راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی، اوقاف و امور خیریه و … مکلف میشوند که طی پنج سال تمام عرصههای متعلق به دولت را وارد سیستم کاداستر کنند. وی افزود: ما نیز به طور کامل برای وارد کردن اطلاعات عرصههای دولتی به سیستم کاداستر و مستندسازی اراضی آمادگی داریم تا از نابسامانیهای حقوقی مانند زمینخواری، اختلافهای ملکی و دعواهای کیفری جلوگیری به عمل آوریم.
معاون اول رییس جمهوری در کرمان:
مدیریت قبل سازمان تامین اجتماعی نماد فرسودگی سازمانی بود / در زمان مناسب درباره آن به ملت ایران توضیح می دهم
اسحاق جهانگری در آیین افتتاح بیمارستان 300 تختخوابی پیامبر اعظم کرمان با بیان اینکه مردم کرمان در پیروزی انقلاب، نقش مهم و اساسی داشته اند و اتفاق آتش سوزی مسجد جامع کرمان مصداقی بر این گفته می باشد اظهار کرد: آرمان های انقلاب اسلامی ما که ثمره رهبری امام راحل و ایثارگری شهدای از خود گذشته ما بوده است، باید همواره از سوی مردم به ویژه مسولین ارج نهاده شود و این آرمان های ارزشمند را نیز ادامه دهیم.
جهانگیری عنوان کرد: در دوره ای که می بایست میلیونها نفر از افرادی که تحت پوشش ازمان تامین اجتماعی هستند از خدمات آن بهره مند شوند، متاسفانه دیدیم که این سازمان به مشکلاتی دچار شد، که البته خداراشاکریم که جلوی این مشکلات گرفته شد تا از به بیراه رفتن آن جلوگیری شود. معاون اول رییس جمهور در ادامه با بیان اینکه من در مورد سازمان تامین اجتماعی مطلب زیاد دارم و باید این مطالب را در وقتی غیر از این ایام که ایام جشن و شادی است بازگو کنم، افزود: یکی از نمادهای فرسودگی سازمانی در دوره مدیریت قبل سازمان تامین اجتماعی است. وی خاطر نشان کرد: من چنین موضوعی را در نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشتم و گفتم چه معنی دارد که وقتی مردم این همه گرفتاری دارند یک قوه برای سازمانی رئیس بگذارد و یک قوه بازداشت کند و یک قوه رئیس دیگر انتخاب کند و … چرا که اینها نشاندهنده فرسودگی یک سازمان است و نتیجه اش اتفاقاتی است که در داخل سازمان در حال رخ دادن بود و من در زمان مناسب درباره آن به ملت ایران توضیح می دهم و می گویم چه اتفاقی افتد چرا که معتقدم که اگر آنچه که حق مردم است به آنها نگوییم جفا کرده ایم. جهانگیری با تاکید بر اینکه توسعه کشور جای کار بسیار دارد خاطرنشان کرد: معضلاتی همچون بیکاری، نیاز به زمان دارد و همچنین معتقدیم که توسعه کشور نیز زمان بر و نیازمند امکانات می باشد. وی همچنین با بیان اینکه در کنار توسعه باید به رفاه و معیشت مردم توجه ویژه شود ادامه داد: ما هیچگاه اسم این دولت را دولت رفاه نگذاشته ایم اما معتقدیم که باید در موضوع زندگی مردم حرکت کنیم. بنابراین از ابتدای دولت ساز و کاری را در پیش گرفتیم تا تورم را کنترل کنیم. و البته لازمه آن سختگیری به دولت بود./ ایسنا
علل افزایش
مزاحمتهای خیابانی
سید حسن موسوی چلکف رییس انجمن مددکاران اجتماعی
یکی از رفتارهای ناپسندی که در جامعه شاهد آن هستیم و همیشه هم مذموم بوده و همچنان شیوع دارد موضوع آزارهایی است که در خیابان نسبت به زنان و دختران انجام میشود. چند نکته در خصوص این موضوع وجود دارد که باید به آن اشاره کرد. عموما اگر بخواهیم در مورد کسی که ایجاد مزاحمت خیابانی میکند سخن بگوییم باید در نظر بگیریم که ریشه این رفتار در کمبودی است که فرد مزاحم در زندگیاش دارد و این کمبود را با اذیت کردن دیگران برای خودش جبران میکند. یعنی لذت میبرد از متلکی که میگوید و واکنشی که فرد نشان میدهد. قطعا یک خلأ در فرد وجود دارد که این کار را انجام میدهد. دسته دیگری هستند که فقط در جمع دوستان و برای ابراز وجود این عمل را انجام میدهند و عده دیگری نیز با این کار حتی به صورت کلامی آزار میدهند. این عده از هر فرصتی استفاده میکنند.
نکته دیگر در این میان این است که اگرچه این روزها برای هر دختر یا زنی که کنار خیابان ایستاده باشد بوق میزنند و مزاحم میشوند و این موضوع تقریبا اپیدمی شده است اما این موضوع بیشتر برای کسانی اتفاق میافتد که پوشش مناسبی ندارند. در واقع یک سمت این قضیه مردانی هستند که وارد این فضا میشوند اما در طرف دیگر نیز زنانی هستند که با نوع پوشششان زمینه را برای مزاحمت فراهم میکنند. البته این موضوع به معنی تایید مزاحمت از سوی مردان نیست.
بخش دیگری از این ناهنجاری اجتماعی از سوی مردان متاهل رقم میخورد و یک دلیل آن هم نداشتن رضایت در درون خانواده است. مطمئنا در خانوادههایی که رضایت کامل وجود داشته باشد به ندرت وارد این چرخه برای برطرف کردن نیازشان میشوند. مشکل اصلی این است که ارتباط زناشویی زوجین در بسیاری از مواقع به خوبی صورت نمیگیرد و همین موضوع باعث مشکلات بعدی میشود. در نتیجه برخی از مردان برای تامین نیازهای خود سعی میکنند از فرصتهای دیگری که نادرست هم هستند، استفاده کنند.
این اتفاق ریشه در ضعیف شدن اخلاق در برخی جوامع دارد. در گذشته اگر کسی به هر دلیلی نیازی داشت این نیاز را از طریق مشروع برطرف میکرد؛ اما در حال حاضر وقتی در خانه این نیاز برآورده نمیشود، فرد در خیابان پرسه میزند تا فرد مورد نظرش را پیدا کند. متاسفانه قبح این مسئله ریخته شده است. در ۲۰، ۳۰ سال پیش شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوت بود، یعنی اگر مردم در کوچهای کاری داشتند اگر زنی یا دختری در آنجا بود یا جلوی دختر حرکت میکردند یا صبر میکردند دختر برود بعد داخل کوچه میشدند. چون یک نظارتی توسط جامعه انجام میشد که این نظارت باعث میشد که کسی به خودش اجازه مزاحمت ندهد اما در حال حاضر مردم نسبت به همدیگر کم تفاوت شدهاند. در واقع اخلاق اجتماعی ضعیف شده است و مردم هم بیتفاوتی پیشه کردهاند. این نگرش از شرایط کلی جامعه نشات میگیرد. هرکس به فکر کلاه خودش است که باد نبرد! از دیگر سو، فضای شادی و نشاط در جامعه کم است، به همین دلیل فرد هر دمی را برای نشاط انتخاب میکند حتی اگر راهش شادی نامشروع باشد. البته باید این واقعیت را بپذیریم که عدهای هم در خیابان هستند که مراعات نمیکنند. از دیگر سو، مردم احساس مسئولیت در مقابل دیگران ندارند و این بیتفاوتی بدترین اتفاقی است که در حوزه اجتماعی به وقوع پیوسته و ما نسبت به دیگران بیتفاوتیم در حالی که در یک اجتماع با همدیگر زندگی میکنیم. در نتیجه با کم شدن نظارت، از بین رفتن اخلاق اجتماعی و حاکم شدن بیتفاوتی مردم باید منتظر هر اتفاقی باشیم. در واقع با این شرایط از جامعه نمیشود توقع سلامت اخلاقی داشت. در گذشته و در دولت آیتالله هاشمی بحثهایی برای چارهاندیشی این آسیب انجام شد که به سرانجام نرسید. مسئله این است که ما در مورد اعتیاد این موضوع را پذیرفتهایم که معتادان بیایند ناهار بخورند، تزریق کنند و بروند تا ایدز نگیرند اما در حوزه زنان مقاومت زیادی وجود دارد و نمیتوان مراکزی را تاسیس کرد تا جلوی بسیاری از اتفاقات گرفته شود. در واقع هیچ دولتی در هیچ مقطعی در این بخش پیشگام نمیشود. از سوی دیگر چون فضای رسمی در این زمینه نداریم در نتیجه فضای غیر رسمی برای این موضوع ایجاد میشود. فضایی که نسبت به دو دهه قبل کمی بیشتر شده است و باید برای این آسیب اجتماعی نسخه درمانی را پیچید تا همه جامعه دچار لطمه از این نوع رفتارها در سطح شهر نشوند. پذیرش واقعیت اجتماعی گام اول دسترسی برای حل مساله است و الا پاک کردن صورت مساله، مشکلی را حل نخواهد کرد.
بمب موزیکهای امید حاجیلی
وای وای
وای وای همیشه دوست دارم و/وای وای واسط جونم و میدم و/وای وای تو که عاشقم نبودی/وای وای ولی من عاشق میمونم و
افتاد
تا چِشَم بت افتاد/چِشَم به چشمت افتاد/تو نگام کردی و /دل پی عشقت افتاد/ تورو هرجور که باشی میخوام/نباشی به هم میریزه دنیام
دلبر
اگه دل دلبرو ، دل تویی ، دلبر کدام است/بگو دلبر تویی،غیر تو دلبر چرا هست؟/دلی دارم خراب و خریدار محبت بگو دلبر تویی، دلبری کن تا قیامت
ربابه
آره می دونم اگه یه روز دل ببندم به تو/واسه دل من می کنی رد دلتو/اگه تو بخوای منو پس چرا فراموش کنی تو منو/ می دونم اگه دل ببندم من به تو
عاشقتم
میدونی احساسم به تو / عزیزِ من ، خاصّــــه/ دیوونتم ، داشتنه تو ، با تو بودن واسه ی من، شانسِ/ اگه تو بخوای میتونی با دلم
دوست دارم
دوست دارم عاشقتم دیوونه/کی مثه من قدر تورو میدون/دوست دارم قد تموم عالم/وقتی که پیشمی چه خوب حالم/دوست دارم…
بوم بوم
قلبم آسه آسه/بی تو داره می ره واسه/عشقم بخدا که راسته/اسمم یه جورایی خاصه/ آره بوم بوم قلب من/می زنه دوم دوم دل من
دلبر سیاه
دلبر سیاه ناز داره / ناز به جمالش داره/نکنه بره قهر کنه/ بی کس و تنهام کنه/اگه بره زندگیم/یه زندون میشه/ سیاهه/ سپیده
باغ مولوی
پشت باغ مولُوى/پهلو لوله هُوى/آدرسِ خُونت شو دادِن ، مِه هون دَم تو نه خُوى/یارُم هوندِن از سفر ، مِکِ اُم نینِن خبر/ هواى بندر چه گرمِن
برای عاشقی دیره
برای عاشقی دیره / ولی باز دست تقدیره/تا دستامون نره بالا / جایی بارون نمیگیره/دلی که دادمش دستت / دیگه از زندگی سیره
خوانندگی
خواندن من تقریباً از همان 9ـ10 سال پیش شروع شد زمانی که فروشگاه بتهوون در چهارراه ولیعصر بود و پاتوق بچههای هنرستان (یادش به خیر چمن آراهای بزرگ و پیر و بیحوصله که واقعاً دوست داشتنی بودند و چمنآراهای کوچک آرش و بابک که جوان و رفیق و هم صحبت ماها و آرش وطنخواه هم که جای خود داشت) من آن زمان کارهایی میساختم و در خانه ضبط میکردم و در واکمن گوش میدادم، دوست داشتم نظر بقیه را هم بشنوم چون همان موقع هم کارام به گونهای عجیب و بامزه بود. کارهایم را میدادم بچهها گوش میکردند و تعریف میکردند و آنقدر گفتند که چرا آلبوم نمیدهی که منم شروع به کار کردم و به فکر آلبوم ادامه دادم!
• چه شد که به صورت حرفه ای وارد عرصه خوانندگی شدی؟
بیشترین دلیلی که من خواننده شدم این بود که خودم آهنگساز بودم و چون این آهنگ ها را می ساختم اما خوانندگان آن را خوب اجرا نمی کردند کم کم خودم آهنگ هایم را خواندم و تصمیم گرفتم خوانندگی را هم تجربه کنم.
• خوانندگی باعث درجا زدن در آهنگسازی و یا تنظیم نمی شود؟
متاسفانه در خوانندگی یک بحث بدی که وجود دارد این است که آنها را سریع جو می گیرد. من این مسئله را در بین برخی از همکارانم هم دیده ام. خدا را شکر که من به این مسئله دچار نشده ام و هر جایی که در موسیقی رسیدم باز هم سعی کردم رضایت هوادارانم را جلب کنم.من اگر به یکباره خواننده می شدم برایم کمی سخت تر بود و شاید واقعاً جو مرا هم می گرفت اما همین تجربه ی حضور 16 ساله ام در موسیقی باعث شد شرایط این هنر را به خوبی بدانم. امیدوارم هوادارانم هر وقت که من جوزده شدم به من تذکر دهند.
• یک قطعه ی بندری هم به یاد ناصر عبداللهی خواندی. درباره ی آن هم توضیح بده.
قطعه ای که خواندم، یک قطعه ی قدیمی بندر عباسی به نام «پشت باغ مولُوی» است که بندری ها می خوانند و ناصر هم در کنسرتهایش خوانده بود. قبلاً هم خود ناصر عبدالهی هم آن را در یکی از آلبوم هایش خوانده بود و من هم مجدداً آن را بازخوانی کردم. در همه کنسرت هایم هم حتماً این را به یاد ناصر می خوانم و خوشحالم که یاد ناصر عبدالهی در خاطر و ذهن مردم همچنان وجود دارد. من سالها با ناصر کار کردم و حس کردم وقتی روی استیج می روم، باید دِینی که به او دارم را ادا کنم. ناصر همیشه دوست داشت که مردم شاد باشند. به این دلیل یک آهنگ بندرعباسی شاد را تمرین کردم تا با لهجه بخوانم و به روح ناصر تقدیم کنم.
• حاشیه هایی هم برای آن آهنگ پیش آمد.
عده ای از مردم بندرعباس پس از اینکه من این آهنگ را خواندم اعتراض کردند و فکر کردند که من هدفم از خواندن این کار استفاده ی شخصی از اعتبار ناصر عبدالهی بوده است ؛ در صورتی که اصلاً این طور نیست. به هر حال من 4 سال در ارکستر ناصر عبدالهی حضور داشتم و کنار او ساز زدم. من فقط با این کار سعی کردم یاد ناصر عبدالهی را زنده نگه دارم. اتفاقاً یکی از شاد ترین ترانه هایش را هم بازخوانی کردم ، چون دوست نداشتم بخاطر زنده ماندن یاد ناصر عبدالهی فضای غمگینانه ای را ایجاد کنم.
• بعضی ها فکر می کنند چون جنوبی هستی آهنگ بندری زیاد می خوانی.
اینطور نیست و من اگر چه در تهران بدنیا آمدم ، اصالتاً آذری و ترک زبان هستم. اما علاقه شدیدی به موسیقی های محلی دارم. من در کنسرت هایم هم آهنگ کوچه لر که ترانه معروفی آذری است را اجرا می کنم و همینطور ترانه ای خراسانی دارم که در آلبوم جدیدم هست.
• در خوانندگی چه هدفی را دنبال می کنید؟
من همه جا گفتم که عاشق موسیقی آمریکای لاتین هستم، دوست دارم همیشه کارهایی را خودم اجرا کنم. به همین خاطر خواننده شدم ولی این حالت نیست که فقط برای خودم کار کنم، هر کس مدل کارهایش مثل من باشد حتما با او کار می کنم. همانطور که با بابک بروجردی دو سه تا کار تنظیم کردیم، روحیه ما به هم نزدیک است و بابک کمک کرد تا کار بهتر شود. خوانندگی هم دغدغه من نیست که بخواهم به عنوان خواننده فقط درگیر این مسئله شوم.
خارج از موسیقی
• به غیر از موسیقی چه فعالیت هنری دیگری را دوست داری؟
قرار است در فیلمی به کارگردانی خانم پرند زاهدی و تهیه کنندگی همایون اسعدیان بازی کنم.
• چرا بازیگری؟
دلیل اینکه حاضر شدم بازیگری را هم تجربه کنم این است که من قرار است نقش خودم را بازی کنم. یعنی پس از آنکه فیلمنامه را خواندم فهمیدم که نقشی که به من پیشنهاد شده با زندگی شخصیم بسیار شباهت دارد و از این رو تصمیم گرفتم بازیگری را نیز تجربه کنم.
• چقدر انتقاد پذیری؟
آدمی انتقاد پذیر هستم به شرط اینکه انتقاد ها کارشناسی شده و اصولی باشد. انتقادهای احساسی را نمی توانم قبول کنم. ای کاش کسی که می خواهد از موسیقی ها انتقاد کند کمی در این خصوص دانش داشته باشد.
• چه صحبتی برای جوانانی داری که دوست دارند در عرصه خوانندگی یا نوازندگی پای بگذارند؟
من برای کسانی که می خواهند به طور تجربی وارد موسیقی شوند این پیشنهاد را دارم که تنها ساز زدن کافی نیست بلکه دانش آکادمیک موسیقی را هم کسب کنند. شاید خواننده ای داشته باشیم که تحصیلات موسیقی نداشته باشد و الان بسیار هم طرفدار داشته باشد. اما این خواننده ها مدتی هستند و بعدش می روند. زمان بهترین قاضی در هنر است. من الان قرار است بازیگر شوم. حالا در این فیلمی که بازی خواهم کرد نقش خودم است. اما اگر قرار باشد این حرفه را باز هم ادامه دهم ، اگر دانش بازیگری را ندانم قطعاً به زمین خواهم خورد و موفق نخواهم شد. خوانندگی امری آسان است ، هر کس می تواند بخواند اما چه خوب است که با دانش به این راه وارد شود. کسی که علم کار خودش را دارد ، وقتی از او انتقاد می شود می تواند علمی در خصوص کاری که کرده به منتقدانش پاسخ دهد.
• و کلام آخر؟
از تمامی مخاطبانی که حامی ما هستند تشکر می کنم. خیلی ها را می بینم که از اولین کنسرت من تا امروز در تمامی برنامه ها حضور دارند. شرمنده آنها هستم زیرا باید در هر برنامه قطعات جدیدی را اجرا کنیم ولی تا کنون این امر میسر نبوده است. بابت این موضوع خوشحال هستم زیرا آنقدر از کنسرت راضی هستند که هربار با وجود اینکه می دانند اختلاف چندانی در برنامه وجود ندارد در سالن حاضر می شوند. من همیشه سعی می کنم کنسرت ها متفاوت باشد و با کمک دوستانم جذابیت هایی در هر اجرا ایجاد کنیم تا هر کدام از عزیزان، به چند نفر دیگر هم برنامه ما را پیشنهاد دهند. تمام تلاش من و اعضای گروه این است که یک شب پرانرژی داشته باشیم و به همه خوش بگذرد و در مدت زمان برنامه، غم و غصه را فراموش کنند. همچنین با انرژی از سالن خارج شوند تا حداقل چند روز حالشان خوب باشد. ما هرچه که داریم از همین مردم و مخاطبان است. متاسفانه برخی از خواننده ها یک مقدار جوگیر هستند و از این نکته ای که عنوان کردم غافل می شوند. ولی من حواسم هست و رضایت و نظر مثبت برایم بسیار اهمیت دارد.
زندگی موسیقایی
• شرح حال زندگی موسیقایی را از زبان خود شما بشنویم.
من حدود 10 سال نوازنده ارکستر سمفونیک تهران بودم که از عید به این طرف دیگر سراغ آن نرفتم. تقریباً هر ارکستر حرفهای کلاسیک هم که تا حالا به صورت رسمی تشکیل شده است من به عنوان نوازنده ترومپت در آنجا حضور داشتم مانند: ارکستر فیلارمونیک به رهبری شریف لطفی که مدتی بود و کنسل شد و ارکستر فیلارمونیک به رهبری نادر مشایخی. 4 سال نوازنده ترومپت ارکستر زنده یاد ناصر عبدالهی و 3 سال تقریباً، رهبر و سرپرست ارکستر و نوازنده ترومپت رضا صادقی بودم. همکاری با بسیاری از خوانندگان چه در کنسرتها و چه به عنوان آهنگساز و تنظیمکننده یا نوازنده در آلبومهای عزیزان.
• چگونه شد که ساز را در دست گرفتید؟
از سوم ابتدایی در سن 9 سالگی نوازندگی پیانو و کیبورد را شروع کردم و از همان زمان نوازندگی تمبک را هم به صورت تجربی چون برادرم نوازنده سنتور بود در کنار او شروع کردم. از اول راهنمایی بعد از کُلی آزمون و مراحل مختلف وارد هنرستان موسیقی شدم که در آنجا نوازندگی ویلن را نزد استاد تیمور پورتراب شروع کردم، ولی به علت نداشتن علاقه به این ساز و بازیگوشیهای زیادی بعد از سه سال نوازندگی ویلن با ارفاقی که به من شد و من را اخراج نکردند قرار شد ترومپت بنوازم.بعد از اینکه سرکلاس حاضر شدم استاد آن زمان ـخدابیامرز ـ امیر بهشتی بود که در آن زمان جزو نوازندگان خوب ترومپت بود با دیدن فیزیک من تشخیص داد که من این ساز را نمیتوانم بزنم و گفت لبانِ تو برای ترومپت مناسب نیست. ولی با خواهشهای مکرر قرار سد سرکلاس حاضر شوم. بعد از مدتی امیر بهشتی رفت و استاد منوچهر اسلامی به عنوان استاد ما حاضر شد. من واقعاً نوازندگی ترومپت را مدیون استاد اسلامی هستم چون در من انگیزه ایجاد کرد و باعث شد من به نواختن این ساز تشویق شوم و بعد از ایشان 2 استاد دیگر نیز داشتم. تا دیپلم را گرفتم… بعد فوق دیپلم موسیقی از دانشکده موسیقی و بعد لیسانس از همانجا و در آخر هم فوق لیسانس موسیقی رشته نوازندگی ساز جهانی در دانشگاه هنر گرفتم.
• چطور با ساز ترومپت در خانه تمرین میکردید؟
تقریبا به سختی! در حال حاضر، در طبقهی پایین منزل سوئیت کوچکی دارم که آکوستیک کردم ولی قبل از آن که در خانه تمرین میکردم، بهخاطر نوع صدای ساز ترومپت، صدا از منزل بیرون میرفت و خوشبختانه همسایهها اعتراض نمیکردند.
• نوازندگان بنام ایرانی وخارجی ترومپت چه کسانی هستند؟
نوازندگان به نام ترومپت ایران تا اونجا که من میشناسم و ارادت خاصی بهشون دارم و داشتهام، استادان: منوچهر اسلامی ـ منوچهر بیگلری ـ زندهیاد کیومرث میردادیان ـ زنده یاد منوچهر صارمی، زندهیاد امیر بهشتی هستند و نوازندگان خارجی خیلی زیاد هستند که ما تعداد کمی از آنها را میشناسیم و تعدادی هم که به رحمت خدا رفتهاند: آرتور ساندوُال ـ جان فاریس ـ فردی هوبارد ـ مارسالیس ـ دیزی گیلسپی ـ مایلز دیویس ـ لویی آرمسترانگ و…
• روی ساز خودتان به صورت علمی چقدر کار کردید؟
در سازها رنگ بندی ها متفاوت است. مثلا رنگ ترومپت و ترومبون یکی است، فقط ترومبون کمی بم تر است. از لحاظ رنجی متفاوت است ولی همخوانی زیادی با هم دارند. وسعت ساز خودم مشخص است که از چه نتی تا چه نتی است.
• مثلا همین ساز ترومبون که نام بردید و همرنگ ترومپت است و در آلبوم الگرو هم از آن استفاده کردید، شما به عنوان تنظیم کننده چطور تشخیص می دهید از ترومبون استفاده کنید با ترومپت؟
وقتی section Bras می خواهیم بنویسیم، یعنی مجموع سازهای بادی را استفاده می کنیم، ترومپت به تنهایی نمی تواند همه را پشتیبانی کند، حتی اگر چند خط پشت سر هم و روی هم اجرا شود. چون محدوده صدای خاصی دارد. از ترومپت پایین تر که بخواهند نرم تر باشد از ساکسیفون استفاده می کنند و از آن بم تر که بخواهند حجم داشته باشد، ترومبون استفاده می کنند. در واقع اگر بخواهید مجموعه بادی بشنوید باید اینها با هم باشند، مگر اینکه تعمدی بخواهند فقط صدای ترومپت در یک جا باشد، در غیر آن برای شنیدن صدای Section بادی باید همه اینها حتما با هم باشد.
• در حالت سلو چطور؟
بر حسب صدایی که نیاز دارند از ترومبون یا ترومپت استفاده می شود که تنظیم کننده تشخیص می دهد که این صدا توسط ساز تک نوازی شود ولی در غیر آن باید همه این سازها با هم باشد تا صدای خوبی ایجاد شود.
• با اجرا در استودیو چگونه کنار میآید، شما که نوازنده صحنه هستید.
اجرا در استودیو حال و هوای خودش را دارد و جذاب است چون کاری که ضبط میکنی ثبت میشود و هر کاری که دلت بخواهد در استودیو میتوانی انجام بدهی. ولی لذت استیج و کنسرت خیلی بیشتر است و چون هم مستقیم با مخاطب روبهرو میشویم و هم باید قدرت ریسک داشته باشیم و شهامت و اعتماد به نفس داشته باشیم.
• برای قبول نوازندگی موارد خاصی را هم در نظر می گیرید؟
بعضی وقت ها. ولی بیشتر مواقع نه. زیرا در خصوصیات اخلاقی من نیست که بگویم ابتدا باید کار را بشنوم و بعد تصمیم گیری کنم. این کار باعث می شود انرژی منفی به دوستانم بدهم و حس خوبی القا نمی کند و سعی می کنم تا جای ممکن به افرادی که ارزش کار را می دانند کمک کنم.
• در کارهایی که نوازندگی می کنید، خودتان هم اعمال نظر می کنید؟
خیلی وقت ها. چون در هر صورت بهترین حالتی که نوازنده می تواند اجرا کند را خود او می شناسد. آهنگساز هم که ساز من را به درستی نمی شناسد در هر قسمت که اعمال نظر من به عنوان نوازنده ساز منجر به ایجاد صدا و نتیجه بهتری شود، قبول می کند.
• درباره تک نوازی ساز خودتان برنامه ای ندارید؟
من همیشه تولید یک آلبوم بی کلام ترومپت در ذهنم بوده است. ولی زمان می برد. ناخودآگاه درگیر مسائل مختلف هستم و نمی توانم همه انرژی خودم را روی آن بگذارم، اگر زمان و انرژی لازم را روی آن بگذارم، شاید 6 ماهه آلبوم آماده می شود ولی الان در حد یک فکر باقی مانده است.
• شما الان جزو بهترین نوازندگان ایران و در واقع یکی از ستاره های نوازندگی هستید. چه فعالیتی برای ماندن در این سطح یا ارتقا دارید؟
البته در ایران ستاره شدن کاری ندارد. یکی از شانس هایی که دارم ساز من است که نوازندگی آن سخت است. دیگر اینکه زحمت کشیدم به اینجا رسیدم ولی الان فضایی برای پیشرفت ندارم.
• یعنی تنها انگیزه شما برای رشد این است که در سطح اول نوازندگی نباشید؟
باید بستر رشد فراهم باشد، وگرنه رشد به بیراهه می رود. من تقریبا همه مقاطع مختلف موسیقی در ایران را تجربه کرده ام. 16 سال نوازنده ارکستر سمفونیک بودم که چه اوضاعی بود و بیرون آمدم. وقتی می بینی که دائم تجربه می کنی و به هیچ چیزی نمی رسی دیگر ناخودآگاه انگیزه ای نداری.
• در مجموع، روند حرکت شما در نوازندگی، آهنگسازی، تنظیم کنندگی و خوانندگی به چه صورت بوده است؟
در ابتدا که نوازندگی بود. من در هنرستان ویولن و قبل از آن پیانو می زدم و بعد هم ترومپت. بعد از آن کم کم حس آهنگسازی بوجود آمد که روی کار ملودی بگذارم و بعد تنظیم شروع شد و در نهایت هم خوانندگی.
امید حاجیلی: من سلطان نیستم فقط بمب انرژی هستم
امید حاجیلی:
من سلطان نیستم
فقط بمب انرژی هستم
سلام علیکم…بفرمایید… این ها دیالوگ هایی هستند که در بدو ورود به محل تمرین یک خواننده پرانرژی می شنوید. موزیسین سی و یک ساله ای که در سال 87 آلبوم «آلگرو» را روانه بازار کرد و پس از آن هم با تک قطعات اکتیو خود به شهرت بیش از پیش دست یافت.امید حاجیلی، متولد 2 مهرماه 1362، دارای مدرک کارشناسی ارشد موسیقی. نوازندهی حرفه ای ساز ترومپت که در بسیاری از آلبومهای موسیقی حضور داشته است، نوازنده سابق ارکستر سمفونیک، آهنگساز و تنظیم کنندهی چندین ترک در آلبومهای مختلف و همچنین خواننده، یکی از اعضای اصلی گروه دارکوب و …!
امید حاجیلی: من سلطان نیستم فقط بمب انرژی هستم
امید حاجیلی:
من سلطان نیستم
فقط بمب انرژی هستم
سلام علیکم…بفرمایید… این ها دیالوگ هایی هستند که در بدو ورود به محل تمرین یک خواننده پرانرژی می شنوید. موزیسین سی و یک ساله ای که در سال 87 آلبوم «آلگرو» را روانه بازار کرد و پس از آن هم با تک قطعات اکتیو خود به شهرت بیش از پیش دست یافت.امید حاجیلی، متولد 2 مهرماه 1362، دارای مدرک کارشناسی ارشد موسیقی. نوازندهی حرفه ای ساز ترومپت که در بسیاری از آلبومهای موسیقی حضور داشته است، نوازنده سابق ارکستر سمفونیک، آهنگساز و تنظیم کنندهی چندین ترک در آلبومهای مختلف و همچنین خواننده، یکی از اعضای اصلی گروه دارکوب و …!
آلبوم آلگرو
• اولین آلبومی که به طور رسمی منتشر شد و نام شما در آن بود، آلبوم «ایلیا» بود. نوازندگی جیمبی و ترومپت و کرال و تنظیم و دکلمه در آن انجام داده بودید. چه شد که با ایلیا همکاری کردید؟
با ایلیا در موسیقی تئاتر آشنا شدم. آن موقع دانشجوی دانشگاه سوره بودم . دوستی به نام علیرضا ناصحی دارم که بازیگر خوبی است و من را به تئاتر معرفی کرد. بعد از آن با ایلیا آشنا شدم. روحیه ما به هم نزدیک بود و با هم دوستان خوبی شدیم. در همان موقع ایلیا درگیر گرفتن مجوز آلبوم بود. این آلبوم آن زمان اسم دیگری داشت. ایلیا مجوز کارها را گرفت، ولی شرکت سرمایه گذار گفت چون زمان زیادی گذشته باید چند ترک تغییر کند. ایلیا قضیه را گفت و من به او قول همکاری دادم. از آنجا همکاری ما شروع شد. تقریبا در انتهای کار ملحق شدم و سه قطعه حذف شد و به جای آن سه ترک اضافه کردیم که ترک ابتدایی هم خیلی سر و صدا کرد.
• اولین آلبومی هم که شما را به عنوان خواننده در مارکتینگ مجاز قرار داد آلبوم آلگرو بود. چرا به این اندازه پیگیر فیدبک آلبوم اول تان به عنوان اولین تجربه رسمی خوانندگی بودید؟
چون اولین بار بود که در ایران این سبک اجرا می شد و همه می گفتند این کار ریسک است. من به این سبک علاقه خاصی دارم و تصمیم گرفتم آلبوم را به سبک آمریکای لاتین ارائه کنم. البته فکر می کنم برای هر خواننده ای مهم باشد ولی چون من همه کارها را خودم انجام دادم، فقط دنبال بازخورد خوانندگی نبوده ام و دوست دارم همه نظرات در مورد شعر و آهنگ و تنظیم و نوازندگی و حتی سلویی که زدم را بشنوم. نظرات و انتقادات چه بد و چه خوب لذت بخش است به شرط آنکه سازنده باشد.
• سهم شما در این آلبوم چقدر است؟
در آلبوم Allegro که سهم زیادی دارم چون خیلی کارها را خودم کردم آهنگسازی (البته یک قطعه با همکاری بابک بروجردی و یک قطعه ملودیِ آهنگی G.Estefan) تنظیم (2 قطعه با همکاری بابک بروجردی و 2 ریمیکس توسط سیروان خسروی) و نوازندگی ترومپت و پرکاشن و کد و کیبورد و بیشتر ترانهها. پس سهم زیادی بود.
• آیا ترانهسرایی برای آلبوم آلگرو یعنی اینکه شما ترانهسرا هم هستید؟
ترانهسرا نیستم. ولی برای خودم اگر احساس کنم لازم است چیزهایی مینویسم. اصلاً خودم را در حد جایگاه یک ترانهسرا نمیبینم. در آلگرو اگر چند قطعه از ترانهها برای خودم است به خاطر این است که ترانههایی که برای من سروده شده است جالب نبوده و ترجیح دادم خود وظیفه ترانهسرایی را انجام بدهم.
• بعد از گذشت چندسال از انتشار آلبوم نقاط ضعف و قوت آلبوم چه بود؟
نکته ای که خیلی ها می گفتند انتخاب شعرها بود. این شعر ها سلیقه چند سال پیش از آلبوم است. البته می توانست قوی تر سروده شود ولی نه اینکه الزاما بار مفهومی بیشتری داشته باشد، در واقع این سبک موسیقی شعر راحتی لازم دارد. شاید اگر الان هم بخواهم این کار را انجام بدهم و دوباره با کسی به نتیجه مطلوب نرسم ، خودم مجبور به گفتن برخی ترانه ها شوم. نقطه قوت کار، سبک آلبوم بود، با توجه به اینکه هیچ تبلیغی برای معرفی آلبوم آلگرو نشد و هنوز خیلی ها نمی دانستند چنین آلبومی با این سبک عرضه شده است. فروش آلبوم هم خوب بود و فکر نمی کردم به این اندازه باشد، متفاوت بودن آلبوم و اینکه همه مردم، آلبوم و سبک کاری را دوست ندارند هم می تواند پوئن مثبتی باشد. در سایت های موسیقی و نشریات مختلف هم بحث زیادی در مورد آن شد که راضی کننده بود.
• درباره طرح جلد هم بگویید.
این ایده خودم بود و نمی خواستم مثل بقیه نباشد. دست خط خودم بود و گفتم حس بهتری دارد. ضمن اینکه می خواستم سی دی بدون والت هم متفاوت باشد. در مجموع من دوست داشتم، آلبومم، نوازندگی، عکس روی جلد و عکس روی سی دی مثل بقیه نباشد.
عضویت در دیگر گروهها
• شما عضو گروه ناصر عبدالهی بودید. بیشتر ترک های آلبوم های ناصر ساز بادی مسی ندارد. در تنظیم ها ساز شما در نظر گرفته می شد؟
برای کنسرت ها تنظیم بر اساس استیج انجام می دادیم و طبق سازبندی که در گروه ارکستر داشتیم، ارکستراسیون و اجرا می کردیم. در اکثر کارهای ناصر ترومپت می زدم و در یکی دو کار جنوبی هم پرکاشن زدم. گروه ناصر چند دوره عوض شد ولی از گروه دوم که تشکیل شد من عضو ثابت بودم.
• در مورد گروه دارکوب بگویید.
-در گروه دارکوب بیشتر زحمات را از ابتدا همایون نصیری کشید. در این فکر بود و ایده خود را عملی کرد؛ از همه بچه های دارکوب پشتکار قوی تری داشت. 4-5 نفر اعضای اصلی گروه بودیم. همایون گروه را جمع کرد و با هم کارها را تنظیم کردیم. با هم جلو رفتیم. کارها اضافه و کیفیت آنها بهتر شد. نفرات و خواننده های مهمان اضافه شدند.
• هدف گروه دارکوب، نشان دادن تاثیر موسیقی بدون خواننده برای ایرانیان بود؟
موسیقی بدون خواننده خیلی تاثیر دارد. شما وقتی کنسرتی را می خواهید ببینید، می گویند کنسرت خواننده است و نوازنده هر کسی باشد اصلا مهم نیست، بعد هم فقط خواننده جلو سن است و دیده می شود و برای نوازندگان هیچ فضایی برای ارتباط و معرفی به مردم نیست. خوانندگان هم به نشان دادن نقش نوازنده مشتاق نیستند و نمی دانم چرا! گروه دارکوب بهترین نوازنده ها را بدون هیچ خواننده ای دور هم جمع کرد و نشان دادیم که خواننده در کنار نوازنده ها می تواند نقش داشته باشد، مثل خواننده هایی که به عنوان مهمان آوردیم. در واقع نگفتند کنسرت خواننده می رویم، کنسرت دارکوب بود که خواننده مهمان در آن اجرا داشت.
• در واقع این مشکل در ایران هست که نوازنده ها مطرح نمی شوند و نقش آنها نادیده گرفته می شود.
در ایران همیشه خواننده مطرح بوده و سالها است که ما نوازنده ها پشت خواننده ها بوده ایم و هیچ اتفاقی هم برای ما نیافتاده است. خواننده ها هم نخواسته اند که این اتفاق بیفتد و حتی اگر فضایی هم باشد که خواننده بتواند نوازنده را مطرح کند، باز هم خواننده ها کوتاهی می کنند.
• و اگر کار اینترنتی هم پخش شود که اصلا مشخص نمی شود نوازنده چه کسی بوده است.
-بله، اطلاعات کمتر می شود. آهنگساز و تنظیم کننده کمی بیشتر مطرح می شوند ولی نوازنده اصلا جایی بین مردم ندارد! در واقع موسیقی در ایران اصلا جاری نیست و همیشه به صورت فان و تفریح است، حتی کسی که سی دی می خرد برای تفریح این کار را انجام می دهد. به همین خاطر در موسیقی به صورت فان اتفاق خاصی نمی افتد.
