«احمد بخارایی»، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «پیام ما» از خطر پیش‌ روی جامعه ایران می‌گوید

جامعه در دو سوی شکاف





جامعه در دو سوی شکاف

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۵۰

پس از وقایع دی‌ماه فضای اجتماعی ایران به نظر می‌رسد بیش از قبل قطبی است. در چنین فضایی، تضادهای ساختاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیش از اختلاف‌نظرهای سیاسی یا عقیدتی پر‌رنگ‌تر به نظر می‌رسند. «احمد بخارایی»، جامعه‌شناس، با هشدار نسبت به تعمیق شکاف‌های اجتماعی از فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت سیاسی و افت اعتماد عمومی به‌عنوان نشانه‌های یک جامعه قطبی‌شده یاد می‌کند؛ جامعه‌ای که به‌گفته او، به‌جای حرکت دیالکتیکی به‌سوی حل تعارض‌ها، در چرخه‌ای از کینه، بی‌اعتمادی و ناامیدی گرفتار شده است.

چندین سال است بسیاری از کارشناسان اجتماعی و ناظران سیاسی خطر قطبی‌شدن جامعه ایران را هشدار می‌دهند، اختلاف‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و برخی وقایع مانند دی‌ماه امسال بر تشدید این فضای قطبی‌شده تأثیر بسیار زیادی گذاشته است.

جامعه‌شناسان درباره قطبی‌شدن جامعه‌ای سخن می‌گویند که در آن گروه‌ها و افراد به دو یا چند قطب متضاد تقسیم شده‌اند و تعامل، اعتماد و همبستگی اجتماعی میان آنها کاهش یافته است. در چنین جامعه‌ای، اختلافات فراتر از تفاوت نظر است و به تضادهای ساختاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تبدیل می‌شود. «رابرت پاتنام» در مطالعاتش نشان داده که کاهش سرمایه اجتماعی -شامل اعتماد، شبکه‌های اجتماعی و مشارکت مدنی- یکی از شاخص‌های اصلی قطبی‌شدن جامعه است.

از نگاه «امیل دورکیم»، چنین شرایطی با تضعیف هنجارها و افزایش آنومی همراه است؛ یعنی شکاف میان انتظارات اجتماعی و واقعیت‌های زندگی روزمره به احساس بی‌قدرتی و درماندگی جمعی منجر می‌شود. «چارلز تیلی» و «جفری کولمن» نیز بر ارتباط قطبی‌شدن با کاهش مشارکت سیاسی و افزایش بی‌اعتمادی به نهادها تأکید کرده‌اند.

پیامدهای روانی و اجتماعی جامعه قطبی‌شده شامل افزایش خشونت جمعی، انزوا، ناامیدی و کاهش اعتماد اجتماعی است. پژوهشگرانی مانند «سیدنی تارو» نشان می‌دهند چنین شرایطی می‌تواند شدت اعتراضات و تنش‌های اجتماعی را افزایش دهد.

جامعه‌شناسان معتقدند تنها راه مقابله با این وضعیت، تقویت گفت‌وگو میان گروه‌ها و نهادهای مدنی، ثبت و تحلیل و واکاوی مسائل از سوی رسانه‌ها، اساتید دانشگاه و بازسازی اعتماد و افزایش مشارکت اجتماعی است تا شکاف‌های عمیق به‌تدریج کاهش یابد و انسجام اجتماعی دوباره شکل گیرد. «پیام ما» در این رابطه با «احمد بخارایی» جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی به گفت‌وگو پرداخته است.

بخارایی در این گفت‌وگو به ریشه‌یابی دلایل دوقطبی‌های موجود در جامعه ایران که پس از وقایع دی‌ماه امسال عمیق‌تر شده‌اند، می‌پردازد و ضمن توصیف وضعیت کنونی جامعه علمی کشور ‌راه‌های کاهش این دوقطبی‌ها را برمی‌شمارد.


در جامعه امروز ایران، نوعی دوقطبی اجتماعی شکل گرفته که نه‌تنها بین مردم و حاکمیت وجود دارد، بلکه حتی بین خود مردم نیز مشاهده می‌شود. همچنین، ناامیدی گسترده‌ای در سطح جامعه وجود دارد. ریشه این دوقطبی چیست، چه آسیب‌هایی ایجاد می‌کند و چشم‌انداز آینده چگونه است؟

جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن همبستگی اجتماعی وجود داشته باشد و گسست اجتماعی به حداقل رسیده باشد. این همبستگی اجتماعی، همان چیزی است که در علوم اجتماعی به‌عنوان سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود.

سرمایه اجتماعی دو بعد اصلی دارد؛ مشارکت و اعتماد. مشارکت یعنی تمایل و فعالیت مردم در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اعتماد، یعنی باور به اینکه دیگران و نهادها با انصاف و مسئولیت‌پذیری عمل می‌کنند. در ایران، هر دو این مؤلفه‌ها با تهدید جدی مواجه شده‌اند.


این دو موضوع را کمی‌ بیشتر باز می‌کنید؟

مشارکت اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص‌های سلامت جامعه است. برای مثال، در انتخابات مجلس ۱۴۰۲، میزان مشارکت در بسیاری از حوزه‌ها به زیر ۴۰ درصد رسید، در تهران حتی حدود شش تا هفت درصد بود. این کاهش مشارکت نشان می‌دهد مردم اعتماد خود را به نظام سیاسی از دست داده‌اند و احساس می‌کنند رأی آنها تأثیری ندارد.

 در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ نیز، در دور اول کمتر از ۴۰ درصد مردم شرکت کردند و برای اولین‌بار میزان مشارکت به زیر ۵۰ درصد رسید. این آمارها نمایانگر هشدار مهمی هستند؛ یعنی جامعه در حال هشدار دادن به حاکمیت است که سیاست‌ها و عملکرد شما قابل‌قبول نیست، اما پاسخ مناسبی داده نشده است.


بی‌اعتمادی چه پیامدهایی دارد؟

بی‌اعتمادی تأثیرات گسترده‌ای دارد. وقتی مردم اعتماد ندارند، نه‌تنها در انتخابات مشارکت نمی‌کنند، بلکه در فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیز مشارکت کمتری دارند. این کاهش مشارکت باعث می‌شود سرمایه اجتماعی تحلیل برود و جامعه دچار گسست اجتماعی شود. نمونه ملموس این بی‌اعتمادی، عدم اعتماد مردم به صداوسیما است؛ رسانه‌ای که به‌عنوان مرجع رسانه‌ای دولتی شناخته می‌شود، دیگر قادر به جلب اعتماد نیست و مردم به رسانه‌های خارجی و شبکه‌های ماهواره‌ای روی می‌آورند.


این دوقطبی و کاهش اعتماد چه تأثیری بر جامعه و نهادهای مدنی دارد؟

پیامدهای آن گسترده است. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، فاصله میان جامعه و حاکمیت بیشتر می‌شود، اعتماد کاهش می‌یابد و ناامیدی افزایش می‌یابد. نمونه بارز این موضوع اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است. مردم بخشی از جامعه با خشم شدید به خیابان آمدند و بخش دیگری از مردم از سیاست‌های حاکمیت حمایت کردند.

این دوقطبی منفی به‌جای ایجاد تضاد سازنده یا دیالکتیک اجتماعی، تبدیل به کشمکش و فاصله شدید شده است. در دیالکتیک اجتماعی، تضادها باید به سنتز و حرکت به‌سمت حل مسائل منجر شوند، اما در ایران این تضادها به تعمیق شکاف‌ها و افزایش کینه و خشونت تبدیل شده‌اند.


چرا بین مردم دوقطبی دیده می‌شود؟

 دلیل اصلی آن ریشه در نظام معرفتی و ایدئولوژیک ایران دارد. جامعه ایران تاریخی طولانی با ایدئولوژی دارد و وقتی این ایدئولوژی از حوزه خصوصی به حوزه عمومی منتقل شود، گروهی تابع و مرید آن می‌شوند و گروه دیگری مخالف شدید آن خواهند بود. نتیجه این است که جامعه به دو قطب شدید تقسیم می‌شود، گروه‌هایی که هرگز واقعیت‌های اجتماعی را نمی‌بینند یا تحلیل علمی را نادیده می‌گیرند و گروه‌هایی که خواهان تغییر و اصلاح هستند. ایدئولوژی در عرصه عمومی به‌جای ایجاد اتحاد، باعث تشدید اختلافات و ناتوانی در گفت‌وگو و حل مشکلات می‌شود.


این ایدئولوژی‌زدگی چه تأثیری بر دانشگاه و روشنفکران دارد؟

بسیاری از اساتید و پژوهشگران تحت فشارهای ایدئولوژیک نمی‌توانند فارغ از چارچوب ایدئولوژیک تحقیق کنند. حتی جامعه‌شناسان و روانشناسان تحصیلکرده مجبورند مطابق نظام معرفتی عمل کنند. درنتیجه، تحلیل‌های علمی محدود و بعضاً غیرواقعی می‌شوند و مسائل اساسی اجتماعی پنهان می‌مانند. این وضعیت باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های کلان براساس واقعیت‌های ناقص یا نادرست انجام شود و مشکلات اجتماعی و اقتصادی تشدید شوند.


نقش جامعه‌شناسی در این شرایط چیست؟

 جامعه‌شناسی باید واقعیت‌ها را بدون تعصب و با متدولوژی مشخص تحلیل کند. جامعه‌شناس باید فارغ از ارزش‌ها و ایدئولوژی‌ها، شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را بررسی کند و پیامدها و روندها را روشن سازد. حتی در شرایط دشوار، ادامه تحلیل علمی می‌تواند به فهم بهتر جامعه و تصمیم‌گیری‌های مؤثر کمک کند و شکاف بین مردم و حاکمیت را کاهش دهد.


آیا می‌توان به کاهش این دوقطبی‌ها امیدوار بود؟

 بله، اما مسیر دشوار است. هابرماس در نظریه حوزه عمومی می‌گوید گفت‌وگو مهم‌ترین ابزار برای کاهش تضاد و افزایش همدلی است. اگر جامعه‌شناسان، رسانه‌ها و نهادهای مدنی این گفت‌وگوها را ادامه دهند، حتی حداقلی، می‌توانند به کاهش خشونت و ایجاد درک متقابل کمک کنند. این گفت‌وگوها حتی اگر در ابتدا محدود و کم‌اثر باشند، به‌تدریج به ایجاد کانال‌های ارتباطی و کاهش سوءتفاهم‌ها کمک می‌کنند.


این دوقطبی به‌همراه بحران اقتصادی، فقر و نابرابری، چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و روان جامعه دارد؟

فقر، تورم و نابرابری باعث ناامیدی، کاهش انگیزه و افزایش خشونت و کینه می‌شوند. وقتی مردم مشاهده می‌کنند حتی اقشار بالای جامعه تحت‌فشار اقتصادی هستند و مشکلات قشرهای پایین نادیده گرفته می‌شود، خشم اجتماعی تشدید می‌شود و اعتماد عمومی کاهش می‌یابد. این شرایط سلامت روان و امید اجتماعی را تهدید می‌کند و فشار روانی و اجتماعی را افزایش می‌دهد.


چه ابزارهایی در اختیار جامعه و گروه‌های مرجع برای کاهش این دوقطبی‌ها است؟

رسانه‌ها واسطه انتقال اطلاعات و تحلیل هستند. وقتی رسانه‌ها گفت‌وگو و تحلیل‌های علمی را منتشر می‌کنند، حتی اگر حداقلی باشد، به کاهش سوءتفاهم‌ها و خشونت کمک می‌کند. اما رسانه‌هایی که فقط مواضع ایدئولوژیک یا تبلیغاتی دارند، عمق دوقطبی و فاصله بین مردم و حاکمیت را افزایش می‌دهند.

گروه‌های دیگری مانند نهادهای مدنی، اساتید دانشگاه‌ها و جامعه‌شناسان باید واقعیت‌ها را ثبت و تحلیل کنند، از تحلیل‌های علمی کوتاه نیایند و حتی در فضای محدود، گفت‌وگو و آگاهی‌رسانی را ادامه دهند. نگاه سیاه و سفید ممنوع است؛ باید به خاکستری‌ها توجه و حتی حداقل تعامل‌ها را حفظ کرد.


و درنهایت، چشم‌انداز آینده چیست؟

مسیر دشوار است و موانع ساختاری زیادند. ایران جامعه‌ای خاص و پیچیده دارد؛ رشد دلار از ۱۵۰۰ تومان در ۱۳۹۰ به بیش از ۱۶۵ هزار تومان در سال ۱۴۰۴، نشان‌دهنده تحولات اقتصادی شدید است. اما با استمرار گفت‌وگو، تحلیل علمی و انتشار واقعیت‌ها، حتی حداقلی، می‌توان دوقطبی را کاهش داد، خشونت را کنترل کرد و امید حداقلی را به جامعه بازگرداند. جامعه‌شناسان، رسانه‌ها و نهادهای مدنی ابزارهای مهم این مسیر هستند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانه‌ای و مراقبت‌های ضروری در روزهای جنگ

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

سپیدپوشان ناراضــی

وقتی تعرفه‌گذاری پرستاری به بی‌عدالتی دامن می‌زند

سپیدپوشان ناراضــی

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آب‌وخاک هشدار دادند

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی می‌کند

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

هشدار درباره پیامدهای دوقطبی‌سازی اجتماعی

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفه‌بگیران نیروهای مسلح

نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفه‌بگیران نیروهای مسلح

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه