از بازسازی به نوزایی





از بازسازی به نوزایی

۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۰:۵۰

حال که آتش‌بس برقرار شد و صلح سفید و آبی دیگربار رخ زیبای خود را به روی میهن گشود، دستور کار مبرم، بازسازی است. بازسازی طبعاً ابعاد مختلفی دارد و شامل بازسازی صنایع، تأسیسات و…. نیز می‌شود؛ اما آنچه اینجا محل بحث است، بازسازی شهری است.

در جنگ ظالمانه و تحمیلی چهل‌روزه اخیر شهرها آسیب‌های متعددی دیدند، واحدهای مسکونی، مراکز آموزشی، مراکز ورزشی، میراث‌فرهنگی، تأسیسات برق، انبارهای نفت، مراکز مذهبی (مسجد، کنیسه، کلیسا)، مراکز اداری و سیاسی و غیره.

در بازسازی می‌توان صرفاً به‌سادگی به ساخت مجدد پرداخت، می‌توان حافظه و خاطره جمعی را نادیده گرفت و فقط سرعت در تجدید بنا را به‌صورت کمی مدنظر قرار داد، می‌توان برای تأمین مالی بازسازی رو به فروش تراکم، متراکم‌سازی، کاهش سطح فضاهای باز شهری روآورد، می‌توان بازسازی را محدود به رویکردِ مستغلاتی کرد و راه مخربِ «مستغلات پیشرانِ اقتصاد» را مجدد در پیش گرفت (همان مسیری که در بازسازی پس از جنگ هشت‌ساله تا حدودی در پیش گرفته شد و آثار منفی خود را بر شهرها و بر اقتصاد بر جای گذاشت)، می‌توان کاری با تحولات نوین شهری نداشت و آینده‌نگر نبود، اما می‌توان مسیر دیگری نیز پیمود و علاوه بر اصلاح روش و رویکرد در بازسازی شهری، گام‌هایی فراتر نهاد و بازسازی را به فرصتی برای نوزایی شهری، اقتصادی و اجتماعی بدل کرد. محورهایی از این رویکرد پیشنهادی به صورتی تیتروار به این شرح است:

۱- پدافند غیرعامل: یکی از ضعف‌های شهرهای ما که در جنگ‌ها، سوانح طبیعی و حوادث انسانی به «چشم اسفندیار» بدل می‌شود، نقصان‌های جدی در پدافند غیرعامل و عدم توجه به آن در توسعه شهری است. موقعیت تأسیسات نظامی، صنعتی، زیرساخت‌های ذخایر سوخت و…. در شهرها اغلب مغایر با چک لیست پدافند غیرعامل و ضوابط و مقررات آن است و همین سبب تشدید لطمات می‌شود. علاوه بر ضرورت بازسازی شهرها بر اساس پدافند غیرعامل و فرا رفتن از صرف بازسازیِ بنامحور که شامل اصلاح موقعیت بسیاری از مراکز و تأسیسات (نظامی، صنعتی، سوخت و….) و انتقال آنها به خارج یا حاشیه شهرها است، می‌توان قدمی به جلوتر هم برداشت و با بازنگری در ساختار شهرهای بزرگ (مراکز استان‌ها و شهرهای با جمعیت ۲۰۰ هزار نفر به بالا)، شهرِ سیاسی – اداری را از شهرِ سکونت و فراغت و فعالیت (شهرِ زندگی) جدا نمود و با تدابیری چون کوچک‌سازی اداری، هوشمندسازی شهری و گسترش دورکاری به‌عنوان یک شیوه ثابت (نه موقت و اضطراری) سطوح فضایی شهر سیاسی – اداری را کاهش داد و میزان مراجعه به آن را کاست. این اقدام پنج مزیت دارد که عبارت است از: تقویت پدافند غیرعامل در شهرِ زندگی و کاهش احتمال خسارات به آن، ارتقای امنیت شهر سیاسی – اداری (به‌ویژه در شهرهای بزرگ و به‌صورت خاص‌تر پایتخت) در مواجهه با ناآرامی‌های سیاسی و اجتماعیِ شهری، گشایش فضا در شهرِ زندگی برای فضاهای سبز، باز و خدمات و تراکم زدایی از شهرِ زندگی، چابک‌سازی و روزآمدیِ شهر سیاسی – اداری مطابق با تحولات شهر هوشمند و کاهش هزینه‌های آن (از جمله هزینه‌های حمل‌ونقل)، گشودگی در فضای مدنی شهرِ زندگی به دلیل کاهش دغدغه‌های امنیتیِ ناشی از شهرِ سیاسی – اداری.
یکی دیگر از وجوه پدافند غیرعامل ساماندهی بازارها و اصناف است، از جمله مسائل مهم که به طور عادی نیز برای شهرها بحران‌ساز بوده است مسئله ناایمنی بازار و انبارهای آن بوده است. تمهید انبارهای مشترک و مدرن برای بازارها در نقاطی مناسب، بازنگری در نقش بازارها متناسب با شرایط نوین در تجارت و الگوهای خرید و جمعیت شهرها و ظهور رقبای مدرن برای بازارهای سنتی (حرکت از بازارِ اقتصادی به بازارِ گردشگری و نمایشگاهی) از مواردی است که در این زمینه باید موردتوجه قرار گیرد.

۲- بازسازیِ سبز: همگی به‌ویژه طی سال‌های اخیر درباره بحران انرژی، بحران آب و بحران‌های زیست‌محیطی نظیر گرمایش، فرونشست، فروریزش، جزیره حرارتی و تأثیر شهرسازی و الگوهای زیست و مصرف شهری در آن شنیده‌ایم. طی یک سال گذشته نیز بحث در خصوص استفاده از پنل‌های خورشیدی برای مواجهه با بحران انرژی و ناترازی‌های برق و گاز جدی شد و اقداماتی در راستای آن آغاز شد. موضوع بازسازی شهرها بر اساس رویکرد سبز یک رویکرد جهانی است که باتوجه‌به ضرورت‌های مقابله با تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی، کاهش وابستگی و مصرفِ سوخت‌های فسیلی، کاهش هدررفت منابع زیستی (آب‌وخاک) و انرژی، ایجاد مشاغل سبز و پایدار سال‌هایی است که در دستور کار قرار گرفته است.

از مشهورترین این برنامه‌ها می¬توان به توافق سبز جدید (Green New Deal) اشاره کرد که برنامه پروگرسیوهای آمریکا نظیر «الکساندرا اوکازیو کورتز»، جریان های محیط‌زیستی حزب دموکرات آمریکا (مثل ال‌گور) و حزب سبز آمریکاست. ¬¬توافق سبز جدید از جمله به تعمیر و ارتقای زیرساخت‌ها شاملِ آب، فاضلاب، انرژی، اینترنت، جاده‌ها، پل‌ها، تأمین100 درصد انرژی از منابع پاک، تجدیدپذیر و بدون انتشار، ارتقای همه ساختمان‌های موجود و ساخت ساختمان‌های جدید با بیشترین بهره‌وری انرژی، حمایت از کشاورزی خانوادگی و سرمایه‌گذاری در کشاورزی پایدار و ایجاد سیستم غذایی محلی و مقاوم، نوسازی سیستم حمل‌و‌نقل برای حذف آلودگی و گازهای گلخانه‌ای،توسعه زیرساخت دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی، پاکسازی پسماندهای خطرناک و سایت‌های رهاشده، احیا و حفاظت از اکوسیستم‌های در معرض خطر پرداخته است؛ اما توافق سبز جدید صرفا محیط‌زیستی به معنای محیط فیزیکی نیست، بلکه به اکوسیستم انسانی نیز توجه ویژه دارد و دو ضلع دیگرِ آن عدالت و مشارکت است که شامل مواردی چون توقف و پیشگیری و جبرانِ ستم تاریخی بر گروه‌های تحت ستم (بومیان، جوامع رنگین‌پوست، مهاجران، مناطق صنعتی‌زدایی‌شده، مناطق روستایی خالی‌شده، فقرا، کارگران کم‌درآمد، زنان، سالمندان، بیخانمان‌ها، افراد دارای معلولیت، جوانان)، ایجاد مشاغل اتحادیه‌ای باکیفیت همراه با تضمین دستمزد کافی، تضمین حق داشتن یک شغل با دستمزد کافی برای تأمین خانواده، حمایت و تقویت حق سازمان‌یابی کارگران، تقویت قوانین کار، ایمنی، دستمزد ضد‌تبعیض و استانداردهای شغلی و تضمین فرایندهای مشارکتی و دموکراتیک هنگام برنامه‌ریزی پروژه‌هاست. بازسازی سبز یک فرصت طلایی است که چرخ‌های شهری‌شدن سرمایه را از سمت مخرب مستغلاتی‌شدن به سمتِ تحولِ محیط‌زیستی و آینده‌محور سوق می‌دهد و رونق اقتصادی با خود به همراه دارد. محورهای اصلیِ بازسازی سبز برای شهرهای ما باید حرکت به سمت ساختمان‌های صفر (ساختمان‌های خودکفا در تأمین انرژی و برق و مجهز به سیستم‌های بازچرخانی آب‌و‌فاضلاب و جذب آب باران و بدون هدرفت انرژی)، بازسازی زیرساخت‌ها (شبکه‌های آب‌و‌فاضلاب و برق و گاز) از فرسودگی و حذف وابستگی سیستم شهری به شبکه گاز (علاوه بر محیط‌زیستی، در راستای پدافند غیرعامل هم هست)، شکل‌دادن و گسترش کشاورزی شهری در سطح و بام‌و‌بر، پیاده‌پذیری و حمل‌و‌نقل پاک، حذف خودرومحوری و گسترش حمل‌و‌نقل عمومی، هوشمندسازی شهری و حذف حداکثری وابستگی به مکان و حذف جابجایی‌های غیرضرور(مراجعات اداری، مشاغل قابل دورکاری)، توسعه سیستم‌های بازیافت و کاهش پسماند، حذف پلاستیک، ممنوعیت اتلاف موادغذایی در رستوران‌ها و فروشگاه‌های بزرگ و برنامه‌ریزی استفاده مجدد برای رفع سوء تغذیه و استفاده در کمپوست یا تولید مجدد محصولات غذایی.¬ صرفه‌جویی‌های محیط‌زیستی خود یکی از مهم‌ترین منابعِ تأمین مالی بازسازی سبز خواهد بود.

3- بازسازیِ خاطره‌محور: در برخی شهرها از جمله تهران و اصفهان آسیب‌هایی به میراث‌فرهنگی و تاریخی وارد شده است. میراث علاوه بر کالبد شامل خاطره، هویت، رویداد، فرهنگ و عناصر ناملموس و معنوی است. علاوه بر مرمت و بازسازی اصولی (در موارد مقدور) باید به بازنمایی‌های خاطره و حافظه (از جمله بازنمایی دیجیتال)، یادبودها، نقشه‌های میراثی موضوعی، رویدادها هم توجه کرد. توجه به این وجه انرژی بسیج‌گرِ بازسازی را در میان مردم تقویت می‌کند.

4- بازسازی اقتصادی: جنگ، تحریم، قطعی اینترنت، اشکال مختلف خودتحریمی به کسب‌و‌کارها و اقتصاد لطمات زیادی زده است و همه مشاغل از آن اثر پذیرفته‌اند. خسارت‌های گسترده مالی، کسادی، بیکاری‌های گسترده نیازمند تدابیری برای جبران است. شهرها یک ظرفیت مهم در «اقتصاد مقاومتی» هستند و می‌توانند موتور اقتصادیِ بازسازی نیز بدون شهرفروشی باشند .¬در این زمینه ایجاد و گسترش و تقویت زمینه‌های کسب‌و‌کارها و مشاغل شهری می‌تواند سیاستی باشد که به بازسازی اقتصادی یاری رساند. اقداماتی چون احداث ابزارکده‌ها (مراکز اشتراک ابزارهای کار) و کارگاه‌های اشتراکی و فضاهای کار اشتراکی و باغچه‌های مشارکتی محلی، ایجاد پلتفرم‌هایی چون بانک زمان (اشتراک خدمات در ازای دریافت اعتبار یا تبادل با خدمات) و اشتراک منابع (تبادل امکانات و وسایل به‌صورت داوطلبانه)، ایجاد و گسترش بازارچه‌های محلی، حمایت از مشاغل سیار، حمایت از مشاغل خانگی، ایجاد و توسعه و حمایت از زیست‌بوم‌های نوآوری، حمایت از استارتاپ‌های شهری از این جمله‌اند.

5- بازسازی امید: جنگ با خود سوگ، بحران‌های روانی، اختلالات اجتماعی به همراه دارد و این در شرایطی که با عوامل داخلی نیز همراه بوده است تشدید شده است؛ بنابراین مردم به بازیابی روانی، همدلی، شادی، احساسِ مثبت نسبت به آینده نیاز دارند، در اینجاست که بازسازی امید اهمیت دارد و محورهایی چون گفتگوی اجتماعی شهری، شهر شاد (فستیوالیزشن شهری، پالت رنگی، ¬شهر دوست‌دار کودک، بازی‌وارسازی شهری، رویدادمحوری شهری به صورت همه‌شمول و مشارکتی و مبتنی بر سلایق مختلف)، شهر مردم‌پایه (شهرسازی مشارکتی، بودجه‌ریزی مشارکتی، شوراهای محلی، کمپین‌های شهری، همه‌پرسی شهری و محلی)، فضای گشوده (ایجاد و توسعه زیرساخت‌های اجتماعی و بازسازی حول کارکرد زیرساخت‌های اجتماعی، توسعه فضاهای عمومی هم به صورت کمی و هم کیفی و متنوع‌سازی و فراگیری و همه‌شمولی)، توسعه خدمات سلامت روان (فردی، گروهی، اجتماع محور) ، حمایت از کانون‌های مستقل اجتماعی و فرهنگی و سازمان‌های مردم‌نهاد و سازمان‌های اجتماع محله‌ای (سام/CBO) و تقدیر از نقش‌آفرینی شهروندان فعال و مسئول مهم هستند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *