ارتباط میلاد مسیح با یلدای ایرانیان

منتشر شده در صفحه صفحه اول 522 | شماره 522

ارتباط میلاد مسیح با یلدای ایرانیان

هادی معیری نژاد
یلدا آخرین روز پاییز و اولین روز فصل زمستان است روزی که در پایان آن طولانی ترین شب سال را در پی دارد.
اقوام آریایی پیش از عزیمت به فلات ایران در منطقه ای در جنوب سیبری ساکن بودند. این همزمان با یخبندان‌هایی بود که در حدود ۱۰ هزار سال پیش، سطح کره زمین را در بر می گرفت. لذا این قوم که مانند فن ها در شمال اروپا از اصلی ترین و پرشمار ترین قومیت ها بودند. داستان های اسطوره ای فراوانی از تقابل نور و ظلمت، روشنایی و تاریکی و گرما و سرما دارند. در حقیقت پایه ایدئولوژیک آیین هایی که بر ثنویت خیر و شر، نور و ظلمت متکی هستند به نوعی در تجربه آریایی های باستانی استوار است. این تجربیات در اسطورهای شمال اروپا مانند اقوام فن و آیین های وایکینگ ها مانند ثور و اودن هم دیده می شود. بعدها با تولد آیین هایی مثل میتراییسم و آیین مانی این رویکردهای مذهبی در اروپای مرکزی و کلیساهای رومی نیز نشو و نما پیدا کرد.
در فرهنگ آریایی؛ یلدا به معنی تولد است. در این شب، ایرانیان تولد روز دوباره و خورشید را از پس شب طولانی انتظار می کشند. گویا که خورشید از اسارت شب تیره به در آمده و در نبرد نور و ظلمت، نور پیروز از در درآمده است.
در ایران باستان مردمان تا دم سحر و تولد خورشید بیدار می ماندند و تمام شب را به خوردن میوه های مانند خورشید مانند انار و بعد از آن هندوانه که درون سرخ و روشن دارد می گذراندند. همزمان با درآمدن خورشید پایکوبی به منتها درجه می رسید و همه خیال شان راحت می شد که بار دیگر خورشید پیروز آوردگاه شده است.
این تولد مهر یا حجت روشنایی دلیلی شد برای نفوذ به تقویم یونانیان و رومیان و سپس تطابق آن با میلاد مسیح موعود گرچه بسیاری از محققان اروپایی همزمانی میلاد مسیح با شب یلدا را رد کرده اند؛ اما بسیاری نیز معتقدند فاصله چند روزه تولد مسیح از یلدا تنها به خاطر تطابق تقویم یونانی با رومی است و گرنه روایت ستایش شاهان مجوس(زاهدان ایرانی) از تولد مسیح و آوردن روغن مقدس برای مولود آن شب موید این نظر است.
محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میتراییسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشن های پیش از مسیحیت به خصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. هنگام توسعه آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاه شماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد.
این جشن ها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی‌ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پاگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی ببخشد. کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد.

30

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :