روایت زندگی و میراث «شیرمحمد اسپندار»، نوازنده پیشکسوت موسیقی بلوچستان

آخرین نفس‌های دونلی





آخرین نفس‌های دونلی

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰

|پیام ما| نابغه موسیقی بلوچستان بود. آن‌چنان در دونلی می‌دمید که صدای سازش تا آن سوی دنیا هم رفت و دونلی را به جهان و حتی مخاطبان ایرانی شناساند. دکترای افتخاری موسیقی سنتی از فرانسه داشت و به دعوت بسیاری از کشورها، ازجمله کلمبیا، اکوادور، پاناما، ایتالیا و فرانسه، در جشنواره‌های مختلف حضور پیدا کرد. اما «شیرمحمد اسپندار» روزگار را با درآمد ناچیزی از وزارت فرهنگ‌وارشاد اسلامی می‌گذراند. یک بار فرزندش هم در گفت‌وگویی گلایه کرده بود: «سنگ قبر به کسی جواب نمی‌دهد! تا وقتی زنده هستیم، قدر یکدیگر را نمی‌دانیم و ارزش بزرگان فرهنگ و هنر را آن‌طور که باید، پاس نمی‌داریم.» سرانجام، شیرمحمد اسپندار شامگاه ۳۱ تیرماه در ۹۸سالگی از دنیا رفت و نفس‌های دونلی‌اش نیز خاموش شد.

خانه «شیرمحمد»، خانه‌ای بی‌تکلف و روستایی با وسایلی اندک برای زندگی بود. سالی که در بمپور سیل آمد، خانه پیشین شیرمحمد را هم با خود برد. سهمش از زندگی، مدتی زیستن در چادر بود و پس از آن، در خانه‌ای کوچک و ساده به زندگی ادامه داد. آن سال گفتند برای کمک به او بودجه‌ای در نظر می‌گیرند. وعده دادند، اما از این وعده‌ها باز هم فقط اجرایی در سالن کوچکی در کاشانک تهران سهمش شد که در پایان، چند میلیون تومان از آن جمع‌آوری شد. کافی نبود. چند میلیون تومان برای کسی که سیل خانه و زندگی‌اش را برده بود، هرگز کافی نبود. سال ۹۳، «رحیم صلاح‌زهی»، شهردار بمپور، از تبدیل خانه تنها نوازنده دونلی در ایران به موزه خبر داده و گفته بود قرار است استانداری سیستان‌وبلوچستان، خانه شیرمحمد را خریداری و به موزه موسیقی این استان تبدیل کند. دو سال بعد نیز مدیرکل میراث‌فرهنگی سیستان‌وبلوچستان از ثبت خانه و شیوه دونلی‌نوازی شیرمحمد اسپندار در فهرست آثار ملی خبر داد و گفت: «تبدیل خانه او به موزه هم برعهده اداره‌کل فرهنگ‌وارشاد اسلامی است.» چند سال پیش، سایت «موسیقی ما» در گفت‌وگویی با شیرمحمد نوشته بود که وقتی دکترای افتخاری موسیقی از فرانسه گرفت، به او گفتند بمان. به او گفتند: «هرچه بخواهی، می‌دهیم؛ پول، خانه، ماشین، هرچی بخواهی.» اما شیرمحمد نماند: «غربت، غربت است؛ چه با خانه و ماشین، چی بی‌خانه و ماشین. من باید نزدیک زمینم باشم.

خانه‌ام را که سیل برد، گفتند بیا ایرانشهر توی یک خانه بنشین. نرفتم. قبول نکردم؛ گفتم من باید نزدیک زمینم باشم. دل من به دامم هست. حالا بروم و آن سر دنیا بمانم؟»

زندگی ساده‌ای داشت و موسیقی هیچ‌گاه نتوانست هزینه‌های زندگی او را به‌طور کامل تأمین کند؛ مانند بسیاری از هنرمندان موسیقی نواحی.
او چند سال پایانی عمر را نیز با نابینایی گذراند. از آب‌مروارید رنج می‌برد که به‌علت تشخیص نادرست پزشک، به آب‌سیاه تبدیل شد و درنهایت، جراحی نیز نتوانست بینایی او را نجات دهد.

شیفتگی به ساز دونلی

آن‌گونه که خود شیرمحمد اسپندار گفته بود، فقط یک نفر در استان پهناور سیستان‌وبلوچستان نواختن دونلی را از او آموخت، اما همان یک نفر نیز در سال ۱۳۹۰ بر اثر سانحه تصادف از دنیا رفت. او تلاش کرده بود دانش و هنر خود را به شاگردانش منتقل کند، اما ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های دونلی چنان بود که هیچ‌یک از آنان نتوانستند به سطح مهارت او برسند.

شیرمحمد اهل بمپور در استان سیستان‌وبلوچستان بود. تاریخ تولدش در منابع مختلف، متفاوت ثبت شده است؛ در برخی منابع، او متولد ۱۳۰۶ و در بعضی دیگر متولد ۱۳۱۰ معرفی شده است. خودش می‌گفت شناسنامه‌اش را با تأخیر گرفته‌اند. نوجوان بود که به کراچی پاکستان رفت و نواختن دونلی را با نگاه‌کردن به انگشتان کسی که هم‌زمان در دو نی می‌نواخت، فراگرفت. ساز دونلی یا دونی از دو لوله هم‌صدا تشکیل شده است و نواختن آن به مهارتی خیره‌کننده در هماهنگی دو دست و نفس‌گیری پیوسته نیاز دارد. مدتی بعد به ایران بازگشت و در زادگاهش ساکن شد. هم‌زمان با جشن‌های ۲۵۰۰ساله به شیراز سفر کرد و بعدها به گوشه‌وکنار ایران رفت تا با نواختن دونلی، موسیقی بلوچی را به دیگران بشناساند. شیرمحمد تا سال ۱۳۶۲، علاوه بر دونلی، در اجرای موسیقی بلوچی از ساز «تک‌نی» نیز استفاده می‌کرد. سبک ویژه نوازندگی او، جایگاهی ممتاز در موسیقی نواحی ایران برایش رقم زد.

در ایران دیپلم افتخار نوازندگی گرفت و لوح‌های تقدیر و جوایز متعددی نصیبش شد؛ ازجمله جایزه ویژه جشنواره موسیقی فجر در سال ۱۳۹۶. تندیس استاد اسپندار و نخستین دونلی او نیز در موزه مردم‌شناسی تهران به یادگار گذاشته شده است. حضور در جشنواره‌ها و اجراهای متعدد داخلی و بین‌المللی موجب شد نامش فراتر از مرزهای ایران شناخته شود و موسیقی بلوچ بیش از گذشته موردتوجه پژوهشگران و علاقه‌مندان فرهنگ‌های بومی قرار گیرد. اکنون در ایران، از میراث به‌جامانده از شیرمحمد، آلبومی از نواخته‌های او با نام «موسیقی بلوچستان، شیرمحمد اسپندار» است که مؤسسه فرهنگی‌هنری ماهور آن را منتشر کرده است.

شیرمحمد حامل بخشی از حافظه موسیقایی بلوچستان بود. با رفتن او، بخشی از این دانش شفاهی نیز بیش از هر زمان دیگری در خطر فراموشی قرار گرفته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

از خاک به کاغــــــذ

نگاهی به کتاب‌ها و اندیشه‌های «اسماعیل یغمایی»، باستان‌شناس

از خاک به کاغــــــذ

بی‌مهری به آخرین مدافع تپه‌حصار

نگاهی به فعالیت‌های «اسماعیل یغمایی»، باستان‌شناسی که به‌خاطر دفاع از میراث فرهنگی کنار گذاشته شد

بی‌مهری به آخرین مدافع تپه‌حصار

هبــــوط خیـــــــال

تأملی بر «قالی ضد جنگ»

هبــــوط خیـــــــال

چرا برای ترسیدن پول می‌دهیم؟

نگاهی به منطق لذت در داستان‌ها و فیلم‌های ژانر وحشت

چرا برای ترسیدن پول می‌دهیم؟

رهایــــــی از بند با کتاب

گفت‌وگو با «محمدرضا معمارصادقی» درباره پویش جمع‌آوری کتاب برای زندان‌ها

رهایــــــی از بند با کتاب

چگونه با سانسور هم‌دست شدیم؟

وقتی قدرت به بازتعریف میدان تئاتر می‌انجامد

چگونه با سانسور هم‌دست شدیم؟

پس از رنج گشایش در راه است

گفت‌گو با شمس لنگرودی به بهانه انتشار کتاب «صبور مثل بذر زمستان»

پس از رنج گشایش در راه است

یک قرن تیتر و خاطره

در شادباشِ صدمین سالروز انتشار «روزنامۀ اطلاعات»

یک قرن تیتر و خاطره

بال‌های پارچه‌ای درنا برای صلح

گفت‌وگو با «مهری شریفی»، فعال حوزه مد پایدار، درباره هزار درنای امید که از پارچه‌های دورریز دوخته شد

بال‌های پارچه‌ای درنا برای صلح

حقیقت جهان را نباید از کودک پنهان کرد

«احمد اکبرپور» در گفت‌وگو با «پیام ما» از ادبیات کودک و ضرورت توجه به آثار تألیفی می‌گوید

حقیقت جهان را نباید از کودک پنهان کرد