باغ ما در طرف سایه دانایی است
روایتی از وضعیت آگاهیافزایی و آموزش در تلاطمات اجتماعی و جنگ
۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۱۹
زمستان امسال شاهد بارندگی و برف خوبی در اغلب نقاط کشور بودیم. هرچند میدانستیم این بارندگی جبران سالهای متمادی فشار بر منابع محدود آب قابلدسترس را جبران نمیکرد و بحث کمبود انرژی هم جدیتر از سالهای قبل بود. بااینحال، آنچه در دیماه گذشت لطمات جبرانناپذیری به مشارکت جمعی در حیطه محیطزیست و منابعطبیعی وارد کرد و موضوع حفاظت از منابع مشترک را به اولویتهای بسیار دورتر مردم برد. شاید در سایر حوزههای دیگر نظیر دینی، فرهنگی، هنری و امور خیریهای تفاوتهایی وجود داشته باشد، اما در وضعیت خشم و نارضایتی از آنچه پیشآمده، نواسانات شدید قیمتها و… حرفهایی از جنس لزوم توجه به پایداری منابعطبیعی خریداری ندارد. با همه اینها هنوز هم میتوان برای آینده بذر آگاهی کاشت. در دیماه که اینترنت قطع بود، برنامههای مربوط به هفته هوای پاک مطابق پیشبینیها پیش نرفت. با مشارکت ادارهکل محیطزیست چهارمحالوبختیاری قرار بود فهرستی از فعالان محیطزیستی که سابقه کار در حیطه کودک دارند، فراهم کنیم تا با کارشناسان ادارات شهرستان وارد مدارس شوند. این کار تأیید حراست ادارات محیطزیست و آموزشوپرورش را نیاز داشت؛ چراکه در قانون نانوشتهای در کشور، پس از تحولات اجتماعی سال ۱۴۰۱ ورود اعضای سازمانهای غیردولتی به مدارس، بدون حضور کارشناسان دولتی، منع شده است. بهسختی اطلاعات جمع شد و مساعدتها صورت گرفت، اما تعطیلیهای پیشبینینشده و مکرر مدارس و عقبماندن آنها از برنامههای درسی، عملاً فرصتی برای موضوعات محیطزیستی باقی نمیگذاشت.
در طرح دیگری با دوستانی که در طرح همیار گاز یکی از استانها دستاندرکار هستند، هم همکاری داشتم. مخاطب این طرح دانشآموزان دوره دوم دبستان بودند. با مدیران مدارس برای پیشرفت طرح تماس تلفنی میگرفتم. بعضی امورات را پیش برده بودند، اما برخی گویا از وظایف جانبی محوله کلافه بودند. بخشنامهها بسیار بود و بعضاً دیده و خوانده نشده بود و کلاسهای درسی از برنامهها عقب بودند و نرمافزار شاد هم در شرایط اینترنت ناپایدار چندان موفق نبود. در تماسی خودم را به یکی از مدیران معرفی کردم و او پرسید طرح همیارِ چی؟ گفتم گاز. با خنده پاسخ داد همین الان همیاران آب از مدرسهمان رفتند. با همه این اوصاف مدیران قول همکاری در حد توان میدادند؛ چون به وضعیت انرژی و اهمیت آن آگاه بودند.
به بهمن رسیدیم که در دومین روز آن گرامیداشت روز جهانی تالابها بود. طبعاً برنامههای دولتی طبق روال انجام میشد، اما آن بخشی که در ارتباط با مردم بود و میطلبید اتفاقی درونزا باشد، شکل نمیگرفت. در شرایط ارتباطی سخت و اینترنت کمجان و منقطع، گفتوگوهای بین سازمانهای مردمنهاد تالابی و محیطزیستی کشور برقرار بود. از یکسو آگاهیرسانی کند شده بود و از سوی دیگر، دستدرازیها به طبیعت و تالابها بیشتر. برخی طرحهای مخرب هم فشارهای سیاسی را برای تعجیل در آغاز به کار بیشتر کرده بودند. انجمنهای تالابی تصمیم گرفتند در مراسم روز تالابها در سازمان محیطزیست شرکت نکنند و برای این عدم حضور بیانیهای صادر کردند. بیانهای که هم که ناظر به وضع اجتماعی موجود بود و هم سطحی شدن رویکرد حاکم به مشارکت. درعینحال، تشکلهای محیطزیستی تالابی همپیمان شده بودند به تلاشها و آگاهیافزایی مؤثر در مقیاس محلی ادامه دهند. من هم تعهداتی برای طرح ارتباطات، آموزش مشارکت و آگاهیافزایی داشتم. بهسختی همکاری بخشداری و یک دهیار در منطقه تالابی جلب شد. اولویت آنها برگزاری راهپیمایی ۲۲ بهمن و ثبتنام شوراهای شهر و روستا بود، نه تالاب. درنهایت دو کارگاه آموزشی محلی در فاصله بین حوادث دیماه و شروع جنگ برگزار شد. در بهمنماه امسال مناسبت دیگری هم بود که تبدیل به فرصتی برای آگاهیافزایی شد. در بخش هنرهای تجسمی از جشنواره فجر امسال موضوع آب بهعنوان محور اصلی قرار گرفته بود. فرصتی پیدا کردم که طی دو جلسه برای عکاسان و گرافیستها از آب بگویم و توجه آنها را به وجوه دیدهنشده آب و صداهای شنیدهنشده جلب کنم. بحث پیرامون همکاری و عدم مشارکت در جشنواره در بین بزرگان این حوزه بسیار بود، اما من مصمم بودم در حد توان و مقیاس اثرگذاری کوچکی که داشتم، عمل کنم. در اوایل اسفند جنگ آغاز شد. در میان غوغای جنگ آنها که در منازل خود باقی مانده بودند، با پرداختن به سنت خانهتکانی سعی میکردند لحظاتی از استرس دور شوند؛ اما امسال مثل گذشته هشداری برای صرفهجویی نبود. رسانهها معطوف اخبار جنگ بودند. درِ خانهای نیمهباز بود و شلنگ آبی که باز مانده بود، گویای جدیت صاحبخانه در تمیزکاری بود. انگار که ناگهان دقت تمیز کردن چیزی یا فکر و خیالی او را از باز بودن شیر آب غافل کرده بود. آب تا انتهای کوچه شیبدار جریان داشت، ولی من زبانم به تذکر نمیچرخید. در زمانه عزاداری و خشم و آشفتگی، این حرفها بیاثر است. باید در وقت بهتری گفت و شنید.
در این مدت جویای احوال اعضای تعاونی زنان روستایی شدم. آنها برای حفاظت از جنگلهای زاگرس نهال بومی پرورش میدهند و صنایعدستی تولید میکنند. هفته منابعطبیعی امسال که فرصت فروش نهالهای بومی بود و نمایشگاههای قبل از عید، در سایه جنگ کمرنگ شده بود. یکی از اعضای فعال تعاونی که باردار بود، در تلاطم دیماه امسال فرزندش را نارس به دنیا آورده بود؛ اما حال مادر و نوزاد خوب بود. یادم آمد شعار روز جهانی آب، دوم فروردین، آب و جنسیت تعیین شده است. ایدههایی برای همکاری بینالمللی و منطقهای داشتم که ارتباطات ناممکن شد.
ما در این جغرافیای پر تلاطم و آشوب تاب میآوریم، هر بار از دل بحران سر بیرون میآوریم و نفسی میگیریم. از یک بحران تا بحران بعدی، دوباره برای کودکان قصههای محیطزیستی میگوییم و برای توسعه پایدار رؤیاپردازی میکنیم و نقاشی و نقشه راه میکشیم. با مردم محلی حرف میزنیم که به امید دولتها نباشند و خودشان برای بهبود وضع محیط پیرامونشان وارد عمل شوند. باز هم وقتی تخلف و تخریب ببینیم، صدایمان را بلند میکنیم که چه باید کرد و چه نباید کرد تا بحرانها پیچیدهتر نشود. باز هم به نهادهای بینالمللی از لزوم برقراری صلح و حفظ ذخایر ژنتیکی خشکی و آبی خواهیم نوشت. ما بین بحرانها و بین سیلهای ویرانگر بذرآگاهی و صلح میکاریم تا زمانی که سیل فرو نشست، از میان ویرانهها امید سبز شود و نسلهای بعد آن را بپرورانند. باغ ما در طرف سایه دانایی است. داناییای که حتی اگر رشد آن موقتاً کم شود، ایمان داریم که از نسلی به نسل دیگر ادامه و پرورش مییابد.
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




زمانی
باغ ما در طرف سایه دانایی ست.
داناییای که حتی اگر رشد آن موقتاً کم شود، ایمان داریم که از نسلی به نسل دیگر ادامه و پرورش مییابد.
به امید پروش نسلی آگاه و شایسته برای ایرانی آباد
ممنون از قلم خوب و نوشتار زیبای کارشناس محترم