شریان هرمز بسته شد هوانوردی جهانی زمین‌گیر





شریان هرمز بسته شد هوانوردی جهانی زمین‌گیر

۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۳۴

چشم‌انداز انرژی جهان در اواخر فوریه ۲۰۲۶ و در پی انسداد عملی تنگه هرمز به روی کشتی‌های تجاری، وارد مرحله‌ای از بحرانی بی‌سابقه شد. آنچه در ابتدا یک تنش نظامی محدود به نظر می‌رسید، به‌سرعت بزرگ‌ترین گسست در عرضه تاریخ بازار جهانی نفت را رقم زد. شوکی که ترکش‌های آن بلافاصله به آسمان رسید و صنعت هوانوردی را با چالشی ساختاری مواجه کرد.

اهمیت تنگه هرمز در ادبیات انرژی جهان نیازی به بازگویی ندارد. این آبراه که در باریک‌ترین نقطه خود تنها ۳۳ کیلومتر عرض دارد، روزانه میزبان ترانزیت ۱۹ درصد نفت خام، ۱۹ درصد گاز مایع (LPG)، ۱۸ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) و ۶ درصد فرآورده‌های پالایش‌شده جهان است.

بسته شدن این گلوگاه، با حذف روزانه ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه نفت و فرآورده از بازار، قیمت‌ها را برای مدتی به مرز ۱۵۰ دلار رساند. اما ابعاد بحران فراتر از یک شوک نفتی ساده است. اکنون با یک «بحران پالایشی» تمام‌عیار روبه‌رو هستیم. از آنجا که ۸۰ درصد نفت خام خاورمیانه راهی آسیا می‌شود و این قاره ۴۰ درصد فرآورده‌های نفتی جهان را تأمین می‌کند، تعطیلی بیش از ۳ میلیون بشکه از ظرفیت پالایشی خاورمیانه و وارد آمدن ۵۰ میلیارد دلار خسارت به تأسیسات آن، کل سامانه جهانی را فلج کرد. بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، پالایشگاه‌های آسیایی وابسته به خلیج فارس ناچار شدند تولید خود را ۶ درصد کاهش دهند. نتیجه این وضعیت، کمبود هم‌زمان نفت خام و سوخت‌های پالایش‌شده بود. در این میان، سوخت جت مستقیماً در خط مقدم آسیب قرار گرفت. بهای این سوخت در مدتی کوتاه تقریباً دو برابر شد و شکاف قیمتی آن در ماه آوریل به رکورد بی‌سابقه ۸۰ دلار در هر بشکه رسید. این رقم نشان می‌دهد اختلال در فرایند پالایش، اثری به‌مراتب مخرب‌تر از کمبود نفت خام بر جای گذاشته است. با توجه به سهم ۲۰ درصدی تنگه هرمز از تجارت دریایی سوخت جت، رقابت برای تصاحب منابع محدود سوخت در اروپا، سواحل غربی آمریکا و آسیا شدت گرفت و خطر کمبود موضعی سوخت، در کنار هزینه‌های سرسام‌آور، افزایش یافت. سرریز این شوک انرژی به شاخص‌های کلان اقتصادی، رشد تولید ناخالص داخلی جهان در سال ۲۰۲۶ را از ۳ درصد به ۲.۵ درصد کاهش داد. همچنین پیش‌بینی می‌شود با تداوم این وضعیت، تورم جهانی از مرز ۵ درصد عبور کند. این روند خطری جدی برای اقتصادهای واردکننده انرژی است و آن‌ها را با شبح «رکود تورمی» روبه‌رو می‌کند.

این زنجیره آشفته، مستقیماً بر عملیات پروازی و اقتصاد شرکت‌های هواپیمایی سایه انداخت. کمبود سوخت و جهش قیمت آن، هزینه‌های عملیاتی را به‌شدت افزایش داد، سودآوری را به حداقل رساند و شرکت‌ها را به استفاده از راهبردهای پرریسک پوشش ریسک سوخت سوق داد. افت ارزش سهام، تعویق سرمایه‌گذاری‌ها و توقف خرید هواپیماهای جدید نیز از دیگر پیامدهای این بحران بود. از سوی دیگر، انسداد تنگه هرمز و کاهش شدید صادرات سوخت جت، به کمبود موضعی این سوخت در برخی فرودگاه‌های بزرگ، افزایش هزینه‌های انبارداری و تغییر اجباری مسیرهای تأمین انرژی منجر شد. هم‌زمان، شکل‌گیری مناطق پرواز ممنوع در خاورمیانه، شرکت‌های هواپیمایی را ناچار کرد مسیرهای طولانی‌تری را انتخاب کنند. این تغییر، زمان سفر و هزینه‌های ناوبری هوایی را افزایش داد.

خطوط هوایی نیز برای جبران این هزینه‌ها، قیمت بلیت‌های داخلی و بین‌المللی را بالا بردند. این روند، تقاضا برای سفرهای تفریحی را کاهش داد و بخش گردشگری را با رکود مواجه کرد. در نتیجه، شمار پروازها، درآمدهای هوانوردی و درآمد غرفه‌های تجاری فرودگاه‌ها نیز کاهش یافت.
اگرچه تمایل به سفر همچنان در میان مردم وجود دارد، پیش‌بینی رشد ۲.۱ درصدی ترافیک مسافری در سال جاری، از افتی محسوس نسبت به سال‌های گذشته حکایت می‌کند. در بخش حمل‌ونقل بار نیز درگیری‌های خاورمیانه، با کاهش ظرفیت مؤثر، رشد حجم بار را به ۰.۷ درصد محدود کرد و تمرکز شرکت‌ها را به جای افزایش حجم، بر ارتقای بازدهی معطوف ساخت. در مجموع، هرچند درآمد کل صنعت هوانوردی به دلیل افزایش قیمت‌ها ۹.۴ درصد رشد کرد، سود خالص شرکت‌های هواپیمایی به ۲۳ میلیارد دلار و حاشیه سود به ۲ درصد سقوط کرد که ضعیف‌ترین عملکرد این صنعت از زمان بحران کووید-۱۹ به شمار می‌رود.

بسته شدن تنگه هرمز، برای صنعت هوانوردی ایران نیز تیغی دولبه است و پیامدهایی متناقض به همراه دارد. در یک سو، افزایش شدید هزینه‌های عملیاتی، دشواری تأمین قطعات یدکی وارداتی به دلیل چالش‌های ارزی، محدودیت پروازهای بین‌المللی، کاهش شمار گردشگران ورودی و افزایش سرسام‌آور نرخ بیمه‌های هوایی قرار دارد. در سوی دیگر، انسداد مسیرهای دریایی و ناامنی برخی مسیرهای هوایی کشورهای همسایه می‌تواند، در صورت مدیریت کارآمد، جایگاه ژئوپلیتیکی آسمان ایران را به‌عنوان کریدور جایگزین ارتقا دهد. این وضعیت، فرصتی ارزشمند برای افزایش درآمدهای ارزی از محل پروازهای عبوری و توسعه خدمات لجستیکی فرودگاه‌های کشور فراهم می‌کند.

این بحران در بلندمدت، شکنندگی ساختار توزیع پالایشگاه‌ها را آشکار کرد و زنگ خطری برای امنیت انرژی جهان به صدا درآورد. در شرایطی که سوخت‌های فسیلی همچنان ۸۰ درصد انرژی جهان را تأمین می‌کنند، صنعت هوانوردی راهی جز حرکت سریع‌تر به سوی «گذار انرژی» ندارد. پیش‌بینی تولید تنها ۲.۴ میلیون تن سوخت پایدار هوانوردی در سال ۲۰۲۶، معادل ۰.۸ درصد تقاضا، در مقایسه با نیاز ۵۰۰ میلیون تنی این صنعت در افق ۲۰۵۰، نشان می‌دهد هوانوردی برای بقا به سرمایه‌گذاری گسترده در هواپیماهای کم‌مصرف، توسعه سامانه‌های هوشمند مدیریت سوخت و بازنگری اساسی در هندسه شبکه مسیرهای هوایی جهان نیاز دارد. شریانی که در هرمز بسته شد، شاید به کاتالیزوری برای تغییر نسل انرژی در آسمان‌ها تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *