سلسله مطالبی در نقد بومگردی و تبیین جریان موج نو
هنر حرکت کردن بر مرزهای باریک
۸ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۹
یکی از مسائلی که طی این سالها بومگردیها با آن مواجه بودهاند، مسئله پذیرش مهمان است. در نگاه اول، سؤالی که وجود دارد این است که اصلاً مخاطب بومگردی کیست؟ آیا هر کسی اجازه ورود به حریم خانه را دارد؟ یا بهتر است اینگونه پرسیده شود که آیا هر کسی میتواند مهمان خانه باشد؟ شرط مهمان بودن چیست؟ آیا میزبان حق انتخاب مهمان را دارد؟ یا هرکس اراده کرد، میتواند به بومگردی وارد شود و از خدمات آن استفاده کند؟ مرز تبعیض و انتخاب کجاست؟ اصلاً خانه تا کجا خصوصی است و از کجا عمومی میشود؟
یکی از مؤلفههای مهم مشترک بین بومگردیهای اولیه و آنچه در چند شماره گذشته «موج نوی بومگردی» نامیدیم، زیستن صاحب بومگردی در همان خانه محل کارش است. در واقع صاحب بومگردی باید بخشی از بوم باشد و تجربه زیسته مهمان میبایست در امتداد تجربه زیسته میزبان قرار گیرد. در حقیقت، همیشه یکی از نقاط مهم انشقاق و حتی اختلاف بین جریانسازان بومگردی و توده بیشکل بومگردی، همین زیستن در خانه بوده است؛ زیستنی که به نظر میرسد شرط لازم این کار است و بههیچوجه کافی نیست. در واقع وقتی قرار است در خانه هم زندگی کنی و هم میزبان باشی، حریمها مهم میشود. نوع مهمان و چگونگی پذیرفتن او اهمیت پیدا میکند. حرف شیخ ابوالحسن خرقانی اگرچه زیباست که گفت: «هر که در این سرا از در درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید»، اما لااقل جوابگوی بومگردی در شکل نوین آن نیست. آنکه به بومگردی میآید نه مهمان است و نه مشتری، بلکه چیزی بین این دو است و درک این موضوع به نظر مهم میرسد. با نگاهی تاریخی، هیچگاه مهمان در قبال خدمات خانه هزینه پرداخت نمیکند؛ در حالیکه مناسبات میزبان و مشتری، در کاروانسراها یا قهوهخانهها، از جنس پول بوده است.
از سوی دیگر، صاحب بومگردی حق انتخاب مهمانش را دارد. قوانینش را ارسال میکند و مخاطبش را با یک گفتوگوی تلفنی یا ارسال یک پیام در شبکهای مجازی، بر حسب تجربه تشخیص میدهد و پذیرش اتفاق میافتد. اما اگر مهمان و میزبان در انتخاب هم اشتباه کنند چه؟ اگر دغدغههای فرهنگی میزبان و مهمان یکی نبود چه؟ سؤال اساسیتر اینکه مرز تبعیض و انتخاب کجاست؟ چه کسی برای اقامت در بومگردی پذیرفته میشود و چه کسی نه؟ بومگردی یک فضای عمومی است یا خصوصی؟ اگر عمومی است، چه حقی برای پذیرفتن یا نپذیرفتن از طرف میزبان وجود دارد؟ اگر خصوصی است، پس ورود فردی غریبه به حریم خانه چه معنایی دارد؟ آیا یک تماس تلفنی و گپی کوتاه یا یک پیام متنی اینترنتی از فرد غریبه، دوستی آشنا میسازد؟
از طرفی، حریم بومگردی یکی از مسائل پیچیده این مفهوم است. حریم داخل خانه بین مهمان و میزبان گاهی بهقدری باریک میشود که تنها با بیان تجربه زیسته امکان مطالعه آن وجود دارد. حریم کودکانی که در خانه زندگی میکنند و نسبتی که با مهمان برقرار میکنند، چگونه است؟ آیا مهمان حق تعامل یا حتی گفتوگو با کودکان داخل بومگردی را دارد؟ علاوه بر این، حریم بومگردی و نسبتی که با بوم پیدا میکند هم مهم است. آیا درهای بومگردی به روی مردم بوم باید کاملاً باز باشد یا کاملاً بسته؟ اخبار خانه باید به بیرون منتقل شود یا خیر؟ اگر خیر، چطور این مرز به وجود میآید؟ یا بهتر است بپرسیم بومگردی چطور باید رفتار کند که بوم محله آن را یک مزاحم و غریبه نداند؟ بومگردی میبایست چگونه با مردم محلی تعامل کند که اهالی محله نهتنها مقاومتی نداشته باشند، بلکه در نقش حامی یک پایگاه فرهنگی برآیند؟ اصلاً ممکن است؟ چقدر صداقت یک صاحب بومگردی برای بوم محله باورپذیر است؟ انتفاع بوم از بومگردی چه میزان است؟ حد و حدودش کدام است؟ در واقع تعامل اقتصادی بین بومگردی و محله چه شکلی دارد؟ اهالی محله چقدر امکان آمدورفت به بومگردی را دارند؟
مسائل بومگردی دقیقاً در همین نقطه تبدیل به یک ابهام میشوند و هیچ جواب روشنی ندارند؛ یا بهتر است بگوییم هرکس جوابی برای خودش دارد. در کتابهای گردشگری و منشورهایی نظیر منشور بروکسل، البته اشاراتی به خلق گردشگری فرهنگی یا گردشگری تجربهمحور شده است، اما درک جزئیات و پیچیدگیهای این کار، بیش و پیش از مطالعه نظری، به نظر میرسد نیاز به مطالعه تجربه زیسته صاحبان بومگردی دارد. میزبانی که بهاشتباه مخاطبش را با یک گفتوگوی تلفنی انتخاب میکند، هم سفر مهمان را دچار چالش میکند و هم ساکنان خانه را دچار تنش. آنکه درهای خانهاش بر روی بوم محله باز است، حریم ساکنان خانه را مخدوش میکند و آنکه میبندد، تبدیل به جزیرهای جدا در بوم میشود.
مهمان یا مشتری؟ هرکدام برای صاحب بومگردی یک انتخاب و رویکرد است؛ همانطور که باز و بسته بودن درهای بومگردی. همانگونه که حریمهای داخل خانه و همانطور که عمومی بودن یا خصوصی بودن فضای خانه. آنچه به نظر میرسد اینکه بومگردی کردن بیش از آنکه یک شغل باشد، یک هنر است؛ هنر حرکت کردن بر مرزهای باریک. بیش از همه، مرز باریکی که بین سنت و مدرنیته وجود دارد. زیست در خانههای قدیمی برای موج نوی بومگردی، که معمولاً فضای شهری و مدرن را ترک کرده و آن را به مثابه سبک زندگی نگاه میکند، معنای زندگی مردمان صد سال پیش را نمیدهد. مردم قدیم درهای خانههایشان بر روی محله و مهمان همیشه باز بود، اما درهای بومگردی نمیتواند کامل باز باشد؛ همانطور که نمیتواند کامل بسته باشد. مرزهای زیستن و پذیرش مهمان در بومگردی بهشدت باریک و پیچیده است و هر قدمش نیاز به صبر و تفکر و مهمتر از همه، سیاستورزی دارد. بومهای قدیمی و آدمهای ساکنشان معادلات مخصوص به خودشان را دارند. نزدیک شدن یا دور شدن از آدمهای محلی و بومی نیاز به شناخت دارد؛ شناختی لااقل پنجششساله. حرکت بر روی این مرزهای باریک اگر همراه با افراط یا تفریط باشد، بومگردی کردن در بوم محله و میزبان شدن غیرممکن میشود. شاید نکتهای که در پایان باید دوباره به آن برگردیم اینکه حرکت صاحب بومگردی و انتخابهای او بایستی در بوم محله همراه با پختگی و از جنس آگاهی باشد و این پختگی نیاز به عمیقتر شدن و آگاهتر شدن صاحب بومگردی و ساکنان خانه دارد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«مارگون» بر بستر ناپایـــــدار
«سیراف»؛ میراث جهانی خلیج فارس
تانزانیا؛ سرزمین تلاقیها
هفت مرحله تا پادشکنندگی بومگردی
جنگلهای هیرکانی چه ویژگیهایی دارند؟
ایران پساجنگ و خبرنگاری که باید دوباره اعتماد بسازد
نقد تصمیمهای ناگهانی و تنبیه مردم عادی به بهانه مقابله با قاچاق سوخت
نفرین نفت؛ از چاههای مسجدسلیمان تا صفهای بنزیــــــن کرمان
هوش مصنوعی چگونه میتواند به حفاظت از حیاتوحش کمک کند؟
روایت «دیوید اتنبرو» از هفت آواز شگفتانگیز جهان جانوران
طبیعت آواز میخواند تا زنده بماند
نگاهی به بحرانهای انباشته نظام آموزشی و جایگاه مدرسه در حکمرانی
آقای رئیسجمهور، نبض مدرسه نمیزند!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید