امید تنها چیزی است که داریم





۶ مهر ۱۴۰۰، ۰:۰۰

۱۰سال پیش وارد حوزه گردشگری شدم و در این ده سال به طرق مختلف در این حوزه فعالیت داشتم. ورود جدی من به این حوزه از طریق عکاسی بود. به طور حرفه‌ای عکاسی می‌کردم و مجموعه عکسی از کوه نمک استان بوشهر داشتم، که در کتابی با عنوان «بهشت شور» منتشر شد. استقبال از کتاب بسیار زیاد بود و به چاپ دوم رسید. این کتاب عکس زمانی که چاپ شد گردشگران خارجی بسیاری را برای بازدید از این کوه‌های نمکی به منطقه ما جذب کرد.
آن‌روزها در کنار عکاسی به عنوان راهنمای گردشگری هم مشغول به کار بودم. یک گالری آریادخت هم داشتم که در آن صنایع دستی استان بوشهر را ارائه می‌کردیم. در این گالری بود که برای نخستین بار آثار هنرمندان صنایع دستی منطقه را گردآوری کرده برای نمایش و فروش در گالری عرضه کردیم. استقبال همشهری‌ها و گردشگرانی که به این منطقه می‌آمدند از محصولات گالری خوب بود. به مرور که تعداد گردشگران بیشتر شد، به این فکر افتادم که فضایی برای اقامت گردشگران ایجاد کنم. اینجا بود که اقامتگاه بومگردی «بهشت شور» شکل گرفت. با امید فراوان و انرژی زیاد برای مجوزهای مربوط به اقامتگاه اقدام کردم. از آنجا که کاری نو در منطقه ما بود، برای مجوز اولیه دوندگی زیادی نداشتم، اما بعد از سه سال وقتی برای تمدید مجوز اقدام کردم، آنقدر سنگ اندازی کردند و مانع سر راهم گذاشتند که به کلی از سرمایه‌گذاری در این حوزه پشیمان شدم. دستورالعمل‌های جدیدی که بیشتر کار ما را با مشکل روبرو می‌کرد تا اینکه بخواهد تسهیل کننده باشد. کسانی که باید در ادارات مربوطه حامیان ما می‌شدند، به شکل ناعادلانه‌ای مشکل‌تراشی می‌کردند. هر چند هر کاری سختی‌های خود را دارد، اما این درست نبود که وعده‌هایی به ما داده می‌شد که هیچ‌وقت عملی نشد، فقط می‌خواستند دل ما را خوش کنند.
بعد از شیوع کرونا در روزهایی که همه به فکر سلامتی خود و خانواده‌شان بودند، ما باید علاوه بر این‌ها تلاش می‌کردیم که شغلمان را حفظ کنیم. باید سپرمان را محکم می‌کردیم که تیر خودی‌ها به ما برخورد نکند. گفتند وام می‌دهیم، حمایت می‌کنیم. وام گرفتیم که اقامتگاه را توسعه دهیم برای روزهای بهتر آینده، اما شرایط جور دیگری پیش رفت. یک سال و نیم برای امهال وام دوندگی کردیم اما به جایی نرسیدیم. حالا هم وام را با 18 درصد سود – در عوض 4 درصد- همراه با جریمه به بانک بازگرداندیم. در این زمینه هیچ کس حامی ما نبود. بانک وظیفه خود را انجام داد، اما کسانی که باید از ما حمایت می‌کردند، حامی نبودند.
از تمام این مشکلات بگذریم. ما با امید کار خودمان را در بوشهر با اقامتگاه بومگردی بهشت شور، شروع کردیم و با امید ادامه می‌دهیم. امید تنها چیزی است که انسان را زنده نگه می‌دارد. آدمی با امید زنده است. امید دارم که بعد از انجام واکسیناسیون، گردشگری دوباره رونق بگیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تاریخ، از زیر خاک به خیابان آمد

کمرزرین اصفهان در آستانه تبدیل‌شدن به الگوی ملی برای نجات حافظه شهرهای ایران

تاریخ، از زیر خاک به خیابان آمد

ریسک سرمایه‌گذاری کم نشد

بررسی آیین‌نامه تازه دولت برای عبور تجدیدپذیرها از هزارتوی اداری

ریسک سرمایه‌گذاری کم نشد

تیم‌ ملی ما یا آن‌ها؟

واکاوی شکاف میان فوتبال، سیاست و افکار عمومی در یک نشست

تیم‌ ملی ما یا آن‌ها؟

پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایه‌گذاران بخش خصوصی

پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایه‌گذاران بخش خصوصی

نشانه‌های نجومی پیش از استون‌هنج آشکار شد

کشف تازه باستان‌شناسی در بریتانیا

نشانه‌های نجومی پیش از استون‌هنج آشکار شد

ارتقای جایگاه گردشگری در نظام حکمرانی کشور

میراث فرهنگی و گردشگری

ارتقای جایگاه گردشگری در نظام حکمرانی کشور

ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس

پیوند هنر و گردشگری؛

ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس

توافق دو استان برای توسعه کریدور گردشگری ریلی اردبیل–مشهد

توسعه زیرساخت‌های گردشگری

توافق دو استان برای توسعه کریدور گردشگری ریلی اردبیل–مشهد

سیاست‌گذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه

به بهانه سفر وزیر میراث‌فرهنگی به نصف‌جهان

سیاست‌گذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه

خانه، مفهومی که آن را گم کردیم |پیـام ما

تأسیس بوم‌گردی چه الزاماتی دارد؟

خانه، مفهومی که آن را گم کردیم |پیـام ما

بیشترین نظر کاربران

تیم‌ ملی ما یا آن‌ها؟

تیم‌ ملی ما یا آن‌ها؟