با رهاسازی آب از سوی طالبان افکار عمومی در«سیستان» خواهان شفافسازی برنامه کارشناسی دولت برای مدیریت آن هستند
سیاست گلآلود آب سیستان
۱۰ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۱
رهاسازی سیلاب توسط طالبان و ورود آب به رودخانه سیستان، آبگیری بخشی از ظرفیت چاه نیمهها و همزمان بازگشایی بخشی از بند خاکی توسط نماینده سیستان برای ورود آب به انهار با هدف تغذیه چاهکها، بار دیگر مسئله مدیریت آب در سیستان را به کانون توجه عمومی بازگردانده است. آنچه در این میان بیش از همه جلبتوجه میکند، نه صرفاً اصل ورود آب، بلکه فقدان یک روایت روشن، منسجم و مبتنی بر برنامهای کارشناسی شده از سوی متولیان رسمی مدیریت آب در استان است. در شرایطی که افکار عمومی تشنه آگاهی از چگونگی بهرهبرداری از این آب، اولویتهای تخصیص، نحوه ذخیرهسازی و برنامهریزی برای مصارف شرب و کشاورزی است، این نمایندگان سیستاناند که از خبرهای آبی، بازگشایی بند خاکی و امکان بهرهبرداری کشاورزان سخن میگویند. وضعیتی که خود بهتنهایی نشانهای از خلأ مدیریتی و نبود یک سیاستگذاری شفاف در حوزه آب سیستان است.
رؤیای احیای کشاورزی
در سالهای گذشته، پس از ساخت سد «کمال خان»، بخش مهمی از نگرانیها در سیستان از آنجا ناشی میشد که آبهای ورودی، پیش از آنکه مجالی برای احیای زیست و معیشت منطقه بیابند، به سمت «گودزره» منحرف میشدند و سهم اندکی به دشت سیستان میرسید. در چنین شرایطی اساساً امکان چندانی برای بروز و آزمون یک الگوی کارآمد مدیریت آب در داخل استان فراهم نبود، زیرا مسئله اصلی، نرسیدن آب بود. در آن سالها وزارت نیرو عمدتاً درگیر اجرای طرحهای اضطراری و موقت برای عبور از بحران و تأمین آب شرب بود. طرحهایی که با نخستین نشانههای بهبود نسبی ورودی آب و کاهش نگرانی از تأمین آب شرب، عملاً یا نیمهکاره رها شدند یا دستکم از اولویت و شتاب لازم افتادند. اکنون اما شرایط تغییر کرده است. آب آمده، بخشی از چاه نیمهها آبگیری شده و همین میزان ذخیره، خیال مدیران را از حیث تأمین آب شرب تااندازهای آسوده کرده است. در کنار آن جاریشدن آب در «انهار»، به طور طبیعی توقع اجتماعی تازهای پدید آورده است: این که شاید بتوان بار دیگر از احیای کشاورزی در سیستان سخن گفت.
بااینهمه، واقعیت آن است که آب فعلی، از منظر تقویم زراعی، الزاماً در بهترین زمان ممکن به منطقه نرسیده و فصل کشت گذشته است. از همین رو، هر تصمیم درباره نحوه بهرهبرداری از این آب باید با دقتی دوچندان، بر مبنای محاسبات فنی و با درنظرگرفتن منافع میانمدت و بلندمدت منطقه اتخاذ شود. در چنین فضایی، وعده بازگشایی بند خاکی و تأکید بر رهاسازی آب در انهار، از سوی برخی چهرهها و حامیان محلی، این پرسش مهم را پیشروی افکار عمومی قرار داده است که آیا این تصمیم، بخشی از یک برنامه جامع و کارشناسی شده برای تغذیه چاهکها، پشتیبانی از کشت و احیای تدریجی کشاورزی است یا آنکه صرفاً پاسخی شتابزده به مطالبه اجتماعی و هیجان ناشی از مشاهده آب در بستر رودخانه و انهار به شمار میرود. بیتردید پر شدن چاهکها و امکان استفاده موضعی از آب برای کشت، در ذهن بسیاری از کشاورزان یک فرصت ارزشمند تلقی میشود، اما مسئله اصلی این است که مدیریت آب در منطقهای چون سیستان نمیتواند صرفاً بر پایه امیدهای مقطعی، فشارهای اجتماعی یا تصمیمات لحظهای استوار باشد.
ضرورت مصرف بهینه
نقطه کانونی این بحث، طرح عظیم لولهگذاری ۴۶ هزارهکتاری است. طرحی که پیش از ساخت سد کمال خان و با صرف هزینهای بسیار سنگین اجرا شد و از همان ابتدا نیز با حواشی، پرسشها و ابهامهای فراوانی همراه بود. فلسفه اصلی این طرح آن بود که آب، بهجای رهاسازی در شبکههای سنتی و انهار روباز، در یک سامانه کنترلشدهتر، با کمترین میزان هدررفت ناشی از تبخیر، نشت و فرورفت در زمین، به اراضی کشاورزی منتقل شود. به بیان دیگر، این طرح قرار بود پاسخی فنی به یکی از بنیادیترین معضلات سیستان باشد: کمبود آب و ضرورت مصرف بهینه آن. اکنون که آب وارد منطقه شده، این پرسش کاملاً بجا و اساسی مطرح است که اگر واقعاً آب موجود از ظرفیتی برخوردار است که میتواند برای احیای کشاورزی به کار گرفته شود، چرا بهجای ذخیرهسازی هدفمند در «چاه نیمه چهار» و برنامهریزی برای انتقال آن از طریق شبکه لولهگذاری در زمان مناسب کشت، سخن از رهاسازی آب در انهار به میان میآید؟ اگر قرار است دوباره الگوی سنتی توزیع آب، آن هم در شرایطی که منطقه با محدودیت شدید منابع آبی مواجه است، بر الگوی نوین و پرهزینه انتقال آب غلبه کند، باید صریح و روشن توضیح داده شود که جایگاه آن سرمایهگذاری عظیم در معادلات امروز مدیریت آب سیستان چیست.
این پرسش ازآنجهت اهمیت بیشتری مییابد که اگر طرح لولهگذاری ۴۶ هزارهکتاری با مشکل فنی، اجرایی، بهرهبرداری، نگهداری یا حتی ناهماهنگی نهادی مواجه است، افکار عمومی و بهویژه کشاورزان حق دارند از واقعیت ماجرا مطلع شوند. برخی کارشناسان چاه نیمه ۴ را هم مناسب آبگیری نمیدانند، درحالیکه قرار بود آب در آن ذخیره و به لولهها تزریق شود.
با این حساب اگر چاه نیمه ۴ استاندارد نیست، پس همزمان دو طرح عظیم با صرف هزینههای هنگفت، در سکوت از مدار بهرهبرداری خارج میشوند.
سکوت در برابر یک تناقض
نمیتوان از یک سو، سالها بر ضرورت پرهیز از هدررفت آب، مقابله با تبخیر و جلوگیری از نفوذ بیبرنامه آب در زمین تأکید کرد و بر همان اساس، بودجهای کلان را صرف ایجاد یک زیرساخت عظیم کرد، اما از سوی دیگر در زمان ورود آب، چنان عمل کرد که گویی آن طرح اساساً وجود خارجی ندارد یا نقشی در تصمیمسازی امروز ایفا نمیکند. سکوت در برابر این تناقض، نه فقط بر ابهامها میافزاید، بلکه اعتماد عمومی به کارآمدی طرحهای بزرگ آبی را نیز تضعیف میکند.
در مدیریت آب سیستان، مسئله فقط داشتن آب نیست، بلکه مهمتر از آن، چگونگی تصمیمگیری درباره آب است. هر مترمکعب آب در این منطقه باید در چارچوب یک نقشه راه روشن، دقیق و متکی بر اولویتبندی مصرف تعریف شود. بدیهی است که تأمین آب شرب، نخستین و غیرقابلچشمپوشیترین اولویت است، اما پس از آن، نوبت به این پرسش میرسد که آیا آب مازاد موجود باید برای تقویت ذخایر راهبردی حفظ شود، یا برای احیای محدود و کنترلشده کشاورزی به کار رود، یا بهگونهای مدیریت شود که هم ذخیرهسازی صورت گیرد و هم در یک فصل مناسب، با بهرهوری بیشتر در اختیار بخش کشاورزی قرار گیرد. اینها پرسشهایی نیست که پاسخ آنها را بتوان در فضای مبهم، بدون اعلام عمومی جزئیات فنی و بدون ارائه برنامه عملیاتی روشن رها کرد.
سیستان امروز بیش از هر زمان دیگری به یک مدیریت آب شفاف، پاسخگو و مبتنی بر آیندهنگری نیاز دارد. وقتی بند خاکی برای تغذیه چاهکها بازگشایی میشود، باید روشن شود با چه حجمی از آب، برای چه مدتی و با چه برآوردی از منافع و خسارتهای احتمالی این کار انجام میشود. اگر قرار است آب در انهار جاری شود تا چاهکها تغذیه شوند، باید توضیح داده شود که میزان اثربخشی این روش چه اندازه است، چه سهمی از آب در مسیر از دست خواهد رفت و این انتخاب در مقایسه با ذخیرهسازی در چاه نیمهها و انتقال بعدی از طریق شبکه لولهگذاری چه مزیت فنی و اقتصادی دارد و اگر طرح لولهگذاری ۴۶ هزارهکتاری همچنان قابلاتکا و بهرهبرداری است، چرا در تصمیمهای کنونی نشانی روشن از آن دیده نمیشود. پنهانکردن این پرسشها یا سپردن پاسخ آنها به اظهارنظرهای پراکنده، تنها بر سردرگمی موجود میافزاید.
واقعیت این است که ورود آب به سیستان، هرچند امیدآفرین و ارزشمند است، اما بهخودیخود به معنای حل مسئله آب در منطقه نیست. آب اگر بدون برنامه و بدون نگاه راهبردی مدیریت شود، حتی میتواند به منشأ اختلاف، توقعات برآورده نشده و فرصتسوزی بدل شود. هنر مدیریت آن است که از فرصت ورود آب، برای تثبیت امنیت آبی، باز تعریف الگوی بهرهبرداری، فعالسازی زیرساختهای موجود و احیای تدریجی و پایدار کشاورزی استفاده کند، نه آنکه در سایه نبود برنامه، تصمیمهای پراکنده و غیرهمافزا، یک امکان مهم دیگر نیز از دست برود.
از این منظر، انتظار افکار عمومی از وزارت نیرو و مدیران استانی، صرفاً ارائه چند خبر امیدوارکننده یا همراهی با موج مطالبات اجتماعی نیست. انتظار اصلی ارائه یک برنامه روشن، مستند و مسئولانه برای مدیریت آب سیستان است. برنامهای که در آن نسبت میان چاهنیمهها، انهار، بند خاکی، چاهکها، فصل کشت و طرح لولهگذاری ۴۶ هزارهکتاری به طور دقیق روشن شده باشد و مشخص کند که تصمیمگیر نهایی کیست، مبنای تصمیم چیست و منافع بلندمدت سیستان در کجای این معادله قرار دارد. سیستان دیگر تاب آزمون و خطاهای تکراری در حوزه آب را ندارد. منطقهای با این سطح از شکنندگی اقلیمی و این میزان وابستگی معیشتی به آب، بیش از هر چیز به حکمرانی سنجیده، پیوسته و علمی بر منابع آبی خود نیازمند است. حکمرانیای که در آن آب، نه موضوعی برای اظهارنظرهای مقطعی، بلکه محور یک برنامه منسجم و آیندهنگر باشد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
درباره سازوکار باورپذیری روایتهای نادرست
همه ما «داستان» مصرف میکنیم
چگونه سوزاندن بقایای مزارع، خاک، آب و امنیت غذایی ایران را میسوزاند؟
خاکســــــترِ نــــــان
قم و تهران بیش از ۳۰ درصد کاهش بارش داشتهاند
دریاچه ارومیه در مسیر بازگشت؛ افزایش چشمگیر وسعت دریاچه ارومیه
آیا صنعت نساجی ایران آماده عصر کمآبی است؟
«دلتورو» و هیولاهای شهری
سیاستگذاری برای آیندههای هنوز بینام
به بهانه تجدید چاپ کتاب «ستیز قدرت»
چالش بازنویسی تاریخ معاصر در ستیز قدرت
سناریوی جدید برای پرندگان آبزی خزر
نساجـی تشنـــــه آب
پایتخت در شدیدترین فاز خشکسالی/ چرا بارندگیها دیگر بحران آب را درمان نمیکنند؟
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید