بررسی تایپوگرافی از زبان محمدعلیزاده طراحی نوشتار

دوشنبه 30 آذر 1394

بررسی تایپوگرافی از زبان محمدعلیزاده
طراحی نوشتار

محمد علیزاده متولد 1355 در زرند کرمان؛ کارشناس ارشد ارتباطات تصویری ، مدرس دانشگاه باهنر ، آزاد و سوره در کرمان است که سابقه طولانی از کودکی در خوشنویسی دارد. تیاتر ، سینما، موسیقی و عکاسی حوزه های مطالعاتی وی هستند. علیزاده فعال در هنر تایپوگرافی است. تایپوگرافی هنری کمتر شناخته شده در جامعه است که ویکی پدیا آن را هنر و فن حروف چینی برای نمایش زبان و چینش حروف شامل حالت قلم، فونت، مقدمه (فاصله- خط) تعریف کرده . برای آشنایی مخاطبانمان با این هنر با وی گفت و گویی را ترتیب داده ایم:
یک تعریف ساده از تایپوگرافی.
اگر بخواهیم یک نگاه صحیحی به این مقوله داشته باشیم تایپوگرافی به کاری گفته می شود که روی تایپ صورت می پذیرد. تایپ به معنای نوشتار و نوشتن ؛ گرافی به معنای کشیدن و ترسیم کردن و طراحی. مفهومی که در واقع با زندگی همه ما درگیر است. یعنی همه ما انگار یک تایپوگرافر هستیم. زمانی که انسان در زندگی با مقوله خط روبرو می شود و خط می نویسد سعی می کند به خط ماهیتی بدهد و وجه نوشتاری آن را صحیح نشان بدهد. که این یکی از مقولات مهم تایپوگرافی است. یعنی در چینش خط؛ از نظر فاصله بین سطرها و فاصله از اطراف صفحه، ترکیب بندی آنها همه این ها به مسئله تایپوگرافی بر می گردد. من معتقدم که هر شخصی، تایپ فیس مختص خودش را دارد. منظور از تاپ فیس این است که یک چهره ای از تایپ و صورتی از نوشتار را تجربه کردند که هر چه افراد سن و سال بیشتر داشته باشند تجربه شان در این زمینه بیشتر است. تایپوگرافی در حقیقت برگرفته است از حوزه ارتباط تصویری ولی حوزه بسیار وسیعی است . یکی بحث فرم تایپ است که در فرهنگ های مختلف و در کشور های مختلف با فرم های مختلف تایپ روبرو هستید با انواع و اقسام تایپ ها رو برو هستید که هر چه تنوعشان بیشتر باشد نشان می دهد که روی این مسئله و حوزه بیشتر کار شده. و در حقیت روی حوزه ارتباط تصویری بیشتر کار شده چون در واقع بحث مهمی که تایپوگرافی با آن روبرو است بحث ارتباط است. ممکن است حتی در نامه و یا متنی که نوشته می شود شروع آن یا بخشی از آن با نوعی دیگر از تایپ صورت بگیرد یا حتی امضا را با نوع خاصی طراحی کنیم. کج فهمی های زیادی در این حوزه است که من احساس می کنم در حقیقت در جامعه گرافیکی هم تصور بر این است که تایپوگرافی شکستن فونت و تغییر فرم دادن است . در صورتی که تایپو گرافی فاصله فونتها و ستونها و سطرها رعایت بشود و بهم ریختن فونت و نگاه فورمالیستی به آن است که در حقیقت یک نگاه است اما همه نگاه ها و از همه زوایا نیست. همه تایپوگرافی این نیست.
وضعیت این هنر در کشور ما چگونه است؟
من احساس می کنم یک رویکردی که در کشور ما به این مقوله است، یک رویکرد سنتی است. یعنی در حوزه تایپ و تایپوگرافی شخصی را داریم به نام خوشنویس و شخصی را داریم با عنوان طراح فونت و گرافیک تایپ. این دو نفر معمولا خیلی آبشان در یک جوی نرفته . هر دو بسیار مهم هستند هم پیشینه خوشنویسی در کشور ما و هم نگاه جدید . من بیشتر نیاز امروزه را میبینم. احساس می کنم که خیلی خوب است که ما مشق کنیم از پیشینیانمان ؛ خیلی هم سازنده و مفید است اما نیاز ما به فونت یک نیاز مهم و اساسی است که متاسفانه در کشور ما استفاده از آن کم است .در حقیت ما تنوع فونتمان خیلی کم است .در کشور های دیگر وقتی رجوع می کنیم می بینیم برای هر صنفی یک فونت خاص وجود دارد و طراح گرافیک با علم و تشخیص خودش بهترین حالت ممکن را برای آن انتخاب می کند. بهترین فونت را شخص متخصص انتخاب می کند. اما در کشور ما فونتها مشتق شده از چند تا قلم هستند. مثل نسخ، ریحان، نستعلیق، ثلث… که این ها هم در اکثر اوقات شکل تکراری دارند. در حقیقت ری دیزاین است ؛ چیز جدیدی خلق نمی شود. علاقه به این حوزه و بکر بودن فضا و تجربه خوشنویسی که از سالها قبل داشتم من را به این سمت کشاند. که فکر میکنم کار بسیار زیادی در این حوزه وجود دارد و ما هنوز به یک خط درستی در تایپ و تایپوگرافی نرسیدیم.
تایپوگرافی به عنوان یک رشته دانشگاهی است؟
هنوز به عنوان یک رشته مستقل برنامه ریزی نشده. درس هایی را داریم در این باره مثل طراحی حروف و خوشنویسی اما هنوز نگرش های سنتی در سرفصل های دروس وجود دارد و به یه رویکرد جدید در این جریان پرداخته نمی شود. خیلی به صورت فردی بوده . اکثر انتخاب فونتها هم متاسفانه اشتباه است. این انتخابات اکثریت انتخابات روتین و تکراری است و خیلی مواقع هم غلط. و همه اینها برگرفته از شناخت نادرست و اشتباه ما از تایپ است. در خیلی از مواقع انتخاب سلیقه مشتری را در آن دخیل کرده . طراحان گرافیک ما بیشتر اعتقاد دارند که باید به بخش تایپ بپردازند و توجه خاصی به طراحی آن ندارند. یا حتی جلد کتاب در کشور های دیگر بیشتر با متن و تایپ سروکار دارد، در واقع شخصیت درونی یک کتاب را می تواند به مخاطبینش نشان بدهد و آن در مرحله اول تایپ است. اما در کشورما به سر هم کردن یک سری تصاویر اکتفا میکنیم که عموما هم ماهیت های فانتزی دارد. از ترکیب تصاویر می توانیم یکسری معانی را برداشت کرد. تایپوگرافی سوای فرم و تصویر؛ ارتباط است. که این روان و سیال و تغییر پذیر می تواند باشد. آماده چالش است و مخاطبین را به یک چالش بزرگ دعوت میکند .
به نظر شما مشکل اصلی در نا شناسی این هنر چیست؟
طراحان گرافیک ما مهمترین جنبه ای هستند که می توانند در این جریان ما را بسیار یاری برسانند. و در ذهن مخاطب به خوبی جا بیاندازند. همه جای دنیا مخاطبین را آگاه می کنند. و یکی از مهمترین ترفندها برای جذب و در گیر کردن ذهن ببیننده؛ بر می گردد به طراحان گرافیک. کار های سطحی انجام ندهیم کارهای بدون مطالعه در این مورد انجام ندهیم. سعی کنیم سواد بصری جامعه مان را بالا ببریم . از آن طرف هم یکی از مسایل مهم آن ؛مسایل آموزشی است. ما شناخت درست و کافی از تایپ از همان کودکی نداریم. قبلا یک سری آموزش ها در زمینه خوشنویسی سنتی صورت می گرفت که الان همان هم متاسفانه کمرنگ شده است. زنگ هایی بود به نام زنگ هنر و خوشنویسی که تنها آموزش نستعلیق بود و متاسفانه تکرار مکررات بود با یک نگاه خسته کننده که موجب کسالت می شد.
چه راه کارهایی را برای بهبود شرایط تایپوگرافی پیشنهاد می کنید؟
روش های آموزشی در این زمینه باید تغییر کند. و ما دیگر نباید در بحث آموزش جا پای هزاران سال پیش بگزاریم. این بستر عوض شده و حتی امکانات به کلی تغییر کرده به نظر من همه ما نمی توانیم خوشنویس شویم اما همه ما می توانیم شناخت به نسبه خوب و کافی در حوزه تایپ داشته باشیم که در آینده به دردمان بخورد. حتی اگر یک طراح گرافیست مسیرش را دارد اشتباه می رود ما بتوانیم به آن گوشزد کنیم. از همان کودکی دانش آموزان را با نگاه های متفاوت آشنا کنیم . بستر رشد تایپ را برایش مشخص کنیم ارتباطاتی که تایپ با مخاطبین برقرار می کند برایش تشریح داده و توضیح دهیم. که تایپ در کجا به دردش می خورد و استفاده اش کجاست. یا حداقل در چه حوزه ای استفاده می شود. ما درک درستی از همه اینها نداریم. متاسفانه کلا در زمینه آموزش هنر در کشورمان نگاه اوقات فراغتی است. و زمانی که چنین نگاهی به عرصه هنر باشد یعنی خط بطلانی کشیده ایم روی آن. کارکرد اجتماعی آن را در حقیقت از بین بردیم. نگاه بازی گونه به هنر داریم که بسیار بد است.
چرا به سمت تایپوگرافی گرایش پیدا کردید و در این زمینه فعالیت می کنید؟
من یکی از دغدغه های اصلیم در حوزه گرافیک؛ مسئله تایپ است. عموما هم در دانشگاه تقریبا در هر درسی باشد سعی می کنم دانشجویان را با مقوله تایپ آشنا کنم مثلا در دروسی مثل مبانی چه مرتبط و چه بی ارتباط، تمام تلاشم در آشنا کردن علاقمندان به این رشته است. کارگاه های آموزشی و وورک شاپ هایی که برگزار کردم و قصد برگزاریشان را دارم تلاش کردم علاقمند کنم مخاطبین را با تایپ و اکثرا هم بسیار بااستعداد هستند. اهمیت این موضوع آن جور که باید و شاید نشان داده نمی شود و بهش توجه نمی کنیم. در این آموزش ها تلاشم بر این است که سوای بر اینکه بیس و پایه را آموزش بدهیم ، یک نگاه و رویکرد امروزی و جدید به آن داشته باشیم . من معتقدم باید هنر را نسبت به فضای امروزیمان پیش برد.
به نظرتان همین روش های سنتی باعث بوجود آمدن سبک های جدید و پیشرفت هنر نشده؟
نمی گوییم که ساختارها از بیخ و بن تغییر کند اما جا پای یک تکرار نباید گذاشت. این ساختارها باید بشکند تا چیز جدیدی از دل آن بیرون بیاید. برای من به شخصه سنت خیلی مهم است اما دوست ندارم جا پای تکرار بگذارم. در زمان حال که سرعت و به روز شدن خیلی اهمیت دارد در کنار آن فضای سنتی هم لازم است. یک کسانی را هم احتیاج داریم که از هنر رویکرد جدیدی داشته باشند.
از مخالفین و موافقینتان در زمینه تایپوگرافی بگویید.
عموما اشخاصی با من مخالف اند که دید سنتی به تایپ دارند. نگاهشان هم در نوع خودش بد نیست اما تنها یک نگاه است. باید از تمام جوانب به این موضوع نگاه کرد. انرژی های مثبتی هم از طرف خیلی از دوستان و مشوقانم وجود داشته و دارد که بسیار دلگرم کننده و امیدبخش است. تایپوگرافی روان است و جای خودش را باز می کند. و من بسیار به این موضوع امیدوار هستم.

دانشگاهزرندزلزلهکرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *