بایگانی مطالب نشریه
توقف آبگیری سد «چم شیر» برای راستیآزمایی
| پیام ما | مجری پروژه سد چم شیر، قویا تاکید دارد تمامی مراحل مطالعات علمی احداث سد طی شده است و آبگیری آن هیچ مشکلی به وجود نمیآورد. در مقابل علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در حاشیه جلسه چهارشنبه سیام آذرماه هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره وضعیت این پروژه گفته است: «ما قبلاً هم اعلام کردیم که اجازه گتوند دوم را نمیدهیم و مواضع ما همین است تا راستیآزمایی انجام شود. کارشناسان ما و وزارت نیرو مشغول کارهای میدانی هستند و بعد از مشخص شدن نتایج آن اعلام موضع میکنیم و هیچگونه آبگیری فعلاً انجام نمیشود.» چه عواملی چمشیر را به یکی از پرمناقشهترین موضوعات در حوزه محیط زیست ایران در هفتههای اخیر بدل کرده است و منتقدان به چه مواردی درباره این پروژه استناد میکنند؟ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با عنوان «بررسی اثرات کیفی ناشی از آبگیری سد چمشیر» به ابعاد مختلف این سد پرداخته و تلاش کرده ابهاماتی که درباره آن وجود دارد را مطرح کند.
«رود زهره از رودخانههای مهم جنوب کشور است و سرچشمه اصلی آن در غرب استان فارس و شرق استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده و با طی مسیر ۵۲0 کیلومتری به خلیج فارس میریزد. حوضه آبریز رودخانه زهره محدودهای از استانهای فارس، بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان را شامل میشود. از به هم پیوستن سرشاخههای فهلیان و شیو، رودخانه زهره در بالادست محلی به نام تنگ چمشیر تشکیل میشود که پس از عبور از این تنگه، شاخه خیرآباد را نیز دریافت کرده و به مسیر خود به سمت جنوب غرب در استان خوزستان ادامه میدهد. در حال حاضر سد مخزنی چمشیر در محل تنگ چمشیر بر رودخانه زهره در دست احداث بوده که از پیشرفت فیزیکی 89 درصد برخوردار است. در پاییندست این سد و قبل از اتصال شاخه خیرآباد، احداث دو سد زهره ۱ و ۲ بر رودخانه زهره نیز در دست مطالعه است.» این گزارش با این مقدمه میافزاید: «کیفیت رودخانه زهره در شرایط طبیعی با افت در امتداد مسیر مواجه بوده، با این وجود در ماههای پرآب (دی، بهمن، اسفند و فروردین و بعضاً اردیبهشت) آبدهی رودخانه بالا و کیفیت مناسب است. اما در سایر ماهها با کاهش آبدهی رودخانه غلظت املاح افزایش یافته و حتی در ماههای تابستان کیفیت آب برای کشاورزی زراعی نیز جوابگو نیست. لذا از گذشته طرحهای تعدیل نوسان شوری رودخانه چمشیر مطرح بوده که در همین راستا در محدوده تنگ چمشیر احداث سد به منظور تعدیل کیفیت جریان رودخانه در ماههای مختلف سال و با هدف تولید برق، کشاورزی و تأمین نیاز صنعت، پیشنهاد شد و در حال تکمیل است.»
با وجود ابهامهای مطرح شده نسبت به امتداد این گسل به سمت بالادست، پیشنهاد میشود با توجه به نتایج حفاریهای صورت گرفته در محدوده مخزن فرعی، مطالعات زمینشناسی تکمیلی در مورد وضعیت گسل و بررسی وجود لایههای احتمالی نمک انجام شود
چه چالشهایی پیش روی چمشیر قرار دارد؟ مراد اسدی نگارنده این گزارش مینویسد: «وجود چشمهها و زونهای شورکننده با غلظت بسیار زیاد در محدوده مخزن و پاییندست سد چمشیر مشهود بوده و از شش زون شورکننده، اولین زون در سرچشمه رودخانه و خارج از محدوده مخزن، زون دوم درون مخزن و چهار زون دیگر در پاییندست سد قرار دارند. علاوهبر این به دلیل قرارگیری مخزن چمشیر در سازند تبخیری گچساران، با شروع آبگیری شرایط برای انحلال و ورود منابع جدید املاح به مخزن فراهم خواهد شد، بنابراین شرایط کیفی مخزن و نحوه کنترل شوری در رودخانه پاییندست از چالشهای مهم آبگیری سد چمشیر بوده و لزوم توجه به جنبههای کیفی را دوچندان کرده است.»
اسدی معتقد است با توجه به نتایج مطالعات ارائه شده، خطر خاصی از نظر انحلال نمک در سازند گچساران که بیشترین سطح مخزن را تشکیل میدهد وجود نداشته و سطوح نمک مشاهده نشده است. همچنین حفاری صورت گرفته در محدوده مخزن وجود لایه نمکی در عمق کم را نشان نمیدهد. «با توجه به نتایج مطالعات ارائه شده، زون شوری شماره ۲ درون مخزن دارای منشأ شورابه پرفشار عمیق (در عمق ۴00 متری) است. شورابه عمیق پس از احداث سد همچنان با آبدهی ثابت ۵9 لیتر بر ثانیه و غلظت ۱۱0 میلیگرم بر لیتر به مخزن وارد میشود. علاوهبر این پس از آبگیری سد و تداخل سازند گچساران با آب، انحلال گچ و ورود آن به مخزن قابلتوجه خواهد بود.»
برای برآورد میزان انحلال سازندهای مخزن چمشیر، از شرایط مخزن سد کوثر الگوبرداری و اختلاف شوری جریانهای ورودی و خروجی مبنا قرار گرفته است. در این برآورد، لایهبندی کیفی سد کوثر مورد توجه قرار نگرفته است. هرچند سازند زمینشناسی این دو مخزن از نوع گچساران بوده اما این سازند دارای بخشهای مختلف بوده که از این منظر مقایسهای بین دو مخزن صورت نگرفته است
در این گزارش درباره منشا این شوری آمده است: «با توجه به نتایج حفاریهای صورت گرفته، وجود یک لایه نمکی در عمق 70 متری کف رودخانه مشاهده شده است. وجود گسل عبوری از این محدوده سبب خرد شدن لایههای فوقانی لایه نمکی شده و شرایط برای نفوذ جریان به لایه نمکی و بازگشت شورابه به بستر رودخانه فراهم شده است.»
گزارش «بررسی اثرات کیفی ناشی از آبگیری سد چمشیر» برای کنترل این شوری پیشنهاد میکند: «با توجه به مطالعات صورت گرفته در خصوص سد چمشیر و بررسی مسائل مرتبط با وضعیت کیفی سد و رودخانه پاییندست، همچنین راهکارهای ارائه شده برای کنترل شوری چند مورد باید در نظر گرفته شود. اولین آنها ماهیت نوسانی کیفیت رودخانه زهره است. رودخانه زهره در محدوده تنگ چمشیر در شرایط طبیعی در ماههای تر دارای کیفیت مناسب و حتی قابلشرب بوده، اما در سایر ماهها به دلیل کاهش آبدهی رودخانه غلظت املاح به حدی افزایش یافته که برای کشاورزی زراعی نیز مناسب نیست. از این رو نقش مثبت سد در تعدیل کیفی را شاهد هستیم.»
مراد اسدی در این گزارش اضافه میکند: «نقش اصلی سد چمشیر (با وجود افزایش میانگین غلظت رودخانه نسبت به شرایط عدم احداث سد) ایجاد تعادل کیفی در رودخانه پاییندست و کاهش نوسانات کیفیت جریان نسبت به شرایط طبیعی است. لذا تضمین تأمین حداقل حقابه محیط زیستی برای تعدیل کیفی رودخانه پاییندست باید انجام پذیرد. هر گونه انحراف از رهاسازی حداقل حقابه محیط زیستی پایاب سد چمشیر، با توجه به وجود زونهای شور موجود میتواند کیفیت رودخانه را با مشکل مواجه کند.»
عدم مشاهده نمک در سطح مخزن از دیگر مواردی است که این گزارش به آن اشاره کرده و در این باره آمده است: «با توجه به نتایج ارائه شده در مطالعات، نمک در مخزن سد مشاهده نشده است. همچنین نتایج مطالعات منشأیابی چشمههای شور درون مخزن بیانگر عمقی بودن شورابه بوده که با فشار بالایی به سمت سطح حرکت میکند، لذا با آبگیری سد و افزایش ارتفاع آب درون مخزن، نمیتوان انتظار داشت آبدهی این چشمهها کاهش چشمگیری داشته باشد. همچنین شورابه به دلیل غلظت بالا و کاهش نوسانات درون مخزن با بدنه اصلی مخزن اختلاط پیدا نمیکند. انتظار میرود این شورابه در کف مخزن تجمع یافته که به تشکیل لایهبندی شدید کیفی در عمق منجر شود. به عبارت دیگر در اعماق مختلف مخزن شوری آب متفاوت بوده به طوری که کیفیت آب در اعماق نزدیک به کف مخزن بسیار پایین و در نزدیکی سطح آب به مراتب بهتر خواهد بود.»
گزارش «بررسی اثرات کیفی ناشی از آبگیری سد چمشیر» به نواقص مطالعاتی درباره این سد اشاره میکند و خواستار بهروزرسانی چند موضوع میشود. «بهرهگیری از دادههای هیدرولوژیکی دهه اخیر: عمده مطالعات سد بر اساس دادههای هیدرولوژیکی منتهی به سال ۱۳78-۱۳77 انجام گرفته است. با توجه به تغییرات ایجاد شده در اقلیم منطقه و کاهش متوسط بارش در ۱۳ سال منتهی به سال ۱۴00، لازم است از دادههای هیدرولوژیک اخیر در مطالعات کمی و کیفی (کنترل شوری) استفاده شود. بر همین اساس مطالعات مدلسازی کیفی مخزن و توجیه اقتصادی طرح باید مورد بررسی قرار گرفته و در صورت نیاز بازبینی لازم صورت گیرد.»
الگوبرداری از شرایط کیفی سد کوثر از دیگر موارد مطرح شده در این بخش گزارش است که در آن آمده است: «برای برآورد میزان انحلال سازندهای مخزن چمشیر، از شرایط مخزن سد کوثر الگوبرداری و اختلاف شوری جریانهای ورودی و خروجی مبنا قرار گرفته است. در این برآورد، لایهبندی کیفی سد کوثر مورد توجه قرار نگرفته است. هرچند سازند زمینشناسی این دو مخزن از نوع گچساران بوده، اما این سازند دارای بخشهای مختلف بوده که از این منظر مقایسهای بین دو مخزن صورت نگرفته است. با وجود انحلال کم گچ، اگر در این دو مخزن، نسبت سطوح سازند گچساران به حجم مخزن مدنظر قرار گیرد، میتواند الگوبرداری صورت گرفته را دقیقتر کند. درصورتی که میزان انحلال بیش از مقدار برآورد شده اولیه (۵00 هزار تن در سال) باشد، در این صورت کیفیت تعادل مخزن که مبنای طرحهای کنترل شوری در پاییندست قرار میگیرد با مشکل مواجه خواهد شد.»
مراد اسدی همچنین معتقد است باید آبگیری از اعماق (لایههای) مختلف جهت مدیریت کیفی مخزن انجام شود. او در این باره توضیح میدهد: «نتایج مطالعات بررسی وضعیت کیفی مخزن بیانگر وقوع لایهبندی کیفی در مخزن بوده و ایده آبگیری از اعماق مختلف، مدیریت کیفی مخزن را تسهیل میکند. با این وجود برنامه عملیاتی برای برداشت از آبگیرهای مخزن به تفصیل ارائه نشده است. همچنین به دلیل اضافه شدن آبگیرهای جدید و تغییر شرایط آبگیری از سد (که در مطالعات کنونی لحاظ نشده) از یک سو و عدم استفاده از آمار هیدرولوژیکی رودخانه طی دهه اخیر از دیگر سو، لزوم بهروزرسانی مطالعات مدلسازی کیفی مخزن را نشان میدهد.»
عدم تاثیر گسل در ایجاد منابع آلاینده در مخزن فرعی دیگر موضوعی است که گزارش «بررسی اثرات کیفی ناشی از آبگیری سد چمشیر» به آن توجه نشان داده است. «بر اساس مطالعات دریافتی از کارفرمای طرح، منشا شورابه در زون ۳ ناشی از اثر گسل دژ سلیمان در شکستن لایههای سازند گچساران، نفوذ آب به لایه نمکی و نقش لایه نفوذناپذیر موجود در این گسل در ایجاد جریان چرخشی رو به بالا بیان شده است. با وجود ابهام نسبت به این نتیجهگیری، اگر این گسل به سمت بالادست سد امتداد یافته باشد، آنگاه در محدوده مخزن فرعی سد قرار میگیرد که میتواند پس از آبگیری سد، نفوذ آب به اعماق را تسهیل کرده و عامل ورود شوری به مخزن شود. با وجود ابهامهای مطرح شده نسبت به امتداد این گسل به سمت بالادست، پیشنهاد میشود با توجه به نتایج حفاریهای صورت گرفته در محدوده مخزن فرعی، مطالعات زمینشناسی تکمیلی درمورد وضعیت گسل و بررسی وجود لایههای احتمالی نمک انجام شود.»
پژوهشگر در نهایت با توجه به مجموعه حساسیتها مینویسد: «راهکارهای کنترل شوری ارتباط مستقیمی با آورد رودخانه داشته، بنابراین باید دادههای دهه اخیر در مطالعات مرتبط با راهکارهای کنترل شوری در مخزن (برداشت انتخابی) و رودخانه پاییندست مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین صرفاً پس از انجام مطالعات تکمیلی فوق میتوان نسبت به آبگیری سد چمشیر اظهارنظر کرد. از این رو به دلیل حساسیت کیفی نسبت به شوری و نواقص مطالعاتی موجود، انجام عملیات آبگیری سد چمشیر در حال حاضر توصیه نمیشود.»
ثبت جهانی یلدا چه منافعی برای ایران دارد؟
رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران گفت: با ثبت یلدا توسط ایران علامت سوالی برای جهانیان به وجود میآید که در ادامه آن گردشگران دنبال مشاهده این مراسم و تجربه آن از نزدیک خواهند بود. فرید جواهرزاده با اشاره به اهمیت ثبت جهانی یلدا در میراث ناملموس جهانی به ایسنا توضیح داد: در یونسکو چند نوع ثبت جهانی در آثار میراث فرهنگی وجود دارد که میراث ناملموس مانند شب یلدا، هنر ساختن و یا نواختن عود و نوروز یک بخش با اهمیت آن به شمار میرود.
او تصریح کرد: زبان، تاریخ و پیشینه باستانشناسی ایران نشان از گستردگی قلمرو فرهنگی دارد که کشورهای بسیاری در منطقه در این قلمرو جای میگیرند. به همین دلیل است که آثار ناملموس فرهنگی که به صورت مشترک ثبت و ارائه میشود، بسیاری از کشورهای منطقه در آن نقش ایفا میکنند. این آثار از جمله یلدا و نوروز میتواند نشاندهنده مباحث فرهنگی کشورهای حوزه ایران فرهنگی باشد که چندین کشور در آن سهم و دخالت دارند. بنابراین ثبت مشترک آثار در فهرست میراث جهانی باعث تقویت ارزشها، اشتراکات و تقویت دیپلماسی فرهنگی میشود. رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران درباره منافع ثبت آثار فرهنگی در یونسکو نیز گفت: بر اساس کنوانسیون جدید یونسکو هر کشور سالانه یک پرونده در سطوح مختلف میتواند ثبت کند. اگر بتوانیم یک پرونده ثبتی و یا چند پرونده به صورت مشارکتی داشته باشیم، در وهله نخست تعداد آثار ثبتی افزایش پیدا میکند. یکی از موضوعات مهم این است که داشتههای فرهنگی هر کشور توسط یونسکو ارزیابی و جدولگذاری میشود؛ به عنوان مثال ایران در حال حاضر رتبه نهم ردهبندی ثبت آثار را در اختیار دارد.
جواهرزاده تصریح کرد: مزایای ثبت جهانی میتواند مصوبات علمی و عملی تمام کشورها را تامین کند. ثبت آثار در یونسکو سرمایه اجتماعی دارد و میتواند کمکهای مالی از مراکز بینالمللی دریافت کند. به عنوان مثال پس از زلزله بم بخشی از ارگ بم را از دست دادیم اما به واسطه اینکه ارگ بم ثبت جهانی شده بود، یونسکو در بازسازی و ترمیم آن به کمک ایران آمد.
رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران اضافه کرد: با ثبت یلدا توسط ایران علامت سوالی برای جهانیان به وجود میآید که در ادامه آن گردشگران به دنبال مشاهده این مراسم و تجربه آن از نزدیک خواهند بود. بنابراین میتوانیم رویدادهایی در این حوزه ایجاد کنیم که به طور مستقیم تاثیر خوبی روی گردشگران گذاشته و به نوعی توجه مردم دنیا را به ایران جلب خواهد کرد.
میراث فرهنگی مخالفت با آبگیری سد «چمشیر» را اعلام کرده است
|پیام ما| در روزهایی که آبگیری سد چمشیر، به یکی از پرمناقشهترین موضوعات محیط زیست کشور بدل شده، پای میراث فرهنگی هم به چالشهای این سد باز شده است. چنان که دیروز، در نخستین نشست خبری معاون میراث فرهنگی کشور (سه ماه پس از انتساب او)، وقتی خبرنگاران درباره خطر غرق شدن بیش از 120 محوطه باستانی و سکوت وزارت میراث فرهنگی جواب خواستند، علی دارابی گفت: «طبیعی است که وزارت میراث فرهنگی و پژوهشگاه نظر مخالفشان را اعلام کردهاند و این کاملا روشن است. اینکه چرا سر و صدای ما در نیامده است، چون ما در جلسات سر و صدا کردهایم و مکاتبات هم انجام شده است.» این پاسخ اما خبرنگاران حاضر را قانع نکرد. او که در این نشست با انتقاد گسترده خبرنگاران درباره پاسخگو نبودن معاونت میراث فرهنگی به وقایع این حوزه روبهرو شد، همچنین درباره استرداد اشیاء تاریخی به ایران از جمله الواح هخامنشی، چالشهای سیاسی ثبت میراث ناملموس و مداخلات برخی استانها در امور میراث فرهنگی هم توضیحاتی داد.
قرار بود بیست و چهارم آذر، سد چمشیر آبگیری شود اما طرح اشکالات مختلف این پروژه از سوی منتقدان و هراس از تکرار گتوندی دیگر، آبگیری این سد را به تعویق انداخت. این میان آنچه پنهان ماند و کمتر میان بحثها درباره این سد جای گرفت، غرق شدن محوطههای باستانی و از بین رفتن تاریخ پشت این سد بود. آبگیری این سد در گچساران استان کهگیلویه و بویراحمد، باستانشناسان را به تلاطم انداخته است و از مدتی پیش هیئتی متشکل از چهار متخصص باستانشناسی به مدت ۳۴ روز، بدون وقفه در این محوطه تاریخی، به مطالعات باستانشناسی پرداختهاند. باستانشناسان در جریان کاوشهای نجاتبخشی محوطه ۱۰۶ حوضه سد چمشیر سه دوره معماری از ساسانی تا دوره اسلامی، قطعاتی از سفال، شیشه، مهرههای سنگی، هاون سنگی و صدف تراشخورده را شناسایی کردهاند. با این همه غرق شدن این محوطه پس از آبگیری چندان بعید نیست.
چند هفته پیش مطلع شدیم یکی از کشورها چند جلد کتاب درباره «ابوعلی سینا» به عنوان مشاهیر ازبکستان منتشر کرده و در اختیار کشورهای دیگر قرار داده است، که ما به یونسکو اعتراض کردیم. لزومی ندارد همه این مسئولیتها و اقدامات را به رسانهها اطلاع دهیم. ما هنوز به آن کتاب دسترسی پیدا نکردهایم، گزارشی بوده که بر اساس آن واکنش نشان دادیم
اگر میراث فرهنگی اعتراض کرده، چرا سد «چمشیر» آبگیری میشود؟
در گزارشی که ایسنا از این نشست منتشر کرده آمده است: علی دارابی، قائم مقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در پاسخ به پرسشی درباره سد «چمشیر» با توجه به زیر آب رفتن حدود ۱۲۰ محوطه باستانی و نیمهکاره ماندن کاوشهای نجاتبخشی و موضع وزارت میراث فرهنگی در این باره، گفت: «این موضوع جدیدی نیست. پژوهشگاه میراث فرهنگی از دهه هشتاد کاوش در حوضه آبگیری این سد را آغاز کرده، سه کاوش هم انجام شده و ۱۸ محوطه دیگر شناسایی شده است. میراث فرهنگی موضع و نظرش را رسماً به دستگاههای مسئول اعلام کرده و در چمشیر فعال بوده و آثار نفیسی پیدا کرده است.»
او درباره نظر مشخص میراث فرهنگی درباره آبگیری این سد گفت: «پژوهشگاه میراث فرهنگی رسماً اعلام کرده است که آبگیری این سد موجب میشود بخش زیادی از آثار باستانی از بین برود. طبیعی است که وزارت میراث فرهنگی و پژوهشگاه نظر مخالفشان را اعلام کردهاند و این کاملا روشن است. اینکه چرا سر و صدای ما در نیامده است، چون ما در جلسات سر و صدا کردهایم و مکاتبات هم انجام شده است.»
معاون میراث فرهنگی، در حالی که خبرنگاران نسبت به پاسخ پرسش مربوط به آبگیری سد چمشیر متقاعد نشده و همچنان خواستار اعلام نظر شفافتر متولی میراث فرهنگی درباره غرق شدن بخشی از تاریخ ایران در جریان آبگیری این سد شدند، بیان کرد که فکر میکنم به اندازه کافی درباره سد چمشیر پاسخ دادهام، موضع وزارت میراث فرهنگی هم روشن است. توضیحات بیشتر در این باره را پژوهشگاه میراث فرهنگی میتواند ارائه دهد.
گره روابط ایران و آمریکا در کار الواح هخامنشی
دارابی در بخش دیگری از این نشست، خبر داد که استرداد الواح هخامنشی از دانشگاه شیکاگو به روابط ایران و آمریکا گِره خورده است. او در پاسخ به سوال ایسنا درباره آخرین وضعیت پروندههای استرداد آثار تاریخی ایران و مشخصا بازگشت الواح هخامنشی از آمریکا به ایران که قرار بود تا حدود سه ماه پیش اتفاق افتد، توضیح داد: «بخش قابل ملاحظهای از موضوع بازگشت الواح هخامنشی به ایران حل شده بود، ولی به دلیل شرایطی که در دو سه ماه اخیر پیش آمد و روابط و مناسبات خارجی ما را به طور کلی تحت تاثیر قرار داد، وقفه بزرگی ایجاد کرد و در عین حال که دادگاه حکم داده و بخشی از الواح بستهبندی شده بود که به ایران برگردد، اما الان انجام نمیشود، چون بازگشت آنها به روابط ایران و آمریکا گره خورده است. هرچند با توجه به حکم دادگاه، خوشبین هستم مشکلی برای تحویل الواح وجود نداشته باشد.»
معاون میراث فرهنگی با اشاره به تشکیل کارگروهی برای استرداد، ادامه داد: «سه پرونده مفتوح دیگر داریم؛ اخیرا در دادگاه لندن موفق شدیم تعدادی از آثار فوقالعاده نفیس را پس بگیریم. هفته قبل از طریق وزارت خارجه اقدامات لازم برای پرداخت حقالوکاله وکیل مربوطه انجام شد.»
دولت زمان خروج وزارت خارجه از میدان مشق را اعلام کند
دارابی در ادامه این نشست به پرونده «میدان مشق» و واگذاری ساختمانهای محدوده آن از جمله ساختمان وزارت امور خارجه اشاره کرد و در پاسخ به پرسشی درباره تعلل در به سرانجام رساندن این موضوع و خروج وزارت خارجه از این میدان، گفت: «این پرونده سالها معطل مانده بود، اما پس از بازدید آقای رئیسی از میدان مشق، واگذاری ساختمانها زمانبندی شده و موضوع را پیش میبریم. در موضوع میدان مشق، وزارت خارجه توافق را امضا کرده و برنامه این است که سالانه ساختمانها تخلیه شوند و زمان آن را دولت باید اعلام کند که هنوز اعلام نکرده، علت آن این است که مکانی را برای جابهجایی باید تعیین کنند. درباره تخلیه ساختمانهای وزارت خارجه ابتدا مخالفتهایی بود، اما با مذاکره و گفتوگو موافقت شد.»
یونسکو میگفت افغانستان برای یلدا کاری نکرده است
این مقام مسئول در وزارت میراث فرهنگی سپس درباره ثبت پرونده «یلدا» در یونسکو که مشترک با افغانستان اتفاق افتاد، عنوان کرد: «سفیر کنونی افغانستان در یونسکو از دولت قبل است و ارتباطی به طالبان ندارد. یونسکو معتقد بود افغانستان کاری برای یلدا انجام نداده است، این میان رسانهها نقش موثری داشتند و با جوامع محلی گفتوگو کردند و ما این مستندات را به یونسکو ارائه کردیم.»
معاون میراث فرهنگی افزود: «با توجه به سهمیه محدود یونسکو برای ثبت، شورایی تشکیل شد تا اولویتها مشخص شود.»
او در پاسخ به سوالی درباره اینکه چرا ایران در ثبت پروندههای نخل و چای با کشورهای دیگر مشارکت نداشته، آیا روابط سیاسی با برخی کشورها در مشارکت این پروندهها تاثیر داشته است، عنوان کرد: «در پروندههای مشترک باید طرف دیگر آمادگی داشته باشد ما پروندههای چای و نخل را آماده میکنیم و با کشورهای دیگر ثبت خواهیم کرد؛ گاهی همکاری با کشورهای دیگر سادهتر است تا برخی از کشورها که دم دست هستند و ملاحظات سیاسی دارند. تهیه پرونده مشابه منعی ندارد، مثلا نان لواش را ارمنستان ثبت کرده بود، اما بعد ایران و آذربایجان هم درخواست ثبت نان لواش را به یونسکو ارائه کردند. مثل پرونده کُشتی پهلوانی که ایران آن را سال ۲۰۱۰ ثبت کرده بود اما آذربایجان امسال ثبت کرد. در اجلاس اخیر چند نوع خرما از سوی کشورها ثبت شده و منعی نبوده است.»
ازبکستان در پی تصرف ابوعلیسینا
او اضافه کرد: «چند هفته پیش مطلع شدیم یکی از کشورها چند جلد کتاب درباره «ابوعلی سینا» به عنوان مشاهیر ازبکستان منتشر کرده و در اختیار کشورهای دیگر قرار داده است، که ما به یونسکو اعتراض کردیم. لزومی ندارد همه این مسئولیتها و اقدامات را به رسانهها اطلاع دهیم. ما هنوز به آن کتاب دسترسی پیدا نکردهایم، گزارشی بوده که بر اساس آن واکنش نشان دادیم. درباره ثبت فرهنگ پهلوانی به نام آذربایجان، لزومی ندارد ما جلوی ثبت این اثر را بگیریم، آن چکشی که در کمیته یونسکو میزنند، یعنی ثبت شد. درباره عود یا بربط هم که ما ثبت کردیم، با توجه به گستره این ساز در حوزه کشورهای عربی، آنها هم میتوانستند معترض شوند، ولی رأی مثبت دادند.»
پرتره مظفرالدینشاه چه شد؟
دارابی در بخش دیگری از این نشست خبری درباره مسکوت ماندن برخی موضوعات از جمله پیگیری پرتره مظفرالدین شاه که چندی پیش موضوع خروج آن از کاخ گلستان افشا شد، توضیح داد: بعضی از پروندهها زمان میبرد. درباره این پرتره همان موقع کاخ گلستان نظرش را اعلام کرد و دستگاههای بازرسی هم بررسی کردند. درباره این پرتره مشخص نیست تابلو چه زمانی خارج شده و در حراجی به فروش رسیده است. کارگروهی تعیین شد چند نوبت صاحب نظران برجسته از نزدیک موضوع را بررسی کردند تا قصوری نشده باشد. مکاتباتی در سطح بینالملل انجام دادیم، چون بر اساس پروتکلها در چنین شرایط کشوها موظفند اموال کشور دیگر را عودت دهند.
ارتش بخشهایی از «باغ تاریخی فواره» را تخریب کرد
مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی گفت: «بخشهایی از باغ فواره در بجنورد توسط ارتش تخریب شد.»
علی مستوفیان در گفت و گو با ایسنا، عنوان کرد: «آثار تاریخی باقیمانده در سطح شهر اعم از آثار ثبتی و آثار واجد ارزش که هنوز در فهرست آثار ملی کشور ثبت نشدهاند، تکدانههایی هستند که به شهرهای ما هویت میبخشند. یکی از موضوعاتی که از گذشته تاکنون در حال پیگیری آن بوده ایم، موضوع پادگان تاریخی «منطقه» است که در حال حاضر در اختیار ارتش است. این پادگان تاریخی در یک باغ ایرانی به نام باغ فواره قرار دارد.» مستوفیان تصریح کرد: «باغ فواره متعلق به دوره قاجاریه است که در آن یک ساختمان تاریخی و مقابل ساختمان یک حوض قرار دارد. در این باغ درخت های چنار خیلی قدیمی وجود دارد که البته تعدادی از این چنارها به هر دلیلی در گذشته خشک شده و تعدادی از آنها نیز دوباره رشد کردهاند.»
درباره ثبت فرهنگ پهلوانی به نام آذربایجان، لزومی ندارد ما جلوی ثبت این اثر را بگیریم، آن چکشی که در کمیته یونسکو میزنند، یعنی ثبت شد. درباره عود یا بربط هم که ما ثبت کردیم، با توجه به گستره این ساز در حوزه کشورهای عربی، آنها هم میتوانستند معترض شوند، ولی رأی مثبت دادند
این مقام مسئول با بیان اینکه مساحت این باغ حدود ۱۰ هکتار است، افزود: «حوض موجود در این باغ پابرجا بوده و فقط قسمت شمالی آن در گذشته تخریب شده که باید مرمت میشد و ساختمان موجود در آن نیز وجود داشته که طی چند روز اخیر بخشهایی از آن تخریب شده است.»
مدیرکل میراث فرهنگی خراسان شمالی در پاسخ به این سوال که دلیل ارتش برای تخریب این ساختمان چه چیزی بوده است؟ گفت: «ارتش نه اجازه برداشت، نه حفاظت را به میراث فرهنگی داده و نه پاسخی میدهد و ما نیز علت این تخریب را نمیدانیم.»
مستوفیان تاکید کرد: «مکاتبات لازم به ارتش انجام شده بود که تا تعیین تکلیف موضوع مداخلهای انجام نشود اما حال متوجه شدهایم که بخشی از ساختمان تخریب شده است.»
به گفته او ساختمان باغ فواره در دوره قاجار ساخته شده و ساختمان دیگر در دورههای مختلف ساخته شده است؛ در این محیط، باغ ارزشمندی از درختان چنار وجود دارد که می تواند به عنوان فضای فرهنگی برای عموم مردم استفاده شود.
رشیدی، معاون عمرانی استانداری خراسان شمالی نیز در ادامه به ایسنا توضیح داد: «ارتش هنوز دلیلی برای تخریب بخشی از ساختمان مورد نظر اعلام نکرده و البته باید دلایل بر مبنای قانون باشد. اما موضوع اصلی، این است که برای تخریب هیچ مجوزی گرفته نشده؛ چراکه برای تخریب ساختمان این مکان باید مجوز کمیسیون ماده ۵ اخذ میشد.»
فروچالهها هر روز در کشور بیشتر میشوند. 20 آذر 1401 معاون آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان گفت: ۳۴ فروچاله در استان همدان شناسایی شده که توزیع زمانی آنها به این ترتیب است: دهه ۹۰ پنج فروچاله، دهه هشتاد ۱۱ و مابقی مربوط به دهه ۷۰ است. نخستین فروچاله استان همدان در سال ۱۳۷۱ در شهرستان بهار و سپس منطقه جهانآباد، دشتهای کبودرآهنگ و قهاوند و آخرین مورد آن نیز سال ۱۳۹۷ در نزدیکی روستای «کِردآباد» شهرستان کبودرآهنگ ایجاد شد. اما سوال این است که فروچالهها چه هستند و چرا شکل میگیرند؟
فروچالهها حفرههایی در زمین هستند که در مناطق جمع شدن آب بدون زهکشی رخ میدهند. آب با زهکش زیرزمینی میتواند غارهای زیرزمینی را حل کند، بهویژه در مناطقی که سنگ بستر از سنگهای تبخیری مانند نمک یا گچ یا سنگهای کربناته مانند سنگ آهک یا دولومیت ساخته شده است. در بیشتر موارد، فروچالهها به تدریج ایجاد میشوند. با این حال، گاهی اوقات، فروپاشی ناگهانی است. فروچالههای ناگهانی همانهایی هستند که ناگهان باز میشوند و زمین کشاورزی، ماشینها، خانهها و خیابانها را میبلعند، و معمولا بسیار خبرساز میشوند.
فروچاله در برخی از سازندهای کارستی در دورههای خشکسالی افزایش مییابد. در بخشی از دشت کبودرآهنگ همدان پدیده فرونشست و فروچاله مربوط به کارستی شدن واحدهای کربناته است.
بهرهبرداری بیش از حد از آبهای زیرزمینی در دهههای گذشته کاهش قابلتوجهی در سطح آب سفرهها ایجاد کرده که یکی از عوامل اصلی تشکیل فروچالهها کاهش سطح آب در سفره های زیرزمینی است
در دشت کبودرآهنگ، در بالای سازند شمشک، به تدریج لایههای مارنی و سنگ آهکی و سپس سازند دلیچای قرار دارد که از سنگ آهکهای مارنی و سنگ آهک و مارن تشکیل شده و حاوی مقادیر زیادی آمونیت متعلق به ژوراسیک میانی است. ضخامت این سازند در بیشترین برآوردها حدود 85 متر است. رسوبات ژوراسیک در مناطق شرق کوه زاگرس، شرق و شمال کبودرآهنگ رخنمون دارد. در دورههای خشکسالی با افزایش خطر فروچاله با «سیل فروچالهای» بهعنوان یک فرایند هیدرولوژیک در تغذیه آبخوان کارست در مناطق خشک تا نیمه مرطوب مواجهیم. در خشکسالیهای شدید، گاه بارندگی ناگهانی با وجود تخلخل قابلتوجه و وجود درزها و شکستگیهای متعدد باعث کارستی شدن بیشتر سنگ آهک میشود. تغییر اقلیم و جایگزینی باران به جای برف در کاهش آبهای زیرزمینی و بروز فروچاله موثر است؛ با این توضیح که هنگام بارش باران به علت تبدیل شدن به سیلاب امکان جذب کاهش مییابد، در حالی که به علت ماندگاری بالای برف روی زمین و ذوب تدریجی آن، قدرت نفوذپذیری آب در سفره های زیرزمینی بسیار بیشتر است.
بهرهبرداری بیش از حد از آبهای زیرزمینی در دهههای گذشته کاهش قابلتوجهی در سطح آب سفرهها ایجاد کرده که یکی از عوامل اصلی تشکیل فروچالهها کاهش سطح آب در سفره های زیرزمینی است. علاوهبر این، چاههای عمیق به سنگ بستر سنگ آهک نفوذ کرده و مواد ریزدانه آبرفتی را تخلیه کردهاند. بنابراین حفرههای بزرگ متشکل از چاههای شن و ماسه بهوجود آمدهاند.
فروچالهای در آخر مرداد 1397 در در نزدیکی روستای کوچک کردآباد در شهرستان کبودراهنگ در غرب استان همدان باز شد نمونهای از فرونشست انحلالی در اثر آسیب شدید به آبهای زیرزمینی بود
زمینشناسان فروچالهها را به سه نوع تقسیم میکنند. اولین مورد فروچاله انحلالی (Dissolution) است. در این نوع فروچاله، خاک یا پوشش گیاهی کمی روی سنگ آهک یا سایر سنگ بستر وجود دارد. آب حاصل از باران و رواناب به آرامی از شکافهای سنگ بستر عبور و آن را حل میکند. در نتیجه به تدریج فرسایش رخ میدهد. چنین حالتی را میتوان در فروچالههای پیرامون دریاچه سد لار در استان مازندران و کبودرآهنگ همدان دید. فروچالههای انحلالی گاهی تبدیل به حوضچه شده و آب در داخل آن جمع میشود. فروچالههای انحلالی اکثرا به آرامی اتفاق میافتند و معمولاً خطرناک نیستند اما اگر آب از لایه زیرین محافظ عبور کند، فروچالههایی که تبدیل به حوضچه میشوند، میتوانند ناگهان تخلیه شوند.
نوع دوم فرورفتگی، پوشش-فرونشست (Cover-Subsidence) است. این فروچالهها در مناطقی اتفاق می افتند که ماسه، سنگ بستر را می پوشاند. شن و ماسه به منافذی در سنگ هدایت شده و به تدریج باعث فرو رفتن سطح زمین میشود. ادامه فرسایش اندازه فرورفتگی را افزایش میدهد. فروچالههای پوششی نیز معمولا به آرامی رخ میدهند.
خطرناکترین نوع فروچاله، پوشش-فروپاشی (Cover-Collapse) است. در این موارد سنگ بستر توسط لایهای از خاک رس پوشانده میشود اما در زیر این پوشش زمین، آب یک غار زیرزمینی را حل میکند. به تدریج، رسوبات زمین شروع به فرسایش یا ریزش از پایین به داخل غار میکنند. زمین از زیر به فرو ریختن ادامه میدهد تا زمانی که فقط یک لایه نازک بین سطح و دهانه زیرزمینی باقی بماند. هنگامی که آن لایه فرو میریزد، فروچاله ناگهان باز میشود و هر ساختاری را در بالا میبلعد.
نوع چهارم هم فروچالههای انسان-ساخت (Man-Made) است. این فروچالهها در نتیجه مداخلات مختلف انسان، از حفاری گرفته تا استخراج معدن، تغییر در سامانههای انحراف آب و شکستگی لولهها ایجاد میشوند.
فروچالهای در آخر مرداد 1397 در در نزدیکی روستای کوچک کردآباد در شهرستان کبودراهنگ در غرب استان همدان باز شد نمونهای از فرونشست انحلالی در اثر آسیب شدید به آبهای زیرزمینی بود. این فروچاله چند کیلومتر دیگر از یک نیروگاه خورشیدی، یک نیروگاه حرارتی و یک بزرگراه قرار دارد. حدود 100 فروچاله در ایران شناخته شده است که یک چهارم آنها در استان همدان تعیین محل شدهاند. زهکش آب از غارهای کارستی و سنگین شدن بیش از حد وزن روباره در طول زمان و تخلیه بیش از حد آب زیرزمینی و وجود فاضلاب با PH بالا میتواند باعث حل شدن کلسیم و آهک و گسترش فضایهای کارستی زیرزمینی شود. آبفای همدان، اعلام کرده است که حداقل هزار چاه عمیق غیرمجاز در ۱۲۰ هزار هکتار زمین کشاورزی در شهرستان کبودرآهنگ وجود دارد که این موضوع از سالهای پایانی دهه هفتاد شمسی تا امروز حدود ۴۰ متر از سطح آبهای زیرزمینی منطقه را کاهش داده است. فروچاله خطر بزرگی برای مردم ساکن در شهرستان کبودرآهنگ است. توسعه شهری باید به دقت پایش شود تا هرگونه طرح ساخت و ساز در مناطق پرخطر یا متوقف یا جابهجا شود.
بازار مدیریت مصرف برق راهاندازی میشود
مدیرعامل بورس انرژی ایران در اولین همایش تخصصی «انرژی در صنعت فولاد» به راهکارهای کوتاهمدت برای تامین برق پایدار صنایع اشاره و اعلام کرد: بورس انرژی ایران در حال برنامهریزی و طراحی بازاری به نام بازار مدیریت مصرف است. در این بازار که طبق پیشبینیها تا سال آینده راهاندازی میشود، صنایع میتوانند سهمیه برقی که به آنان داده شده را با صنایع دیگر مبادله کنند و به این ترتیب خاموشی بخشی از صنایع کاهش پیدا میکند. به گزارش «پیام ما» به نقل از مدیریت ارتباطات بورس انرژی ایران، علی نقوی مدیرعامل بورس انرژی ایران در پنل «دیدگاههای جدید در اقتصاد انرژی در صنعت فولاد» در اولین همایش تخصصی انرژی در صنعت فولاد بیان کرد: تجربه ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید ثابت کرد که مباحث مربوط به صرفهجویی از محل بودجههای دولتی قابلپیگیری نیست، به همین دلیل گواهی صرفهجویی انرژی با تمرکز بر حوزه بهینهسازی و فروش سوخت صرفهجوییشده در بازار طراحی شدهاست. بنا بر اعلام نهادهای تخصصی، مصرف سوخت شرکتهای فولادی از الگوی استاندارد بالاتر است و بهنظر میرسد استفاده از ظرفیت بازار بهینهسازی و صرفهجویی راهحلی مناسب برای آنان باشد.
نقوی ضمن بیان این نکته که سیاستگذاران در سازمان برنامه و بودجه از پیش با چالشهای ناترازی حاملهای انرژی آشنا بودند و برای آنان برنامهریزی کردند، افزود: در سال ۱۳۹۶ مصوبه راهاندازی بازار بهینهسازی مصرف انرژی از طریق شورای عالی انرژی ابلاغ شد، ولی پس از گذشت چهار سال و در سال ۱۴۰۰ آییننامه اجرایی آن به تصویب رسید. مدیرعامل بورس انرژی ایران به مشکلات کشور در زمینه ناترازی گاز و برق اشاره کرد و گفت: بروکراسی بسیار زیادی که در شرکتهای ملی گاز ایران و توانیر وجود دارد و همچنین مقاومت آنان نسبت به راهاندازی بازار بهینهسازی، بهصورت توامان باعث شدهاست که بورس انرژی ایران تا امروز موفق به راهاندازی بازار گواهی صرفهجویی انرژی در کشور نشود. او با اشاره به ظرفیتهای ارزنده گواهی صرفهجویی انرژی در حوزه بهینهسازی مصرف سوخت، گفت: شاید هماکنون امکان افزایش تولید گاز در کشور وجود نداشتهباشد، اما میتوان با راهکارهای بهینهسازی مصرف بخش قابلتوجهی از نیاز صنایع را برطرف کرد.
انتخاب اعضای جدید هیئت مدیره و بازرسان انجمن صنفی روزنامه نگاران
مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران با حضور حداکثری اعضا رسمی شد و اعضای هیئت مدیره و بازرسان انجمن انتخاب شدند. به گزارش روابط عمومی انجمن، سیام آذرماه در مجمع عمومی نوبت دوم فوقالعاده و عادی روزنامهنگاران استان تهران که در دفتر انجمن برگزار شد به ترتیب آرا مینا شهنی(122 رای)، محمد(آرمین) منتظری(113 رای)، مرتضی کاردر(101 رای)، نغمه دانش آشتیانی(101 رای)، اکبر منتجبی(85 رای)، امین شول سیرجانی(84 رای) و فیاض زاهد(79 رای) بهعنوان اعضای اصلی انتخاب شدند. همچنین قادر باستانی(74 رای)، مجید صیادی(69 رای) و داود حشمتی(43 رای) اعضای علیالبدل این دوره از انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران هستند. حامد شفیعی(99 رای) و فرزام شیرزادی(64 رای) بهعنوان بازرسان اصلی و احسان قلمچی(62 رای) بهعنوان بازرس علیالبدل این دوره انتخاب شدند. همچنین در این نشست روز چهارشنبه، تبصرههای ماده 10 و ماده 31 اساسنامه اصلاح شد. تبصره 5 ماده 10 میگفت: وکیل و موکل باید یک هفته قبل از برگزاری مجمع توامان با حضور در محل اقامتگاه قانونی انجمن صنفی، فرم مخصوص وکالتنامه را تکمیل و تحویل مقامات دعوتکننده بدهند. مطابق با تبصره ماده ۳۱ از فصل چهارم اساسنامه نیز کاندیداهای هیئت مدیره و بازرسان باید ۲۰ روز پیش از برگزاری مجمع، درخواست کاندیداتوری خود را به صورت مکتوب ارائه میدادند.
تحریمها را به نفع محیطزیست لغو کنید
کارشناسان سازمان ملل متحد در گزارشی ضمن انتقاد صریح از تحریمهای ایالات متحده علیه ایران، اعلام کردند: «مردم ایران از حق داشتن محیط زیست سالم، حق سلامت، حق حیات و سایر حقوق مرتبط با محیط زیست سالم برخوردار شوند». این کارشناسان علاوهبر انتشار این گزارش علمی، در مکاتبه با کشورهای تحریمکننده ایران تاکید کردند که اکنون زمان آن رسیده تحریمهایی که مانع پیشرفت محیط زیستی ایران و کاهش آثار منفی آن بر سلامت و حیات میشوند، کم یا به طور کامل لغو شوند.
اوایل مردادماه بود که مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامهای حق برخورداری از محیط زیست پاک را بهعنوان بخشی از حقوق بشر به رسمیت شناخت. اقدامی تاریخی که پس از نزدیک به یک سال فراز و فرود و رایزنی کنشگران محیطزیستی و حقوق بشری و نشست و برخاست با سیاستمداران و دیپلماتهای حاضر در این نهاد بینالمللی بالاخره با ارجاع مصوبه شورای حقوق بشر سازمان ملل به مجمع عمومی این سازمان با رای قاطع اعضا به تصویب رسید. آنچه اما ایرانیان را در روز هشتم مردادماه امسال همزمان با تصویب این قطعنامه مهم و تاریخی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل، ابتدا در بهت و شگفتی فرو برد و در ادامه به انتقاد واداشت، رایی بود که نماینده جمهوری اسلامی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به این قطعنامه داد. رایی که اگرچه منفی نبود و ایران را به تنها کشور مخالف تصویب این قطعنامه تاریخی تبدیل نکرد اما از آنجا که مثبت هم نبود، با واکنشهای منفی ناظران روبرو شد.
سازمان ملل متحد کمتر از ۵ ماه پس از صدور آن قطعنامه تاریخی در بهرسمیت شناختن حق برخورداری از محیط زیست پاک بهعنوان یکی از حقوق بنیادین بشری، در گزارشی مختص وضعیت محیط زیست ایران و میزان برخورداری ایرانیان از حق برخورداری از محیط زیست پاک، بر آن بهعنوان عاملی منفی در این راستا انگشت گذاشته است
آنجا که جمهوری اسلامی کنار ۷ کشور روسیه، چین، بلاروس، سوریه، کامبوج، اتیوپی و قرقیزستان به این قطعنامه رای ممتنع داد و حدود ۲۴ ساعت پس از بالاگرفتن انتقاد افکار عمومی و ناظران محیطزیستی و حقوق بشری ایرانی و ۴۸ ساعت پس از تصویب قطعنامه، بالاخره با واکنشی رسمی از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی روبرو شد. توضیحاتی که از قول ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی مطرح شد، با واکنش منفی افکار عمومی همراه بود. واکنشی منفی به رایی ممتنع و توضیحاتی درباره این رای ممتنع که «سیاسی بودن» ماهیت قطعنامه سازمان ملل را علت عدم همراهی جمهوری اسلامی با آن عنوان میکرد؛ حال آنکه اتفاقاً برخورد دولت رئیسی با این اقدام تاریخی سازمان ملل از سوی ناظران، «برخوردی سیاسی» تعبیر و با واکنش منفی افکار عمومی مواجه شد. بهویژه آنکه این موضع ممتنع جمهوری اسلامی بهفاصلهای اندک از آن اتخاذ شده بود که چند ساعت بارش موسمی در نقاطی از کشور، سیلی خانمانبرانداز و تخریبگر را بهراه انداخته و نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل در حالی رای ممتنع ایران به آن قطعنامه را در نیویورک ثبت میکرد که ایرانیان، در گوشه و کنار وطن، نظارهگر ویرانی خانه و کاشانهشان بودند. خانههایی روی آب که البته نهفقط بهخاطر تحریم و آثار مخرب و سوء آن بر ناکامی دولت جمهوری اسلامی در مواجهه با تاثیرات تغییرات اقلیمی و وخامت اوضاع محیط زیست ایران، از پابست ویران میشدند؛ بلکه آنطور که ناظران در همان زمان و پیش و پس از آن گفته و میگویند، برخی دلایل داخلی از جمله کمکاری و کمتوجهی مسئولان نیز در این ویرانی موثر تشخیص داده شد.
حالا کمتر از ۵ ماه از صدور قطعنامه تاریخی سازمان ملل، ابراهیم رئیسی در جریان نشست روز چهارشنبه دولت در حالی به اصرار وزیر آموزش و پرورش در خصوص عدم تعطیلی مدارس بهدلیل آلودگی هوا واکنش نشان داده که همین هفته گذشته، همچون یکی، دو هفته پیش از آن شاهد آلودگی شدید هوای پایتخت و برخی کلانشهرهای کشور بودیم. آلودگی و وضعیت نامساعدی که اتفاقاً نهفقط برخی مدارس را به تعطیلی کشاند، بلکه برخی ادارات دولتی و غیردولتی را نیز تحتتاثیر قرار داد و بعضی کارکنان این ادارات و شرکتها را «دورکار» کرد. رئیس دولت سیزدهم اما با پذیرش ضمنی آنچه وزیر آموزش و پرورش دولتش ظاهراً در جریان همین نشست روز گذشته مطرح و بر آن اصرار کرده، گفت: «تعطیلی مدارس بهخصوص با توجه به دوره طولانی تعطیلی ناشی از شیوع کرونا خسارات قابلتوجهی به روند آموزشی وارد میکند و ضروری است شیوههایی در کاهش مؤثر آلودگی هوا دنبال شود که در عین حال باعث آسیب به روند آموزش مدارس نشود.»
این تاکید ابراهیم رئیسی بر یافتن راههای موثر بر کاهش آلودگی هوا بهجای تعطیل کردن مدارس و دیگر نهادها اما در حالی مطرح شد که رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس برخلاف رئیس دولت سیزدهم، در سخنانش چندان همراهی و پذیرشی نسبتبه خواست وزیر آموزش و پرورش از خود نشان نداده و فراتر از آن، با «عجیب» خواندن آنچه حمید نوری در خصوص مخالفت با تعطیلی مدارس در زمان آلودگی هوا به زبان آورده، گفته «بهتر است آقایان در حوزه تخصصی خود اظهارنظر کنند.» سمیه رفیعی که «تشخیص تاثیر آلودگی هوا بر سلامت اقشار مختلف جامعه» را از وظایف «وزارت بهداشت» خوانده، در این رابطه گفته است: «هرگونه تعطیلی مدارس و دانشگاهها با توجه به شرایط آلودگی هوا و تشخیص دانشگاه علوم پزشکی باید توسط کمیته اضطرار آلودگی هوا برابر قانون اعلام و اجرا شود.» این نماینده مجلس که «آموزش و پرورش» را «صرفاً مجری تصمیمات تخصصی» میداند و معتقد است «وزیر آموزش و پرورش قطعاً نمیتواند در خصوص عدمتعطیلی مدارس در زمان آلودگی هوا تصمیمی بگیرد، چه برسد به پیشبینی برای هفتههای بعدی»، با استناد به آمار و گزارشهای وزارت بهداشت درباره اثرات آلودگی هوا بر سلامت شهروندان، تاکید کرده «استنشاق چنین هوایی معادل استعمال ۳ تا ۷ نخ سیگار است». او تصریح کرده که «با توجه به تداوم آلودگی هوا، کمیتههای اضطرار آلودگی هوای کلانشهرها باید دورکاری کارمندان را برای تمامی گروههای جامعه اجرایی کنند.» رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس که «عدم حضور والدین در منزل در زمان غیرحضوری شدن فعالیت واحدهای آموزشی» را زمینهساز «بروز مشکلات عدیده در بین خانوادهها از جمله مراقبت و نگهداری از فرزندان و اجبار به بردن فرزندان به محل کار» میداند، گفته «باید در زمان اوج آلایندگی کلانشهرها یا ساعات کاری ادارات کاهش یابد یا این ادارات همگی تعطیل شوند و یا کارکنانشان، دورکار»؛ تا بهگفته او، «ضمن کاهش میزان ترددهای درونشهری و در معرض آلودگی قرار گرفتن شهروندان، از میزان مصرف گاز در ادرات نیز کاسته شود.» اقداماتی که سمیه رفیعی معتقد است «همگی، موجب کاهش آلایندههای هوا خصوصا در زمان وارونگی هوا میشود.»
اما این موارد تنها مسائلی نیست که بر وضعیت آلایندههای هوا و محیط زیست موثرند. نکته دیگری که در این بحث محل تامل است، اتفاقاً به عملکرد دستگاهی مربوط است که ظاهراً حتی بهاندازه وزارت آموزش و پرورش نیز ارتباطی به مباحث محیط زیستی ندارد؛ صحبت از دستگاه دیپلماسی و مشخصاً وزارت امور خارجه دولت است و آنچه شاید بهعنوان مهمترین دستو رکار این نهاد در بیش از یک دهه گذشته، اقدامات و فعالیتهای مسئولان این وزارتخانه را تحتالشعاع قرار داده است؛ «تحریمهای بینالمللی» که حالا سازمان ملل متحد کمتر از ۵ ماه پس از صدور آن قطعنامه تاریخی در بهرسمیت شناختن حق برخورداری از محیط زیست پاک بهعنوان یکی از حقوق بنیادین بشری، در گزارشی مختص وضعیت محیط زیست ایران و میزان برخورداری ایرانیان از حق برخورداری از محیط زیست پاک، بر آن بهعنوان عاملی منفی در این راستا انگشت گذاشته است. گزارشی که توسط شماری از کارشناسان سازمان ملل تهیه شده و این کارشناسان در گزارش خود، تاکید کردهاند که «تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی به مشکلات محیط زیستی در ایران و بهویژه آلودگی هوا در این کشور دامن زده است.» هشداری که البته در این حد نیز باقی نمانده و کارشناسان سازمان ملل در گزارش خود ضمن هشداری که از آن گفتیم، همچنین خواستار برداشته شدن این تحریمها شدهاند.
گزارشی که ایسنا دیروز منتشر کرده، حدود ۱۰ روز پیش نیز برخی خبرگزاریهای داخلی از آن خبر داده و حتی بخشهایی از محتوای آن را همرسان کردهبودند. آنجا که این منابع خبری داخلی، با اشاره به اسامی تهیهکنندگان این گزارش از جمله از «آلنا دوهان، گزارشگر ویژه بررسی آثار منفی اقدامات قهری یکجانبه بر بهرهمندی از حقوق بشر، ایان فری، گزارشگر ارتقاء و حمایت از حقوق بشر در زمینه تغییر اقلیم، لیوینگستون سوانیانا، کارشناس مستقل درباره ارتقاء نظم بینالمللی دموکراتیک و عادلانه، اوبیورا اوکافر، کارشناس مستقل درباره حقوق بشر و همبستگی بینالمللی و ریچارد بِنِت، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در افغانستان» به این عنوان نام برده و نوشتند که «این کارشناسان هشدار دادهاند که تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی مانع برخورداری کامل شهروندان ایرانی از حقوق بنیادین خود در زمینه سلامت حیات میشود و عوامل منفی در آسیب رساندن به سلامت مردم ایران را از جمله آلودگی هوا تشدید میکنند.» این کارشناسان سازمان ملل که معتقدند «تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی نهتنها مانع دولت ایران برای رسیدگی موثر به این مسائل میشود، بلکه چالشها را پیچیدهتر نیز میکند»، همچنین در گزارش خود آوردهاند: «آلودگی هوا یکی از نگرانیهای ویژه در ایران است که با ایجاد میزان بالای بیماریهای تنفسی و سایر بیماریها، سالانه منجر به ۴۰۰۰ مورد مرگ زودرس در تهران و ۴۰۰۰۰ مورد در سراسر ایران میشود.» حال آنکه بنابر این گزارش کارشناسان سازمان ملل متحد، «تحریمهای آمریکا دسترسی به تجهیزات و فناوری برای کاهش آلایندههای خودرو را برای دولت ایران غیرممکن میکنند» و «تلاشهای آمریکا برای اجرای تحریمها از طریق تهدید به مجازات (تحریم) شرکتهای خارجی در ایران، باعث شده تولیدکنندگان خودروهای خارجی ایران را ترک کنند؛ بنابراین، ایران مجبور است از موتورها و سایر قطعات که با استفاده از فناوری روز تولید نشدهاند، استفاده نماید.»
مهمتر اینکه این کارشناسان سازمان ملل تنها به صدور گزارش علمی خود بسنده نکرده و علاوهبر آن، همچنین در مکاتبهای با کشورهای تحریمکننده، اعلام کردند که «تحریمها باعث شده شرکتهای خارجی تولید انرژی، پروژههای نیروگاههای عظیم خورشیدی در ایران برای تولید برق را نیمهکاره رها کنند که این موارد نیز از جمله نتایج تحریمها در اثر جلوگیری از سرمایهگذاری خارجی است.» آنها همچنین تاکید کردند: «تحریمها مانع شرکت دانشمندان ایرانی در پروژههای مشترک تحقیقات محیط زیستی خارجی شده و حتی مانع دسترسی مردم ایران به پایگاههای داده و کلاسهای آنلاین با موضوع مسائل زیست محیطی و توسعه میشوند.» تحریمهایی که به باور کارشناسان سازمان ملل متحد، «همچنین بر حق تحصیل و آموزش و حق برخورداری از توسعه علمی نیز تاثیر گذاشته و مانع پیشرفت در ارتقاء محیط زیست ایران میشوند. این در حالیست که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه مصوب ژوئیه ۲۰۲۲ خود که ایالات متحده آمریکا نیز به آن رأی مثبت داد، حق بشری برخورداری از محیط زیست پاک، سالم و پایدار را شناسایی کرده و به رسمیت شمرده است.» آنها در حالی «تحریمهای اعمال شده علیه جمهوری اسلامی» را در تضاد با «موضعگیری صریح آمریکا در مسئله محیط زیست» عنوان کردند که در عین حال آوردهاند: «زمان آن رسیده تحریمهایی که مانع پیشرفت زیست محیطی ایران و کاهش آثار منفی آن بر سلامت و حیات میشوند، کم یا به طور کامل لغو شوند تا مردم ایران از حق داشتن محیط زیست سالم، حق سلامت، حق حیات و سایر حقوق مرتبط با محیط زیست سالم برخوردار شوند.» تلخ آنکه آنچه این کارشناسان مطرح کردهاند، خروجی فعالیت کارشناسان منتسب به همان نهادی است که جمهوری اسلامی ۵ ماه پیش با «سیاسی» خواندن قطعنامه تاریخیاش در به رسمیت شناختن حق برخورداری از محیط زیست پاک بهعنوان یکی از حقوق بنیادین بشری، از همراهی با آن سر باز زد و از جمله به این دلیل که بهگفته سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، سازمان ملل در متن قطعنامه، «درخواستها و ملاحظات ایران را لحاظ نکرده»، کنار ۷ کشور دیگر بهعنوان گروهی اقلیت در مقابل بیش از ۱۶۰ کشوری که به قطعنامه رای مثبت داده بودند، رای ممتنع داد.
«جای تاسف است برای من که به من میگویند، پدر علم شهرسازی، همیشه گفتهام این را نگویید زیرا مردم فکر میکنند این خرابیهای به وجود آمده در شهر باعثش من هستم.» پیرمرد درحالیکه به بالکن بتنی خانهاش در برجهای آ.اس.پ تهران تکیه داده است و با دستانش به برجهای بلند و کوتاه پایتخت که قدشان به کوههای سفیدپوش البرز نرسیده، اشاره میکند، این جملات را میگوید. خرابیهای شهر از نظر او «ایدههایی» است که هرکسی در ذهنش برای تهران داشته و توانسته اجراییشان کند. دیروز 28 آذر اما این منظره برای همیشه از جلوی چشمان «ایرج اعتصام» پاک شد. دیگر حتی ینگه دنیا هم نمیتواند برای او تداعی کننده، برجهای بدقواره تهران باشد. ایرج اعتصام، دیروز هرچه از دنیا برایش مانده بود را گذاشت و رفت.
زاده در گرگان، مهاجرت به تهران، تحصیل در مدرسه خرد و شرف، همه آنچه ایرج اعتصام از کودکیش برای گفتن دارد در همین کلمات خلاصه میشود. مثل همه پسرانی که در سالهای ابتدایی سده نخست 1300 متولد شده بودند، دست خانوادههایشان به دهنشان میرسیده و میخواستند پسرانشان در زندگی مفید باشند. ایرج اعتصام، زاده سال 1309 هم از این قاعده جدا نبود.
«دوست داشتند پزشک شوم.» آرزوی دیرینه همه پدران برای پسرانشان از قدیم هم در همین جمله خلاصه میشد: پزشک شدن. اما پزشکی از ایرج اعتصام دور بود. خیلی دور. «جلال آل احمد، معلم انشایم بود.» شاید همین اتفاق برای نزدیک شدن ایرج اعتصام به هنر کافی بود. هنری که از نظر ایرج اعتصام به ساختن ختم میشد. اما دانشکده هنرهای زیبا آن زمان شهرت چندانی نداشت. مهندس شدن فقط به تحصیل در دانشکده فنی ختم میشد. بخت اما در نهایت با ایرج اعتصام و آرزوهایش یار بود، نمره و آزمون او را روی صندلیهای دانشگاه هنرهای زیبا نشاند و او معمار شد.
اعتصام معماری معاصر ایران را شناخته شده نمیداند و معتقد است که از دوره قاجار تاکنون معماری ما تحت تاثیر معماری معاصر غرب بوده است، مثل حالا: «معماری معاصر در ایران از دوره قاجار و ناصرالدین شاه و صدراعظم آن امیرکبیر آغاز شده است. اثرات اقدامات اجرایی معماری معاصر ایران در حقیقت در دوره پهلوی محقق می شود و 150 سال است که آثار ارزندهای دارد.»
«رفته بودم خیلی کوتاه از ایتالیا دیدن کنم، یک هفته بمانم، یک هفته به هفت سال تبدیل شد.» فلورانس، مهد معماری دنیا حالا برای ایرجی که دهه چهارم زندگیاش را پشت سر میگذاشت، آورده زیاد داشت. چه کسی میتواند ادعا کند که کلیسای دومو و سن لورنزو را ببیند و به وجد نیاید؟
اعتصام در نهایت به ایران بازگشت، راهی دانشگاه تهران شد و دهه چهل شمسی رسما استاد معماری دانشگاه شد. آنقدر در دانشگاه ماند تا از همانجا هم بازنشسته شد.
«ما فقط اطلاع داریم اما شناختی نداریم، مثلا از وجود مسجد شیخ لطفالله اطلاع داریم اما شناختی از آن نداریم.» ایرج اعتصام زاویههای جدی با ساختمانهایی داشت که این روزها قدم به قدم در شهرهای بزرگ و کوچ سبز میشوند: «ساختمان مدرن معمولی را رویش چند کاشی میگذارند.» به خیالشان تقلید کردند: «اما نمیدانند این سبک معماری قابل تقلید نیست، مسجد شیخ لطفالله قابل تقلید نیست، همه این اتفاقات به این دلیل است که شناختی روی معماری ایرانی ندارند.»
«ما فقط اطلاع داریم اما شناختی نداریم، مثلا از وجود مسجد شیخ لطفالله اطلاع داریم اما شناختی از آن نداریم.» ایرج اعتصام زاویههای جدی با ساختمانهایی داشت که این روزها قدم به قدم در شهرهای بزرگ و کوچ سبز میشوند: «ساختمان مدرن معمولی را رویش چند کاشی میگذارند.» به خیالشان تقلید کردند: اما نمیدانند این سبک معماری قابل تقلید نیست، مسجد شیخ لطفالله قابل تقلید نیست، همه این اتفاقات به این دلیل است که شناختی روی معماری ایرانی ندارند
اعتصام معماری معاصر ایران را شناخته شده نمیداند و معتقد است که از دوره قاجار تاکنون معماری ما تحت تاثیر معماری معاصر غرب بوده است، مثل حالا: «معماری معاصر در ایران از دوره قاجار و ناصرالدین شاه و صدراعظم آن امیرکبیر آغاز شده است. اثرات اقدامات اجرایی معماری معاصر ایران در حقیقت در دوره پهلوی محقق می شود و 150 سال است که آثار ارزندهای دارد.» او معتقد بود: «انقلاب صنعتی اروپا در قرن 19 که عامل اصلی معماری و شهرسازی اروپا و خاستگاه معماری نوین است با دوره قاجار در ایران همزمان است. پس از سلطنت آقا محمد خان قاجار و بعد سایر پادشاهان قاجار نیز این نوع معماری را داشتند و به سلطنت طولانی ناصرالدین شاه که میرسیم یکی از نمونههای برجسته و مهم آن دوره، ساختمانی است در لندن به نام «قصر بلورین» که نمونه کاملی از معماری مدرن در معماری معاصر اروپاست. اثرات این نوع معماری در دوره پهلوی اول بروز می یابد و در معماری به دلیل اینکه نتوانسته بودند مانند عوض کردن لباس، تکنولوژی ساختمان را بیاورند، مجبور به استفاده از همان تکنولوژی قدیم شدند. به همین ترتیب، تغییراتی در فرم ساختمان ها وجود دارد و با تمام این اوصاف، ساختمان به صورت قدیمی و سنتی خود باقی میماند و احجام نامانوس را در این دوره نمی بینیم. اما این حس نوجویانه در مردم ایجاد میشود و معماری قاجار با این همه نوآوریها، تکنولوژی قدیمی خود و تزئینات قدیمی خود را دارد.»
اعتصام معتقد است: «در دوره پهلوی از سال 1300 تا 1320 و همزمان با خاتمه جنگ جهانی اول و زمان سقوط رضا شاه و در دو دهه سلطنت رضا شاه، معماری ایران جهات تازهای میگیرد و تحت تاثیر مستقیم معماری غرب است و تجارب معماری اروپا در ایران با قدرت هرچه تمامتر گسترش پیدا میکند. در این زمان، ساختمانهای اداری در تهران و در شهرهای مختلف ساخته میشود که این مدل در اروپا و انگلیس «مرکز اداری» گفته میشود و در گرگان نیز اینگونه مراکز وجود دارد.»
عمر فعالیتهای ایرج اعتصام به اندازه یک آدم 62 ساله است. او در این دوران هم مجموعه شاهچراغ را طراحی کرده و هم دو پارک در تهران. ساخت پارکهای تهران اما اتفاقی بود. شهرداری سفارش طراحی پارک ملت و پارک کوروش را به مجموعه ام کو داد. مجموعهای که ایرج اعتصام مدیرعاملش بود. او برای ساخت تک تک پلهها، رستورانها و حتی سد و دریاچه مصنوعی آن هم برنامه ریزی کرده بود. در طرح اصلی اما فقط رستوران جزیرهای پیش بینی شده بود. رستوران مستطیلی شکل کنار جزیره به گمان ایرج اعتصام قناس بود. نردههای دور دریاچه هم در طرح اصلی پیشبینی نشده بود. از اعتصام غیر از آثار، کتابها و مقالاتش یک ثمره دیگر هم باقیست، او بنیان رشته شهرسازی در دانشگاه را پایهریزی کرد. اعتصام از مهمترین پای ثابتهای امضای نامهی سرگشاده به شهرداری بود. آخرین بار اسمش پای نامه معماران به شهردار سابق تهران درباره بازگشایی خانه وارطان به چشم میخورد. پیروز حناچی، شهردار سابق تهران حالا «آرامش» و «رعایت انصاف در نقد» را دو خصیصه بارز فردی اعتصام میداند: «حفظ آرامش یکی از خصوصیات بارز ایشان بود. من هیچگاه عصبانیت ایشان را ندیدم. همه مسائل خودشان را با آرامش حل میکردند. نقد منصفانه هم یکی دیگر از ویژگیهای ایشان بود. من هیچگاه ندیدم چه در زمینه مسائل فردی و چه مسائل کاری پشت سر کسی صحبت کند. ایشان اهل نقد حرفهای بودند. آقای اعتصام داور بسیاری از پروژهها و مسابقات معماری بود و همین ویژگی باعث شده بود که همواره جانب انصاف و مرز حرفه ای بودن را رعایت کند.»
حناچی به اهتمام اعتصام در توسعه رشته تحصیلی معماری و ایفای نقش حرفهای در حوزه معماری در ایران هم اشاره میکند و این نقش را واجد اهمیت میداند: «ایشان یکی از بنیانگذاران دوره دکتری معماری و شهرسازی در دانشکده هنرهای زیبا بودند. اکنون بسیاری از دانشجویان آقای اعتصام خودشان به استادان قابل در دانشکدههای معماری تبدیل شدهاند. ایشان علاوه بر این در بخش حرفهای در جامعه مشاوران فعالیتهایی قابل اعتنا داشتند و با شماری از شرکت های مهم همکاری میکردند.»
شهردار سابق تهران «حوزه قلمرو عمومی» را یکی از مولفههای ثروت در شهرهای جهان میداند و یادآوری میکند که یکی از خصیصههای شهرهای موفق جهان این است که بیشترین حوزه قلمرو عمومی را در اختیار شهروندان قرار میدهند. پاریس، لندن، رم و بارسلون جملگی دارای همین ویژگی هستند. حناچی با این مقدمه به اهمیت کار اعتصام در طراحی پارک ها و از جمله پارک ملت تهران اشاره میکند: «یکی از تجربیات خوب پیش از انقلاب پارک ملت است که به شیوه مناسبی طراحی شده است. این پارک جزو پروژههایی است که هم از نظر مکانیابی و هم طراحی موفق بوده و هنوز هم جایگاه خودش را حفظ کرده است.»
اعتصام 28 آذر ماه در سن خوزه آمریکا همه آثارش را باقی گذاشت و دنیا را ترک کرد. او آخرین بار پیش از انقلاب هم فرصت مطالعاتی نصیبش شد و استاد دانشگاه برکلی آمریکا شده بود.
شاید آخرین جملاتی که از اعتصام باقی بماند، آخرین جملاتی باشد که او در مستندی که از زندگیش ساخته شده میگوید: «شما باید قانون شهرسازی را عوض کنید، باید تراکم فروشی را کنار بگذارید، الان تراکم فروشی در شهرهای بزرگ ما باعث شده تا پرایوسی ساختمانها بهم بخورد، راحتی را از ساختمانها را گرفته، دنبال اصالت و هویت ساختمان هم بخواهیم برویم هیچکدام تکرار فرم گذشته نیست، مسائل اجتماعی اثرگذاری را داریم که اگر به آن توجه کنیم، یک شهر سالم و یک معماری سالم داریم.»
*عنوان کتاب و مستندی که از زندگی ایرج اعتصام ساخته شده است
اهمیت مستندسازی تجارب معمارانی چون «ایرج اعتصام»
ایرج اعتصام بین هم نسلان و نسلهای بعدی خود یکی از افراد برجسته و مهم در حوزه معماری و شهرسازی بود. او پس از فارغ التحصیلی در مقطع دکتری از دانشگاه فلورانس ایتالیا در سال 1339 و پس از آن در اوایل دهه 40 وارد عرصه معماری شهرسازی شد و در حوزه آموزش، پژوهش و فعالیتهای حرفهای در معماری و شهرسازی فعالیت کرد. اما به نظر من مهمترین بخش فعالیت ایشان، آموزش معماری و شهرسازی در جایگاه یک استاد در دانشگاههای تهران، ملی(شهید بهشتی) و دانشگاههای بینالمللی به عنوان استاد مدعو بوده است. در یکی دو دهه اخیر نیز حتی پس از بازنشستگی، تدریس را رها نکرد و آموزش، پژوهش و همکاری با در برخی فعالیت های حرفهای در این حوزه را تا پایان عمر ادامه داد. اما به گمان من رو برجستهترین حوزه فعالیت او، حضور مستمر در حوزه آموزش معماری و شهرسازی بود. امروز اما فردی با سابقه درخشان و اعتباری بینالمللی، چون گنجینهای از تاریخ و دانش آموزش معماری از دست رفته است. از آنجایی که معماری ترکیبی از آموزش، مهارت و هنر است، مسئله آموزش آن پیچیدگیهایی دارد. پیچیدگیهای این حیطه به نحوی است که مطالعه در باره مکاتب و روشهای آموزش معماری، بخش قابل توجهی از پایاننامهها و رسالههای این رشته را در مقطع دکتری به خود اختصاص داده است. به همین دلیل تجربه 60 ساله حضور مداوم ایرج اعتصام در این حوزه، او گنجینه دانش آموزش معماری بود. حالا با درگذشت ایشان، بخش مهمی بزرگی از این دانش و تجربه که میتوانست برای آیندگان و پژوهشگران ثبت و ضبط شود، از دست رفته است. البته در کتاب «اسرار شیدایی» که به کوشش مهندس علیرضا قهاری که در سال 88 منتشر شد، درباره شخصیت حرفهای دکتر اعتصام و فعالیتهای او اطلاعات ارزشمندی در دسترس است اما به گمان من کافی نیست. درگذشت ایشان بار دیگر ضرورت ثبت و ضبط دانش و تجربهها را به ما یادآوری میکند. در نهایت، به عنوان دانشجوی ایشان و عضوی از جامعه معماری، درگذشت دکتر ایرج اعتصام را به اهالی معماری و شهرسازی و همچنین به خانواده محترم ایشان تسلیت میگویم. یادش گرامی.
معمارِ پارکها، معمارِ خاطرهها
«باید برای ایرج اعتصام کلاه از سر برداشت و تنها به خدمات مهمش در معماری توجه نکرد بلکه به این نکته توجه کرد که او علیرغم داشتن ویژگیهای مهم علمی و آموزشی، هیچگاه انسانیت خود را فراموش نکرد.»
پرویز پیران
«ایرج اعتصام» که دوشنبه، بیستوهشتم آذر دار فانی را وداع گفت، تنها یک شهرساز نبود؛ او یک خاطرهساز بود و با پارکهایی که در همۀ این سالها احداث کرد، برایمان خاطره ساخت. او اگرچه در غربت غرب و یک ماه پیش از 92 سالگی درگذشت اما تا دمِ آخر دل در گرو وطن داشت و این، از همۀ ابنیهای که بنا کرده، مشهود است. این معمارِ شهیر از نیمۀ دهۀ چهل تا نیمۀ دهۀ پنجاه، تفرجگاههایی برای مردم پایتخت پدید آورد که در حافظۀ جمعی مردم این کشور جای گرفت تا آنجا که میتوان گمان نزدیک به یقین داشت نهفقط هر تهرانی، که حتماً هر ایرانی دستکم یکبار گشتی در آنها زده است.
داستان پارکسازیهای این معمارِ پارکها از نیمۀ دهۀ چهل آغاز شد. از آن زمان که طراحی بوستانهای مهم پایتخت، از سوی شهرداری تهران به تصدّیگری تقی سرلک و سازمان پارکهای آن، به مهندسان مشاور مطرح آن دوران واگذار شد. در نتیجه «مهندسین مشاور امکو» که او رئیس آن بود، طراحی دو پارک ملّت (شاهنشاهیِ سابق) _ که در آن دوران بزرگترین پارک شهری تهران بود _ و پارک شریعتی (کوروشِ سابق) را برعهده گرفت.
از برآیند و فرآیند ساخت پارک شریعتی اطّلاع چندانی در دست نیست امّا پارک ملّت، در سال 1345، تپّهماهوری بود بایر و بدون درخت و آب. قرار شد در فاز نخست یکسوی آن که به خیابان پهلوی (ولیعصرِ کنونی) میرسید، به اراضی مشجّری تبدیل شود و دو سال بعد، چنین هم شد. هزار مترمربّع پارک ساخته شد و چون در جوار آن خیابان بود، به بلوار کنار جادّه معروف شد. اما فاز دوم، پنج سال بعد آغاز شد و در سال 1353 در مساحتی به وسعت بیستوچهار هکتار به پایان رسید. تصمیم طراح بر آن بود تا با توجه به شکل زمین که از هندسۀ شاخصی پیروی نمیکرد و سرشار از تغییر و انحراف بود، به سیاق باغهای انگلیسی، بیهیچ نظم هندسی، کشیده شود تا شکلی از طبیعت داشته باشد. در این میان پلکانهایی هم برای آن طراحی شد تا بهمثابۀ پشت بند دیوارۀ سد باشد و آنسویش سدّی هفده متری. همچنین دریاچهای ایجاد شد تا هرآنچه یک تفریحگاه درونشهری لازم دارد داشته باشد. حالا دیگر این پارک آنقدر وسیع شده بود که سوی دیگرش به اراضی رادیو تلویزیون ملّی ایران (صداوسیمای کنونی) – که در نیمههای احداث پارک، در سال 1350 پدید آمد -، بیمارستان ملکۀ مادر (شهید رجاییِ کنونی) – که همزمان با اتمام ایجاد پارک، در سال 1353 ساخته شد – و کلوپ شاهنشاهی یا باشگاه شاهنشاهی (مجموعۀ ورزشی انقلابِ کنونی) – که پیش از بنای پارک، در سال 1337 ساخته شد _ میرسید. از آن روز برای ساکنان شمیران در شمال تهران، این پارک به پای ثابت گشتوگذارهایشان تبدیل شد و بهمرور مغازههای روبهروی آن در خیابان خیابان پهلوی (ولیعصرِ کنونی) گسترش یافت که همهچیز برای یک کیف اساسی جفتوجور باشد. اگر ختام استیجاد این پارک را مبنا قرار دهیم، اکنون باید چهلوهشت سالگیاش را جشن بگیریم و چه بسیار کسان که در همۀ این نزدیک به نیم قرن در آن عاشق شدهاند و فارغ، خنده کردهاند و گریه، قرارهای دوستی گذاشتهاند و خانوادگی و البتّه عاشقانه. بازی کردهاند و به پیکنیک رفتهاند. و این همه را مدیون و مرهون ایرج اعتصام هستیم که اگر تمام آثاری که طی حدود شش دهۀ گذشته ساخته، پیش چشم گذاریم، بهحتم پارک شاهنشاهیِ آنروزها و پارک ملّتِ اینروزها، یک سروگردن بالاتر باشد. برتر شاید نه بهسبب جایگاه معماری، که از لحاظ پایگاهی که نزد اهالی این شهر دارد. او با این بوستان تا همیشه در خاطرۀ اجتماعی پایتختنشینان جا خوش خواهد کرد.
ایرج اعتصام، معماری بسیار چند وجهی بود. به این لحاظ که هم در نظریهپردازی، نقد و تحلیل و شناخت عمیق معماری و شهرسازی قدر بود و هم در کار اجرایی و دولتی نظیر نداشت. او عمری در دانشگاه تهران تدریس و کنفرانسهای متعددی برگزار میکرد. اعتصام عقیده داشت که «کسی که در طراحی، نوشتار و اجتماع فردی شاخص و معماری برجسته است باید بتواند ضمن مدیریت جنبهها مختلف حرفه خود، آنها را بشناسد و فردی متمایز با دیگران باشد.» بنابراین در توصیف شخصیت حرفهای او باید گفت نگاهی که اعتصام به حرفهاش داشت چنان بود که گویی بهترین وصف درباره او به عنوان معمار این است که خود را وابسته به معماری و معماری را وابسته به خود میدانست. این دوجانبگی و وحدت میان خود و معماری، نکته شاخص و منحصربهفردی بود. او چندین کتاب درباره معماری جهان ترجمه کرد و آثار متعددی را به قلم درآورد. همچنین راجع به معمارهای مشهور هم دوره خود چون لوکوربوزیه و… نظرات متعددی را ابراز کرده است. او مسلط بر اصول معماری و سبکهای مختلف در ادوار بود و پایه فکریش بر همین اساس شکل گرفته بود. ایرج اعتصام در روابطش بسیار منظم، متعادل و خلاق بود و برای هر چیزی ایدهای داشت. یکی از ویژگیهای بارز او این بود که با وجود اینکه با بسیاری از هم دورهایهای خود دمخور بود اما از جوانان غافل نبود. همین ویژگی هم بود که او را به مراتب از همردیفانش جلوتر انداخته و همیشه در رویکردش به زندگی در عین پختگی، پیشرو ساخته بود. دکتر اعتصام در هنر معماری، اصالت را با کیفیت میدانست و همواره منتقد کمینگری در معماری بود. او اقتدا به کیفیت در کنار به کارگیری فنون نوآورانه و تکنولوژیک متناسب امروز مردم را اولویت فعالیت معماران معرفی میکرد. ایرج اعتصام با وجو خدمات و آثار بسیار برجسته هرگز خود را گم نکرد. نمونه عالی تواضع و افتادگی بود و همیشه با همه رابطهای افقی و برابر داشت و هرگز خود را از دیگران بالاتر نمیدید. او در یک کلام، به دلیل ویژگیهای تحسینبرانگیزش نه تنها تا پایان عمر معماری موفق بود بلکه انسانی شریف، همراه و گشادهرو با قلبی بزرگ برای جامعه حرفهای معماران بود.
