مهدیه ایران منش، مربی بسکتبال با ویلچر بانوان کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما: بچه‌های توان یاب، حکم استاد زندگی دارند

1395/02/29

مهدیه ایران منش، مربی بسکتبال با ویلچر بانوان کرمان در مصاحبه اختصاصی با پیام ما:
بچه‌های توان یاب، حکم استاد زندگی دارند

شاید باورش کمی سخت باشد اما واقعیت دارد برای ورزش نوپایی در استان کرمان که کمتر از سه سال از بدو تولدش را پشت سر میگذارد و با کمترین امکانات و با مشکلاتی زیاد که گریبانگیر اهالی این ورزش است،توانسته جایگاه خوب و قابل توجهی در سطح کشور به دست آورد.صحبت از بسکتبال با ویلچر بانوان است که استارت اولیه اش دراسفند سال 1393 در استان و توسط خانمی به نام مهدیه ایران منش و با کمک چند تن از همکارانش زده شد و تا امروز هم ادامه داده و حتی مقام سوم کشوری را به دست آورده است، هرچند دلش از ناهمواری ها، خون و از مشکلات نالان است و ادامه راه را با این وضعیت بسیار سخت و حتی غیرممکن می داند اما امیدوار است با کمک مسئولان و حامیان بخش خصوصی بتواند همچنان چراغ این رشته را روشن نگه دارد.
مصاحبه پیام ما را با این ورزشکارهنرمند بخوانید:
رشته اصلی شما بسکتبال است، چه شد که به ورزش کردن با معلولان و بسکتبال با ویلچر روی آوردید؟
بسکتبال را از سن 17 سالگی و زیر نظر خانم بی غم شروع کردم، ایشان اولین و آخرین مربی من بودند و من با هدایت خانم بی غم موفق به کسب عناوین زیادی در سطح استان و مسابقات آموزشگاهی و بخصوص در پرتاب پنالتی شدم.در همان سالها و همزمان با تحصیلات دانشگاهی، کلاسهای مربیگری بسکتبال را گذراندم و به عنوان مربی تیم آموزشگاهی در مقطع راهنمایی و مینی بسکتبال استان مشغول شدم.اما سال گذشته یکسری نامهربانی ها در بسکتبال دیدم که مجبور شدم آن را کنار گذاشته و تمام فکر و سعی ام را برای بسکتبال با ویلچر بگذارم.
چه دلخوری و ناملایمت هایی؟ بیشتر توضیح می دهید؟
ببینید شخص خود آقای سیاووشی، فردی فعال و با شخصیت و قابل احترام در راس هئیت هستند اما متاسفاته نایب رییس هیات شخصی است که به جای استفاده از نیروهای پیشکسوت در کنار جوانان یکی یکی را حذف می کنند و انگار مخالف پیشرفت بستکبال بانوان هست. همین افراد به من بگویند چرا در مسابقات سال گذشته که دو تیم با هدایت من به فینال مسابقات استعدادیابی رسیدند،اجازه برگزاری مسابقه پایانی را ندادند؟چرا کاری کردند که بعد از آن مسابقات یکی از شاگردانم که به تازگی پدرش را از دست داده بود خطاب به مادرش اینچنین می گوید: مامان چقدر زندگی بی ارزشه، دیدی وقتی خواستیم مقام بیاریم چگونه ما رو از سالن بیرون کردند؟ چرا طوری رفتار کردند که من هنوز نتوانستم جواب این کار آنها را بدانم و برای شاگردانم توضیح دهم؟ این در حالی بود که خود خانم های مسئول از من خواستند که از بین بچه هایی که برای استعداد یابی انتخاب شده بودند، سه تیم را معرفی کنم و من اعلام کرده تنها با دو تیم آمادگی شرکت در این مسابقات را داریم. همین دو تیمی که از سوی من در مسابقات شرکت کرده بودند علیرغم مشکلات فراوان مانند تعطیلی محل تمرین ما در سالن فجرو به دلایل گوناگون، راهی فینال شدند.فینالی که با جنجال فراوان و سروصدای زیاد هرگز برگزار نشد.من همین اتفاقات و کارشکنی و مشکلات را در بسکتبال کرمان دیدم که سعی کردم کمتر در اطراف این ورزش پرسه بزنم.هرچند بعد از راه اندازی تیم بسکتبال با ویلچر هنوز هم رابطه خوبی با هیئت بسکتبال داشتم و حتی چندین بار سالن تمرینی خودم (پردیسان فجر) را در اختیار آنها قرار دادم اما در نهایت تصمیم گرفتم بیشتر تمرکزم را بر روی کار با معلولان و جانبازان بگذارم، با این حال بصورت خصوصی در یکی از باشگاهها فعالیت دارم و گاه گاهی از سوی فدراسیون بسکتبال برای مسابقات کشوری برای داوری دعوت میشوم.
و شما هم پس از این اتفاقات به سوی ورزش معلولین و بسکتبال با ویلچر روی آوردید؟
دقیقا، من حس کردم کار با این گونه افراد جالب و جذاب است. دلیل این که سمت ویلچر رفتم این بود که بچه های توان یاب برای من حکم استاد زندگی دارند، من عاشق آنها هستم، کار با آنها دنیای خاص و ویژگی های برجسته ای دارد.هرچند با توجه به اوضاع جسمی و فیزیکی شان، بودن با آنها سخت و مشکل است اما چون من عاشق کارم هستم، مشکلات هیچ گاه خسته و ناامیدم نکرد و تنها چیزی که مرا آزار می دهد این است که نتوانم در قبال مسئولیتم کاری برای این بچه ها انجام دهم و شرمنده آنها شوم.
منظورتان از این که شرمنده بچه ها نشوم، چیست؟
باور کنید این بچه ها کمترین توقع را دارند.آنها نه تنها کوچکترین مبلغی دریافت نمی کنند، بلکه حتی قرارداد هم ندارندو اگر بگویم بزرگترین و مهمترین معضل و مشکل این قشر ورزشکار، وسیله نقلیه برای جابجایی آنهاست سخنی به گزاف نگفته ام.سال گذشته که ما برای مسابقات بسکتبال با ویلچر سه نفره عازم مشهد بودیم، در قطار، ما برای جابجا شدن و استفاده از امکانات قطار با توجه به فیزیک خاص بدنی بچه ها مشکلات خیلی زیادی داشتیم.حتی در شهر هم برای رفتن به محل تمرین وبرگشتن به خانه، با توجه به داشتن ویلچرسخت و هزینه بر است و اگر می توانستیم وسیله نقلیه مناسبی برای این عزیزان بوسیله هئیت و یا حامیان مالی و معنوی فراهم کنیم خیلی خوب می شد، بارها از من پرسیده اند پس چه زمان وسیله رفت و آمد برای ما فراهم میشود و من کاری جز خجالت کشیدن ندارم.در کرمان به بسکتبال با ویلچر در مقایسه با سایر رشته ها مثل والیبال نشسته کمترهزینه وپرداخته می شود پس به همان اندازه طرفدار و اسپانسر کمتری دارد.ورزش بانوان خود به خود دارای محدودیت هایی هست حال اگر قرار باشد که هیچ حمایت و پشتیبانی از ما نشود که کار از این هم خراب تر میشود.
از سوی هیئت و نهاد و ارگانی حمایت نمی‌شوید؟
هیئت ورزش های معلولین استان کرمان منابع مادی محدودی دارد با این حال به جرات می گویم بیش از حد توان به ما و تیم ما کمک کرده اند بخصوص خانم کردستانی، نایب رییس هیئت که بسیار خانم دلسوزو زحمتکشی هستند. ما اگر موفقیتی به دست آوردیم اول بخاطر لطف خدا و بعد اون همت بچه ها و حمایت هیئت معلولان وجانبازان بود.این ورزش گرچه نوپاست اما مظلوم واقع شده و باید از آن پشتیبانی شود البته اضافه کنم جدیدا تعدادی از دوستان اعلام آمادگی کرده اند که به طرق گوناگون از ما حمایت کنند که باید منتظر ماند و دید که چه پیش می‌آید؟
تیم را چگونه انتخاب کردید و تمرین با بچه‌هایی که به نوعی از معلولیت رنج می‌برند چگونه است؟

به جرات میگویم که کار با این تیپ ورزشکاران به مراتب شیرین تر و جذاب تر از کار با ورزشکاران عادی است.اینها بچه هایی هستند که از صفر با خودم شروع کرده اند و پر ازانرژی و احساس هستند، روزی که ما این کار را شروع کردیم، چون خانم کردستانی از قبل آشنایی و شناخت خوبی از بچه ها داشتند و می دانستند با توجه به شرایط جسمی و فیزیکی کدامیک مناسب بسکتبال با ویلچر هستند،کار استعداد یابی ما از بین آنها شروع شد و در نهایت افرادی که شرایط خوب و کاملی را داشتند انتخاب کردیم. هرچند در ادامه کار خیلی از بازیکنانم به دلایل زیادی از جمله نبود زمین تمرینی مناسب و مشکل رفت و آمد ریزش کردند.تیم کرمان و بم تنها تیم های فعال استان کرمان هستند امسال تیم بم با مربی گری آقای معظمی میزبان مسابقات کشوری شدند و این مسابقات را به بهترین نحو برگزار کرد.جالب است بگویم که خیلی از استان های بزرگ مانند اصفهان و تهران به علت عدم اسپانسر قادر به تیم داری نیستند اما کرمان دو تیم دارد.امیدوارم همه دست به دست هم دهیم تا این تیم ها منحل نشوند.
گویا شما غیراز فعالیت در ورزش بسکتبال و بسکتبال با ویلچر در رشته های هنری و فرهنگی نیز فعالیت دارید، به آنها اشاره ای می کنید؟
من اگر فعالیتی داشتم و یا کاری می کنم فقط بخاطر عشق و علاقه ای است که به آن دارم و قصدم خدمت به خلق خداست.من در رشته یوگا، خوشنویسی و عرفان هم حضور دارمف گاه گاهی دوربین به دست می گیرم و از دنیای زیبا پیرامونم عکس می گیرم.و در کانون نابینایان هم کار میکنم و برایشان شعر می خوانم. کار کردن با کم بینا و نابینایان هم دنیای خودش را دارد و زیباست.

کرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.