انسجام ملی ، کلیدگذار از آتش بس شکننده





انسجام ملی ، کلیدگذار از آتش بس شکننده

۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۲

تحولات پرشتاب چهل روز گذشته سرانجام به نقطه‌ای از توازن قوای سخت رسید که توافق بر سر یک آتش‌بس دوهفته‌ای میان ایران و آمریکا را به گزینه‌ای ناگزیر برای طرفین بدل کرد. تصمیمی راهبردی که باتکیه‌بر خرد جمعی در عالی‌ترین سطح حاکمیتی یعنی شورای‌عالی امنیت ملی و تأیید رهبری اتخاذ شد تا در میان هیاهوی میدان، مجالی برای تدبیر دیپلماتیک فراهم شود. هرچند ماهیت این آتش‌بس به دلیل پیشینه بی‌اعتمادی‌ها و تضاد منافع بنیادین، بسیار شکننده و لرزان به نظر می‌رسد، اما حرکت در این مسیر دوهفته‌ای تا دستیابی به یک توافق پایدار، بیش از آنکه نیازمند رصد تحرکات نظامی دشمن باشد، مستلزم بازخوانی دقیق تجربه‌های تاریخی و تقویت جبهه داخلی است. نگاهی به تجربه تلخ اما آموزنده آتش‌بس پس از جنگ ۱۲ روزه در سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که دشمن چگونه می‌تواند از خلأهای هوشیاری در دوران گذار برای بازسازی توان تهاجم یا برهم‌زدن تمرکز ملی استفاده کند، لذا عبور سلامت از این مقطع، نیازمند هوشیاری مضاعف و حفظ انسجام در تمام سطوح تصمیم‌گیری است.
در این میان، آنچه به‌عنوان یک پیشران قدرتمند در چهل روز اخیر مانع از فروپاشی روانی جامعه در برابر تهدیدات خارجی شد، جوشش دوباره حس وطن‌پرستی میان اقشار مختلف ایرانیان در کنار توان موشکی نیروهای نظامی بود. پدیده‌ای شگرف که بار دیگر ثابت کرد هویت ملی فراتر از مرزبندی‌های جناحی و سیاسی، خط‌قرمز اصلی هر ایرانی است. این موج اتحاد ملی به‌ویژه پس از ادبیات توهین‌آمیز و تهدیدهای بی‌پایه دونالد ترامپ علیه تمامیت ارضی و هویت مردم ایران به اوج خود رسید. ترامپ با هدف قراردادن غرور ملی ایرانیان، ناخواسته بانیِ وحدتی شد که در آن، حتی منتقدان داخلی نیز در صفی واحد علیه دست‌اندازی خارجی ایستادند و نشان دادند که در لحظات سرنوشت‌ساز، صیانت از خاک و عزت وطن، قدر مشترک تمامی تفاوت‌هاست. این میراث ارزشمند که در میانه دود و آتش به‌دست‌آمده، اکنون در کنار جلوه نظامی آنچه از نیروهای مسلح دیده شد، بزرگ‌ترین سرمایه دولت برای چانه‌زنی در میز مذاکرات پیشِ رو است و نباید اجازه داد در پیچ‌وخم‌های بوروکراتیک یا سهم‌خواهی‌های سیاسی پس از جنگ فرسوده شود. بااین‌حال، باید با صراحتی دلسوزانه پذیرفت که حفظ این انسجام ملی در درازمدت، تنها با اتکا به تهدیدهای خارجی میسر نیست. واقعیت آن است که شکاف میان ملت و دولت، به‌ویژه پس از وقایع تلخ و چالش‌برانگیز دی‌ماه ۱۴۰۴، عمق نگران‌کننده‌ای یافته است که اگر برای ترمیم آن اقدام فوری صورت نگیرد، هر توافق پایداری در عرصه بین‌المللی نیز لرزان خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، لزوم بازنگری شجاعانه و سریع در سیاست‌های داخلی احساس می‌شود تا از طریق گشایش‌های اجتماعی، اصلاحات اقتصادی ملموس و بازگرداندن اعتماد عمومی، این زخم‌های کهنه التیام یابند. برای عبور موفقیت‌آمیز از این دوره گذار و رسیدن به صلحی که متضمن منافع ملی باشد، حاکمیت باید پیام همدلی مردم در روزهای سخت جنگ را با اصلاحات ساختاری در روزهای آتش‌بس پاسخ دهد. چرا که قدرت واقعی یک کشور نه فقط در برد موشک‌ها، بلکه در عمق پیوند میان خانه و خیابان با نهادهای قدرت نهفته است. نوسازی این رابطه، تنها تضمین قطعی برای تبدیل این دو هفته به فصلی نو در تاریخ معاصر ایران خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ، ، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق