غلام لرد زخمی سریالی بر تن جامعه

دوشنبه 28 دی 1394

غلام لرد
زخمی سریالی بر تن جامعه

گونه‌ای از کالاها تولید می‌شوند به نام هنر‌کالا این آثار صرفا برای فروش تولید می‌شوند و خاستگاه طبقاتی یا احساس نیاز مولف برای گفتن درد شخصی یا بخشی از جامعه در ساخت این کالاها نقشی نداردو تنها دلیل ساخت اینها پیدا کردن خریدار است و بازار مناسب، که سریال غلام لرد یکی از همین هنر کالاهاست. از بکار بردن کلمه مبتذل خودداری می‌کنم و درعین حال هم قبول دارم که متاع کفر و دین بی مشتری نیست گروهی این گروهی آن پسندند،اما هرچه صبر پیشه می‌کنم نمی‌توانم توهین و تحقیر مردم کرمان را به بهانه طنز تحمل کنم در سریال غلام لرد شاهد روایتی هستیم از به ارث رسیدن پول هنگفت مردی انگلیسی به نام دیوید بکام به وارثی کرمانی، که کارمند رستورانی است اما به علت ایجاد مشاجرات پیاپی و ضرب و شتم از رستوران اخراج شده و … .
قبل از هرچیز باید خاطرنشان کنم که ساختن سریالی در کرمان برای بخش خصوصی سینماگران و برای اهل فرهنگ و هنر کرمان اتفاق بسیار فرخنده‌ای است.ما هم امید‌واریم که اینچنین اتفاق‌هایی در کرمان بیش از پیش رخ بدهد .اما مساله فقط نگاه کمیتی به هنر نیست و حالا هرچند این اولین بار است که در کرمان سریالی ساخته می‌شود برای شبکه خانگی اما دلیل نمی‌شود که هرچیز عجیب و غریبی در این سریال مطرح شود.فرهنگی که این گونه آثار نماینده اش هستند که قبلا در فیلم فارسی و تقدیس لمپنیسم آمده یکی از زمینه‌های سنت برگشت به گذشته است که به گفته دکتر کاووسی این‌ها برآیند خطرناکی دارند و باعث رویکرد خود پلیس پنداری بین مردم می‌شوند و همانگونه که در شروع سریال آمده و تنها رویکردی که پیشنهاد می‌شود در مقابل مزاحمت‌هایی که نسبت به بانوان انجام می‌شود برخورد فیزیکی و مشاجره و ضد و خورد است، آن‌هم توسط یک رسانه خانگی که قرار است همه اقشار جامعه بیننده آن باشند. تنها راه ازدواج یکی از اهالی کرمان را با یکی از جوانان خارجی که به قصد توریسم به ایران آمده است ازدواج به زور نشان‌می‌دهند و بنده خدایی که دنبال یک لیوان آب می‌گردد را دست و پا بسته به عقد دختر کرمانی در می‌آورند (در فیلم). از توهینی که به زنان کرمانی می‌شود و تصویر زننده‌ای که از لهجه کرمانی‌و اخلاقیات ما کرمانی‌ها می‌سازد نباید گذشت اما از حوصله بحث خارج است و موکول می‌کنیم به فرصتی دیگر اما فقط همین چند مورد را به دست اندرکاران فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازندگان این اثر گوشزد می‌کنیم باشد که خود حدیث مفصل بخوانند از این مجمل. یک : هوالرزاق فرهنگ مردم کرمان والاتر و غنی تر ازاین ساخته‌هاست که ماچشم داشته باشیم به مخاطب لذت جوی سطحی نگر، کسب درآمد به هر روشی از آموزه‌های اسلام و اخلاق ایرانی به شدت به دور است و از طرفی زمانه‌ی درازی گذشته از آن موقع که مردم شیفته تاترهای روحوضی بودند و شخصیت‌هایی که گوجه را (می‌پچوندند) شهره خاص و عام بودند و امروز با توجه به انفجار اطلاعات و پیشرفت های زیاد در زمینه ارتباطات و مخصوصا رسانه‌های جمعی هرچه اثر هنری فخیم‌تر باشد و مخاطب را محترم‌تر بشمارد اسقتبال بیش‌تری هم از آن می‌شود. دو: تعجب من پایانی ندارد چطور ارشاد اسلامی نگاه کیفی را از شبکه سینمای خانگی برداشته و اجازه انتشار با این سطح کیفی پایین به کاری می‌دهد که به راحتی و کاملا مشهود است که ‌فیلمنامه‌ای کلا درکار نبوده و صحنه‌های فراوانی در کار هستند که حاصل اتود زدن و بداهه سازی بازیگران‌اند. سه : اصفهان و یزد هم فارسی را با لهجه خودشان صحبت می‌کنند و از قضا آنقدر هم فیلم و سریال ساختند و هی تکرار کردند لهجه شیرین یزدی و اصفهانی که حالا امر برهمه مشتبه شده که لهجه ایشان شیرین است و ما کرمانی‌ها آنقدر کم‌کاری کردیم و خود بد بودیم که خودمان و مردم پایتخت و بقیه ایران را به این نتیجه رساندیم که لهجه ما زشت و زننده است و ما خیلی هم شرمنده‌ایم که لهجه داریم و اصولا از کرمانی بودن خود بسیار متاسفیم، که واقعا جای تعجب است که نه تنها همه دست روی دست گذاشتیم و تماشاگر این فاجعه ماندیم بلکه دست به ساختن آثاری زدیم که این امر را پر رنگ‌تر هم می‌کنند.چهار: گاهی هنرکالاها توسط بخشی تولید می‌شوند که از تحمیق توده‌ای سود می‌برند و تلاش‌شان در این راستاست همیشه که عوام مردم در هاله‌ای از جهالت باقی بمانند تا نکند که کرسی صدارت ایشان و یا بازار کالاهایشان متزلزل شود، دوست عزیز آقای اشجعی تو کز معامله جز باد دستگیرت نیست، حدیث باد فروشان چه می‌کنی باور؟شما که سهمی در تحمیق توده‌ای ندارید چرا چنین آثاری را تولید می‌کنید؟ پنج: گفته بودید اگر کپی نکنند موفق می‌شویم.
چه موفقیتی دوست عزیز؟اگر نام این تولید یک اثر هنری است پس سریال‌هایی مثل هزار دستان و سر به داران و سلطان شبان و دیگر شاهکارهایی که شاهدشان بودیم نامشان چیست؟ششم: هرچند از بخش خصوصی توقعی نمی‌توان داشت چون می‌توانند با خیال راحت هدفی جز بازتولید سرمایه و سود نداشته باشند اما از هنرمندان و روشنفکران توقع دیگری داریم و به قول معروف ما زیاران چشم یاری داشتیم.

کرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.