بزرگترین مشکل ما شعار دادن و دوری از عمل است

منتشر شده در صفحه جامعه | شماره 545

گفت‌و گوی اختصاصی پیام ما با عرفه‌ فخری‌زاده مدیر و کار آفرین نمونه‌کشوری
بزرگترین مشکل ما شعار دادن و دوری از عمل است

عرفه‌ فخریزاده مدیر و کار آفرین نمونه‌ی کشوری است او که از تدریس در مدارس تا دانشگاه‌هنر را در کارنامه‌ی خود دارد، از سال ۸۰ شرکت تعاونی صنایع دستی گره‌مهر را تاسیس کرده و تا هم اکنون همیشه نقش پررنگی در تولید و تحقیق و پژوهش در زمینه‌ی صنایع دستی کرمان و خصوصا فرش داشته و جالب اینجاست که با وجود همه‌ی ناملایمات و سختی‌هایی که در این راه متحمل شده و پیشنهاد‌های خوبی که داشته برای انتقال مرکز طراحی فرش فخر کرمان به تهران اما حاضر نیست از کرمان برود و معتقد است بالاخره مسولینی پیدا می‌شوند که فقط شعار ندهند و علاقمند باشند که نام و عمل‌شان در تاریخ کرمان ثبت شود.وی با خیریه‌های بسیاری همکاری کرده و همیشه تلاش‌کرده به قول خودش خواهر زنان سرپرست خانوار کرمان باشد. آخرین سمتی که فخریزاده داشته رئیس کمیسیون بانوان اتاق تعاون استان بوده و به گفته‌ی خودش هرچند سه ماه بیشتر آن کمیسیون فعال نماند اما طرح‌ها و برنامه‌هایی که تهیه کرد و مطالعات یدانی که بر روی تعاونی های بانوان استان انجام داده هنوز هم قابل استفاده است و هنوز هم برای برنامه‌ریزی صحیح و دور شدن از شعار و دست به عمل زدن خیلی دیر نشده پیام ما گفت‌و گوی صمیمانه‌ای با ایشان در رابطه با تعاونی‌های بانوان و صنایع دستی استان انجام داده که خلاصه‌ای از آن را پیش کش نظرتان می‌کنیم.
امکان دارد گوشه‌ای از فعالیت‌های شرکت تعاونی گره‌مهر را برای ما شرح بدهید؟
شرکت ما دارای سه بخش آموزش، پژوهش و تولید بوده که در بخش آموزش براساس استانداردهای آموزشی فنی‌حرفه‌ای و ارشاد اسلامی با هر دو مجوز فعالیت می‌کرده برای بانوان و آقایان در زمینه‌ی هنرهای تجسمی و صنایع دستی، بخش پژوهش هم اساس را بر احیای هنرهای سنتی قدیمی استان گذاشته و آموزش این هنرها که در دوره‌های مخصوص آقایان بوده‌اند را به خانم‌ها تا به گونه‌ای هم این هنرها زنده بمانند و هم کماکان تولیدات هنری هم در این زمینه‌ها ادامه داشته باشد برای مثال معرق کاشی،گچ‌بری، آئینه کاری، قلم‌زنی روی مس و حتی منبت چوب و غیره قبلا فقط هنرمندان مرد در این زمینه‌ها فعالیت می‌کردند که با تلاش‌های شرکت گره‌مهر در حال حاضر خانم‌ها هم وارد این رشته‌ها شده‌اند. در بخش تولید هم فرش، گلیم، انواع سوزن‌دوزی‌ها و کارهای چوبی در همین شرکت پرسنل آموزش دیده‌اند و بعد هم شروع به تولید نموده‌اند که امروزه تعدادی از همین دوستان حتی کارگاه‌های کوچک متمرکزی برپا کرده‌اند و مشغول به تولید فرش و یا تابلوهای قلم‌زنی مس هستند. بیشترین مشغله‌ی ما مدیریت اجرایی پروژه‌های مخصوص بانوان بوده که یکی از مهمترین آنها آموزش و ایجاد شغل در زمینه‌ی تولید پوشاک برای ۱۸۰ نفر از خانم‌های مهاجر تحت پوشش UN که آموزش دیدند و در همان کارگاه مشغول به کار شدند که هنوز هم آن کارگاه دایر است.
در زمینه‌ی زنان سرپرست خانوار چه فعالیت‌هایی داشته‌اید؟
از سال ۸۲ این بانوان از طرف بهزیستی معرفی می‌شدند و در آموزشگاه شرکت تحت تعلیم قرار می‌گرفتند و بعد هم ما ایشان را راهنمای کردیم که خودشان دست به ایجاد تعاونی‌هایی بزنند البته با افرادی که هم‌آوایی بالایی باهم دارند و به شکل متمرکز شروع به تولید محصولات صنایع دستی بزنند و خوشبختانه هنوز هم تعداد این تعاونی‌های بانوان که گره‌مهر باعث ایجاد آنها شد کم نیست و خدارا شکر در حال حاضر هم مشغول به کار هستند. تعاونی‌های سرپرست خانوار که در مناطق محروم استان واقع شده بودند را طی سه ماه بررسی کردیم و از نزدیک همه‌ی این تعاونی‌ها را رصد کردیم و به سه گروه فعال، نیمه‌فعال و راکد هم ایشان را دسته‌بندی نمودیم، که بتوانند فعالیت قوی‌تری داشته باشند و از بین آنها هم فعالینی را به عنوان نماینده برگزیدیم که بتوانیم با کمک‌این نمایندگان اطلاعاتی که به استان می‌رسد و از موقعیت‌هایی که پیش می‌آید مطلع باشند و به طور عادلانه و مساوی بتوانند در جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها و امکانات و تسهیلاتی که دولت در اختیار این بخش‌ها می‌گذارد بهره‌مند گردند.
یعنی قبلا این مشکل بوده که بی خبر می‌ماندند یا اطلاعات عادلانه به دست‌همه نمی‌رسیده و عده‌ای متنفع می‌شدند و قاعدتا عده‌ای متضرر؟
بله دقیقا و یک مشکل دیگر تعاونی ها هم این بود که تهیه‌ی مواد اولیه و بعد هم عرضه‌ی محصولات برای این تعاونی‌های بانوان همیشه به شکل یک چالش مهم بوده که ما تلاش کردیم تعاونی‌های سراسر کشور را با هم مرتبط کنیم که بطور مستقیم و بدون واسطه‌ بتوانند مواد اولیه را تهیه‌کنند و مثلا استانی که گردو تولید می‌کنند زنان سرپرست خانوارش گردو را به تولیدکنندگان شیرینی در کرمان برساند و یا تولید کنندگان فرش و پته‌ی کرمان اگر مشکل فروش آثارشان را داشته باشند با تعاونی‌هایی که در استان‌های مرزی مشغول به واردات و صادرات هستند مرتبط باشند و به راحتی و بدون واسطه خود بانوان مواد اولیه و حتی فروش و عرضه‌ی محصولات خودشان را خودشان به عهده‌بگیرند و در این زمینه‌ها هم خودکفا بشوند و صد البته این کمک بسیار زیادی می‌کرد به تعاونی‌های بانوان استان.
خوب این کارها چه نتیجه‌ای داد، آیا موفق شدید این برنامه‌ی جالب را اجرایی کنید؟
خیر بعد از سه ماه فعالیت بخاطر اینکه هیچ بودجه‌ی خاصی را برای تشکیل کمیسیون و انجام پروژه‌هایی که باید توسط کمیسیون برنامه ریزی می‌شد، برای تعاونی‌های بانوان که برای مثال بتوانیم آرشیوی از کارهای بانوان تهیه کنیم و این تعاونی‌ها را منسجم کنیم، متاسفانه بودجه‌ای را در نظر نگرفتند و بخاطر عدم پشتیبانی اصلا خود کمیسیون بانوان تشکیل نشد و الآن هم فقط عنوان می‌کنند که تمایل دارند که کارهایی در این زمینه انجام بدهند اما متاسفانه اکثر این صحبت‌ها صرفا در جایگاه همان کلام می‌مانند و تبدیل به عمل نمی‌شوند.
شما فکر می‌کنید مشکل از کجاست که برنامه‌های اینچنین عملی نمی‌شوند؟
سالهاست که این مسایل به شکل بنیادی آسیب شناسی نمی‌شود و وقت و هزینه‌ی جدی صرف تعاونی‌های بانوان و مشکلات و معضلات ایشان نمی‌شود. همین امور باعث دلسردی عده‌ی زیادی از کار‌آفرینان وصنعتگران نمونه‌ی استان شده برای مثال شرکت تعاونی گره‌مهر که دوسال کار آفرین برتر شده،یک‌سال صنعتگر، مدیر نمونه‌ی کشوری بوده‌ام و تنها شرکت تعاونی بانوان هستیم در سطح کشور که مجوز مرمت اشیا از پژوهشکده‌ی مرمت میراث فرهنگی را دارد اما بعد از چهار سال فعالیت که مجوزهای فراوان از مراکز مختلف گرفته شد و این شرکت تمام مراحل پیچیده و دست و پاگیر اداری را هم با موفقیت طی کرد متاسفانه مشکلاتی از کارشکنی گرفته تا اختلاس پیش‌آمد و پروژه‌ای که حتی بودجه‌ی آن تصویب شده بود به کرمان هم واریز شده بود معلق ماند و پروژه ناتمام ماند.
این حودث در دولت قبل پیش آمد ؟
بله اکثر عدم مهرورزی‌ها در دولت مهرورزان پیش‌آمد.
در دوره‌ی مدیریت این دولت شما برنامه‌ای نداشتید یا دلسرد و سرخورده شده بودید؟
هیچ وقت ما سرخورده نشدیم و با همتی که داریم هیچ‌وقت دست از تلاش‌کردن برنمی‌داریم چون خدمت را وظیفه می‌دانیم و هرچند انگیزه‌ها کم‌رنگ بشوند اما بازهم دست از خدمت که وظیفه‌ی ماست برنمی‌داریم. در همین دولت هم چندین طرح داشتیم یکی از آنها چندی پیش، طرحی داشتیم که برای بانوان سرپرست‌خانوار استان تعاونی فراگیری تشکیل بدهیم که با جلساتی که با نماینده‌ی اتحادیه‌ی تعاونی‌های سازمان ملل داشتیم قرار شد در استان‌های مختلف ما تعاونی‌های فراگیر بانوان را تشکیل بدهیم و بر اساس کارهای که انجام می‌دهیم حمایت‌های بین‌المللی بگیریم. طرحی که نوشتیم و به سازمان بهزیستی ارائه دادیم که خواستیم تا همکاری‌های لازم را انجام بدهند تا هر زن سرپرست خانوار حداقل با صد هزار توام سرمیه‌ی بزرگی برای همه‌ی ایشان جمع می‌شد تا بتوانند محصولات بومی خودشان را تولید کنند اما متاسفانه بی جواب ماند و مدت زیادی در پیچ و خم بی پایان اداری سرگردان شدیم ودر آخر هم جواب درستی به ما ندادند و این طرح هم مسکوت ماند. طرح دیگری داشتیم برای اشتغال مادران کودکان کار و خیابان که تحت تاثیر تجربه‌ای که از همکاری با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان کرمان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید به حربه‌ای مادران را که تقریبا تنها خانواده‌ی این کودکان هستند(چرا که معمولا این بچه‌ها بد سرپرست هستند) وارد بازار کار کنیم و کودک را از مناسبات بازار خارج کنیم، تا مادر مشغول به کار شود و در آمد خانوار به عهده‌ی او باشد و کودک بتواند به تحصیل ادامه‌ بدهد. ما برنامه‌ریزی جامعی انجام دادیم که شغل پایدار و مداومی را برای مادران این اطفال ایجاد کنیم و دردناک اینجاست که بخاطر تورم اجاره‌ی ملک بسیار بالا رفته و ما جائی را نداشتیم که بتوانیم به این کار اختصاص بدهیم و اصولا همان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان هم به واسطه‌ی مشکلات اقتصادی زیادی که داشت نمی‌توانست جائی برای دفتر خودش اختصاص بدهد چه برسد به مکانی برای تولید و اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار و مادران کودکان کار و خیابان و حتی به خیرین و اوقاف هم مراجعه کردیم که بتوانیم از وقفیات استفاده کنیم و ملکی را در اختیار ما بگذراند اما بازهم کار ما با عدم همکاری اوقاف روبرو شد و به بن بست خورد.
در حال حاضر به چه امری مشغول هستید؟
فعلا به طور غیر متمرکز مشغول تولید و طراحی نقشه‌های فرش هستیم و در تیم‌های کوچکی هم که سازماندهی کرده‌ایم زنان و دختران علاقمند مشغول تولید البسه و پوشاک هستند.
پس دیگر به آن شکل منسجم که کار آفرینی می‌کردید و در قالب شرکت تعاونی گره‌مهر فعال بودید آن شکل کار را رها نموده‌اید؟
خیر، ما بسیار صبر کردیم تا ببینیم وضعیت کشور و حمایت‌های دولتی به چه شکل هست و حتی به خاطر سابقه‌ای که در زمینه‌ی فرش داریم و اولین کارگاه‌های فرش دانشکده‌ی هنر دانشگاه باهنر را ما راه اندازی کردیم و پژوهش‌ها و خود آموزهای فراوانی را در رابطه با فرش نوشتیم و منتشر کردیم و مهم‌ترین این کارها هم جمع‌آوری نمونه‌ی گل‌ها و غنچه‌ها که در طراحی فرش کرمان کاربرد داشته‌است بوده و با افتخار اعلام می‌کنم که بالغ بر ۷۵۰ نمونه‌ی گل و غنچه‌‌ی طرح قدیم را پس از مدتها تحقیق و جست‌و جو از بین نقشه‌های متعدد کرمان به دست آورده‌ایم که نشان از خلاقیت طراح‌های کرمانی دارد در حالی که فرش تبریز و کاشان و غیره بیشتر از ۳۰ تا ۴۰ گل ندارند و دار قالی ابداع کردیم که مشکلات دارهای قالی کرمان را ندارد و تلفیقی از دارقالی ترک و کرمان است و هنوز هم برای بخش تولید این طرح ابداعی را به دوستان پیشنهاد می‌کنیم تا استفاده کنند.
پس ناامید نشده‌اید و هنوز هم کار فرش را ادامه می‌دهید؟
خیر داشتم همین را عرض می‌کردم دیدیم که استاندار کرمان خیلی پیگیر مسائل فرش کرمان است و بها می‌دهند به مساله‌ی فرش دستباف کرمان و موزه‌ی فرش کرمان و ایجاد اشتغال در این زمینه، در نتیجه مراجعه کردیم به بازرگانی و صنایع و معادن و مسولان این مراکز هم هرچند که می‌گفتند با این رزومه‌ی سنگین تا بحال کجا بودید اما ابراز تمایل ایشان وارد فاز عملی نشد و گویا خودشان هم منتظر بودجه هستند که بتوانند کار را شروع کنند. مشکل اینجاست که جای مشاوره در فرش کرمان خالی است و تسهیلات هدر می‌رود و متاسفانه فرشی که تولید می‌شود بخاطر عدم وجود نگاه کارشناسی فاقد ارزش افزوده می‌شود وباعث بدبینی به فرش کرمان در بازارهای مختلف داخل و خارجی می‌شود چراکه فقط با دادن تسهیلات اندک به تولید کنندگان کوچک مشکل حل نمی‌شود و باید این تسهیلات با مشاوره‌ی یک متخصص این امر به شرکت‌ها تعلق بگیرید تا هم از نظر نقشه و هم از نظر مواد اولیه آنچه که در حال حاضر بازار می‌طلبد و تشنه‌ی آن هست را تولید نه آنچه که با سلیقه‌ی خودشان هم‌خوانی دارد. پس کی‌می‌خواهیم اثری از دوره‌ی خودمان بجای بگذاریم در حال حاضر در فرش ما عده‌ی زیادی که مشغول تولید کارهای کارت‌پستالی و بازاری هستند و آن‌هایی هم که دلسوز هستند در بهترین حالت یکی از کارهای گذشته‌ را دوباره‌ بازسازی می‌کنند مساله اینجاست که خلاقیت و نظر و دیدگاه جوانان و استادان این دوره‌پس چه می‌شود؟ کی‌می‌خواهیم اثری از خودمان به جای بگذاریم که آبروی این دوره‌ی تاریخی باشد؟
فرش علاوه بر اینکه خودش اقیانوسی از فرهنگ و صنعت را در خود دارد و می‌تواند زندگی و معاش مردم‌زیادی را در خودش تامین کند، دنیای از شادی و آرامش را هم می‌تواند به همراه بیاورد به شرط اینکه نیروها درست آموزش ببینند و خط تولید به شادی و با مدیریت خوب اداره بشود و از حالت استعمار و بهره‌کشی و کار سخت خارج شود و همانطور که الآن خانم‌های زیادی تمایل به بافتن تابلو فرش برای خودشان دارند باید این هنر به گروه‌های آسیب دیده هم معرفی شود تا در مجموعه‌ای اول به بهبود روحی و روانی ایشان کمک کنیم و انگیزه‌بدهیم که به جامعه برگردند و از زندگی خود لذت ببرند و وارد تولید چیزی بشوند که با روحیه‌شان هم خوانی دارد و هرکسی را به کانال مرتبط با خودش راهنمایی کند که امیدوارم با طرحی که بزودی و برای آخرین بار ارائه می‌دهم به استانداری بتوانیم خدمت بزرگی به جامعه‌ی کرمان بکنیم. و در واقع هیچ کدام از این عناوین و تجلیل‌ها را افتخار نمی‌دانم وقتی که می‌بینم می‌شود که خانواده‌های زیادی را از مشکلات نجات داد و برای ایشان شغل آبرومند و پایداری فراهم کرد تا از راه حلال امرار معاش کنند و در عین حال احساس نکنند مشغول به کار ماشینی هستند بلکه بدانند که به هنری پویا و خلاق مشغول هستند.
سخن پایانی شما چیست؟
حالا دیگر بعد از سالها کار در استان و تجربه‌ی آن دولت پیشین به این نتیجه رسیده‌ام که بزرگترین مشکل ما دوری از عمل است. هر چند حرف‌های خوب مسولین مایه‌ی شادی می‌شود اما تا این شعارها عملی نشود در واقع هیچ کاری نکرده‌ایم و این نه تنها مارا عقب نگه می‌دارد بلکه به نسل بعد هم صدمه‌های زیادی می‌زند.

17

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :