سفر بقایی به کرمان برای جلوگیری از برگزاری انتخابات/ پهلوی قبر سرگرد سخایی، جای قبر زیاد است

منتشر شده در صفحه تاریخ | شماره 403

سفر بقایی به کرمان برای جلوگیری از برگزاری انتخابات/ پهلوی قبر سرگرد سخایی، جای قبر زیاد است

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
بخش پانزدهم
همان گونه که در شماره قبل ذکر شد، یکی از مقاطع جنجالی و پر هیاهوی کرمان در دوره معاصر، انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی است. این مهم به دلایلی که در خاطرات آقای محمد صنعتی آمده است، بسیار حساس بوده است. در این شماره روزنامه به ادامه این رخداد در کرمان می‌پردازیم.
ادامه واقعه انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی در کرمان
همان گونه که ذکر نمودم، دکتر بقایی نیز در همین روزها به کرمان آمد و بلافاصله جلسات رفت و آمد و سخنرانی‌ها شروع شد. البته این بار گویی با توپی پرتر به میدان آمده بود، آن هم نه میدان مبارزات انتخابی، بلکه کارزار جنگ؛ چرا که از همان آغاز ورود، شروع به خط و نشان کشیدن نمود و کار به جایی رسید که سخن از قتل افراد مخالف و خانواده‌های آنان و دفن در کنار قبر سرگرد سخایی نیز مطرح گردید (1).
«… دکتر بقایی قبل از حرکت از تهران به یکی از خاصان و نزدیکان خودش گفته بود که بزرگ‌ترین اثر رفتن من به کرمان این است که انتخابات انجام نخواهد شد و من اصلاً از این مسافرت فقط همین منظور را تعقیب می‌کنم و نخواهم گذاشت انتخابات آنجا صورت بگیرد و حتماً در این منظور موفق خواهیم شد و همین موفقیت برای من کافی است … از این حرف دکتر و از اقداماتی که بعداً آقای کاظمی در کرمان کرد و از مطالعه سوابق و روابط آقای کاظمی با آقایان آگاه و هرندی و دار و دسته شان و هم از این که دیدیم از وکالت آقای دکتر بقایی، آن آقایان در دوره‌های گذشته چقدر راضی بودند، خیلی خوب پی می‌بریم که انجام نگرفتن انتخابات کرمان تا این تاریخ تا چه اندازه مرهون خدمات و فداکاری‌هایی است که آقای کاظمی در دوران استانداری خود به دار و دسته‌های هرندی‌ها و بالاسری‌ها (2) کرده است و حسن تفاهم کاملی هم که در این اقدام با دکتر بقایی و دار و دسته او داشته است از رفتار او و گفتار دکتر به خوبی هویدا شد» (3).
به دنبال روی دادن وقایعی ـ که نویسنده مقاله‌ی «قالی کرمان و انتخابات»، آن را در جنجال‌آفرینی و توهین و تمسخر تعدادی از طرف‌داران دکتر بقایی و گروه هرندی به برخی از کاندیداها می‌داند ـ حسن معاصر و به دنبال آن فریدون بهمنیار، اعطای نمایندگی مجلس را به لقایش بخشیده و با دادن استعفا از کرمان می‌روند و به علت عدم توان استاندار (کاظمی) در انجام انتخابات، او نیز به سرنوشت دو نماینده مزبور دچار می‌گردد و حکم عزل وی از تهران صادر می‌گردد. با عزل کاظمی، آقای غفاری (فرماندار کرمان) به عنوان سرپرست استانداری کرمان نیز منصوب می‌گردد. اما قضیه با این کار پایان نمی‌‍‌پذیرد و کناره‌گیری لقمان نفیسی، و در کل، عدم شرکت کاندیدای وابسته به طرف خاندان ابراهیمی، از دیگر درخواست‌های دکتر بقایی و طرف‌دارانش بود.
