هشدار استاد دانشکده برق شریف در پی تهدید آمریکا علیه زیرساخت‌های انرژی ایران

سهم ۴۰ درصدی تجدیدپذیرها نسخه پدافندی برای نجات شبکه برق





سهم ۴۰ درصدی تجدیدپذیرها نسخه پدافندی برای نجات شبکه برق

۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱:۳۹

«اگر امروز دو نیروگاه بزرگ کشور هدف قرار بگیرند، در تابستان با خاموشی‌های گسترده روبه‌رو خواهیم شد.» این هشدار سید هاشم اورعی، استاد تمام دانشکده برق شریف و رئیس اتحادیه انجمن‌های انرژی ایران، در واکنش به تهدیدهای اخیر آمریکا علیه زیرساخت‌های برق کشور است. به باور او، تمرکز تولید برق در چند نقطه محدود، پاشنه آشیل امنیت انرژی ایران است؛ چرا که نیروگاه‌های بزرگ نزدیک کلان‌شهرها و کانون‌های صنعتی، با هرگونه حمله، هم شهرها را تاریک می‌کنند و هم صنایع استراتژیک را فلج می‌سازند. اورعی با انتقاد از وابستگی ۹۰ درصدی سبد برق ایران به نیروگاه‌های حرارتیِ آب‌بر و گازبر، تأکید می‌کند: «مشکل اصلی ما ناترازی برق نیست، ناترازی عقل است.» راهکار این متخصص برای تاب‌آوری شبکه، بازطراحی سبد انرژی با سهم ۳۰ تا ۴۰ درصدی برای تجدیدپذیرها (خورشیدی و بادی) است؛ ترکیبی هوشمند که هم پایداری برق را در ساعات مختلف شبانه‌روز تضمین می‌کند و هم با کاهش تمرکز جغرافیایی تولید، آسیب‌پذیری کشور را در برابر تهدیدات خارجی به حداقل می‌رساند.

در روزهای اخیر صحبت‌های زیادی از حمله احتمالی به نیروگاه دماوند، منتشر شده است، باتوجه‌به تهدید رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر هدف قراردادن نیروگاه‌های برق، فکر می‌کنید کدام نیروگاه‌های برق در تهدید بیشتری قرار دارند؟ هدف قراردادن این نیروگاه‌ها چه تأثیری در پایداری شبکه برق خواهد داشت؟

صرف‌نظر از مسائل نظامی که من سررشته‌ای در آن ندارم، به‌احتمال زیاد آمریکا به سمت نیروگاه‌های بزرگ می‌رود، نیروگاه‌هایی مثل نیروگاه دماوند که شما مثال زدید. احتمالاً نیروگاه‌هایی مورد حمله قرار می‌گیرند که نزدیک شهرهای بزرگ باشند. چرا ما اسم نیروگاه دماوند را زیاد می‌شنویم؟ چون در شرایط عادی نیروگاه دماوند سهم قابل‌توجهی از برق تهران را تأمین می‌کند.

 

 چقدر از برق تهران از طریق نیروگاه دماوند تأمین می‌شود؟

دقیق خاطرم نیست، اما نیروگاه‌های بزرگ، اطراف شهرهای بزرگ به‌ویژه شهرهایی که مثل تهران یا به لحاظ سیاسی مهم هستند و یا مثل اصفهان به لحاظ صنعتی مهم هستند، مورد هدف هستند. کمااینکه وقتی به فولاد مبارکه حمله کردند ۲ نیروگاه که یکی ۹۰۰ مگاواتی و دیگری ۲۵۰ مگاواتی را، زدند. شما وقتی یک نیروگاه در منطقه صنعتی را ازرده‌خارج می‌کنید، انگار قلب یک مرکز صنعتی را از کار انداختید؛ چرا که شما نمی‌توانید هیچ کاری را بدون برق انجام دهید.

 

  ما در ایران به سمت استفاده از تأسیسات ذخیره‌ساز برق در نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و حرارتی رفته‌ایم؟ در حال حاضر چقدر از تأسیسات ذخیره‌ساز برق در کشور استفاده می‌شود؟

نه اصلاً. امروز سهم انرژی و ظرفیت ذخیره‌ساز ما نسبت به کل انرژی موردنیاز کشورمان نزدیک به صفر است. اگر هم موردی بوده، مربوط به صنعت خاصی بوده که برای استفاده شخصی ذخیره‌ساز گذاشته است؛ لذا می‌توان گفت که ما عملاً هیچ ذخیره‌ساز انرژی در کشور نداریم.

 

  آنچه مشخص است نیروگاه‌های برق در کشور متمرکز هستید، شما به‌عنوان یک متخصص در حوزه انرژی فکر می‌کنید که آیا به لحاظ پدافند غیرعامل، بهتر نبود تا سبد انرژی کشور متنوع باشد؟ اختصاص سهم بیشتر به نیروگاه‌های تجدیدپذیر به‌ویژه خورشیدی به جهت پراکندگی بیشتر به لحاظ بحث‌های امنیتی و پدافندی کشور را موقعیت بهتری قرار نمی‌داد؟

قطعاً. شما ۲ نکته را مطرح کردید که یکی سبد انرژی است، سبد انرژی ما به‌شدت ایراد دارد، چرا که وابسته به گاز است.

به‌هرحال ما نمی‌توانیم وابستگی به برق را کم کنیم، واقعیت این است که وابستگی به برق ما بیشتر از این هم باید باشد، مشکل اصلی ما در بحث برق که ما را به بحث پدافند غیرعامل می‌رساند، همین موضوعی است که شما به آن اشاره کردید.

من اولین کسی بودم که ۲۰ سال پیش گفتم که باید به سمت انرژی تجدیدپذیر برویم. یکی از دلایلی که آن زمان نسبت به حرکت به سمت انرژی تجدیدپذیر روی آن تأکید داشتم همین موضوع پدافند غیرعامل بود.

وقتی که مراکز تولید برق را در ۱۰ الی ۵۰ نقطه متمرکز می‌کنید و مصرفتان پراکنده است، دارید به دشمن پیام می‌دهیم که در این مسئله شما درگیر خواهید شد. اگر دشمن همین‌طور که تهدید کرده مراکز تولید برق ما که متأسفانه متمرکز هستند را بزند، ما را با مشکل مواجه می‌کند. البته ما بلافاصله با مشکل مواجه نخواهیم شد، اگر الان خدای‌نکرده ۲ نیروگاه ما را بزنند و از مدار خارج شوند، چون ما در فصل کم‌بار هستیم دچار مشکل نمی‌شویم، اما وقتی به خردادماه و به شرایط پرباری برسیم، دیگر نمی‌توانیم برق کشور را تأمین کنیم.

متأسفانه اما کسی به این حرف‌ها گوش نکرده است، پدافند غیرعامل تنها یکی از مزایای انرژی تجدیدپذیر است. امسال باران زیاد بارید، ولی ما که یادمان هست پارسال بحث انتقال پایتخت و کم‌آبی مطرح بود، خوب ما می‌دانیم نیروگاه‌های سیکل ترکیبی ما به‌شدت آب مصرف می‌کنند.

 

 چند درصد سبد انرژی ما سیکل ترکیبی است؟

حداقل ۹۰ درصد برق ما حرارتی است؛ یعنی گازی و بخاری. نیروگاه‌های تجدیدپذیر و آبی درصد بسیار پایینی از برق ما را تشکیل می‌دهند. در واقع تمام برق ما وصل است به نیروگاه‌هایی که گاز و آب مصرف می‌کنند که ما در هر دو منبع یعنی گاز و آب با مشکل مواجه هستیم. تنها مزیت تجدیدپذیر پدافند غیرعامل نیست، این یکی از مزیت‌های فهرست بلندبالای انرژی تجدیدپذیر است که امروز چون جنگ شده، بیشتر موردتوجه مسئولان ما قرار گرفته است.

 

 برای متنوع‌سازی سبد انرژی و بحث‌های پدافند غیرعامل در کشور حداقل چه سهمی از سبد انرژی ما باید تجدیدپذیر باشد؟

حداقل باید ۳۰ درصد رسید. البته یک‌شبه که نمی‌شود، اما من معتقدم در یک برنامه ۵ساله ما می‌توانیم سهم انرژی تجدیدپذیر در سبد انرژی کشور را به ۲۰ درصد برسانیم. در ۵ سال بعدی هم بایستی این سهم را به ۳۰ تا ۴۰ درصد رساند. در حقیقت کشور این قابلیت را دارد که حداقل بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از منابع برقش را از انرژی تجدیدپذیر که بایستی ترکیبی از انرژی خورشیدی و بادی باشد را استفاده کند، سال‌ها نسبت به این مسئله غفلت شده است؛ اما الان زمانی است که باید سبد انرژی کشور بازطراحی شود.

 

 به نظر شما بحث استقرار نیروگاه‌های خورشیدی بایستی هم‌زمان با ذخیره‌سازها پیش رود؟ به‌هرحال این نوع از انرژی به جهت عدم امکان تولید برق در ساعات شب پایداری ندارد.

تکنولوژی ذخیره‌سازی در ابعاد بالا در جهان موجود است؛ اما بسیار گران است. من برای شما مثالی از یک پروژه اخیر در دبی می‌زنم. اگر امروز بخواهیم در ایران یک مگاوات نیروگاه خورشیدی بدون ذخیره‌سازی بزنیم ۳۰ میلیارد تومان هزینه‌اش است و اگر بخواهیم همین نیروگاه را با ذخیره‌ساز بزنیم ۱۱۰ میلیارد تومان هزینه آن می‌شود.

در کشوری که بزرگ‌ترین مشکلش کمبود نقدینگی است و سرمایه نداریم، امروز صحبت از ذخیره‌سازی یک کار غیرعملی است. اما من پیش‌بینی می‌کنم تکنولوژی ذخیره‌سازی انرژی الکترونیکی در سال‌های آینده یک تحول بزرگی در آن ایجاد شود و قیمت‌ها به‌شدت پایین بیاید.

 

  راهکار شما برای پایداری برق در ساعات شب چیست؟

مدیریت کلاً در این کشور حاکم نیست. ما مشکلمان در کشور ناترازی برق نیست؛ بلکه ناترازی مدیریتی است. ببینید ما وقتی نیروگاه خورشیدی می‌زنیم تا ظهر بیشترین تولید برق را داریم؛ اما از ظهر به بعد میزان تولید به سمت صفر می‌رود، بعد از ساعات ظهر و تا صبح روز بعد هم بازه زمانی است که می‌توان بیشترین بهره‌وری را از نیروگاه‌های بادی گرفت؛ بنابراین ما باید قلم و کاغذ برداریم و چند آدم عاقل بیایند و مطالعه کنند که به یک ترکیب از نیروگاه بادی و خورشیدی در این کشور برسیم و درصدی هم ذخیره‌ساز به آن اضافه کنیم. من دانشجوی دکترایی برای مطالعه همین امر داشتم، ما باید این کارها را جدی بگیریم و یک ترکیب منطقی از انرژی بادی و خورشیدی و کمی هم ذخیره‌سازی در کشور داشته باشیم که برق پایدار داشته باشیم.

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *