مجید نامجو مطلق سرمربی تیم فوتبال گل گهر در گفت و گوی اختصاصی با پیام ما: جامعه مرده پرستی هستیم

منتشر شده در صفحه ورزش و ورزشکار | شماره 558

چهره ها و تصویری که از بازیکنان تکرار نشدنی فوتبال در ذهن مان جا گرفته به قدری نفوذناپذیر است که علی پروین برای همیشه در فوتبال ایران اسطوره باقی می ماند و فقط ظهور یک پیتر اشمایکل می تواند آن ذهن حک شده را در هم بریزد و عابدزاده را یک رده پایین تر بیاورد.
اگر اوج فوتبال سیروس قایقران با سال های دبستان شما همزمان بوده پس حق دارید نظیر او را در تیم ملی پرلژیونر امروز هم نیابید و جای فرشاد پیوس را همیشه خالی ببینید یا به رغم حضور علی کریمی ستاره میلیون دلاری فوتبال آسیا در بایرن مونیخ ،مجید نامجو مظلق هم مفتخر شد به این ویترین پر ستاره ایران بپیوندد، و همه بگویند عجب جواهری بود مجید نامجومطلق.
او که متولد 10 خرداد 1345 تهران است ،درباره شروع دوران بازی اش چنین می گوید:
فوتبالم را در زمین گود شهرزاد، شروع کردم. یادم هست 15ساله بودم که رحیم میرآخوری بازی‌ام را دید و مرا برای جوانان بانک ملی خواست. آن‌موقع جوانان می‌توانستند تا 20 سال بازی کنند، یعنی من اگر می‌رفتم، می‌توانستم تا 5 سال در این تیم بازی کنم. راستش وقتی این پیشنهاد را گرفتم باورم نمی‌شد که می‌توانم بروم بازی کنم. برای همین خجالت می‌کشیدم که بروم قاطی بزرگان تست بدهم اما آخرش رفتم تمرین و تست دادم. خوشبختانه در همان تست اول هم انتخابم کردند. راستش آنجا آنقدر بازیکن خوب داشتند که آدم لذت می‌برد. فکر می‌کنم همین الان که فوتبالمان افت کرده به دلیل از بین رفتن باشگاه‌های بازیکن‌سازی مثل بانک ملی است. من 3 سال در بانک ملی بازی کردم، یعنی تا سال 63.در آن سال که لیگ نیمه‌تمام ماند در 6 بازی برای تیم، 14تا گل زدم و خیلی خوب بودم. بعد آقای پروین دنبالم فرستاد و من رفتم تو نمایشگاه ماشین‌شان در خیابان عارف. من آنقدر سنم پایین بود که روم نشد تنهایی بروم پیش علی‌آقا و با یکی از دوستانم رفتم. ایشان آنجا خیلی از من تعریف کرد. قرار شد بروم تمرین و یک هفته بعد از آن هم تمرین کردم. آن موقع محصل بودم و پرسپولیس در داوودیه تمرین می‌کرد. تمرین ساعت 3 شروع می‌شد و من تازه 5/2 از مدرسه می‌آمدم. ایشان قرار شد مشکل رفت و آمدم را حل کند که در این گیرودار یکی از طرفداران تیم آمد و 35 هزار تومان به من پول داد تا مشکلم بر ظرف شود. این اصل قصه است. یک هفته تمرین کردم، دیدم شرایط خیلی مناسب نیست و جو خوبی ندارم. بعد آقای پروین مرا صدا کرد و گفت تو از آقای بابایی پول گرفتی؟ آقای بابایی یکی از طرفداران قدیمی تیم بود که به بچه‌ها کمک هم می‌کرد. علی‌آقا گفت او به شما 35هزار تومان پول داده اما درخشان که گنده تیم است یک قران پول نگرفته. قرار بود این پول از طریق من به شما داده بشود. اگر او این پول را می‌داد دیگر دلخوری هم پیش نمی‌آمد. راستش من از این اتفاق یک مقدار ناراحت شدم و پول را پس دادم. بعد هم که ماجرای رفتنم به پرسپولیس منتفی شد و رفتم استقلال. من یک ته رگه استقلالی هم داشتم و بعد هم که رفتم آنجا دیدم جو خوب است و ماندگار شدم.بعد هم سال‌های خوب فوتبالم در استقلال و سال 64 ، تیم‌ملی هم رفتم. خیلی سال خوبی بود. آن سال در سه جام قهرمان شدم و برای همین هم خیلی برایم آن سال، خاطره‌انگیز است . در بازی استقلال و پاس بود که روی تکل اکبر یوسفی پایم داغون شد ونزدیک به یک سال و دو سه ماه بازی نکردم. از طرفی استقلالی‌ها هم به قول خودشان وفا نکردند. کشاورز به من کلید خانه را داد و گفت برو ببین اگر پسندیدی دو سال برای ما بازی کن. استقلالی‌ها هم این پیشنهاد را به من دادند اما خبری از خانه نشد. قهرمان آسیا هم شدیم، دوباره خانه را ندادند. بعد که پای من آسیب دید. حتی حقوق ماهانه من را قطع کردند. می‌گفتند براساس تمرین و بازی پول می‌دهیم. خلاصه کم‌لطفی شد به من.. بعد فکر می‌کردم با خودم که حالا حتی به من حقوق هم نمی‌دهند. پروین تازه از پرسپولیس رفته بود و عابدینی می‌خواست با اسم‌ها جای او را پر کند که به من و عابدزاده زنگ زد. هر دو هم مصدوم بودیم اما عابدینی به من گفت بیا، تو را می‌فرستیم آلمان. اگر نمی‌رفتم واقعاً فوتبالم تمام می‌شد.خلاصه سه سال هم در پرسپولیس بودم .
نامجو مطلق پس از پایان دوره بازی اش به حرفه مربیگری روی اورد و در تیمهای متفاوتی ازجمله استقلال و مس کرمان به عنوان دستیار و اخیرا نیز به عنوان سرمربی تیم فوتبال گل گهر سیرجان مشغول به کار شده است و همین بهانه ای شد تا سراغ این چهره ماندنی فوتبال ایران رفته و دقایقی پای صحبتهایش بشینیم.
حال و هوای این روزهای باشگاه گل گهر در په وضعیتی است؟
خوشبختانه در چند بازی اخیر تیم ما روند رو به رشد خوبی را داشته و هر بازی بهتر و هماهنگ تر شدیم ،اما یکسری مشکلات همچنان بوده و هست که درصدد برطرف کردن آنها هستیم.مهمترین کاری که ما انجام دادیم کار بر روی ذهنینت و مسائل روحی روانی بازیکنان است.مسئله بعدی جذب بازیکن در نیم فصل بود.همانطور که میدانید گرفتن بازیکن در میانه راه کار بسیار سختی است چرا که معمولا بازیکن خوب که با هیچ تیمی قرارداد ندارد را کمتر میتوان پیدا کرد.همچنین تیمها به آسانی به بازیکنانشان اجازه انتقال به تیم دیگری را نمیدهند،کما اینکه ما نیز این کار را نکردیم،با این حال خوشبختانه ما موفق به جذب بازیکنان در پست های مورد نظر خودمان شدیم و امیدواریم در کوتاه مدت با این بازیکنان جدید به هماهنگی های لازم دست پیدا کنیم.
دلیل تساوی در بیشتر بازیهای اخیر باشگاه از جمله تساوی خانگی چند روز پیش در مقابل فولاد یزد چیست؟
اولین دلیلی که بیش از همه ما را آزار میدهذ ،مشکلات سخت افزاری و چمن مصنوعی باشگاه گل گهر است که تفکرات ما و بازیکنان را نمیتواند براورده کند.واقعا حیف است وقتی این مجموعه زیر ساخت چمن طبیعی را دارد ،چرا بر روی آن چمن مصنوعی قرار داده اند؟شرایط بازی در چمن مصنوعی بسیار تفاوت دارد با چمن طبیعی و بهمین دلیل است که اکثر تیمها برای کسب تنها یک امتیاز خارج خانه به سیرجان سفر میکنند.در بازی با فولاد تیم ما از همان دقایق ابتدایی حملات همه جانبه ای را روی دروازه مهمان خود داشتیم و حتی موفق شدیم چندین موقعیت خطرناک را روی دروازه حریف خلق و تا استانه فتح دروازه نماینده یزد نیز پیش رویم اما این موقعیت ها با بد شانسی کامل ما تبدیل به گل نشد و هر چه زدنیم به در بسته خورد. ولی در خارج خانه ما وضعیت بهتری داریم هرچند این بد شاسی ها همچنان گریبانگیر تیم ماست،بعنوان مثال در بازی با خیبر خرم آباد اگر کمی خوش شانسی با ما بود با امتیاز کامل زمین را ترک میکردیم.
در کل شما وضعیت فوتبال استان کرمان را چگونه می بینید؟
مس کرمان که قطب فوتبال استان است و با توجه به سرمایه های موجود و پتانسیل خوب این استان در زمینه بازیکن سازی و امکانات مادی و سخت افزاری ،جای بسی تاسف است که در لیگ یک بازی می کند.این تیم لیاقت حضور در لیگ برتر و حتی کسب عنوان دارد و با توجه به نقاط بارزی که گفتم می تواند از نظر ساختار تیمی و مدیریتی و کل باشگاه به تیمی همانند «سپاهان اصفهان تبدیل شود بشرط انکه همه مسئولان استانی از این تیم حمایت کنند.مس رفسنجان نیز تیم بازیکن سازی است که تا به امروز بازیکنان طراز اولی مانند علی علیزاذه،علی سامره و آرش برهانی از این شهرستان معرفی شده اند.در یک کلام وقتی سه تیم خوب و قوی از یک استان در لیگ وجود دارد پس آن استان ،استان فوتبال خیزی است.
در ماههای اخیر شاهد رفتن چهره های فوتبالی زیادی از بین مان بودیم که آخرین آنها مرحوم رضا احدی و همایون بهزادی بودند.چرا ما عادت داریم بعد از فوت بزرگان ،یاد آنها می افتیم؟
متاسفانه جامعه مرده پرستی هستیم،تا وقتی زنده اند قدر بزرگان وجایگاه آنها را نمی دانیم ،فقظ وقتی مردند هزاران وعده و وعید به بازماندگان آنها میدهیم که حتی اگر عملی شوند هم به هیچ دردی نمیخورد.برای مثال شنیده ام باشگاه استقلال بعد از فوت رضا احدی گفته اندحاضرند هزینه های بیمارستان آن مرحوم را متقبل شوند!امثال بهزادی ها و احدی ها زیاد داریم که باید امروز به یادشان باشیم چرا که فردا شاید خیلی دیر باشد.مانند اکبر کارگر،افتخاری و کاظم سیدعلیخانی.
و حرف و نکته آخر؟
کرمان مردم خوب و بسیار مهربانی دارد که شاید نمونه شان کمتر پیدا شود و لیاقت این مردم خوب داشتن حداقل یک تیم در لیگ برتر است.همچنین از مجموعه گل گهر و مدیریت و سرپرستی و تمام دست اندرکاران این تیم ،کمال تشکر را دارم که تا این لحظه کمال همکاری را با بنده داشته اند.

17

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 1
  • امروز: 54
  • دیروز: 1,136
  • هفته: 8,616
  • ماه: 27,159
  • سال: 1,027,579