بایگانی مطالب نشریه

خبرنگاران به همت گل گهر از مکان های تاریخی سیرجان بازدید کردند بازگشت عزت به خانه شوکت

خبرنگاران به همت گل گهر از مکان های تاریخی سیرجان بازدید کردند
بازگشت عزت
به خانه شوکت

تور خبری یک روزه خبرنگاران به شهرستان سیرجان که به همت گل گهر سیرجان برگزار شده بود از عمارت شوکت سعیدی و دانشکده برون سازی شده در مجاورت یخدان ها آغاز و بعد از ورود به منطقه بلورد از روند مرمت خانه حسین خان ادامه یافت.
کارشناس مرمت بنای خانه علی اصغر شوکت سعیدی در بازدید از این بنا گفت: این خانه تاریخی در محل دوم بنای شهر قدیم سیرجان واقع شده است و در صورتی که موضوع معارض ساخت و ساز در عرصه آن با میراث فرهنگی رفع شود می توان دانشکده معماری را در آینده نزدیک توسعه داد.
احیا و مرمت خانه شوکت سعیدی
مریم اسفندیارپور ادامه داد: خانه علی‌اصغر شوکت سعیدی مربوط به دوره پهلوی اول در سیرجان، محله بمید، خیابان شیخ فضل الله نوری (امامزاده احمد) واقع شده و در تاریخ هفتم مهرماه ۱۳۸۱ با شماره ثبت ۶۱۳۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
وی افزود: این بنا در فاصله ۱۰۰ متری یخدان های حاج رشید در دو طبقه بنا شده است و پلان کلی بنا شامل یک تالار و ایوان مستطیل شکل در مرکز است که طرفین آن دو اتاق واقع شده و در طبقه فوقانی همین شیوه تکرار شده است.
اسفندیارپور گفت: سال گذشته این بنا از طرف دو فرزند مرحوم حاج داوود سعیدی به دانشگاه آزاد برای ساخت دانشکده هنر و معماری اهداء شد.
وی این بنا را با طرح دو طبقه و معماری خاص از خانه های تاریخی سیرجان نام برد که در بافت قدیم واقع است و گفت: مصالح بنا خشت خام و گل رس بوده و نمای اصلی بنا با آجر پوشانده شده است.
اسفندیار پور ادامه داد: طرح آجر سرباره مختص بافت تاریخی سیرجان است که از این مصالح تنها در بناهای ساختمانی تاریخی این شهر استفاده شده است و تزئینات شامل آجر خفته – راسته، آجرهای تراش و تلفیق آجر و دانه های درشت سرباره کوره است که با تلفیق آجر تزئین زیبای را پدید آورده است. این تلفیق آجر و سرباره سیاهرنگ کوره که معمولاً با طرح های هندسی، گلدانی و اسلیمی است در بسیاری از خانه های قدیمی محله باغ بمید سیرجان مشاهده می شود. نمای شرقی با نمای اصلی بنا شامل یک ایوان است که نمای ایوان با یک ستون با پوشش قوس نیم دایره به دو دهنه تبدیل شده است.
وی افزود: این وضعیت در طبقه همکف و اول موجود است. بر پیشانی طاق های زیرین دو قاب آجری با تزئینات هندسی اجرا شده که حد فاصل آن یک ردیف تزئینات دانه های سرباره در نوار عمودی اجرا شده است. پیشانی و حد فاصل طاق های نیم دایره ایوان فوقانی دارای تزئینات آجر تراش و تلفیق دانه های سیاه رنگ سرباره کوره با طرح اسلیمی است و طرفین دو دهنه یاد شده دارای دو ستون نیم دایره بوده که تا بالاترین ارتفاع ساختمان کشیده شده است.
رئیس دانشگاه آزاد سیرجان هم در این بازدید گفت: میراث فرهنگی و محیط زیست امانت هایی هستند که در اختیار ما قرار دارد؛ امیدواریم در حوزه محیط زیست تعامل و رویکرد مناسب برای حراست و احیای این آثار که از نسل های قبل به دست ما رسیده است داشته باشیم.
راه اندازی دانشکده هنر در بنای تاریخی سیرجان
جعفر قلی خانی در رابطه با دیوارهای متحرک کلاس در این دانشکده گفت: جنس دیوارها از عایق سلت و حرارت است و دیوارهای متحرک برای این استفاده شده است تا بتوانیم فضا را نسبت به تعداد دانشجویان کوچک یا بزرگتر کنیم و اگر نمایشگاه یا مراسم دیگری داشتیم بتوانیم این کلاس ها را تبدیل به سالن یا نمایشگاه کنیم.
وی افزود: خانه شوکت سعیدی در اواخر دوران قاجاریه و اوایل دوره پهلوی ساخته و به بهره برداری رسیده است و متاسفانه مانند بعضی دیگر از آثار باستانی مورد بی مهری هایی قرار گرفته است.
قلی خانی گفت: وضعیت این ساختمان به گونه ای بود که تبدیل به مخروبه ای شده بود که قسمتی از آن به آغل گوسفندان و محلی برای نگهداری علوفه تبدیل شده بود ضمن اینکه جایگاه افراد معتاد شده بود به گونه ای که یک گونی سرنگ قبل از شروع مرمت از این محل جمع آوری شد.
وی یادآور شد: به دنبال جایی بودیم تا بتوانیم ساختمان دانشکده هنر را بنا کنیم که در نهایت با خانواده حاج داوودخان سعیدی صحبتی کردیم و ساختمان و مجموعه را به دانشگاه آزاد برای دانشکده هنر اهداء کردند و پس از آن توانستیم اعتبارات لازم برای این منظور را جذب کنیم. مقرر شده یخدان های موقوفه ای که در نزدیکی این دانشکده قرار دارد در اختیار دانشگاه آزاد قرار گیرد.
غبار بی توجهی از چهره
آثار تاریخی سیرجان
زدوده می شود
فرماندار سیرجان هم در این آیین گفت: پنج راه اقتصادی استان کرمان در شهرستان سیرجان قرار دارد و زادگاه افراد بزرگی نظیر باستانی پاریزی، طاهره صفارزاده جهانبخش صادقی است.
منصور مکی آبادی در رابطه با مکان دانشکده هنر در سیرجان ادامه داد: قبل از مرمت این محل به دلیل جمع شدن معتادان زیاد گله مندی مردم این منطقه را به همراه داشت که با اقدامات صورت گرفته شاهد تحولات خوبی در این منطقه هستیم.
وی افزود: مکان های زیادی مورد بی مهری قرار گرفته اند که بنا داریم بی توجهی به این آثار در سیرجان را با جدیت و طی عمل و اقدام به دور از شعار جبران کنیم و غباری که بر چهره آثار نشسته را پاک کرده و برای احیای آن ها اقدامات لازم را انجام دهیم.
معدن تخت گنبد، باغ سنگی درویش خان از دیگر مناطقی بود که مورد بازدید قرار گرفت؛ سپس به سمت محمودآباد حرکت و عملیات مرمت یخدان ها، کاروان سرا و بادگیر این منطقه را از نزدیک مشاهده کردند؛ شهر تاریخی زیدآباد مقصد بعدی کاروان خبرنگاران بود و بازدید قلعه درویش و از مقبره شیخ محمدحسن ملقب به پیغمبر دزدان (از شخصیت های تاریخی استان کرمان) از دیگر برنامه های این تور خبری بود.
وجود ۲۰ میلیون تن
ذخیره مس در معدن چهار گنبد سیرجان
وحید زرسنج سرپرست کارگاه معدن چهارگنبد سیرجان در بازدید از این معدن گفت: این معدن از سال ۸۸ عملا کار خود را آغاز کرده و به زودی با اجرای طرح های توسعه ای؛ تولید این معدن افزایش می یابد.
وی افزود: در حال حاضر ۳۴۰ نفر در این معدن و کارخانه های فرآوری آن کار می کنند و احتمال می دهیم که ۲۰ میلیون تن ذخیره مس در این معدن داشته باشیم.
زرسنج با بیان اینکه سه کارخانه فرآوری در جوار این معدن وجود دارد، گفت: محصول کارخانه تغلیظ این معدن مس کاتدی است که قابلیت صادرات دارد.
وی گفت: این کارخانه در ماه هزار تن تولید کنسانتره دارد و عیار مس این معدن در حد بسیار بالایی است به گونه ای که می توان ادعا کرد نمونه کوچکی از معدن مس سرچشمه را دراین نقطه داریم.
وی افزود: این معدن نظیر دیگرواحدهای اقتصادی مشکل بزرگی به نام بانکها وعدم تامین منابع مالی دارد که امیدواریم در آینده نزدیک این مشکل رفع شود.
گوشه ای از جاذبه های گردشگری سیرجان
در شهرستان سیرجان که از مراکز اصلی گردشگری کرمان است اقدامات خوبی برای مرمت، ترمیم و احیای بناهای تاریخی صورت گرفته است. در کنار این اقدامات باید فرهنگ حفاظت و نگهداری از میراث فرهنگی در جامعه نهادینه شود و مردم در این میان نقش اساسی بر عهده دارند.
سیرجان بناهای زیادی چون بنای شاه‌فیروز، قلعه‌سنگ سیرجان و برج خاموش در روستای اغرگوییه در خود جای داده است؛ شاه فیروز از دوره ساسانیان با کنده کاری های صخره ای در ۱۲ کیلومتری سیرجان بر بالای تپه ای با بیش از ۲۰۰ مورد نقوش مختلف بر پیکره سنگ هایش با سقفی که تنها بر روی چهار ستون استوار است؛ خودنمایی می کند.
قلعه سنگ؛ در فاصله چند کیلومتری سیرجان در ۲۴ شهریور سال ۱۳۱۰، به عنوان پنجاه و سومین میراث ارزشمند ملی ایران در فهرست ماندگار میراث ملی ثبت شد./ مهر

خبر

تندیس و نشان
«نوای صلح ایکوم» به رئیس جمهور اهدا شد
«تندیس و نشان نوای صلح ایکوم ایران از طرف پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، کمیته ملی موزه‌ها (ایکوم ایران) و دبیرخانه «نوای صلح ایکوم ایران» به حسن روحانی، رئیس جمهوری اهدا شد.»
ایسنا، در جلسه دیدار رئیس جمهور با علما، ایثارگران و برگزیدگان شهر قزوین، سیف الله شکری، دبیر دبیرخانه نوای صلح ایکوم ایران با اشاره به ریشه‌های تاریخی صلح دوستی مردم ایران‌زمین و لزوم پرسشگری درباره ترویج خشونت، جنگ و کودک‌کشی در سراسر جهان، توضیحاتی درباره ساختار و ابعاد اجرای این پروژه جهانی ارائه کرد. شکری در این دیدار همچنین به نمایندگی از پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، کمیته‌ی ملی موزه‌های ایران و دبیرخانه نوای صلح ایکوم ایران، تندیس و نشان افتخاری این پروژه را به رئیس جمهور اهدا کرد. دبیر دبیرخانه نوای صلح ایکوم ایران در حاشیه این دیدار گفت: نشان «نوای صلح» به عنوان نماد صلح دوستی مردم ایران به دبیرکل سازمان ملل متحد نیز اهدا می‌شود. به گفته وی، این نشان به همراه سه نشان دیگر به پاسداشت حمایت‌های معنوی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، وزیر امور خارجه و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به دفتر ریاست جمهوری تسلیم می‌شود. دبیرخانه نوای صلح ایکوم ایران که در شهر قزوین قرار دارد، فعالیت خود را از اوایل سال ۹۵ آغاز کرده است و نشان نوای صلح ایکوم در جریان سی و یکمین سفر استانی رئیس جمهوری به شهر قزوین،به او اهدا شد.

«یارانه سفر» به چه کسانی پرداخت می شود؟
رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی گفت: ۲۰ درصد از هزینه سفر به ۷ مقصد گردشگری در قالب یارانه سفر پرداخته می‌شود تا گردشگران بیشتری به مناطق کمترشناخته شده سفر کنند.
باشگاه خبرنگاران جوان،مسعود سلطانی‌فر درباره اینکه شعار روز جهانی جهانگردی، «گردشگری برای همه» است اما در ایران همه افراد جامعه از جمله قشر کم درآمد، معلولان، سالمندان و… نمی‌توانند به سفر بروند، گفت: این شعار امسال سازمان جهانی جهانگردی به این معناست که می‌بایست از این به بعد در این حوزه بیشتر کار کنیم. وی در پاسخ به اینکه سال‌هاست جامعه معلولان کشور می‌گویند جایی مثل موزه‌ها امکانات لازم را برای بازدید آنها فراهم نمی‌کنند و شما هم وعده اجرایی شدن تورهای ارزان و یارانه سفر را از اول پاییز داده بودید گفت: اماکن اقامتی ما به مرور خود را برای پذیرش معلولان آماده می‌کنند و موزه‌های بزرگ کشور نیز برای حضور این افراد مجهز شده اند بقیه موزه ها نیز باید به مرور امکانات لازم را ایجاد کنند. رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی افزود: برای هفت مقصد جدید گردشگری برنامه‌ریزی کرده‌ایم که امسال همه اقشار جامعه بتوانند سفر کنند و ۲۰ درصد از هزینه سفر آنها را در قالب یارانه سفر می‌پردازیم.

گفتگو با مصطفی ملکیان 5 نقص اساسی در نهاد آموزش و پرورش

گفتگو با مصطفی ملکیان
5 نقص اساسی در
نهاد آموزش و پرورش

محمد صادقی- صبا طاهریان
این یک نکته، اما نکته دوم این است که حالا فرض می کنیم، مطلبی که خانم معلم تان گفته واقعا خلاف مطلبی باشد که من گفتم. چرا فورا حرف خانم معلمتان را بر حرف من ترجیح دادید؟ حالا فرض می کنیم که خان معلم تان گفته مرکز ایتال رم است و من گفتم پایتخت ایتالیا رم است و فرض کنیم دو رای کاملا ناسازگار را بیان می کنیم. چرا فوری می گویی خانم معلم ما این را گفته؟ تازه باید بگوییم خانم معلمان یک چیزی می گوید و پدر، مادر یا خواهر و برادرم چیز دیگری، باید ببینم کدامشان درست می گویند و این برمی گردد به اینکه تعبد جای استدلال را گرفته است. اگر تو با دو رای مواجه می شوی باید ببینی که معلمتان چه استدلالی دارد که مرکز ایتالیا رم است و من چه استدلالی دارم که می گویم پایتخت ایتالیا رم است، البته با این فرض که دو مطلب متفاوت را می گفتیم. اما اینکه فوری حکم بدهید که خانم معلمان درست می گوید نه اینکه پدر، مادر، خواهر بزرگتر یا برادر بزرگترم درست می گوید، به این خاطرا ست که تعبد به جای استدلال قرار گرفته است. چون آن را خانم معلم گفته، سخن درستی است اما که Authority خان معلم ما را برای من نداری، خواهر منی، یا برادر منی یا … اما Authority نداری. پشتوانه سخن خانم معلم به جای دلیل، خود خانم معلم است. سخن من به جای دلیل، خودم هستم و چون خانم معلم Authority بر من دارد و نه تو، پس من سخن خانم معلم را می پذیرم. این را اگر با بچه ها سروکار داشته باشید به روشنی می بینید، البته در سنین بالا هم به طور عیان همه جا این را می بینید اما می خواهم بگویم که مبنای آن وسرآغاز آن را باید در کودکی دید. شما با بچه های دبستانی سروکار داشته باشید، می بینید اکثر این بچه ها،مفهومی از کشور در ذهن ندارند. البته به حافظه می سپارند که ایران یک کشور است، آمریکا یک کشور است و … اما مفهومی از کشور در ذهن ندارند و هیچکدام هم نمی گویند که ما اصلا نمی فهمیم کشور یعنی چه؟ مفاهیمی مثل کشور متاسفانه در کتابهایشان به کار می رود (اگر می گویم متاسفانه به این جهت است که اصلا تفهیم نمی شود) و مثلا مجلس نمایندگان را به کار می برند که چه تعداد عضو دارد، چه تعداد انتخابی و چه تعداد انتصابی هستند و … و همه اینها را حفظ می کنند. براساس نمره هم، 20 می گیرند چون حافظه شان قوی است. اما اصلا تصوری ندارند که مجلس یعنی چه؟ مجلس شورا یعنی چه؟ نماینده اصلا یعنی چه؟ وقتی می گویند کسی نماینده شهری در مجلس یا نماینده کشوری در کنگره ای است، تصوری ندارند که این یعنی چه؟ لذا این در فیزیک و شیمی هم همین طور است. باور بفرمایی زمانی من با یکی از استادان یکی از بهترین دانشگاههای فنی و مهندسی کشور صحبت می کردم و می دیدم مفاهیمی که خودش سالهاست آنها را تدریس می کند را مفهوما ادراک نمی کند. دائماً تبدل ماده به انرژی و انرژی به ماده گفته می شود، اما وقتی از او م پرسیدم که انرژی به عالم اجسام تعلق دارد یا به ماورای عالم اجسام؟ متوجه نبود که چه می گویم، چرا؟ چون از اول یاد گرفته که قانون تبدل ماده به انرژی، چنین فرمولی دارد. فوری به ما یاد می دهند که قانون تبدیل ماده به انرژی این است ما می پذیریم و براساس آن هم مساله حل می کنیم. ولی اصلا نمی دانیم و از خودمان هم نمی پرسیم که این انرژی که گفته می شود جسمانی است یا غیرجسمانی؟ به آن استاد می گفتم به هرحال انرژی مربوط به عالم طبیعت است و در عالم طبیعت هرچیزی بعد دارد. میگفت بله، سپس می پرسیدم یعنی انرژی بعد دارد؟ و اگر دارد پس با جسم هیچ فرقی ندارد. نمی خواهم بگویم این معمایی لاینحل است، نه جواب واضحی دارد. می خواهم بگویم استادی که 30 سال به تدریس در دانشگاه مشغول است، خودش مفهوماً از انرژی در کی ندارد. البته این در علوم اجتماعی خیلی واضح تر هم وجود دارد. عرض کردم اولین عیب و ایرادی که من می بینم این است که آموزش و پرورش ما مبتنی بر حافظه است، نه بر فهم و عیب و ایراد دوم این است که مبتنی بر تعبد است، نه براستدلال فرق اش هم این است که در استدلال پشتوانه سخن، دلیل است و در تعبد، پشتوانه سخن، شخصی است که سخنی را می گوید و قاتل به آن سخن است.
ایدنولوژیک اندیشی: عیب سوم آموزش و پرورش ما، ایدئولوژیک اندیشی است. امروزه وقتی در مطبوعات می گویم ایدئولوژی، بیشتر از هرچیزی ذهن ما به مارکسیست ها و سوسیالیست ها و چپ ها معطوف می شود که اینها ایدئولوژیک اندیش هستند. بعد ذهن ما متوجه مذهبی ها هم می شود که آدم های مذهبی هم ایدئولوژیک اندی هستند. اما آدم های مذهبی هم ایدئولوژیک اندیش هستند .اما ایدئولوژیک اندیشی این نیست که محتوای حرف تو چیست. معنایش این است که طرز برخوردت با رای خودت چیست. ایدئولوژیک اندیش بودن به این نیست که تو مارکسیست باشی یا ضدمار کسیست باشی یا ایدئولوژیک اندیش نباشی. یا اگر ضدمذهب باشی از ایدئولوژیک اندیشی رهایی پیدا کرده ای. اصلاً و ابداً چنین نیست. محتوای باورها و آرای من نیست که مرا ایدئولوزیک یا غیرایدئولوژیک می کند، طرز مواجهه و برخورد من با باورها و آرا است که مرا ایدئولوژیک یا غیرایدئولوژیک می کند. حالا، ایدئولوژیک بودن را من این طور تعریف می کنم، که اگر شما معتقد باشید که این طور تعریف می کنم، که اگر شما معتقد باشید که دربا موضوعی یا مساله ای یا مشکلی، ختم سخن گفته شد و پرونده این موضوع یا مساله یا مشکل بسته شدن، آن وقت شما درباره این موضوع، این مساله و این مشکل، ایدئولوژیک اندیش هستید. ایدئولوژیک اندیشی این است که ما معتقد باشیم، سخن آخر و فیصله بخش، گفته شد و حالا باید برویم سراغ بقیه موضوعات، مسائل و مشکلات. اما این موضوع خاص یا مساله خاص یا مشکل خاص دیگر فیصله یافت.
چون حق مطلب درباره آن گفته شد. حالا که گفته؟ چه شما بگویید مارکسس گفته، عیسی گفته، اسپینوزا گفته، کانت گفته، بوعلی سینا گفته، سعدی گفته و … این مهم نیست که بگویید چه کسی گفته، مهم این است که معتقد باشید که پرونده این موضوع دیگر بسته شد، چون ختم سخن را در این باب از فلان کس شنیده ایم. به این معنا غیرایدئولوژیک اندیشی یعنی اینکه در باب هر موضوع، مساله یا مشکلی، می شود بازاندیشی کرد کرد و از نو هم پرونده را گشود و از نو نقد و بررسی کرد که راه حل درست مساله یا راه رفع درست مشکل چیست. نه اینکه این مساله یا مشکل تا ابد حل یا رفع شد چون فلان کس مساله یا مشکل تا ابد حل یا رفع شد چون فلا کس مساله را حل و مشکل را رفع کرده است. ایدئولوژیک اندیشی یعنی پرونده را مختومه اعلام کردن. این ایدئولوژیک اندیشی در آموزش و پرورش ما وجود دارد. مثلا همه شاهان در کتابهای تاریخ، بدکار بوده اند، چون اقتضای ایدئولوژی ما این است شما از مادها تا آخرین شاه ایران را در کتاب ها در نظر بگیرید، همه این شاهان با درجات مخلتف، ظالم و سنگدل و بی رحم و خونخوار بوده اند. چون ما درباب یک موضوع مساله را مختومه اعلام کرده ایم. آن هم اینکه هر کسی جز از طریق خدا حکمت را در دست بگیرد، این دیگر فرقی ندارد که چه کسی باشد، هر که باشد ظلم، سنگدل، بی رحم و خونخوار است.
آن وقت باید چقدر واقعیات تاریخی را تحریف کنید. برای اینکه با این ایدئولوژی بسازد. چاره دیگری هم ندارید باید قلب واقعیت کنید. به جای اینکه آرای خود را تابع واقعیت ها بکنید، باید واقعیت را تابع آرای خود بکنید. البته واقعیت ها هیچ وقت تابع آرای شما نمی شوند. پس توهمات را باید به جای واقعیت ها به بچه ها یاد داد تا آن توهمات با ایدئولوژی مورد نظر سازگار باشد! خلاصه اینکه اگر در باب موضوع یا مساله یا مشکلی بگوییم که ختم سخن گفته شده است چاره ای جز این نداریم که مجبور شویم تاریخ، فرهنگ، جامعه، واقعیت های فردی انسان و واقعیت های جمعی را در جوامع تحریف کنیم برای اینکه بناست حرفی که زده شده، حرف آخر تلقی شود. پس باید همه چیز فدای آن شود و این در آموزش و پرورش ما وجود دارد. چون فلان کس در فلان سخنرانی که دیروز انحام داد حرف آخر را زد پس حرف دیگری نباید گفته شود، و ختم سخن گفته شده و این به میزانی که هر کس زورش برسد ابراز می شود. ممکن است من که رئیس یک اداره کشاورزی کوچک در یک شهر کوچک هستم ختم سخن را بگویم. زمانی هم ختم سخن را یک سیاستمدار، یک رئیس جمهور و … می گوید.
ادامه دارد …

فضای مجازی که دانش‌آموزان را بی‌سواد کرده است

فضای مجازی که دانش‌آموزان را بی‌سواد کرده است
گزارش وزارت آموزش و پرورش در سال ۹۳ نشان می‌دهد از مجموع یک میلیون و ۳۰۰ هزار دانش‌آموزی که در امتحان نهایی شرکت کرده‌اند، بیش از ۸۰ درصد دانش‌آموزان با میانگین نمره ۱۲ قبول شدند.
این نتیجه در کنار نامناسب بودن کیفیت آموزشی از مواجهه با نوعی افت شدید تحصیلی در جامعه خبر می‌دهد؛‌امری که از نگاه کارشناسان با استفاده از تلفن همراه و ورود دانش‌آموزان به فضای مجازی و سرگرم شدن در شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های اینترنتی بی‌ارتباط نیست.
کنجکاوی و تجربه یک فضای جدید در کنار عقب نماندن از دیگران نخستین انگیزه‌هایی است که افراد را به سوی فضای مجازی می‌کشد اما برنامه‌ریزی‌های دقیقی که برای آنها صورت گرفته، ‌باعث ماندگاری‌شان در این دنیا می‌شود تا جایی که فضای مجازی ابزاری می‌شود برای نفوذ و بر هم زدن نظم جامعه و می‌تواند کشور را تا مرز بحران بکشاند. این موضوع آنقدر جدی است که توانسته افت شدید تحصیلی دانش‌آموزان را رقم بزند و جوانان را به وسیله شبهات با چالش‌های اعتقادی و هویتی روبه‌رو کند و خانواده‌ها را در معرض فروپاشی قرار دهد. بروز تمامی این آسیب‌ها در کنار برنامه‌های گسترده تدارک دیده شده برای فروپاشی جامعه ایرانی در انفعال شورای عالی فضای مجازی و دستگاه‌های مسئول ریشه دارد؛‌موضوعی که با وجود تأکیدات چند باره رهبر انقلاب بر اهمیتش تا به اندازه اصل انقلاب هنوز به دغدغه اصلی مسئولان این حوزه تبدیل نشده است.
«اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم، رئیس فضای مجازی کشور می‌شدم!» بی‌تردید همین یک جمله برای درک اهمیت فضای مجازی کافی است. با وجود این اما همچنان موضع منفعلانه شورای عالی فضای مجازی در برابر این فضا انتقاد کارشناسان این حوزه را در بر داشته و موجب شده آسیب‌های فضای مجازی از دستاوردهای مثبت آن پیشی بگیرد و به جای آنکه ما رسانه‌ها را مدیریت کنیم، رسانه‌ها و به خصوص رسانه‌های فراگیر مجازی مدیریت ما را در دست داشته باشند. سید علیرضا آل داوود، کارشناس فضای مجازی با اشاره به تحقیقی که یکی از اساتید علوم اعصاب در دانشگاه MIT انجام داده، می‌گوید: استفاده زیاد از اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای اختلالات جدی در عملکرد شناختی کودکان به وجود می‌آورد. به گفته آل داوود در دنیای همیشه متصل به اینترنت مغز ما مدام در دام لذت‌جویی می‌افتد. این موضوع در کودکان بسیار شدیدتر است. این محرک‌ها که به یاری فضای مجازی بسیار راحت‌تر، سریع‌تر و آسان‌تر می‌شود به آنان رسید، شامل اخبار و محتوای هیجان‌آور، سرگرمی‌های خاص، متون تلگرام و اینستاگرام، محتوای پورنوگرافی و تصاویر بازیگران مشهور با پوشش‌های نامتعارف است و در صورت تکرار شدن می‌تواند روی میزان تمرکز انسان در مسائل مختلف تأثیر بسیار بگذارد. این کاربران دیگر نمی‌توانند دقایق متمادی کتاب بخوانند یا روی یک کار دیگر تمرکز داشته باشند چون مغزشان برای پرش و از این سو به آن سو شدن پرورش پیدا کرده است. آنطور که آل داوود می‌گوید، اعتیاد به فضای مجازی و ابزارهای آن در میان کودکان بسیار شایع‌تر است که باید به طور جدی برای پیشگیری یا درمان آن تدابیر جدی دیده شود.

سید جلال طیب، پیشکسوت تئاتر کرمان، در گفت و گو با پیام ما: او؛ چارلی چاپلین ایران بود

سید جلال طیب، پیشکسوت تئاتر کرمان، در گفت و گو با پیام ما:
او؛ چارلی چاپلین
ایران بود

گفت و گو: فریده امینی زاده
تنظیم: یاسر سیستانی نژاد
سید جلال طیب از جمله پیشکسوتان هنر تئاتر در کرمان است. او خاطراتش را با جزئیات تعریف می کند. آن قدر که می توان آن ها را در ذهن، به تصویر کشید. از چگونگی ورود«چارلی پاچلین ایران» به کرمان و روی صحنه بردن پیر بوالهوس و…
از کرمان و طهران قدیم خاطره دارد. از تئاتر، از سیاست و از مدیریت اجرایی.
کودتای 28 مرداد1332 و حوادث پس از آن نوستالوژی مشترک همسالان اوست. اما بر خلاف دیگر همسالان کرمانی اش که از میدان باغ سخن می گویند او از خیابان های تهران خاطره دارد. چرا که در آن سال ها در پایتخت روزگار می گذرانده است. خاطرات سید جلال طیب از روزگار گدشته، خواندنی است.
شما خواننده صفحه کرمون را به مطالعه متن دعوت می کنیم؛

در ماجراهای 28 مرداد 32 در تهران بودم. شاید در رفتارهای سیاست مداران اشتباهاتی دیده شود. اما واقعیت این است که در عالم سیاست، تنها کسانی اشتباه نمی کنند که کار سیاسی نمی کنند. همیشه احتمال اشتباه هست. کوچکی و بزرگی اشتباهات در محدوده کار و شعاع فعالیت هر فعال سیاسی ارزیابی می شود. دکتر بقایی در راس حزب زحمتکشان قرار داشت. نماینده یک استان بود. مرد بسیار جسوری بود. در یک برهه زمانی شاه اعلام کرده بود که انتخابات آزاد است. دکتر بقایی خانه ای در خیابان «کوشک» تهران گرفت و آن را ستاد نظارت بر آزادی انتخابات قرار داد. پارچه بزرگی هم نوشت. فراخوان داد هر کسی تمایل همکاری با ستاد را دارد بیاید.
مردم استقبال کردند. استادان دانشگاه آمدند. آن قدر شور و هیجان زیاد بود که مردم شب ها پای صندوق های رای می خوابیدند تا از تخلف در انتخابات جلوگیری شود.
وزیر کشور وقت- دکتر جلالی- دستور داد پارچه را از وسط خیابان بردارند. بقایی اعلام جرم کرد و گفت:«ما ناظر بر آزادی انتخابات هستیم.» بهانه آوردند که این پارچه ای که شما آویزان کرده اید، حواس رانندگان را پرت می کند و باعث تصادف می شود. تا این که یک روز اوضاع تغییر می کند. تلفن ها قطع می شود. کسی هم در خیابان منتهی به ستاد نظارت بر آزادی انتخابات رفت و آمد نمی کند. مأموران امنیتی خیابان را بسته اند. ماموران از هر کس رد می شد، می پرسیدند:«کجا می روی؟» اگر می گفت خانه ام این جاست. می پرسیدند:«کدام پلاک؟» سپس آن فرد را تا در خانه اش همراهی می کردند. بدین ترتیب از ورود طرفداران به ستاد جلوگیری می کردند. دکتر بقایی نامه کوچکی نوشت و در 50 نسخه زیراکس کرد و شخصاً به دست افسرها داد.
در آن نامه خطاب به افسران بدین مضمون نوشته شده بود:«ما طبق دستور اعلیحضرت به آزادی انتخابات، ستاد نظارت بر آزادی انتخابات را تاسیس کرده ایم. به شما دستور داده اند که مانع ورود مردم به ستاد شوید. ما علیه دستور دهنده اعلام جرم می کنیم. اما در حال حاضر فقط شما را می شناسیم. اگر دستور دهنده در آینده بگوید من دستور نداده ام، شما مجازات می شوید. از این پس هر گاه خواستید کار خلاف قانون انجام بدهید از مافوق خود نوشته بگیرید.»
من بزغاله پای دَم نیستم!
یک فعال سیاسی در دادگاه به اعدام محکوم شده و حکم اعدام هم اجرا شد. دکتر بقایی در همان دادگاه به اعدام محکوم شد. او در آخرین دفاعیات خود گفت:«آقای دادستان اجازه دهید من یک داستان بگویم.»
و داستان را این گونه تعریف کرد: یک نفر میمونی داشت که برای آهنگران می دمید.(آهنگران برای این که اکسیژن کافی برای شعله ور ماندن آتش به کوره هدایت کنند، از دستگاهی به نام «دم» استفاده می کنند و یک نفر همیشه باید این دستگاه را در حال کار نگه دارد.) یک نفر آن میمون را خرید. میمون چند ماهی برای آهنگر به طور منظم کار کرد. یک روز میمون از دستور آهنگر سرپیچی کرد. تهدید و کتک هم چاره ساز نبود. آهنگر، ناچار به فروشنده میمون مراجعه کرد و مشکل خود را با او در میان گذاشت.
فروشنده به سمت میمون رفت اما میمون شروع به ورجه وورجه کرد و از دست فروشنده گریخت.
آهنگر گفت:«من الآن سه روز است هر چه این میمون را تشویق و تنبیه می کنم چاره ساز نیست.» فروشنده گفت:«نیازی به تنبیه و تشویق نیست. سریع به بازار برو و یک بزغاله بخر و بیاور!»
آهنگر بزغاله ای خرید و به کارگاه بازگشت. فروشنده بزغاله را کنار دم آهنگری برد و گفت:«زود باش بِدَم!» بزغاله بخت برگشته هم نه بلد بود بدمد و نه منظور فروشنده را می فهمید. فروشنده دوباره و سه باره به بزغاله گفت:«بدم!» اما بزغاله فقط مع مع می کرد. میمون از گوشه کارگاه شاهد این ماجرا بود. فروشنده بعد از چند بار دستور دادن و اطاعت ندیدن، چاقویی از کمر خود برکشید و سر بزغاله را برید.
میمون که این صحنه را دید پای دم آمد و شروع به دمیدن کرد.
آقای دادستان آن فردی که شما کشتید بزغاله پای دم بود. من مظفر بقایی کرمانی هستم. من بزغاله پای دم نیستم. شما به اتهام آن یادداشتی که به مأمورین دادم گفتید که به جرم تحریک علیه سلطنت مشروطه مطابق با بند 76 محکوم به اعدام هستم.
من هرگز تحریک علیه سلطنت مشروطه نکرده ام بلکه قضیه کاملاً بر عکس این بوده است. دلیل اصلی حکمی که شما دادید به یک نامه بر می گردد.»
نامه بقایی به «کندی»
طیب؛ در توضیح نامه بقایی به کندی می گویدکه؛
«جان. اف. کندی» در زمان کاندیداتوری اش برای ریاست جمهوری آمریکا وعده کمک بلاعوض به کشورهای در حال توسعه داده بود. این کمک ها شامل کمک نظامی و اقتصادی و… بود.
دکتر بقایی پس از کندی در انتخابات، نامه ای به این مضمون برای او نوشته بود؛
«بنده به عنوان یک ایرانی و یک آسیایی بر خود لازم می دانم به خاطر وعده هایی که به برخی کشورها از جمله ایران دادید، از شما تشکر کنم. به عنوان یک راهنما می خواهم توضیح دهم که آگاهانه اقدام کنید. در برخی از این کشورها، دولت تمام کمک های مالی شما را به حساب خود می ریزد. زمانی که ملت می خواهد علیه دیکتاتوری آن ها بایستد. با اسلحه های شما مردم را می کشند و جوی خون راه می اندازند.
همه آن ها یک هواپیما نزدیک خانه شان دارند. پول ها را به بانک های سوییس می سپارند و… اگر توانستند ملت را منکوب می کنند. در غیر این صورت هواپیما را سوار می شوند و فرار می کنند و با پول شما زندگی مرفهی راه می اندازند و به ریش شما و ملت هم می خندند.
برای این که کمک و تفکر انسانی به ثمر بنشیند در سازمان ملل به تصویب برساند. هر کدام از دیکتاتورها به هر کشوری که فرار کردند، آن کشور موظف باشد که آن ها را به عنوان مجرم سیاسی به کشور تحویل دهد و آن چه پول دزدیده اند به کشور باز گردد. بدانند اگر بکشند و بدزدند محاکمه می شوند.»
نامه را به آلمان می فرستند و از آن جا به سازمان ملل ارسال می شود.
وقتی که برای دستگیری دکتر بقایی به منزل او می ریزند پیش نویس نامه را می بینند. به همین جرم او را محکوم به اعدام می شود.
پیر بوالهوس در کرمان
سال 1321 شانزده ساله بودم. بیژن و منیژه که برداشتی از شاهنامه فردوسی بود را روی صحنه بردیم. آقای علی محمد رجایی(استاد معروف تئاتر) به کرمان آمده بود .
هتلی بود سر سه راه کاظمی( این سه راه با احداث خیابان صمصمام به چهارراه تبدیل شد.) و آقای رجایی در آن اقامت کرده بود.
همان زمان، ما در باشگاه افسران تئاتر بیژن و منیزه را روی صحنه برده بودیم. تئاتر هم با امکانات بسیار مبتدی برگزار می شد. سابقه نداشت که زن تئاتر بازی کند. آقای کبیری نقش منیژه را بازی می کرد. من نقش ندیمه منیژه را بازی می کردم.
رجایی از زاهدان به مقصد تهران حرکت کرده بود. مثل حالا هم نبود که اتوبوس ها تندرو و جاده ها برای حرکت مناسب باشند. مسافری که از زاهدان حرکت می کرد باید یک شب را در کرمان می مانده. شب بعد در یزد می خوابید و شب بعد در اصفهان و خلاصه چهار روزه مسیر زاهدان تا تهران را می پیمودند. آقای رجایی شب در کرمان ماند. در مرکز شهر راه افتاده بود تا کرمان را ببیند. تصادفاً به باشگاه افسران رسیده بود. پرسیده بود که این جا چه خبر است؟ وقتی متوجه شده بود که اجرای تئاتر است، داخل آمده بود تا تئاتر کرمان را ببیند.
خاطرم هست که بلیت های ردیف جلو را نمی فروختند. این ردیف را برای مسوولان شهر نگه می داشتند. من بعد از این که نقشم را بازی کردم، خودم را به صندلی های تماشاگران رساندم و روی صندلی ردیف جلو نشستم. یک نفر از پشت سر با دست به شانه من ضربه آرامی زد و گفت:«خسته نباشی!» تعجب کردم. پرسید:«کارگردان تئاتر شما کیه؟» من؛ کارگردان را نمی فهمیدم چی هست؟ گفت:«می توانم با شما ملاقات کنم؟» گفتم بزرگ ترها هستند. ایستاد و با بزرگ تر ها صحبت کرد. گفت:«آیا با من همکاری می کنید که یک تیاتر بسازیم و اجرا کنیم؟ تئاتری که راهنما و الگوی شما برای کارهای بعدی باشد؟» همه جوانان تئاتری قول دادند که با ایشان همکاری کنند.
روز بعد قرار گداشتیم. رجایی به جمع ما آمد و پرسید:«کسی ترکی بلد است؟» گفتیم:«نه!» پرسید:«کسی لهجه کاشانی بلد است؟» گفتیم:«نه!» گفت:«کسی یزدی بلد است؟» گفتیم:«نه!» با تعجب گفت:«یزد که جزو توابع کرمان است. چه طور بلد نیستید؟»
گفتیم:«خودتان بلدید یزدی صحبت کنید؟» گفت:«بله!» و با لهجه یزدی صحبت کرد.
خود ایشان با همه لهجه ها صحبت کرد. از ترکی گرفته تا یزدی و خراسانی و کاشی و…
روز بعد بچه ها بهانه آوردند که امتحانات تجدیدی مان به زودی شروع می شود و نمی توانیم با شما همکاری کنیم. آقای رجایی به بعد از شنیدن این حرف ها وا رفت. حیران شد. گفت:«شما به من قول دادید! من از زاهدان به تهران بلیت کامل گرفته بودم. من به امید شما ماندم. اتوبوسی که باید با آن به تهران می رفتم الآن رسیده به یزد. حالا باید یک هفته دیگر در کرمان بمانم تا ماشینی برسد و مرا با خودش ببرد. لطف شما بسیار صمیمانه بود. آفرین! آفرین!»
و با ناراحتی رفت.
البته من فهمیدم که بچه ها به خاطر اطلاعات کمی که در زمینه تئاتر داشته اند در مقابل آقای رجایی کم آورده اند و به همین دلیل هم به قول خود وفا نکرده اند.
من مسافرخانه اخوان(سه راه کاظمی) که محل اقامت آقای رجایی بود رفتم. خیلی خوشحال شد. پرسید:«چه شد؟» گفتم:«من به خاطر خلف وعده دوستانم از شما عذر می خواهم. من و تعدادی از دوستانم دوست داریم که با شما همکاری کنیم. خلاصه تئاتری در دبیرستان پهلوی سابق گذاشتیم. خیابان یک تئاتر ده روزه را یک ماه و نیم روی صحنه نگه داشتیم. بلیت ها هم سریع فروخته می شد. اسم نمایش،«پیر بوالهوس» بود که شخص آقای رجایی در دو نقش بازی کرد. رجایی؛ چارلی چاپلین ایران بود. او در طول 2سال و نیم تئاتر کرمان را به پایه ای رساند که با تئاترهای تهران برابری می کرد.
بعد، اصفهان با حقوق ماهیانه 2 هزار تومان او را دعوت به همکاری کرد. در حالی که یک معلم، ماهیانه 70 تومان حقوق می گرفت.
در زمان نوجوانی ما کرمان بسیار محروم بود. هیچ کلاسی برای آموزش در کرمان نبود. حتی یک کلاس نقاشی و… من به نقاشی می کشیدم؛ اما امکان آموزش آن در کرمان فراهم نبود.
کاش می شد سیاست
را تماشا کرد!
ای کاش می شد سیاست را مثل فوتبال تماشا کرد. 28 مرداد حزب توده فراگیر شده بود و جوانان را جذب خود کرده بود. ابتدا افراد بزرگ و شریفی مانند ملک الشعرای بهار و دهخدا متمایل به این حزب بودند. نظرگاه حزب هم بسیار مردمی بود. بعدها سران حزب آگاهانه یا ناآگاهانه خیانت کردند و به دامن روسیه رفتند تا حمایت آن ها را جذب کنند. کسی هم که کمک می کند بی نظر نیست.
کشور، قبل از 28 مرداد در محاصره اقتصادی بود. واردات و صادرات نداشتیم. دولت ایران به یک کشور بی طرف مثل ژاپن به استناد حکم ملی شدن صنعت نفت یک کشتی نفت فروخت. انگلیسی ها آن کشتی را در دریاهای آزاد ربودند و گفتند مال ماست. آن ها علیرغم حکم دادگاه لاهه چنین کاری کردند.

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 2
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
باز هم در آسمان، جنگ در گرفته بود. ابرهای سیاه و سفید غرش کنان به یکدیگر حمله ور می شدند و از برخورد شمشیرهایشان، رعد و برق پدید می آمد و شب تیره را پی در پی تاریک و روشن می کرد. صدای شرشر بارانی که از تن ابرهای زخم خورده بر دشت می بارید، با صدای چرخ نخ ریسی کهنه و فرسوده درآمیخته بود و علی اکبر مثل همیشه تا دیر وقت شب در اتاق کاهگلی خانه شان، کنار مادرش، بی بی، نشسته بود و گوش سپرده بود به این صداها. چرخ نخ ریسی با هر گردش، ناله ای می کرد و صدای یک نواخت آن در گوش علی اکبر لالایی می خواند و گاهی حتی گرسنگی را از یادش می برد.
کم کم پلک هایش سنگین شد و در حالی که سر بر زانوی بی بی گذاشته بود، به خواب رفت.
بی بی، با مهربانی دستی بر موهای او کشید و به کارش ادامه داد. باید تمام پنبه را تا صبح می ریسید. امید او به علی اکبر هشت ساله اش بود. دل بسته بود به این که روزی علی اکبر برای خودش مردی شود و عصای دست او. برای بی بی، علی اکبر تنها بهانه زنده ماندن بود. وقتی دید علی اکبر به خواب خوش فرو رفته، کم کم پلک های خودش هم سنگین شد، آرام به بقچه پر از پنبه تکیه داد و همان جا نشسته به خواب رفت.
صبح روز بعد با صدای آواز خروس ها از خواب پرید. خروس هایی که گذشت شبی دیگر از شب های سکوت و تنهایی این مادر و پسر را مژده می دادند. جنگ در آسمان تمام شده بود. دیگر خبری از ابرها نبود؛ اما بر زمین و در آن خانه کاهگلی، جنگ نیمه کاره رها شده بود. طولی نکشید که چرخ ریسی شروع کرد به نواختن آهنگ همیشگی جنگ، نبردی بی امان با فقر و تنگدستی که پایانی نداشت.
علی اکبر، بچه سر به راهی بود؛ اما گاهی که بی بی برای خرید نان از خانه بیرون می رفت. هوس ساختن چیزهایی به سرش می زد. آن وقت، گره بقچه را باز می کرد و با پنبه ها کوهی بلند می ساخت. کوهی که در نظرش زیباترین و بلندترین قله دنیا بود؛ کوهی شبیه بی بی.
وقتی بی بی برمی گشت با دیدن وضع به هم ریخته اتاق، صدای داد و فریادش بلند می شد. این جور وقت ها، علی اکبر در یک چشم به هم زدن، سینه آن کوه پنبه ای را می شکافت و پا به فرار می گذاشت. می رفت به محله فقیرنشین «گل بازخان» که پر از آدم های مهربان و با صفا بود. کنار جوی پر آب محله می نشست و تکیه می داد به درخت چنار پیری که آن جا بود. مدتی چشم هایش را می بست، نفسی تازه می کرد و آرام و قرار می گرفت. بعد، دست های کوچکش را فرو می برد در آب زلال جویبار و از کناره های آن مشتی گل برمی داشت. انگشت هایش را در آن فرو می برد. دانه های شن و سنگ را از درونش بیرون می کشید و شروع می کرد به ساختن گل ها و آدم ها و حیوانات. آدم هایی که چشم هایشان را با فشار نوک انگشت درست می کرد و به جای بینی یک تکه چوب خشک روی صورتشان می کاشت. در خیال علی اکبر اما آن مجسمه های گلی، زیباترین گل ها و بهترین آدم ها و گریزپاترین حیوانات دنیا بودند.

میزخبر

هیات‌رئیسه موقت شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان مشخص شد
ایلنا نوشت: اولین جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان با ترکیب جدید برگزار شد. ر این جلسه ۲۰ حزب عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و ۴ حزب دیگر اصلاح‌طلب و همچنین ۱۵ نفر از شخصیت‌های ملی و حقیقی جریان اصلاحات شامل مرتضی حاجی، محسن مهرعلیزاده، محمدرضا عارف، حجت‌الاسلام عبدالواحد موسوی‌لاری، مرتضی مبلغ، سید محمود می‌رلوحی، مصطفی معین، سرحدی‌زاده، محمد سلامتی، جعفر توفیقی، بناب، حسین مرعشی، الهه کولایی، محمدجواد حق‌شناس و رسولی حضور داشتند. همچنین قرار بود در این جلسه ۳ نفر از اعضای فراکسیون امید هم حضورداشته باشند اما چون فراکسیون امید هنوز سه نماینده خود را برای حضور در شورای عالی سیاست‌گذاری مشخص نکرده است نمایندگان فراکسیون در این جلسه حضور نداشتند.
در جلسه دیروز ابتدا هیأت رئیسه موقت انتخاب شد. و بر این اساس عارف به‌عنوان رئیس، ظفرقندی رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌عنوان نایب‌رئیس و ژاله فرامرزیان به‌عنوان منشی هیأت رئیسه بارأی دیگر اعضا انتخاب شدند. در ادامه جلسه دیروز عصر همچنین کمیته هفت‌نفره‌ای به ریاست حسین کمالی مشخص شد تا در جهت تدوین آیین‌نامه برگزاری جلسات شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان اقدام کنند.
رئیس قوه قضاییه: اگر جای دولت و وزیر خارجه بودم اجازه نمی‌دادم وزیر اقتصاد آلمان وارد ایران شود
انتخاب نوشت: آیت‌الله لاریجانی رئیس قوه قضاییه با انتقاد شدید از اظهارات اخیر وزیر اقتصاد آلمان مبنی بر لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل و طرح برخی ادعاهای حقوق بشری علیه ایران، گفت: اگر به‌جای دولت محترم و وزیر امور خارجه بودم قطعاً اجازه نمی‌دادم چنین شخصی وارد کشور شود.
تصمیم زیرکانه تاج
خبرآنلاین نوشت: فدراسیون فوتبال دریکی از منطقی‌ترین تصمیم‌های سال‌های اخیرش، درحالی‌که با تمام توان آماده برگزاری مسابقه مهم ملی با کره جنوبی می‌شود، تصمیم‌گیری درباره اولویت‌بندی برای بازی با کره را به مسئولان عالی‌رتبه کشوری واگذار کرد. درحالی‌که فدراسیون فوتبال از ماه‌ها قبل تمام رایزنی‌های ممکن برای تغییر زمان بازی با کره را انجام داده اما نتوانسته است این تاریخ را تغییر دهد،حالا تصمیم گرفته تا تابع تصمیمات مدیران عالی نظام باشد. محمدرضا ساکت خیلی هوشمندانه بعد از انتقادات مذهبی صورت گرفته ، درباره بازی گفته است:«ما تابع تصمیم مقامات مسئول در نظام هستیم و تبعات را هم می‌پذیریم.» تبعات این تصمیم شاید نرفتن به جام جهانی باشد اما فدراسیون در روزهایی که انتقادهای زیادی را تحمل می‌کند ، تصمیم گرفته تا تصمیم‌گیری به این مهمی بر عهده خودش نباشد.»
حمله تند حسن عباسی به رسانه‌های اصلاح‌طلب: شما که زنازادگی غرب را مسخره می‌کنید در اصل خود شک کنید
شرق نوشت؛ حسن عباسی در سخنرانی جدیدی که فایل صوتی آن دیروز منتشرشده؛ اما مشخص نیست محل سخنرانی کجاست، صحبت‌های جدیدی مطرح کرده است. صحبت‌هایی که در ادامه و واکنش به صحبت‌های یک هفته پیش خود است. او گفته: «بر اساس آمار رسمی و صریحی که سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی منتشر کرده‌اند، درصد زنا‌زادگی آن‌ها ۵۰ درصد و ۶۰ درصد و ۷۰ درصد است. آمار نهاد‌های بین‌المللی را منتشر می‌کنیم، رسانه‌های داخلی این را توهین به ملت‌های دیگر می‌دانند درحالی‌که ما این را منتشر نکردیم. چرا شما به خودتان می‌گیرید؟! روزنامه رسمی دولت چرا زنازادگی فرانسه و آمریکایی‌ها را به خودش می‌گیرد. این آمار سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی است، می‌گویند کشور برزیل ۶۶ درصد زنازاده است. کشور آمریکا و انگلیس ۴۱ و ۴۹ درصد زنازاده است. تمام خبرگزاری‌های لیبرال و اصلاح‌طلب در این مملکت چهار روز است که از این می‌سوزند که چرا شما گفتید این‌ها زنازاده هستند، تو چرا به خودت گرفتی. تو که وقتی ربای غرب مطرح می‌شود صدایت بلند می‌شود تو که زنازادگی غرب مطرح می‌شود این را توهین می‌دانی، توهین تو هستی، تو که نمی‌گذاری روشن شود که غرب چه کثافتی است، تو هستی که خدا را می‌گذاری و به سراغ کدخدا می‌روی؛ لذا گفته باشم به تمام خبرگزاری‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب اگر در قضیه زنازادگی غربی‌ها یک‌بار دیگر مسخره کنید، به مردم می‌گوییم کسانی که تمسخر می‌کنند و آمار نهادهای بین‌المللی، بروند در اصل خود شک کنند».
مجلس هفته آینده جلسه علنی ندارد
ایسنا نوشت: یک عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت که مجلس هفته آینده جلسه علنی نخواهد داشت. غلامرضا کاتب اظهار کرد: با توجه به تعطیلات دوروزه عاشورا و تاسوعا 20 و 21 مهرماه ،مجلس در هفته بعد جلسه علنی نخواهد داشت . گفتنی است،‌ مجلس بعد از تعطیلات سه‌هفته‌ای جلسات علنی، در هفته گذشته و هفته جاری جلسه علنی داشت.
تدبیر مطهری برای اینکه ظریف از مجلس کارت زرد نگیرد
ایسنا نوشت: یک عضو هیأت رئیسه مجلس با اشاره به طرح سؤال از وزیر خارجه در جلسه علنی یکشنبه مجلس از تدبیر نایب‌رئیس مجلس برای تغییر رویه در سؤال از وزرا خبر داد که به گفته‌ی وی احتمال دریافت کارت زرد از سوی وزرا را کاهش می‌دهد. علی‌اصغر یوسف نژاد اظهار کرد:‌ تاکنون در زمان طرح سؤالات از وزرا به این شکل عمل می‌شد که پاسخ وزرا به سؤالات مطروحه به رأی گذاشته می‌شد که آیا این پاسخ‌ها قانع‌کننده بوده یا خیر؟ اما روز یکشنبه من و آقای مطهری که ریاست جلسه را بر عهده داشتند با مراجعه‌ای به آیین‌نامه داخلی دیدیم که طبق آیین‌نامه باید سؤال نمایندگان به رأی گذاشته شود و نه پاسخ وزیر. وی افزود: درصورتی‌که سؤال نمایندگان از وزرا به رأی گذاشته شود با توجه به اینکه نیازمند نصف به‌اضافه یک رأی است آرای ممتنع و کسانی که رأی ندادند به نفع وزیر محاسبه می‌شود. درحالی‌که اگر پاسخ وزرا به رأی گذاشته شود آراء ممتنع و کسانی که رأی ندادند به ضرر وزیر خواهد بود.
سلیمی نمین: احمدی‌نژاد همه تلاشش را برای شکست اصول‌گرایان می‌کند
تابناک نوشت: سلیمی نمین گفت: ایده آل احمدی‌نژاد ترویج و تقویت این ذهنیت است که بدون او، اصول‌گرایان فاقد پایگاه اجتماعی هستند که البته این‌یک دروغ بزرگ است. عباس سلیمی نمین در مورد منعِ انتخاباتی احمدی‌نژاد از حضور در انتخابات، و اینکه او به چه کسی رأی خواهد داد گفت:قطعاً آقای احمدی‌نژاد طرفدارانی دارد که منتظر بودند تا رأی سوم را هم به او بدهند و سه‌باره رییس جمهورش کنند. اینکه رأی‌های احمدی‌نژاد به کدام سمت برود، بستگی به نوع کارهایی دارد که در ماه‌های منتهی به انتخابات از خود نشان خواهد داد و اینکه او چه هدف‌هایی را برای خود در نظر خواهد گرفت. آقای احمدی‌نژاد همه هم‌وغمش را به کار خواهد گرفت تا اصولگرایان در انتخابات شکست بخورند و به همین دلیل برای اینکه آن‌ها باهم به مشکل بربخورند، از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

قالیباف در مسیر احمدی‌نژاد

قالیباف در مسیر احمدی‌نژاد

خبرآنلاین نوشت:
قالیباف به لحاظ سیاسی شباهت‌های جدی با احمدی‌نژاد دارد و به‌سادگی می‌توان پیش‌بینی کرد که همه ناکامی‌های شهردار پیشین در انتظار شهردار کنونی هم باشد. دورخیز موفق محمود احمدی‌نژاد از کرسی شهرداری تهران به کاخ ریاست جمهوری، خلفش را هم به هوس انداخت تا همین گزینه را انتخاب کند.
محمدباقر قالیباف که در انتخابات ۸۴ رقیب احمدی‎نژاد بود و در دو هفته منتهی به انتخابات، حامیانش پشتش را خالی کردند و به نامزد پیروز پیوستند، در انتخابات ۹۲ هم شانسش را برای دومین بار آزمود. قالیباف در انتخابات ۸۴، با کسب حدود ۴ میلیون رأی چهارم شد و در انتخابات ۹۲، با ۶ میلیون رأی دوم شد. دو ماه پیش بود که زمزمه‌هایی دال بر ابراز تمایل دوباره او برای حضور در عرصه رقابت ریاست جمهوری ۹۶ شنیده شد. او که به تبلیغات «پرخرج» در ایام انتخابات شهره است؛ در انتخابات ۸۴، یک‌چهارم نامزد پیروز رأی کسب کرد و در انتخابات چهار سال پیش هم یک‌سوم آرای نامزد پیروز را در سبد رأی خود جمع کرد که گویای فاصله معنی‌دار آرای او با روسای جمهور نهم و یازدهم است.
هرچند تبلیغات پرطمطراقش نیز نتوانست او را به کرسی ریاست جمهوری برساند. قالیباف اگرچه برای حضور در انتخابات ۸۸ هم ابتدا اعلام آمادگی کرده بود اما نهایتاً برای نامزدی در آن ثبت‌نام نکرد .این اقدام را شاید بتوان به‌حساب محاسبه‌گری او گذاشت. چه آنکه تمدید دوره ریاست جمهوری در دور دوم در تمامی ادوار گذشته مسبوق به سابقه بوده و شانس دیگر نامزدها کمتر است. علاوه بر این او یک‌بار رقابت با چهره‌های شاخصی چون هاشمی رفسنجانی و اصلاح‌طلبان را در سال ۸۴ آزموده و بازی را باخته بود و می‎دانست که توان رقابت دوباره با دو کاندیدای اصلاح‌طلب سال 88 را ندارد. با این تجربه جای سؤال است که او چطور می‌پندارد که در انتخابات سال آینده می‌تواند با حسن روحانی که چهار سال پیش عرصه را به او واگذار کرده بود، رقابت کند؟
قالیباف نیز همچون احمدی‌نژاد، نه‌تنها از حمایت سیاسی اصولگرایان ریشه‌دار برخوردار نبوده و نیست بلکه شخصاً نیز نتوانسته است در رأس یک جریان قرارگرفته و برای خود تشکلی ترتیب دهد.
چه آنکه احمدی‌نژاد نیز نه به جرگه حامیانش در قالب «رایحه خوش‌خدمت» پیوست و نه تشکل متبوعش با حضور وزرا و استاندارانش موسوم به «یکتا» در سپهر سیاست ایران، جایگاه ویژه‌ای یافت. قالیباف هم نه در میان «آبادگران» جایگاه ویژه‌ای دارد و نه تشکل‌های منتسب به وی همچون «حزب آزادگی ایران اسلامی» و «جمعیت پیشرفت و عدالت»، در جغرافیای سیاسی کشور محلی از اعراب ‌دارند. بی‌تحرکی و بی‌تأثیری این دست تشکل‎ها هم ازآن‌روست که فاقد چهره‌های اثرگذار و شناخته‌شده‌اند و هم ازآن‌روست که اساساً رسم فکری مشخصی ندارند. آنچه از رصد فضای سیاسی برمی‌آید آن است که قالیباف به لحاظ سیاسی شباهت‌های جدی با احمدی‌نژاد دارد و به‌سادگی می‌توان پیش‌بینی کرد که همه ناکامی‌های شهردار پیشین در انتظار شهردار کنونی هم باشد.

اعلام حکم پزشک خاطی پرونده عباس کیارستمی: سه ماه محرومیت از مطب در محل ارتکاب تخلف

اعلام حکم پزشک خاطی پرونده عباس کیارستمی:
سه ماه محرومیت از مطب در محل ارتکاب تخلف

حکم پزشک خاطی پرونده عباس کیارستمی بر اساس اعلام وکیل این هنرمند، سه ماه محرومیت از طب خواهد بود. مانوش منوچهری وکیل زنده‌یاد عباس کیارستمی، جزئیات حکم این هنرمند را چنین اعلام کرد: هیأت بدوی انتظامی نظام پزشکی به تاریخ هجدهم شهریورماه نودوپنج جلسه هیأت بدوی انتظامی نظام پزشکی تهران با حضور امضاء کنندگان زیر تشکیل است . پرونده پیوست به کلاسه ۸/۰۳۲۱۴/۹۵ تحت نظر و رسیدگی قرار دارد .هیأت با توجه به اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر انشاء رأی می‌نماید: در خصوص کیفرخواست شماره ۱۳۹۵/۱۰۰/۱۳۱/۳۴۱۹مورخ 24/۵/1395 دادسرای نظام پزشکی تهران علیه آقای دکتر احمد میر فرزند محمدعلی متخصص جراحی دایر بر تخلف صنفی و حرفه‌ای در درمان موضوع شکایت عادل مقدس جرهى و مانوش منوچهری به وکالت از بهمن کیارستمی بدین شرح که بیمار در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۷ با تشخیص پلیپ دیس پلاستیک کولونه سیگموئید در بیمارستان جم بستری و در سرویس جراحی آقای دکتر میر به‌عنوان جراح و آقاى دکتر ناصری به‌عنوان کمک جراح قرار می‌گیرند، پس از چهار مرحله عمل جراحی و پس از ترخیص از بیمارستان در تاریخ 7/2/95 مجدداً در تاریخ 11/2/95 در بیمارستان مذکور بستری و 13/2/95 ترخیص گردیده‌اند.
به دنبال عدم بهبودی جهت ادامه سیر درمانی به کشور فرانسه منتقل لکن در تاریخ 14/4/95 در پاریس فوت نموده‌اند، با توجه به کیفرخواست دادسرا و تحقیقات به‌عمل‌آمده از کادر درمانی، ملاحظه مدارک و سوابق بالینی متوفی، ملاحظه پرونده پزشکی کارشناسی سازمان نظام پزشکی و مدافعات غیرموجه و غیر مؤثر مشتکی عنه و نظریه کتبی عضو محقق و سایر قراین و امارات موجود در پرونده نظام پزشکی، تخلف صنفی و حرفه‌ای مشتکى عنه نامبرده به لحاظ تأخیر در اقدام به عمل جراحی مرحله دوم علیرغم وجود شواهد کلینیکی و پا را کلینیکی دال بر خونریزی بیمار که این تأخیر منتهی به بروز عوارض بعدى گردیده نیز وجود مغایرت در شرح عمل و اظهارات شفاهى پزشک معالج، عدم درج نتیجه ویزیت بیمار و سیر بیمارى به‌طور روزانه در پرونده بالینى، ترک بیمار باوجود عوارض ایجادشده و رفتن به مسافرت که از مصادیق قصور پزشکى تلقى می‌گردد محرز و مسلم بوده و با انطباق تخلف انتظامى نامبرده با ماده ۳ و بند «ث» ذیل ماده ۳۷ آیین‌نامه انتظامى رسیدگى به تخلفات صنفى و حرفه‌ای شاغلین حرفه‌های پزشکى و وابسته و به استناد بند «د» ذیل تبصره ۱ ماده ۲۸ قانون تشکیل سازمان نظام پزشکى جمهورى اسلامى ایران مصوب 25/۱/۱۳۸۳ حکم به محکومیت نامبرده به سه ماه محرومیت از مطب در محل ارتکاب تخلف صادر و اعلام مى دارد.
رأى صادره ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض و تجدید نظر در هیأت تجدیدنظر انتظامى نظام پزشکى استان تهران است. ضمنا در خصوص شکایت دیگر شاکى علیه آقاى دکتر مازیار پارسا و مدیریت بیمارستان جم آقاى دکتر محسن تدین فر دائر بر قصور پزشکى مقرر است پرونده تفکیک و جهت رسیدگى و انجام تحقیقات لازم به دادسراى سازمان نظام پزشکى اعاده گردد.

گزارش لس‌آنجلس تایمز از بحران بی‌آبی در ایران

گزارش لس‌آنجلس تایمز از بحران بی‌آبی در ایران
انتخاب به نقل از لس‌آنجلس تایمز نوشت: زمانی در این خاک هندوانه‌های بزرگی رشد می‌کرد و در سرتاسر کشتزارها مثل قارچ از دل خاک بیرون می‌آمد. روزگاری در این مکان باغ وجود داشت و حالا اثری از آن وجود ندارد. کشاورزان می‌گویند در حال حاضر نمی‌توانیم هندوانه بکاریم چراکه خاک تشنه است و مشکل کمبود آب گریبان گیر ماست. در ایران با کشاورزی مصاحبه کردم که با برادرانش در زمین دو هکتاری ابا و اجدادی‌شان کار می‌کنند. آن‌ها به کشت پنبه می‌پردازند اما به دلیل کم‌آبی با مشکلات بسیاری موجه شده‌اند. شدیدتر شدن بحران آب در ایران ناامیدی را در سراسر این سرزمین خشک افزایش داده است. خانواده‌ها می‌بینند که پسرانشان برای به دست آوردن کار مجبور به ترک روستا و مهاجرت به شهر هستند. محصولات زراعی در حال رها شدن است. افراد مسن و بیماران از خدمات پزشکی چشم‌پوشی می‌کنند چراکه به‌اندازه کافی پول برای درمان امراضشان و زنده ماندن را ندارند. کشاورزان ایران مانند همتایان خود در دره مرکزی کالیفرنیا و جاهای دیگر در سراسر جهان، با چندین سال پی‌درپی خشک‌سالی درگیر بوده‌اند. اما سوء مدیریت زیست‌محیطی، استفاده بیش‌ازحد آب، فشارهای رشد جمعیت و یک دولت با چالش‌های امنیتی و اقتصادی مشکلات کشاورزان ایرانی را تشدید کرده است. کشاورزی هرگز در ایران آسان نیست. کمتر از 8 اینچ باران در سال می‌بارد، که بسیاری از آن‌ها قبل از تراوش در خاک تبخیر می‌شود. در ماه ژوئن، سازمان هواشناسی ایران اعلام کرد 72 درصد جمعیت این کشور 80 میلیون نفری در شرایط خشک‌سالی طولانی‌مدت زندگی می‌کردند. دریاچه‌ها خشک می‌شوند و برای شهرستان‌هایی مانند تهران جیره‌بندی آب در نظر گرفته‌شده است. در دهکده غیاث آباد (در آن زمین به‌قدری خشک است که زیر پا مثل بیسکویت می‌شکند) کشاورزان می‌گویند که از کمبود آب برای بیش از یک دهه رنج می‌برند. بسیاری نگران معیشت خود هستند که ممکن است در آینده‌ای نزدیک در دسترس نباشد و ناپدید شود. کشاورزان برای آنکه از حداقل سود برای تأمین معیشت خود برخوردار باشند به کشت محصولاتی مثل سیب روی می‌آورند، هرچند که سود حاصل از چنین میوه‌هایی نیز اغلب در جیب کشاورزان ایرانی نمی‌رود. به‌طورکلی، زمین‌های کشاورزی در حال کاهش است و مردم در حال ترک روستا هستند چراکه در این شرایط آینده روشنی برای خود پیش‌بینی نمی‌کنند. گفته می‌شود یارانه‌های سخاوتمندانه دولت در حوزه آب و انرژی، انگیزه زیادی به کشاورزان نداده است. بخش کشاورزی با استفاده از 90 درصد از آب ایران، فقط 15 درصد از اقتصاد آن را تشکیل داده است. در مقایسه با کالیفرنیا که اقتصاد بسیار بزرگ‌تری دارد، آن‌طور که کارشناسان محیط‌زیست می‌گویند کشاورزی با استفاده از 80 درصد از آب تنها 2 درصد از چرخه اقتصادی را شامل می‌شود. اما در کالیفرنیا این مشکلات به دلیل کاهش بارش رخ‌داده است. درحالی‌که کشاورزی ایران فاقد سیستم‌های مدرن آبیاری و ذخیره‌سازی آب است و کشاورزان هرسال چاه‌های بیشتر حفر کرده‌اند و با استفاده از پمپ‌های بیشتر، منابع آب زیرزمینی را تخلیه نموده‌اند تا جایی که وضعیت به اعلام هشدار رسیده است. ایران به دلیل تحریم‌های اقتصادی چند سال اخیر، با مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده و کم‌آبی نیز بر این مشکلات اضافه‌شده است. دولت برخی از خدمات را به کشاورزان ارائه کرده است ازجمله پرداخت یارانه، توزیع دانه‌های پربازده و خرید مقادیر زیادی از محصولات زراعی کشاورزان اما کارشناسان محیط‌زیست معتقدند که این اقدامات در کوتاه‌مدت مؤثر است و باید برای بلندمدت فکری به حال کشاورزی ایران کرد. دانشمندان معتقدند خشک‌سالی در ایران بخشی از یک پدیده بزرگ‌تر یعنی گرم شدن زمین است. بسیاری از جوانان روستایی از آینده قطع امید کرده‌اند و در شهرها ساکن شده‌اند اما تعدادی از آن‌ها کماکان به شغل آبا و اجدادی‌شان می‌پردازند و با مشکلات بسیاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

جمعی از کارکنان اپراتورهای برق منطقه‌ای کرمان تجمع کردند یکسان‌سازی حقوق برقی‌ها در هاله‌ای از ابهام

جمعی از کارکنان اپراتورهای برق منطقه‌ای کرمان تجمع کردند
یکسان‌سازی حقوق برقی‌ها در هاله‌ای از ابهام

جمعی از کارکنان اپراتورهای برق کرمان در اعتراض به «یکسان‌سازی نشدن حقوق و مزایا» با کارمندان وزارت نیرو در حالی مقابل شرکت برق منطقه‌ای تجمع کردند که مدیر این شرکت، حل مشکل این افراد را منوط به رفع ایرادات قانونی می‌داند.
مشکلی که از سه سال قبل برای کارکنان اپراتورهای بهره‌برداری برق کشور وجود داشت، در برخی استان‌ها ازجمله کرمان هنوز حل‌نشده است. همین امر موجب شد جمعی از این کارکنان روز گذشته در مقابل شرکت برق منطقه‌ای کرمان، واقع در بلوار پارادیس، تجمع کنند. تجمعی که با تشکیل جلسه‌ای میان نماینده‌های معترضان و نصراللهی مدیرعامل این شرکت، پایان یافت. جلسه‌ای که اگرچه توانست به این تجمع پایان دهد اما نتیجه مشخصی دربر نداشت. یکی از نماینده‌های معترضان از «قول مدیرعامل برای حل شدن مشکل ظرف یک ماه» خبر داد و نصراللهی حل این مشکل را به این سادگی‌ها نمی‌داند.
اعتراضات سابقه‌دار
این اولین بار نیست که کارکنان اپراتورهای برق به تفاوت حقوق و مزایای خود با کارمندان وزارت نیرو معترض می‌شوند. آن‌طور که تصمیم نیوز نوشته، نیمه اول اسفند ۹۳ بود که برخی از کارگران وزارت نیرو در اعتراض به «مشخص نبودن شرایط استخدامی خود» مقابل این وزارتخانه اعتراض کردند و به دلیل بی‌نتیجه بودن، دامنه اعتراضات به مقابل مجلس رسید. با ادامه اعتراضات در مقابل مجلس، برخی نمایندگان برای رفع مشکل این کارگران که اکثرشان خواستار «تبدیل قراردادهای خود به پیمانی یا رسمی بودند» به رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور نامه نوشتند. از اواخر فروردین‌ماه 94 بود که جلساتی در مجلس با حضور نماینده‌های دولت و وزارت نیرو برگزار شد. در آبان ماه 94، حسین امیری خامکانی، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس نهم (نماینده فعلی مردم زرند در مجلس و نایب رییس کمیسیون انرژی) از «بررسی و تصویب طرح یکسان‌سازی مزایا، حقوق و امتیازات کارکنان قرارداد معین اپراتورهای برق با سایر کارمندان وزارت نیرو» خبر داد. بااین‌حال تا پایان سال 94 و به دلیل اینکه بودجه‌این سال قبلاً تصویب‌شده بود، تغییری در وضعیت این کارکنان به وجود نیامد.
بودجه‌ای که در قانون
دیده شد
در بودجه ابلاغی سال 95 اما اوضاع متفاوت شد. در بخش دهم قانون بودجه 95 (تغییرات متفرقه) و در بند شماره 61بودجه‌ای که از سوی رییس جمهور به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشورمان ابلاغ شد، نوشته‌شده بود: «وزارت نیرو (شرکت توانیر) نسبت به همسان‌سازی پرداختی ماهانه اپراتورهای پست‌های انتقال و فوق توزیع سراسر کشور با سایر کارکنان پیمانی و رسمی اقدام نماید.»
این قانون که در جلسه علنی روز دوشنبه مورخ ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ به تأیید شورای نگهبان رسیده، این امیدواری را برای کارکنان شرکتی اپراتورهای بهره‌برداری برق به وجود آورد که پرداختی ماهانه‌شان با دیگر کارمندان رسمی، همسان‌سازی شود. اما در تیرماه 95 برخی رسانه‌ها ازجمله خبرگزاری ایلنا گزارش دادند که « جمعی از اپراتورهای پست‌های فشارقوی برق در تماس با ما از اجرایی نشدن طرح همسان‌سازی حقوق و مزایای آن‌ها با نیروهای پیمانی و رسمی وزارت نیرو ابراز نگرانی کردند. این اپراتور‌ها می‌گویند هرساله در قرارداد‌ها مقدار ناچیزی افزایش مزدی انجام می‌شود و وزارت نیرو به‌جای اجرای همسان‌سازی و یکسان نمودن ردیف‌های حقوقی، اقدام به این افزایش ناچیز می‌کند. در جلسه علنی ۲۳ تیرماه مجلس شورای اسلامی نیز، علیرضا محجوب نماینده تهران به وزیر نیرو در خصوص لزوم اجرای فوری بند ۶۱ ردیف متفرقه بودجه ۹۵ به هنگام تنظیم قراردادهای جدید برای اپراتورهای قرارداد معین تذکر داده است. این بند بودجه مربوط به لزوم اجرای یکسان‌سازی حقوق و مزایای اپراتورهای برق است.»
قرار بود هفته گذشته هم در کمیسیون انرژی مجلس در ارتباط با این موضوع بحث شود که حسین امیری خامکانی، نایب رییس این کمیسیون پاسخ تماس‌های ما را نداد.

برق منطقه‌ای به قانون عمل کند
یکی از نماینده‌های معترضانی که در مقابل برق منطقه‌ای کرمان تجمع کرده بودند به «پیام ما» گفت: «در بیشتر استان‌های کشور وضعیت کارکنان شرکتی اپراتورهای برق حل‌شده اما در کرمان این اتفاق نیفتاده است.» وی بابیان اینکه از سال 89 به ما قول دادند «همسان‌سازی» صورت بگیرد، اظهار کرد: «اما الان مزایا و حقوق ما نصف کارکنان رسمی و پیمانی است.»
او اضافه کرد: «از ابتدای امسال هم حقوق ما را افزایش ندادند چراکه می‌گویند هنوز وضعیت شما مشخص نیست. ما فقط خواستار اجرای قانون هستیم.
چطور در قانون بودجه کشور به همسان‌سازی حقوق ما با دیگر کارکنان اشاره‌شده اما هنوز این اتفاق نیفتاده است؟ متأسفانه چند سال است که ما درگیر این ماجرا هستیم و آرامش ما گرفته‌شده است.»

نظر منفی مرکز پژوهش‌های مجلس نهم
البته مرکز پژوهش‌های مجلس نهم پیشنهاد رد کلیات این طرح را رد داده بود. گزارشی که آبان ماه 94 این مرکز منتشر کرده بود، کلیات طرح «یکسان‌سازی مزایا، حقوق و امتیازات کارکنان قرارداد معین اپراتورهای برق با سایر کارمندان پیمانی و رسمی» را رد می‌کرد. این گزارش با توجه به بند 8 ماده 2 قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل چهل و چهارم قانون اساسی، شبکه‌های اصلی برق را غیرقابل واگذاری و نه «شغل حاکمیتی» {آن دسته از اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه گردیده و بهره‌مندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمی‌شود.} خواند و افزود: «حتی با فرض اینکه وظیفه‌ای حاکمیتی تلقی شود، بازهم الزامی برای دستگاه‌های متولی امر وجود ندارد که خود عهده‌دار کلیه فرآیند انجام کار باشند.» همچنین طرح را به علت دارا بودن بار مالی مغایر با اصل 75 قانون اساسی و به دلیل ایجاد تبعیض در بین گروهی از کارکنان دستگاه‌های اجرای مغایر با بند 9 اصل سوم قانون اساسی خوانده بود.

هرچه قانون بگوید
مدیرعامل برق منطقه‌ای استان کرمان هم در این رابطه به «پیام ما» گفت: «همسان‌سازی حقوق و مزایا بار مالی دارد. ما هم در شرایطی می‌توانیم این همسان‌سازی را در کرمان انجام دهیم که وزارتخانه برای این کار بودجه تخصیص دهد.» علی‌اصغر نصراللهی با رد این موضوع که این قانون فقط در کرمان اجرا نمی‌شود، اظهار کرد: «این‌گونه نیست. مطمئن باشید اگر قانون بگوید همسان‌سازی شود، من که نمی‌توانم تخلف کنم. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی برای امسال این موضوع را در نظر نگرفته و شاید سال 96 این اتفاق بیفتد.» وی بابیان اینکه از سال 82 تمام نیروهای اپراتورهای برق کرمان برون‌سپاری شدند، افزود: «هم‌اکنون ما حدود 600 تا 650 نیرو داریم که خواستار همسان‌سازی هستند. اگر ردیف سازمانی داده شود و مشکلات قانونی که وجود دارد حل شود، ما هم استقبال می‌کنیم.»

شهداد؛ یکی از قطب‌های گردشگری جهان

شهداد؛ یکی از قطب‌های گردشگری جهان

حجت ابراهیمی زاده
مدیرکل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری استان کرمان در آیین بهره‌برداری بیست و پنجمین واحد بوم گردی بخش شهداد با اشاره به ثبت جهانی لوت و کلوت های شهداد به‌عنوان اولین اثر طبیعی کشور گفت: «شهداد با جاذبه‌های منحصربه‌فردش، سرزمین پر از راز و رمزی است که به‌عنوان یکی از قطب‌های گردشگری جهان مطرح است.»
محمود وفایی صنعت گردشگری و توریسم را حائز اهمیت خواند و با توجه به سال اقتصاد مقاومتی افزود: «این صنعت می‌تواند جایگزین نفت شود و استان کرمان باید با افزایش زیرساخت‌ها در بین ۴ استان کشور در بحث گردشگری قرار گیرد.» وی خاطرنشان کرد: «در حال حاضر شاهد حضور بیشمار مسافران خارجی و داخلی به استان هستیم و باید تلاش کنیم آمار گردشگران به پنج برابر رقم موجود افزایش پیدا کند.» مدیرکل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری راه‌اندازی ۲۵ واحد بوم گردی در بخش شهداد را از اقدامات مؤثر دولت تدبیر و امید خواند و عنوان کرد: «واحد بوم گردی و تازه تأسیس کاشکیلو با رعایت اصول فنی به‌عنوان بهترین اقامت گاه در استان می‌تواند الگوی مناسبی برای سایر واحدهای بوم گردی باشد که متناسب با استانداردها است.» وفایی ابراز امیدواری کرد: «با سرمایه گزاری شرکت هواپیمایی ماهان در شهداد شاهد شکوفا شدن استعدادها و ظرفیت‌ها و به دنبال آن تحول اقتصادی در شهداد باشیم. رشد گردشگری و اقتصادی منطقه شهداد کمک شایانی به رشد اقتصادی استان کرمان می‌کند و امیدواریم شهداد به جایگاه واقعی خود که استحقاقش هست دست پیدا کند.»
در مراسم افتتاحیه واحد بوم گردی کاشکیلو حسینی مشاور استاندار و مسئول امور بانوان استانداری، وفایی مدیرکل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری، جهانشاهی معاونت گردشگری، جعفری مدیر امور شهرستان‌ها و همچنین امام‌جمعه،بخشدار، شهردار و جمعی از مسئولین و اهالی شهداد حضور داشتند. فرزندان مرحوم عطاءالله اسکندری خانه پدری خود را با فضایی سنتی به واحد بوم گردی و گردشگری تغییر کاربری داده و ازاین‌پس پذیرای گردشگران داخلی و خارجی است. کاشکیلو غلاف شکوفه نخل است که از آن عرقی خوش‌طعم و معطر به دست می آید و دارای خواص درمانی است.
بیابان لوت که 80 درصدش در استان کرمان و 20 درصدش در دو استان خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان قرار دارد، 27 تیر سال جاری به‌عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.