درباره‌ پگاه و آپارتمانش

منتشر شده در صفحه صفحه آخر | شماره 534

درباره‌ پگاه و آپارتمانش

پگاه آهنگرانی یکی از سلبریتی‌های استثنائی ایران است به عکس پیش فرضی که از بازیگران زن داشتم (و دیدن تعداد زیادی از آنها هم این پیش فرض را تبدیل به ایمان کرده‌بود) او واقعا لیاقت کلمه‌ی استثنائی را دارد، قبل از هر چیز به طرز عجیبی مبتلا به بیماری خود فرشته‌پنداری نیست و نه از آسمان افتاده و نه با حضورش روی زمین منتی بر اهل این سیاره‌ گذاشته، راحت لباس می‌پوشد و با دیدنش احساس نمی‌کنی که ای وای من چرا لباس چوپان‌ها را پوشیده‌ام ؟ ادبیات او هم آنچنان خودمانی و راحت است که خیالت را راحت می‌کند که نیازی به ادا و اصول‌های با احترامات فائقه و هاکذا ندارد. اما هیچ‌کدام از این نمونه‌ها که پیش کشیدم علت استثنائی بودن او نیست آهنگرانی اجتماعی فکر می‌کند و بیش‌از هرچیز به فکر خلق و ماندگاری است وی ماه رمضان گذشته اقدام به افتتاح موسسه‌ای فرهنگی و هنری به نام آپ آرت مان نموده که هرچند عکس‌هایی از آن مجموعه را به این نوشته سنجاق کرده‌ام اما باید اینجا را از نزدیک ببینید تا به عمق ماجرا پی ببرید از پل کریمخان که وارد بزرگمهر بشوید خیابانی به اسم کلانتری جلوی پایتان دراز می‌شود و پا به آن هم که بگذارید می‌رسید به آپارتمانی در دیزی‌کنار(جنب دیزی فروشی) و فورا از جو عجله و دویدن و ندیدن انسان‌ها و قاپیدن پول و قاپیدن زمینی که در جامعه وجود دارد کنده می‌شوید و احساس می‌کنید به اخترک شازده کوچولو رسیده اید در بدو ورود به اخترک در کافه‌ای به رویتان گشوده می‌شود و صندلی‌های چوبی و قدیمی و یک ماشین تحریر بر صدر مجلس و از همه گذشته گلدان‌های مختلفی که دور تادور کافه گذاشته‌اند به شما یاد آوری می‌کند که این‌جا جای تکلف و ادا و اصول‌های ما خارجی هستیم و هرچه از وطن ماست بد است و این حرف‌ها نیست، کافه‌ایست آرام و گرم و صمیمی که جوانانی اهل ادب و فرهنگ و هنر می‌آیند به گوشه‌ی آن می‌خزند و دو کلامی از خود و برای خود می‌گویند و جالب اینجاست که اگر اهل باشند داخل کافه یک کتابفروشی کامل و بزرگ هم برقرار است که در هفته‌ی فرهنگی کرمان قفسه‌های جلوی ورودی اش مملو شده از کتب نویسندگان و شعرای کرمانی و چند جلدی هم از ترجمه‌های امثال فرهودی و آقا عباسی زینت بخش کتابسراست.
حالا اگر هنوز احساس نمی‌کنید که به اندازه‌ی کافی در جو و فضای آپ‌آرت‌مان غوطه‌ور نشدید می توانید کافه را ترک کنید و از پله‌هایی به سمت طبقه‌ی بالا بروید در عین حال آثاری از نقاشان جوان و با استعداد مرتبط ما مجموعه را به شکل گالری صحرایی ببینید تا به طبقه‌ی بالا برسید و هنوز درست در این طبقه جاگیر نشده‌اید که عکس‌های ۲۱ عکاس مولف کرمانی روبه‌روی شما ایستاده‌اند و چیدمان عکس‌ها و فضای این بخش از آپارتمان به گونه‌ایست که احساس می‌کنید صرفا برای این نمایشگاه کل مجموعه را ساخته‌اند.
خلاصه می‌دانم که عکس‌ها را دیده و ندیده و سرو صدای پر فمنس آرت و یا اجرای فیلم شما را به این فکر می‌اندازد که ببینید صدا از کجا می‌آید و این تازه آغاز ماجرایی دیگر است ماجرای ساخته‌ی مسعود کیمیاوی و یا درباره‌ی هوشنگ مرادی و شاید هم نویسنده‌ای صاحب نام نشسته باد و با اطرافیان مشغول گپ زدنی باشد صمیمی و جذاب و به قول ژاپنی‌ها همیشه چیزهایی برای آموختن هست وآپارتمان یکی از آن جاهایی است که چیزهای زیادی به من آموخت.

16

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :