بایگانی مطالب نشریه
کنسرت
• شما معمولا برای کنسرت های خود یک لقب یا شعار انتخاب می کنید. لقب کنسرت بعدی شما چیست؟
بمب انرژی
• چرا؟
زیرا تمامی مخاطبان عزیزی که به کنسرت تشریف می آورند، هرکدام ایفاگر نقش یک بمب انرژی هستند!
• این اسامی ناگهانی انتخاب می شوند؟
حسی که از حال و هوای کنسرت و تمرین ها دریافت می کنم به خلق این اسامی و شعارها منجر می شود.
• مدتی است که بین برخی خواننده ها مقوله انتخاب لقب مرسوم شده است. شما هم لقبی مشتق از واژه سلطان دارید؟! نظیر سلطان احساس یا سلطان صدا و… !
من سلطان نیستم و فقط بمب انرژی هستم! من به خواننده ترانه های شاد معروف شدم و خوشحالم که وقتی هوادارانم به کنسرت هایم می آیند شاد می شوند و برای لحظاتی همه غصه هایشان را فراموش می کنند.
• خواننده هایی که انتشار آلبومشان با تعویق همراه می شود در کنسرت های خود قطعاتی از مجموعه ای که در دست انتشار دارند را اجرا می کنند. شما چنین برنامه ای ندارید؟
«وقت گل نی» یکی از قطعات آلبوم جدید است که در کنداکتور کنسرت های اخیر ما قرار دارد. آهنگ های جدید را در کنسرت نزدیک به آلبوم یا پس از انتشار آن را اجرا می کنم.
• چندی پیش در یک گفتگوی دیگری که با هم داشتیم، گفتید هنوز آنقدر معروف نیستید تا بخواهید تور اروپا و آمریکا برگزار کنید! اجراهای خارج از کشور را به پس از انتشار آلبوم موکول کرده اید؟
می خندد! در حال حاضر پیشنهاداتی برای اجرا در کشورهای دیگر وجود دارد. خودم هنوز یک مقدار تردید دارم زیرا منتظر انتشار آلبوم هستم تا با قدرت بیشتری روی صحنه برویم. چندی پیش در دبی روی صحنه رفتیم. سبک موسیقی ما به گونه ای است که فکر می کنم در خارج از کشور واکنش های خوبی ایجاد کند. وقتی در ایران اینقدر خوب جواب می دهد مطمئنا در خارج نتیجه بهتری خواهیم داشت. ترجیح من این است که با تعداد قطعات بیشتری این کنسرت ها را برگزار کنیم به دلیل اینکه کنسرت های بین المللی از لحاظ مدت زمان اجرا با برنامه های داخلی تفاوت دارد. در ایران اگر یک ساعت و نیم یا دو ساعت اجرا می کنیم در آنجا باید قطعات بیشتری را بخوانیم. زیرا زمان بیشتری داریم.
• هواداران شما در کرمان منتظر اجرای شاد و پر انرژی گروه حاجیلی تو هستند.
من تا بحال در کرمان اجرا نداشتم اما با تعریف هایی که از دوستان شنیدم مطمئنم یکی از بهترین کنسرت هایم را در حضور کرمانی های عزیز خواهم داشت. شاد بودن کنسرت به مردم بستگی دارد و می دانم کرمانی ها بمب انرژی هستند و می خواهیم با هم بزرگ ترین انفجار شادی تاریخ کرمان را رقم بزنیم.
بزرگترین انفجار شادی تاریخ کرمان با حضور امید حاجیلی
بزرگترین انفجار شادی تاریخ کرمان
با حضور امید حاجیلی
پنج شنبه 9 بهمن ماه – سینما شهر تماشا
فروش اینترنتی
با امکان انتخاب صندلی در سایت
www.kermanconcert.com
مراکز فروش:
محصولات فرهنگی آریا آدرس: خیابان اقبال جنب بانک صادرات تلفن: ۳۲۴۳۸۸۴۲
عرضه محصولات فرهنگی چشم انداز آدرس: خیابان شفا بعد از کوچه ۱۳ تلفن: ۳۲۴۵۳۷۶۹
رستوران کشکول آدرس: بلوار جمهوری، نبش هزار یکشب جنوبی تلفن: 32451176
این کنسرت افتضاح نیست!
یکی از معدود سرگرمی های ما در کرمان کنسرت رفتن است. با هزار دلخوشی و امید به اینکه شبی بیاد ماندنی و خاطره انگیز را بگذرانیم، بلیط را با هزینه ای نه چندان کم می خریم و در آن صف های طولانی همه سختی ها را تحمل می کنیم و وارد سالن می شویم و دلمان خوش است که فلان خواننده معروف کشورمان را از نزدیک می بینیم و صدایش را می شنویم. اما با شروع کنسرت همه دلخوشی ها به دلمان زهر می شود. نورپردازی اینقدر بد است که اصلا نمی توان چهره خواننده را دید و فقط به امید شنیدن صدا باز هم تحمل می کنیم اما هم اینکه خواننده می خواند دوست داریم هرچه از دهنمان در می آید به برگزار کننده کنسرت بگوییم. صدای خواننده اصلا قابل تشخیص نیست و چنان در سالن می پیچد که سرمان درد می گیرد و اصلا نمی توان کلمات را تشخیص داد. تهیه کننده از نجابت مردم کرمان سو استفاده کرده و با آوردن کم هزینه ترین نور و صدا کنسرت موسیقی را با مجلس عروسی اشتباه گرفته اند، غافل از اینکه مردم هنر دوست و هنر شناس کرمان خوب را از افتضاح تشخیص می دهند. همین شده که مردم از کنسرت زده شده اند و جمعیت حاضر در کنسرت هایی که هفته های گذشته برگزار شد نتوانست نصف صندلی ها را پر کند. سالن خالی کنسرت در آخرین کنسرت ها بدجوری توی چشم می زد و دلیلش چیزی جز بی احترامی به مردم در کنسرت های قبلی نبود. مردم دیگر حاضر به تحمل چنین بی احترامی هایی نیستند و برای چنین کنسرت های بی کیفیتی پول نمی دهند. این هفته قرار است امید حاجیلی به کرمان بیاید و کنسرت برگزار کند. حاجیلی شادترین آهنگ های چند سال اخیر موسیقی ایران را خوانده است و کنسرتش باید با کیفیتی بالا برگزار شود. آن طور که من فهمیده ام تهیه کننده های این کنسرت می خواهند متفاوت ترین و با کیفیت ترین کنسرت چندسال اخیر کرمان را برگزار کنند همان طور که کنسرت های فلاحی و یزدانی به تهیه کنندگی همین گروه جزو بهترین کنسرت های برگزار شده در کرمان بود. حضور سینا سینایی، بهترین نورپرداز کنسرت در ایران و گروه صدابرداری حسن اردستانی که کنسرت های برج میلاد را صدا برداری می کند، برای نورپردازی و صدابرداری کنسرت امید حاجیلی نشان از متفاوت بودن این کنسرت است. مطمئن باشید این کنسرت نقطه عطفی در برگزاری کنسرت های کرمان خواهد بود و می تواند مردم کرمان را با سالن های کنسرت آشتی دهد.
جشنواره عکس گردشگری کرمان
آخرین مهلت ارسال آثار: 31 فروردین ماه 1395
بادیگارد
کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا
خلاصه داستان فیلم: چرا اینقدر دیر اومدی؟ مأموریت بودم شغلت چیه؟ تو حفاظتم نگهبانی؟ محافظم آهان پس بادیگاردی
سینما آسیا
ساعات نمایش فیلم: 10:30،15:30،17:15،19،21
دانشمندان آمریکایی اعلام کردند: ابداع چسب هوشمند برای کنترل دیابت
دانشمندان آمریکایی اعلام کردند
ابداع چسب هوشمند
برای کنترل دیابت
دانشمندان دانشگاه کارولینای شمالی و دانشگاه فدرال کارولینای شمالی یک چسب مصنوعی بدون درد با سلولهای طبیعی بتا ابداع کردهاند که میتواند سطوح قند خون را در زمان لازم تنظیم کند
به گزارش ایسنا، محققان یک چسب هوشمند انسولین تولید کردهاند که میتواند سطوح افزایش یافته قند خون را شناسایی کرده و در صورت نیاز، دوزهای انسولین را درون جریان خون ترشح کند. نتایج این تحقیق که در مجله Advanced Material منتشر شد، نشان داده که این چسب میتواند جرقه جدیدی از امید را برای بیماران دیابت نوع یک و دو که نیاز به نظارت مداوم بر سطح انسولین دارند، ارائه کند.
این چسب کوچک مربعی شکل با صدها میکروسوزن پوشانده شده که هر کدام به اندازه یک مژه هستند. این سوزنها با واحدهای ذخیره میکروسکوپی انسولین و آنزیمهای حساس به قند پر شدهاند که بطور خودکار در زمان بالا رفتن بیش از حد قند خون، وارد خون میشوند.
سلولهای بتا شامل سلولهای منحصربفرد لوزالمعده در بدن انسان هستند که هورمون انسولین را ساخته، ذخیره کرده و میزان آن را در بدن تنظیم میکند. در مبتلایان به دیابت، تعداد این سلولها بطور چشمگیری کاهش مییابد.
خدا کند سیاسیون ما به خود آیند
خدا کند سیاسیون ما به خود آیند
محسن جلال پور در اینستاگرام خود نوشت:
سال های طولانی است که در اولین فرصت پس از پایان تعطیلات نوروز،دور هم جمع می شویم و یک عصر با صفا برای خود می سازیم. عصرانه بهاری پس از تعطیلات برای همه ما تبدیل به یک سنت دوست داشتنی شده است. برای ما که در طول سال کم تر همدیگر را می بینیم و کمتر حال و احوال میکنیم، این نشست خوب و دوست داشتنی است. دور هم مینشینیم و شیرینی و شکلات می خوریم و حرفهای خوب می زنیم. راستش دیروز هم قدری دلم گرفته بود. صبح پنج شنبه را با حالی نه چندان با نشاط شروع کردم.میگفتم و میخندیدم اما در درون،نگران و ناراحت بودم. هیچ اتفاق خاصی نیفتاده اما فکر کردن به انبوه مسائل و مشکلات این جا و آن جا باعث شده فکر متمرکزی نداشته باشم.
خوشبختانه نشست امسال ،هم شلوغ تر بود و هم صمیمی تر.به گونه ای که به جز مدیران دولتی،برخی ازمدیران بانکها وتعدادی ازنمایندگان دوره هشتم و نهم مجلس نیز در جمع حضور یافتند. پس از آن که استاد محمدعلی گلاب زاده مورخ و ادیب کرمانی بهاریه ای زیبا تقدیم کردند،من آشفته دل هم از فرصت استفاده کردم و مختصری درباره وضع اقتصادی کشور سخن گفتم. اشاره کردم که فضای اقتصادی کشور با نشاط نیست و امیدواری به برجام رفته رفته دارد رنگ می بازد و این نشان می دهد که ما از برجام به مثابه یک فرصت استفاده نکرده ایم.گفتم؛ اگر از برجام به عنوان یک فرصت استفاده نکنیم،به صورت تهدید ظاهر می شود و آثار زیان بارتری به دنبال خواهد داشت از جمله این که امید به آینده در نسل جوان ما رنگ می بازد.
خدا را شکر می کنم که امروز همه مسئولان کشور به این نتیجه رسیده اند که اقتصاد اولویت کشور است و باید برای رفع مشکلات و مسائل پیرامون آن تلاش کرد. دیروز به یکی از بیانات رهبر انقلاب استناد کردم و گفتم امروز بزرگ ترین خدمت به کشور و نظام، ایجاد شغل است.
درحالی که عدد بیکاران کشور بیش از پنج میلیون بر آورد شده، آگاهی از این که هرساعت حدود 150 نفر به جمعیت بیکاران افزوده می شود، نگرانی را صدچندان می کند. با این وجود اگر در هرساعت،150 نفر کار پیدا کنند،تازه توانسته ایم سطح موجود را حفظ کنیم. اگر امسال بتوانیم هرساعت ۱۵۰شغل ایجاد کنیم عملا تنها توانسته ایم از رشد و افزایش بیکاری جلوگیری کنیم و اگر بخواهیم طی پنج سال آینده بیکاری را به عدد صفر نزدیک کنیم، باید دو برابر این میزان یعنی 300 شغل در ساعت و 5 شغل در هر دقیقه ایجادکنیم. با این وضعیت که سیاست و سیاستمداران،هر روز مسأله جدیدی در کشور ایجاد می کنند، بعید است چنین توفیقی داشته باشیم. خدا کند سیاسیون ما به خود آیند و به آینده انقلاب و نظام و کشور فکر کنند
گزارش پیام ما از سفرهی مشترک ایران و افغانستان
گزارش پیام ما از سفرهی مشترک ایران و افغانستان
کرمان شاهد اتفاق بسیار خوب و نوید دهندهی آیندهای روشن در هفتهی که گذشت بود.
سفرهی مشترک ایران و افغانستان در دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد که برنامه های این سفرهی مشترک با استقبال ازمحمد محقق معاون رئیس اجرایی دولت افغانستان و نصیر احمد نور سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران سه شنبه در فرودگاه بینالمللی کرمان آغاز شد و سپس سفیر افغانستان در دانشگاه باهنر مورخ چهارشنبه 1/18 دیداری با روسای دانشگاهها داشت وپس از آن با هیئت همراه برای افتتاح دفترکنسولی دانشجویان غیرایرانی به سالن پژوهشکده اسلام وایران رفتند و در ادامه با دانشجویان افغان درتالار اندیشه دانشکدهی ادبیات دیدار کردند و از تصمیمات مشترک و فرصتهای پیش آمده برای ایشان صحبت کردند، در عین حال به مشکلات و مسائل دانشجویان نیز گوش دادند و مسئولین ایرانی نیز برای رفع ابهامات پاسخگوی مسائل این دانشجویان بودند و برنامه این بود که پس از این دیدار به نمایشگاهی که در همان دانشگاه باهنر برگزار شده بود بروند که این نمایشگاه مشتمل بر غرفههایی مشترک از جمله خانه کتاب، لباسهای محلی، غذاهای سنتی و صنایع دستی ایران و افغانستان، مجموعه عکسهایی از افغانستان امروز و … است. و سپس در همایش سفره مشترک شرکت کنند که برنامه اندکی تاخیر کرد و اول در تالار وحدت مراسم همایش با سرود ملی دو کشور آغاز شد و دکتر بصیری به نمایندگی از ریاست دانشگاه به مدعوین خیر مقدم گفتند و ارزشهای مشترک دو کشور و رابطه ی دوستی کهن برادران ایرانی و افغان سخن گفت و بعد هم دکتر حسینخانی شعری را با همین مضمون از سرودهایی خودش قرائت کرد و مجری برنامه هم متاسفانه طبق معمول عملکرد مجریان آماتور به زور مدعوین و دانشجویان را وادار به تشویق می کرد و با جملاتی مثل این صدا مال این جمعیت نیست و یا جمله ی یک «تشویق جوندار بکنید» راهی برای میهمانان نمی گذاشت جز محکم تر پر سرو صداتر دست زدن که انشالله این عادت از سر مجریان ماهم بیابند. در ادامهی این برنامه دبیر اجرایی دومین جشنواره سفره مشترک ایران و افغانستان هدف از برگزاری این جشنواره را آشنایی دانشجویان و دیگر افراد جامعه با آداب و رسوم مختلف از جمله ایران و افغانستان دانست و گفت: این جشنواره بیشتر با تاکید بر فرهنگ دو کشور ایران و افغانستان بر پا شده است.
«بسمالله خرمی» ادامه داد: در نخستین دوره این جشنواره مباحث علمی مورد تاکید قرار داشت و امیدواریم بتوانیم در دومین دوره سفره مشترک ایران و افغانستان، پیشنویس موافقتنامههایی را در حوزه علمی داشته باشیم.
وی با ابراز امیدواری از برگزاری سومین دوره جشنواره سفره مشترک ایران و افغانستان در دانشگاه کابل عنوان کرد: برای تحقق این مسئله صحبتهای مقدماتی انجام شده است.
خرمی ابراز داشت: 12 هزار دانشجوی افغانستانی در دانشگاههای ایران تحصیل میکنند که 500 نفر از آنها در استان کرمان و 50 نفر در دانشگاه شهید باهنر حضور دارند.
دبیر اجرایی دومین جشنواره سفره مشترک ایران و افغانستان با اشاره به برنامههای این جشنواره گفت: در نخستین روز از جشنواره 17 ماه حمل اجرای تئاتر عمو نوروز، پخش فیلم مزار شریف، اجرای موسیقی سنتی افغانستان و جشن امضای محمدکاظم کاظمی را داریم.
خرمی به خبرنگار فارس گفت: 18 ماه حمل با حضور «محمد محقق» معاون دوم ریاست اجرایی جمهوری اسلامی افغانستان و «نصیر احمدنور» سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران دیداری با استاندار کرمان خواهیم داشت و در ادامه با روسای دانشگاه شهید باهنر کرمان به گفتوگو مینشینیم.
پی نوشت:
درمیانهی مراسم بود که سر و صدایی شنیدیم و خبرنگار اعزامی پیام ما شنید که کسی با عجله به سالن آمده و میگوید: طوفان شده و باد اسپیسهای نمایشگاه را انداخته و همهچیز به هم ریخته، خدا کند کسی صدمه ندیده باشد، که خوب قاعدتا شم خبرنگاری وی را وامیدارد تا از نزدیک ببیند که چه اتفاقی افتاده و وقتی که با غرفه ی آویزان شدهی نمایشگاه از پشت بام سلف مواجه شد، از آنجا که دانشجوی همان دانشگاه باهنر هم هست قصد میکند که عکسی از این ماجرا بگیرد که ناگهان با حمله ی شخصی مواجه می شود که هنوز هم مطمئن نیست از پرسنل دانشگاه بود و یا جای دیگری چرا که کارتی از خودش که نشان نمی داد هیچ، با داد و فریاد هم تهدید می کرد که “حالا می خوای بشکنم گوشی را حالا درستت کنم؟
و هرچه خبرنگار و دانشجوی بیچاره توضیح میداد که من خبرنگارم و دانشجوی همینجا و مگر عکاسی ممنوع است؟ که وی به داد و فریاد ادامه میداد و کار به جایی نمیرسید و تا تهدیدات میشکنم و چنین و چنان میکنم بالا گرفت با اصرار خبرنگار به سمت مسول آن مسائل “حفاظت فیزیکی دانشگاه” رفتیم و بالاخره گوشی را پس دادند اما گفتند باید دانشگاه را ترک کنید و هرچه گفتیم که چرا؟ و در کل چرا به خبرنگار جماعت پاسخگو نیستید که هیچ فایدهای نداشت.
و جالب اینجاست که پرسنل اورژانس ۱۱۵ هم در دانشگاه حاضر شده بودند و وقتی پیش از اخراج شدن از مسوالین میپرسیدم که چه کسی آسیب دیده میگفتند: خیر اتفاقی نیافتاده ولی دانشجویان میگفتند یکی از بانوان دانشجو از نواحیه سر و دست مجروح شده که هنوز از صحت و سقم این ماجرا خبری در دسترس ما نیست.
شایان ذکر است که بواسطه ی اخراج خبرنگار از محل برگزاری سفره نقل قول خرمی از فارس به عاریت گرفته شده است.
معاون وزیر بهداشت: روزی ۶۰۰ ایرانی سکته میکنند
معاون وزیر بهداشت:
روزی ۶۰۰ ایرانی سکته میکنند
معاون درمان وزیر بهداشت از راهاندازی ۲۵۶ درمانگاه ویژه دولتی و پوشش بیمهای دو داروی درمان سکته خبر داد. محمد آقاجانی با بیان اینکه، روزانه ۶۰۰ ایرانی سکته میکنند، گفت: «روزانه ۴۰۰نفر درکشور دچار سکته قلبی و ۲۰۰نفر دچار سکته مغزی میشوند و سالانه بیش از ۶۰هزارنفر بر اثر این عارضه جان خود را از دست میدهند.»
او با بیان اینکه ۵۰درصد مرگومیرها در ایران ناشی از سکته است، ادامه داد: «سکته قلبی عامل اول و سکته مغزی عامل دوم مرگومیر ایرانیان است و با توجه به اهمیت این دوعارضه برنامههای مفصلی شامل گسترش آموزش مردمی و افزایش مراکزدرمانی به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ شده که امیدواریم امسال شاهد به ثمررسیدن آنها باشیم.»
به گفته او، با تصویب هیأت دولت، اوایل امسال دو داروی بسیار پیشرفته درمان سکته که جزو داروهای ترومبولیک است و برای حلکردن لخته خون پس از سکته کاربرد دارد، زیر پوشش بیمه قرار گیرد: «این دو داروی وارداتی جزو پیشرفتهترین داروهای درمان سریع سکته هستند و پوشش بیمه آنها اتفاق بسیار مهمی برای کنترل مرگومیرهای ناشی از سکته به شمار میرود.»
او با اشاره به راهاندازی ۲۵۶ درمانگاه ویژه دولتی ادامه داد: «از اردیبهشت ۹۳ که طرح تحول سلامت شروع شد، پوشش و حمایت از هزینههای درمان بستری مردم در اولویت قرار داشت، امسال این حمایت به بخش سرپایی گسترش مییابد و ۲۵۶ کلینیک ویژه تخصصی (درمانگاههای دولتی) که ازسال گذشته قرار بود راهاندازی شوند، امسال تکمیل میشوند.»
به گفته او، در این کلینیکها پزشکان متخصص بیماران را با تعرفه دولتی ویزیت میکنند و خدمات این درمانگاهها از نظر کیفیت و زمانی که برای مراجعان اختصاص داده میشود، در سطح استاندارد خواهد بود.
منبع/ایرنا
گزارش تصویری از پناهگاه حیوانات بی سرپرست کرمان
گزارش تصویری از پناهگاه حیوانات بی سرپرست کرمان
روز پنجشنبه وعده دادیم که تصاویری از وضعیت فعلی پناهگاه حیوانات بی سرپرست کرمان منتشر کنیم و همانطور که شرح دادیم پناهگاه به شدت نیاز به کمک و همراهیهای مردمی و یا دولتی دارد چرا که به گفتهی حامیان حیوانات هزینههای دارو ها و نگهداری حیوانات بسیار بالاست و حتی تهیهی غذایاین حیوانات هم با مشکل مواجه شده و برای عقیم سازی و اجرای عملهای جراحی هم همان وضعیت مشکلات مالی کماکان صادق است و در این وضعیت فلسفهی وجودی پناهگاه کاملا زیر سوال است چرا که حیوان به جای پناه گرفتن در آن مکان امکان ابتلا به بیماریهای واگیر بخاطر نزدیکی به دیگر حیوانات و غذای مشترک و نداشتن یک قرنطیهی کامل بسیار بالاتر است و عدم وجود چاه فاضلاب در آن مکان مشکلات بزرگی را بوجود آورده است. از همهی این مشکلات گذشته در آن ساعت از ظهر و گرمای آن منطقه وقتی که با یکی از حامیان صحبت میکردم میگفتند که نبود قرنطیه وضعیت را سخت کرده و ما مجبور شدهایم یکی از حیواناتی که خیلی وضع وخیمی داشته را در ماشین نگهداری کنیم، تا بتوانیم امروز با به پایان رسیدن کارهای پناهگاه او را نزد دامپزشک ببریم که وقتی که از مکان فعلی حیوان پرسیدم در کمال تعجب صندوق عقب ماشینی را به من نشان دادند که از حامیانی که عمر و سرمایههای خود را در راه نجات این حیوانات هزینهمیکنند به شدت بعید و عجیب بود و به گفتهی خودشان اگر وضعیت بهتری پناهگاه از نظر اقتصادی و نفرات حامی داشته باشد قاعدتا وضعیت حیوانات این نخواهد بود.
«علی ارجمندی» خطاط در گفت و گو با پیام ما: هنر، انتهایی ندارد
«علی ارجمندی» خطاط در گفت و گو با پیام ما:
هنر، انتهایی ندارد
علی ارجمندی هنرمند خطاط و خوشنویس متولد 1343 در کرمان، از دوره راهنمایی با عشق و علاقه به خط و تشویق های معلمش نوشتن خط را آغاز کرد در سال 1361 در کلاس های استاد مودب شرکت کرد و در سال 1363 موفق به دریافت مدرک ممتاز گردید و از محضر اساتیدی چون فرادی و اخوین بهره برد اتاد ارجمندی حدود چهار دهه سابقه خوشنویسی دارد و از سال 1386 آموزشگاه خوشنویسی مهرگان را تاسیس نموده است شرکت در جشنواره ها و نمایشگاههای متعدد از جمله سوابق ایشان می باشد با او گفتگویی انجام داده ام که میخوانید.
از سبک کاریتان بگویید.
من سبک نستعلیق کار می کنم. فوق ممتاز نستعلیق هستم. حدودا از 14-15 سالگی قلم می زنم. تا به اینجا حدود 40 سال است که خطاطی می کنم. هنوز هم به جایی نرسیدم و به این زودی ها هم نخواهم رسید و راه طولانی در پیش دارم. چون هنر در هر وادی اش که وارد شویم انتهایی ندارد. ما همیشه طلبه این راه هستیم.
خوشنویسی چند سطح و درجه دارد؟
مبتدی یا مقدماتی، متوسط، بعد خوش، عالی؛ ممتاز، فوق ممتاز.
شما چه سطحی هستید؟
اساتید خط من را فوق ممتاز دانستند. البته امتحان می گیرند ، مثل کنکور در زمانی یکسان با سوالاتی یکسان در سرتاسر کشور همه راس ساعت تعیین شده حاضر می شوند و امتحان کتبی می دهند. هم تئوری و هم عملی انجمن خوشنویسان سه نوبت آزمون در طول سال برگزار می کند. هر چهار ماه به چهار ماه. در کل ایران سر ساعتی خاصی طبق برنامه امتحانیشان پاکت سوالات باز می شود.
چی شد که به سمت خوشنویسی گرایش پیدا کردید؟
می گویند فلان چیز در ذات شخص هست. ما هم چهارتا برادرهستیم؛ هر چهارتایمان خوش خط بودیم. خب من پیگیری کردم و به اصطلاح از لحاظ تکنیکی، قاعده و اصول دنبالش کردم. جرقه آن هم از زمان راهنمایی زده شد که معلم خطی داشتیم ، خدا رحمتشان کند گفتند روی کاغذ بنویسید «عاقبت جوینده یابنده بود»؛ من هم از روی علاقه ام با هزار دنگ و فنگ که جوهر را روی دست و فرش ریختم بالاخره با قلم و دوات تمیز نوشتم و معلم بعد از دیدن کار بسیار من را تشویق کرد. تشویق معلم در آن سن کم؛ جلوی جمع من را خیلی مصمم کرد و از همان زمان من خوشنویس امور پرورشی آن زمان شدم. سال 55 من در امتحان خط در مقطع راهنمایی شرکت کردم و جایزه آن هم اردوی رامسر بود که زمان من خورد به انقلاب و به اردو نرفتم.
راضی هستید؟
دنیایی است خط و من بسیار راضی هستم.
الان متاسفانه تنها چیزی که بسیار ما را نگران می کند این است که مدارس توجه خاص و ویژه ای به خط نمی کنند اما در گذشته این توجه خیلی زیاد بود. اول این که معلمینی که برای آموزش خط گذاشته می شوند اکثریت چندان اطلاعی از خوشنویسی ندارند. آموزش و پرورش باید بهای بیشتری به این مقوله بدهد.
نظرتان درباره سبک های جدید و مدرن چیست؟
اگر بخواهیم تعصبی به این مقوله نگاه کنیم اصلا درست نیست. خدارحمت کند اساتید بزرگ خوشنویسی را که چراغ خط و خوشنویسی را روشن کردند و انجمن تشکیل دادند. آنها اصلا این گونه سبک ها را قبول نداشتند. اما امروزه ما باید با روز هم پیش برویم نمی شود گارد گرفت. اما یک سری افراد هم دارند بی حد و حساب؛ سنتی کار را خراب می کنند. خط هایی نوظهور را باب می کنند این ها درست نیست. اما سبک های زیبایی مثل تایپوگرافی و ادغام سنت و مدرنیته خیلی عالی و زیباست. که دنیایی از رنگ شناسی و خط شناسی دارد. واقعا آن شخص باید از همه لحاظ وارد باشد تا چنین آثاری را انجام دهد. جوان ها کارهای نوینی انجام می دهند و نمایشگاه می گذارند، من بسیار دوست دارم؛ بسیار عالی است و اصلا به این مقوله تعصبی نگاه نمی کنم. اما لطمه ای به اصل کار نباید بزنند. اگر آسیبی به اصل کار نزنند هیچ ایرادی ندارد.
خوشنویسی در حال حاضر چه جایگاه و وضعیتی دارد؟
متاسفم. 20 سال پیش این سوال را از من کردند من گفتم متاسفم؛ امروز شما می پرسید من می گویم متاسفم. اگر از سایر همکارانم هم بپرسید مطمئن باشید همین پاسخ را خواهند داد. بهایی نمی دهند متاسفانه. حال چرا متاسفم؟
انجمن خوشنویسان 65 سال پیش یک چراغی روشن شد، به همت اساتید بزرگی مثل استاد سیدحسن میرخانی، استاد کاوه و … تا چندین سال پیش؛ هم بسیار خوب بود تنها گروه متحد و خوب در سرتاسر کشور انجمن خوشنویسان بود. اما بعدها این انسجام از بین رفت و تا حدود 5 سال دوشاخه شد و دو انجمن خوشنویسان بود انجمن خوشنویسان قدیم و جدید به نام نوبنیاد. یکپارچگی گروه های خوشنویسی از میان رفت. و ضرر اصلی و بزرگ را خوشنویسان کل کشور کردند.
اساتیدتان چه کسانی بودند؟
استاد جمالدین مودب بودند، مرحوم استاد عبدالله فرادی، عباس اخوین که در قید حیات هستند خدا حفظشان کند.
الگوی خاصی در خوشنویسی داشتید؟
یک زمان هایی از استاد خاصی انسان خوشش می آید و الگو قرار می دهد ، اما خوشنویسی این گونه است که به دوره ای می رسی که باید خودت بشوی. یعنی آن خطی که می نویسی امضای شماست. یعنی من دیگر نباید زیر خطم بنویسم علی ارجمندی باید به سطحی برسم که هر جا خط مرا ببینند بدون اسم و امضا بفهمند مال من است که آن زمان خط شخص، به مرحله بالا رسیده است. همه اساتید بزرگ و فرهیخته اند و در زمینه های تواضع و فروتنی خیلی هایشان را الگو قرار داده ام یا در مقوله ای دیگر الگوی دیگری داشته ام.
استقبال هنرجویان چگونه است؟
دو دسته هنرجو داریم. یک عده کسانی هستند که فصل تابستان است و می خواهند اوقات فراغتشان را به نحوی پر کنند و چیزی هم یاد گرفته باشند که اکثریت دانش آموزان هستند. دوسه ماه کار می کنند مهر که می شود مدرسه ها که باز می شود دوباره ول می کنند و می روند. یه سری هنرجو هم هستند که ریشه ای اند و زمانی که می آیند تا انتهایش که انتهایی ندارد ادامه می دهند. نه پیش من، بلکه ممکن است به درجه ای برسند که من دیگر جوابگویشان نباشم و پیش افراد خبره تر و بالاتری می روند.
فرزندتان علاقه ای به خوشنویسی دارد؟
دوست دارد؛ تا مرحله خوش هم رفته و خیلی وقت ها جای من اینجا آموزش می دهد و خیلی وقتها از من بهتر هم آموزش می دهد اما الان درگیر درس هایش است.
اگر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
تبلیغات صحیح و سالم آموزش پرورزش خیلی در این مقوله دخیل و موثر است. و ارشاد به عنوان یک ارگان فرهنگی می تواند بسیار این هنر را گسترش دهد. همین کار شما به عنوان یک رسانه بسیار عالی است و جای تقدیر دارد. ملت باید آگاه بشوند آشنا بشوند. خیلی ها شناختی از خط ندارند. خیلی راحت می توان این فرهنگ و هنر بزرگ را که زمانی بسیار ریشه در جامعه داشت را رواج داد. مابه جایی رسیدیم که شخصی آمده و می گوید یک متنی است اگر امکانش را دارد بنویسید به صورت خوشنویسی اما زمانی که هزینه اش را فهمید بسیار جا خورد و گفت خیلی زیاد است در حالی که ارزش کار دست را نمی دانیم و گرنه همین کار را با کامپیوتر و نرم افزارهای مختلف در کوتاه ترین زمان انجام می دهند با هزینه ای بسیار کم اما اثر هنری قابل ارزش گزاری نیست که متاسفانه در جامعه الان ارزش خود را از دست دادهد است.
ما باید روی بچه هایمان از همان سطح پایه کار کنیم تا ان شاالله آینده درخشانی هم برای هنر هم برای جوان هایمان داشته باشیم که این تنها با تدابیری که آموزش و پرورش و ارشاد طراحی می کنند امکان پذیر است . امیدوارم چنین روزی را ببینیم. تاثیری که شما نشریات می گذارید از همه چیز بالاتر است متاسفانه نشریات خودشان را به خاطر هزینه های بالا پنهان کرده چاره ای هم ندارند.
پیام نواده مولانا برای شجریان و کیارستمی
پیام نواده مولانا برای شجریان و کیارستمی
بیست و دومین نواده مولانا و قائممقام بنیاد بینالمللی مولانا (در قونیه) از مکه مکرمه برای محمدرضا شجریان و عباس کیارستمی آرزوی سلامتی کرد.
اسین چلبی در متنی که از مکه مکرمه فرستاده و توسط فروزنده اربابی، عضو ایرانی بنیاد مولانا، از ترکی استانبولی به فارسی ترجمه شده ، نوشته است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
ساقی دلدار تویی، چاره بیمار تویی، شربت شادی و شفا زود به بیمار بده
ملت عزیز و فرهنگساز ایران
نوروز را به ایرانیان عزیز و دوستان خوبم در جای جای کشور باستانی ایران تبریک میگویم. از طرف همه شما مردم میهماننواز ایران در مکه مکرمه نایبالزیاره هستم. در این مکان مقدس خبردار شدم که دو هنرمند خلاق که یکی تاریخ را میسراید و دیگری زندگی را به تماشا میگذارد بیمار هستند. از صمیم قلب برای دو هنرمند ارزنده محمدرضا شجریان و عباس کیارستمی آرزومند صحت و سلامت هستم. این دو هنرمند برجسته، جهانی را به تحسین واداشتهاند و میلیونها انسان در ایران و جهان برای بهبودیشان دست به دعا بلند کردهاند و من نیز در مقدسترین مکان جهان برای شفای این دوستان هنرمند مشغول دعا هستم. در خاتمه از این دو دوست هنرمندم تقاضا میکنم که بعد از بهبودی، دعوت ما خانواده حضرت مولانا جلالالدین را قبول کرده و به قونیه، شهر عاشقان، شهر مولانا و پایتخت عرفان دنیا تشریف بیاورند و در منزل خاندان مولانا دوران نقاهت را سپری کنند.
اسین چلبی، قائممقام بنیاد بینالمللی مولانا – مکه مکرمه»
محمدرضا شجریان استاد آواز ایران به سرطان مبتلاست و عباس کیارستمی فیلمساز مطرح در عرصه بینالمللی مدتی است که در پی ناراحتی گوارشی و دو عمل جراحی در بخش مراقبتهای ویژه بستری شده است.