از آن طرف، غفاری هم که نمی‌خواست به سرنوشت کاظمی دچار شود و همچنین دوست داشت لیاقت و شایستگی خود را اثبات نماید، در اولین اقدام تلاش نمود انجمن نظارت بر انتخابات هیجدهم را تشکیل دهد، گویا به تهران هم تلگراف زده و با جویا شدن نظر آنان، می‌خواست با دعوت از تعدادی از معتمدین شهر این مهم را انجام داده و زمینه انجام برگزاری انتخابات دوره هیجدهم مجلس را فراهم کند. اما در همین روزها که دکتر بقایی به کرمان آمده بود و تنش به اوج خود رسیده بود.
پهلوی قبر سرگرد سخایی، جای قبر زیاد است؛ باید این قبرستان را پر کرد
«… به محض این که این تلگراف رسید و آقای غفاری دست به کار [تشکیل انجمن نظارت بر انتخابات] شد، یک دفعه آقای دکتر بقایی وارد کرمان گردید و آن روز دوشنبه دهم خرداد بود. دکتر یک راست به منزل آقای [محمد] ارجمند ورود می‌کند و به محض این که دوستان و دار و دسته آن‌ها به دیدنش می‌آیند برداشت صحبت را این طور می‌کند که من خودم کاندید نیستم ولی به کرمان آمده‌ام تا با کمک شما با دولت مبارزه کنم و نگذارم وکلای قلابی از کرمان انتخاب شوند.
اولین اقدام عجیب و غریب بود و آن این که همان شبانه و روز بعد آدم فرستادند درِ خانه‌ی بیش از چهل نفر از سرشناس‌های کرمان که تصور می‌رفت آن‌ها را برای تشکیل انجمن دعوت کنند و به آن‌ها با انواع و اقسام کلمات تهدیدآمیز پیغام دادند که نباید دعوت فرمانداری را قبول کنید و اگر قبول کردید و به فرمانداری رفتید، هر چه دیدید از چشم خودتان دیده‌اید، حتی خیال داشتند با انواع حیله‌ها سعی کنند که این اشخاص را از خانه‌های خود دور کنند یا در حقیقت آن‌ها را بدزدند تا فرمانداری به آن‌ها دسترسی پیدا نکند و در نتیجه تشکیل انجمن به تاخیر بیفتد … روز سه شنبه یازدهم خرداد آقای دکتر بقایی رفت مسجد جامع، بنا کرد صحبت کردن.
از حرف‌های او یکی این بود که هر کس فردا از در استانداری داخل شود، اسم او را یادداشت کنند تا ما تکلیف خود را با او معلوم کنیم و خیلی صریح و پوست کنده گفت که این اشخاص که دعوت فرمانداری را قبول می‌کنند و می‌روند انجمنی تشکیل بدهند که وکیل ابراهیمی و شیخیه به مجلس بفرستند، از دین خارج شده‌اند و تمام مال و جان و خون و زن و بچه‌ آن‌ها حلال است و در این موقع با صدای بلند داد زد: پهلوی قبر سرگرد سخایی، جای قبر زیاد است؛ باید این قبرستان را پر کرد …» (4).
در خصوص سخنان تند دکتر بقایی و خط و نشان کشیدن او، غفاری نیز گزارشی مفصل به زاهدی (نخست وزیر) ارسال نموده که مؤید مطالب فوق است:
«وزارت کشور ـ استانداری استان هشتم
شماره: 2821 ـ تاریخ: 20/ 3/ 1333
… گر چه گزارش اقدامات و تظاهرات اخیر افراد حزب زحمتکشان کرمان و وابستگان آن‌ها که روی نظریات شخصی و منافع مادی چند نفر معدود که به اقتضای مکنت و ثروت خود در افکار ساده مردمان عادی و کسبه و پیشه‌وران بازار با ارعاب و تهدید نفوذ کرده و تعزیه‌گردان اصلی اقدامات مفسدت‌آمیز چند روزه اخیر بوده و هستند، ضمن نامه‌های متعدد به وزارت کشور عرض و خاطر مبارک مسلماً از حقیقت موضوع مستحضر شده است، لیکن چون برابر اخبار مندرجه در برخی از جراید، بعضی از آقایان نمایندگان از طرفی موضوع را خیلی بزرگ‌تر از آنچه بود جلوه‌گر ساخته و حتی طبق خبر مندرجه در روزنامه کیهان، تعداد بازداشت شدگان را تا 450 نفر قلمداد نموده … مراتب زیر را به عرض می‌رساند:
قبل از ورود بنده به کرمان و در ایام توقف آقای کاظمی استاندار سابق، حضور آقایان لقمان نفیسی و دکتر بهمنیار در کرمان دستاویزی برای اعضای حزب زحمتکشان و ایادی و وابستگان آن‌ها شده بود که با شهرت دروغ آنان را کاندیدای دولتی قلمداد نموده و افکار عمومی را با نشر اخبار خلاف واقع مبنی بر عدم آزادی انتخابات، مشوب و مقاصد پلید خود را با ترتیبات خاصی که به طور قطع نقشه و مقدمات آن، قبل از ورود بنده به کرمان طرح و چیده شده بود عملی سازند و چون سرجنبانان و محرکین اصلی آن‌ها با استنباط شخصی و شاید در اثر تلقین راهنمایان مرکزی خود متوجه شده بودند که قبل از شروع به انتخابات و تشکیل انجمن نظارت، راه حمله به فرمانداری و انجمن بر آن‌ها مسدود است درصدد یافتن عنوان ظاهر‌الصلاح و عوام‌ فریبانه که در سایه آن عنوان، تحریک مردم ساده لوح و کسبه بازار میسر باشد برآمده و بالاخره موضوع مذهب را که در این گونه موارد بهترین وسیله گمراه ساختن و تحریک افراد متعصب است، دستاویز قرار داده و با شهرت دادن این مطلب که آقایان نام برده از پیروان شیخیه و چون کاندیدا‌های دولت هستند، از طرف مأمورین دولتی تقویت خواهند شد، شروع به یک سلسله اقدامات تحریک‌آمیز و تشکیل جلسات و سخنرانی‌های شدید و مهیج بر علیه مأمورین مربوطه و دولت نموده و به تدریج زمینه را برای ایجاد اغتشاش و ناامنی به قصد مرعوب ساختن اشخاص فراهم می‌نمودند.
لیکن بنده و روسای قوای انتظامی با وجود اطلاعات مرتب و موثقی که از عملیات اخلال‌آمیز آن‌ها و از جمله تهیه مقداری کفن برای پوشاندن به عده‌ای از افراد حزب زحمتکشان و قصد جلو انداختن عده‌ای از زنان هنگام تظاهرات دسته جمعی آنان در دست داشتیم، مع هذا برای آن که تا آخرین لحظه امکان، از توسل به اقدامات انتظامی فوق‌العاده احتراز نموده و با سکون و آرامش عمل کرده باشیم، حتی‌الامکان عملیات آنان را به تحمل و سکوت برگزار کرده و احتیاطات لازمه را در خفا انجام می‌دادیم تا بالاخره روز دهم خرداد ماه جاری بر اثر شروع انتخابات اقدام به دعوت از سی و شش نفر از طبقات شش‌گانه از طرف فرمانداری برای تعیین اعضای انجمن نظارت مرکزی شد.
در این باره جهت استحضار خاطر مبارک لازم است عرض شود که تعیین سی و شش نفر مذکور، با تدقیقات لازمه از روی صورت‌های موجود در فرمانداری که در انتخابات دوره‌های قبلی مورد استفاده و عملی قرار گرفته بود به عمل آمد و حتی عده‌ای از همان آقایانی که موجد این سر و صداها و صحنه‌گردان اقدامات معروضه بودند جزو مدعوین مزبور بوده و مهم‌تر از همه این که عده کثیری از مدعوین، اشخاصی بودند که در ادوار تقنینیه قبلی جزو اعضا و حتی روسای انجمن‌های نظارت مرکزی بوده و خود آقای دکتر بقایی به وسیله همان انجمن‌ها به نمایندگی کرمان انتخاب شده بود،
لیکن در این دوره از آنجا که اشخاص معروضه به جهاتی از اطاعت کورکورانه از آقای دکتر بقایی و رفقایشان خودداری می‌نمودند و چون فرمانداری هم نمی‌توانست بر خلاف قانون، کلیه سی و شش نفر را مطابق تمایل آنان انتخاب کند، موجبات عدم رضایت آن‌ها فراهم گردید و به محض انتشار دعوت‌نامه و استحضار از نام مدعوین، چون هیچ گونه حرف حسابی و ایراد قانونی نداشتند، بلافاصله شروع به ارعاب و تهدید آن عده از دعوت‌شدگان که آنان را مطیع و منقاد تمایلات غیر قانونی خویش نمی‌دانستند، نموده و با اعزام افراد شرور و بدنام اعضای حزب زحمتکشان به درب منازل آن‌ها، صریحاً به آنان اخطار کرده بودند که در صورت قبول دعوت و حضور در فرمانداری، مخاطرات جانی و مالی در انتظارشان خواهد بود.
صبح همان روز ـ دهم خرداد ـ آقای دکتر بقایی که البته از شروع انتخابات کرمان مستحضر شده بود، به کرمان وارد گردید و بدیهی است همان طور که انتظار می‌رفت نتیجه طبیعی ورود مشارالیه با سوابق اخلاقی و سبک و رفتاری که علی‌المعول دارند، تشدید اقدامات تحریک‌آمیز اخلال‌گران و طرف‌داران ایشان بود، که با اولین سخنرانی خود در منزل آقای حاج محمد ارجمند که بدان جا وارد شده بودند با حضور عده زیادی آغاز نموده و بلافاصله دامنه تحریکات را توسعه دادند و روز بعد یعنی 11 خرداد ساعت یک بعد از ظهر موقعی که اهالی به مناسبت ایام ماه رمضان در مسجد جامع مجتمع شده و به موعظه وعاظ گوش می‌دادند؛ آقای دکتر بقایی به معیت عده‌ای از افراد حزب زحمتکشان به مسجد وارد شده و پس از ختم وعظ، پشت بلندگو قرار گرفته، بعد از بیان مقدمه بر علیه دولت و این که برای جلوگیری از عزیمت ایشان به کرمان به تمام مؤسسات هوایی دستور عدم صدور بلیط هواپیما به نام ایشان به کرمان صادر و حتی پست‌های بین راه دستور توقیف مشارالیه داده شده بود، اظهار داشته بودند که من به کرمان آمده‌ام تا راه مبارزه را به کرمانی‌ها نشان بدهم و نگذاریم وکلایی که لیست آن‌ها از انگلستان فرستاده شده به مجلس بروند و اضافه کرده بودند که پس از این که زور تانک و مسلسل‌های دولت تمام شد، اشخاصی که دعوت فرمانداری را برای شرکت در جلسه انتخابات اعضای نظارت مرکزی کرمان قبول نموده و در فرمانداری حضور یابند، قطعه قطعه شده در مجاورت قبر سرگرد سخایی رییس مقتول اسبق شهربانی کرمان مدفون خواهند گردید و حتی به خانواده‌های آن‌ها هم رحمی نخواهم کرد و برای اجرای این تهدیدات با رفقای خود هم قسم شده بودند …» (5).
تشکیل کمیسیون امنیت اجتماعی و تبعید دکتر بقایی و تعدادی از یاران او
سخنان تند و آتشین دکتر بقایی در مسجد جامع بی‌تردید ترس تعدادی از مدعوین و همچنین نگرانی مسئولین سیاسی و امنیتی شهر را به دنبال داشت. نویسنده‌ی مقاله انتخابات دوره هیجدهم ـ با افزودن چاشنی اغراق ـ آورده است: «… آن شب مردم کرمان نگرانی فراوانی داشتند و فکر می‌کردند که با این حرف‌های دکتر بقایی فردا موقع رفتن اعضای انجمن نظّار به فرمانداری چه وقایعی رخ خواهد داد، اگر بگویم آن شب اغلب افراد وارد و مطلع کرمان تا صبح نخوابیدند، اغراق نگفته‌ام …» (6).
غفاری در ادامه گزارش خود در این رابطه آورده: «… متعاقب این اظهارات آقای دکتر بقایی و تهدید علنی عده‌ای از مدعوین طبقات شش‌گانه به قتل دسته جمعی و اظهارات موهن دیگری که نسبت به اولیای محترم دولت و مأمورین کرمان نمودند. گزارش دوایر انتظامی حاکی بود که سخنرانی مشارالیه مردم را کاملاًُ تحریک به اغتشاش نموده و اوضاع شهر را متشنج‌تر ساخته و مردم ماجراجو را برای هر نوع فجایعی آماده ساخته است و مخصوصاًُ اعلام کرده بودند که مخالفین دولت عموماًُ هم قسم شده و در نظر دارند کفن‌هایی را که قبلاًُ تهیه نموده‌اند، پوشیده ضمناًُ عده‌ای از زن‌ها و … را در حالی که شال به گردن انداخته‌اند در پیشاپیش خود حرکت داده و ظاهراًُ با دادن شعار زنده باد اعلی حضرت همایون شاهنشاهی، مأمورین انتظامی را اغفال نموده و به عنوان رفتن به تلگراف‌خانه به طرف فرمانداری که محل حضور مدعوین طبقات شش‌گانه است، حمله‌ور و حاضرین در آن جا را یک باره به قتل برسانند … ناگزیر بنده پس از ملاقات و مذاکره با تیمسار فرمانده لشکر، چاره منحصر به فرد را در تشکیل کمیسیون امنیت اجتماعی و اتخاذ تصمیمی که متضمن علاج واقعه قبل از وقوع باشد، دیده و بلافاصله با تشکیل کمیسیون مذکور … بالاخره چاره منحصر به فرد را بازداشت و تبعید فوری آقای دکتر بقایی و عده‌ای از اخلال‌گران دیده و بعد از اخذ تصمیم کمیسیون امنیت، دایر به بازداشت و تبعید فوری آنان به جزیره هرمز، رای صادره با وضعی مدبرانه و همان شبانه با تشریک مساعی قابل تقدیر مأمورین لشکر و ژاندارمری و شهربانی به موقع اجرا گذارده شد …» (7).

پی نوشت:
(1) ـ در این مورد گزارش‌هایی وجود دارد که در ادامه به آنان خواهیم پرداخت.
(2) ـ اصطلاح بالاسری و شیخیه (یا بالاسری و پایین پایی و یا متشرعه و شیخیه) که از زمان ظهور شیخیه در کرمان متداول گردید «علت آن اینست که شیخیه نماز جماعت را در پایین پای حرم حسینی (امام حسین ع ) می‌خوانند به خلاف منکرین خود یعنی فقهای آن بقعه‌ی مبارکه در بالای سر نماز می‌خوانند و به بالاسری مشهورند». فرهنگ دهخدا.
(3) ـ ملکوتی، مهندس: مجله خواندنی‌ها، سه شنبه 2 آذر 1333، شماره 18، ص 18.
(4) ـ ملکوتی، مهندس: مجله خواندنی‌ها، شماره 23 و 24، ص 45 و 19.
(5) ـ مظفر بقایی به روایت اسناد ساواک، ج 1، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 164 تا 167.
(6) ـ ملکوتی، مهندس: مجله خواندنی‌ها، شماره 24، ص 19.

19

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :