کنشگران میراثفرهنگی از وضعیت آثار و محوطهها در روزهای ملتهب ایران میگویند
میراث تاریخی در بحران فرو میریزد
در روزهای اخیر اخبار و گزارشهای متعددی از افزایش «حفاریهای غیرمجاز» در سراسر کشور به «پیام ما» رسیده است
۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۱۰
|پیام ما| «اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون توجه و حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر میشود و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.» این جمله «مهدی تمیزی» شاید چکیده دیدگاه ده کنشگر میراثفرهنگی در شهرها و استانهای مختلف ایران باشد که در گفتوگو با «پیام ما» از وضعیت امروز میراثفرهنگی گفتند. کسانی که بیش از یک دهه است که در این حوزه فعالیت دارند و بهخوبی با چالشها و مشکلات آن آشنا هستند.
در این روزها که نهفقط حال میراثفرهنگی که حال ایران ما خوش نیست، از دغدغهمندان درباره راههای حفاظت بهتر از این میراث پرسیدیم، اینکه چه باید کرد تا پس از گذر از بحران، میراثی داشته باشیم تا به آیندگان بسپاریم. اینکه در روزهایی که همه ما داغدار فرزندان این سرزمینایم، چطور حواسمان به میراث پدرانمان باشد. «سیاوش آریا» معتقد است در این روزها باید بیشتر از همیشه نگران میراث باشیم؛ چون بیپناهتر است و آسیبپذیرتر از همیشه. کنشگران و دوستداران میراثفرهنگی هر کدام در گوشهای از ایران در حد توان برای حفظ این سرمایه ارزشمند تلاش میکنند و چهبسا سرزنشهایی بشنوند از اطرافیانی که معتقدند «این روزها وقت توجه به مسائل دیگری است.» اما عاشقان میراثفرهنگی میدانند چرا امروز باید این میراث را حفظ کرد و چرا باید برای سرنوشتش نگران بود.
در روزهای اخیر اخبار و گزارشهای متعددی از تخریبهای عامدانه و افزایش حفاریهای غیرمجاز به دست ما رسیده است؛ وضعیتی که نشان میدهد سودجویان از شرایط عمومی کشور سوءاستفاده کرده و به جان میراثفرهنگی افتادهاند و بیوقفه مشغول کارند. در چنین وضعیتی، فعالان و کنشگران میراثفرهنگی در نقاط مختلف کشور تلاش میکنند با حضور و اقدام خود از این سرمایههای ملی محافظت کنند. آنها با سرکشیهای داوطلبانه و پایشهای مستمر تنها کسانی هستند که حواسشان به این میراث ارزشمند است. اما نگرانیهایی هم دارند که تنها بخشی از آن در این گزارش منعکس شده است.
تعهد و تخصص؛ حلقههای گمشده حفاظت از میراثفرهنگی
بیش از دو دهه از کنشگری «مهدی تمیزی» در حوزه میراثفرهنگی استان اصفهان میگذرد. او معتقد است وضعیت میراثفرهنگی نهفقط در سالهای اخیر که سالهاست بسیار وخیم است: «معتقدم اگر روزی وزارت میراثفرهنگی تعطیل شود، میراثفرهنگی ما بهتر اداره خواهد شد.» میگوید هر بار که گذشته این حوزه را با وضعیت امروز مقایسه میکند، حسرت میخورد: «ما زمانی زندهیاد «حسین معارفی» را داشتیم که خانه خودش را فروخت تا بتواند آجر مرغوب برای مرمت میدان نقش جهان تهیه کند. اما امروز وزارت میراثفرهنگی و ادارات وابسته به آن، بیشتر به ادارهای تبدیل شده که کارکنانش صبح میآیند و ظهر میروند و اگر پروندهای بود، رسیدگی میکنند. در بسیاری از موارد، زمانی که یک اثر ارزشمند و دردانه میراثی در شهری آسیب میبیند، وزارت میراثفرهنگی تقریباً آخرین جایی است که واکنش نشان میدهد؛ درحالیکه این وزارتخانه و ادارات تابعه باید نقش پاسداران میراثفرهنگی را ایفا کنند.»
او تأکید میکند اگر نهادهایی مانند شهرداریها یا اداره اوقاف به یک اثر تاریخی آسیب بزنند، این وظیفه ادارات میراثفرهنگی است که سینه سپر کنند و بایستند، نه اینکه سکوت کنند یا همراهی نشان دهند: «اما بهوضوح میبینیم مدیران میراث در بسیاری از مواقع، اگر همسو با نهادهای تخریبگر حرکت نکنند، در برابرشان سکوت میکنند.» خالی شدن نیروی انسانی این حوزه از تعهد و تخصص موضوع دیگری است که او به آن اشاره میکند: «نیروهای این وزارتخانه در تمام شهرها، روزبهروز از تخصص و حتی مهمتر از آن، از تعهد تهی شدهاند. بسیاری از معاونان ادارات میراثفرهنگی مستقیماً درگیر کسبوکار فرهنگ هستند، نه پاسداری از میراث.»
او از زندهیاد «عباس بهشتیان» یاد میکند؛ فردی که تحصیلات آکادمیک در حوزه میراثفرهنگی نداشت، اما به تعبیر تمیزی، «خداوندگاری» برای پاسداری از میراثفرهنگی بود. او به روایتهایی اشاره میکند که در حافظه میراثی اصفهان ثبت شده است: «وقتی درختهای خیابان چهارباغ در حال خشکشدن بود و شهردار وقت به هشدارها توجهی نمیکرد، عباس بهشتیان سیلی بهصورت شهردار زد. یا زمانی که کامیونداران اصفهان گاراژ خود را دیوار به دیوار مسجد شیخ لطفالله ساخته بودند، با وجود تهدید به قتل، کتک خوردن و فشارهای متعدد، تمامقد ایستاد تا درنهایت مدیران شهری را قانع کرد این گاراژ از کنار یک اثر تاریخی ارزشمند به خیابان شاهپور منتقل شود. سؤال اینجاست که امروز چند نفر شبیه عباس بهشتیان در کشور داریم؟»
بهباور او، اگر قرار است ادارات میراثفرهنگی بهجای درستی برسند، باید هم از نظر ساختار اداری و هم از نظر نیروی انسانی، از صدر تا ذیل دچار تغییر اساسی شوند.
او درباره نگاه حاکم بر مقوله فرهنگ در شرایط بحرانی میگوید: «متأسفانه فرهنگ در لحظات بحران، اولین چیزی است که نادیده گرفته میشود و در شرایط ثبات آخرین چیزی است که به آن توجه میشود. بااینحال، اگر پرسنل ادارات میراثفرهنگی فراتر از تخصص، تعهد واقعی داشتند و خود را پاسداران میراث میدانستند، تفاوتی میان دوران بحران و ثبات برای میراثفرهنگی وجود نداشت.» او به نمونههایی از دوران جنگ ایران و عراق اشاره میکند و میگوید: «در شهرهای مختلف، افرادی بودند که در اوج بحران تا پای جان از میراثفرهنگی دفاع کردند. بهعنوان نمونه، تخریب حدود هزار مترمربع از مسجدجامع اصفهان در اثر بمباران عراق که توسط افراد متعهدی چون زندهیاد «غلامحسین سنمار» بازسازی شد؛ آنچنانکه یونسکو از کیفیت این بازسازی شگفتزده شده بود.»
بهباور او، این افراد با ترکیبی از تعهد و تخصص از میراثفرهنگی پاسداری کردند، درحالیکه امروز برای مرمت آثاری چون گنبد مسجدجامع عباسی یا مسجد شیخ لطفالله، که مشابهی در جهان ندارند، بهجای جستوجو در سراسر جهان برای یافتن بهترین و متعهدترین متخصص، پروژه مرمت به مناقصه گذاشته میشود و در این مناقصهها معمولاً کمتخصصترین و غیرمتعهدترین افراد برنده میشوند؛ صرفاً به این دلیل که پایینترین قیمت را ارائه دادهاند: «آیا پروژه مرمت گنبد مسجد شیخ لطفالله باید به مناقصه گذاشته شود؟» او تأکید میکند این مسئله نه به دوران بحران مربوط است و نه به دوران ثبات، بلکه ریشه در نبود فهم عمیق و تعهد در میان پرسنل میراثفرهنگی، از بالاترین سطوح مدیریتی تا بدنه اجرایی دارد.
تمیزی در پایان میگوید: «اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر است و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.»
سیاستزدگی فرهنگ
«امیر ترقینژاد» که سالهاست بهعنوان کنشگر میراثفرهنگی یزد شناخته شده است، از زاویه سیاست به مسائل امروز میراثفرهنگی نگاه میکند. او معتقد است متولیان میراثفرهنگی از سالها پیش هیچ زیرساخت و برنامه مشخصی برای حفاظت از میراث، بهویژه در شرایط بحرانی، آماده نکردهاند. دلیلش این است که در ادوار مختلف همواره این حوزه با رویکردی سیاسی اداره شده و این وضعیت همچنان ادامه دارد: «فرقی نمیکند کدام دولت سر کار باشد؛ فردی که در رأس ساختار میراثفرهنگی قرار میگیرد، معمولاً یک چهره سیاسی است.»
او با اشاره به وزیر فعلی میراثفرهنگی که خود را چهرهای فرهنگی معرفی میکند، میگوید: «سؤال من این است که برنامه او برای این حوزه چیست؟ من به شما قول میدهم که هیچ برنامهای ندارد و تا امروز هم اقدام مؤثری انجام نداده است. برایند عملکرد وزارت میراثفرهنگی این ادعا را تأیید میکند.»
ترقینژاد معتقد است میراثفرهنگی امروز بهشدت آسیبپذیر شده است: «ممکن است در برخی بحرانها اقداماتی انجام شده باشد، اما مسئله اصلی این است که چه میزان از این اقدامات در قالب مدیریت بحران، فعالیتهای پدافندی یا براساس دستورالعملها و پروتکلهای ازپیشطراحیشده است. ما هیچ نشانهای از وجود برنامه مدون یا دستورالعمل مشخص برای حفاظت از میراثفرهنگی در زمان بحران نمیبینیم.»
بهاعتقاد او، اگر این حوزه واقعاً برای دولت اهمیت دارد، باید از کنشگران و متخصصان میراثفرهنگی دعوت شود، نشستهای هماندیشی برگزار شود و سرمایهگذاری جدی در این بخش صورت بگیرد. اما وقتی خود وزارتخانه اعلام میکند برای مرمت یا حتی فعالیتهای جاری بودجه کافی ندارد، نمیتوان انتظار داشت در شرایط بحرانی برنامهریزی مؤثر یا اقدام عملی انجام دهد: «وقتی در شرایط عادی پولی برای حفاظت اصولی از بناها یا مرمت درست آنها وجود ندارد، چطور میتوان انتظار داشت در شرایط بحران از میراثفرهنگی حفاظت شود؟»
او با مقایسه حوزه میراثفرهنگی و گردشگری میگوید دولت در بخش گردشگری، آنهم در شرایط بحرانی، تا حدی برنامهریزیهای ناقص و نیمبندی انجام داده که بهگفته او، بیشتر تحت فشار بخش خصوصی بوده است. بااینحال، در حوزه میراثفرهنگی چنین ضرورتی اساساً احساس نشده است.
او با اشاره به آثار تاریخی ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو در شهرهای مختلف اشاره میکند این آثار طبق کنوانسیونها و پروتکلهای جهانی باید در شرایط بحران حفاظت شوند. بااینحال، این آثار جهانی حتی به مردم داخل کشور هم بهدرستی معرفی نشدهاند: «یکی از وظایف میراثفرهنگی در شرایط عادی این است که آگاهی عمومی ایجاد کند تا در شرایط بحران بتواند هشدارهای لازم را بدهد؛ وظیفهای که متأسفانه به آنهم بهدرستی عمل نشده است.»
غفلت از سرمایه انسانی
نام «حسین زندی» برای علاقهمندان و اهالی فرهنگ در همدان نام آشنایی است؛ کنشگر میراثفرهنگی، که تلاشها و فعالیت رسانهای او در آگاهیبخشی مردم در مورد میراثفرهنگی تأثیرگذار بوده. او معتقد است در شرایط فعلی، وضعیت میراثفرهنگی کشور از بسیاری حوزههای دیگر بحرانیتر است: «افرادی که همواره در پی تخریب میراثفرهنگی بودهاند، چه حفاران غیرمجاز و چه کسانی که بهدنبال تخریب بناهای تاریخیاند، این روزها بهترین فرصت را پیدا کردهاند؛ چراکه نه صدای فعالان میراثفرهنگی به جایی میرسد و نه ادارات کل میراثفرهنگی استانها پیگیری مؤثری دارند.»
او با اشاره به نمونهای مشخص در شهر همدان توضیح میدهد که خانه «میرزایی پارسا» متعلق به دوره پهلوی اول، که بنایی منحصربهفرد محسوب میشود، اخیراً در اثر باد و طوفان دچار آسیب شده و بخشهایی از شیروانی آن تخریب شده است. مالک این خانه در آن سکونت دارد، اما اقدامی برای تعمیر انجام نداده و درعینحال، اداره میراثفرهنگی نیز پیگیر موضوع نیست: «زمانی هم که ما این مسئله را پیگیری میکنیم، پاسخ میشنویم که «همهچیز تعطیل است» و عملاً هیچ اقدامی صورت نمیگیرد.»
زندی به مسئله مهم دیگری اشاره میکند و آن تعطیلی مراکز میراثی در ماههای اخیر از شروع جنگ تا بحران بعدی است: «حضور انسان یکی از عوامل اصلی حفاظت از بناهای تاریخی است. وقتی یک خانه یا بنای تاریخی دارای حیات و حضور انسانی است، تخریبها سریعتر مشاهده و از پیشرفت آن جلوگیری میشود. انسان به بنا زندگی میبخشد. اما در شرایط فعلی که بسیاری از بناهای تاریخی تعطیلاند، این پایش و نظارت طبیعی از بین رفته است.» او با اشاره به شرایط فصلی نیز هشدار میدهد زمستان، با بارندگی، باد، یخبندان و شرایط جوی نامناسب، همواره برای آثار تاریخی آسیبزا بوده و حالا این خطرها تشدید شده است.
از نگاه زندی، کشور در حال حاضر یکی از بحرانیترین دورهها را برای میراثفرهنگی تجربه میکند؛ بهویژه آنکه اگر خدای نکرده شرایطی مانند جنگ رخ دهد، آثار تاریخی از دو جهت در معرض خطر قرار خواهند گرفت؛ هم از سوی تجاوزگران و هم از سوی افراد سودجو. او به لزوم فعالیت نیروهای داوطلب و مردمی در چنین شرایطی اشاره میکند، اما درعینحال به این نکته هم اشاره دارد که الان زمان تربیت فعال مدنی جدید نیست. او به فشارهایی اشاره میکند که در سالهای گذشته بر کنشگران این حوزه وارد شده و میگوید: «بسیاری از افرادی که وارد این عرصه شدهاند، با برخوردهای امنیتی مواجه شده و مورد آزار قرار گرفتهاند؛ این مسئله باعث شده تمایل به مطالبهگری در حوزه میراثفرهنگی کاهش پیدا کند.»
بهباور او، در این شرایط امکان انجام اقدامات مؤثر بسیار محدود است و اگر قرار است روزنهای برای نجات آثار تاریخی باقی بماند، این مسئولیت بیش از هر چیز بر دوش رسانههاست تا صدای میراثفرهنگی باشند و اجازه ندهند این آثار در سکوت تخریب شوند.
جای خالی انجمنهای میراثفرهنگی
«سمیه مراقی» که طرح ابتکاری او با موضوع حفاظت از باغستانها در حوزه حفاظت از باغهای تاریخی قزوین در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه جهانی فرهنگ و طبیعت مؤسسه فرهنگی ایکوموس شد، با اشاره به نبود آمادگی لازم در حوزه میراثفرهنگی برای مواجهه با شرایط بحرانی میگوید: «بسیاری از الزامات مدیریت بحران در حوزه میراثفرهنگی باید از پیش فراهم میشد، اما نشد.» او به موضوع فعالیت انجمنهای میراث در کشور اشاره میکند و میگوید: «سیاستهای اتخاذشده در سالهای گذشته عملاً انجمنهای میراثفرهنگی را از کارکرد اصلی خود دور کرده است؛ درحالیکه با توجه به گستره و حجم آثار تاریخی، حفاظت از میراثفرهنگی بدون مشارکت مردمی اساساً امکانپذیر نیست.»
بهباور او در یک دهه گذشته، انجمنهای میراثفرهنگی بهشدت تضعیف شدهاند؛ بخشی از این تضعیف به سیاستهای حاکمیتی بازمیگردد و بخشی دیگر به عملکرد خود وزارت میراثفرهنگی.» او به تغییرات ساختاری که در تضعیف نقش انجمنها اثرگذار بود، اشاره میکند و توضیح میدهد ادارهکل امور انجمنها پس از تبدیل سازمان به وزارتخانه، در امور استانها ادغام و عملاً حذف شد و همین اقدام، آخرین فرصتهای فعالیت مستقل انجمنها را از بین برد: «وزارتخانه میتوانست دستکم حمایتهای حداقلی از این تشکلها داشته باشد، اما نهتنها چنین حمایتی صورت نگرفت، بلکه پس از این تغییرات، هیچ برنامه مشخصی برای تقویت انجمنها اجرا نشد و در عمل بخش مردمی میراثفرهنگی به حاشیه رانده شد.»
مراقی با اشاره به اظهارات اخیر وزیر درباره استفاده از ظرفیت مشارکت مردمی در شرایط بحرانی میگوید: «این رویکرد، بیشتر شبیه سیاستهای مقطعی است؛ رویکردی که فقط در زمان ضرورت به سراغ مشارکت مردمی میآید، نه برپایه برنامهریزی بلندمدت. درحالیکه در شرایط بحرانی یا حتی جنگ، انجمنها میتوانستند نقش مؤثری ایفا کنند و حتی در عرصه بینالمللی از میراثفرهنگی کشور دفاع کنند، اما این ظرفیت هیچگاه جدی گرفته نشد.»
مراقی اما به نکته قابلتأمل دیگری هم درباره فعالیت انجمنها اشاره میکند؛ نکتهای که شاید تعمق در آن بتواند ما را در درک فاجعهای که در این سالها آرام و بیصدا پیشروی کرده، کمک کند: «در حال حاضر در شرایطی بحرانی قرار داریم؛ حتی اگر بخواهیم امروز اقدام کنیم و چند تشکل را دور هم جمع کنیم، بسیاری از فرصتها از دست رفته است. کمتر از ۱۰ سال پیش، فهرستی از بیش از ۸۰۰ انجمن فعال میراثفرهنگی وجود داشت و دستکم یک یا دو نفر از اعضای فعال هرکدام شناختهشده بودند، اما امروز بهسختی میتوان نام ۳۰ انجمن فعال با هویت مشخص و فعالیت مستمر را برشمرد.»
در روزهای بحران میراث بیشتر نیاز به توجه دارد
«سیاوش آریا»، کنشگر میراثفرهنگی در استان فارس، همواره با دلنگرانیهایش برای آثار تاریخی که در پهنه وسیع این استان پراکندهاند، شناخته شده است. او معتقد است حفاظت از میراث، در هر شرایطی باید در اولویت کشور باشد؛ اما نیست. بهگفته او، در شرایط بحرانی و با توجه به مخاطراتی که امروز با آن روبهرو هستیم، حساسیت بیشتری نسبت به میراثفرهنگی لازم است و این امر مستلزم تخصیص بودجه بیشتر و مهمتر از آن، درک مسئولان از اهمیت حفاظت از میراثفرهنگی است.
آریا با اشاره به بازدیدهای اخیر خود از محوطههای تاریخی برخی شهرستانهای استان فارس، میگوید حتی در سطح شهرستانها نیز دغدغهای جدی نسبت به میراثفرهنگی دیده نمیشود: «در مواردی، مسئولان محلی حتی حاضر نشدهاند از محوطههای تاریخی بازدید کنند و همین مسئله نشان میدهد میراثفرهنگی نه برای مردم و نه برای مسئولان، اولویت محسوب نمیشود.» بهباور او، در شرایط بحرانی، کنشگران میراثفرهنگی وظیفه دارند نظارت و سرکشی خود به آثار را افزایش دهند تا از بروز آسیبهای احتمالی جلوگیری شود: «هرچند حفاظت از میراث، وظیفه دولت است، اما مردم و کنشگران هم باید در چنین شرایطی نقش فعالتری ایفا کنند؛ همانگونهکه در طول هزاران سال، این مردم بودهاند که از آثار تاریخی حفاظت کردهاند.»
آریا معتقد است در شرایط بحرانی، رصد و پایش آثار تاریخی باید بهمراتب جدیتر باشد: «وضعیت حفاظت از آثار تاریخی مناسب نیست و اگر خدای نکرده شرایطی مانند جنگ رخ دهد، خلأهای جدی در زمینه حفاظت از موزهها و محوطههای تاریخی نمایان خواهد شد. بدون حضور و اراده مردم، حفاظت از میراثفرهنگی ممکن نیست.» آریا با اشاره به تجربههای میدانی خود در روستاها و شهرستانهای مختلف و مشاهده افزایش میزان حفاریهای غیرمجاز در ماههای اخیر، میگوید: «در گذشته، نسلهای پیشین، بدون آنکه شناخت دقیقی از ارزش تاریخی آثار داشته باشند، با دلسوزی از این محوطهها در برابر آسیبهای طبیعی و انسانی حفاظت میکردند. اما امروز در مواردی، نوه همان افراد به حفاریهای غیرمجاز روی آورده و همان آثار را نابود میکند.» او ریشه این مسئله را بیش از هر چیز در فقر فرهنگی میداند؛ هرچند به نقش اقتصاد نیز اشاره میکند، اما معتقد است مشکلات معیشتی هرگز نمیتواند توجیهی برای تخریب هویت و میراث یک جامعه باشد.
آریا با بیان اینکه در شرایط بحرانی، اولویت اصلی او میراثفرهنگی است، به انتقاداتی که برخی مطرح میکنند که در شرایط فعلی موضوعات دیگری اهمیت دارد، اشاره میکند و میگوید: «جان مردم بیتردید مهمترین مسئله است و من هم از آسیبها و اتفاقات انسانی متأثر میشوم، اما بهعنوان یک کنشگر میراثفرهنگی وظیفه دارم در چنین شرایطی به حفاظت از آثار تاریخی فکر کنم.» او تجربه دوران کرونا را یادآوری میکند که با وجود قرنطینه عمومی، به هر شکل ممکن به محوطههای تاریخی سرکشی میکرد؛ چون میدانست در آن دوره، حفاریهای غیرمجاز افزایش پیدا کرده است.
بهباور او، دلسوزی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که منافع ملی بر منافع فردی اولویت داشته باشد. حفاظت از میراثفرهنگی باید بین مردم نهادینه شود و برای شرایط بحرانی، سازوکارهای مشخصی تعریف شود. تا زمانی که فرهنگ اصلاح نشود، اقتصاد هم سامان نخواهد گرفت.
ویرانی؛ سهم خانههای تاریخی از بحرانها
«رسول مجیدی» در کنار دغدغههای میراثی و تلاش برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی گلپایگان، در حوزه گردشگری هم فعالیت دارد. او وضعیت فعلی میراثفرهنگی را بهطورکلی نامطلوب ارزیابی میکند و با اشاره به وضعیت وخیم بناهای و خانههای تاریخی، میگوید: «در شهر ما بناهایی که مالک شخصی دارند هم وضعیت مطلوبی ندارند، چراکه هزینه مرمت و نگهداری بسیار بالا رفته است؛ چه رسد به بناهایی که سالهاست به حال خود رها شدهاند.»
بهگفته او، گردشگری از حدود یک سال گذشته حالوروز خوبی نداشت و در یک سال اخیر، مجموعهای از بحرانها، تورم و مشکلات اقتصادی، این وضعیت را بهمراتب بدتر کرده است: «بسیاری از بناهایی که بهعنوان اقامتگاه مورد بهرهبرداری قرار میگرفتند، توان تأمین هزینههای مرمت و نگهداری را ندارند. از سوی دیگر، محوطههای تاریخی در سراسر کشور، بهدلیل فشارهای اقتصادی و شرایط نابسامان فعلی، بیش از گذشته در معرض تجاوز حفاران غیرمجاز قرار گرفتهاند. تعداد این حفاریها آنقدر زیاد شده که عملاً امکان کنترل آنها وجود ندارد.»
او میگوید حتی زمانی که بههمراه چند نفر از کنشگران میراث تلاش کردهاند بهصورت شخصی یا با همکاری میراثفرهنگی و محیطزیست گشتهای میدانی در محوطههای تاریخی داشته باشند، با واقعیت تلخی روبهرو شدهاند: «در یکی از همین سرکشیها، با چند گروه دو یا سه نفره حفاران غیرمجاز روبهرو شدیم که آشکارا در حال حفاری بودند. وقتی ماشین ما را دیدند، نهتنها فرار نکردند، بلکه هیچ ترسی هم نداشتند. پیاده شدیم و از آنها پرسیدیم چه میکنید؟ جواب دادند حفاری برای گنج؛ گفتند همه دارند میبرند، ما هم ببریم، چرا فقط آنها ببرند؟ این وضعیت بسیار اسفناک است.»
مجیدی به آسیبهای ناشی از بارندگیهای امسال اشاره میکند: «بسیاری از بناهای تاریخی که رها شده بودند، بر اثر بارشها تخریب شدهاند و وضعیتشان نسبت به گذشته بدتر شده است. در چنین شرایطی، پیدا کردن سرمایهگذار برای احیای این خانهها هم تقریباً غیرممکن است. مرمت بناهای تاریخی هزینههای هنگفتی دارد و سرمایهگذار فقط زمانی وارد میشود که به بازگشت سرمایه و سود امیدوار باشد. وقتی گردشگری عملاً از کار افتاده، هیچکس حاضر نیست برای حفاظت از بناهای تاریخی سرمایهگذاری کند. حتی بناهای ثبت ملی هم با مشکلات جدی روبهرو هستند و کنشگران میراثفرهنگی عملاً کاری از دستشان برنمیآید، جز تماشای نابودی تدریجی این آثار.»
او تأکید میکند بسیاری از اقامتگاهها که در خانههای تاریخی فعالیت میکنند، توان مالی مرمت، بازسازی بنا را ندارند: «اگر گردشگری پویا باشد، بناهای تاریخی هم حفظ میشوند. گردشگری ما برپایه میراثفرهنگی است و وقتی گردشگری زمینگیر شود، بناهای تاریخی هم حالوروز خوبی نخواهند داشت. لکهگیری و مرمت جزئی یک بنای خشتی حدود ۷۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. وقتی قرار نیست بنا درآمدی داشته باشد، چنین هزینهای صرفه اقتصادی ندارد. از طرفی، بنای تاریخی اگر بهموقع مرمت نشود، بهسرعت تخریب میشود. برخی بناها هر سال نیاز به مرمت کاهگل دارند، در غیر اینصورت، ظرف چند سال به ویرانه تبدیل میشوند.» بهباور او، اگر این شرایط چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، در سال جدید با سونامی تعطیلی بناهای تاریخی و اقامتگاههای بومگردی روبهرو خواهیم شد؛ و این یعنی نابودی تدریجی خانهها و بناهای تاریخی.
مسئله هویت
«رضا سلیماننوری» کنشگر میراثفرهنگی مشهد و عضو شورای راهبردی میراثفرهنگی خراسانرضوی، میگوید: «در بحرانها وزارتخانههایی مانند میراثفرهنگی و حتی سازمان محیطزیست عملاً کاری از پیش نمیبرند.»
بهگفته او، تنها کاری که وزارت میراثفرهنگی در چنین شرایطی میتواند انجام دهد، حفاظت حداقلی از آثاری است که مستقیماً در اختیار دارد؛ از جمله تخلیه موزهها یا تأمین محافظ برای آثاری که امکان بازدید دارند. اما پرسش اصلی اینجاست که چه تعداد نیروی حفاظتی در اختیار وزارتخانه است؟ «استانی مثل خراسان با این حجم از آثار تاریخی، یا شهری مثل مشهد، در بهترین حالت شاید سه نیروی میراثبان و یگان حفاظت داشته باشد، درحالیکه تعداد آثار تاریخی به بیش از ۲۰۰ یا ۳۰۰ اثر میرسد. با چنین وضعیتی اساساً امکان حفاظت وجود ندارد.» بهگفته سلیماننوری، این همان نقطهای است که دوباره به مسئله قدیمی و حلنشده بودجه میرسیم؛ موضوعی که سالهاست هم مسئولان و هم فعالان میراثفرهنگی درباره آن هشدار میدهند.
او بر ضرورت آگاهی عمومی در مورد حفاظت از میراثفرهنگی اشاره میکند و میگوید: «حفاظت از میراثفرهنگی بدون مشارکت اجتماعی ممکن نیست. مردم باید آگاه شوند که وجود یک اثر تاریخی چه اهمیتی دارد. اینکه فردی بهخاطر مقدار کمی پول حاضر میشود اثری تاریخی را تخریب کند یا محوطهای را حفاری کند، ریشه در ناآگاهی دارد.» بهگفته او، بارها در این زمینه هشدار داده شده، اما گوش شنوایی برای شنیدن وجود نداشته و نتیجه این بیتوجهی، ضربههایی است که امروز در شرایط بحرانی به میراثفرهنگی وارد میشود. سلیماننوری ضعف آگاهی عمومی و نگاه نادرست حاکمیت به مقوله میراثفرهنگی را عامل اصلی آسیبهای انباشتهشده در این حوزه میداند.
او تأکید میکند سیستم حکومتی در ایران جایگاه واقعی میراثفرهنگی را بهدرستی نمیشناسد و تفاوتی هم میان آثار هخامنشی، ساسانی یا حتی یک امامزاده تاریخی قائل نیست. او حفظ ایران را منوط به توجه جدی به دو مسئله اساسی میداند: «اول آموزش زیربناهای هویتی به کودکان و نوجوانان، تا نسل جدید شناختی واقعی از ایران و هویت ایرانی پیدا کند. دوم، بهکارگیری فعالان فرهنگی برای بازخوانی فرهنگی در میان گروههای سنی بالاتر. اگر این نیروها در کنار هم قرار بگیرند، میتوان مانع بسیاری از بحرانها شد.» او با انتقاد از نظام آموزشی از اواخر دهه ۶۰ تا امروز میگوید: «آموزشهای رسمی و غیررسمی در این سالها هویتساز نبوده و نگاه ایرانمدار و ایراندوست را تقویت نکرده است. آنچه امروز دیده میشود، بیشتر لایههای ظاهری ایراندوستی است؛ لایههایی که عمق ندارند و واقعی نیستند. این وضعیت نیاز به تعمیق دارد و تنها راه آن، استفاده از افرادی است که دانش و آگاهی بیشتری درباره فرهنگ و هویت ایران دارند.»
خلأ تخصص در مدیریت میراثفرهنگی
«امید ابراهیمی»، کنشگر میراثفرهنگی کرمان، وضعیت میراثفرهنگی کشور را نهتنها در شرایط بحرانی، بلکه حتی در باثباتترین دورهها نیز نامناسب ارزیابی میکند. بهگفته او، نبود نگاه تخصصی، تعهد و دلسوزی در میان مدیران این حوزه باعث شده است میراثفرهنگی هیچگاه در وضعیت مطلوبی قرار نگیرد. این مشکل در استانها، بهویژه استانهای دورافتادهتر، با نگاه سیاستزده به میراثفرهنگی تشدید شده است.
او با اشاره به وضعیت استان کرمان میگوید: «در سالهای اخیر بهسختی میتوان مدیرکلی را در حوزه میراثفرهنگی پیدا کرد که متخصص این حوزه باشد و تجربه و دانش لازم را داشته باشد. این ضعف تخصصی محدود به مدیران ارشد نیست و بدنه اداری میراثفرهنگی هم از همین مشکل رنج میبرد؛ مسئلهای که آثار آن در شرایط بحرانی نمایان میشود.» او تأکید میکند دغدغه حفاظت از میراث باید در میان همه مدیران استانی وجود داشته باشد، اما وقتی متولی اصلی فاقد تخصص و دغدغه کافی است، نمیتوان انتظار داشت نهادهایی مانند شهرداری حساسیتی نسبت به میراثفرهنگی نشان دهند. ابراهیمی میگوید: «در چنین شرایطی میبینیم شهرداریها بهراحتی و بهبهانههای مختلف، خانههای تاریخی را تخریب میکنند و این آثار یکییکی از بین میروند و بافت تاریخی به خرابهای رهاشده تبدیل میشود.»
ابراهیمی نقش انجمنها و تشکلهای مردمنهاد را در حفاظت از میراثفرهنگی بسیار مهم میداند، اما تأکید میکند اثرگذاری آنها کاملاً وابسته به سیاستهای دولت است. بهگفته او، ایران پر از دوستداران میراثفرهنگی و انجمنهای فعال است، اما این گروهها به حمایت و آموزش نیاز دارند: «در گذشته، انجمنها زیرمجموعه وزارتخانه بودند و ادارهای مشخص برای سازمانهای مردمنهاد وجود داشت، اما این ساختار سالهاست منحل شده و با ادارات شهرستانها ادغام شده است؛ موضوعی که عملاً باعث کماهمیت شدن فعالیت انجمنها شده است. در کرمان حتی مشخص نیست انجمنهای مردمنهاد زیر نظر کدام معاونت ادارهکل فعالیت میکنند و در بسیاری از موارد، افرادی بدون تخصص در این حوزه منصوب میشوند. همین مسئله باعث قطع ارتباط تشکلها با ادارهکلها و حتی وزارتخانه شده و ضربه جدی به فعالیتهای مردمی وارد کرده است.»
او معتقد است در چنین فضایی، تنها گروهی از کنشگران باقی ماندهاند که به تعبیر خودش «کفش آهنین به پا کردهاند» تا حداقل بتوانند کاری انجام دهند. بااینحال، وزارتخانه نهتنها این افراد را «خودی» نمیداند، بلکه آنها را کسانی میداند که بهنوعی چوب لای چرخ میراثفرهنگی میگذارند: «درعینحال، فعالان میراثفرهنگی بارها با شکایت نهادهایی مانند شهرداریها یا بخش خصوصی درگیر پروژههای تخریبی مواجه شدهاند؛ شکایتهایی که هدفشان ناامید کردن و عقب راندن کنشگران است. در چنین شرایطی طبیعی است فردی که بدون دریافت هیچ دستمزدی وقت و انرژی خود را صرف حفاظت از میراثفرهنگی میکند و همزمان تحت فشارهای مختلف قرار میگیرد، درنهایت عقبنشینی کند.»
دغدغهها پشت درهای بسته
«حسین ترحمی»، کنشگر میراثفرهنگی در استان سمنان، معتقد است میراثفرهنگی کشور بهره بسیار اندکی از فارغالتحصیلان و متخصصان این حوزه میبرد. بهگفته او، نگاه حاکم به فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط با میراثفرهنگی، نگاهی صرفاً کارمندی است و نه تخصصمحور؛ نگاهی که عملاً دانش و توان علمی این افراد را نادیده میگیرد. ضعف دانش ارائهشده در دانشگاهها هم به این مسئله دامن میزند: «بسیاری از فارغالتحصیلان حتی درک درستی از بافتهای تاریخی ندارند و از نظر علمی، سطح تخصص در این حوزه بهشدت افت کرده است. بااینحال، وزارت میراثفرهنگی ضرورتی برای جذب نیروهای متخصص احساس نمیکند.»
او به مواردی اشاره میکند که حتی فارغالتحصیلان رشته مرمت، بهجای بهکارگیری در حوزه تخصصی خود، در نهادهایی مانند فرمانداریها استخدام شدهاند؛ وضعیتی که بهگفته او، آثار مخربش در شرایط بحرانی آشکارتر میشود. بهباور ترحمی، در چنین شرایطی کنشگران میراثفرهنگی تلاش میکنند خلأ موجود را جبران کنند، اما وزارت میراثفرهنگی از ظرفیت این نیروها هم استفاده نمیکند: «کنشگران نیروهای داوطلبی هستند که هم دانش این حوزه را دارند و هم دغدغه حفاظت از آثار تاریخی را. این افراد حتی در مستندسازی و مکتوبکردن اطلاعات آثار تاریخی فعالاند و در بسیاری از شهرستانها، در حد یک اداره میراثفرهنگی کار میکنند.»
بااینحال، بهگفته ترحمی، ادارات میراثفرهنگی نهتنها همکاری مؤثری با این کنشگران ندارند، بلکه هشدارها و تلاشهای آنها را نیز جدی نمیگیرند: «ما حفاظتگرانی هستیم که هم علمی کار میکنیم و هم دلسوزانه، اما نادیده گرفته میشویم.» او معتقد است تداوم این نگاه باعث شده بسیاری از این حفاظتگران در طول سالها ناامید شوند و درنتیجه، در شرایط بحرانی، دیگر انگیزه یا حضوری برای اثرگذاری در حفاظت از میراثفرهنگی نداشته باشند.
آثار تاریخی ایران امروز نهتنها زیر فشار بحرانهای طبیعی و اقتصادی و سیاسی و تهدیدات مختلف، که در سایه بیتوجهی و سیاستزدگی نهادهای مسئول در حال تخریباند. کنشگران و فعالان میراثفرهنگی، با تمام توان و تعهد، سعی میکنند این سرمایههای ملی را زنده نگهدارند، اما بدون حمایت ساختاری، حضور متخصصان و مشارکت مردمی، این تلاشها ثمر نمیدهد. شنیدن هشدارها و اظهارات کسانی که بسیار نزدیکتر از نهادهای دولتی با آثار تاریخی و چالشها و مشکلاتشان مواجهاند، میتواند راه معقولی برای سیاستگذاری صحیح و حفاظت اصولی از سرمایه عظیمی باشد که امروز به محاق فراموشی رفته و زیر سایه بحرانهای پیدرپی در خاموشی فرو میریزد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد
ایران؛ دروازه جهان
«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم
«پیام ما» در گفتوگو با عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه جیرفت شهرکسازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد
شهرکسازی در عرصه شهر قدیم جیرفت
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
هشدار یک باستانشناس درباره تهدید غارهای تاریخی
هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینهسنگی
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید