تک صدایی در فرهنگ و تاریخ کرمان

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 628

تک صدایی
در فرهنگ و تاریخ کرمان
منصور ایران پور
امروزه جناب آقای محمدعلی گلابزاده از استادان قابل احترام و فعال در حوزه تاریخ و فرهنگ کرمان می‌باشند که به گونه ای در عرصه های مختلف نویسندگی و پژوهشی و کرمانشناسی و شناخت تمدنهای اولیه و انواع سخنرانی‌ها یکه تاز میدان هستند.
من در این اندک نوشتار کمی پایم را از حدود شاگردی فراتر می نهم و انتقادهایی نسبت به وی دارم که امید است عفو نموده و همه این مطالب را به چشم تلاش در راستای بهبود ساختار فرهنگی و ادبی بیمار کرمان بنگرند. چرا که بهتر است قبل از اینکه تاریخ بر ما قضاوت کند خودمان بیطرفانه و از سر انصاف قضاوت کنیم و بر آنچه که می‌گوییم یا می نویسیم مسئول باشیم. جناب استاد بهتر می دانند که در سال های پس از انقلاب هر وقت می خواهیم از تلویزیون مطالب تاریخی بشنویم، ایشان را می بینیم و اگر رادیو را روشن کنیم صدایشان را می شنویم.
به جشنواره ها و همایش‌ها که می رویم مشغول سخنرانی هستند، در دانشگاه از فرهنگ و تاریخ و تمدن می‌گویند. در افتتاحیه موسیقی از قیام شالبافان سخن به میان می آورند. در جلسات انتخاباتی از انتخابات می‌گویند. در همایش‌های گردشگری و کرمانشناسی پای ثابت سخنرانی هستند و علاوه بر همه این‌ها در طول این سال‌ها موفق شده اند تعداد ۲۷ جلد کتاب در زمینه های مختلف و تخصص های متفاوتی همچون زندگی، تمدن، فرهنگ، آداب و رسوم، بزرگان علم و ادب، شهرهای کرمان، گردشگری، نام ها و لقب ها، تاریخ های محلی و منطقه ای، اقتصاد و تجارت بنگارند. کاری سخت و معجزه آسا که مجموعه کتاب‌ها و سخنرانی‌های ایشان را از مجموعه آثار آیت الله مطهری و دکتر علی شریعتی و رحیم پور ازغدی بیشتر کرده است.
چه این که ما در آخرین کتاب این بزرگوار به نام «تاریخ اقتصاد و تجارت از هزاره نهم پیش از میلاد مسیح» به اعجازی بسیار بزرگ برمیخوریم و آن اینکه وی میگوید برای نگارش این کتاب اقدام به مطالعه بیش از ۳۵۰ جلد کتاب داخلی و خارجی در مدت چهار سال نموده. یعنی به طور میانگین هر کتاب را به زبان‌های مختلف در چهار روز خوانده و همزمان با افراد مختلفی مصاحبه کرده و تدوین کتاب را به سرانجام رسانده. کاری که بی تردید در بین نویسندگان جهان بی سابقه است و نمونه مشابهی وجود ندارد.
گر چه باید گفت که خداوند رحمت کند تاریخ نگارانی همچون افضل و محمد ابراهیم خبیصی و ناصرالدین منشی و محمود متدین و محمد دانشور و از همه بیشتر جناب دکتر باستانی پاریزی و حفظ کند دیگرانی مانند محمود رضا ماهری و دکتر زنگی آبادی که مطالب خیلی خوبی در حوزه های تخصصی خودشان نوشته و برای ما به ارمغان گذاشته اند تا بتوانیم دهها کتاب با استفاده از این کتابها به چاپ برسانیم. از سویی جناب آقای گلابزاده برای چاپ انبوه کتاب هایشان با مشکلات زیادی مواجه نیستند، زیرا مرکز کرمانشناسی که روز اول به جهت حمایت از نویسندگان و متفکرین و کرمانشناسان راه اندازی گردید. در حال حاضر به صورت شش دانگ وقف آثار استاد بزرگوار می باشد. ضمن اینکه بنا به گفته خودشان جاه‌های دیگری از جمله ریاست کتابخانه ملی و ریاست محترم اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی کرمان و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کرمان و سازمان صدا و سیمای مرکز کرمان نیز کمال همکاری را با این بزرگوار می‌نمایند.
این در حالی‌ست که بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران کرمانی سال‌هاست از فقر مالی و حمایت معنوی رنج می‌برند و نمی‌توانند آثار و یا تحقیقاتشان را به چاپ برسانند و یا به مردم معرفی کنند. هیچ کس در کرمان به پژوهشگران آزاد اهمیت نمی‌دهد.
حتی اساتید دانشگاه هم در انتقال داشته های مفیدشان با مشکل مواجه هستند. اما این استاد بزرگوار به راحتی تراوشات ذهنی و علمی فراوانش را روزانه برای بهره مندی کرمانیان منتشر می‌سازد. در اینجا باید بگویم که صدها شبهه بر آثار این بزرگوار وارد است که می‌باید اصلاح شوند. برای نمونه وی معتقد است:
صادرات کرمانیان در گذشته گربه بوده است!!!. بنده برای اولین بار این دستاورد را شنیدم و خواندم. اعتقاد دارند کور شدن کرمانیان به دست آقا محمد خان قاجار نتیجه سنگسار نمودن مشتاق علی شاه می باشد. این یک توهین بزرگ به کرمانیان محسوب می گردد. به واقع گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری. آن روزی که برخی کرمانیان تندرو به دستور ملا عبدالله اقدام به سنگسار کردن مشتاق علیشاه نمودند، بسیاری از همشهریان من از ترس و یا ناراحتی صحنه را خالی کردند و یا از دور نظاره گر آن صحنه غم بار بودند. شکی نیست که تعداد سنگ پران ها نمی توانسته بیش از دویست نفر باشد.
اما آقا محمد خان جلاد تعداد سی هزار انسان بیگناه کرمانی را به بهانه حمایت از لطفعلی خان زند کور کرد و کشت. فراموش نفرمایید که این اتفاق جبر تاریخ بود. زیرا نتیجه یک جنگ هر چیزی می تواند باشد. ضمن اینکه حوادث ناگوار ریشه در زمینه های فراوان تاریخی دارند. گاهی شنیده ام که می گویند در ترکیبات مهمترین سیمان باستانی کرمان یعنی ساروج دو ماده خوردنی همچون شیر شتر و سفیده تخم مرغ وجود دارد. چیزی که هیچ کدام از معماران و دانشمندان عصر حاضر معتقد به آن نیستند و نوعی خرافه می‌دانند. ساروج علم پیچیده معماران کرمانی است که یکی از ثمرات آن گنبد هزاران ساله جبلیه می باشد.
می گویند که بازرگانان کرمان در نه هزار سال پیش یعنی دوران پارینه سنگی زبرین اشیایی می‌ساختند و برای تجارت به بین‌النهرین می‌بردند. بر مبنای ساده ترین محاسبات جغرافیایی و دیرینه شناسی این ادعا نمی‌تواند صحت داشته باشد و تا کنون هیچ انسانی در دنیای باستان نتوانسته مسیری به این مسافت طولانی بپیماید. ضمن اینکه هیچ فرد دیگری چنین ادعایی نکرده است.
بی تردید همه ما انسانیم و محدودیت‌های فراوانی در کسب انبوه اطلاعات علمی و تاریخی داریم. به خصوص اینکه انتقال این اطلاعات به دیگران سبب دوگانگی آرا و چند گانگی نظرات در حوزه گردشگری و کرمان‌شناسی می‌گردد. البته من هنوز صحبت‌های زیادی در این باره دارم که اگر فرصت شود باز هم خواهم گفت. اما امیدوارم مسئولان کرمان با همه نویسندگان و پژوهشگران عادلانه و به مساوات برخورد کنند و همه کرمانیان فرهیخته را به یک چشم بنگرند. امیدوارم استاد گرامی بنده را عفو بفرمایند و سخنانم را خیرخواهانه تلقی کنند.

34

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :