جامعه پلتفرمی یا بیثباتی مزمن ارتباطی
۵ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۴۶
دیماه خونین ۱۴۰۴ را اگر فقط در چارچوب یک «رخداد سیاسی» یا «مسئلهای امنیتی» بفهمیم، بخش مهمی از ماجرا را نادیده گرفتهایم. آنچه در آن روزها رخ داد، پیش از هر چیز یک لحظه ارتباطی بود؛ لحظهای که در آن بحران نهفقط در خیابان، بلکه در سطح مرجعیت شکل گرفت: چه کسی حقیقت را تعریف میکند؟ کدام روایت معتبر است؟ و جامعه باید به چه منبعی اعتماد کند؟
از این منظر، مسئله اصلی نه صرفاً اعتراض، بلکه دگرگونی میدان ارتباطات است. پرسش این است آیا آنچه دیدیم، نشانه گذار ایران به یک جامعه پلتفرمی «تثبیتشده» است، یا علامت ورود به مرحلهای از «بیثباتی مزمن ارتباطی» است؟
برای پاسخ، باید میان «پلتفرمیشدن» و «تثبیت جامعه پلتفرمی» تمایز بگذاریم. پلتفرمیشدن یعنی آنکه سیاست، اقتصاد و فرهنگ بدون شبکههای اجتماعی دیگر قابلتصور نیست. در دیماه ۱۴۰۴، شبکههایی چون اینستاگرام به کانون گردش اطلاعات بدل شدند؛ روایتهای محلی با سرعتی بیسابقه ملی شدند؛ تصویر و ویدئو جای گزارش رسمی را گرفت و کنش سیاسی شکلی افقی و شبکهای پیدا کرد. در این سطح، ایران بیتردید پلتفرمی شده است.
اما جامعه پلتفرمی تثبیتشده مرحلهای فراتر است. در چنین جامعهای، کنش شبکهای پایدار میشود، نهادهای مدنی دیجیتال شکل میگیرند، اعتماد شبکهای بهصورت نهادی تثبیت میشود و روایتهای آنلاین به سازمان اجتماعی بدل میشوند. آنچه رخ داد، بیشتر انفجار شبکهای بود تا نهادینهشدن شبکهای. مرجعیت توزیع شد، اما تثبیت نشد. مشارکت گسترده بود، اما ساختارمند و پایدار نبود.
این وضع، بیش از آنکه نشانه تثبیت جامعه پلتفرمی باشد، علامت فروپاشی مرجعیت ارتباطی است. رسانههای رسمی برای بخش مهمی از جامعه دیگر مرجع معتبر نبودند. رسانههای برونمرزی و شبکههای ماهوارهای بهطور موقت نقش مرجع یافتند، اما آنها نیز نتوانستند به مرکز پایدار معنا تبدیل شوند. شبکههای اجتماعی امکان بیان و دیدهشدن فراهم کردند، اما در چارچوب منطق الگوریتمی و اقتصاد توجه عمل کردند؛ جایی که هیجان، تعارض و قطبیسازی بیش از گفتوگوی عقلانی تقویت میشود. نتیجه، تکثر روایتها بدون اجماع معنایی است.
میتوان این وضعیت را «بیثباتی مزمن ارتباطی» نامید؛ وضعیتی که در آن هیچ مرجعیتی پایدار نیست. اعتماد نهادی فرسوده شده و اعتماد شبکهای موقتی و شکننده است. روایتها با سرعت شکل میگیرند و با همان سرعت جایگزین میشوند. جامعه نه به روایت رسمی باور دارد و نه بهطور کامل به روایت آلترناتیو؛ بلکه در میان انبوهی از معناهای رقابتی معلق میماند.
این وضعیت به تثبیت جامعه پلتفرمی نمیانجامد و علت را باید در اقتصاد سیاسی ارتباطات جستوجو کرد. نخست، زیرساخت ارتباطی در ایران با تنظیمگری و مداخله شدید مواجه است. این امر پایداری شبکهای را مختل میکند و امکان شکلگیری اعتماد بلندمدت را کاهش میدهد. دوم، وابستگی گسترده به پلتفرمهای خارجی بهمعنای قرار گرفتن در چارچوب الگوریتمهای تجاری است؛ عاملیت کاربران در دل منطق سود و اقتصاد توجه تعریف میشود. سوم، فقدان یا کمبود نهادهای میانجی مستقل مانند رسانههای حرفهای دیجیتال، انجمنهای مدنی آنلاین یا شبکههای حقیقتیاب مانع نهادینهشدن کنش شبکهای است.
از این منظر، ایران در یک گذار ناتمام قرار دارد. پلتفرمی شده، اما جامعه پلتفرمی تثبیتشده نیست. مرجعیت دولتی تضعیف شده، اما مرجعیت شبکهای نیز نهادینه نشده است. این تعلیق، آینده سیاست را در برابر دو مسیر متفاوت قرار میدهد.
اولین مسیر رادیکالیزهشدن سیاست است. در شرایط بیثباتی مزمن ارتباطی، قطبیسازی تشدید میشود. نبود مرجع مشترک، امکان گفتوگوی بینگروهی را کاهش میدهد. هر موج اعتراضی میتواند انفجاریتر و کوتاهتر شود. سیاست شبکهای بینهاد، مستعد هیجان، شتاب و گسست است. اگر این روند ادامه یابد، جامعه وارد چرخهای از بحرانهای ارتباطی متوالی خواهد شد؛ هر بحران، اعتماد را بیشتر فرسایش میدهد و شکافها را عمیقتر میکند.
دومین مسیر شکلگیری نهادهای دیجیتال جدید است. بیثباتی میتواند به خودآگاهی ارتباطی بینجامد. جامعه ممکن است به ضرورت ایجاد رسانههای مستقل دیجیتال، سازوکارهای فکتچکینگ، انجمنهای مدنی آنلاین و ساختارهای شفافیت پی ببرد. در این سناریو، اعتماد شبکهای از حالت لحظهای به وضعیت نهادی منتقل میشود و کنش شبکهای از انفجار به «سازمان» تبدیل میشود.
این دو مسیر الزاماً متضاد نیستند. تجربه تاریخی فناوریهای ارتباطی نشان میدهد بیثباتی اولیه اغلب مقدمه دورهای از تنظیمگری و نهادسازی است. ممکن است مرحلهای از رادیکالیزهشدن، پیشدرآمدی بر نهادسازی باشد. مسئله کلیدی این است که آیا ظرفیت سیاسی و اجتماعی برای چنین نهادسازیای وجود دارد یا خیر؟
در بلندمدت، اگر شکاف اعتماد ترمیم نشود و سازوکارهای پاسخگویی و تکثر واقعی تقویت نشود، احتمال رادیکالیزهشدن سیاست بیشتر خواهد بود؛ زیرا بیثباتی مزمن، خستگی و خشم تولید میکند. اما اگر از دل همین بحران، نهادهای میانجی دیجیتال و شفافیت ساختاری رشد کنند، امکان گذار به مرحله تثبیت جامعه پلتفرمی فراهم میشود. آنچه مسلم است، این است که سیاست آینده ایران بیش از هر زمان دیگری در میدان «ارتباطات» رقم خواهد خورد؛ جایی که دولت، پلتفرم و جامعه بر سر تعریف حقیقت، مشروعیت و آینده در رقابتاند.
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




افسانه
انوشه جان، مقاله به موقعی بود! معتقدم در هر صورت حقیقت به هر شکل و فرمی راه خودش را پیدا می کند. در این شرایط درهم و برهم باز هم می توان سیاه را از سفید یا خاکستری تشخیص داد. امیدوارم همه در جای درست بیاستند! چون در این دوران ارتباطات نمی توان با دروغ و افترا حقیقت واضح که جلو چشم همگان در حال تبلور است را پنهان کرد.
پاینده ایران و ایرانی!