پیگیری «پیام ما» از وضعیت مقرنسهای حافظیه که شش ماه پیش فروریختند
هشدار از قلب ترکخورده حافظیه
۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۵۰
|پیام ما| هر سال در لحظه تحویل سال، مجموعه تاریخی و فرهنگی حافظیه با حضور هزاران بازدیدکننده رکورد بازدید را میشکند، اما وضعیت حفاظت و نگهداری از این مجموعه همچنان نامطلوب به نظر میرسد. مهرماه امسال، بخشی از مقرنسهای بنای تاریخی «قوامی» فرو ریخت؛ تخریبی که نشاندهنده فرسایش گستردهای در این بنا بود. فرسایشی که بهزعم کارشناسان میراثفرهنگی نتیجه این است که بنا بهموقع پایش نشده و فرسایش تدریجی منجر به تخریبی در این سطح شده است. با گذشت شش ماه از حادثه، مرمت این بخش هنوز به اتمام نرسیده است. معاون میراثفرهنگی فارس از تلاش برای پایان پروژه مرمت تا پیش از نوروز خبر میدهد، اما کارشناسان معتقدند برای اجرای دقیق و اصولی ضوابط مرمت، زمان بیشتری نیاز است.
بنای آرامگاهی منسوب به خاندان قوامالملک شیرازی (قوامی) در اوایل دوره پهلوی اول و به سبک بناهای قاجاری ساخته شده است. مقرنسهای ظریف بخش ورودی بنا یکی از شاخصههای اصلی آن محسوب میشود. همان مقرنسهایی که مهرماه امسال بر اثر فرسایش و رانش بنا فرو ریخته و هنوز مرمت نشده است. نبود نظارت مستمر و پایش مداوم بناهای تاریخی باعث بروز چنین تخریبهایی میشود. تخریبهایی که بهتدریج و در طول زمان اتفاق میافتد، اما جبران و مرمت اصولی آن ماهها به طول میانجامد و هزینههای هنگفت دارد؛ درصورتیکه همواره پیشگیری کمتر از درمان هزینهبر است.
درباره اهمیت بنای قوامی
بنای قوامی متعلق به اوایل دوره پهلوی اول است، اما با الگوهای معماری قاجاری ساخته شده؛ دورهای انتقالی که استادکاران سنتی هنوز فعال بودند، اما مصالح جدید وارد کار شده بود. همین ترکیب، امروز به یکی از نقاط آسیبپذیر این بناها تبدیل شده است. در چنین بناهایی، مقرنس صرفاً تزئین نیست. این عنصر معماری بخشی از سیستم انتقال بار و توزیع وزن سقف محسوب میشود. بنابراین، ریزش آن تنها بهمعنای آسیب بصری نیست، بلکه نشانهای از خستگی سازه و ضعف در پیوستگی ملاتها به شمار میرود. به بیان دیگر، حادثه اخیر یک فروریزش محدود نیست؛ نشانهای است از آغاز فرسودگی گستردهتر.
پس از ثبت ملی مجموعه در دهه ۵۰ خورشیدی و ممنوعیت دفن در بناهای تاریخی، برخی ساختمانهای پشت آرامگاه دیگر کاربری آرامگاهی پیدا نکردند و در اختیار انجمن دوستداران حافظ قرار گرفتند. بنای قوامی نیز سالها بهعنوان کلاسهای آموزشی حافظشناسی استفاده میشد. همین موضوع، نکته قابلتأملی در خود دارد؛ بنایی که بهطور مستمر مورد استفاده فرهنگی قرار دارد، فاقد پایش سازهای مستمر بوده است. کارشناسان میگویند در بناهای تاریخی فعال، نظارت باید بیشتر از بناهای متروک باشد، زیرا حضور انسان، تغییر رطوبت، ارتعاش و استفاده مداوم، روند فرسایش را سرعت میدهد.
رانش بنا منجر به تخریب مقرنسها شده
«صادق زارع»، معاون میراثفرهنگی استان فارس، درباره پیشرفت پروژه مرمت مقرنسهای بنای قوامی میگوید: «کار مرمت، بهویژه مرمت این بخش از بنا که فروریخته و یزدیبندی است، حساسیت خاصی دارد. علاوهبراین، وقتی وارد کار مرمت شدیم و پشت مقرنسها را بررسی کردیم، حجم زیادی نخاله مشاهده شد که طی سالها در این قسمت جمع شده بود. به همین دلیل، اولویت مرمت بر سبکسازی و استحکامبخشی سازه قرار گرفت و پس از آن به مرمت تزئینات و مقرنسها پرداخته شد. در این چند ماه، استحکامبخشی این بخش انجام شده و فاز بعدی، مرمت یزدیبندیهاست.» بهگفته زارع، کار یزدیبندی بهدلیل استفاده از آجر و نیاز به ساخت همه قطعات کوچک با دست، هنوز در مرحله آجرکاری و نماچین تزئینات است. او تأکید میکند: «تمام تلاشمان این است که مرمت تا نوروز به پایان برسد، اما با توجه به ظرافتهای کار، ممکن است نیاز به زمان بیشتری باشد. بااینحال، کیفیت مرمت اولویت ماست. اگر تا نوروز پروژه به اتمام نرسد، محوطه کارگاه مرمت بهنحوی پوشش داده میشود که برای بازدیدکنندگان قابلمشاهده باشد، اما جلوه زنندهای در مجموعه نداشته باشد.»
ریزش مقرنسها با نگاهی به کارکرد مقرنس در بناهای تاریخی، ریشه در یک مشکل بزرگتر دارد، مشکلی که زارع هم در سخنانش به آن اشاره میکند: «مطالعات کلی در بخشهای دیگر بنا انجام شده است. بخشی که مقرنسهایش فرو ریخته، دچار نشست در پایهها بوده که این نشست باعث رانش بنا و درنهایت، منجر به ریزش مقرنسها شده است. بررسی کارشناسان نشان داد سازههای کششی بنا هم در اثر این رانش آسیب دیدهاند. در مجموع میتوان گفت پایش وضعیت کلی بنا نشان میدهد وضعیت دیگر بخشها بهاندازه این قسمت بحرانی نیست. البته این بهمعنای آن نیست که بخشهای دیگر نیاز به مرمت ندارند، اما در حال حاضر اولویت با همان قسمتی است که دچار رانش و تخریب شده است.»
بهگفته زارع، کل پشتبام بناهای آرامگاهی مجموعه سبکسازی، عایقبندی و کففرش شده است و برنامهریزیهایی برای مرمت قسمتهای چوبی و تأسیساتی مجموعه حافظیه در دستورکار است و تا پایان سال به اتمام میرسد. در بخش داخلی آرامگاهها هم قرار است پروژههای مرمتی تعریف شود و با بودجه میراثفرهنگی و متولیان این بناها اجرایی شود.
لزوم پایش اصولی بناهای تاریخی
پایش مستمر و دقیق بناهای تاریخی یکی از اصول بنیادین حفاظت و مرمت است. بناهای فعال که بهطور مستمر مورد بهرهبرداری با کاربریهای مختلف هستند، بهدلیل نوسانات دما و رطوبت، ارتعاش و رفتوآمد مداوم انسان، روند فرسایش سریعتری دارند و آسیبهای سازهای و تزئینی میتوانند بهسرعت در آنها پیشروی کند. از دیدگاه تخصصی مرمت، پایش دورهای شامل بررسی وضعیت مصالح، چککردن اتصالات سازهای، رصد ترکها و نشستها، و ثبت تغییرات ظاهری و عملکردی بنا است. این فرایند به شناسایی نقاط آسیبپذیر پیش از وقوع حوادث جدی کمک میکند و امکان برنامهریزی برای انجام مرمت پیشگیرانه را فراهم میآورد.
اما اتفاقی که در اکثر قریب به اتفاق بناهای تاریخی ایران میافتد، نبود چنین پایشی حتی در بناهای ثبتشده است. مسئلهای که میتواند منجر به ریزش ناگهانی و تخریبهای جبرانناپذیر در تزئینات و یا قسمتهای اصلی بنا شود. علت این امر هم این است که نشانههای اولیه فرسودگی ممکن است غیر قابلمشاهده باقی بمانند، نشانههایی که تنها با پایش و رصد کارشناسانه قابلرؤیتاند. مرمت اصولی نهتنها بعد از تخریب، بلکه پیشازآن، با پایش مستمر و سیستماتیک آغاز میشود تا ایمنی، پایداری سازه و حفظ ارزشهای تاریخی تضمین شود.
اینکه مرمت مقرنسهای بنای قوامی تا نوروز به پایان میرسد یا نه، یک سؤال است، اما سؤال مهمتر این است که بناهای تاریخی تا کی قرار است قربانی نگاههای مدیرانی باشند که تنها بعد از بروز فاجعه بهدنبال علاج و درماناند و هیچ رویکرد پیشگیرانه و اصولی برای حفاظت از بناهای تاریخی ندارند. مسئله اینجاست که همین مدیران حتی گوش شنوایی برای هشدارهایی که کنشگران و کارشناسان و دغدغهمندان میراثفرهنگی میدهند، هم ندارند. دستاورد این سهلانگاریها تخریبهایی است شبیه آنچه در حافظیه اتفاق افتاد.
حفاظت از بناهای تاریخی فراتر از مرمتهای موردی است. تجربه حافظیه نشان میدهد حتی بناهای ثبتشده و پرکاربرد، بدون پایش مستمر و اقدامات پیشگیرانه، در معرض فرسودگی قرار دارند. مرمت اصولی، که تلفیقی از استحکامبخشی سازه و مرمت دقیق تزئینات است، نیازمند زمان، منابع مالی و تخصص فنی است؛ اما این تلاشها تنها زمانی ارزشمند خواهند بود که با برنامهریزی مداوم و پایش دورهای همراه شوند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود
گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی
وزارت میراثفرهنگی اعلام کرد
رفع موانع اجرایی ۱۷۷ طرح سرمایهگذاری گردشگری با استفاده از ظرفیت ستاد تسهیل
تپه فردیس قرچک در آستانه فرسایش خاموش
حفاری غیرمجاز در سایه خلأ حفاظت از مسجد تاریخی پیر پنهان لار
تأکید مدیرکل میراثفرهنگی بر رعایت ضوابط حفاظتی در روستای جهانی کندوان
آغاز فصل چهارم کاوشهای باستانشناسی در محوطه تاریخی چغا گلان مهران
تاریخ در محاصره زمان
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید