فعالیت‌های هنری چگونه می‌توانند به پناهگاهی امن برای کودکان در روزهای بحرانی تبدیل شوند؟

هنر علیه ترس





هنر علیه ترس

۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۱۸

موشکی که در آسمان جای خورشید را گرفته، یک دیو یا اژدها و رنگ‌ها به‌جای لغات روی کاغذ می‌نشینند تا پل ارتباطی میان کودکان و بزرگسالان باشد. در بحران‌های اجتماعی که کمتر خبری از زندگی روزمره است و کودکان بیشتر در معرض اخبار و احوالات نامناسب بزرگسالان قرار می‌گیرند، فعالیت‌های هنری راهی هستند تا کودک بتواند احساسات خود را نشان دهد. هنردرمانی ساختارمند، ابزاری برای کودک است تا خاطرات دشوار را پردازش و با استرس مقابله کند. به همین دلیل لازم است والدین یا مراقبان کودک، به هنر اعم از موسیقی، تجسمی، نمایشی و ادبیات به‌عنوان شکلی از برقراری ارتباط با آنان نگاه کنند. در این گزارش، مربیان هنر کودکان از اهمیت این موضوع و تجربه‌های خود در فعالیت با این گروه در بحران‌های اجتماعی می‌گویند.

Download


کودکان در مواجهه با بحران‌ها اعم از بلایای طبیعی، جنگ یا بحران‌های اجتماعی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. در یک ماه اخیر که شرایط کشور تغییر کرد، فعالان حقوق کودک و روان‌شناسان بارها درباره نحوه مراقبت و لزوم دور نگه‌داشتن آنان از اخبار صحبت کرده‌اند. در این شرایط، هنر یکی از راه‌هایی است که کودک بتواند درک و احساساتش را از شرایط بیان کند. هنر به آنان اجازه می‌دهد عواطف خود را برون‌ریزی کنند تا ترس، اضطراب و خشم در وجودشان باقی نماند و جلسات منظم هنری، احساس امنیت را به آنان بازمی‌گرداند.


هنردرمانی برای برون‌ریزی عواطف کودکان

«مرضیه بقایی»، سوپروایزر هنر مدرسه «بادبادک»، تجربه فعالیت با کودکان گروه سنی ۶ تا ۱۲ سال را داشته است. او در بحران‌ها و به‌خصوص پس از جنگ دوازده‌روزه دیده است که چگونه هنر می‌تواند روح کودکان را التیام ببخشد: «طبق تجربه این سال‌ها، به‌خصوص امسال و بعد از دو اتفاق مهم، کودکان از هنر به‌عنوان ابزاری برای برون‌ریزی احساساتشان استفاده می‌کنند و آثاری که به‌ویژه در هنرهای تجسمی خلق می‌کنند، بسیار رنگ‌وبوی اتفاقات بیرونی را دارد. ممکن است به‌عنوان بزرگسال والد یا مربی در ابتدا از آثار آنان شوکه شویم، ولی وقتی که رهایشان می‌کنیم تا تمام اتفاقات وجودشان را با هنر بیان کنند، می‌تواند نقش یک کاتالیزور برای آرام‌کردنشان را ایفا کند.»

او درباره نوع بیان کودکان سنین مختلف در خروجی فعالیت‌های هنری‌شان می‌گوید: «در شرایط بحرانی، کودکان با سنین پایین‌تر، احساساتشان را به‌شکل سمبلیک به تصویر می‌کشند و آن را به‌صورت اژدها و دیو نشان می‌دهند. در سنین بالاتر کودکی، آثار آنها از حالت سمبلیک خارج و واقعی می‌شود؛ مثلاً موشک یا بمبی را نقاشی می‌کند و کنار آن حتی می‌نویسد تصویری که نقاشی کرده است، چیست.»

بقایی درباره تجربه فعالیتش با کودکان در جنگ دوازده‌روزه توضیح می‌دهد: «درست است به‌عنوان بزرگسال با کودکان هم‌سو هستیم، اما نقش مربی و والدین درباره هنر اهمیت دارد. به این معنا که موضوعاتی را با کودکان مطرح می‌کنیم که در مقابل احساسات کودکان قرار داد. برای مثال، اگر احساس ناامیدی می‌کنند، راجع به امید حرف می‌زنیم؛ اگر راجع‌به جنگ کار می‌کنند، درباره صلح به آنها می‌گوییم. بعد از جنگ، از بچه‌ها خواستیم یک کار گروهی را در چند مرحله انجام دهند؛ شهری که وجود دارد و شهری که دوست دارند وجود داشته باشد. به‌عنوان یک معلم می‌دیدم چقدر این دو موضوع برایشان متفاوت است.»

او درباره احساسات کودکان می‌گوید که بسیار در لحظه زندگی می‌کنند؛ در لحظه می‌ترسند و در لحظه هم ترس را فراموش می‌کنند: «آن چیزی که ما می‌خواهیم اتفاق بیفتد، این است که اگر تاریکی می‌بیند، نور را هم ببیند. درواقع، این احساسات منفی شرایط بحرانی، در مقطعی که در کنار دوستانش است و فعالیتی انجام می‌دهد، از بین می‌رود. پیش آمده است که بعضی بچه‌ها با توجه به شرایطی که در خانواده دارند، آسیب جدی‌تری ببینند و مسلماً این گروه با یک جلسه حالشان بهتر نمی‌شود. شاید حتی نیاز به بازی‌درمانی و هنردرمانی طولانی باشد تا کودک بتواند برون‌ریزی بیشتری داشته باشد.»

بقایی نقش والدین را در مقاطع بحرانی بااهمیت می‌داند: «اگر محیط خانه امن و کودک کمتر در معرض اخبار باشد، اضطراب کمتری دارد؛ اما هر چقدر کودک محیط روانی ناامن‌تری را تجربه کرده باشد، ترس و اضطراب بیشتری دارد و هنر هم در بازه زمانی طولانی‌تر می‌تواند به او کمک کند. حتی ممکن است نیاز به کمک‌گرفتن از متخصص وجود داشته باشد.»


از طبیعت برای کودکان کمک بگیریم

«علی جانب‌الهی» فعال حوزه کودک است که تجربه فعالیت‌های هنری متفاوتی را با کودکان دارد. از دیدگاه او، در ابتدا باید رده سنی کودکان را متفاوت در نظر گرفت: «من آنها را به کودکان پیش‌از‌دبستان و کودکان دبستانی تقسیم‌بندی می‌کنم. حتی کودکان اول تا سوم دبستان را از چهارم تا ششم جدا می‌دانم؛ چراکه هنر و شیوه‌های آموزشی برای کودکان متفاوت است. همچنین، باید موقعیت جغرافیایی و بحرانی ایران را در نظر گرفت.»

از دیدگاه جانب‌الهی، بازی‌کردن در قالب‌های مختلف مانند هنرهای تصویری، تجسمی، ادبیات و موسیقایی اهمیت دارد: «بازی‌ها سرچشمه بسیاری از هنرها هستند که فضای مطلوبی را برای کودکان به‌ وجود می‌آورد تا بتوانند این دوران را بگذارند.»

او درباره چگونگی فعالیت‌های هنری در قالب بازی توضیح می‌دهد: «در این شرایط، روان کودک در وضعیت آسیب‌زا است و به یک ساماندهی نیاز دارد. راه‌های ساماندهی روان کودک که یکی از بهترین‌های آن بازی‌ها هستند، در قالب‌های هنری یا فعالیت‌های سرگرم‌کننده می‌تواند ابزاری برای بیان احساسات و روانشان باشد.»

جانب‌الهی درباره اهمیت ایجاد زمینه‌هایی برای برون‌ریزی عواطف کودکان اضافه می‌کند: «حتی تشکیل گروه‌هایی که کودکان بتوانند در آن صحبت کنند هم می‌تواند مفید باشد. مثلاً قصه‌ای خوانده شود و زمینه‌ای برای گفت‌وگو با کودکان فراهم کند. شاید گروهی از کودکان، اهل صحبت‌کردن نباشند و باید راه‌های دیگری را در نظر گرفت، اما لازم است که این برون‌ریزی کودکان هدفمند باشد.»

به‌گفته این فعال حوزه کودک، باید با این فعالیت‌ها ذهن آنان را رها کرد تا گره‌های ذهنی‌شان باز شود: «در این شرایط هر چیزی که بتواند این گره‌ها را باز کند، برای کودکان لازم است و نباید اجازه دهیم این گره کور شود. حتی برای مثال، لازم است چنین تجربه‌هایی را به فضای بزرگتری مانند طبیعت پیوند زد. وقتی کودک را از طریق این برنامه‌ها به طبیعت پیوند بزنیم، طبیعت می‌تواند برای آنها راهگشا باشد و روانشان را پالوده کند.»


تجربه قصه‌گویی میان آوار

«وحید خسروی»، کارشناس هنرهای نمایشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. سال ۱۳۹۶ که سرپل‌ذهاب کرمانشاه زلزله آمد، ساختمان کانون پرورش فکری در این شهرستان خراب شده بود. دسترسی به همکارانشان نداشتند و با ماشین سیار کانون رفتند تا وضعیتشان را پیگیری کنند. داخل ماشین سیار کانون، کتاب‌ها بودند و عروسک خسروی که با آن عروسک‌گردانی می‌کرد. او در آن لحظه عزیمت به کرمانشاه نمی‌دانست قرار است برای زمان طولانی آنجا بماند.

خسروی روایتش را این‌طور شرح می‌دهد: «صرفاً رفته بودیم تا از مناطق زلزله‌زده بازدید کنیم. در طول این بازدید، در نقاطی که کودکان بودند، به‌طور اتفاقی عروسکم را آوردم و با آنها بازی کردم.»

او متوجه شد با وجود اینکه این کودکان در کانون زلزله بودند و خانه‌هایشان خراب شده بود، اما درکی از فضا به‌شکل بزرگسالان نداشتند: «بنابراین، فکر کردم من امدادگر نیستم که بتوانم کمک کنم، کار من هنری و فرهنگی است و در این زمینه باید کاری را که از دستم برمی‌آید، انجام دهم. این شروع ماجرا بود که باعث شد در مناطق زلزله‌زده بمانم و تا زمانی که نور بود و بچه‌ها بیدار بودند، محله به محله می‌رفتم و برای بچه‌ها قصه می‌گفتم و بازی می‌کردیم.»

او درباره میزان ترس و اضطراب کودکان در آن دوران و نحوه برون‌ریزی عواطفشان توضیح می‌دهد: «بعضی از آنان احساس ترس و اضطراب زیادی داشتند. حتی کودکی بود که می‌ترسید داخل چادر بماند و چادر بر سرش آوار شود. بنابراین، خیلی اوقات کودک از استرس و ترس وارد جمع نمی‌شد یا از مادرش فاصله نمی‌گرفت. اما فضای عروسک‌گردانی و قصه‌گویی او را رها می‌کرد و می‌توانست ارتباط بگیرد.»

خسروی اضافه می‌کند در این مدتی که با کودکان نقاشی، فعالیت‌های عروسکی و بازی انجام می‌داد، از فضای اضطراب دور می‌شدند: «از جایی به‌بعد بچه‌ها بهتر من را می‌شناختند؛ با من راحت‌تر بازی می‌کردند و نقاشی می‌کشیدند.»

او درباره اهمیت فعالیت‌های هنری در شرایط بحرانی کنونی معتقد است: «ازآنجاکه زبان هنر، زبانی است که کودکان به‌وسیله آن به‌راحتی می‌توانند برون‌ریزی و احساساتشان را قالب کار هنری بیان کنند، بنابراین، صد درصد در این شرایط لازم است. در این وضعیت، با فعالیت‌های هنری از یک‌سو کودک را از اضطراب دور نگه‌ می‌داریم و از سوی دیگر، اگر قرار است از موضوعی آگاه شود، روی خشن ماجرا را به او نشان نمی‌دهیم.»

به‌گفته خسروی، در این شرایط ناگزیریم آگاهی‌هایی به کودکان بدهیم، اما اگر بتوانیم با هنر، آنان را به فضای دیگری ببریم، تأثیر خود را می‌گذارد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت