بایگانی مطالب نشریه

فوتبال در شب تاسوعا: یک عمر بی‌تفاوتی

فوتبال در شب تاسوعا:
یک عمر بی‌تفاوتی
یک شب دلواپسی
رضا شجیع/ خبرآنلاین
نجابت و صبر مردم ولایت‌مدار و عاشق اهل بیت حدّی دارد، بیش از این حیثیت دینی و ولایی مردم را بازیچه خام اندیشی و بی‌تدبیری نکنند که ندامت و پشیمانی فردا بیهوده است و دست خشم و کیفر الهی چه بسا مجلس جشن و پایکوبی در شب عاشورا را محفل ماتم عزا کند.
اما نگرانی نهاد مذهب در مورد فوتبال تنها به کشورمان محدود نمی شود؛ مانوئل مونتالبان نویسندۀ مشهور کاتالان، فوتبال را تنها مذهب خلق‏ شدۀ هزاره سوم می‌داند که با توجه به بحران‌ مذهب در غرب، رونق آن به شکل روزافزونی در حال افزایش است و این امر صدای روحانیون مسیحی و کلیساها را درآورده است. همزمانی برگزاری مسابقات ورزشی با آیین های مذهبی روزهای یکشنبه، زمینه کاهش قابل توجه کلیساروها در انگلستان و اسپانیا را فراهم نموده است. تغییر ساعت برگزاری آیین های مذهبی راهکاری است که بسیاری از کلیساها اجباراً به آن تن داده اند. پدر «ملوین خیمنس»، کشیش روحانی سن‏‌خوزه (پایتخت کاستاریکا) و رهبر کلیسای پروتستان این کشور معتقد است؛ فوتبال نه‏ تنها به کیش و آیین، بلکه به مهمترین مذهب آمریکای لاتین تبدیل شده است.
اما این تمام موضوع ارتباط فوتبال و مذهب نیست، این رابطه جنبه های مثبتی هم دارد؛ پائولو ماته‌ئی، روزنامه‌نگار ایتالیایی کتابی منتشر کرده است که در آن یکصد بازیکن فوتبال، از رونالدو تا باتیستوتا، از رابطۀ خود با خدا می گویند. فیلیپ تروسیه به همراه همسرش مسلمان می‌شود و به قول مطبوعات فرانسه؛ برای بازیکنانی چون زین‌‏الدین زیدان، تیری آنری، فرانک ریبری و نیکولا آنیلکا، نگاه داشت قلبیِ اسلام، مهمتر از پیروزی و کسب عنوان قهرمانی است. هنوز بسیاری از بازیکنان فوتبال در ایران پیش از آغاز مسابقه، به قرآن و ائمه اطهار تمسک می جویند و هنوز شعارهایی نظیر «یا علی مدد» در ورای شکست ها و پیروزی‌ها از سوی هواداران حفظ می شوند. چه بسیار نذرها که برای پیروزی در مسابقات فوتبال ادا می شود و چه بسیار شعار ورزشی که ریشه در شعارهای مذهبی هواداران دارد.

گفتگو با ابراهیم حقیقی درباره گرافیک و تصویرسازی کتابهای درسی: تصویرسازی کتاب‌های درسی در دوره قاجار جامانده است

گفتگو با ابراهیم حقیقی درباره گرافیک و تصویرسازی کتابهای درسی:
تصویرسازی کتاب‌های درسی در دوره قاجار
جامانده است

سعید باباونه- آرش خاموش
«تصویرگری و گرافیک کتاب های درسی از دو زاویه مهم هستند. نخست این که می توانند قسمتی از بار آموزشی را به دوش بگیرند و ارتباط دانش آموز با متن و مفهوم را تسهیل کنند و دیگر اینکه بخشی از تربیت بصری جامعه را به عهده دارند. دانش آموزان خصوصاً در مقطع ابتدایی، ساعت های زیادی را با کتاب های درسی می گذرانند و کوچک ترین اتفاق در کتاب به مثابه آموزش برای نسل نوآموز است. دراین باره با ابراهیم حقیقی گفتگو کرده ایم. او معتقد است که آموزش و پرورش توجهی به هنر ندارد و تفکر حاکم بر کتاب های درسی قدیمی، ناکارآمد و غیرتخصصی است.
آیا کتاب های درسی می توانند به عنوان یکی از منابع تربیت بصری جامعه عمل کنند؟
حتماً می توانند، اما من هیچ گاه – نه زمانی که خودم درس می خواندم و نه وقتی به پسرم کمک می کردم تا تکالیف مدرسه اش را انجام بدهد- ندیدم که آموزش و پرورش در کتاب های درسی نگاهی به ارتقای سلیقه بصری دانش آموزان داشته باشد. تنها یکی – دو سال در دورانی که ما درس می خواندیم، کتاب های تاریخ و جغرافیا با قطع رحلی بزرگ و تصویرگری های زنده یاد پرویز کلانتری و آقای زرین کلک منتشر شد. می توانم بگویم واقعاً با این کتابها به این دو درس علاقه مند شدم. چرا که تصاویرش برایم جذاب بود. الان هم که آن کتاب ها را در تاریخ تصویرسازی ایران بررسی می کنیم جایگاه و مقام بلند مرتبه ای دارند. زمان دیگری هم بود که کتاب های درسی در انتشارات فرانکلین تولید می شد.
آقایان پرویز کلانتری، نورالدین زرین کلک، آراپیک باغداساریان، بهزاد گلپایگانی، زمان زمانی و سیدمحمد احصایی طراحی و تصویرگری کتاب ها را به عهده داشتند که همه از هنرمندان و طراحان و تصویرگران برجسته کشور بودند. اما کم کم دچار افت شدیم.
برای مثال وقتی کتاب های درسی بعد از انقلاب را با کتاب های داستانی ناشرانی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در همان زمان مقایسه می کنیم، می بینیم آموزش و پرورش یک قافله عقب است و اصلا چیزی به اسم سلیقه و سواد بصری در کارهایش لحاظ نشده است.
دلیل این افت را چه می دانید؟
هنر هیچگاه برای آموزش و پرورش جدی نبوده است. زمان ما هم کلاس های نقاشی و موسیقی ساعت تفریح و وقت گذرانی تلقی می شد. معلم متخصص هنر وجود نداشت و بچه ها رها می شدند که بازی کنند، به شرطی که بی صدا باشند. اگرچه بسیاری از هنرمندان مهم امروز از آموزش هایی که در مقاطع پایین دریافت کردند به هنرستان راهنمایی شدند و از آنجا به دانشکده رفتند و طبعاً جلوتر از کسی بودند که در دانشگاه تازه با این مفاهیم روبه رو شده بود و در آن سن، الفبای بصری را می آموخت.
امروزه اینفوگرافی کاربرد وسیع و تنوع چشمگیری در جهان دارد و بار آموزشی مهمی را هم به دوش می کشد. اما در کتاب های درسی ما به ندرت از اینفوگرافی استفاده می‌شود و آن ها هم نمونه های شاخصی نیستند. دلیل آن را چه می‌دانید؟
به هیچ وجه حرفه ای و خوب نیستند. چرا که این ها را همان معلم و نویسنده ای که کتاب را می نویسد، بدون این که تخصص هنر داشته باشد، طرح می کند و هدفش هم صرفاً انتقال مفهومی است. می خواهم حرف شما را گسترش بدهم و به سوال اول هم اشاره کنم و بگویم نه تنها جای اینفوگرافی که جای تصویرگری خوب هم خالی است.
یک تصویرسازی خوب و امروزی از قصه های کتاب ها می تواند به انتقال مفهوم کمک کند. اما رفتار تصویرسازی کتاب های درسی در فضای کلیله و دمنه چاپ سنگی دوره قاجار باقی مانده. اکنون اینفوگرافی و تصویرسازی علمی با شاخه های مختلف در دانشگاه های جهان تدریس می شود، ولی در مملکت ما وجود ندارد.
یعنی جامعه هنری توانمندی ندارد که به خدمت کتاب های درسی در بیاید و تصویرگری و اینفوگرافی مناسب کار کند؟
ما هیچ وقت در این زمینه سفارشی ازآموزش و پرورش یا وزارت علوم نداشته ایم. به همین دلیل کسی هم علاقه مند نشده که در این رشته ها کار حرفه ای بکند و اگر کسی این تخصص را به دست می آورد، هم نمی توانست معیشتش را تامین کند. گرافیک حرفه ای متکی به سفارش است.
طراح گرافیک آنچه مورد نیاز جامعه است را تدریس و تحصیل می کند. مثل نقاشی نیست که هنرمند برای دل خودش کار کند. کسی نمی نشیند بدون سفارش دهنده فرمول فیزیک و شیمی را اینفوگرافی کند. کار باید خریدار داشته باشد و مهمترین سفارش دهنده هم می‌بایست این دو وزارتخانه باشند.
البته این را بگویم که چند ناشر خصوصی از جمله نشر طلایی وارد کار شده اند و کتاب های علمی و آموزشی تولید و نشر می کنند. من سال گذشته در داوری جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان با این ها آشنا شدم و از گرافیک و تصویرسازی شان حیرت کردم.
ابتدا تصور کردم کتاب های خارجی را اسکن و چاپ کرده اند، اما متوجه شدم کار خودشان است و برای اولین بار در ایران بی آن که کپی کرده باشند کارهای علمی با تقسیم بندی خیلی دقیق و هوشمندانه از گیاهان و حیوانات و نجوم و تاریخ ملل و چیزهایی از این دست انجام داده بودند. کتاب های بسیار خوب با چاپ های نفیس بودند. یکی از این کتاب ها که خیلی قطور بود؛ نزدیک به 30 نفر مولف و 10 تصویرگر، 10 سال روی آن کار کرده بودند.
بازهم بخش خصوصی دارد کم کاری دولت را جبران می کند. بار بخش دیگری از این کم کاری را هم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به دوش می کشد؛ حتی درهمین سال هایی که افول کرده باز هم وضعش به مراتب از آموزش و پرورش بهتر بوده است. برای مثال تعداد عناوین کتاب های علمی کانون بیشتر از آموزش و پرورش است.
آقای کاظمی سالها در آموزش و پرورش مسئولیت داشته اند.
بله ایشان وضع مجلات رشد را هم خیلی ارتقا دادند و تصویرگران با استعداد و خوب را از دانشکده ها کشف می کردند و در گروه مجلات به کار می گمارند چرا که دلسوز کار بودند.
پس چرا وضع کتاب ها با حضور کسانی ماند آقای طلایی به سامان نشدند؟ یعنی ساختار آموزش و پرورش اجازه نمی دهد که هنرمندان کاری که در بخش خصوصی یا کانون می کنند را در آن جا هم انجام بدهند؟
دقیقا همین طور است؛ این ها را در آموزش و پرورش افراد دست چندم حساب می کنند. کلی تر بگویم، ما تصویرسازان و طراحان و هنرمندان همیشه دست چندم هستیم. اصلاً هنر دست چندم حساب می شود. شما بودجه های دولتی را ببینید؛ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودجه سینما ده برابر مجموع سایر هنرها است و مجموع بودجه سینما و تمام هنرها، چیزی نزدیک به یک چهارم بودجه ورزش است.
این مقدار چه طور می تواند برای این جمیعت عظیم هنرجو و دانشجوی هنر که به تولید خواهند پرداخت هزینه شود؟ این یعنی ندیده گرفتن کامل هنر الان به طور کلی از آموزش و پرورش حذف شده و در کل جامعه نادیده انگاشته شده است.
کتاب ها و تصویرگری هایشان چه قدر شبیه زندگی روزمره ما هستند؟
همیشه بخش های زیادی از کتاب های درسی بی ربط به واقعیت جامعه و زندگی روزمره بوده است. مثلا وقتی می خواستند حرف الف و سین را یاد بدهند ابتدایی ترین چیزی که به ذهن مولف رسیده بود، یعنی «اسب» را گذاشته بود. در حالی که بچه های ما اسب را جز در تلویزیون ندیده اند. الآن من خیلی با این ها سرو کار ندارم. اما یک مروری کردم، مثلا برای آموزش حرف گاف گرگ و گوزن را نوشته یا چیزهایی مثل مزرعه و گاو. چقدر از بچه های ما با این ها آشنا هستند؟ اگر آن زمانی که بعد از انقلاب کتاب های درسی را اصلاح کردند بخش هایی مثل آموزش راهنمایی و رانندگی را به کتاب ها اضافه می کردند امروز کسی برای گرفتن گواهینامه نیازی به آموزش آیین نامه نداشت و تنها آموزش عملی می دید. کتاب ها باید پاسخگوی نیازهای زندگی معاصر باشند. نمی گوییم گاو را از کتاب ها حذف کنند. اما نیاز امروز بچه های ما به رایانه و الکترونیک خیلی بیشتر است.
در این میانه نقش گرافیک و تصویرگری چیست؟
اول باید نیاز را بسازند؛ بعد هنرمندان حتما به نیازها پاسخ خواهند داد. کما اینکه انتشارات ساز و کار و انتشارات «طلایی» این نیاز را ساخته اید و با همکاری هنرمندان کتاب های خوبی را تولید کرده اند.
وضعیت مدیریت هنری کتاب ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
چیزی به اسم مدیریت هنری عملا وجود ندارد و حتی انتخاب تصویرگران هم درست و به جا نیست. بعضی شان دست های ضعیفی دارند. در صورتی که در نشر خصوصی هم مدیر هنری وجود دارد؛ هم تصویرگر خوب و قوی. ویراستاران هم به آن ها دیکته می کنند که چه می خواهند و این تعامل بین شان شکل گرفته.
از شما هیچ گاه برای مشاوره یا طراحی و تصویرگری کتاب ها دعوت شده است؟
حدود 12 سال پیش که در دانشگاه هنر تدریس می کردم و رشد هم خیلی خوب کار می کرد، چندین جلسه با سایر استادان برای سامان دادن به تصویرسازی های کتاب های درسی دعوت شدیم و جلسات متعددی داشتیم بعد هم چندین سال آقای مثقالی و بعضی همکاران دیگر به این جلسات رفته اند. اما نتیجه ای حاصل نشد که نمی دانم دلیلش چیست.
گویا کتاب های آموزش و پرورش در حال تحول هستند. شما به عنوان رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران در آستانه این تحول پیشنهادی برای وزارت آموزش و پرورش دارید؟
آموزش و پرورش باید شوراهای مشورتی با حرفه ای ها راه بیندازد و این شوراها دستورالعمل های اجرایی را تدوین کنند هر زمان شروع کنند دیر نیست. امروز اگر شروع کننده 5 سال بعد به کلاس پنجم ابتدایی رسیده اند حتما خیلی موفق تر از بچه های امروزه خواهند بود.

آسیب شناسی بصری کتاب های درسی تصویر چگونه در یادگیری مطالب تاثیر می گذارد؟

آسیب شناسی بصری کتاب های درسی
تصویر چگونه در یادگیری مطالب تاثیر می گذارد؟

نوید جهان بخش – آرش خاموشی
نقش تصویر در یادگیری مطالب، مسئله ای است که اهمیتی غیرقابل انکار دارد. پیش از آشنایی تمدن با زبان، خط و حروف تنها زبان مشترک بین انسان ها تصویر بوده است. تصاویری که به مرور اشکالی استعاری تر و خلاصه تر به خود گرفته و در مسیری قرار دادی به حروف مبدل شده اند. نکته مهم این است که گرچه سالیانی طولانی از اختراع خط در تمدن انسانی می گذرد؛ اما هنوز هم ذهن در حال شکل گیری کودکان (مخصوصا در سال هایی که هنوز خواندن و نوشتن را به خوبی نیاموخته اند) تنها زبانی که به درستی درک می کند، همان زبان تصویر است. اهمیت تصاویری که در کتاب های درسی ارائه می شود شاید بیش از هر چیز در همین نکته مستتر باشد که زمان چشم گیری مورد نیاز است تا ذهن انسان اهمیت حروف را بیش از تصاویر در کتاب های آموزشی خود دریابد و خوانشی دقیق تر از مسائل آموزشی را به دست بیاورد.
به طور کلی در اهمیت تصاویر در آموزش می توان به پنج ویژگی در رابطه با جایگاه تصویر در ذهن انسان اشاره کرد:
1- تصاویر با سرعت بیشتری نسبت به متن در حافظه بلند مدت جای می گیرند. در این راستا می توان به نتایج تحقیقات دکتر لینل بورمارک(Dr.Lynnel Burmark) اشاره کرد که معتقد است:«ذهن به صورت ناخودآگاه، حرف ها، متن ها، مفاهیم و ایده ها را برای درک بیشتر به تصویر تبدیل می کند.»
2- انتقال پیام به واسطه تصویر با سرعت بیشتری اتفاق می افتد:
الف) تصویر می تواند در سیزده هزارم ثانیه در ذهن نقش ببندد.
ب) ذهن ما می تواند در هر ثانیه 36 هزار تصویر را ثبت کند.
ج) 90% از دریافت های اطلاعات در ذهن به تصویر تبدیل می شوند.
د) تصاویر نسبت به من 60 هزار برابر سریع تر درک می شوند.
هـ) 40 % نورون های عصی به شبکیه چشم متصل هستند.
3- تصاویر باعث افزایش درک مطالب می شوند بنابر تحقیقات انجام شده استفاده از تصویر تا 400 برابر به درک بیشتر از مطالب کمک می کند. این اتفاقی است که معموما به دلیل افزایش قدرت تجسم در فهم مسائل به وجود می آید. دکتر رابرت ای. هورن در این خصوص این گونه توضیح می دهد:«با ترکیب بصری، چیز تازه ای خلق می‌شود که شرایط افزایش هوش جمعی را فراهم می کند. زبان تصویر تاثیر بسیار زیادی در ارتقای درک انسان دارد. ظرفیت بالاتر برای ذخیره، درک مطالب و ترکیب حجم وسیعی از اطلاعات را به انسان می دهد.»
4- علائم تصویری محرک های قوی تری برای احساسات هستند. از آن جایی که تصویر نشانه گذاری های دقیق تری از زندگی را به مخاطب ارائه می دهد باعث افزایش هم ذات پنداری او می شود و این هم ذات پنداری ناگریز با افزایش درک و احساسات نسبت به موضوع همراه می شود.
5- استفاده از تصویر در کتاب های درسی انگیزه مطالعه را افزایش می دهد. این اتفاقی است که مخصوصاً در سن های کمتر برای دانش آموزان بیشتر رخ می دهد. حضور عکس، نقاشی و تصاویر مختلف در کنار متن ایجاد انگیزه بیشتری برای توجه به موضوع و متن مورد نظر در کتاب می کند.
این ها عواملی هستند که بر اهمیت حضور تصاویر در کتاب های درس تاکید می کنند. البته باید در نظر داشت که استفاده درست از تصویر خود نقشی پررنگ در این راستا ایفا می کند. تصاویر می توانند نقشی محرک و به همان اندازه پس زننده در راستای آموزشی ایفا کنند و نگاه روانشناسانه به مقاطع آموزشی، مسائلی که سعی در آموزش آن داریم و … می تواند نقش مهمی در استفاده موفق از تصویر در راستای آموزش داشته باشد.
رابطه بین محتوا و عنوان کتاب با اندازه و جنسیت و همچنین شیوه تصویرگری و صفحه آرایی آن بسته به درجه بندی سنی مخاطب، مسئله ای است که باید از سوی پدید آورنده با وسواس بسیار مورد بررسی قرار گیرد که همواره در سیستم آموزشی ما نادیده گرفته می شود. اما از بحث فیزیک (جنسیت) کتاب ها که بگذریم باید به این نکته اشاره کرد که در مجموع سال های تحصیلی ابتدایی که مهمترین سال های شکل گیری ذهن و اوج آمادگی برای پرورش خلاقیت انسان را تشکیل می دهند، جایی مستقیماً به هنرهای تجسمی اشاره نمی شود و این که تاثیر این نوع فعالیت و اساساً لزوم آن ها چیست و چه خواهد بود؟
آشنایی با هنر و هنرمندان در شکل زندگی نامه یا معرفی و تحیل به زبانی ساده از یک اثر معروف هنری مسلماً می تواند جرقه ای باشد برای بسیاری از دانش آموزان و آن ها را به مسیری هدایت کند که در آن مستعد و علاقمند به آن هستند. به شرطی که طرح چنین دروسی با یک نگرش حرفه ای و تخصصی و فارغ از دیدگاه های ایدئولوژیک صورت پذیرد. مثلاً می توان با گنجاندن دو مطلب در کتب آموزشی هر سال تحصیلی یک هنرمند شاخص ایرانی یا ترجیحاً هنرمند تاثیرگذاری از دیگر نقاط جهان و همچنین آشنا نمودن دانش آموزان با سبک ها یا رسانه های مختلف هنر به زبانی ساده و گویا او را مرحله به مرحله با این دنیا بی بدیل و صادقانه آشنا نمود. همچنین می توان از آثار تاثیرگذار هنری دنیا در پشت جلد کتاب درسی استفاده نمود. تصویری که در زیر آن در حد یک پاراگراف کوتاه نام اثر، پدیده آورنده آن و توضیحات مختصر دیگری نوشته شود. مسلماً درک نکات تاریخی و آشنایی با سبک ها در هنر برای سنین پایین و مقاطع ابتدایی دشوار است، اما نویسندگان و پژوهشگران این حوزه می توانند با زبانی ویژه و شیوه های جذاب در کتب درسی به دانش آموزش گیرندگان کمک کنند. مهم این است که آسیب شناسی در این حوزه به شکل آکادمیک صورت پذیرد و سپس طرحی اصولی برای گنجاندن چنین مقوله هایی ارائه گردد. متأسفانه در حال حاضر غیر از معدود تصویرسازی هایی که رنگ و بوی آثار تجسمی دارند و مستقیماً با متن در ارتباط هستند، همچنان نشانه هایی در رابطه با هنر در کتب درسی دیده نمی شود.
شاید طرح این مشکل تکرار مکررات باشد که آموزش هنر بحثی تخصصی است و گنجاندن ساعتی به این مقوله در قالب درس نباید جزئی از اوقات فراغت دانش آموزان به حساب آید و نهایتاً به نوشتن مصرع شعری به عنوان خوشنویسی یا طراحی و رنگ آمیزی از روی مدل حاضر و آماده بیانجامد، که اگرهمین موارد نیز با رعایت اصول و توسط فردی آموزش دیده انجام گیرد، بازهم قابل تأمل و مفید خواهد بود.

هوشمندی پناه؛ بازنشسته سازمان برنامه و بودجه در گفت و گو با پیام ما: یک آمار ساده از اتلاف منابع جلوگیری کرد

هوشمندی پناه؛ بازنشسته سازمان برنامه و بودجه در گفت و گو با پیام ما:
یک آمار ساده از اتلاف منابع جلوگیری کرد

ضرب المثل قدیمی«هفت باز گز کن، یک بار پاره کن!» بیان بسیار ساده ای دارد. اما سخنی بس حکیمانه است. مطالعات تئوری، اندازه گیری و رصد کردن و به دست آوردن اطلاعات اولیه و سپس اجرا کردن طرح، روند کاری هر سیستم سالم و کارآمدی است. آمارگیری و سرشماری نیز ناظر به همین روند است. اگر آمار دقیق و موثقی وجود نداشته باشد حتی در یک کار ساده مانند «پاره کردن یک پارچه» نیز با مشکل مواجه خواهیم شد چه رسد به تهیه آذوقه و مایحتاج یک ملت بزرگ و چند ده میلیونی! از اهمیت آمار و سرشماری و ضرورت آن در برنامه ریزی و آینده نگری بسیار گفته و شنیده شده است. این بار پای صحبت های غلامعباس هوشمندی پناه بازنشسته سازمان برنامه و بودجه نشسته ایم تا برای مان از نحوه آمارگیری در زمان خدمت او بشنویم.
این کارمند بازنشسته مرکز آمار از ضرورت برنامه ریزی و نمونه ای از تأثیرگذاری آن با ما سخن گفت. وی متولد 1329 می باشد و در سال 1355 در مرکز آمار ایران استخدام شده است. سی سال از عمر خود را به عنوان کارشناس در این نهاد گذرانده است. متن زیر نتیجه گفت و گوی من با هوشمندی پناه است که مطالعه آن خالی از لطف نیست؛

سال 1355 به عنوان کارشناس در مرکز آمار ایران استخدام شدم. لیسانس مدیریت بازرگانی ام را از دانشگاه مدیریت کرمان واقع در خیابان زریسف گرفته بودم. طرح های آماری از تهران ابلاغ می شد و ما در سطح استان اجرا می کردیم. آمارگیری در آن زمان هم به راحتی امروز نبود. استان بسیار گسترده بود. حتی گسترده تر از امروز. مثلاً «هرات» و «مروست» که جزو شهرستان شهربابک بودند و در حوزه کاری ما قرار داشتند در حال حاضر به استان یزد پیوسته اند. از سویی دیگر، دهستان «بشاگرد» از توابع شهرستان کهنوج بود و در تقسیمات کشوری فعلی جزو استان هرمزگان به حساب می آید. ما هم برای گرفتن آمار با مشکلات زیادی مواجه بودم. راه ها بسیار بی کیفیت و تردد در آن ها بسیار سخت بود. راه آسفالته نبود. ماشین به اندازه کافی نبود و اصلا این امکان وجود نداشت که دو روزه یا سه روزه به مأموریت برویم. گاهی مأموریت ها تا یک ماه به طول می انجامید.
صنعت و معدن و کشاورزی و… از جمله طرح های آماری ما در طول سال بود. مردم با پدیده آمارگیری آشنا نبودند. می ترسیدند جواب بدهند. این ترس هم به خاطر انقلاب سفید و برنامه اصلاحات ارزی بود که این شبهه را در ذهن آن ها ایجاد می کرد که اگر اطلاعات واقعی از املاک و دارایی خود به دولت بدهند، برای شان مشکل ساز می شود. مأموران ما با پای پیاده به روستاها می رفتند. یک نفر راهنما می شد و مأموران را به روستاهای مختلف هدایت می کرد. بسیاری از روستاها نیز آن قدر صعب العبور بودند که هیچ وسیله نقلیه ای نمی توانست تردد کند و مأموران؛ مجبور به استفاده از الاغ بودند.
ربودن مأموران آمار
در سال 1375 مسوولیت سرشماری شهرستان بم را بر عهده داشتیم. اطلاع دادند که کامران ثابتی شرور منطقه ای در نرماشیر ماشین سازمان ما را با چهار مأمور آمارگیر به همراه فرزند یکی از آنان را ربوده است. تقریباً 5،6 روز گم بودند. بالاخره با تلاش مسوولان محلی توانستیم کارمندان مان را از دست آن ها نجات بدهیم. ماشین مان را هم بعد از سه، چهار ماه از نیروی انتظامی کهنوج تحویل گرفتیم. الآن امنیت بسیار مطلوب تر است.
مسوولان به آمارها بها بدهند
امروز آگاهی مردم بیش تر شده است و با مأموران آمارگیری همکاری می کنند. فقط مانده است که مسوولان به این آمارها بها بدهند و برنامه ریزی های خود را بر پایه آمارهایی که با زحمت تهیه می شود قرار دهند. متاسفانه مدیران آن طور که باید به آمار اهمیت نمی دهند. در حالی که با مراجعه به آمار و ارقام تهیه شده برنامه ریزی دقیق تری صورت می گیرد. به عنوان مثال، یکی از مواردی که ما برخوردیم و آمار بسیار به کار مدیران تصمیم گیر آمد، یک آبادی در پشت سد جیرفت هست. مسوولات تصمیم داشتند که در آن جا مدرسه و بیمارستان بسازند. ما به آن روستا رفتیم و دیدیم جمعیتی آن جا نیست. درختان گردو در آن آبادی بود و در کل ییلاق بود که اهالی در فصل خاصی به آن محل می آمدند و گردوهای شان را برداشت می کنند و می روند. یک مدرسه کوچکی هم در آن روستا بود. اما مردم در آبادی های بزرگ تر اطراف زندگی می کردند. نتیجه گیری مسوولان پس از این آمارگیری، این شد که آن محل نیاز به امکانات بیش تری ندارد. بدین صورت یک آمار ساده از اتلاف آن همه منابع جلوگیری کرد.
از سال 1335 که آمارگیری در ایران شروع شده تا سال 1365 هر ده سال یک بار سرشماری می شد. از 85 به بعد آمارگیری هر 5 سال یک بار انجام می شود. البته در قدیم چون کامپیوتر و امکانات مدرن امروزی وجود نداشت، آمار خیلی دیرتر به دست مردم می رسید. شاید دو سال بعد از سرشماری اطلاعات منتشر می شد. اما الآن با پیشرفت تکنولوژی مردم روز بعد از سرشماری می توانند آمارها را ببینند. شاید 15 روز بعد از سرشماری، آمار و اطلاعات رسماً در اختیار مردم قرار بگیرد و از کم و کیف آن ها مطلع شوند.
برنامه ریزی بدون آمار بی معنی و ناممکن است. متأسفانه در حوزه کشاورزی همین مشکل وجود دارد. بدون آمار دست به کشت و کار زده می شود. در نتیجه محصول روی دست کشاورز می ماند و فاسد می شود. دلیلش هم بی توجهی به آمار است.
آمارگیر باید
صبر و حوصله می داشت
مشکل ترین بخش آمارگیری مربوط به هزینه و درآمد بود. زیرا سرپرست خانوار باید می نشست و ریز به ریز آمارگیر می گفت که چه اقلام غذایی مصرف کرده است و این قضیه خیلی طول می کشید. برای مردم خیلی سخت بود. چون می خواستند سر کار بروند. خیلی ها از جواب دادن شانه خالی می کردند و آمارگیر می بایست خیلی صبر و حوصله داشته باشد. گاه اتفاق می افتاد که آمارگیر سه روز در یک روستا معطل می شد تا بتواند فرم آمارگیری اش را تکمیل کند.
گذشت و انسانیت
یکی از رانندگان ما که به محل سرشماری عشایر بم می رفت با یک موتور تصادف کرد. راننده موتور که تنها پسر خانواده بود، فوت کرد. پدر و مادر آن جوان بسیار انسان های بزرگ و شریفی بودند. راننده ما بازداشت بود و آن پدر و مادر نگران بودند که هر چه زودتر رضایت بدهند تا راننده از بازداشتگاه بیرون بیاید. این روحیه گذشت برای ما بسیار تعجب آور بود.
ترسیم نقشه های دقیق
ماموریت های مأموران مرکز آمار کمتر از 10 و 15 روز نبود و اصلا نمی توانستیم برگردیم. راه ها نامناسب بود و امکان رفت و آمد سریع وجود نداشت. آن قدر خاک در طول مسیر زیاد بود که آمارگیران سراپا پر از گرد و خاک می شدند. ماشین در غبار گم می شد. جاده کرمان – جیرفت کاملاً خاکی بود. آمارگیران ما در این شرایط کار می کردند؛ اما از آن ها قدردانی نشد.
سال 1340 نقشه ای از یک منطقه ترسیم شده بود. نقشه به قدری دقیق بود که وقتی من در سال 1358 در یکی از روستاها نقشه را پهن کردم و دنبال منطقه ای می گشتم. دو نفر روستایی بالای سر ما ایستاده بودند و یکی از آن ها به نقشه اشاره کرد و گفت:«قایم دون ما هم که لو رفته!» برای من جالب بود که آن دو روستایی محل کوچک مورد نظر خود را در نقشه می دیدند.
هیچ کس قدر آمارگیرها را ندانست
کسی قدر هیچ کدام از آمارگیرها را ندانست. من پس از این همه سال با پست معاونت بازنشسته شدم. حقوق ماهیانه ام یک میلیون و 600 هزار تومان است. بسیاری از همکاران بازنشسته ام کمتر از من حقوق می گیرند. معاون رییس جمهور درباره حقوق های آن چنانی که برخی گرفته بودند، می گوید:«این حقوق ها مال قبل است و از حالا به بعد رسیدگی می کنیم.» آخر این چه جور قانونی است که یکی باید حقوقش این قدر کم باشد که کفاف زندگی اش را ندهد و یکی هم 200 میلیون تومان بگیرد.

قلعه دختر در شاهنامه

قلعه دختر در شاهنامه

فردوسی در شاهنامه خود به قلعه دختر کرمان اشاره و آن را به هفتواد نسبت داده است.
به گزارش کرمان فردا؛ بازدید از آثار تاریخی در دل کرمان می‌تواند مقصد سفر پاییزی شما باشد. این منطقه به دلیل شرایط آب‌وهوایی در تابستان چندان طرفداری ندارد اما می تواند انتخاب خوبی برای سفرهای پاییزی از سوی توریست‌ها و گردشگران داخلی و خارجی باشد. کرمان را می‌توان جزو استان‌هایی برشمرد که آثار تاریخی بسیاری در اختیار دارد. بی‌تردید شما با شنیدن نام کرمان ارگ بم در ذهنتان به تصویر کشیده می‌شود، اما این بار بهتر است به شرق شهرکرمان رفته تا از قلعه‌ای زیبا بر فراز صخره‌های سنگی بازدید کنید.
قلعه دختر که یکی از قدیمی‌ترین آثار تاریخی شهر کرمان محسوب می‌شود، دو ساختمان مجزا از یکدیگر دارد. در واقع نام قلعه دختر مربوط به قسمتی است که بر روی تپه‌ای کوتاه تر قرار گرفته است. قسمت مرتفع این اثر تاریخی نیز قلعه کوه نام دارد. این دو قسمت براساس رخدادهای طبیعی به طور کامل جدا از یکدیگر هستند. جالب است بدانید قسمت سوم این قلعه به قلعه اردشیر معروف است. در واقع این اثر تاریخی از سه بخش مجزا تشکیل شده‌است.
شاید یکی از دلایل معروف شدن این قلعه «معبد آناهیتا» باشد، زیرا قلعه دختر باقی مانده از این معبد است که به الهه ناهید معروف بود. هرچند دسترسی به این قلعه کمی سخت و دشوار است اما خشت‌های گلی و دیوارهای ضخیم تاریخی را در خود دارند که دیدن آنها هیچگاه شما را خسته نخواهد کرد.
پیش‌تر این قلعه ساختمان‌های مختلفی در فاصله دو قلعه یاد شده در اختیار داشت. ساختمان قصر و عبادتگاه‌ها در بین فضای دو قسمت یاد شده از قلعه قرار داشتند. با کمی گشت و‌گذار در میان دیوارهای این قلعه با آثار باقی مانده‌ای مواجه می‌شوید که نشان می‌دهد این قلعه تنها کاربرد نظامی نداشته و قسمت‌هایی برای بزم و شادی نیز در میان قلعه وجود داشت.
در بخش جنوبی قسمت سوم این اثر تاریخی یعنی قلعه اردشیر صخره‌ای بلند قرار دارد که از میان راه ۱۳۴ پله برای رسیدن به قله ایجاد شده است. براساس مطالعات صورت گرفته بر روی این اثر تاریخی پیش‌بینی می‌شود پله‌ها به محل نقاره خانه قلعه می‌رسید. هرچند اطلاعات دقیقی از تاریخ این قلعه در اختیار نیست اما با نگاهی دقیق متوجه می‌شوید اثر پیش‌رو قدمتی طولانی دارد به طوری که این قلعه در زمان سلجوقیان به عنوان پناهگاه کرمانیان استفاده می‌شد.
جالب است بدانید فردوسی در شاهنامه خود به این قلعه اشاره و آن را به هفتواد نسبت داده است. شما می‌توانید در شرق کرمان از این قلعه زیبا که برفراز صخره‌‌ای بلند قرار گرفته بازدید کنید.
پیش از این گفته بودند، افسانه‌ای در باب قلعه دختر وجود دارد که بنابر آن، دختری بر این قلعه فرمانروایی داشته که با در دست داشتن طلسمی آن را ناگشودنی ساخته بود، اما پژوهش‌های تاریخی ثابت کرده که نامگذاری کلمه دختر روی این قلعه مسلما علت ویژه‌ای داشته است. شاید یکی از علل آن این است که دختر در فرهنگ ایرانی مظهر دست نخوردگی است و استفاده از نام دختر در قلعه‌ها، اشاره‌ای ضمنی به غیر قابل تسخیر بودن آن قلعه‌ها توسط دشمنان مهاجم آنان است‌.

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 3
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
وقتی مشغول ساختن دنیای گلی خود می شد، نه احساس گرسنگی می کرد و نه گذشت زمان را می فهمد. ناگهان صدای بی‌بی، او را از بهشت خیالاتش بیرون می آورد. می دانست که با آمدن بی بی مجبور است همه آن مجسمه ها را که ساعت ها آرام و با حوصله ساخته بودشان، در آن جویبار بریزد. خشم بی بی زلزله ای بود که دنیای گلی او را ویران می کرد و آب جویبار را تا دقایقی گل آلود می ساخت. بی بی؛ دست کوچک او را می گرفت و دنبال خود به طرف خانه می کشید. به اتاق که پا می گذاشتند، بقچه خالی شده و کوه سفید پنبه ای به دوک های نخ تبدیل شده بود. حاصل آن همه تلاش بی بی، کفی نان بود و ظرفی ماست. گردش چرخ نخ ریسی دیگر کفاف خرج آن ها را نمی کرد. چرخ هم مثل بی بی پیر شده بود.
هنوز هشت سالش نشده بود که بی بی چشم می دوزد به دست های کوچک علی اکبر؛ به دست هایی که هنوز شوق گل بازی داشتند. به فکر می افتد که از او نان آوری کوچک بسازد.
«یک روز صبح، آفتاب نزده بی بی آمد بالای سرم. بیدارم کرد، لباسم را پوشاند. قطعه ای نان در جیبم گذاشت و مشتی مویز و کشمش کف دستم و مرا که تا آن لحظه حیران و نگران رفتارش بودم، از اتاق بیرون برد. از محله گل بازخان دور کرد، از خودش جدا نمود؛ مرا برد و به یک کارگاه قالی بافی سپرد.»
کرمان از زمان های قدیم به خاطر قالی های هزار رنگ و نقش معروف بوده است. حتی امروز هم مردم به کسانی که سن زیادی داشته باشند؛ اما هنوز جوان و سرحال باشند، به کنایه می گویند:«انگار قالی کرمان است. هرچه می گذرد جوان تر می شود!» این قالی های چشم نواز باعث می شد که سوداگران داخلی و خارجی، کرمان را شهری برای پر کردن جیب های خود بدانند و مشتری قالی هایی باشند که هر گل و گیاهش با کم سو شدن چشم ها و زخمی شدن انگشت های ظریف کودکان فقیر و تهی دستی مثل علی اکبر بافته می شود. «خوب به یاد دارم که میان راه رسیدن به کارگاه قالی بافی، یک بند گریه می کردم. اما بی بی که با همه دلتنگی، خود را ناچار از این کار می دید، به گریه های کودکانه من اعتنایی نمی کرد و مرا کشان کشان می برد.» عاقبت به کارگاه قالی بافی رسیدند. دخمه ای تاریک و پر از گرد و غبار. بیشتر بافندگان، هم سن و سال علی اکبر بودند. با صورت هایی رنگ پریده و چشم هایی که از گرسنگی و خستگی گود افتاده بود. دست های کوچکشان اما مثل پرنده ای که برای رهایی به میله های قفس بال و پر بکوبد، دائم به تارهای قالی می خورد و برمی گشت و هر بار قسمتی از یک گل و گیاه را بر تن قالی می نشاند.
انگار میله های قفس بود که از خون پرندگان رنگین می شد. با ورود علی اکبر و بی بی، حرکت دست بچه ها کندتر شد و مدتی با کنجکاوی نگاهشان کردند. اما فریاد صاحب کارگاه، ناگهان تمامی آن نگاه ها را به تارهای قالی دوخت و همه از ترس برگشتند و تند و تند به بافتن مشغول شدند.

چه خبر از کرمان

کاهش میزان جعل اسناد و جرائم و تخلفات در دفاتر اسناد رسمی
مدیرکل ثبت‌اسناد و املاک استان کرمان در جلسه با سران دفاتر اسناد رسمی شهرستان سیرجان گفت: «برای پیشرفت این مملکت سازمان ثبت‌اسناد و املاک در سنوات گذشته اقدامات مؤثری در جهت الکترونیکی کردن خدمات ثبتی انجام داده است و در آینده نیز شاهد اقدامات دیگری نیز خواهیم بود.»
به گزارش روابط عمومی اداره کل ثبت‌اسناد و املاک استان کرمان، رضا طالبی زاده از الکترونیکی کردن دفاتر املاک و دفاتر سران اسناد رسمی به‌عنوان آخرین اقدام بزرگ و شایسته که در این راستا انجام‌شده است یادکرد که مزایای بسیاری من‌جمله صرفه‌جویی در وقت و هزینه ارباب‌رجوع دفاتر اسناد رسمی و ادارات ثبت‌اسناد و املاک داشته است.
وی افزود: «از دیگر اقدامات مؤثر و مفید سازمان ثبت، تجهیز دفاتر اسناد رسمی به سامانه اخذ اثرانگشت از متعاملین بوده است که موجب امنیت بیشتری در حوزه نقل‌وانتقال املاک گردیده است.»
این مقام قضایی از کاهش میزان جعل اسناد و جرائم و تخلفات سردفتران یادکرد و تسریع در انجام استعلامات و معاملات به‌عنوان مهم‌ترین دستاوردهای الکترونیکی شدن خدمات ثبتی در حوزه دفاتر اسناد رسمی نام برد و گفت: «توصیه مسئولین عالی سازمان ثبت‌اسناد و املاک و تلاش همکاران ثبتی همواره در این جهت بوده که امور ثبتی در حداقل زمان ممکن و با بیشترین دقت انجام شود.»

مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند در مسابقات امداد و اطفاء حریق اول شد
مجتمع کک سازی زرند، در دهمین دوره مسابقات امداد و اطفاء حریق واحدهای تابع شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران موفق به کسب مقام اولی این دوره از مسابقات شد. به گزارش روابط عمومی مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند، در این دوره از مسابقات که به مناسبت روز آتش‌نشانی و ایمنی و با حضور 12 تیم به میزبانی واحد سرب و روی انگوران در استان زنجان برگزار شد و در یک رقابت نزدیک تیم‌های مجتمع کک سازی و پالایش قطران زرند، فسفات آسفوردی یزد و سنگ‌آهن جلال‌آباد زرند به ترتیب مقام‌های اول تا سوم را کسب نمودند. کسب مقام اولی این مسابقات برای دومین سال متوالی توسط واحد HSE مجتمع صورت پذیرفته و این افتخار نشان از آمادگی بالای این پرسنل جهت مقابله با حوادث احتمالی در محیط کار را دارد.

واکسیناسیون بیش از 250 هزار رأس دام
در جنوب کرمان
مدیرکل دامپزشکی جنوب کرمان، از مایه‌کوبی 254 هزار و 422 رأس دام منطقه علیه بیماری بروسلوز طی 6 ماهه ابتدای سال جاری خبر داد. علی احمدی ادامه داد: «این تعداد شامل 11 هزار و 679 رأس گاو و گوساله و 242 هزار و 723 رأس بره و بزغاله است که به‌صورت رایگان توسط اکیپ‌های دامپزشکی واکسینه شدند.» وی عنوان کرد: «بروسلوز یا تب مالت از مهم‌ترین بیماری‌های مشترک بین انسان دام است که از طریق مصرف شیر خام و فراورده‌های لبنی آلوده و ترشحات رحمی حیوان مبتلا قابلیت انتقال به انسان را دارد.» وی خاطرنشان کرد: «سقط‌جنین، تورم بیضه و به‌طورکلی پایین آمدن بازدهی گله از پیامدهای مهم این بیماری است.»
وی با اشاره به اینکه تب مالت با علائمی از قبیل تب‌لرز،تعریق شدید و دردهای عمومی بدن همراه است اظهار داشت: «مؤثرترین راهکار کنترل بیماری در جمعیت انسانی از طریق پیشگیری و مهار آن در جمعیت دامی می‌باشد لذا دامپزشکی با اقداماتی از قبیل مایه‌کوبی فراگیر، رعایت اصول امنیتی زیستی و تست و کشتار در دام‌های سنگین در جهت تحقق این مهم حرکت می‌کند.»

توسعه مراکز فراگیر کانون پرورش فکری کودک و نوجوان برای کودکان دارای شرایط ویژه
مدیرکل بهزیستی استان کرمان از توسعه مراکز فراگیر کانون پرورش فکری کودک و نوجوان برای کودکان دارای شرایط ویژه در کرمان با همکاری بهزیستی استان کرمان خبر داد و گفت: «این رویکرد سبب اتفاق جدیدی در حوزه کودکان دارای شرایط ویژه می‌شود.»
به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان کرمان، عباس صادق زاده در دیدار با محسن روحی مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان از آمادگی بهزیستی استان برای کمک به کودکان دارای شرایط ویژه( نابینا، ناشنوا و معلول جسمی حرکتی) خبر داد و اظهار داشت: «برای مناسب‌سازی، تأمین تجهیزات و همراه کردن خانواده‌ها برای حضور فرزندانشان در مراکز فراگیر کانون به توسعه این مراکز کمک می‌کنیم.»
وی بابیان اینکه این رویکرد سبب اتفاق جدیدی در حوزه کودکان دارای شرایط ویژه می‌شود و می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد افزود: «در گام نخست اجرای اهداف بلندمدت در این زمینه سخت و زمان‌بر است و به‌طورقطع در بلندمدت نتایج خوبی به دنبال خواهد داشت.» مدیرکل بهزیستی استان کرمان تصریح کرد: «اینکه دستگاه فرهنگی مانند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تلاش دارد ادبیات خاص بهزیستی را فراگیر کند که یک امتیاز برای بهزیستی محسوب می‌شود و می‌تواند فرهنگ‌سازی شود تا بتوانیم به این قشر از جامعه خدمات بهتری ارائه کنیم.»
صادق زاده از اعلام آمادگی بهزیستی در حوزه آموزش تخصصی مربیان با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان خبر داد و گفت: «افراد دارای شرایط خاص باید خواسته‌ها و مطالبات خود را از همه جامعه طلب کنند.»

بارش رگباری باران در کرمان تا پایان هفته
کارشناس مرکز پیش‌بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان گفت: «ناپایداری جوی به‌صورت افزایش ابر، بارش پراکنده باران و رعدوبرق را تا پایان این هفته در مناطق مختلف استان خواهیم داشت.» به گزارش ایرنا مریم سلاجقه افزود: «وزش باد را نیز به‌صورت پراکنده در سطح استان پیش‌بینی می‌کنیم.»
وی گفت: «تاکنون بارش‌های پراکنده‌ای در مناطق جنوبی استان داشتیم و در بقیه مناطق بیشتر افزایش ابر را شاهد بودیم.» وی عنوان کرد: «از امروز بیشتر مناطق استان این بارش‌ها را به‌صورت رگباری و پراکنده دارند.» کارشناس مرکز پیش‌بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان افزود: «این شرایط را به‌صورت متناوب در سطح استان خواهیم داشت.»
وی گفت: «وزش باد در مناطق شرقی استان همراه با گردوخاک خواهد بود.» وی با اشاره به‌احتمال وقوع رعدوبرق تصریح کرد: «از رفتن به ارتفاعات خودداری و با توجه به رگباری بودن بارش‌ها از توقف و تردد در حاشیه رودخانه‌ها خودداری شود.» سلاجقه با اشاره به ناپایداری‌های کوتاه‌مدت در فصل پاییز اظهار کرد: «کشاورزان استان در صورت برداشت محصول، تمهیداتی را در جهت برداشت و انبارداری در نظر بگیرند.»
وی با توجه به افزایش رطوبت توصیه کرد: «در گلخانه‌ها، گاوداری‌ها و مرغداری‌ها اقدامات لازم در خصوص تهویه هوا انجام شود.» به گفته وی در روزهای آینده دمای استان تغییرات زیادی نخواهد کرد.

رییس کل دادگستری کرمان عنوان کرد حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر

رییس کل دادگستری کرمان عنوان کرد
حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر

رییس کل دادگستری استان کرمان گفت: «آمران به معروف و ناهیان از منکر ممکن است مورد تعرض قرار گیرند، بنابراین باید تدابیری اندیشیده شود که حمایت قانونی از این افراد صورت گیرد و قوانین لازم در این زمینه را هم داریم.»
به گزارش خبرگزاری فارس، یدالله موحد صبح دیروز در شورای امربه‌معروف و نهی از منکر دادگستری کل استان کرمان اظهار داشت: «قوه قضائیه به‌عنوان یکی از ارکان نظام دو وظیفه مهم را بر عهده دارد، اول اینکه آنچه رهبری تأکید کرده‌اند را برای ارتقای نظام سلامت اداری و قوه قضائیه به کار بندد و دنبال کند.»
وی بیان داشت: «در این راستا اگر بتوانیم امربه‌معروف و نهی از منکر را در ساختار قوه قضائیه نهادینه کنیم به نظرات مقام معظم رهبری پاسخ داده می‌شود.» موحد افزود: «عمل به مصادیق امربه‌معروف و نهی از منکر موجب حیات و حاکمیت ارزش‌های دینی و عقلانی در جامعه اسلامی و سازمان‌ها و نهادها می‌شود و بسیاری از آسیب‌ها را از بین می‌برد.» رییس شورای قضایی استان کرمان اضافه کرد: «امربه‌معروف و نهی از منکر راهی مؤثر برای پیشگیری از جرائم و آسیب‌هاست و موجب دوام و قوام دستگاه‌ها می‌شود.» موحد عنوان کرد: «شورای امربه‌معروف و نهی از منکر دادگستری وظایفی چون توجه به سیاست‌های کلان شورای امربه‌معروف و نهی از منکر کشور را بر عهده دارد.» وی آسیب‌شناسی در دستگاه‌ها و شناخت اولویت‌های امربه‌معروف و نهی از منکر را مورد تأکید قرارداد و ابراز داشت: «باید منابع انسانی را به‌کارگیریم تا برنامه‌ها به مرحله عمل درآید.»
رییس کل دادگستری استان کرمان در ادامه حمایت و تشویق آمران به معروف و ناهیان از منکر در دستگاه‌های اجرایی را امری مهم در توسعه امربه‌معروف و نهی از منکر دانست و خواستار ایجاد سازوکارهای لازم در این زمینه شد. موحد تصریح کرد:« آمران به معروف و ناهیان از منکر ممکن است، مورد تعرض قرار گیرند، بنابراین باید تدابیری اندیشیده شود که حمایت قانونی از این افراد صورت گیرد و قوانین لازم در این زمینه را هم داریم.»
وی ادامه داد: «برنامه‌های تبلیغی و اطلاع‌رسانی در زمینه امربه‌معروف و نهی از منکر باید اجرا شود و بحث‌های نظارتی را هم در استان کرمان داریم و باید عملکرد اعضای شوراهای امربه‌معروف و نهی از منکر بررسی شود.»

پاسخ مدیرعامل سابق موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به اظهارات یک نماینده

پاسخ مدیرعامل سابق موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به اظهارات یک نماینده

بهروز امیدعلی، مدیرعامل و عضو هیأت مدیره سابق صندوق ذخیره فرهنگیان در ارتباط با صحبت‌های محمود صادقی، نماینده مردم تهران در رابطه با تخلفات در صندوق توسعه فرهنگیان که در صفحه سوم شماره 714 روزنامه پیام ما مورخ 14 شهریور چاپ‌شده بود، جوابیه‌ای فرستاد که در زیر می‌خوانید:
ازآنجاکه گفت‌وگوی مورخ 13 شهریورماه 1395 جناب آقای دکتر محمود صادقی نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با خبرگزاری ایلنا که در پایگاه‌های مختلف خبری و اطلاع‌رسانی منتشر گردیده مشتمل بر مطالب خلاف واقع و نادرست می باشد موارد ذیل جهت تنویر افکار عمومی اعلام می‌گردد:
1. تخلف 8.000 میلیارد تومانی که خبرگزاری مذکور تحت عنوان «اختلاس 8.000 میلیارد تومانی صندوق ذخیره فرهنگیان مربوط به دولت گذشته» به آن پرداخته، به استناد گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانونی برای سال مالی منتهی به 31 شهریورماه 1392 خلاف واقع و بی‌اساس می‌باشد. شایان توجه است صورت‌های مالی و عملکرد سال مالی مزبور در جلسه مورخ 28 دی‌ماه 1392 هیأت امنا به ریاست آقای دکتر علی‌اصغر فانی وزیر محترم آموزش‌وپرورش به تصویب و مراتب نزد اداره ثبت شرکت‌ها و مؤسسات غیرتجاری به ثبت رسیده است.
2. مبلغ 4.000 میلیارد تومان از دارایی‌های صندوق ذخیره فرهنگیان معدوم الوصول اعلام گردیده است، با عنایت به اینکه در صورت‌های مالی حسابرسی شده صندوق چنین دارایی وجود ندارد، به نظر می‌رسد منظور ایشان بانک سرمایه باشد.
لازم به ذکر است مجموعه شرکت‌های تابعه صندوق کمتر از 45 درصد سهام بانک سرمایه را دارا می‌باشند و سهام بانک تنها 6درصد از پرتفوی سرمایه‌گذاری صندوق را در برمی‌گیرد. با یک بررسی اجمالی و به استناد گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانونی بانک سرمایه برای دوره میانی منتهی به 31 شهریورماه 1392 که در سامانه جامع اطلاع‌رسانی ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار(کدال) بارگذاری گردیده کل مطالبات سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول بانک بالغ‌بر 1.450 میلیارد تومان بوده است. با عنایت اینکه بانک شخصیت حقوقی مستقلی دارد، ضروری است مدیران وقت بانک در این خصوص و سایر موارد پاسخگو باشند.
3.رکورد سودآوری صندوق ذخیره فرهنگیان به استناد صورت‌های مالی حسابرسی شده از ابتدای تأسیس تاکنون مربوط به سال مالی منتهی به 31 شهریورماه 1392 (از 01/07/1391 تا 31/06/1392) به مبلغ 1.150 میلیارد تومان می‌باشد، بالاترین نرخ بازدهی صندوق ذخیره فرهنگیان از ابتدای تأسیس تاکنون نیز در همین سال مالی محقق گردیده است. شایان‌ذکر است در مهرماه سال 1392 و در هنگام تغییر مدیریت، صندوق و شرکت‌های تابعه در بهترین وضعیت سودآوری بوده و پرتفوی بورسی شرکت‌های تابعه 1.500 میلیارد تومان ارزش‌افزوده داشته است.
ضمن ارج نهادن به حساسیت نمایندگان محترم مجلس در خصوص پاسداشت حقوق اعضای محترم صندوق ذخیره فرهنگیان بجاست اطلاعات و گزارش‌های مستند مبنای اظهارنظر قرار گیرد. شایسته است در ارزیابی و تحلیل عملکرد بنگاه‌های اقتصادی از هرگونه رویکرد سیاسی و جناحی پرهیز نموده و ارزیابی‌ها بر اساس صورت‌های مالی حسابرسی شده و سایر اطلاعات مستند بر اساس معیارهای علمی و استانداردهای حرفه‌ای صورت پذیرد. در پایان از هرگونه رسیدگی توسط مراجع ذیصلاح که منجر به شفاف‌سازی و استیفای حقوق فرهنگیان معزز عضو صندوق گردد، استقبال می‌نماید.
بهروز امیدعلی، مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره سابق موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان

خبر

گل گهر غرفه
برتر Minex 2016 شد
در اختتامیه پنجمین دوره نمایشگاه معدن و صنایع معدنی ایران ( Minex 2016 ) غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به‌عنوان غرفه برتر در این نمایشگاه انتخاب شد.
بِنا به اعلام رییس ستاد برگزاری ماینکس 2016 در این دوره از نمایشگاه، غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به دلیل طراحی قابل‌توجه و همچنین رضایتمندی مراجعه‌کنندگان و بازدیدکنندگان و شرکت‌های مراجعه‌کننده و پاسخگویی به‌موقع و تخصصی کارشناسان شرکت ، به‌عنوان غرفه برتر در این نمایشگاه شناخته شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر در این نمایشگاه بزرگ که از ۱۰ الی ۱۲ مهرماه در مصلی تهران برگزار شد، عمده شرکت‌های بزرگ معدنی و صنعتی کشور حضور داشتند و غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر روزانه پذیرای جمع زیادی از بازدیدکنندگان در این نمایشگاه بود. بنابراین گزارش در این غرفه که به همت روابط عمومی شرکت برپاشده بود، جمعی از کارشناسان شرکت در طول مدت برگزاری اطلاعات موردنیاز بازدیدکنندگان داخلی و خارجی در حوزه‌های مختلف را ارائه می‌دادند.

در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب مس صورت پذیرفت
رونمایی از کتب مؤلفین مس منطقه کرمان
مراسم رونمایی از سه عنوان کتاب به نام زهاب‌های اسیدی تألیف مهندس حمیدرضا سیف و مهندس محمود علیپور، درس‌نامه پیرو متالورژی تألیف مهندس علی نوروزی بهجت و مهندس طاهره حاجبی و نیز متالورژی استخراجی مس تألیف مهندس علی انتظاری با حضور نظری مدیر مس منطقه کرمان، حجت‌الاسلام کرمی مشاور فرهنگی مس منطقه کرمان و جمعی از مسئولین برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مس منطقه کرمان، مدیر روابط عمومی در سخنانی با اشاره برگزاری نمایشگاه کتاب مس هم‌زمان در سرچشمه و شهربابک، از تألیف کتاب‌های ذکرشده به‌عنوان پیوند میان کار و دانش یادکرد و افزود: «لازمه پیشرفت و توسعه، افزایش دانایی است.»
سید علی میرافضلی با اشاره به کارکردهای اساسی مطالعه کتاب گفت: «کتاب‌خوانی و مطالعه در دو بعد شخصی و اجتماعی برای افراد کاربرد دارد.» وی با اشاره به تفاوت دانش و دانایی اظهار داشت: «دانایی قدرت به‌کارگیری و استفاده از دانش است که با کتاب پیوند خورده و در مرتبه‌ای بالاتر از دانش قرار دارد.»
معاون ذوب و پالایش مس منطقه کرمان کتاب‌خوانی را یک صفت عنوان کرد و گفت: «انسان‌ها علاقه‌مند به داشتن این صفت هستند.» علی نوروزی کتاب را حافظه بشریت دانست و افزود: «بدون کتاب زندگی امکان‌پذیر نیست.»
وی با اشاره به روند تألیف کتاب‌های ذکرشده از تمامی دست‌اندرکاران این امر تقدیر و تشکر کرد.
مدیر طراحی و بهره‌وری انرژی مس منطقه کرمان با اشاره به نقش تعیین‌کننده کتاب در هدایت و پیشرفت علمی گفت: «پدید آوردن آثار علمی از توصیه‌های مهم پیشوایان دین است.» مهدی جاودانی کتاب را وسیله‌ای برای مصون ماندن دانش بشری از تباهی دانست و افزود: «سهم کتاب در انتقال علوم و دانش به‌مراتب بیشتر از سایر آموزش‌هاست.»