بایگانی مطالب نشریه

تصویرسازی کتاب‌های درسی در دوره قاجار جامانده است

گفتگو با ابراهیم حقیقی درباره گرافیک و تصویرسازی کتابهای درسی:
تصویرسازی کتاب‌های درسی در دوره قاجار
جامانده است

سعید باباونه- آرش خاموش
«تصویرگری و گرافیک کتاب های درسی از دو زاویه مهم هستند. نخست این که می توانند قسمتی از بار آموزشی را به دوش بگیرند و ارتباط دانش آموز با متن و مفهوم را تسهیل کنند و دیگر اینکه بخشی از تربیت بصری جامعه را به عهده دارند. دانش آموزان خصوصاً در مقطع ابتدایی، ساعت های زیادی را با کتاب های درسی می گذرانند و کوچک ترین اتفاق در کتاب به مثابه آموزش برای نسل نوآموز است. دراین باره با ابراهیم حقیقی گفتگو کرده ایم. او معتقد است که آموزش و پرورش توجهی به هنر ندارد و تفکر حاکم بر کتاب های درسی قدیمی، ناکارآمد و غیرتخصصی است.
آیا کتاب های درسی می توانند به عنوان یکی از منابع تربیت بصری جامعه عمل کنند؟
حتماً می توانند، اما من هیچ گاه – نه زمانی که خودم درس می خواندم و نه وقتی به پسرم کمک می کردم تا تکالیف مدرسه اش را انجام بدهد- ندیدم که آموزش و پرورش در کتاب های درسی نگاهی به ارتقای سلیقه بصری دانش آموزان داشته باشد. تنها یکی – دو سال در دورانی که ما درس می خواندیم، کتاب های تاریخ و جغرافیا با قطع رحلی بزرگ و تصویرگری های زنده یاد پرویز کلانتری و آقای زرین کلک منتشر شد. می توانم بگویم واقعاً با این کتابها به این دو درس علاقه مند شدم. چرا که تصاویرش برایم جذاب بود. الان هم که آن کتاب ها را در تاریخ تصویرسازی ایران بررسی می کنیم جایگاه و مقام بلند مرتبه ای دارند. زمان دیگری هم بود که کتاب های درسی در انتشارات فرانکلین تولید می شد.
آقایان پرویز کلانتری، نورالدین زرین کلک، آراپیک باغداساریان، بهزاد گلپایگانی، زمان زمانی و سیدمحمد احصایی طراحی و تصویرگری کتاب ها را به عهده داشتند که همه از هنرمندان و طراحان و تصویرگران برجسته کشور بودند. اما کم کم دچار افت شدیم.
برای مثال وقتی کتاب های درسی بعد از انقلاب را با کتاب های داستانی ناشرانی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در همان زمان مقایسه می کنیم، می بینیم آموزش و پرورش یک قافله عقب است و اصلا چیزی به اسم سلیقه و سواد بصری در کارهایش لحاظ نشده است.
دلیل این افت را چه می دانید؟
هنر هیچگاه برای آموزش و پرورش جدی نبوده است. زمان ما هم کلاس های نقاشی و موسیقی ساعت تفریح و وقت گذرانی تلقی می شد. معلم متخصص هنر وجود نداشت و بچه ها رها می شدند که بازی کنند، به شرطی که بی صدا باشند. اگرچه بسیاری از هنرمندان مهم امروز از آموزش هایی که در مقاطع پایین دریافت کردند به هنرستان راهنمایی شدند و از آنجا به دانشکده رفتند و طبعاً جلوتر از کسی بودند که در دانشگاه تازه با این مفاهیم روبه رو شده بود و در آن سن، الفبای بصری را می آموخت.
امروزه اینفوگرافی کاربرد وسیع و تنوع چشمگیری در جهان دارد و بار آموزشی مهمی را هم به دوش می کشد. اما در کتاب های درسی ما به ندرت از اینفوگرافی استفاده می‌شود و آن ها هم نمونه های شاخصی نیستند. دلیل آن را چه می‌دانید؟
به هیچ وجه حرفه ای و خوب نیستند. چرا که این ها را همان معلم و نویسنده ای که کتاب را می نویسد، بدون این که تخصص هنر داشته باشد، طرح می کند و هدفش هم صرفاً انتقال مفهومی است. می خواهم حرف شما را گسترش بدهم و به سوال اول هم اشاره کنم و بگویم نه تنها جای اینفوگرافی که جای تصویرگری خوب هم خالی است.
یک تصویرسازی خوب و امروزی از قصه های کتاب ها می تواند به انتقال مفهوم کمک کند. اما رفتار تصویرسازی کتاب های درسی در فضای کلیله و دمنه چاپ سنگی دوره قاجار باقی مانده. اکنون اینفوگرافی و تصویرسازی علمی با شاخه های مختلف در دانشگاه های جهان تدریس می شود، ولی در مملکت ما وجود ندارد.
یعنی جامعه هنری توانمندی ندارد که به خدمت کتاب های درسی در بیاید و تصویرگری و اینفوگرافی مناسب کار کند؟
ما هیچ وقت در این زمینه سفارشی ازآموزش و پرورش یا وزارت علوم نداشته ایم. به همین دلیل کسی هم علاقه مند نشده که در این رشته ها کار حرفه ای بکند و اگر کسی این تخصص را به دست می آورد، هم نمی توانست معیشتش را تامین کند. گرافیک حرفه ای متکی به سفارش است.
طراح گرافیک آنچه مورد نیاز جامعه است را تدریس و تحصیل می کند. مثل نقاشی نیست که هنرمند برای دل خودش کار کند. کسی نمی نشیند بدون سفارش دهنده فرمول فیزیک و شیمی را اینفوگرافی کند. کار باید خریدار داشته باشد و مهمترین سفارش دهنده هم می‌بایست این دو وزارتخانه باشند.
البته این را بگویم که چند ناشر خصوصی از جمله نشر طلایی وارد کار شده اند و کتاب های علمی و آموزشی تولید و نشر می کنند. من سال گذشته در داوری جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان با این ها آشنا شدم و از گرافیک و تصویرسازی شان حیرت کردم.
ابتدا تصور کردم کتاب های خارجی را اسکن و چاپ کرده اند، اما متوجه شدم کار خودشان است و برای اولین بار در ایران بی آن که کپی کرده باشند کارهای علمی با تقسیم بندی خیلی دقیق و هوشمندانه از گیاهان و حیوانات و نجوم و تاریخ ملل و چیزهایی از این دست انجام داده بودند. کتاب های بسیار خوب با چاپ های نفیس بودند. یکی از این کتاب ها که خیلی قطور بود؛ نزدیک به 30 نفر مولف و 10 تصویرگر، 10 سال روی آن کار کرده بودند.
بازهم بخش خصوصی دارد کم کاری دولت را جبران می کند. بار بخش دیگری از این کم کاری را هم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به دوش می کشد؛ حتی درهمین سال هایی که افول کرده باز هم وضعش به مراتب از آموزش و پرورش بهتر بوده است. برای مثال تعداد عناوین کتاب های علمی کانون بیشتر از آموزش و پرورش است.
آقای کاظمی سالها در آموزش و پرورش مسئولیت داشته اند.
بله ایشان وضع مجلات رشد را هم خیلی ارتقا دادند و تصویرگران با استعداد و خوب را از دانشکده ها کشف می کردند و در گروه مجلات به کار می گمارند چرا که دلسوز کار بودند.
پس چرا وضع کتاب ها با حضور کسانی ماند آقای طلایی به سامان نشدند؟ یعنی ساختار آموزش و پرورش اجازه نمی دهد که هنرمندان کاری که در بخش خصوصی یا کانون می کنند را در آن جا هم انجام بدهند؟
دقیقا همین طور است؛ این ها را در آموزش و پرورش افراد دست چندم حساب می کنند. کلی تر بگویم، ما تصویرسازان و طراحان و هنرمندان همیشه دست چندم هستیم. اصلاً هنر دست چندم حساب می شود. شما بودجه های دولتی را ببینید؛ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودجه سینما ده برابر مجموع سایر هنرها است و مجموع بودجه سینما و تمام هنرها، چیزی نزدیک به یک چهارم بودجه ورزش است.
این مقدار چه طور می تواند برای این جمیعت عظیم هنرجو و دانشجوی هنر که به تولید خواهند پرداخت هزینه شود؟ این یعنی ندیده گرفتن کامل هنر الان به طور کلی از آموزش و پرورش حذف شده و در کل جامعه نادیده انگاشته شده است.
کتاب ها و تصویرگری هایشان چه قدر شبیه زندگی روزمره ما هستند؟
همیشه بخش های زیادی از کتاب های درسی بی ربط به واقعیت جامعه و زندگی روزمره بوده است. مثلا وقتی می خواستند حرف الف و سین را یاد بدهند ابتدایی ترین چیزی که به ذهن مولف رسیده بود، یعنی «اسب» را گذاشته بود. در حالی که بچه های ما اسب را جز در تلویزیون ندیده اند. الآن من خیلی با این ها سرو کار ندارم. اما یک مروری کردم، مثلا برای آموزش حرف گاف گرگ و گوزن را نوشته یا چیزهایی مثل مزرعه و گاو. چقدر از بچه های ما با این ها آشنا هستند؟ اگر آن زمانی که بعد از انقلاب کتاب های درسی را اصلاح کردند بخش هایی مثل آموزش راهنمایی و رانندگی را به کتاب ها اضافه می کردند امروز کسی برای گرفتن گواهینامه نیازی به آموزش آیین نامه نداشت و تنها آموزش عملی می دید. کتاب ها باید پاسخگوی نیازهای زندگی معاصر باشند. نمی گوییم گاو را از کتاب ها حذف کنند. اما نیاز امروز بچه های ما به رایانه و الکترونیک خیلی بیشتر است.
در این میانه نقش گرافیک و تصویرگری چیست؟
اول باید نیاز را بسازند؛ بعد هنرمندان حتما به نیازها پاسخ خواهند داد. کما اینکه انتشارات ساز و کار و انتشارات «طلایی» این نیاز را ساخته اید و با همکاری هنرمندان کتاب های خوبی را تولید کرده اند.
وضعیت مدیریت هنری کتاب ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
چیزی به اسم مدیریت هنری عملا وجود ندارد و حتی انتخاب تصویرگران هم درست و به جا نیست. بعضی شان دست های ضعیفی دارند. در صورتی که در نشر خصوصی هم مدیر هنری وجود دارد؛ هم تصویرگر خوب و قوی. ویراستاران هم به آن ها دیکته می کنند که چه می خواهند و این تعامل بین شان شکل گرفته.
از شما هیچ گاه برای مشاوره یا طراحی و تصویرگری کتاب ها دعوت شده است؟
حدود 12 سال پیش که در دانشگاه هنر تدریس می کردم و رشد هم خیلی خوب کار می کرد، چندین جلسه با سایر استادان برای سامان دادن به تصویرسازی های کتاب های درسی دعوت شدیم و جلسات متعددی داشتیم بعد هم چندین سال آقای مثقالی و بعضی همکاران دیگر به این جلسات رفته اند. اما نتیجه ای حاصل نشد که نمی دانم دلیلش چیست.
گویا کتاب های آموزش و پرورش در حال تحول هستند. شما به عنوان رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران در آستانه این تحول پیشنهادی برای وزارت آموزش و پرورش دارید؟
آموزش و پرورش باید شوراهای مشورتی با حرفه ای ها راه بیندازد و این شوراها دستورالعمل های اجرایی را تدوین کنند هر زمان شروع کنند دیر نیست. امروز اگر شروع کننده 5 سال بعد به کلاس پنجم ابتدایی رسیده اند حتما خیلی موفق تر از بچه های امروزه خواهند بود.

رییس کل دادگستری کرمان عنوان کرد حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر

رییس کل دادگستری کرمان عنوان کرد
حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر

رییس کل دادگستری استان کرمان گفت: «آمران به معروف و ناهیان از منکر ممکن است مورد تعرض قرار گیرند، بنابراین باید تدابیری اندیشیده شود که حمایت قانونی از این افراد صورت گیرد و قوانین لازم در این زمینه را هم داریم.»
به گزارش خبرگزاری فارس، یدالله موحد صبح دیروز در شورای امربه‌معروف و نهی از منکر دادگستری کل استان کرمان اظهار داشت: «قوه قضائیه به‌عنوان یکی از ارکان نظام دو وظیفه مهم را بر عهده دارد، اول اینکه آنچه رهبری تأکید کرده‌اند را برای ارتقای نظام سلامت اداری و قوه قضائیه به کار بندد و دنبال کند.»
وی بیان داشت: «در این راستا اگر بتوانیم امربه‌معروف و نهی از منکر را در ساختار قوه قضائیه نهادینه کنیم به نظرات مقام معظم رهبری پاسخ داده می‌شود.» موحد افزود: «عمل به مصادیق امربه‌معروف و نهی از منکر موجب حیات و حاکمیت ارزش‌های دینی و عقلانی در جامعه اسلامی و سازمان‌ها و نهادها می‌شود و بسیاری از آسیب‌ها را از بین می‌برد.» رییس شورای قضایی استان کرمان اضافه کرد: «امربه‌معروف و نهی از منکر راهی مؤثر برای پیشگیری از جرائم و آسیب‌هاست و موجب دوام و قوام دستگاه‌ها می‌شود.» موحد عنوان کرد: «شورای امربه‌معروف و نهی از منکر دادگستری وظایفی چون توجه به سیاست‌های کلان شورای امربه‌معروف و نهی از منکر کشور را بر عهده دارد.» وی آسیب‌شناسی در دستگاه‌ها و شناخت اولویت‌های امربه‌معروف و نهی از منکر را مورد تأکید قرارداد و ابراز داشت: «باید منابع انسانی را به‌کارگیریم تا برنامه‌ها به مرحله عمل درآید.»
رییس کل دادگستری استان کرمان در ادامه حمایت و تشویق آمران به معروف و ناهیان از منکر در دستگاه‌های اجرایی را امری مهم در توسعه امربه‌معروف و نهی از منکر دانست و خواستار ایجاد سازوکارهای لازم در این زمینه شد. موحد تصریح کرد:« آمران به معروف و ناهیان از منکر ممکن است، مورد تعرض قرار گیرند، بنابراین باید تدابیری اندیشیده شود که حمایت قانونی از این افراد صورت گیرد و قوانین لازم در این زمینه را هم داریم.»
وی ادامه داد: «برنامه‌های تبلیغی و اطلاع‌رسانی در زمینه امربه‌معروف و نهی از منکر باید اجرا شود و بحث‌های نظارتی را هم در استان کرمان داریم و باید عملکرد اعضای شوراهای امربه‌معروف و نهی از منکر بررسی شود.»

گل گهر غرفه برتر Minex 2016 شد

گل گهر غرفه
برتر Minex 2016 شد
در اختتامیه پنجمین دوره نمایشگاه معدن و صنایع معدنی ایران ( Minex 2016 ) غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به‌عنوان غرفه برتر در این نمایشگاه انتخاب شد.
بِنا به اعلام رییس ستاد برگزاری ماینکس 2016 در این دوره از نمایشگاه، غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به دلیل طراحی قابل‌توجه و همچنین رضایتمندی مراجعه‌کنندگان و بازدیدکنندگان و شرکت‌های مراجعه‌کننده و پاسخگویی به‌موقع و تخصصی کارشناسان شرکت ، به‌عنوان غرفه برتر در این نمایشگاه شناخته شد.
به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر در این نمایشگاه بزرگ که از ۱۰ الی ۱۲ مهرماه در مصلی تهران برگزار شد، عمده شرکت‌های بزرگ معدنی و صنعتی کشور حضور داشتند و غرفه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر روزانه پذیرای جمع زیادی از بازدیدکنندگان در این نمایشگاه بود. بنابراین گزارش در این غرفه که به همت روابط عمومی شرکت برپاشده بود، جمعی از کارشناسان شرکت در طول مدت برگزاری اطلاعات موردنیاز بازدیدکنندگان داخلی و خارجی در حوزه‌های مختلف را ارائه می‌دادند.

هوشمندی پناه؛ بازنشسته سازمان برنامه و بودجه در گفت و گو با پیام ما: یک آمار ساده از اتلاف منابع جلوگیری کرد

هوشمندی پناه؛ بازنشسته سازمان برنامه و بودجه در گفت و گو با پیام ما:
یک آمار ساده از اتلاف منابع جلوگیری کرد

ضرب المثل قدیمی«هفت باز گز کن، یک بار پاره کن!» بیان بسیار ساده ای دارد. اما سخنی بس حکیمانه است. مطالعات تئوری، اندازه گیری و رصد کردن و به دست آوردن اطلاعات اولیه و سپس اجرا کردن طرح، روند کاری هر سیستم سالم و کارآمدی است. آمارگیری و سرشماری نیز ناظر به همین روند است. اگر آمار دقیق و موثقی وجود نداشته باشد حتی در یک کار ساده مانند «پاره کردن یک پارچه» نیز با مشکل مواجه خواهیم شد چه رسد به تهیه آذوقه و مایحتاج یک ملت بزرگ و چند ده میلیونی! از اهمیت آمار و سرشماری و ضرورت آن در برنامه ریزی و آینده نگری بسیار گفته و شنیده شده است. این بار پای صحبت های غلامعباس هوشمندی پناه بازنشسته سازمان برنامه و بودجه نشسته ایم تا برای مان از نحوه آمارگیری در زمان خدمت او بشنویم.
این کارمند بازنشسته مرکز آمار از ضرورت برنامه ریزی و نمونه ای از تأثیرگذاری آن با ما سخن گفت. وی متولد 1329 می باشد و در سال 1355 در مرکز آمار ایران استخدام شده است. سی سال از عمر خود را به عنوان کارشناس در این نهاد گذرانده است. متن زیر نتیجه گفت و گوی من با هوشمندی پناه است که مطالعه آن خالی از لطف نیست؛

سال 1355 به عنوان کارشناس در مرکز آمار ایران استخدام شدم. لیسانس مدیریت بازرگانی ام را از دانشگاه مدیریت کرمان واقع در خیابان زریسف گرفته بودم. طرح های آماری از تهران ابلاغ می شد و ما در سطح استان اجرا می کردیم. آمارگیری در آن زمان هم به راحتی امروز نبود. استان بسیار گسترده بود. حتی گسترده تر از امروز. مثلاً «هرات» و «مروست» که جزو شهرستان شهربابک بودند و در حوزه کاری ما قرار داشتند در حال حاضر به استان یزد پیوسته اند. از سویی دیگر، دهستان «بشاگرد» از توابع شهرستان کهنوج بود و در تقسیمات کشوری فعلی جزو استان هرمزگان به حساب می آید. ما هم برای گرفتن آمار با مشکلات زیادی مواجه بودم. راه ها بسیار بی کیفیت و تردد در آن ها بسیار سخت بود. راه آسفالته نبود. ماشین به اندازه کافی نبود و اصلا این امکان وجود نداشت که دو روزه یا سه روزه به مأموریت برویم. گاهی مأموریت ها تا یک ماه به طول می انجامید.
صنعت و معدن و کشاورزی و… از جمله طرح های آماری ما در طول سال بود. مردم با پدیده آمارگیری آشنا نبودند. می ترسیدند جواب بدهند. این ترس هم به خاطر انقلاب سفید و برنامه اصلاحات ارزی بود که این شبهه را در ذهن آن ها ایجاد می کرد که اگر اطلاعات واقعی از املاک و دارایی خود به دولت بدهند، برای شان مشکل ساز می شود. مأموران ما با پای پیاده به روستاها می رفتند. یک نفر راهنما می شد و مأموران را به روستاهای مختلف هدایت می کرد. بسیاری از روستاها نیز آن قدر صعب العبور بودند که هیچ وسیله نقلیه ای نمی توانست تردد کند و مأموران؛ مجبور به استفاده از الاغ بودند.
ربودن مأموران آمار
در سال 1375 مسوولیت سرشماری شهرستان بم را بر عهده داشتیم. اطلاع دادند که کامران ثابتی شرور منطقه ای در نرماشیر ماشین سازمان ما را با چهار مأمور آمارگیر به همراه فرزند یکی از آنان را ربوده است. تقریباً 5،6 روز گم بودند. بالاخره با تلاش مسوولان محلی توانستیم کارمندان مان را از دست آن ها نجات بدهیم. ماشین مان را هم بعد از سه، چهار ماه از نیروی انتظامی کهنوج تحویل گرفتیم. الآن امنیت بسیار مطلوب تر است.
مسوولان به آمارها بها بدهند
امروز آگاهی مردم بیش تر شده است و با مأموران آمارگیری همکاری می کنند. فقط مانده است که مسوولان به این آمارها بها بدهند و برنامه ریزی های خود را بر پایه آمارهایی که با زحمت تهیه می شود قرار دهند. متاسفانه مدیران آن طور که باید به آمار اهمیت نمی دهند. در حالی که با مراجعه به آمار و ارقام تهیه شده برنامه ریزی دقیق تری صورت می گیرد. به عنوان مثال، یکی از مواردی که ما برخوردیم و آمار بسیار به کار مدیران تصمیم گیر آمد، یک آبادی در پشت سد جیرفت هست. مسوولات تصمیم داشتند که در آن جا مدرسه و بیمارستان بسازند. ما به آن روستا رفتیم و دیدیم جمعیتی آن جا نیست. درختان گردو در آن آبادی بود و در کل ییلاق بود که اهالی در فصل خاصی به آن محل می آمدند و گردوهای شان را برداشت می کنند و می روند. یک مدرسه کوچکی هم در آن روستا بود. اما مردم در آبادی های بزرگ تر اطراف زندگی می کردند. نتیجه گیری مسوولان پس از این آمارگیری، این شد که آن محل نیاز به امکانات بیش تری ندارد. بدین صورت یک آمار ساده از اتلاف آن همه منابع جلوگیری کرد.
از سال 1335 که آمارگیری در ایران شروع شده تا سال 1365 هر ده سال یک بار سرشماری می شد. از 85 به بعد آمارگیری هر 5 سال یک بار انجام می شود. البته در قدیم چون کامپیوتر و امکانات مدرن امروزی وجود نداشت، آمار خیلی دیرتر به دست مردم می رسید. شاید دو سال بعد از سرشماری اطلاعات منتشر می شد. اما الآن با پیشرفت تکنولوژی مردم روز بعد از سرشماری می توانند آمارها را ببینند. شاید 15 روز بعد از سرشماری، آمار و اطلاعات رسماً در اختیار مردم قرار بگیرد و از کم و کیف آن ها مطلع شوند.
برنامه ریزی بدون آمار بی معنی و ناممکن است. متأسفانه در حوزه کشاورزی همین مشکل وجود دارد. بدون آمار دست به کشت و کار زده می شود. در نتیجه محصول روی دست کشاورز می ماند و فاسد می شود. دلیلش هم بی توجهی به آمار است.
آمارگیر باید
صبر و حوصله می داشت
مشکل ترین بخش آمارگیری مربوط به هزینه و درآمد بود. زیرا سرپرست خانوار باید می نشست و ریز به ریز آمارگیر می گفت که چه اقلام غذایی مصرف کرده است و این قضیه خیلی طول می کشید. برای مردم خیلی سخت بود. چون می خواستند سر کار بروند. خیلی ها از جواب دادن شانه خالی می کردند و آمارگیر می بایست خیلی صبر و حوصله داشته باشد. گاه اتفاق می افتاد که آمارگیر سه روز در یک روستا معطل می شد تا بتواند فرم آمارگیری اش را تکمیل کند.
گذشت و انسانیت
یکی از رانندگان ما که به محل سرشماری عشایر بم می رفت با یک موتور تصادف کرد. راننده موتور که تنها پسر خانواده بود، فوت کرد. پدر و مادر آن جوان بسیار انسان های بزرگ و شریفی بودند. راننده ما بازداشت بود و آن پدر و مادر نگران بودند که هر چه زودتر رضایت بدهند تا راننده از بازداشتگاه بیرون بیاید. این روحیه گذشت برای ما بسیار تعجب آور بود.
ترسیم نقشه های دقیق
ماموریت های مأموران مرکز آمار کمتر از 10 و 15 روز نبود و اصلا نمی توانستیم برگردیم. راه ها نامناسب بود و امکان رفت و آمد سریع وجود نداشت. آن قدر خاک در طول مسیر زیاد بود که آمارگیران سراپا پر از گرد و خاک می شدند. ماشین در غبار گم می شد. جاده کرمان – جیرفت کاملاً خاکی بود. آمارگیران ما در این شرایط کار می کردند؛ اما از آن ها قدردانی نشد.
سال 1340 نقشه ای از یک منطقه ترسیم شده بود. نقشه به قدری دقیق بود که وقتی من در سال 1358 در یکی از روستاها نقشه را پهن کردم و دنبال منطقه ای می گشتم. دو نفر روستایی بالای سر ما ایستاده بودند و یکی از آن ها به نقشه اشاره کرد و گفت:«قایم دون ما هم که لو رفته!» برای من جالب بود که آن دو روستایی محل کوچک مورد نظر خود را در نقشه می دیدند.
هیچ کس قدر آمارگیرها را ندانست
کسی قدر هیچ کدام از آمارگیرها را ندانست. من پس از این همه سال با پست معاونت بازنشسته شدم. حقوق ماهیانه ام یک میلیون و 600 هزار تومان است. بسیاری از همکاران بازنشسته ام کمتر از من حقوق می گیرند. معاون رییس جمهور درباره حقوق های آن چنانی که برخی گرفته بودند، می گوید:«این حقوق ها مال قبل است و از حالا به بعد رسیدگی می کنیم.» آخر این چه جور قانونی است که یکی باید حقوقش این قدر کم باشد که کفاف زندگی اش را ندهد و یکی هم 200 میلیون تومان بگیرد.

کارت سوخت سوخت

کارت سوخت سوخت
کارتی با عمر ۱۰ ساله که هیچ گره‌ای از مشکلات مصرف بنزین را باز نکرد، بالاخره از چرخه فعالیت خارج و با ابلاغ دولت یازدهم به بایگانی سپرده شد. به گزارش خبرآنلاین دومین سال روی کار آمدن دولت نهم بود که ابزار الکترونیکی جدیدی برای سهمیه‌بندی و نظارت بر مصرف سوخت در کشور معرفی شد. هزینه اولیه‌ای که برای اجرای این طرح در نظر گرفته شد رقمی معادل 352 میلیارد تومان بود اما طی حدود ۱۰ سال، تاکنون بیش از ۵۰ میلیون کارت سوخت صادرشده است که هزینه هر کارت سوخت نیز بیش از ۱۰ هزار تومان بوده است. علاوه بر ۵۰ میلیون کارت سوخت صادرشده، برخی کارت سوخت‌ها به دلیل مفقود یا شکسته شدن دوباره صادرشده است.
تأثیر سهمیه‌بندی در قیمت بنزین
سهمیه‌بندی بنزین زمانی اجرا شد که نرخ هر لیتر بنزین باقیمت 100 تومان و فقط باکارت هوشمند سوخت در اختیار رانندگان قرار می‌گرفت. اما نظام سهمیه‌بندی سوخت با تخصیص ماهانه ۱۲۰ لیتر بنزین آغاز و به‌تدریج از سهمیه ماهانه کاسته شد؛ تا این‌که از ابتدای سال ۱۳۸۹ سهمیه بنزین از ۸۰ لیتر در ماه به ۶۰ لیتر کاهش یافت. بررسی آمار مصرف سوخت طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که با اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین نه‌تنها مصرف آن کاهش پیدا نکرده، بلکه رشد چشمگیری نیز داشت. آمار مصرف روزانه بنزین حاکی از آن است که باوجود این‌که در سال 1386 میزان مصرف روزانه بنزین کشور حدود 64.5 میلیون لیتر بود، این میزان مصرف در زمان تک‌نرخی شدن آن به بیش از 69 میلیون لیتر در روز رسید.
کارت سوخت، عامل دونرخی شدن بنزین
از سوی دیگر یکی از اهدافی که برای این طرح برنامه‌ریزی شد، نظام‌مند کردن مصرف آن بود اما با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اتفاق دیگری در حوزه انرژی کشور رخ داد. درواقع 28 آذرماه 1389 با دستور محمود احمدی‌نژاد، رییس دولت دهم برای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، بنزین چند نرخی در کشور رونمایی شد و تا چهار سال، بنزین یارانه‌ای باقیمت هر لیتر 400 تومان و بنزین آزاد باقیمت هر لیتر 700 تومان عرضه می‌شد. در فاز بعدی اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها و در سال 1393 نیز قیمت بنزین یارانه‌ای و آزاد افزایش پیدا کرد و نرخ بنزین یارانه‌ای با سهمیه 60 لیتر در ماه برای هر خودرو سواری 700 تومان و بنزین آزاد به 1000 تومان رسید. گفتنی است قیمت سوخت در ایران اگرچه به علت افت جهانی قیمت نفت بسیار پایین است، اما هنوز قیمت سوخت در اکثر کشورهایی که در همسایگی ما قرار دارند، بین 2 تا 5 برابر بیشتر قیمت داخلی ما است، بنابراین قاچاق سوخت همچنان به‌صرفه به نظر می‌رسد. به‌طور مثال هر لیتر بنزین در ترکیه 5 هزار تومان و در عراق 2200 تومان و در افغانستان 2600 تومان است.
مصوبه مجلس و ابلاغیه دولت برای حذف کارت سوخت
بعد از گذشت ۱۵ ماه از تک‌نرخی شدن بنزین بالاخره روز گذشته دولت با مجوز صادرشده از سوی مجلس کارت سوخت را از چرخه مصرف خارج کرد. مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه، سوم شهریورماه در ادامه رسیدگی به لایحه اصلاح قانون بودجه سال با حذف بند ح تبصره ۱۴ قانون بودجه ۱۳۹۵ ، با حذف کارت سوخت موافقت و بعد از پنج ماه تصمیم کارشناسی خود را از طریق رأی اعلام کردند. مجلس در بررسی جزییات لایحه بودجه ۱۳۹۵ در فروردین‌ماه سال جاری دولت را مکلف کرده بود حداکثر چهار ماه پس از تصویب این قانون کلیه وسایل نقلیه سبک و سنگین اعم از بنزینی، نفت‌گاز (گازوئیلی) و دوگانه‌سوز را به کارت سوخت مجهز کند و از آن تاریخ، عرضه هرگونه سوخت به کلیه وسایل نقلیه صرفاً با استفاده از کارت سوخت امکان‌پذیر باشد.

در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب مس صورت پذیرفت رونمایی از کتب مؤلفین مس منطقه کرمان

در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب مس صورت پذیرفت
رونمایی از کتب مؤلفین مس منطقه کرمان
مراسم رونمایی از سه عنوان کتاب به نام زهاب‌های اسیدی تألیف مهندس حمیدرضا سیف و مهندس محمود علیپور، درس‌نامه پیرو متالورژی تألیف مهندس علی نوروزی بهجت و مهندس طاهره حاجبی و نیز متالورژی استخراجی مس تألیف مهندس علی انتظاری با حضور نظری مدیر مس منطقه کرمان، حجت‌الاسلام کرمی مشاور فرهنگی مس منطقه کرمان و جمعی از مسئولین برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مس منطقه کرمان، مدیر روابط عمومی در سخنانی با اشاره برگزاری نمایشگاه کتاب مس هم‌زمان در سرچشمه و شهربابک، از تألیف کتاب‌های ذکرشده به‌عنوان پیوند میان کار و دانش یادکرد و افزود: «لازمه پیشرفت و توسعه، افزایش دانایی است.»
سید علی میرافضلی با اشاره به کارکردهای اساسی مطالعه کتاب گفت: «کتاب‌خوانی و مطالعه در دو بعد شخصی و اجتماعی برای افراد کاربرد دارد.» وی با اشاره به تفاوت دانش و دانایی اظهار داشت: «دانایی قدرت به‌کارگیری و استفاده از دانش است که با کتاب پیوند خورده و در مرتبه‌ای بالاتر از دانش قرار دارد.»
معاون ذوب و پالایش مس منطقه کرمان کتاب‌خوانی را یک صفت عنوان کرد و گفت: «انسان‌ها علاقه‌مند به داشتن این صفت هستند.» علی نوروزی کتاب را حافظه بشریت دانست و افزود: «بدون کتاب زندگی امکان‌پذیر نیست.»
وی با اشاره به روند تألیف کتاب‌های ذکرشده از تمامی دست‌اندرکاران این امر تقدیر و تشکر کرد.
مدیر طراحی و بهره‌وری انرژی مس منطقه کرمان با اشاره به نقش تعیین‌کننده کتاب در هدایت و پیشرفت علمی گفت: «پدید آوردن آثار علمی از توصیه‌های مهم پیشوایان دین است.» مهدی جاودانی کتاب را وسیله‌ای برای مصون ماندن دانش بشری از تباهی دانست و افزود: «سهم کتاب در انتقال علوم و دانش به‌مراتب بیشتر از سایر آموزش‌هاست.»

قلعه دختر در شاهنامه

قلعه دختر در شاهنامه

فردوسی در شاهنامه خود به قلعه دختر کرمان اشاره و آن را به هفتواد نسبت داده است.
به گزارش کرمان فردا؛ بازدید از آثار تاریخی در دل کرمان می‌تواند مقصد سفر پاییزی شما باشد. این منطقه به دلیل شرایط آب‌وهوایی در تابستان چندان طرفداری ندارد اما می تواند انتخاب خوبی برای سفرهای پاییزی از سوی توریست‌ها و گردشگران داخلی و خارجی باشد. کرمان را می‌توان جزو استان‌هایی برشمرد که آثار تاریخی بسیاری در اختیار دارد. بی‌تردید شما با شنیدن نام کرمان ارگ بم در ذهنتان به تصویر کشیده می‌شود، اما این بار بهتر است به شرق شهرکرمان رفته تا از قلعه‌ای زیبا بر فراز صخره‌های سنگی بازدید کنید.
قلعه دختر که یکی از قدیمی‌ترین آثار تاریخی شهر کرمان محسوب می‌شود، دو ساختمان مجزا از یکدیگر دارد. در واقع نام قلعه دختر مربوط به قسمتی است که بر روی تپه‌ای کوتاه تر قرار گرفته است. قسمت مرتفع این اثر تاریخی نیز قلعه کوه نام دارد. این دو قسمت براساس رخدادهای طبیعی به طور کامل جدا از یکدیگر هستند. جالب است بدانید قسمت سوم این قلعه به قلعه اردشیر معروف است. در واقع این اثر تاریخی از سه بخش مجزا تشکیل شده‌است.
شاید یکی از دلایل معروف شدن این قلعه «معبد آناهیتا» باشد، زیرا قلعه دختر باقی مانده از این معبد است که به الهه ناهید معروف بود. هرچند دسترسی به این قلعه کمی سخت و دشوار است اما خشت‌های گلی و دیوارهای ضخیم تاریخی را در خود دارند که دیدن آنها هیچگاه شما را خسته نخواهد کرد.
پیش‌تر این قلعه ساختمان‌های مختلفی در فاصله دو قلعه یاد شده در اختیار داشت. ساختمان قصر و عبادتگاه‌ها در بین فضای دو قسمت یاد شده از قلعه قرار داشتند. با کمی گشت و‌گذار در میان دیوارهای این قلعه با آثار باقی مانده‌ای مواجه می‌شوید که نشان می‌دهد این قلعه تنها کاربرد نظامی نداشته و قسمت‌هایی برای بزم و شادی نیز در میان قلعه وجود داشت.
در بخش جنوبی قسمت سوم این اثر تاریخی یعنی قلعه اردشیر صخره‌ای بلند قرار دارد که از میان راه ۱۳۴ پله برای رسیدن به قله ایجاد شده است. براساس مطالعات صورت گرفته بر روی این اثر تاریخی پیش‌بینی می‌شود پله‌ها به محل نقاره خانه قلعه می‌رسید. هرچند اطلاعات دقیقی از تاریخ این قلعه در اختیار نیست اما با نگاهی دقیق متوجه می‌شوید اثر پیش‌رو قدمتی طولانی دارد به طوری که این قلعه در زمان سلجوقیان به عنوان پناهگاه کرمانیان استفاده می‌شد.
جالب است بدانید فردوسی در شاهنامه خود به این قلعه اشاره و آن را به هفتواد نسبت داده است. شما می‌توانید در شرق کرمان از این قلعه زیبا که برفراز صخره‌‌ای بلند قرار گرفته بازدید کنید.
پیش از این گفته بودند، افسانه‌ای در باب قلعه دختر وجود دارد که بنابر آن، دختری بر این قلعه فرمانروایی داشته که با در دست داشتن طلسمی آن را ناگشودنی ساخته بود، اما پژوهش‌های تاریخی ثابت کرده که نامگذاری کلمه دختر روی این قلعه مسلما علت ویژه‌ای داشته است. شاید یکی از علل آن این است که دختر در فرهنگ ایرانی مظهر دست نخوردگی است و استفاده از نام دختر در قلعه‌ها، اشاره‌ای ضمنی به غیر قابل تسخیر بودن آن قلعه‌ها توسط دشمنان مهاجم آنان است‌.

چالش بازی ایران و کره جنوبی در مقدماتی جام جهانی روسیه آزادی سیاه پوش می‌شود

چالش بازی ایران و کره جنوبی در مقدماتی جام جهانی روسیه
آزادی سیاه پوش می‌شود

همزمانی بازی ایران و کره جنوبی از مرحله گروهی انتخابی جام جهانی 2018 روسیه با شامگاه تاسوعا و شب عاشورای حسینی (سه شنبه 20 مهرماه 1390) این روزها سوژه اصلی محافل ورزشی و سیاسی است و همه رجال سیاسی و ورزشی و مذهبی در این باره اظهار نظرهای متفاوتی کرده اند.
با این حال و به رغم تمامی تهدید ها و صحبت ها، برگزاری این بازی در زمان و ساعت مقرر تقریبا حتمی به نظر می رسد و تیم کشورمان باید در همان ساعتی که FIFA و AFC از مدت ها قبل تعیین کرده بود، در ورزشگاه آزادی میزبان کره ای ها باشد.
با توجه به حتمی بودن برگزاری این مسابقه، تقاضای لغو یا تعویق یک بازی ملی، بی فایده است و این موضع گیری ها تنها مایه حساسیت و بدبینی می شود. اظهار نظرها به جایی رسیده که برخی از امامان جمعه در خطبه ها به این موضوع پرداخته اند و به عنوان نمونه امام جمعه شهرستان نهاوند گفته است:
«برگزاری مسابقات فوتبال در شب عاشورا دهن کجی به شئون اسلام و انقلاب و نظام است. با این اقدام بسیاری از جوانان از عزاداری باز می مانند. این اقدام نیات پشت پرده فیفا را نشان می دهد که متأثر از استکبار جهانی است. این خلاف سیاست نظام و انقلاب و اسلام است چرا که در هر دو صورت برد و باخت، اقدامات و حرکاتی صورت می گیرد که موجب بی احترامی به امام حسین‌ع می شود… اگر با توجه به اعمال نفوذ فیفا موفق به لغو این دیدار نشدیم هیأت های عزاداری تهران باید با ورود شایسته به ورزشگاه آزادی و به کارگیری نمادها و فرهنگ عاشورایی جوابی دندان شکن به همه کسانی بدهند که با شئون اسلام مخالفت کرده اند».( عصر ایران، 11 مهر)
و یا حتی آیت‌الله یزدی رییس شورای عالی مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به برگزاری مسابقه فوتبال ایران- کره در شب تاسوعا اظهار داشت: «وزیر محترم در حد خود تلاش کرده این مسابقه را جابه‌جا کنند اما گفته شد این تقویم ۴ سال پیش چیده شده است. وزیر اگرچه تلاش خود را کرده اما نتوانسته این تاریخ را جابه‌جا کند. به ایشان می‌گویم «آقای وزیر! وزارت شما در سایه احترام به عاشورا و تاسوعا محقق شد، شما وزیر این نظام هستید؛ این نظام در سایه محرم و صفر محقق شده و این نعمت‌ها در سایه اسلام و انقلاب و عاشورا است.اینکه نمی‌توانید این مسابقه را جابه‌جا کنید این جواب‌ها قانع‌کننده نیست، من شما را نصیحت نمی‌کنم بلکه از شما می‌خواهم این بررسی را انجام دهید و اگر قرار است تعطیل شود بهتر از حرمت شکنی است. اگر قرار باشد که برای حفظ حرمت عاشورا قبل از مسابقه مداحی صورت بگیرد، پس از گل توسط ایران آیا کسی خوشحالی نخواهد کرد و آیا می‌توان جلوی خوشحالی مردم را گرفت؟».(وکیل ملت، 12 مهر)
علی مطهری، در نامه‌ای به محمد یزدی از اظهارات او در مورد لغو برگزاری مسابقه فوتبال ایران و کره جنوبی در شب تاسوعا انتقاد می کند و می نویسد: «روشن است که بهتر بود این بازی به زمان دیگری موکول می‌شد، اما اکنون که امکان این امر وجود ندارد و لغو این بازی هم خسارات‌های جبران ناپذیری برای کشور دارد، به نظر می‌رسد که ابراز حساسیت بیش از حد نسبت به این موضوع، امری ضد تبلیغ دین به شمار می‌رود، در حالیکه از نظر شرعی، مانعی برای برگزاری مراسم ازدواج در این دو ماه وجود ندارد، چه اشکالی دارد که به استثنای چند روز قبل و بعد از عاشورا و اربعین و سه روز آخر صفر، مردم عرفا هم مجاز به برگزاری مراسم ازدواج باشند؟ وظیفه روحانیت و مصلحان جامعه است که با نقاط ضعف جامعه و آداب و رسوم خرافی که مانند زنجیر به دست و پای مردم بسته شده است مبارزه کنند نه اینکه سوار بر این موج ها شوند»
«اینجانب جنابعالی را در مجموع یک روحانی عالم و روشنفکر می‌دانم ولی رویکردی مانند آنچه درباره مسابقه فوتبال ایران و کره جنوبی ابراز کردید برایم قابل هضم نیست و معتقدم عده‌ای را از دین گریزان می کند و انسان را به یاد اقدامات کلیسای کاتولیک در قرون وسطی می اندازد که منجر به گریز مردم اروپا از دین شد».(عصر ایران، 13 مهر)
محمد رضا نقدی درباره اعلام زمان برگزاری بازی ایران مقابل کره جنوبی در عصر تاسوعا گفت: کینه جویی های همیشگی دشمنان اسلامی و تلاش برای کاستن از ارزش های انقلابی- اسلامی است.دشمن در همین راستا در بخش ورزش هم می کوشد به برگزاری مسابقات ورزشی بین‌المللی در ایام مذهبی مورد احترام ملت و نظام مقدس اسلامی بپردازد.(کاپ)
مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال در این باره گفته : تقویم فیفا 4 ساله تنظیم می‌شود و در سال 1391 نوشته شده است. الان در سایت فیفا تا سال 2024 هم برنامه‌ریزی شده است. آنجا هم گفته شده که در مجموع 11 اکتبر که 20 مهر می شود، بازی ایران و کره جنوبی است.فدراسیون هیچ گونه دخل و تصرفی در برنامه ریزی فیفا ندارد و فیفا خودش برای تیم ها برنامه ریزی می‌کند. بارها برای تغییر زمان و مکان بازی پیشنهاد دادیم حتی به AFC رفتیم و جلسه‌ای هم با اینفانتینیو برگزار کردیم اما مورد موافقت فرار نگرفت و اینفانتینو به ما گفت که امسال نمی توانیم کاری کنیم اما می توانیم کاری کنیم که سال های بعد این اتفاق رخ ندهد. حتی بحث انصراف را مطرح کردیم که گفتند 3 بازی شما با نتیجه 3 برصفر می شود که در آن صورت به جام جهانی نمی رفتیم. با این حال برای این بازی مطیع نظام هستیم.از نظر فوتبالی هر حرکتی که باید را انجام دادیم ولی مطیع مسولین،شورای امنیت و وزارت ورزش هستیم و البته حجت الله بهمنی مدیر روابط عمومی سازمان لیگ بعدا اعلام کرد که «مسئولان امنیت ملی اجازه برگزاری این دیدار را در شب عاشورا صادر کرده اند».
این اولین بار نیست که فوتبال ایران در عرصه‌ی بین‌المللی باید پذیرای تیم های دیگر در روزهای ماه محرم باشد. قبلاً دو بار دیگر نیز این اتفاق افتاده است و هر دو مورد مربوط به بازی‌های استقلال در جام باشگاه‌های آسیا بوده است. استقلال در تابستان سال ۱۳۶۹ در اولین گام از جام باشگاه‌های آسیا حریفی به نام السد قطر را پیش روی خود داشت. بازی رفت دو تیم در قطر به تساوی 1-1 رسید اما بازی برگشت در تهران و در روز تاسوعا برگزار شد. شاهرخ بیانی، کاپیتان استقلال، با پرچمی که خاص روزهای عزاداری محرم بود وارد زمین شد و اتفاقا بازی را برد تا به مرحله‌ی بعد صعود کند. نکته‌ی مهم این‌که ورزشگاه آزادی در روز بازی تقریبا پر از تماشاگر بود.
در آن زمان حساسیت چندانی نسبت به برگزاری بازی استقلال در روز تاسوعا ایجاد نشد؛ وگرنه امکان تغییر زمان بازی با توجه به بی‌نظمی‌های مرسوم آن‌ زمان در جام‌ باشگاه‌ها وجود داشت‌. وقوع جنگ خلیج‌فارس ادامه‌ی این رقابت‌ها را نزدیک به یک‌سال عقب انداخت و استقلال که در تابستان ۶۹ السد را برده بود، در تابستان ۷۰ قهرمان آسیا شد.
در روزهای پایانی فروردین ۱۳۷۸ نیز استقلال میزبان مراحل نیمه‌نهایی و فینال جام باشگاه‌های آسیا در تهران شد. این‌ بار دیدار نیمه‌نهایی بین استقلال و دالیان چین یک روز پس از عاشورا برگزار می‌شد. مراسم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی قبل از شروع بازی انجام شد و بازیکنان استقلال با شال‌های متناسب با آن ایام وارد زمین شدند.(ورزش سه، 11 مهر)

با حضور جمعی از علاقه‌مندان ادبیات فارسی از دوماهنامه ادبی «پیام داستان» رونمایی شد

با حضور جمعی از علاقه‌مندان ادبیات فارسی
از دوماهنامه ادبی «پیام داستان» رونمایی شد

شب گذشته از دوماهنامه «پیام داستان»، کاری از موسسه مطبوعاتی «پیام‌آوران کرمان» در محل کتاب‌فروشی طاقچه رونمایی شد.
شماره اول دوماهنامه «پیام داستان» به صاحب‌امتیازی موسسه مطبوعاتی «پیام‌آوران»، مدیرمسئولی یاسر سیستانی نژاد و سردبیر شهرام پارسا مطلق در 116 صفحه باقیمت دو هزار تومان از امروز و پس از رونمایی شب گذشته، در دکه‌های مطبوعاتی سراسر کشور قرار گرفت. در آیین رونمایی این نشریه ادبی، چهره‌های شاخص ادبیات و مطبوعات کرمان همچون مجید رفعتی، لیلا راهدار و بتول ایزدپناه حضور داشتند و محمدعلی علومی به بهانه این آیین، پیامی را فرستاده بود.
جای طبقه متوسط ادبیات خالی بود
سردبیر «پیام داستان» با خواندن غزلی از حافظ، سخنان خود را شروع کرد. شهرام پارسا مطلق گفت: «از دهه هشتاد، تریبون‌ها در دست یک ژانر خاص در ادبیات بوده. در کرمان هم تقریباً همین‌طور بوده. به همین دلیل ما این دغدغه را داشتیم که این جای خالی را پرکنیم.» وی افزود: «شاید ازنظر جامعه‌شناختی بتوان گفت جای طبقه متوسط ادبیات خالی بود. اکثریت تریبون‌های ادبی کشور دست افرادی است که به تئوری‌های ادبی می‌پردازند. ادبیاتی که مردم با آن ارتباط برقرار کنند جایش خالی بود. ما سعی کردیم محملی برای تضارب آرا و افکار ادبی تا آنجایی که امکانش هست، به وجود آوریم.» وی بابیان اینکه امیدوارم با کمک سایر دوستان در شماره‌های آینده قوی‌تر و از محدوده کرمان خارج شویم، اظهار کرد: «امیدوارم گام کوچکی در راستای شکوفایی ادبیات برداریم.»
چشم مخاطبان را اذیت نمی‌کنیم
عباس محمودیان، گرافیست و طراح «پیام داستان» درباره آشنایی با موسسه پیام‌آوران و تیم «پیام داستان» گفت: «اول فقط قرار بود من لوگوی نشریه را طراحی کنم. بعد قرار شد یونیفرم بسته شود. معمولاً در اکثر مطبوعات استان اصلاً به یونیفرم توجه نمی‌شود. اما دوستان پیام داستان به یونیفرم توجه خاصی داشتند.» وی افزود: «از جالب‌ترین نکات برای من که 11 سال سابقه کار با نشریات مختلف را دارم، این بود که دوستان پیام داستان اصلاً در امر طراحی دخالتی نکردند.» وی اضافه کرد: «من تمام آن چیزی که در توانم بود را در پیام داستان پیاده کردم تا حداقل چشم مخاطبان را اذیت نکنیم.»

پیام داستان، جُنگ نشود

مجید رفعتی، شاعر سرشناس کرمانی هم در این آیین گفت: «باید به دوستان پیام داستان تبریک بگویم. هرکسی که بخواهد کاری را انجام دهد، ابتدا باید یک سؤالی برای خود مطرح کرده باشد و بعد بخواهد این سؤال را پاسخ دهد. دوستان پیام داستان احتمالاً جای خالی را دیدند که پاسخش چنین نشریه‌ای بوده.» وی بابیان اینکه جای یک نشریه فرهنگی تخصصی در شهر کرمان خالی بود، اظهار کرد: «ما نشریات فرهنگی مثل سرمشق و جنگ مس داریم اما نشریه‌ای که به‌طور تخصصی به شعر و داستان بپردازد نداشتیم. اینکه به‌طور تخصصی کارکنیم می‌تواند باعث دوام و وجه امتیاز نشریه باشد. چراکه اگر نشریه‌ای هم راجع به داستان و شعر مطلب بنویسد و هم درباره بافت قدیم و سینمای هالیوود و شجریان، اگرچه بد نیست اما نشریه‌ای عمومی محسوب می‌شود. پیام داستان اما در شماره اول این‌گونه نبوده و تخصصی در حوزه ادبیات فارسی کارکرده است. من به تحریریه این نشریه توصیه می‌کنم که در حوزه شعر و ادبیات باقی بمانند. در این صورت کیفیت پایین نمی‌آید. به نظر من این نشریه نباید به یک جنگ تبدیل شود.» رفعتی با اشاره به پرمخاطره بودن کار رسانه‌ای در کشور گفت: «در کشور ما به دلیل نبود جامعه مدنی و احزاب، رسانه‌ها باید جای خالی احزاب را پر کنند.
این موضوع مخاطرات کار مطبوعاتی را زیاد می‌کند. چراکه مطبوعات همیشه از طرف صاحبان قدرت تحت‌فشار است. از آن‌طرف کسانی که از نشریه حمایت می‌کنند می‌خواهند معامله کنند و این‌یک بحران است. این‌یک معضل برای استقلال برخی نشریات است.» این شاعر بابیان اینکه کیفیت «پیام داستان» آشکار است، عنوان کرد: «در شماره اول این نشریه بسیار موفق است و امیدوارم در همین چهارچوب باقی بماند.»

توجه ارزشمند به نویسنده‌های گمنام
لیلا راهدار، نویسنده مطرح کرمانی گفت: «خوشبختانه پیام داستان به نویسندگان گمنام شهرستانی توجه کرده است.»وی با اشاره به ادبیات داستانی کرمان افزود: «با توجه به تاریخ کهن و گسترده کرمان، ادبیات داستانی ما هم پتانسیل قوی دارد و خوشبختانه ادبیات داستانی کرمان در دهه اخیر فعالیت زیادی داشته و جای خود را در کشور بازکرده است که این باعث افتخار کرمان است.» راهدار اضافه کرد: «در زمینه نشر هم این اتفاق افتاده است. نشریات مختلف آمادگی چاپ داستان‌های نویسندگان را پیدا کردند. در چند سال اخیر اتفاق ارزشمند توجه به نویسندگان شهرستانی بوده است.» این داستان‌نویس با اشاره به «پیام داستان» گفت: «داستان‌هایی در این نشریه چاپ‌شده که ازلحاظ تکنیکی بسیار قابل‌توجه هستند. تلاش دوستان ستودنی است. چنین نشریاتی به نسلی که می‌خواهد داستان‌نویس شود کمک می‌کند. چه ازلحاظ شهرت و چه ازلحاظ پیوسته قدم برداشتن.»

تبدیل روزنامه‌نگاری به زیبایی‌شناسی هنر

محمدعلی علومی، نویسنده مطرح کرمانی که به دلیل سفر نتوانست در این آیین حاضر شود، پیامی را برای رونمایی «پیام داستان» فرستاده بود که در زیر بخشی از آن را می‌توانید بخوانید:
یکی از معیارهای مهم توسعه‌یافتگی در تمام جهان، وضع و موقعیت مطبوعات و جایگاه روزنامه‌نگاران در میان مردم و دولتمردان هر ملت و کشور است… ورود این‌جانب به دنیا و فضای شیرین و جذاب مطبوعات، متأسفانه نه طولانی‌مدت بوده است و نه گسترده، همه می‌دانیم که دهه هفتاد، دوران شکوفایی مطبوعات بود و در کرمان، چندین نشریه شکل گرفتند و فعال شدند و مانند سراسر کشور مخاطبان زیادی یافتند.
من افتخار همکاری با تعدادی از آن نشریه‌ها را داشتم که این‌همه برایم مایه مباهات است…نسل جدیدی از روزنامه‌نگاران با رویکردی عموماً شریف به این حرفه عزیز، شکل‌گرفته و قوام‌یافته‌اند. تعداد زیادی از این نمونه روزنامه‌نگارانی که نگهبان حرمت قلم هستند و آنچه می‌نویسند، الان در «پیام ما» و دیگر نشریه‌ها به طرزی جدی و پیگیر کار می‌کنند… این‌ها عموماً روزنامه‌نگارانی حرفه‌ای و یا به‌هرحال ازجمله اشخاصی هستند که احترام و اعتبار قلم و روزنامه‌نگاری محسوب می‌شوند. بیشتر این‌ها، روزنامه‌نگاری را به زیبایی‌شناسی هنر مرتبط ساخته‌اند. مثلاً کاری که در «پیام ما» انجام می‌شود و خاطرات کهن‌سالان، یعنی تاریخ شفاهی کرمان را گردآوری می‌کند، در زمره همین مقوله یعنی تبدیل روزنامه‌نگاری به زیبایی‌شناسی هنر است.

حمله میمون‌ها به 5 نفر در سیستان

حمله میمون‌ها به 5 نفر در سیستان
دو میمون وحشی در سراوان به مردم حمله کردند و به ۴ دانش‌آموز و یک دوچرخه‌سوار آسیب زدند. ماموران محیط زیست یکی از میمون‌ها را زنده‌گیری کردند اما دومی پس از ۳۰ ساعت تلاش به ضرب گلوله کشته شد.
دو میمون وحشی در سراوان از شب گذشته به مردم حمله کردند که منجر به آسیب دیدن ۴ دانش‌آموز و یک دوچرخه‌سوار شدند. ماموران محیط زیست در تلاشی ۳۰ ساعته موفق به زنده‌گیری یکی از میمون‌ها شدند اما میمون دوم که با رفتار وحشیانه قابل مهار نبود به ضرب گلوله از پا درآمد. موسی دهقان‌نژاد رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان سراوان با اعلام این خبر به مهر گفت: روز گذشته دو میمون وحشی که احتمالا به شکل غیرقانونی به کشور قاچاق شده‌اند و هنوز نحوه ورودشان به کشور مشخص نیست، به شهروندان حمله کردند. دهقان‌نژاد با اعلام این که هنوز در حال انجام تحقیقات برای کشف نحوه ورود میمون‌ها به کشور هستیم افزود: با توجه به این که شهرستان سراوان یکی از شهرستان‌های مرزی کشور است معمولا هر ساله شاهد ورود گونه‌های پستانداران و پرندگان و … به صورت غیرقانونی هستیم و هر از چندگاهی نیز اخبار برخورد با متخلفان منتشر می‌شود که نتیجه همکاری نیروهای سپاه پاسداران، بسیج، مرزبانی و همچنین نیروهای یگان حفاظت محیط زیست است که اقدام به دستگیری این گونه متخلفان می‌کنند. وی ادامه داد: یکی از میمون‌ها به ۴ دانش آموز در چهار نقطه مختلف حمله کرده بود که با تلاش حدود یک شبانه‌روز توانستیم این میمون را زنده‌گیری کنیم.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان سراوان در خصوص سرنوشت میمون دوم توضیح داد: میمون دوم مرتبا به مردم حمله می‌کرد و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن نمی‌داد و وحشی‌ شده بود و به هر کسی حمله می‌کرد. از شب گذشته مردم همه بسیج شده بودند و خود ما هم حضور داشتیم و میمون دوم به نخلستان پایین‌دست شهرستان فرار کرد اما امروز دوباره به یک دوچرخه‌سوار که می‌خواست در آن مسیر تردد کند حمله کرد و فرد یادشده هم‌اکنون در بیمارستان بستری است. این مساله باعث شد دیگر راهی جز هدف گرفتن حیوان باقی نماند. ما هم احتمال دادیم بیماری‌ای مثل هاری داشته باشد و با توجه به این که یک گونه غیربومی هم بود ناچار شدیم آن را با تیر از پا در بیاوریم.
دهقان‌نژاد تصریح کرد: ما بیش از ۳۰ ساعت تلاش کردیم اما واقعا بعد از این مدت و با توجه به رفتار حیوان که مرتبا به همه حمله می‌کرد دیدیم راهی وجود ندارد. میمون تلف شده به دامپزشکی ارسال شده تا معاینات ابتدایی و تکمیلی انجام شود و از گونه و بیماری و مشکلاتی که داشته مطلع بشویم.

اولین پیوند سر جهان روی یک سگ توسط پزشک ایتالیایی

اولین پیوند سر جهان روی یک سگ توسط پزشک ایتالیایی

طبیعتا پیوند بعضی از اعضا طبیعی به نظر می‌رسد اما در این میان، صحبت درباره‌ی پیوند سر ادعای عجیبی است.
«سرجیو کاناورو» (Sergio Canavero) جراح مغز و اعصاب ایتالیایی است که با ادعای جسورانه‌‌اش تیتر اخبار دنیا را به خود اختصاص داده است. وی عنوان کرده است که در آینده‌ای نزدیک عمل پیوند سر یک فرد بر روی فرد دیگر را انجام خواهد داد!
آخرین ادعای او پس از کلیپی است که توسط همکارانش در اسکای نیوز منتشر شد. در این ویدیو سگی در حال تلو تلو خوردن بر روی چهار دست و پای خود راه می‌رود و می‌تواند دم خود را تکان دهد. بنا به گفته‌ی اسکای نیوز این ویدیو، سه هفته پس از عمل جراحی سگی است که طناب نخاعی آن به طور کامل قطع شده بود. در مقاله‌ی منتشر شده در ژورنال Surgical Neurology International، کاناوری جزئیات روش‌های استفاده شده برای درمان سگ را توضیح داد و ادعا کرد که این شیوه می‌تواند برای پیوند سر انسان هم به کار رود – یا به بیان کامل‌تر برای تمام اعضای بدن او قابل استفاده است – و تا سال آینده عملی خواهد بود.
اما دیگر کارشناسان به این ادعا مشکوک هستند. «جری سیلور» (Jerry Silver)، عصب‌شناس دانشگاه کیس وسترن در مقاله‌ای در مجله‌ی New Scientist گفته است: «این مقالات نمی‌تواند در مورد انسان کارآیی داشته باشد.» نکته‌ی مهم این است که سگ حاضر در ویدیو، یک پیوند بدنی کامل را انجام نداده است بلکه تنها نخاع آن پس از قطع، تعمیر شده است.
با این حال، کاناورو تنها جراحی نیست که سودای پیوند سر را در سر دارد! به بیانی دیگر او به فکر پیوند کامل اعضای بدن است. دکتر «شیاپینگ رن» (Xiaoping Ren)، چراح اورتوپد چینی دانشگاه علوم پزشکی هاربین در گفتگو با نیویورک‌تایمز گفته است که به دنبال راه‌اندازی تیمی است که بتواند این نوع عمل جراحی را انجام دهد.
ایده‌ی پیوند کامل اعضا، توسط دانشمندان زیادی بررسی شد تا به وسیله‌ی آن بتوانند علاوه بر نجات افراد از بیماری‌های کشنده نظیر آتروفی عضلانی نخاعی (SMA)، به افزایش طول عمر آن‌ها کمک کنند. اما چالش‌های این چنینی به سعی و تلاش‌های زیادی احتیاج دارند. تنها تعداد انگشت‌شماری از آزمایشات گذشته بر روی حیوانات (که معمولا موش بودند) جواب داده است و در نهایت این حیوانات تا چند روز پس از عمل بیشتر زنده نمانده‌اند.
در ادامه به موانعی اشاره خواهیم کرد که دانشمندان قبل از طراحی هر نوع عملی باید بر آن‌ها غلبه کنند:
۱. عضوی مثل سر نمی‌تواند خود به خود زنده بماند
در هر عمل پیوند، عضو فرد دهنده باید تا زمان قرارگیری در بدن فرد گیرنده، زنده باقی بماند. به محض این که عضوی از بدن جدا می‌شود، شروع به مردن می‌کند. برای اعضایی مثل قلب و کلیه، پزشکان عضو را در محیط خنک قرار می‌دهند تا عضو بتواند مدت بیشتری را زنده باقی بماند. فرآیند سرد کردن هم کمک می‌کند که انرژی مورد نیاز سلول‌ها برای زنده ماندن کاهش پیدا کند.
از این رو عضو پیوندی در حمام آب نمک سرد قرار می‌گیرد. این فرآیند می‌تواند کلیه را تا ۴۸ ساعت، کبد را تا ۲۴ ساعت و قلب را حدود ۵ تا ۱۰ ساعت زنده نگه دارد.
اما فرآیند زنده نگه داشتن سر به مراتب مشکل‌تر است. چرا که سر یک عضو مستقل نیست. بلکه یکی از سنگین‌ترین و پیچیده‌ترین قطعات تشکیل دهنده‌ی بدن به شمار می‌آید. سر به تنهایی جایگاه اعضایی چون مغز، چشم و گوش، بینی، دهان، پوست و همچنین غدد هیپوفیز و بزاقی است.
در حال حاضر، بیش از یک قرن تحقیقات بر روی اختلالات حیوانات نشان داده است که بلافاصله پس از بریدن سر، فشار خون به طور چشمگیری در این ناحیه افت می‌کند. در نتیجه نبود خون تازه و اکسیژن، مغز را به حالت کما برده و به زودی مرگ اتفاق می‌افتد. در مرحله‌ی بعد با مشکل دیگری مواجه هستیم:
۲. سیستم ایمنی بدن وجود یک سر جدید را به راحتی قبول نمی‌کند
مانند هر عضو پیوندی دیگر،سیستم ایمنی نسبت به اندام تازه‌وارد موضع می‌گیرد و تمام تلاش خود را می‌کند تا به عامل خارجی حمله کند. از این رو سیستم ایمنی بدن فرد گیرنده، آنتی‌ژن‌هایی را بر روی سلول‌های عضو جدید تشخیص می‌دهد. این آنتی‌ژن‌ها، با آن چه که قبلا در اندام‌های فرد وجود داشته است مطابقت ندارد. به همین علت، تقریبا همه‌ی بیماران پس از عمل پیوند از داروهای کاهنده‌ی ایمنی بدن استفاده می‌کنند.
از آنجا که ساختار سر بسیار پیچیده است و اندام‌های زیادی را در بر می‌گیرد، خطر پس زده شدن آن توسط بدن فرد گیرنده بالاتر است.
۳. این عمل جراحی باید در کم‌تر از یک ساعت انجام شود
آزمایشی در دهه‌ی ۱۹۷۰ صورت گرفت که انجام آن امروزه ممنوع اعلام شده است. در این آزمایش، یک متخصص مغز و اعصاب به نام «رابرت وایت» (Robert White)، سر یک میمون را به سر میمون دیگری پیوند زد. در فاصله‌ی زمانی انتقال عضو به میمون گیرنده، سر در محیط خنکی که دمایش ۵۹ درجه فارنهایت (۱۵ درجه سانتی‌گراد) بود نگهداری شد. میمون گیرنده پس از عمل پیوند سر تا ۸ روز زنده ماند اما سیستم ایمنی بدنش این تغییر را قبول نکرد و بعد از آن مرد.
نکته‌ی دیگری که باقی ماند این است که بر اساس آزمایشات کاناورو و وایت، کل مدت زمان این عمل جراحی باید در کم‌تر از یک ساعت انجام شود.
کاناورو در مقاله‌ی خود گفته است که هر دو سر اعضای گیرنده و دهنده باید همزمان جدا شوند. از این رو جراحان باید سرعت عمل به خرج دهند تا سر اهدایی را به فرد گیرنده پیوند بزنند و بیمار بتواند از طریق سیستم گردش خون فرد دهنده زنده بماند. پس از جدا شدن سر، هر دو نفر در حالت ایست قلبی قرار دارند. بنابراین همه‌ی کارها باید در کم‌تر از یک ساعت صورت گیرد تا گیرنده زنده بماند.
بعضی بر این گمان هستند کاناورو وارد یک شگرد بازاریابی شیطنت‌آمیز برای یک بازی ویدیویی شده است. در حالی کاناورو در گفتگو با بیزنس اینسایدر گفته است که او و تیم همراهش، با هیچ‌کدام از سازندگان بازی‌های ویدیویی تبانی نکرده‌اند.
۴. طناب‌های نخاعی به سختی جوش می‌خورند
برای این که سر بتواند با دیگر اندام‌ها وارد ارتباط شود و کنترل بدن را به دست بگیرد، لازم است که بین طناب‌های نخاعی و مغز یک اتصال یکپارچه صورت گیرد.
تجربه‌گذشته ثابت کرد که چنین پیوندی در بدن میمون اتفاق نیفتاد. با این که میمون گیرنده پس از دریافت سر جدید، قادر به دیدن بود اما از گردن به پایین فلج شده بود.
کاناورو در مقاله‌ی خود نوشته است: «بزرگ‌ترین مانع فنی در عمل پیوند سر، اتصال مجدد طناب‌های نخاعی عضو دهنده در بدن گیرنده است. به نظر من که تکنولوژی فعلی امکان برقراری این اتصال و پیوند را دارد.» تکنولوژی مورد نظر کاناورو «یک چسب بیولوژیکی خاص» است که در سخنرانی اخیر خود در TED با نام پلی اتیلن گلیکول از آن یاد کرده است. بعضی از جراحان در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ از این ماده‌ی پلاستیکی در برقراری اتصال طناب‌های نخاعی سگ‌ها استفاده کردند اما موردی که آن‌ها درگیرش بودند، اتصال دوباره‌ی سر یک سگ به بدنش بود و قرار نبود که سر یک سگ جایگزین سر سگ دیگری شود. این روش هم در کم‌تر از یک ساعت انجام می‌شد.
یکی از بیماران کاناورو، برای این که پیوند طناب‌های نخاطی برقرار شود بیش از یک ماه در شرایط کما قرار گرفت. چرا که بنا به نظر کاناورا در غیر این صورت این طناب‌ها دچار پیچ خوردگی می‌شدند. اما کمای طولانی هم خود یک مشکل به حساب می‌آید. «هری گلد اسمیت» (Harry Goldsmith) استاد جراحی مغز و اعصاب دانشگاه کالیفرنیا در گفتگو با Popular Science می‌گوید: اغلب اوقات کما باعث عفونت، لخته شدن خون و کاهش فعالیت مغز می‌شود.
۵. این نوع عمل جراحی قبل از انسان، باید بر روی حیوانات انجام شود
قبل از این که پیوند سر در مورد انسان‌ها صورت گیرد، باید تمام مشکلات و موراد مربوط به آن در آزمایشات مربوط به حیوانات بررسی شود. از طرفی موانعی در این باره وجود دارد که انجام این آزمایشات بر روی حیوانات را نوعی ظلم و خشونت تلقی می‌کند. از این رو قبل از انجام هر گونه عمل جراحی برای این نوع پیوند، ابتدا بایستی ثابت شود که این عمل جراحی واقعا لازم و مفید است.
تا کنون هیچ گونه شاهد قطعی و محکمی که محتوای ویدیوی تیم کاناورو را تایید کند، ارایه نشده است و تا زمانی که جراحان بتوانند خطر این عمل را به سطح معقولی برسانند، چندین دهه زمان نیاز خواهد بود.

دوست دارید پس از مرگ مغزتان را در این مرکز نگه‌داری کنند؟

دوست دارید پس از مرگ مغزتان را در این مرکز نگه‌داری کنند؟
دانشمندان برای اینکه بهتر بفهمند مغز ما چگونه کار می‌کند و چگونه بیماری‌های مغزی را درمان کنند، به ذخیره‌ای از ماده خاکستری احتیاج دارند. به همین دلیل، بزرگ‌ترین بانک مغز جهان می‌تواند در این زمینه برای دانشمندان مفید باشد. این بانک «مرکز منابع بافت مغز هاروارد» (HBTRC) نام دارد.
بیش از ۲۰۰۰ نمونه مغز در قفسه‌هایی در این مرکز نگه‌داری می‌شوند. هر مغز در ظرف پلاستیکی مخصوص به خودش قرار دارد و یا یخ زده یا در مایع فرمالین شناور است.
این مغزها می‌توانند در هر زمینه تحقیقاتی که فکرش را بکنید کاربرد داشته باشند، از جمله مطالعه بیماری آلزایمر، اسکیزوفرنی و اختلال استرس پس از سانحه.
دانشمندان مرکز نگه‌داری مغز هاروارد برای بررسی علل ریشه‌ای این بیماری هم به مغزهای سالم و هم به مغزهای آسیب‌دیده نیاز دارد تا بتوانند تفاوت‌های آنها را با هم مقایسه کنند. این مرکز برای فعالیت به عضوهای اهدا شده احتیاج دارد. وقتی که یک اهداکننده می‌میرد، تلاش می‌کنند تا مغزش را به بهترین شکل ممکن حفظ کنند.
مغزها پس از مرگ بدن بلافاصله می‌توانند تحلیل بروند، بنابراین کارکنان این مرکز تنها ۲۴ ساعت وقت دارنن تا تمام اقدامات لازم برای حفظ مغز را انجام دهند: از نزدیک‌ترین خویشاوندش اجازه بگیرند، یک آسیب‌شناس پیدا کنند که بتواند مغز را خارج کند و آن را روی یخ بگذارد.
علیرغم اورژانسی بودن و سرعت انجام این کار، این عملیات به خاطر نرمی بافت مغز ظرافت و حساسیت زیادی دارد.
وقتی یک مغز جدید وارد مرکز می‌شود، آن را وزن کرده و به دو قسم می‌کنند. یک نیمه با دست بریده و فریز می‌شود. این نیمه برای تحلیل DNA مناسب‌تر است. نیمه دیگر در فرمالین گذاشته می‌شود، این نیمه برای مطالعه شکل بافت و پروتئین‌های مغز بهتر است.
علاوه بر این، تیم HBTRC یک آنالیز دقیق روی مغز انجام می‌دهد تا آن را برای علت مرگ آزمایش کند و به دنبال هر گونه ویروسی مثل ایدز یا هپاتیت بگردد.
این نمونه‌های مغز در صورت لزوم از آنجا به محققان سراسر جهان فرستاده می‌شوند. از زمان افتتاح این بانک در سال ۱۹۷۸، بیش از ۹۰۰۰ مغز از مرکز به نقاط دیگر ارسال شده‌اند. در حال حاضر، قسمت اسبک مغز که حافظه و جهت‌یابی فضایی را کنترل می‌کند، بیشترین تقاضا را دارد.