مروری بر تأثیرات ژئوپولیتیک ایران بر حوادث دو قرن اخیر، در گفتوگو با «علیرضا ملائیتوانی»
ایران؛ موقعیت ویژه
۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۵۱
|پیام ما| موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد ایران و بهرهمندی از ذخایر سرزمینی فراوان در این کشور، ایران را به یکی از مهمترین کشورها در نقشههای بینالمللی تبدیل کرده است. اما مرور تاریخ و تندباد حوادثی که این سرزمین کهن، بهویژه در دو قرن اخیر از سر گذرانده، نشان میدهد این موقعیت بیش از آنکه این سرزمین را از مواهب متعدد منتفع کند، تاریخی پرحادثه برای آن رقم زده است. در گفتوگو با «علیرضا ملائیتوانی»، استاد دانشگاه و عضو هیئتعلمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نگاهی داشتیم بر اثرات موقعیت استراتژیک ایران بر حوادث تاریخی آن. ملائیتوانی معتقد است بهرغم پیشرفتهای تکنولوژیک در دنیا، جغرافیا هنوز هم میتواند عنصر اثرگذاری در شکلگیری حوادث و وقایع در کشورها باشد.
موقعیت ژئوپولتیک ایران چقدر در شکلگیری تاریخ پرحادثه آن نقش داشته؟
این پرسش، پرسش مهمی است. تردیدی وجود ندارد که ایران کشوری است با یک موقعیت جغرافیای خاص و یک موقعیت ژئوپولتیک ممتاز در پهنه جغرافیایی جهان. بهویژه اگر ما امروز به نقشه قاره آسیا نگاه کنیم، میبینیم یکی از محورهای اصلی ارتباطی بین شرق و غرب آسیا و اروپا، ایران است؛ به این دلیل که جنوب ایران دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و شمال ایران دریای کاسپین. بنابراین، مجموعه راههایی که شرق و غرب را به هم متصل میکرد، یکی ایران بود و دیگری شمال دریای کاسپین. راهی که از شمال دریای کاسپین عبور میکرد، محدودیتها و تنگناهای خاص خود را داشت؛ از جمله رودخانههای پرآبی مثل ولگا و سرما و یخبندان طولانی. بنابراین، مناسبترین گزینه ایران بود و همین موضوع ایران را به شاهراهی برای ارتباطات سیاسی و نظامی و تجارت در دنیا تبدیل کرد. این موقعیت ایجاب میکرد ایران بهعنوان یک منطقه ویژه کانون توجه قدرتهای بزرگ جهان شود.
افزونبراین، ایران در داخل سرزمین هم از منابع ویژهای برخوردار بود. داخل ایران رودخانههای بزرگ یا کوههای بلند یا جنگلهای انبوه که بتواند مانع ارتباط بین شرق و غرب باشد، وجود نداشت. بنابراین، مسیر مناسبی بود برای رفتوآمدها. به همین دلیل، راههایی از این مسیر عبور میکرد مثل راه ادویه و راه ابریشم که محل عبور کاروانهای تجاری بزرگ در دنیای قدیم بودند.
گذشته از اینها، موقعیت جغرافیایی ایران باعث شده بود همیشه در ایران امپراتوریهای بزرگ سر کار بیاید و میتوان گفت نطفه نخستین امپراتوریهای فراگیر جهانی هم در ایران شکل گرفت. به همین دلیل، «هگل» میگوید ایرانیان نخستین تمدنی بودند که نگاه جهانی داشتند و امپراتوری هخامنشی با آن گستردگی، توانسته بود بخشهای مهمی از ملتهای جهان کهن را به هم متصل کند و از هند تا یونان گسترش پیدا کند. عامل دومی که اضافه میشد به عامل جغرافیایی، حاکمیتهای سیاسی و امپراتوریهای بزرگ در ایران بود. جغرافیا ایجاب میکرد حکومتهای متمرکز و مقتدری -در معنای کهن آن- در این منطقه شکل بگیرند.
وقتی به اسطورههای ایران مراجعه میکنیم، میبینیم نبرد بین ایرانیان و تورانیان همیشه در جریان بود. تورانیان اقوامی بودند که میخواستند از شرق آسیا به غرب آسیا بروند و با ایران مواجهه تمدنی داشتند. اگر از اسطورهها گذر کنیم و وارد واقعیتهای تاریخی هم شویم، میبینیم در ایران پیشازاسلام، یعنی از تشکیل حکومت مادها تا سقوط ساسانیان، امپراتوریهای قدرتمندی در ایران روی کار آمدند که پهلو میزدند به امپراتوریهای بزرگ جهان باستان. در فلات ایران که امروز بهعنوان ایران فرهنگی میشناسیم، شریط خاصی حاکم بود. در این وضعیت، امپراتوریهای بزرگی بودند که باید با امپراتوریهایی که در دو سوی این پهنه وسیع قرار داشتند، ارتباطاتی داشته باشند. به همین دلیل، امپراتوریهای پیشازاسلام همسایه بودند با رم و یونان. منازعات گستردهای هم بین آنها وجود داشت و تمام تلاششان این بود که بتوانند مرزهایشان را حفظ کنند و یا دولتهای حائلی شکل دهند که تنشها و درگیریها را دور نگهدارند.
آنچه این فضا را تغییر داد، ظهور اسلام در شبهجزیره عربستان بود. تلاش اعراب برای تسخیر ایران باعث شد موقعیت ایران بازتعریف شود و یک ویژگی متمایز دیگر پیدا کند؛ موقعیت استراتژیک به تسخیر اعراب مسلمان درآمد. ایرانیها مقاومت کردند و درگیریها و تنشهایی را پشت سر گذاشتند و درنهایت اسلام را پذیرفتند. اما بهرغم این حوادث، موقعیت ویژه ایران همچنان حفظ شد.
نقش میانجی ایران در میان حلقههای تمدنی جهان بعد از اسلام همچنان وجود داشت، هرچند با سقوط امپراتوریهای بزرگ در ایران راه برای تهاجم اقوام شرقی آغاز شد. در همین مقطع است که ورود ترکان سلجوقی، تیموریان و مغولها را شاهدیم. در این مقطع هنوز ایران نقش کانونی را دارد؛ چراکه این اقوام صحراگرد که سرزمینهایی را فتح میکردند، برای اداره این سرزمینهای گسترده به یک جغرافیای کانونی استراتژیک نیاز داشتند و آن، ایران بود. بنابراین، ایران در تمام این دوران نقش پایتختی این امپراتوران صحراگرد را داشت و این نقش همچنان در تاریخ ایران باقی ماند.
در تاریخ معاصر و بهتر است بگویم در دو قرن اخیر که جهان شاهد تحولات بزرگی بود، چطور میشود وقایع تاریخی را بر بستر این موقعیت خاص جغرافیایی تبیین کرد؟
در دنیای جدید تغییرات مهمی را در پهنه جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی جهان شاهد بودیم. با ظهور مدرنیته غربی و تمدن جدید غرب که بنیادهای آن به دوره رنسانس، اصلاحات مذهبی، سقوط امپراتوریهای کهن در اروپا و ظهور دولت-ملتهای جدید و بعدها رشد صنعت و اقتصاد و انقلابهای بزرگ در اروپا برمیگردد، جهان سیمای متفاوتی پیدا کرد. اروپای مدرن در فاصله سقوط امپراتوری رم شرقی – اتفاقاً توسط کسانی مثل «سلطان محمد فاتح» آغاز شد که از راه ایران عبور کرده بود- وارد دوره جدیدی در تاریخ جهان شد که ما آن را بهعنوان دوره جدید و دوره معاصر در تاریخ اروپا میشناسیم.
تمدن جدید غرب یا مدرنیته غربی اساساً یک تمدن جهانگستر بود و ظرفیتها و توانمندیهای علمی، تکنیکی و اقتصادی سلطهجویانهای در آن وجود داشت که باعث شد آنها از جغرافیای سیاسی اروپا به جهان بیرون کوچ کنند. یکی از مهمترین اقدامات در این مقطع، اکتشافات جغرافیایی و شناخت بیشتر جهان بود که یکی از مهمترین دستاوردهای آن، کشف قاره آمریکا بود.
اروپای جدید بهمرور به ابزارها و تکنیکها و روشها و موقعیتهای تازهای مجهز شد که میتوانست در بلندمدت اهمیت استراتژیک موقعیتهای جغرافیایی ملتهای کهن را تضعیف یا کمرنگ کند. یکی از این ملتهای کهن ایران بود. تمدن اروپایی برای سلطه بر جهان بهناچار روی نقاط استراتژیک دنیا متمرکز شد و آنها را بهشکل مستعمره تحت سلطه خود آورد. تقریباً از قرن ۱۶ و از قضا در جنوب ایران، یعنی خلیجفارس، این تحرکات آغاز شد. منازعات متعددی در این منطقه بین اسپانیاییها، پرتغالیها، هلندیها و انگلیسیها شکل گرفت. همین اتفاق در شبهقاره هند هم افتاد. انگلیسیها موفق شدند هم در خلیجفارس و جزایر آن و هم در هند، شبکه نیرومندی شکل دهند. در همین مقطع، روسیه به فکر دسترسی به آبهای گرم خلیجفارس تعبیری که پطر کبیر به کار میبرد- افتاد. این وقایع باز هم بیانگر موقعیت کانونی ایران است و نشان میدهد ایران در دوران معاصر هم طمع قدرتهای نوظهور جهان را برانگیخته است و آنها رقابت گستردهای را برای تصرف ایران آغاز کردهاند.
ایران در وضعیتی قرار گرفته بود که در شرق آن (هند) انگلستان، در شمال روسیه و در غرب هم امپراتوری عثمانی قرار داشت. احاطه شدن توسط قدرتهای بزرگ جهان جدید، باز هم ایران را در موقعیتی کانونی قرار داده بود و بخش مهمی از تحولات و دگرگونیها و مسائل مربوط به سیاست داخلی و خارجی بهنحو گریزناپذیری با مدرنیته غربی و تمدنهای جدید و سلطهگری قدرتهای بزرگ پیوند خورد.
انگلستان برای اینکه بتواند موقعیت خود را در هند تثبیت کند، یک دوره طولانی هم در خلیجفارس نفوذ داشت و هم توانست کانونهای مقاومت در هند را سرکوب کند و با سیاستهایی که داشت، توانست تغییراتی در مرزهای شرقی ایران ایجاد کند و افغانستان و هرات را از ایران جدا کند. روسیه نیز به همین ترتیب در دو جنگ بزرگ، بخشهای مهمی از مناطق تاریخی ایران یعنی قفقاز را از ایران جدا کرد. در قرارداد «آخال» بخشهای مهمی از آسیای میانه را از ایران جدا کرد. درنهایت، این دو قدرت رقابت بزرگ یا بازی بزرگ را آغاز کردند برای تأثیرگذاری بر جغرافیای ایران و سلطه بر این کشور. اینجاست که رقابتی وحشتناک بین انگلستان و روسیه بر سر ایران ایجاد شد. موقعیت بهگونهای بود که هر دو قدرت به این جمعبندی رسیدند که نباید در اینجا جنگ بزرگی شکل دهند؛ بلکه باید حوزه نفوذشان را در ایران گسترش دهند. سیاستمداران ایران هم کاملاً متوجه این موضوع شده بودند. به همین دلیل، «احمدشاه» میگفت پادشاه ایران باید یک ترازودار دقیق باشد تا شاهین ترازوی سیاست ایران نه بهسوی روسیه مایل شود و نه بهسوی انگلستان؛ چون به هر طرف سنگینی میکرد وضعیت ایران وخیم میشد. سیاستمداران قاجار سعی داشتند این توازن را بین دو قدرت حفظ کنند و درعینحال، بهسمت یک قدرت سوم و قدرتهای مستقل نیرومند نوظهور جهان حرکت کنند.
بنابراین، بخش مهمی از تحولات، مناسبات و مسائل ایران در پیوند با این رقابتها رقم خورد که بیشتر متأثر از موقعیت جغرافیایی ایران بود. به همین دلیل، در میانه عصر قاجار و بعد از قرارداد «ترکمانچای»، نفوذ روسیه بهتدریج افزایش پیدا میکند. عصر امپریالیسم در ایران آغاز میشود و دو قدرت روس و انگلیس و بعد هم قدرتهای کوچک اقتصادی، برای گرفتن امتیازات انحصاری راهی ایران شدند و توانستند امتیازاتی که در مواردی میتوان گفت فاجعهبار بودند، از شاه ایران دریافت کنند. هرچند بعضی از این امتیارات با تلاشهای چهرههای آگاه ایرانی لغو شد، ولی امتیازات بزرگی در حوزه امور مالی و نظامی و صنعتی و تجاری از ایران دریافت کردند و وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران را در موقعیت آسیبپذیری قرار دادند و مانع شکلگیری اصلاحات عمیق یا روی کار آمدن دولتهای مقتدر در ایران شدند. حتی اجازه ندادند انقلاب مشروطه در ایران به ثمر بنشیند و نهادینه شود.
در جنگ جهانی اول دو قدرت ایران را بین خودشان تقسیم کردند و براساس نقشه آنها قرار بود ایران درصورت پیروزی این دو قدرت برای همیشه بین آنها تقسیم شود. در حین جنگ خوشبختانه انقلاب روسیه اتفاق افتاد و این خطر از سر اران رفع شد. اما همین مسئله نشان میدهد موقعیت جغرافیایی ایران در دوران معاصر نیز همچنان دارای اهمیت بوده است.
امروز قدرتهای بزرگ جهان بهدنبال مسائلی غیر از آن مواردی هستند که در قرن گذشته برای کشورها اهمیت داشت؛ امروز تکنولوژی روز، دسترسی به منابع آب و مواردی ازایندست بهعنوان مصادیق قدرت یک سرزمین یا حکومت شناخته میشوند، آیا هنوز هم میتوان گفت موقعیت جغرافیایی برای قدرتهای امروز جهان دارای اهمیت است؟ یا باید فاکتورهای دیگری را در حوادث معاصر ایران بررسی کرد؟
در دنیای مدرن، بهرغم پیشرفتهای تکنیکی و بهرغم پیشرفت فزاینده سلاحها که بسیاری از نظریهپردازان معتقدند موقعیت جغرافیایی ارزش خود را از دست داده، به نظر میرسد همچنان موقعیت و اهمیت جایگاه ژئوپولتیکی ایران در دنیا حفظ شده و این نقش همچنان باقی است. هنوز هم اگر قرار بر تجارت و مبادلهای باشد، چه از راه زمین یا راهآهن و یا از راه دریایی در جنوب، موقعیت ایران اهمیت ویژهای در عرصه جهانی دارد. این باعث شده است تاریخ ایران تاریخی پرمناقشه و پرتنش باشد؛ اما در جهان امروز هم موقعیت جغرافیایی ایران موقعیت مهمی است، بهویژه با ذخایر سرزمینی که ایران در اختیار دارد و نام ایران را جزو کشورهای برتر دنیا در بهرهمندی از این منابع قرار داده. باید گفت دسترسی به این ذخایر در ترکیب با موقعیت استراتژیک جغرافیایی ایران، باز هم اهمیت ژئوپولیتیکی ایران را یادآور میشود. اما باید به این نکته هم توجه داشت که حکومتهایی که در ایران مستقر میشوند، میتوانند این تنشها را تشدید کنند و تاریخ ایران را همچنان تاریخی پرحادثه و پرتنش رقم بزنند. این همان سرنوشتی است که ما در تاریخ معاصر ایران تجربه کردیم.
به نظر من، هنوز موقعیت جغرافیایی ایران برای قدرتهای امروز جهان مهم است. تردید نکنید با پیشرفتهای تکنولوژیک که روابط و مناسبات جهانی را دستخوش تغییر کرده است، اهمیت جغرافیایی کاهش پیدا میکند. اما درعینحال اشاره کردم مبادلات هنوز از مرزهای جغرافیایی کشورها انجام میشود؛ هرچند جغرافیا دیگر اهمیت جبرانگیز گذشته را ندارد، اما هنوز اثرگذار است.
با مرور تمام این مواردی که شما به آن اشاره کردید، به نظر میرسد تاریخ ایران در مقاطع مختلف، تسلیم شرایط و موقعیت جغرافیایی آن بوده. با توجه به تجربه تاریخی دنیا، آیا کشوری بوده که بر این جبر جغرافیایی غلبه کرده باشد؟
بله مواردی بوده، اما شرایط آن کشورها مثل ایران خاص نبوده. بهعنوان مثال، ترکیه در جنگ جهانی دوم تلاش کرد موقعیت خود را حفظ کند و کمتر گرفتار تنش شود. اما ایران در همین مقطع بهدلیل موقعیت ویژهای که داشت و بهدلیل راهآهن شمال به جنوب، تبدیل به پل پیروزی شد. یا قدرتهای کوچکتری در اروپا مثل سوئیس که در مسیر درگیری قدرتهای بزرگ در شرق و غرب اروپا بودند، تلاش کردند بهگونهای استقلال خودشان را حفظ کنند.
به نظرم باید یک قدرت اهل تعامل در ایران بر سر کار میآمد که هم واقف بود به ظرفیتها و تواناییهای این کشور و هم موقعیتشناس بود در منازعات جهانی؛ که بداند چطور با قدرتهای بزرگ تعامل کند و بتواند خطرات را کاهش دهد؛ اقتصاد نیرومند و ارتش نیرومند داشته باشد که از مرزهای کشور پاسبانی کند. اینها متأسفانه در ایران نبود. مجموعه تنشهایی هم که امروز در صحنه سیاست ایران شاهدیم، نشان میدهد باید یک قدرت متمرکز نیرومند دموکراتیک ملی هوادار منافع ایران و با کمترین تنش و موقعیتشناس و اهل تعامل داشته باشیم که بتواند از این شرایط خاص ژئوپولیتیکی بهنفع کشور استفاده کند. بسیاری از سیاستمداران ایران تلاش کردند اینگونه باشند، ولی امکانات لازم در اختیار نداشتند و همین باعث میشد ایران ناخواسته تبدیل به بازیگری شود که قدرتهای بزرگ میخواستند. بههرحال، موقعیت خاص جغرافیایی ایران این تاریخ پرتنش را رقم زده و اجتنابناپذیر است و باید مدیریتش کرد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
رد نشت نفت ایران در پرونده لکههای خارک
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
احداث موزه ملی کودکان میناب و تولید اپلیکیشن «دوست شهید من»
گذر امــــارات از ایستگاه اوپک
طرح راهبردی گردشگری
آغاز پروژه ملی «این روزهای ایران» برای بازتعریف تصویر ایران در جهان
مرزهای نامرئی یک ویرانی
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
تا موج هست این نام باقیست
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پرده های کم فروغ در سایه بمب و انفجار
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید