آسیبشناسی کمپینهای نیکوکاری و اجتماعی
چرا چشمانمان را از رنج دیگران میدزدیم؟
۱۳ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۱۸
تابهحال پیشآمده که پشت چراغقرمز، ناخودآگاه نگاهتان را از یک کودک کار بدزدید؟ شاید آن لحظه فکر کردهاید چقدر بیرحم شدهاید. شاید هم به خودتان گفتهاید: «الان که کاری از دستم برنمیآید، چرا با دیدن این صحنه روزم را خراب کنم؟»
خبر خوب (شاید هم بد) این است: شما سنگدل نیستید. شما فقط در حال اجرای یک «مکانیزم دفاعی» پیچیده هستید که «استنلی کوهن»، جامعهشناس برجسته، آن را «فرهنگ انکار» مینامد. دقیقاً همین مکانیزم است که باعث میشود پرهزینهترین کمپینهای اجتماعی و خیریه، در کمتر از ۳ ثانیه شکست بخورند.
فرمول سنتی بازاریابی اجتماعی سالهاست روی یک خط صاف حرکت میکند: نمایش رنج عریان، ایجاد احساس گناه و دریافت کمک.
اما آیا این فرمول هنوز کار میکند؟ پاسخ کوتاه است: خیر. در جنگِ توجه، محتوای دردناک بازنده است، چراکه انسان مدرن یاد گرفته است در یک وضعیت «گرگومیش» زندگی کند: ما اخبار فجایع، گرانی دلار و سوختن جنگلها را میدانیم، اما طوری رفتار میکنیم که انگار نمیدانیم.
کوهن در کتابِ «وضعیتهای انکار: آگاهی از جنایات و رنجها» توضیح میدهد که وقتی مخاطب با سیل اخبار بد (از فقر تا محیطزیست) بمباران میشود، ذهن برای جلوگیری از فروپاشی روانی، به یکی از این سه پناهگاه فرار میکند: ۱-«این اخبار سیاهنمایی است؛ اصلاً وضعیت اینقدرها هم بد نیست.» (ردکردن اصل خبر)، ۲-«بله اتفاق افتاده، اما ماجرا آنطور که میگویند نیست.» (تغییر نامِ رنج برای کاهش قبح آن)، ۳-خطرناکترین نوع برای خیریهها: «میدانم فاجعه است، دلم هم میسوزد، اما به من ربطی ندارد. این وظیفه دولت است، نه منِ شهروند معمولی».
مخاطب امروز در اینستاگرام، قاضیِ ۳ ثانیهای است. اگر پیام شما با تصویر یک زخم باز، یک چهره تکیده یا یک آمار وحشتناک شروع شود، مغز مخاطب بلافاصله فرمان «اسکرول کن» را صادر میکند. پیام شما شنیده نمیشود، نه چون مخاطب ندیده، بلکه چون سیستم ایمنیِ روان او، پیام را بهعنوان «تهدید» شناسایی و بلاک کرده است.
قدرت همیشه برای فعالکردن فرهنگ انکار، به سانسور یا باتوم متوسل نمیشود؛ تاکتیک مدرنتر، «مهندسی توجه» است. سیستمهای قدرت با پمپاژ مداوم اخبار ضدونقیض و اطلاعات غلط، فضای ذهنی جامعه را چنان غبارآلود میکنند که تشخیص «درد اصلی» غیرممکن شود. آنها تعمداً با تولید نویز و حاشیه، اجازه نمیدهند «نقطه کانونی» شکل بگیرد؛ چون میدانند اگر نگاه مردم روی یک نقطه ثابت بماند، اقدام شکل میگیرد. در این وضعیت، ما نه از «بیخبری»، بلکه از «اضافهبار اطلاعاتی» فلج میشویم و برای حفظ سلامت روانمان، ناچار به دامن انکار پناه میبریم. این همان جایی است که فعال مدنی تصور میکند مردم بیتفاوت شدهاند، درحالیکه مردم فقط در هزارتوی اطلاعات ساختگی گم شدهاند.
دوران «آگاهیبخشی با شوک» تمام شده است. جامعه ما دیگر نیازی ندارد بداند «درد وجود دارد» چراکه همه میدانیم. کمپینهای اجتماعی باید فرمولشان را بهروز کنند و ما نیاز به «کمپینهای امید» داریم، نه «کمپینهای عذاب وجدان».
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پیام ما، آینده اقتصاد ایران پس از تفاهم با آمریکا را بررسی میکند
گشایش یا چرخیدن بر مدار ناکارآمدی؟
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
راه دریافت جریمه تأخیر خودرو بسته شد
خریداران باید به دادگاه بروند
تیــــم مــا
یادمان باشد که این خاک خشک است
بیانیه ITUC در سالگرد کنوانسیون ۱۹۰؛
خشونت در محیط کار مانع اصلی برابری جنسیتی است
مسکن و طبقه متوسط فقیرشده
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید