آستارا به گِل نشست
به دلیل تداوم بارش در گیلان شهرهای تالش، ماسال، فومن، شفت، رشت، آستانه اشرفیه و رودسر نیز دچار آبگرفتگی و رانش راه روستایی شدند
۳۱ شهریور ۱۴۰۲، ۲۱:۲۳
چهار روز از وقوع سیلاب و آبگرفتگی گسترده در آستارا و چهار روستای این شهرستان میگذرد. در حالی که نیروهای امدادی مشغول امدادرسانی و پاکسازی مناطق سیل زده بودند، تداوم بارشها موجب آبگرفتی برخی شهرهای دیگر گیلان مانند رشت، فومن، آستانه اشرفیه، ماسال، تالش و رودسر شد و هم زمان شدن رانش در مسیرهای مواصلاتی این شهرها بخشی از امکانات امدادی گیلان را از آستارا به این مناطق کشاند. مدیرکل بحران استانداری گیلان میگوید تلاش شبانه روزی برای پاکسازی شهر ادامه دارد و اهالی میگویند مناطق سیلزده طوری بهگل نشسته است که میترسند خانههایشان هم فرو بریزند. علاوه بر اینکه هیچ یک از وسایل و ادوات خانه دیگر قابل استفاده نیست.
نامش زهراست و خانهاش در خیابان «عباسآباد» آستارا. جایی که خودش میگوید حالا از آب خبری نیست و تا گردن گِل است، فقط گل که روی گل مانده. با ما که حرف میزند خودش، همسرش و دو فرزندنش در مسجد «رسول الله» اسکان داده شدهاند: «اصلاً نمیشود برگشت خانه. یعنی حتی نمیشود از خیابان رد شد. همهجا گل است. آنقدر گل پایین آمده که نمیتوانی تصور کنی. یک پتو هم نمیشود از آن خانهها بیرون آورد. هیچ چیز نمیشود. ابوالفضل (شوهرش) میگوید چند روز دیگر خانهها همین طور در گل و آب بمانند نشست میکنند. زندگیمان رفت. زندگیمان رفت…» چند بار این جمله را تکرار میکند.
مردان را سختتر از زنان میشود پیدا کرد. همه مشغول کارند. البته مرد و زن ندارد. هرکس دستش برسد سعی میکند این حجم گل و لای و لجن را پاک کند. اما نمیشود. انگار توی آب نفت ریخته باشند. به همه چیز میچسبد. لزج است. این جملهها را نرگس میگوید. او هم با خانوادهاش در این کمپ اضطراری اسکان داده شده است. وقتی حرف میزند پدر و مادرش رفتهاند به خانهشان در خیابان حافظ سربزنند :«البته اگر بشود تا خانه رفت.»
بیش از چهار هزار خانه در این سیلاب آسیب دیدند و 16 تیم ارزیاب مشغول برآورد خسارت در سایر بخشها مانند کشاورزی و زیرساختی هستند
آرام آمد اما ماند
نرگس سیل را تعریف میکند و میگوید اولش انقدر که باید، نترسیده بود. بارانی بود انگار مثل همهٔ بارانها: «همیشه فکر میکردم سیل میخروشد و میآید. اول آب کمی بود. گل و لای داشت اما چیز دیگری نبود. کمکم خیابانها مثل یک کاسه پر میشد. بعد آب با خودش همهچیز را تکان میدهد حتی ماشینها را. طبقههای بالا همسایهها را صدا میکردند که بیایند توی خانه آنها. انگار قیامت بود. صداهای وحشتناکی از بیرون میآمد. همهاش چند ساعت طول کشید اما همینطور ماند.»
عبدالرضا وقتی با ما حرف میزند دقیقاً جایی مستقر است که نرگس گفته بود خانهٔ آنهاست. او میگوید: «ماشین مکنده خیلی کم است. فقط این مکندهها که مال شهرداری هستند میتوانند این حجم گل را بردارد. دیروز اعلام کردند که قرار است ماشینهای دیگری به کمک بیایند. اما در این مسیرها نمیشود تردد کرد. همهجا شبیه باتلاق شده. این خانهها دیگر به درد زندگی نمیخورند چون آب و گل در جانشان رفته است. خطرناک است. دیوارها ممکن است پایین بیانند. از زندگی ما هم هیچ چیز باقی نمانده است. من خانهام آسیب ندیده. تعمیرگاهم کمی آنطرفتر است. کرکرهٔ مغازه من را هنوز نمیشود بالا داد. اصلاً نمیدانم چه خبر است. میگویند مغازهها را باید آتشنشانی باز کند. ممکن است حجم آب و گل بیرون بیاید. این بندگان خدا هم دارند شبانهروز کار میکنند اما امکانات همین است. حالا سیل هم دقیقاً دم پاییز آمد.»
«رحیم نصرتی» عضو شورای روستای «کانرود» است؛ یکی از چهار روستایی که متحمل بیشترین خسارت در تخریب منازل مسکونی از این سیلاب شده است. نصرتی میگوید: «روستا به این زودیها بلند نمیشود. نمیدانم چند تا، اما خیلی خانه خراب شده است. فعلاً داریم اهالی را جابهجا میکنیم. هلال احمر چادر توزیع کرد. کمپ اسکان موقت ایجاد شده. اقلام مورد نیاز توزیع شده است اما این چیزها زندگی نمیشود. همهچیز در روستا خراب شده است. همهچیز. از جاده تا تیرهای برق تا شبکهٔ آب. خانه و مدرسه. یک عمارت سالم نمانده است. حالا برای اینکه بگوییم چه بر سر زمین و دام آمده، زود است. حجم گلی که مانده در روستا کار دستمان میدهد چون خدا میداند چقدر دام و مرغ و خروس و سگ و گربه زیرش مانده. دو روز دیگر که آفتاب بزند از بویش معلوم میشود.»
فقط آدم مصیبتدیده میداند
براساس آنچه نصرتی توضیح میدهد، حالا آنقدر حجم گلولای و آبی که باید تخلیه شود زیاد است که تا یک ماه دیگر میزان خسارتها قابل ارزیابی دقیق نیست. اگر چه او به این موضوع هم اشاره میکند که «دولت خسارت رخت و لباس و برنج و غذا و کیف و کفش مدرسه و زندگی مردم را که نمیدهد نهایتاً میخواهد همتی بکند این خانهها دوباره ساخته شوند. فقط آدم مصیبت دیده میداند که چطور زندگی مردم از دست رفت و خدا میداند کی میتوانند دوباره آن را بسازند.»
«امیر مرادی» مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری گیلان به «پیام ما» میگوید که تا زمان انجام این گفتوگو، آب، برق و گاز همهٔ مناطق متأثر از سیلاب در آستارا وصل شده است: «پاکسازی خانههای آسیبدیده از ورود سیلاب در حال انجام است و امدادرسانیها ادامه دارد. متأسفانه تخریب پل «سیبلی» آستارا باعث ترکیدگی لولهٔ آب شده است که به همین دلیل شاهد قطع آب در این منطقه و مناطقی که این بخش از شبکه به آنها آبرسانی میکرد قطع شده بود.»
به گفتهٔ او، شش خیابان اصلی شهر آستارا شامل «شالیزار»، «رستمیان»، «خلیل سرا»، «کشاورز»، «عباسآباد» و «حافظ» بهشدت در این سیلاب خسارت دیدند: «نیروهای امدادی هفت ایستگاه آتش نشانی شهرستانهای رشت و رضوانشهر و انزلی و پرهسر و تالش در کنار نیروهای اداره کل بنادر و دریانوردی استان بلافاصله پس از شروع سیلاب به منطقه آمدند و همچنان در مناطق سیلزده حضور دارند. همینطور نیروهای هلال احمر و ستاد اجرایی فرمان امام و گروههای جهادی در حال پاکسازی خانههای آسیبدیده از سیل هستند.»
بیش از چهار هزار خانه آسیب دید
مرادی میگوید بیش از چهار هزار خانهٔ مسکونی تحت تأثیر سیلاب قرار گرفتهاند بهطوری که بیش از 150 خانوار اسکان موقت داده شدند: «16 تیم ارزیاب در مناطق سیلزدهٔ شهری و روستایی مشغول برآورد خسارت هستند. خوشبختانه تلفات جانی نداشتیم. میدانیم که علاوه بر خانههای مسکونی در بخش زیرساختها و بهویژه کشاورزی هم متحمل خسارت قابل توجهی شدهایم. همزمان با سیل در آستارا به دلیل تداوم بارش شهرهای تالش و ماسال و فومن و شفت و رشت و آستانهٔ اشرفیه و رودسر نیز دچار آبگرفتگی و رانش راه روستایی شدند؛ البته با حضور بهموقع راهداران و نیروهای امدادرسان، در حال حاضر هیچگونه انسدادی نداریم و شرایط رفتوآمد عادی است.»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید