درباره «منصور قندریز» که شصتمین سال درگذشت او سپری شد
ماندگار در حافظه تاریخ هنر ایران
۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۴۳
«منصور قندریز» (۱۳۱۴–۱۳۴۴) هنرمند نوگرای ایرانی و از چهرههای اثرگذار تاریخ هنر معاصر ایران است. در تبریز متولد شد، در تهران تحصیل کرد و در زمانی کار خود را آغاز کرد که مسئله هویت به یکی از دغدغههای اصلی هنرمندان آن دوره بدل شده بود. جامعه و حکومت وقت، با شتاب بهسوی مدرنیزاسیون حرکت میکردند و هنر نیز ناگزیر با مدرنیسم غربی مواجه شده بود.
قندریز با عبور از تجربههای فیگوراتیو (دوره تبریز) و حرکت بهسوی نقاشیهای آبستره، چاپهای دستی و بازآفرینی عناصر سنتی ایران در قالب مدرن سهم قابلتوجهی در نقاشی نوگرای ایران داشت. او از هنرمندانی بود که در شکلگیری جریان موسوم به مکتب سقاخانه نقشی مؤثر داشت؛ جریانی که میکوشید عناصر فرهنگ بصری ایرانی از نشانههای آیینی و مردمی تا ساختارهای هندسی و اسطورهای را در زبان هنر مدرن بازخوانی کند.
اهمیت قندریز در این بود که این رجوع به سنت را به بازسازی صرف یا نوستالژی تقلیل نداد. در آثارش، فیگورهای سادهشده، ساختارهای هندسی و موتیفهای الهامگرفته از نقوش کهن در نظمی منسجم و شخصی کنار هم قرار میگیرند. سنت برای او منبع الهام بود، مدرنیسم ابزار بیان و او در میان این دو، بهدنبال بروز بیان شخصی خویش بود.
دستیابی زودهنگام به زبانی مشخص، یکی دیگر از دلایل ماندگاری نام اوست. درحالیکه بسیاری از هنرمندان پس از سالها فعالیت به امضای بصری میرسند، قندریز در زمانی کوتاه به زبانی مستقل دست یافت. انسجام فرمی آثارش نشان میدهد او به مرحله تثبیت بیان شخصی رسیده بود.
قندریز در سال ۱۳۴۳ همراه با هنرمندانی چون «سیروس مالک»، «مرتضی ممیز»، «رویین پاکباز» و… «تالار ایران» را بنیان گذاشت؛ فضایی مستقل برای نمایش هنر نو که به یکی از پایگاههای مهم هنر مدرن ایران بدل شد. پس از درگذشت نابهنگام او در اثر سانحه رانندگی، دوستانش به پاس یاد او نام این تالار را به «تالار قندریز» تغییر دادند.
قندریز تنها سی سال زیست و کمتر از یک دهه فرصت فعالیت حرفهای داشت، اما ماندگاری او بیش از آنکه به طول عمر وابسته باشد، به دغدغهمندیاش نسبت به هنر مربوط است؛ موضعی روشن در برابر مسئله سنت و مدرنیته، دستیابی به زبان شخصی و مشارکت فعال در شکلگیری ساختارهای نوین هنر معاصر ایران. تأثیرگذاری او بیش از آنکه حاصل کثرت آثارش باشد، نتیجه کیفیت و عمق نگاهش به هنر ایران است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آسمان که میسوزد، کسی به دود فکر نمیکند
فناوری در کدام سوی زندگی ایستاده است؟
بدنهای خستــــــه در عصر نوآوری
جنگ و شکستن پیونـــــد کودکان با طبیعت
«نوید پویش»، مجموعهدار از تاریخ و کارکرد تمبرها در جهان میگوید
سفیران کاغذی فرهنگ
نگاهی به نقش کشاورزی و صنایع غذایی ایران در معادله تأمین غذای لبنان
امنیت غذایی در سایه بحران
چگونه مردمانـــــی هستیم؟
وقتی تئاتر به مفهوم حیات پیوند میخورد
«کیتی میچل»، «اکوفمینیسم» و سیاستِ بقا
انسان گـــرگِ انسان است
زیستــــــــن به روایــــــــت
علیـــــــه خاموشـــــــی
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید