بایگانی مطالب نشریه
لرزه نگاری کنسرت حاجیلیتو در کرمان / زلزله 10 ریشتریِ امید
لرزه نگاری کنسرت حاجیلیتو در کرمان / زلزله 10 ریشتریِ امید
افتاد، دلبر، دلبر سیاه، برای عاشقی دیره و چند آهنگ کاملا انرژیک جزو کارنامه کاری خواننده ای هستند که هفته گذشته به کرمان آمد. خبرش را قبل از هرکس، امید حاجیلی در اینستاگرامش منتشر کرد و با استقبال خوب هواداران کرمانی اش روبرو شد. در کمتر از یک ساعت افراد زیادی با ارسال کامنت، خوشحالی خود را از آمدن حاجیلیتو به کرمان ابراز کردند. امید حاجیلی که از این استقبال خوشحال شده بود پست دیگری هم درباره کنسرت کرمان گذاشت و بیش از پیش طرفدارانش را منتظر نگه داشت. در این گزارش سعی کردیم نگاهی متفاوت به کنسرت امید حاجیلی در کرمان داشته باشیم.
پیش لرزه اول:
فرودگاه تهران
سفر حاجیلی و گروهش با اتفاقی جالب در فرودگاه تهران آغاز شد. دقایقی پیش از پرواز، اعضای گروه حاجیلی – که برخی از آنها با گروه احسان خواجه امیری مشترک هستند – با نوازندگان گروه این خواننده روبرو شدند. پس از خوش و بش و احوالپرسی مشخص شد آنها هم راهی کرمان هستند و جالب تر آنکه هر دو گروه با یک پرواز راهی کرمان میشدند! این دو گروه در فرودگاه کرمان از یکدیگر جدا شدند؛ احسان خواجهامیری و نوازندگانش برای اجرا راهی رفسنجان شدند و حاجیلیتوییها در کرمان ماندند. حاجیلی و گروهش مستقیم از فرودگاه کرمان به هتل جهانگردی رفتند و تا بعدازظهر در اتاق هایشان ماندند و فقط امید حاجیلی چندباری به درخواست هوادارانش که منتظر او بودند، به لابی هتل آمد. گروه حاجیلیتو برای ساندچک زودتر از خواننده گروه به طرف شهرتماشا حرکت کرد و امید حاجیلی با فاصله زمانی یک ساعته به آن ها ملحق شد.
پیش لرزه دوم:
ساعت 9 شب
هرچه ساعت به 9 شب نزدیک تر می شد صبر هواداران حاجیلیتو برای دیدن خواننده محبوبشان از نزدیک کمتر می شد. برای اولین بار در کرمان بلیط های یک کنسرت به صورت الکترونیکی و از طریق سایت www.KermanConcert.Com فروخته شده بود و همین امر باعث تاخیر کوتاهی در شروع به کار حاجیلی و گروهش شد گرچه فروش الکترونیکی بلیط یکی از مزیت های اصلی این کنسرت بود و اکثر حاضران از این اتفاق راضی بودند. البته نباید از مزیت های فروش الکترونیکی بلیط از طریق سایت کرمان کنسرت چشم پوشی کرد. چرا که سایت کرمان کنسرت امکان انتخاب صندلی را برای خریداران ایجاد کرده بود و خریدار می توانست محل مورد علاقه خود را برای نشستن انتخاب کند و خیالش راحت باشد که هر زمانی به سالن رسید در صندلی خود قرار گیرد. همانطور که در شب برگزاری کنسرت امید حاجیلی هیچگونه مشکلی از این نظر پیش نیامد و همه طبق شماره صندلی خود نشسته بودند، حتی آخرین نفراتی هم که وارد شهرتماشا شدند به راحتی به صندلی مورد نظر خود رسیدند. کرمان کنسرت با هدف اطلاع رسانی درباره مکان و زمان کنسرت های کرمان آغاز به کار کرده و فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی از جمله خدمات ویژه این سایت است. علاوه بر این قرار است کرمان کنسرت در پوشش اخبار هنری با توجه ویژه بر روی کنسرت ها، حضور فعالی داشته باشد. همانطور که گزارش تصویری کنسرت امید حاجیلی در کرمان در خروجی این سایت قرار گرفت . با حضور مثبت و قوی سایت کرمان کنسرت به نظر می رسد این سایت در آینده ای نزدیک به مرجعی برای علاقمندان به هنر تبدیل شود تا کنسرت گذاران از هزینه های تبلیغات محیطی خود بکاهند و با کاهش هزینه تمام شده برگزاری کنسرت، قیمت بلیط هم کاهش یاید.
شهرتماشا مرکز زلزله
کنسرت امید حاجیلی با شور هوادارانش آغاز شد و آهنگ های فوق العاده شاد او باعث ایجاد جوی بسیار شاد و جذاب در سالن شده بود. حاجیلی هم که از انرژی بالای طرفدارانش به وجد آمده بود با انرژی بالاتری به اجرای کارهایش پرداخت و نشان داد لقب «بمب انرژی» بی دلیل به گروه حاجیلیتو داده نشده است. امید حاجیلی پس از این کنسرت در اینستاگرامش نوشت: به جرات می تونم بگم یکی از بهترین اجراهارو داشتیم امشب و یکی از پرانرژی ترین و باحال ترین مخاطبا امشب تو سالن بودن… همه کرمانیا عالی و بینظیرن… .
پس لرزه اول:
حاجیلیتو و باغ شاهزاده
حوالی ظهر روز جمعه حاجیلی و گروهش به باغ شاهزاده ماهان رفتند و چندساعتی را به بازدید از این باغ ثبت شده در میراث فرهنگی یونسکو پرداختند. امید حاجیلی هم مطابق معمول با انرژی بالا چند عکس سلفی گرفت تا طرفدارانش در اینستاگرام را با خود همراه کند.
پس لرزه دوم:
چمدانی که جا ماند
حاجیلی و گروهش با پرواز ساعت 21:45 کرمان را به مقصد تهران ترک کردند اما اتفاقی جالب در فرودگاه تهران افتاد. در فرودگاه تهران، نبودن یکی از چمدان ها موجب معطلی و سردرگمی حاجیلی و مسئولین فرودگاه شد و پس از بررسی و پیگیری مشخص شد چمدان مورد نظر در فرودگاه کرمان جا مانده است!
پس لرزه سوم:
کرمانی ها راضی از زلزله
کنسرت امید حاجیلی به حدی شاد و پر انرژی بود که ما را برآن داشت تا نظر برخی از حاضرین در سالن را در مورد این کنسرت جویا شویم. از آنجایی که چند روزی از زلزله 10 ریشتری حاجیلیتو در کرمان گذشته بود با کمک مسئولان سایت کرمان کنسرت توانستیم به صورت تصادفی و رندوم با چند نفر صحبت کنیم. « عالی بود. هم خواننده و هم نور و صدای سالن نسبت به کنسرت های قبلی بهتر بود.» سلیم البته کنسرت های زیادی را در کرمان رفته است، از جمله کنسرت زنده یاد پاشایی در تالار پالیز. او سالن شهرتماشا را برای برگزاری کنسرت مناسب تر می داند و می گوید:« شهرتماشا از بقیه سالن ها در کرمان به نسبت بهتر است و امیدوارم بیشتر کنسرت ها در این سالن برگزار شوند.»
عماد نفر بعدی است که پاسخ تلفنش را می دهد. او که یک کنسرت روی حرفه ای است می گوید:« در حد امکانات و سخت افزاری که کرمان دارد این کنسرت خوب بود. البته دست دوستان بسته بود و نمی توانستند بهتر از این کار کنند.» عماد که اخیرا به کنسرت علیرضا قربانی، همایون شجریان و فرزاد فرزین رفته است، کنسرت امید حاجیلی را بعد از کنسرت علیرضا قربانی، با کیفیت ترین کنسرت های اخیر کرمان می داند. مهسا نسبت به دیگران راضی تر به نظر می رسد:« بهترین کنسرتی بود که در کرمان رفتم. مخصوصا شاد بودن کنسرت. در این روزهایی که مکشلات کمی نداریم چنین کنسرت شادی بهترین مرهم بود.» او هم بیشتر کنسرت های اخیر کرمان را رفته است و البته انرژیک بودن حاجیلیتو را تمایز اصلی این کنسرت با کنسرت های قبلی می داند. « تنها سرگرمی ما همین کنسرت هاست.» امیرحسین با گفتن این جمله ادامه می دهد:« همین یک شب خیلی ها را شاد کرد. همه چیز این کنسرت خوب بود.» سارا هم به نظر می رسد علاقه شدیدی به کنسرت رفتن دارد. او علاوه بر کنسرت امید حاجیلی، کنسرت های سیروان،محسن یگانه و رضا صادقی را هم رفته:« برای خواننده ای مثل حاجیلی این قیمت بلیط حلالش.» او که خیلی از رفتن به کنسرت حاجیلیتو خوشحال است می گوید:« به اصرار یکی از دوستانم به این کنسرت رفتم چرا که امید حاجیلی را درست نمی شناختم اما وقتی تمام شد فهمیدم بهترین کنسرتی که رفته ام همین بود. دست برگزارکنندگانش درد نکند. در این میان دوست عزیزی به نام صدرا باور نمی کرد به او زنگ زده ایم و اصرار داشت که ما، شایانیم و هرچه گفتیم باور نکرد و جز صدای شنیدن خنده او چیز دیگری دستگیرمان نشد.
علل افزایش مزاحمتهای خیابانی
سید حسن موسوی چلکف رییس انجمن مددکاران اجتماعی
یکی از رفتارهای ناپسندی که در جامعه شاهد آن هستیم و همیشه هم مذموم بوده و همچنان شیوع دارد موضوع آزارهایی است که در خیابان نسبت به زنان و دختران انجام میشود. چند نکته در خصوص این موضوع وجود دارد که باید به آن اشاره کرد. عموما اگر بخواهیم در مورد کسی که ایجاد مزاحمت خیابانی میکند سخن بگوییم باید در نظر بگیریم که ریشه این رفتار در کمبودی است که فرد مزاحم در زندگیاش دارد و این کمبود را با اذیت کردن دیگران برای خودش جبران میکند. یعنی لذت میبرد از متلکی که میگوید و واکنشی که فرد نشان میدهد. قطعا یک خلأ در فرد وجود دارد که این کار را انجام میدهد. دسته دیگری هستند که فقط در جمع دوستان و برای ابراز وجود این عمل را انجام میدهند و عده دیگری نیز با این کار حتی به صورت کلامی آزار میدهند. این عده از هر فرصتی استفاده میکنند.
نکته دیگر در این میان این است که اگرچه این روزها برای هر دختر یا زنی که کنار خیابان ایستاده باشد بوق میزنند و مزاحم میشوند و این موضوع تقریبا اپیدمی شده است اما این موضوع بیشتر برای کسانی اتفاق میافتد که پوشش مناسبی ندارند. در واقع یک سمت این قضیه مردانی هستند که وارد این فضا میشوند اما در طرف دیگر نیز زنانی هستند که با نوع پوشششان زمینه را برای مزاحمت فراهم میکنند. البته این موضوع به معنی تایید مزاحمت از سوی مردان نیست.
بخش دیگری از این ناهنجاری اجتماعی از سوی مردان متاهل رقم میخورد و یک دلیل آن هم نداشتن رضایت در درون خانواده است. مطمئنا در خانوادههایی که رضایت کامل وجود داشته باشد به ندرت وارد این چرخه برای برطرف کردن نیازشان میشوند. مشکل اصلی این است که ارتباط زناشویی زوجین در بسیاری از مواقع به خوبی صورت نمیگیرد و همین موضوع باعث مشکلات بعدی میشود. در نتیجه برخی از مردان برای تامین نیازهای خود سعی میکنند از فرصتهای دیگری که نادرست هم هستند، استفاده کنند.
این اتفاق ریشه در ضعیف شدن اخلاق در برخی جوامع دارد. در گذشته اگر کسی به هر دلیلی نیازی داشت این نیاز را از طریق مشروع برطرف میکرد؛ اما در حال حاضر وقتی در خانه این نیاز برآورده نمیشود، فرد در خیابان پرسه میزند تا فرد مورد نظرش را پیدا کند. متاسفانه قبح این مسئله ریخته شده است. در ۲۰، ۳۰ سال پیش شرایط اجتماعی و فرهنگی متفاوت بود، یعنی اگر مردم در کوچهای کاری داشتند اگر زنی یا دختری در آنجا بود یا جلوی دختر حرکت میکردند یا صبر میکردند دختر برود بعد داخل کوچه میشدند. چون یک نظارتی توسط جامعه انجام میشد که این نظارت باعث میشد که کسی به خودش اجازه مزاحمت ندهد اما در حال حاضر مردم نسبت به همدیگر کم تفاوت شدهاند. در واقع اخلاق اجتماعی ضعیف شده است و مردم هم بیتفاوتی پیشه کردهاند. این نگرش از شرایط کلی جامعه نشات میگیرد. هرکس به فکر کلاه خودش است که باد نبرد! از دیگر سو، فضای شادی و نشاط در جامعه کم است، به همین دلیل فرد هر دمی را برای نشاط انتخاب میکند حتی اگر راهش شادی نامشروع باشد. البته باید این واقعیت را بپذیریم که عدهای هم در خیابان هستند که مراعات نمیکنند. از دیگر سو، مردم احساس مسئولیت در مقابل دیگران ندارند و این بیتفاوتی بدترین اتفاقی است که در حوزه اجتماعی به وقوع پیوسته و ما نسبت به دیگران بیتفاوتیم در حالی که در یک اجتماع با همدیگر زندگی میکنیم. در نتیجه با کم شدن نظارت، از بین رفتن اخلاق اجتماعی و حاکم شدن بیتفاوتی مردم باید منتظر هر اتفاقی باشیم. در واقع با این شرایط از جامعه نمیشود توقع سلامت اخلاقی داشت. در گذشته و در دولت آیتالله هاشمی بحثهایی برای چارهاندیشی این آسیب انجام شد که به سرانجام نرسید. مسئله این است که ما در مورد اعتیاد این موضوع را پذیرفتهایم که معتادان بیایند ناهار بخورند، تزریق کنند و بروند تا ایدز نگیرند اما در حوزه زنان مقاومت زیادی وجود دارد و نمیتوان مراکزی را تاسیس کرد تا جلوی بسیاری از اتفاقات گرفته شود. در واقع هیچ دولتی در هیچ مقطعی در این بخش پیشگام نمیشود. از سوی دیگر چون فضای رسمی در این زمینه نداریم در نتیجه فضای غیر رسمی برای این موضوع ایجاد میشود. فضایی که نسبت به دو دهه قبل کمی بیشتر شده است و باید برای این آسیب اجتماعی نسخه درمانی را پیچید تا همه جامعه دچار لطمه از این نوع رفتارها در سطح شهر نشوند. پذیرش واقعیت اجتماعی گام اول دسترسی برای حل مساله است و الا پاک کردن صورت مساله، مشکلی را حل نخواهد کرد.
معاون اول رییس جمهوری در کرمان:
مدیریت قبل سازمان تامین اجتماعی نماد فرسودگی سازمانی بود / در زمان مناسب درباره آن به ملت ایران توضیح می دهم
اسحاق جهانگری در آیین افتتاح بیمارستان 300 تختخوابی پیامبر اعظم کرمان با بیان اینکه مردم کرمان در پیروزی انقلاب، نقش مهم و اساسی داشته اند و اتفاق آتش سوزی مسجد جامع کرمان مصداقی بر این گفته می باشد اظهار کرد: آرمان های انقلاب اسلامی ما که ثمره رهبری امام راحل و ایثارگری شهدای از خود گذشته ما بوده است، باید همواره از سوی مردم به ویژه مسولین ارج نهاده شود و این آرمان های ارزشمند را نیز ادامه دهیم.
جهانگیری عنوان کرد: در دوره ای که می بایست میلیونها نفر از افرادی که تحت پوشش ازمان تامین اجتماعی هستند از خدمات آن بهره مند شوند، متاسفانه دیدیم که این سازمان به مشکلاتی دچار شد، که البته خداراشاکریم که جلوی این مشکلات گرفته شد تا از به بیراه رفتن آن جلوگیری شود. معاون اول رییس جمهور در ادامه با بیان اینکه من در مورد سازمان تامین اجتماعی مطلب زیاد دارم و باید این مطالب را در وقتی غیر از این ایام که ایام جشن و شادی است بازگو کنم، افزود: یکی از نمادهای فرسودگی سازمانی در دوره مدیریت قبل سازمان تامین اجتماعی است. وی خاطر نشان کرد: من چنین موضوعی را در نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشتم و گفتم چه معنی دارد که وقتی مردم این همه گرفتاری دارند یک قوه برای سازمانی رئیس بگذارد و یک قوه بازداشت کند و یک قوه رئیس دیگر انتخاب کند و … چرا که اینها نشاندهنده فرسودگی یک سازمان است و نتیجه اش اتفاقاتی است که در داخل سازمان در حال رخ دادن بود و من در زمان مناسب درباره آن به ملت ایران توضیح می دهم و می گویم چه اتفاقی افتد چرا که معتقدم که اگر آنچه که حق مردم است به آنها نگوییم جفا کرده ایم. جهانگیری با تاکید بر اینکه توسعه کشور جای کار بسیار دارد خاطرنشان کرد: معضلاتی همچون بیکاری، نیاز به زمان دارد و همچنین معتقدیم که توسعه کشور نیز زمان بر و نیازمند امکانات می باشد. وی همچنین با بیان اینکه در کنار توسعه باید به رفاه و معیشت مردم توجه ویژه شود ادامه داد: ما هیچگاه اسم این دولت را دولت رفاه نگذاشته ایم اما معتقدیم که باید در موضوع زندگی مردم حرکت کنیم. بنابراین از ابتدای دولت ساز و کاری را در پیش گرفتیم تا تورم را کنترل کنیم. و البته لازمه آن سختگیری به دولت بود./ ایسنا
گزارش ویژه درباره مزاحمت های خیابانی خیابانهای دلهره
گزارش ویژه درباره مزاحمت های خیابانی
خیابانهای دلهره
سارا غضتفری
ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺗﺎ دﯾﺮﻭﻗﺖ سرکار ﻣﯽﻣﺎﻧﻢ ﻭ جزو ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ. ﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﻣﯽﺭﻭﯾﻢ ﻫﻮﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭد ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻣﯽﺷﻮد. ﺍﺯ ﻫﻤﮑﺎﺭﻡ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﭘﻞ ﻋﺎﺑﺮ پیاده جوانی ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮدﯼ ﺁدﺭﺳﯽ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽدﻫﺪ. ﻣﺮد ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻋﺠﯿﺒﯽ دﺍﺭد. ﮐﺖ ﺁﻟﺒﺎﻟﻮﯾﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺗﯽﺷﺮﺕ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻟﯿﻤﻮیی ﺭﻧﮓ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏ ﺍﺳﭙﻨﺴﯽ ﺑﻪ ﭼﺸم ﺯدﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻮﺵ دﺍدﻥ ﺑﻪ دﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ دﺍﺭد ﺑﻪ ﻣﺮد ﻣﺴﻦ ﺁدﺭﺱ ﺭﺍ دﺭﺳﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﻫﯽ ﺑﻪ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﻋﺎﺑﺮ پیاده ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺧﻠﻮﺕ است ﻭ ﻣﻦ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺮی ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺭﻭﻡ. دﺭ ﭘﻠﻪﻫﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﯾک ﺪﻓﻌﻪ ﺻﺪﺍﯼی ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ: «ﻧﻔﻬﻢ! خجالت بکش!» حدس داستان سخت نیست. دﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽدﻭﻡ. نفس نفس میزند: «آدم نباید دلش بسوزد! دﺍﺷﺘﻢ ﺁدﺭﺱ ﻣﯽ دﺍدﻡ». دﺧﺘﺮ ﻣﯽﺭﻭد. به انتظار تاکسی میایستم. ۲۰۶ ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ، ﺭﺍﻩ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ تا برود. دﻭﻣﯽ پژو ۴۰۵ است و ﺳﻮﻣﯽ ماشینی ﺷﺎﺳﯽ ﺑﻠﻨﺪ! ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ. ترمز میکنند اما مسافرکش نیستند. لباس رسمی و اداری به تن دارم. مقنعه و مانتوی بلند، اما انگار برایشان فرقی ندارد. بالاخره ﺑﺎ ﻏﯿﻆ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽﺷﻮﻡ. سر خیابان بعدی باز ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﺎﮐﺴﯽ میمانم. دﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﻮﺍﺭ دﺍﺭﻧﺪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﻢ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ. ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺮﮎ موتور ﻧﺸﺴﺘﻪ است ﺷﯿﺸﻪ ﺁﺏ ﻣﻌﺪﻧﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﻣﯽﺁﻭﺭد ﺟﻠﻮ ﻭ دﺍد ﻣﯽﺯﻧﺪ. ﻫﻮﻝ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﻣﯽﭘﺮﻡ دﺭ ﭘﯿﺎدﻩ ﺭﻭ. دﯾﺸﺐ ﺳﺎﻧﺎﺯ دﻭﺳﺘﻢ دﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﻮﺑﯿﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد. دﺭ ﺣﯿﻦ ﭘﺮﺵ ﺍﺯ ﺟﻮی ﺁﺏ ﮐﻨﺘﺮﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ دﺳﺖ ﻣﯽدﻫﻢ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ ﺑﻪ پای ﭘﯿﺮﻣﺮدﯼ ﮐﻪ دﺭ ﭘﯿﺎدﻩ ﺭﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎدﻩ است. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ. ﭘﯿﺮﻣﺮد میگوید: «ﺑﯽﻏﯿﺮﺕها!» ﺑﻘﯿﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻨﻮﻡ. ﺗﺮﺳﯿﺪﻩﺍﻡ. ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩﺍﻡ. ﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ منتهی به خانه ﭘﯿﺎدﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﺑﻐﻞ دﺳﺘﻢ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺧﻮﺭد. ﻫﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ. ﻧﻤﯽﺭﻭد. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻗﺪﯾﻢﻫﺎ ﺟﻠﻮ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ.
این یک حکایت واقعی است. داستانی درباره مزاحمت، به زنان و دختران که زمان و مکان نمیشناسد، تنها نتیجهاش آزار روحی و روانی برای زنان و دختران است.
متلک گویی!
ساعت ۷ غروب پاییز است. دختر ۲۶ سالهای با کوله پشتی و کلاسور در حاشیه خیابانی ایستاده و منتظر تاکسی است.
یک ماشین شاسی بلند با دو مرد مسن جلوی پایش توقف میکنند و اشاره میکنند. ماشین نمیرود، دنده عقب میگیرد و بوق میزند. دختر کلافه شده و هر چقدر بیمحلی میکند، دو مرد مسن نمیروند. مامور راهنمایی و رانندگی با قبض جریمه کناری ایستاده و شاهد ماجراست. به سمت ماشین شاسی بلند دست تکان میدهد و فریاد میزند: برو!
ساعت ۹ شب
ابتدای خیابانی در مرکز شهر، تاکسیها برای مسافر زدن توقف می کنند و پس از تکمیل ماشینشان میروند. مهرناز ۳۴ ساله است. در تولیدی مانتو میدوزد و ساعت 8:30 شب تعطیل میشوند. هر شب با تاکسی تا خانهاش میرود. از چشمانش خستگی میبارد. روسری مشکی ساده سرش کرده و یک پالتوی بلند مشکی پوشیده است. از هر چند تاکسیای که رد میشوند، یک ماشین شخصی هم جلوی پایش میایستد! کلافه و برافروخته ایستاده و جوابشان را نمیدهد. همکلامش که میشوی، میگوید:«زمستان که هوا تاریک میشود اوضاع بدتر است. میایستند، بوق میزنند، متلک میگویند. همین که میبینند شب است، تنها هم هستی به خودشان اجازه میدهند بوق بیخودی بزنند. اما بیشتر از رفتار برخی مردم ناراحت میشوم؛ وقتی ماشین شخصی جلوی پایت بوق میزند به جای اینکه به طرف بگویند برود و خجالت بکشد گاهی به تو چپ چپ نگاه میکنند!
مزاحمت نیست!
کنار خیابان ایستادهای تا با تاکسی به سینما بروی. ساعت 7:30 شب است. در زمستان هوا زود تاریک میشود، جمعه هم که باشد دیگر بدتر، خیابانها خلوتتر هستند. از تاکسی خبری نیست ولی تا دلت بخواهد ماشین شخصی بوق میزند تا سوار شوی. بی ام و X3 بوق میزند انگار بیکار هستند و ترافیک درست میکنند و از این طریق به حریم شخصی افراد تجاوز میکنند.
مزاحمت مختص به
ایران نیست
چندی پیش اعلام شد براساس آخرین تحقیقاتی که توسط یک مرکز تحقیقاتی خصوصی انجام شده است، هر زن یا دختری در جوامع شهری در ایران به میزان مسافتی که طی میکند یا مدت زمان حضورش در سطح خیابانها، در هر تردد شهری، بین یک تا ۲۰ بار به لحاظ مزاحمتهای کلامی و چشمی از سوی برخی مورد اذیت قرار میگیرد. البته مزاحمت برای دختران و زنان فقط مختص به ایران نیست. حدود چند ماه قبل نیز ویدئویی در یوتیوپ منتشر شد که نشان میداد زنی در نیویورک در ۱۰ ساعت یک صد متلک از جانب مردان شنیده است.
مزاحمت خیابانی
قانونا جرم است
در گذشتههای نه چندان دور، مزاحمت تلفنی باب بود. با یک سکه یا کارت تلفن تماس میگرفتند و یا فوت میکردند یا آزار میدادند. مزاحمت تلفنی مرد و زن نمیشناخت. اما این روزها مزاحمتها بیشتر متوجه زنان است. کمتر کسی هست که تجربه مزاحمتهای خیابانی ندیده باشد.
اگرچه مزاحمت خیابانی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب میشود و برای آن محکومیت حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است. اما این قانون ضمانت اجرایی کافی ایجاد نمیکند. چرا که بارها تجربه نشان داده است که اگر فردی ایجاد مزاحمت کرد و پلیس آمد مساله با پادرمیانی پلیس و افراد حاضر در صحنه حل شده است و فرد مزاحم محکوم نمیشود. از سوی دیگر، بیشتر زنان ترجیح میدهند در این زمینه سکوت کنند. هانیه، دانشجوی حسابداری میگوید: «معمولا وقتی در خیابان مزاحمم میشوند برای خانواده تعریف نمیکنم. برادرم میگوید کرم، از خود درخت است. اگر تو سنگین و با ظاهر مناسب بیرون بروی کسی مزاحمت نمیشود. در خیابان هم همین طور است. چند وقت پیش در یک مرکز خرید روی پله برقی فردی مزاحمم شد. با دوستم سر و صدا کردیم تا مامور پاساژ آمدند اما به من گفتند موهایت را درست کن! در نتیجه ترجیح میدهم وقتی مزاحمم میشوند سکوت کنم چون نتیجهاش تذکر به خودم است!«
سکوت ۶۲ درصد
زنان ایرانی
نتایج یک تحقیق دانشگاهی در ایران مشخص کرد که ۶۲ درصد زنان ایرانی در مقابل متلکهای زننده سکوت میکنند. اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تحقیقی که به روش کمی و پرسشنامه در میان صدها زن جوان بین ۱۵ تا ۳۵ سال انجام دادهاند به این نتیجه رسیدند. واکنش زنان نسبت به هر یک از انواع تعرض جالب توجه است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که هفتادودو ونیم درصد در مقابل نگاههای معنادار، شصتودو و نیم درصد در مقابل متلکهای زننده سکوت میکنند. همه اینها در حالی است که بیش از ۶۰ درصد از زنان سابقه نوعی تعرض کلامی را داشتهاند که شامل نگاههای معنادار و متلکهای زننده است.
این تحقیق با بررسی مسائلی همچون منطقه مسکونی، مدت زمانی که فرد بیرون از منزل سپری میکند، تأهل، سن و میزان آگاهی دادن توسط والدین به این نتیجه رسیده است که دو متغیر محل سکونت و میزان آگاهی دادن توسط والدین به طور مستقیم و فزاینده بر میزان احساس امنیت تاثیر دارد، به طوری که افرادی که در شمال شهر زندگی میکنند و افرادی که در دوران کودکی به آنها آگاهی لازم داده شده باشد احساس امنیت بیشتری میکنند. همچنین سن بانوان بر روی احساس امنیت آنها هیچ تاثیری ندارد. اما در خصوص تاهل باید به این نکته اشاره کرد که زنان متاهل بیش از دختران مجرد احساس امنیت دارند.
اسلام، مردان را به تقوا فرا میخواند
عدهای زنان را مقصر اصلی مزاحمتهای خیابانی میدانند و
معتقدند اگر زنان در طرز پوشششان تجدید نظر کنند، این گونه اتفاقات هم برایشان نخواهد افتاد و موجبات مزاحمت را برای خودشان فراهم نخواهند کرد. اما نکته قابل تامل ماجرا در این است که اگر به آموزههای دینی خود بازگردیم مردان هم باید تقوا پیش بگیرد و خویشتنداری را تقویت کنند. اگرچه نمیتوان نوع پوشش زنان را در پدیده مزاحمت بیتاثیر دانست اما مطرح کردن چنین موضوعی پاک کردن صورت مسئله مزاحمت و مجوز دادن به یک سری افراد ایجاد مزاحمت برای زنان جامعه است. چه بسا در هنگام نوشتن همین گزارش بارها شاهد زنانی بودیم که با لباسهایی ساده در خیابان به انتظار تاکسی بودند و به جای آن چند ماشین شخصی جلوی پایشان ترمز کرده است. نکته جالب ماجرا رواج بیتفاوتی در مردم است که از کنار این اتفاقات به آرامی عبور میکردند.
محمد که بر اثر دفاع از یک خانم حسابی کتک خورده است میگوید: «سال گذشته ساعت ۹ شب دختری در میدان آزادی منتظر تاکسی بود. یک پراید که دو پسر سرنشینانش بودند جلوی دخترایستاده بودند و نمیرفتند. دختر فریاد میزد. حتی رانندگان تاکسی خطی همانجا ایستاده بودند. خلاصه با پسرها درگیر شدم که چرا مزاحم این خانم شدهاید؟ حتی رانندگان تاکسی به کمک نیامدند. فقط بلندم کردند. این حکایتی است در دل شهر. حکایتی واقعی با تجربیاتی در دل دختران. حکایتی که، فقط نیاز به اندکی تامل دارد.
چشمی که زخم میزند
در شهرهای بزرگ به نسبت کمتر با این موضوع مواجه می شویم اما در همه جا وجود دارد. چشم زخم یا همان چشم خوردن. مانع بسیاری از کارها می شود و راه هایی هم برای مقابله با آن وجود دارد.یکی تخم مرغ می شکند، یکی دستبند می بندد و یکی دعا می خواند. اما چشم زخم واقعیت است یا خرافه؟
اعتقاد به چشم زخم باوری قدیمی است . مروری بر پیشینه تاریخی آن نشان می دهد که حتی در دوران قبل از اسلام، در متون اوستایی و پهلوی، نیز آثاری از این اعتقاد دیده می شود. برطبق این باور کسی که چشم می زند لازم نیست علامت یا ویژگی خاصی داشته باشد. او می تواند دوست، هم سایه، فرد غریبه، قوم و خویش، رهگذر، افراد همان خانه یا حتی خود شخص باشد . حتی می گویند مادر هم از روی علاقه زیاد ممکن است فرزندش را چشم بزند . کسی که چشم می زند حتی امکان دارد ازنظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سایر جهات نیز برتر از فرد چشم خورده باشد . بعضی می گویند اگر خانم بارداری به جسدی چشمش بیفتد، بچه اش چشم شور خواهد داشت. در قرآن کریم هم به چشم زخم اشاره شده است. آیه 51 سوره قلم از جمله مشهورترین آیات قرآن در این باره است. در ادبیات فارسی نیز چشم زخم، چشم بد و چش م شور هم در نظم، هم در نثر آمده است.همانطور که فردوسی می گوید: فردوسی: ندانم چه چشم بد آمد بر اوی چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی. حافظ، خاقانی، نظامی، حقانی و برخی شاعران دیگر هم به این باور اشاره داشته اند و در شعرهایشان به چشم زخم را آورده اند.
آنها که به چشم زخم اعتقاد دارند برای دفع و یا پیشگیری از آن روش های گوناگونی به کار می برند. بعضی سعی می کنند خودشان یا چیزی را که متعلق به آنهاست در مقابل چشم حسود جلوه ندهند . به عنوان مثال اگر به موفقیتی دست یافته اند، نگذارند افراد شورچشم از آن مطلع شوند . بعضی اگر فرد چشم شوری وارد منزلشان شود زیاد خود را شاد و سرحال و بدون غم نشان نمی دهند و سعی می کنند در مقابل او بنالند تا آنها را چشم نزند . یا همچنین اگر شیء با ارز شی داشته باشند که ممکن است چشم بخورد از جلو چشم آن شخص بر می دارند، یعنی به طور کل سعی می کنند حسادت این افراد برانگیخته نشود و کسی برای موقعیت خوب آنها آه نکشد . اینچنین گاهی اوقات باعث عدم پیشرفت می شود. در اینکه چشم زخم وجود دارد حرفی نیست اما اعتقاد به چشم زخم همواره بر آن است که تنها برخی افراد استثنایی (مثلاً در هر شهر یکی دو نفر) دارای چنین خاصیتی هستند و میتوانند دیگران را چشم بزنند، اما گسترش چنین اعتقادی به تمام افراد، زمینی بدبینی شهروندان به یکدیگر را فراهم میکند. در همین شهر کرمان بارها دیده شد افراد سرمایه داری وجود دارند که در شهرهای دیگر سرمایه گذاری کرده اند و به نوعی در روند توسعه آن شهر نقش دارند اما با خارج کردن سرمایه خود از کرمان، نه تنها نقشی در توسعه ندارند بلکه از دلایل عدم توسعه شهری اند. وقتی از این دست سرمایه گذاران دلیل را جویا می شویم با پاسخی مشابه مواجه می شویم. جملگی آن ها از چشم خوردن می ترسند و اعتقاد دارند برخی از مردم کرمان تنگ نظرند. اینگونه تفکری باعث می شود در سه ماه پدیده شاندیز برای ساختن رستوران و فروشگاه و … در مشهد و تهران و کیش در کرمان 17 میلیاردتومان سهم بفروشد اما پروژه هایی که نیاز به مشارکت مردم دارند نیمه کاره رها شوند.چشم زخم یا همان چشم بد واقعیتی است انکارناپذیر اما گاه مشاهده می کنیم که این اتفاق ماورائی چنان دچار خرافات می شود که زندگی افراد را در برخورد با دیگران تحت تاثیر قرار می دهد و منشا بسیاری از سخنان پوچ و باطل می شود. یکی از موانع پیشرفت در هر جامعه ای توجه بیش از حد به خرافاتی اینچنینی است که جا دارد با فرهنگ سازی لازم از رواج آن بین مردم جلوگیری کرد.
پس از سال ها در صدر ایستادن/ احراز رتبه 31 کاراته استان کرمان در کشور!
پس از سال ها در صدر ایستادن/ احراز رتبه 31 کاراته استان کرمان در کشور!
علیرضا احمدی
روزنامه نگار و مربی کاراته
سالهای نه چندان دور کاراته استان نه تنها در راس هیات های ورزشی استان زبانزد بود بلکه در فدراسیون کاراته نیز از هیات های فعال و مدال آور و همچنین تاثیر گذار کشور به شمار می آمد، هر ساله تعداد کثیری از مربیان، داوران و کاراته کاهای استان در جهان و آسیا افتخار می آفریدند و باعث سربلندی ایران عزیزمان و به تبع آن همشهریان و دوستداران ورزش می شدند. این موفقیت ها و حضور افرادی فنی و دارای وجهه ورزشی قابل قبول در بدنه هیات باعث گردید که نظر و پیشنهادهای مدیران کاراته استان فصل الخطاب محافل ورزشی و برنامه ریزی های فدراسیون محسوب می گردد، کاراته کاهای کرمانی از عزت و جایگاهی ویژه نزد مجموعه کاراته کشور برخوردار بودند و تیم های کاراته استان در تمام رده های سنی (خصوصاً رده های پایه) مقام های برتر کشور را در چندین سال پیاپی به خود اختصاص داده بودند و همچنین اکثر مسئولیت های کلیدی فدراسیون توسط بزرگان کاراته استان تصاحب شده بود و این ها همه با حضور افرادی پیشکسوت، سینه سوخته و دلسوز و از همه مهم تر عرق ریخته در بدنه هیات استان میسر نمی شد افرادی که مدارج ورزشی خود را یک شبه طی نکرده و هرگز منافع شخصی و بغض ها را بهانه ای برای تقابل، حذف بزرگان و از میدان بیرون کردن حریفان قرار نمی دادند و کاراته ای عاری از افترا و تهمت و تنها معیار سنجش، عملکرد ورزشی و اخلاقی اشخاص بود و بس.
در کاراته کرمان عزت قدیمی ها و احترام به مربیان تلاشگر و جوان مرتبه ای خاص داشت و این شیوه، الگویی برای دیگر هیات های ورزشی بود رساندن کاراته استانی محروم همچون کرمان به ورزش اول جز با زحمات و مدیریت شبانه روزی مجموعه ای دلسوز و بی توقع امکان نداشت، هرچند ذکر این مطالب توضیح واضحات است اما یادآوری آنها شاید تلنگری برای سینه چاکان و موافقان باشد و دلیل کسب رتبه 31 هیات کرمان در بین رتبه بندی استان های کشور توسط فدراسیون کاراته را به قضاوت افکار عمومی واگذار خواهیم کرد.
براستی چه آمد بر سر این عزت و بزرگی؟ چرا کاراته کرمان به این روز افتاده؟
آیا تحمیل و انتصاب رئیس هیات از سوی مدیران ارشد استان و مدیرکل وقت و یا بی توجهی بزرگان کاراته نسبت به اعمال نظر مدیران بالایی و سوق این ورزش به سوی سیاست و یا غیرتصور بودن نتایج حاصل از این انتصاب و یا استفاده از افرادی ضعیف و کارنابلد در بدنه هیات و یا حتی عدم نظارت رئیس و زیرمجموعه خود به دلیل مشغله های کاری و یا …
آری این دلایل و هزاران دلیل دیگر همگی به اتفاق باعث شده اند کاراته ای که روزگاری حرف اول را در کشور می زد و قله های جهانی و آسیایی را پیش روی خود می دید رده 31 استان ها را در رتبه بندی فدراسیون کاراته به خود اختصاص دهد، البته شاید این سوال برای بسیاری از دوستان پیش آید که بعضی از روسای قبلی هیات نیز همچون سردار، هیچگونه سنخیتی با ورزش نداشته و در نتیجه بی انصافی است ناکامی ها را متوجه جناب فتاحی نمود! باید بدانیم روسای قبلی هیچگاه از سوی مدیران ارشد و مدیرکل وقت به بدنه کاراته تحمیل نشده بودند، بلکه آنها با درخواست و اصرارپیشکسوتان و مربیان بزرگ استان قبول مسئولیت کردند و انتخاب آنها تنها به امید استفاده از جایگاه و موقعیتشان جهت تزریق کمک های مالی و پیشبرد اهداف کاراته بود و هیچ گاه به خود اجازه دخالت در مسائل فنی و عزل و نصب های خودسرانه را نمی دادند و برای بقای خود در این پست هیچ گاه از موقعیت، نفوذ و رانت در اختیار استفاده نمی کردند.
متاسفانه در این چند ساله شاهد عزل و نصب های زیادی در بدنه ورزش استان بودیم وهر مدیری که راس ورزش استان منصوب می گردید به این موضوع اذعان داشته و قول رفع این معضل را می دادند اما پس از مدتی متاسفانه با در نظر گرفتن برخی ملاحظات سکوت اختیار کرده وتنها نظاره گر می شوند، که این رفتار نیز جای بسی تامل دارد.
و اکنون سخنی با ریاست محترم هیات
جناب سردار عاجزانه تقاضا داریم چند دقیقه ای از وقت گرانبهایتان را در گوشه ای تنها و خلوت و بدور از تعصبات و عصبانیت، وجدان خود را قاضی قرار داده و سوالات زیر را در ذهن خود مرور فرمایید و چنانچه بینی و بین الله سهمی هم برای خود در این مقوله قایل شدید این مهم را واگذار نموده که به گفته ناپلئون «اعتراف به ناتوانی بزرگترین توانایی است»
1-آیا کاراته ای را که تحویل گرفته ام قابل مقایسه با امروز کاراته استان است؟ آیا قدر و منزلت کاراته استان چون گذشته است؟
2-چرا وعده ساخت خانه کاراته پس از سالیان متمادی هنوز اتفاق نیفتاده است؟
3-شعارم برای همدلی و وفاق بین بزرگان کاراته واقعا نتیجه داد و یا اصلا تلاشی صورت نگرفت؟
4-من که خود را از قانونگذاران و پایبندان به قانون می دانم ماندن خود را در این سمت دور زدن صریح قانون تصور نمی کنم؟
5-من که بهتر از هر کسی واقفم که حضور افراد بازنشسته و افراد دو شغله و از همه مهم تر طبق اعلام وزارت ورزش «روسایی که به صورت تمام وقت در مرکز استان حضور ندارند ماندنشان به عنوان رئیس هیات ورزشی غیر قانونی است»، به چه قیمتی اصرار بر ادامه ریاست دارم؟
6-آیا عدم حضور و بی توجهی ام نسبت به این ورزش و همچنین انتخاب افرادی ضعیف در بدنه هیات باعث تنزل کاراته استان شده، چاره چیست؟
7-آیا ماندن در این جایگاه اذهان عمومی را به این نتیجه گیری سوق می دهد که شاید این سمت می تواند کمکی ابزاری و سیاسی برایم باشد؟
البته پرسش های فنی متعددی در اذهان وجود دارد که بدلیل عدم اشراف حضرتعالی طرح آنها بی مورد است ضمناً در مورد گذشته کاراته استان می توانید از فدراسیون و یا مدیران قبلی استان اطلاعاتی بگیرید نه از دوستانی که به دلایلی از گذشته ابراز بی اطلاعی می کنند.
حمام باغ لله در معرض نابودی
حمام باغ لله که روزگاری یکی از مهمترین بناهای شهر کرمان محسوب می شد و از اهمیت خاصی برخوردار بود به دلیل عدم توجه در بازسازی گام به گام به سمت ویرانی پیش می رود. حمام تاریخی باغ لله طی سالهای اخیر به شدت مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است دلیل این امر نیز اهمیت این بنا در بافت اجتماعی کرمان و خاطراتی است که کرمانی ها از این بنای زیبا و منحصر به فرد در عمق بافت تاریخی شهر دارند. این بنا طی سالهای گذشته و پس از بالا آمدن سطح آب های زیر زمینی کرمان هر روز وضعیت بدتری پیدا کرد به گونه ای که آب در برخی از سازه های این بنا تا عمق بیش از یک متر بالا آمد و موجب تخریب کاشی کاری ها و گچ بری های منحصر به فرد آن شد. نکته قابل توجه اینکه قبل از بالا آمدن سطح آب در این منطقه حمام، کاربری مشخصی نداشت و به حال خود رها شده بود و اهالی محل برای خارج کردن این حمام از مکانی متروکه به مکانی پویا در اقدامی خود جوش بخشی از آن را به عنوان گود زورخانه مورد استفاده قرار می دادند اما رفته رفته این بنا در ذهن مسئولان فراموش شد و یادآوری های گاه و بیگاه رسانه ها نیز دردی از این بنا دوا نکرد. عکس مشهوری در خصوص وضعیت این بنا گرفته و در رسانه های مختلف منتشر شد که نشان می داد آب در این بنا بالا آمده و هر لحظه امکان ریزش و تخریب حمام وجود دارد اما باز هم مشکلی از این حمام رفع نشد. وضعیت این بنا بسیار بدتر شده است و امکان تخریب کامل آن وجود دارد. میراث فرهنگی برای جلوگیری از ورود اراذل و اوباش درهای ورودی بنا را دیوار کشی کرده است اما اتاقها و دیوارهای اطراف حمام تبدیل به مکانی برای تجمع معتادان و ارذل و اوباش شده و در گوشه گوشه بنا شاهد تجمع زباله و بوی بسیار بد فاضلاب هستیم.
علی حاتمی یکی از ساکنان این منطقه که خانه و کارگاه محل کارش در چند قدمی این بنا است در حالی جای جای این بنا را نشان می داد که اشک در چشمانش جمع شده بود و یاد روزگاران قدیم را زنده می کرد. وی افزود: بعد از اینکه حمام تعطیل شد به صورت متروکه به حال خود رها شد و مردم محله که یکی از قدیمترین محله های کرمان و در واقع هسته مرکزی شهر تاریخی کرمان محسوب می شود به فکر رفع این مشکل افتادند در آن زمان وضعیت حمام هنوز اینگونه نشده بود. حاتمی ادامه داد: به همت مردم و جمع آوری پول حمام را به زورخانه تبدیل کردیم و مردم را بار دیگر به این حمام آوردیم و مرکزی برای ورزش جوانان محله شد اما پس از اینکه به دلیل عدم وجود سیستم جمع آوری فاضلاب در کرمان سطح آبهای زیر زمینی در شهر بالا آمد مجبور شدیم زورخانه را تعطیل کنیم. وی گفت: در ابتدای نم زدگی حمام، بارها به مسئولان مراجعه کردیم اما مشکلی حل نشد و همه دست روی دست گذاشتند تا اینکه کم کم حمام مملو از آب شد. وی گفت: چون دیوارها و بدنه حمام از ساروج است امکان تخریب بنا بسیار کم است مگر عوامل انسانی دخیل باشد اما گچ بری و کاشی ها همه ریختند. وی افزود: متاسفانه هم اکنون نیز حمام به مکانی برای تجمع زباله تبدیل شده یا اینکه هر از گاهی خبرنگاران و عکاسان برای تهیه گزارش به این مکان می آیند. حاتمی افزود: در گذشته حمام مملو از آب بود اما اکنون آب پایین رفته و به سادگی می توان با ایجاد چند پمپ آب اطراف حمام را تخلیه و با سرمایه گذاری در این بنای تاریخی اینجا را به مرکز توریستی تبدیل کرد. وی گفت: انتظار داریم مسئولان کرمان به مشکلات قدیمی ترین محله کرمان توجه کنند و اجازه ندهند این حمام بیش از این تخریب شود و مکانی که روزگاری افتخار کرمان بود حالا وضعیتی پیدا کند که به دلیل نم زدگی بناهای اطراف یا تجمع معتادان مایه مشکلات مردم شود و رفته رفته همه از اطراف این مکان خانه ها بفروشند و به مکانی دیگر بروند. وی ادامه داد: حالا که با تدبیر صورت گرفته مشکل آب های زیر زمینی کمتر شده است مسئولان باید برای ترمیم این بنا فکری کنند زیرا به سادگی می توان حمام را به مکانی توریستی و حتی زیباتر از حمام گنجعلیخان تبدیل کرد.
قدمت حمام باغ لله
۲۰۰ سال است
محمد گلابزاده کرمانشناس و محقق کرمانی نیز اظهارداشت: حمام در قدیم مرکز تعاملات اجتماعی بوده است آن هم در بافتی سنتی مانند کرمان که حمام ها فقط مرکز بهداشت نبودند بلکه بسیاری از گفت و شنودها و سنت های مردم در همین حمام ها انجام می شد. وی افزود: حمام های زیادی به صورت سنتی در کرمان وجود داشته که حمام گنجعلیخان هم اکنون مرکز جذب توریسم است و برخی از حمام ها هنوز هم فعال است اما حمام باغ لله که بسیار زیبا و جزو بناهای اصلی شهر تاریخی کرمان بوده هم اکنون نیاز به مرمت و رسیدگی دارد. وی ادامه داد: این حمام مربوط به دوران قاجار است و ثبت میراث ملی است، سابقه حمام به حدود ۲۰۰ سال قبل باز می گردد و از آخرین روزهای کاکرد حمام زمان زیادی نمی گذرد. وی گفت: این حمام در گذشته باغی بوده متعلق به خواجه اتابک بزقوش که از رجال کرمانی بوده است و این حمام نیز به دستور وی ساخته شده است./مهر
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان خبر داد: استخدام 150 نفر در ثبت اسناد استان کرمان
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: تعداد 150 نفر سال آینده از طریق آزمون در ادارات ثبت استان استخدام میشوند.
طالبیزاده در حاشیه سفر به منطقه جنوب کرمان اظهار داشت: این سفر به منظور سرکشی از ادارههای ثبت اسناد و املاک منطقه و آگاهی از روند خدماترسانی آنها به مردم صورت گرفت تا در نهایت پس از ارزیابی عملکرد این دستگاهها از مجموعههای پرتلاش و موفق تقدیر به عمل آید. وی بیان داشت: مهمترین هدف این سفر فراهم کردن مقدمات راهاندازی ادارههای ثبت اسناد و املاک در شهرستانهای فاقد اداره مانند قلعهگنج، رودبار، منوجان و عنبرآباد بود که به ترتیب اولویت در سالهای 94 و 95 ایجاد میشوند. طالبیزاده تصریح کرد: در این زمینه با فرمانداران شهرستانها جلسههایی برگزار شد که حاصل آن انعقاد یک موافقتنامه برای در اختیار گذاشتن ساختمانهایی به اداره کل ثبت اسناد و املاک استان کرمان برای استقرار آنها بود. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: با توجه به اینکه 10 شهرستان کرمان فاقد اداره ثبت هستند و کرمان نیز به سه منطقه ثبتی تبدیل میشود، تعداد 150 نفر در سال آینده از طریق آزمون در این ادارهها استخدام میشوند. وی در زمینه راهاندازی سامانه ثبت شرکتها افزود: راهاندازی این سامانه بیشتر به منظور خدمترسانی آسان و سریع به مردم و همچنین تسریع در راهاندازی ثبت شرکتها صورت میگیرد. طالبیزاده عنوان کرد: ما نیز به طور کامل برای وارد کردن اطلاعات عرصههای دولتی به سیستم کاداستر و مستندسازی اراضی آمادگی داریم تا از نابسامانیهای حقوقی مانند زمینخواری، اختلافهای ملکی و دعواهای کیفری جلوگیری به عمل آید. وی با تأکید بر اینکه قاطعانه با سردفتران متخلف در بحث زیرمیزی برخورد میکنیم، خاطرنشان کرد: در سال گذشته مواردی در این زمینه در سطح استان گزارش شده که پس از پیگیری شکایتها و برخورد حتی منجر به سلب صلاحیت سردفتر شده است. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان اظهار داشت: خدمات ادارههای ثبت اسناد و املاک باید به مردم و مسئولان اطلاعرسانی شود تا بحث اسناد رسمی لازمالاجرای خود را از طریق واحد اجرای اسناد رسمی پیگیری کنند.
امکان وصول مهریه و چک از طریق ثبت اسناد
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان در جمع مجموعه کارکنان قضایی جیرفت گفت: وصول مطالبات مردم و بانکها مانند مهریه و چک بدون نیاز به صدور دستور قضایی از جمله خدمات مجموعه ثبت است.
وی با تأکید بر اهمیت نقش مجموعه ثبت اسناد و املاک در برقراری امنیت بیان داشت: با توجه به اینکه یکی از مقولههای امنیت تثبیت مالکیت مردم است، ادارههای ثبت اسناد و املاک نیز نقش مهمی در این زمینه دارند. طالبیزاده تصریح کرد: به ویژه در بحث سرمایهگذاری در شهرستانها برخورداری املاک از اسناد ثبتی موجب ایجاد امنیت فکری برای سرمایهگذاران میشود و به تبع آن وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه نیز بهبود پیدا میکند. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان گفت: در بحث اجرای اسناد رسمی لازمالاجرا وصول مطالبات مردم و بانکها مانند مهریه و چک بدون نیاز به صدور دستور قضایی از جمله خدمات مجموعه ثبت بوده که تاکنون نیز موفق عمل کرده است. وی در زمینه راهاندازی سامانه ثبت شرکتها افزود: راهاندازی این سامانهها بیشتر به منظور خدماترسانی آسان و سریع به مردم و قطع ارتباط بین مردم و کارکنان ثبت صورت میگیرد، بنابراین باید به سمت و سویی حرکت کنیم که تمام خدمات از طریق الکترونیکی ارائه شود و نیازی به حضور مکرر آنان در ادارههای ثبت نباشد. طالبیزاده عنوان کرد: در زمینه ثبت شرکتها مراجعههای زیادی صورت میگرفت، اما با راهاندازی این سامانه افراد به راحتی میتوانند، ثبتنام کرده و تعیین نام و تغییرات شرکت را نیز انجام دهند که البته با این کار در وقت و هزینه آنان صرفهجویی به عمل میآید.
مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان تلاشهای رئیس سازمان ثبت کشور را قابل تقدیر خواند و گفت: کارهای ماندگاری با هدف کاهش ارتباط حضوری مردم با مجموعه ثبت انجام گرفته است. وی در زمینه ثبت اراضی وقفی بیان داشت: پلاکهای ثبتی که اداره ثبت اسناد و املاک به طور قطع آن را جزو موقوفه نمیداند و یا موقوفه سهمی از آن ندارد، نیازی به استعلام از اداره اوقاف و امور خیریه نیست. طالبیزاده در بحث ساماندهی اراضی دولتی خاطرنشان کرد: طرح جامع کاداستر از سوی سازمان ثبت اسناد و املاک تهیه و پس از تصویب ریاست قوه قضاییه از طریق وزیر دادگستری به صحن علنی مجلس رفت که در نهایت به تصویب رسید. مدیرکل ثبت اسناد و املاک استان کرمان با اشاره به اینکه اکنون این طرح برای ارسال به شورای نگهبان آماده شده است، گفت: در صورت تأیید شورا تمام سازمانها و ادارههای مرتبط با زمین و مسکن مانند راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی، اوقاف و امور خیریه و … مکلف میشوند که طی پنج سال تمام عرصههای متعلق به دولت را وارد سیستم کاداستر کنند. وی افزود: ما نیز به طور کامل برای وارد کردن اطلاعات عرصههای دولتی به سیستم کاداستر و مستندسازی اراضی آمادگی داریم تا از نابسامانیهای حقوقی مانند زمینخواری، اختلافهای ملکی و دعواهای کیفری جلوگیری به عمل آوریم.
جمع آوری ۴۵۰ متکدی از سطح شهر کرمان
سرپرست واحد اجرائیات شهرداری کرمان از جمعآوری ۴۵۰ از سطح شهر کرمان طی سال جاری خبر داد. رضا میرزایی با اعلام این خبر اظهار کرد: از ابتدای سال تاکنون قریب ۴۵۰ متکدی توسط مأموران این واحد از سطح شهر کرمان جمعآوری شدند.
وی ادامه داد: از این تعداد بخشی زن و بخشی مرد و تعدادی کودک بودند که بخش قابل توجهی از آنها ایرانی هستند. مدیر واحد اجرائیات شهرداری کرمان گفت: بیشتر متکدیان از مجموعه بازار، چهارراهها و خیابانهای اصلی جمعآوری شدهاند. میرزایی تصریح کرد: متکدیان پس از جمعآوری به اردوگاه انتقال داده میشوند و از آنجا تفکیک و در اختیار واحدهای مربوطه از جمله بهزیستی، کمیته امداد و امور اتباع بیگانه قرار میگیرند. وی از شهروندان خواست از کمک کردن به متکدیان جدا خودداری کنند.
لرزه نگاری کنسرت حاجیلیتو در کرمان / زلزله 10 ریشتریِ امید
لرزه نگاری کنسرت حاجیلیتو در کرمان / زلزله 10 ریشتریِ امید
افتاد، دلبر، دلبر سیاه، برای عاشقی دیره و چند آهنگ کاملا انرژیک جزو کارنامه کاری خواننده ای هستند که هفته گذشته به کرمان آمد. خبرش را قبل از هرکس، امید حاجیلی در اینستاگرامش منتشر کرد و با استقبال خوب هواداران کرمانی اش روبرو شد. در کمتر از یک ساعت افراد زیادی با ارسال کامنت، خوشحالی خود را از آمدن حاجیلیتو به کرمان ابراز کردند. امید حاجیلی که از این استقبال خوشحال شده بود پست دیگری هم درباره کنسرت کرمان گذاشت و بیش از پیش طرفدارانش را منتظر نگه داشت. در این گزارش سعی کردیم نگاهی متفاوت به کنسرت امید حاجیلی در کرمان داشته باشیم.
پیش لرزه اول:
فرودگاه تهران
سفر حاجیلی و گروهش با اتفاقی جالب در فرودگاه تهران آغاز شد. دقایقی پیش از پرواز، اعضای گروه حاجیلی – که برخی از آنها با گروه احسان خواجه امیری مشترک هستند – با نوازندگان گروه این خواننده روبرو شدند. پس از خوش و بش و احوالپرسی مشخص شد آنها هم راهی کرمان هستند و جالب تر آنکه هر دو گروه با یک پرواز راهی کرمان میشدند! این دو گروه در فرودگاه کرمان از یکدیگر جدا شدند؛ احسان خواجهامیری و نوازندگانش برای اجرا راهی رفسنجان شدند و حاجیلیتوییها در کرمان ماندند. حاجیلی و گروهش مستقیم از فرودگاه کرمان به هتل جهانگردی رفتند و تا بعدازظهر در اتاق هایشان ماندند و فقط امید حاجیلی چندباری به درخواست هوادارانش که منتظر او بودند، به لابی هتل آمد. گروه حاجیلیتو برای ساندچک زودتر از خواننده گروه به طرف شهرتماشا حرکت کرد و امید حاجیلی با فاصله زمانی یک ساعته به آن ها ملحق شد.
پیش لرزه دوم:
ساعت 9 شب
هرچه ساعت به 9 شب نزدیک تر می شد صبر هواداران حاجیلیتو برای دیدن خواننده محبوبشان از نزدیک کمتر می شد. برای اولین بار در کرمان بلیط های یک کنسرت به صورت الکترونیکی و از طریق سایت www.KermanConcert.Com فروخته شده بود و همین امر باعث تاخیر کوتاهی در شروع به کار حاجیلی و گروهش شد گرچه فروش الکترونیکی بلیط یکی از مزیت های اصلی این کنسرت بود و اکثر حاضران از این اتفاق راضی بودند. البته نباید از مزیت های فروش الکترونیکی بلیط از طریق سایت کرمان کنسرت چشم پوشی کرد. چرا که سایت کرمان کنسرت امکان انتخاب صندلی را برای خریداران ایجاد کرده بود و خریدار می توانست محل مورد علاقه خود را برای نشستن انتخاب کند و خیالش راحت باشد که هر زمانی به سالن رسید در صندلی خود قرار گیرد. همانطور که در شب برگزاری کنسرت امید حاجیلی هیچگونه مشکلی از این نظر پیش نیامد و همه طبق شماره صندلی خود نشسته بودند، حتی آخرین نفراتی هم که وارد شهرتماشا شدند به راحتی به صندلی مورد نظر خود رسیدند. کرمان کنسرت با هدف اطلاع رسانی درباره مکان و زمان کنسرت های کرمان آغاز به کار کرده و فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی از جمله خدمات ویژه این سایت است. علاوه بر این قرار است کرمان کنسرت در پوشش اخبار هنری با توجه ویژه بر روی کنسرت ها، حضور فعالی داشته باشد. همانطور که گزارش تصویری کنسرت امید حاجیلی در کرمان در خروجی این سایت قرار گرفت . با حضور مثبت و قوی سایت کرمان کنسرت به نظر می رسد این سایت در آینده ای نزدیک به مرجعی برای علاقمندان به هنر تبدیل شود تا کنسرت گذاران از هزینه های تبلیغات محیطی خود بکاهند و با کاهش هزینه تمام شده برگزاری کنسرت، قیمت بلیط هم کاهش یاید.
شهرتماشا مرکز زلزله
کنسرت امید حاجیلی با شور هوادارانش آغاز شد و آهنگ های فوق العاده شاد او باعث ایجاد جوی بسیار شاد و جذاب در سالن شده بود. حاجیلی هم که از انرژی بالای طرفدارانش به وجد آمده بود با انرژی بالاتری به اجرای کارهایش پرداخت و نشان داد لقب «بمب انرژی» بی دلیل به گروه حاجیلیتو داده نشده است. امید حاجیلی پس از این کنسرت در اینستاگرامش نوشت: به جرات می تونم بگم یکی از بهترین اجراهارو داشتیم امشب و یکی از پرانرژی ترین و باحال ترین مخاطبا امشب تو سالن بودن… همه کرمانیا عالی و بینظیرن… .
پس لرزه اول:
حاجیلیتو و باغ شاهزاده
حوالی ظهر روز جمعه حاجیلی و گروهش به باغ شاهزاده ماهان رفتند و چندساعتی را به بازدید از این باغ ثبت شده در میراث فرهنگی یونسکو پرداختند. امید حاجیلی هم مطابق معمول با انرژی بالا چند عکس سلفی گرفت تا طرفدارانش در اینستاگرام را با خود همراه کند.
پس لرزه دوم:
چمدانی که جا ماند
حاجیلی و گروهش با پرواز ساعت 21:45 کرمان را به مقصد تهران ترک کردند اما اتفاقی جالب در فرودگاه تهران افتاد. در فرودگاه تهران، نبودن یکی از چمدان ها موجب معطلی و سردرگمی حاجیلی و مسئولین فرودگاه شد و پس از بررسی و پیگیری مشخص شد چمدان مورد نظر در فرودگاه کرمان جا مانده است!
پس لرزه سوم:
کرمانی ها راضی از زلزله
کنسرت امید حاجیلی به حدی شاد و پر انرژی بود که ما را برآن داشت تا نظر برخی از حاضرین در سالن را در مورد این کنسرت جویا شویم. از آنجایی که چند روزی از زلزله 10 ریشتری حاجیلیتو در کرمان گذشته بود با کمک مسئولان سایت کرمان کنسرت توانستیم به صورت تصادفی و رندوم با چند نفر صحبت کنیم. « عالی بود. هم خواننده و هم نور و صدای سالن نسبت به کنسرت های قبلی بهتر بود.» سلیم البته کنسرت های زیادی را در کرمان رفته است، از جمله کنسرت زنده یاد پاشایی در تالار پالیز. او سالن شهرتماشا را برای برگزاری کنسرت مناسب تر می داند و می گوید:« شهرتماشا از بقیه سالن ها در کرمان به نسبت بهتر است و امیدوارم بیشتر کنسرت ها در این سالن برگزار شوند.»
عماد نفر بعدی است که پاسخ تلفنش را می دهد. او که یک کنسرت روی حرفه ای است می گوید:« در حد امکانات و سخت افزاری که کرمان دارد این کنسرت خوب بود. البته دست دوستان بسته بود و نمی توانستند بهتر از این کار کنند.» عماد که اخیرا به کنسرت علیرضا قربانی، همایون شجریان و فرزاد فرزین رفته است، کنسرت امید حاجیلی را بعد از کنسرت علیرضا قربانی، با کیفیت ترین کنسرت های اخیر کرمان می داند. مهسا نسبت به دیگران راضی تر به نظر می رسد:« بهترین کنسرتی بود که در کرمان رفتم. مخصوصا شاد بودن کنسرت. در این روزهایی که مکشلات کمی نداریم چنین کنسرت شادی بهترین مرهم بود.» او هم بیشتر کنسرت های اخیر کرمان را رفته است و البته انرژیک بودن حاجیلیتو را تمایز اصلی این کنسرت با کنسرت های قبلی می داند. « تنها سرگرمی ما همین کنسرت هاست.» امیرحسین با گفتن این جمله ادامه می دهد:« همین یک شب خیلی ها را شاد کرد. همه چیز این کنسرت خوب بود.» سارا هم به نظر می رسد علاقه شدیدی به کنسرت رفتن دارد. او علاوه بر کنسرت امید حاجیلی، کنسرت های سیروان،محسن یگانه و رضا صادقی را هم رفته:« برای خواننده ای مثل حاجیلی این قیمت بلیط حلالش.» او که خیلی از رفتن به کنسرت حاجیلیتو خوشحال است می گوید:« به اصرار یکی از دوستانم به این کنسرت رفتم چرا که امید حاجیلی را درست نمی شناختم اما وقتی تمام شد فهمیدم بهترین کنسرتی که رفته ام همین بود. دست برگزارکنندگانش درد نکند. در این میان دوست عزیزی به نام صدرا باور نمی کرد به او زنگ زده ایم و اصرار داشت که ما، شایانیم و هرچه گفتیم باور نکرد و جز صدای شنیدن خنده او چیز دیگری دستگیرمان نشد.
گزارش ویژه درباره مزاحمت های خیابانی خیابانهای دلهره
گزارش ویژه درباره مزاحمت های خیابانی
خیابانهای دلهره
سارا غضتفری
ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺗﺎ دﯾﺮﻭﻗﺖ سرکار ﻣﯽﻣﺎﻧﻢ ﻭ جزو ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ. ﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﻣﯽﺭﻭﯾﻢ ﻫﻮﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭد ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻣﯽﺷﻮد. ﺍﺯ ﻫﻤﮑﺎﺭﻡ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﭘﻞ ﻋﺎﺑﺮ پیاده جوانی ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮدﯼ ﺁدﺭﺳﯽ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽدﻫﺪ. ﻣﺮد ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻋﺠﯿﺒﯽ دﺍﺭد. ﮐﺖ ﺁﻟﺒﺎﻟﻮﯾﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺗﯽﺷﺮﺕ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻟﯿﻤﻮیی ﺭﻧﮓ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏ ﺍﺳﭙﻨﺴﯽ ﺑﻪ ﭼﺸم ﺯدﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻮﺵ دﺍدﻥ ﺑﻪ دﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ دﺍﺭد ﺑﻪ ﻣﺮد ﻣﺴﻦ ﺁدﺭﺱ ﺭﺍ دﺭﺳﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﻫﯽ ﺑﻪ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﻋﺎﺑﺮ پیاده ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺧﻠﻮﺕ است ﻭ ﻣﻦ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺮی ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﺭﻭﻡ. دﺭ ﭘﻠﻪﻫﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﯾک ﺪﻓﻌﻪ ﺻﺪﺍﯼی ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ: «ﻧﻔﻬﻢ! خجالت بکش!» حدس داستان سخت نیست. دﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽدﻭﻡ. نفس نفس میزند: «آدم نباید دلش بسوزد! دﺍﺷﺘﻢ ﺁدﺭﺱ ﻣﯽ دﺍدﻡ». دﺧﺘﺮ ﻣﯽﺭﻭد. به انتظار تاکسی میایستم. ۲۰۶ ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ، ﺭﺍﻩ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ تا برود. دﻭﻣﯽ پژو ۴۰۵ است و ﺳﻮﻣﯽ ماشینی ﺷﺎﺳﯽ ﺑﻠﻨﺪ! ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ. ترمز میکنند اما مسافرکش نیستند. لباس رسمی و اداری به تن دارم. مقنعه و مانتوی بلند، اما انگار برایشان فرقی ندارد. بالاخره ﺑﺎ ﻏﯿﻆ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽﺷﻮﻡ. سر خیابان بعدی باز ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﺎﮐﺴﯽ میمانم. دﻭ ﻣﻮﺗﻮﺭﺳﻮﺍﺭ دﺍﺭﻧﺪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﻢ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ. ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺮﮎ موتور ﻧﺸﺴﺘﻪ است ﺷﯿﺸﻪ ﺁﺏ ﻣﻌﺪﻧﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﻣﯽﺁﻭﺭد ﺟﻠﻮ ﻭ دﺍد ﻣﯽﺯﻧﺪ. ﻫﻮﻝ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﻣﯽﭘﺮﻡ دﺭ ﭘﯿﺎدﻩ ﺭﻭ. دﯾﺸﺐ ﺳﺎﻧﺎﺯ دﻭﺳﺘﻢ دﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﻮﺑﯿﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد. دﺭ ﺣﯿﻦ ﭘﺮﺵ ﺍﺯ ﺟﻮی ﺁﺏ ﮐﻨﺘﺮﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ دﺳﺖ ﻣﯽدﻫﻢ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ ﺑﻪ پای ﭘﯿﺮﻣﺮدﯼ ﮐﻪ دﺭ ﭘﯿﺎدﻩ ﺭﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎدﻩ است. ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ. ﭘﯿﺮﻣﺮد میگوید: «ﺑﯽﻏﯿﺮﺕها!» ﺑﻘﯿﻪﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻨﻮﻡ. ﺗﺮﺳﯿﺪﻩﺍﻡ. ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩﺍﻡ. ﺳﺮ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ منتهی به خانه ﭘﯿﺎدﻩ ﻣﯽﺷﻮﻡ. ﺑﻐﻞ دﺳﺘﻢ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺧﻮﺭد. ﻫﯽ ﺑﻮﻕ ﻣﯽﺯﻧﺪ. ﻧﻤﯽﺭﻭد. ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻗﺪﯾﻢﻫﺎ ﺟﻠﻮ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ.
این یک حکایت واقعی است. داستانی درباره مزاحمت، به زنان و دختران که زمان و مکان نمیشناسد، تنها نتیجهاش آزار روحی و روانی برای زنان و دختران است.
متلک گویی!
ساعت ۷ غروب پاییز است. دختر ۲۶ سالهای با کوله پشتی و کلاسور در حاشیه خیابانی ایستاده و منتظر تاکسی است.
یک ماشین شاسی بلند با دو مرد مسن جلوی پایش توقف میکنند و اشاره میکنند. ماشین نمیرود، دنده عقب میگیرد و بوق میزند. دختر کلافه شده و هر چقدر بیمحلی میکند، دو مرد مسن نمیروند. مامور راهنمایی و رانندگی با قبض جریمه کناری ایستاده و شاهد ماجراست. به سمت ماشین شاسی بلند دست تکان میدهد و فریاد میزند: برو!
ساعت ۹ شب
ابتدای خیابانی در مرکز شهر، تاکسیها برای مسافر زدن توقف می کنند و پس از تکمیل ماشینشان میروند. مهرناز ۳۴ ساله است. در تولیدی مانتو میدوزد و ساعت 8:30 شب تعطیل میشوند. هر شب با تاکسی تا خانهاش میرود. از چشمانش خستگی میبارد. روسری مشکی ساده سرش کرده و یک پالتوی بلند مشکی پوشیده است. از هر چند تاکسیای که رد میشوند، یک ماشین شخصی هم جلوی پایش میایستد! کلافه و برافروخته ایستاده و جوابشان را نمیدهد. همکلامش که میشوی، میگوید:«زمستان که هوا تاریک میشود اوضاع بدتر است. میایستند، بوق میزنند، متلک میگویند. همین که میبینند شب است، تنها هم هستی به خودشان اجازه میدهند بوق بیخودی بزنند. اما بیشتر از رفتار برخی مردم ناراحت میشوم؛ وقتی ماشین شخصی جلوی پایت بوق میزند به جای اینکه به طرف بگویند برود و خجالت بکشد گاهی به تو چپ چپ نگاه میکنند!
مزاحمت نیست!
کنار خیابان ایستادهای تا با تاکسی به سینما بروی. ساعت 7:30 شب است. در زمستان هوا زود تاریک میشود، جمعه هم که باشد دیگر بدتر، خیابانها خلوتتر هستند. از تاکسی خبری نیست ولی تا دلت بخواهد ماشین شخصی بوق میزند تا سوار شوی. بی ام و X3 بوق میزند انگار بیکار هستند و ترافیک درست میکنند و از این طریق به حریم شخصی افراد تجاوز میکنند.
مزاحمت مختص به
ایران نیست
چندی پیش اعلام شد براساس آخرین تحقیقاتی که توسط یک مرکز تحقیقاتی خصوصی انجام شده است، هر زن یا دختری در جوامع شهری در ایران به میزان مسافتی که طی میکند یا مدت زمان حضورش در سطح خیابانها، در هر تردد شهری، بین یک تا ۲۰ بار به لحاظ مزاحمتهای کلامی و چشمی از سوی برخی مورد اذیت قرار میگیرد. البته مزاحمت برای دختران و زنان فقط مختص به ایران نیست. حدود چند ماه قبل نیز ویدئویی در یوتیوپ منتشر شد که نشان میداد زنی در نیویورک در ۱۰ ساعت یک صد متلک از جانب مردان شنیده است.
مزاحمت خیابانی
قانونا جرم است
در گذشتههای نه چندان دور، مزاحمت تلفنی باب بود. با یک سکه یا کارت تلفن تماس میگرفتند و یا فوت میکردند یا آزار میدادند. مزاحمت تلفنی مرد و زن نمیشناخت. اما این روزها مزاحمتها بیشتر متوجه زنان است. کمتر کسی هست که تجربه مزاحمتهای خیابانی ندیده باشد.
اگرچه مزاحمت خیابانی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب میشود و برای آن محکومیت حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است. اما این قانون ضمانت اجرایی کافی ایجاد نمیکند. چرا که بارها تجربه نشان داده است که اگر فردی ایجاد مزاحمت کرد و پلیس آمد مساله با پادرمیانی پلیس و افراد حاضر در صحنه حل شده است و فرد مزاحم محکوم نمیشود. از سوی دیگر، بیشتر زنان ترجیح میدهند در این زمینه سکوت کنند. هانیه، دانشجوی حسابداری میگوید: «معمولا وقتی در خیابان مزاحمم میشوند برای خانواده تعریف نمیکنم. برادرم میگوید کرم، از خود درخت است. اگر تو سنگین و با ظاهر مناسب بیرون بروی کسی مزاحمت نمیشود. در خیابان هم همین طور است. چند وقت پیش در یک مرکز خرید روی پله برقی فردی مزاحمم شد. با دوستم سر و صدا کردیم تا مامور پاساژ آمدند اما به من گفتند موهایت را درست کن! در نتیجه ترجیح میدهم وقتی مزاحمم میشوند سکوت کنم چون نتیجهاش تذکر به خودم است!«
سکوت ۶۲ درصد
زنان ایرانی
نتایج یک تحقیق دانشگاهی در ایران مشخص کرد که ۶۲ درصد زنان ایرانی در مقابل متلکهای زننده سکوت میکنند. اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تحقیقی که به روش کمی و پرسشنامه در میان صدها زن جوان بین ۱۵ تا ۳۵ سال انجام دادهاند به این نتیجه رسیدند. واکنش زنان نسبت به هر یک از انواع تعرض جالب توجه است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که هفتادودو ونیم درصد در مقابل نگاههای معنادار، شصتودو و نیم درصد در مقابل متلکهای زننده سکوت میکنند. همه اینها در حالی است که بیش از ۶۰ درصد از زنان سابقه نوعی تعرض کلامی را داشتهاند که شامل نگاههای معنادار و متلکهای زننده است.
این تحقیق با بررسی مسائلی همچون منطقه مسکونی، مدت زمانی که فرد بیرون از منزل سپری میکند، تأهل، سن و میزان آگاهی دادن توسط والدین به این نتیجه رسیده است که دو متغیر محل سکونت و میزان آگاهی دادن توسط والدین به طور مستقیم و فزاینده بر میزان احساس امنیت تاثیر دارد، به طوری که افرادی که در شمال شهر زندگی میکنند و افرادی که در دوران کودکی به آنها آگاهی لازم داده شده باشد احساس امنیت بیشتری میکنند. همچنین سن بانوان بر روی احساس امنیت آنها هیچ تاثیری ندارد. اما در خصوص تاهل باید به این نکته اشاره کرد که زنان متاهل بیش از دختران مجرد احساس امنیت دارند.
اسلام، مردان را به تقوا فرا میخواند
عدهای زنان را مقصر اصلی مزاحمتهای خیابانی میدانند و
معتقدند اگر زنان در طرز پوشششان تجدید نظر کنند، این گونه اتفاقات هم برایشان نخواهد افتاد و موجبات مزاحمت را برای خودشان فراهم نخواهند کرد. اما نکته قابل تامل ماجرا در این است که اگر به آموزههای دینی خود بازگردیم مردان هم باید تقوا پیش بگیرد و خویشتنداری را تقویت کنند. اگرچه نمیتوان نوع پوشش زنان را در پدیده مزاحمت بیتاثیر دانست اما مطرح کردن چنین موضوعی پاک کردن صورت مسئله مزاحمت و مجوز دادن به یک سری افراد ایجاد مزاحمت برای زنان جامعه است. چه بسا در هنگام نوشتن همین گزارش بارها شاهد زنانی بودیم که با لباسهایی ساده در خیابان به انتظار تاکسی بودند و به جای آن چند ماشین شخصی جلوی پایشان ترمز کرده است. نکته جالب ماجرا رواج بیتفاوتی در مردم است که از کنار این اتفاقات به آرامی عبور میکردند.
محمد که بر اثر دفاع از یک خانم حسابی کتک خورده است میگوید: «سال گذشته ساعت ۹ شب دختری در میدان آزادی منتظر تاکسی بود. یک پراید که دو پسر سرنشینانش بودند جلوی دخترایستاده بودند و نمیرفتند. دختر فریاد میزد. حتی رانندگان تاکسی خطی همانجا ایستاده بودند. خلاصه با پسرها درگیر شدم که چرا مزاحم این خانم شدهاید؟ حتی رانندگان تاکسی به کمک نیامدند. فقط بلندم کردند. این حکایتی است در دل شهر. حکایتی واقعی با تجربیاتی در دل دختران. حکایتی که، فقط نیاز به اندکی تامل دارد.
چشمی که زخم میزند
در شهرهای بزرگ به نسبت کمتر با این موضوع مواجه می شویم اما در همه جا وجود دارد. چشم زخم یا همان چشم خوردن. مانع بسیاری از کارها می شود و راه هایی هم برای مقابله با آن وجود دارد.یکی تخم مرغ می شکند، یکی دستبند می بندد و یکی دعا می خواند. اما چشم زخم واقعیت است یا خرافه؟
اعتقاد به چشم زخم باوری قدیمی است . مروری بر پیشینه تاریخی آن نشان می دهد که حتی در دوران قبل از اسلام، در متون اوستایی و پهلوی، نیز آثاری از این اعتقاد دیده می شود. برطبق این باور کسی که چشم می زند لازم نیست علامت یا ویژگی خاصی داشته باشد. او می تواند دوست، هم سایه، فرد غریبه، قوم و خویش، رهگذر، افراد همان خانه یا حتی خود شخص باشد . حتی می گویند مادر هم از روی علاقه زیاد ممکن است فرزندش را چشم بزند . کسی که چشم می زند حتی امکان دارد ازنظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سایر جهات نیز برتر از فرد چشم خورده باشد . بعضی می گویند اگر خانم بارداری به جسدی چشمش بیفتد، بچه اش چشم شور خواهد داشت. در قرآن کریم هم به چشم زخم اشاره شده است. آیه 51 سوره قلم از جمله مشهورترین آیات قرآن در این باره است. در ادبیات فارسی نیز چشم زخم، چشم بد و چش م شور هم در نظم، هم در نثر آمده است.همانطور که فردوسی می گوید: فردوسی: ندانم چه چشم بد آمد بر اوی چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی. حافظ، خاقانی، نظامی، حقانی و برخی شاعران دیگر هم به این باور اشاره داشته اند و در شعرهایشان به چشم زخم را آورده اند.
آنها که به چشم زخم اعتقاد دارند برای دفع و یا پیشگیری از آن روش های گوناگونی به کار می برند. بعضی سعی می کنند خودشان یا چیزی را که متعلق به آنهاست در مقابل چشم حسود جلوه ندهند . به عنوان مثال اگر به موفقیتی دست یافته اند، نگذارند افراد شورچشم از آن مطلع شوند . بعضی اگر فرد چشم شوری وارد منزلشان شود زیاد خود را شاد و سرحال و بدون غم نشان نمی دهند و سعی می کنند در مقابل او بنالند تا آنها را چشم نزند . یا همچنین اگر شیء با ارز شی داشته باشند که ممکن است چشم بخورد از جلو چشم آن شخص بر می دارند، یعنی به طور کل سعی می کنند حسادت این افراد برانگیخته نشود و کسی برای موقعیت خوب آنها آه نکشد . اینچنین گاهی اوقات باعث عدم پیشرفت می شود. در اینکه چشم زخم وجود دارد حرفی نیست اما اعتقاد به چشم زخم همواره بر آن است که تنها برخی افراد استثنایی (مثلاً در هر شهر یکی دو نفر) دارای چنین خاصیتی هستند و میتوانند دیگران را چشم بزنند، اما گسترش چنین اعتقادی به تمام افراد، زمینی بدبینی شهروندان به یکدیگر را فراهم میکند. در همین شهر کرمان بارها دیده شد افراد سرمایه داری وجود دارند که در شهرهای دیگر سرمایه گذاری کرده اند و به نوعی در روند توسعه آن شهر نقش دارند اما با خارج کردن سرمایه خود از کرمان، نه تنها نقشی در توسعه ندارند بلکه از دلایل عدم توسعه شهری اند. وقتی از این دست سرمایه گذاران دلیل را جویا می شویم با پاسخی مشابه مواجه می شویم. جملگی آن ها از چشم خوردن می ترسند و اعتقاد دارند برخی از مردم کرمان تنگ نظرند. اینگونه تفکری باعث می شود در سه ماه پدیده شاندیز برای ساختن رستوران و فروشگاه و … در مشهد و تهران و کیش در کرمان 17 میلیاردتومان سهم بفروشد اما پروژه هایی که نیاز به مشارکت مردم دارند نیمه کاره رها شوند.چشم زخم یا همان چشم بد واقعیتی است انکارناپذیر اما گاه مشاهده می کنیم که این اتفاق ماورائی چنان دچار خرافات می شود که زندگی افراد را در برخورد با دیگران تحت تاثیر قرار می دهد و منشا بسیاری از سخنان پوچ و باطل می شود. یکی از موانع پیشرفت در هر جامعه ای توجه بیش از حد به خرافاتی اینچنینی است که جا دارد با فرهنگ سازی لازم از رواج آن بین مردم جلوگیری کرد.
پس از سال ها در صدر ایستادن / احراز رتبه 31 کاراته استان کرمان در کشور!
پس از سال ها در صدر ایستادن/ احراز رتبه 31 کاراته استان کرمان در کشور!
علیرضا احمدی
روزنامه نگار و مربی کاراته
سالهای نه چندان دور کاراته استان نه تنها در راس هیات های ورزشی استان زبانزد بود بلکه در فدراسیون کاراته نیز از هیات های فعال و مدال آور و همچنین تاثیر گذار کشور به شمار می آمد، هر ساله تعداد کثیری از مربیان، داوران و کاراته کاهای استان در جهان و آسیا افتخار می آفریدند و باعث سربلندی ایران عزیزمان و به تبع آن همشهریان و دوستداران ورزش می شدند. این موفقیت ها و حضور افرادی فنی و دارای وجهه ورزشی قابل قبول در بدنه هیات باعث گردید که نظر و پیشنهادهای مدیران کاراته استان فصل الخطاب محافل ورزشی و برنامه ریزی های فدراسیون محسوب می گردد، کاراته کاهای کرمانی از عزت و جایگاهی ویژه نزد مجموعه کاراته کشور برخوردار بودند و تیم های کاراته استان در تمام رده های سنی (خصوصاً رده های پایه) مقام های برتر کشور را در چندین سال پیاپی به خود اختصاص داده بودند و همچنین اکثر مسئولیت های کلیدی فدراسیون توسط بزرگان کاراته استان تصاحب شده بود و این ها همه با حضور افرادی پیشکسوت، سینه سوخته و دلسوز و از همه مهم تر عرق ریخته در بدنه هیات استان میسر نمی شد افرادی که مدارج ورزشی خود را یک شبه طی نکرده و هرگز منافع شخصی و بغض ها را بهانه ای برای تقابل، حذف بزرگان و از میدان بیرون کردن حریفان قرار نمی دادند و کاراته ای عاری از افترا و تهمت و تنها معیار سنجش، عملکرد ورزشی و اخلاقی اشخاص بود و بس.
در کاراته کرمان عزت قدیمی ها و احترام به مربیان تلاشگر و جوان مرتبه ای خاص داشت و این شیوه، الگویی برای دیگر هیات های ورزشی بود رساندن کاراته استانی محروم همچون کرمان به ورزش اول جز با زحمات و مدیریت شبانه روزی مجموعه ای دلسوز و بی توقع امکان نداشت، هرچند ذکر این مطالب توضیح واضحات است اما یادآوری آنها شاید تلنگری برای سینه چاکان و موافقان باشد و دلیل کسب رتبه 31 هیات کرمان در بین رتبه بندی استان های کشور توسط فدراسیون کاراته را به قضاوت افکار عمومی واگذار خواهیم کرد.
براستی چه آمد بر سر این عزت و بزرگی؟ چرا کاراته کرمان به این روز افتاده؟
آیا تحمیل و انتصاب رئیس هیات از سوی مدیران ارشد استان و مدیرکل وقت و یا بی توجهی بزرگان کاراته نسبت به اعمال نظر مدیران بالایی و سوق این ورزش به سوی سیاست و یا غیرتصور بودن نتایج حاصل از این انتصاب و یا استفاده از افرادی ضعیف و کارنابلد در بدنه هیات و یا حتی عدم نظارت رئیس و زیرمجموعه خود به دلیل مشغله های کاری و یا …
آری این دلایل و هزاران دلیل دیگر همگی به اتفاق باعث شده اند کاراته ای که روزگاری حرف اول را در کشور می زد و قله های جهانی و آسیایی را پیش روی خود می دید رده 31 استان ها را در رتبه بندی فدراسیون کاراته به خود اختصاص دهد، البته شاید این سوال برای بسیاری از دوستان پیش آید که بعضی از روسای قبلی هیات نیز همچون سردار، هیچگونه سنخیتی با ورزش نداشته و در نتیجه بی انصافی است ناکامی ها را متوجه جناب فتاحی نمود! باید بدانیم روسای قبلی هیچگاه از سوی مدیران ارشد و مدیرکل وقت به بدنه کاراته تحمیل نشده بودند، بلکه آنها با درخواست و اصرارپیشکسوتان و مربیان بزرگ استان قبول مسئولیت کردند و انتخاب آنها تنها به امید استفاده از جایگاه و موقعیتشان جهت تزریق کمک های مالی و پیشبرد اهداف کاراته بود و هیچ گاه به خود اجازه دخالت در مسائل فنی و عزل و نصب های خودسرانه را نمی دادند و برای بقای خود در این پست هیچ گاه از موقعیت، نفوذ و رانت در اختیار استفاده نمی کردند.
متاسفانه در این چند ساله شاهد عزل و نصب های زیادی در بدنه ورزش استان بودیم وهر مدیری که راس ورزش استان منصوب می گردید به این موضوع اذعان داشته و قول رفع این معضل را می دادند اما پس از مدتی متاسفانه با در نظر گرفتن برخی ملاحظات سکوت اختیار کرده وتنها نظاره گر می شوند، که این رفتار نیز جای بسی تامل دارد.
و اکنون سخنی با ریاست محترم هیات
جناب سردار عاجزانه تقاضا داریم چند دقیقه ای از وقت گرانبهایتان را در گوشه ای تنها و خلوت و بدور از تعصبات و عصبانیت، وجدان خود را قاضی قرار داده و سوالات زیر را در ذهن خود مرور فرمایید و چنانچه بینی و بین الله سهمی هم برای خود در این مقوله قایل شدید این مهم را واگذار نموده که به گفته ناپلئون «اعتراف به ناتوانی بزرگترین توانایی است»
1-آیا کاراته ای را که تحویل گرفته ام قابل مقایسه با امروز کاراته استان است؟ آیا قدر و منزلت کاراته استان چون گذشته است؟
2-چرا وعده ساخت خانه کاراته پس از سالیان متمادی هنوز اتفاق نیفتاده است؟
3-شعارم برای همدلی و وفاق بین بزرگان کاراته واقعا نتیجه داد و یا اصلا تلاشی صورت نگرفت؟
4-من که خود را از قانونگذاران و پایبندان به قانون می دانم ماندن خود را در این سمت دور زدن صریح قانون تصور نمی کنم؟
5-من که بهتر از هر کسی واقفم که حضور افراد بازنشسته و افراد دو شغله و از همه مهم تر طبق اعلام وزارت ورزش «روسایی که به صورت تمام وقت در مرکز استان حضور ندارند ماندنشان به عنوان رئیس هیات ورزشی غیر قانونی است»، به چه قیمتی اصرار بر ادامه ریاست دارم؟
6-آیا عدم حضور و بی توجهی ام نسبت به این ورزش و همچنین انتخاب افرادی ضعیف در بدنه هیات باعث تنزل کاراته استان شده، چاره چیست؟
7-آیا ماندن در این جایگاه اذهان عمومی را به این نتیجه گیری سوق می دهد که شاید این سمت می تواند کمکی ابزاری و سیاسی برایم باشد؟
البته پرسش های فنی متعددی در اذهان وجود دارد که بدلیل عدم اشراف حضرتعالی طرح آنها بی مورد است ضمناً در مورد گذشته کاراته استان می توانید از فدراسیون و یا مدیران قبلی استان اطلاعاتی بگیرید نه از دوستانی که به دلایلی از گذشته ابراز بی اطلاعی می کنند.
