روایتی انتقادی از عادیشدن تخریب میراثفرهنگی و طبیعی در ایران
ابتذال شر و زوال میراث
۲۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۷
میراث فرهنگی و طبیعی ایران بازتابی گرانمایه و ماندگار از خلاقیت و همزیستی مسالمتآمیز انسان ایرانی با جهان پیرامون خویش است که در طول اعصار مختلف جلوههای تحسینبرانگیز آن در هنر، معماری و صنعت و بسیاری از آیینها و مناسک بومی تجسم پیدا کرده. در سالهای اخیر این عرصه راهبردی و بسیار ارزشمند با چالشها و تخریبهای مختلفی مواجه شده و در سطوح مختلف خرد و کلان آسیبهای بعضاً غیر قابل بازگشتی متحمل شده است. از تخریب بافتهای تاریخی گرفته تا پاکتراشی تپهها و محوطههای تاریخی، آتشسوزی و جنگلخواری، مرمت غیراصولی شاهکارهای معماری و تعرض به عرصه و حرایم آثار ملی و جهانی فرهنگی و طبیعی از جمله مصداقهای این وضعیت خطرناک و مهلک به شمار میروند. اما پرسشی که در این میان پیش میآید، این است که چرا چنین وضعیتی بهشکل فراگیر پدید آمده و اینگونه افسارگسیخته سرمایههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران را در معرض نیستی قرار داده است؟
وضعیت بسیار حاد و خطرناک موجود، ناشی از فعالیت دو گروه است. نخست، افرادی که برای منافع فردی یا گروهی آگاهانه و عمداً در این تخریبهای تبهکارانه مشارکت دارند. دوم، گروهی که از سر جهالت و نادانی دست به تخریب میراث فرهنگی و طبیعی کشورمان میزنند. در ادامه این نوشتار با پرداختن به مفهوم «شر» در اندیشه «هانا آرنت» فیلسوف سیاسی آلمانی، چرایی روندهای تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران را بیشتر تشریح میکنیم.
تخریب آگاهانه و بازتولید شر
درباره وضعیت گروه نخست که آگاهانه در تخریب و تعرض به عرصههای میراث فرهنگی و طبیعی کشور مشارکت دارند، شرایط واضح است و از نظر آرنت این گروه که آگاهانه در بازتولید شر مشارکت دارند، افراد مطلقاً بیفکر نیستند، بلکه میاندیشند، پیامدهای اعمالشان را میدانند و آگاهانه شر را عادیسازی و بازتولید میکنند. در ادبیات این گروه، تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران به روال اداری، ضرورت توسعه و یا استثنای موردی، فروکاسته شده و آنها آگاهانه در تلاشاند خسرانهای رقمخورده را عادی جلوه دهند. اقدامی که در سالهای اخیر در ساختارهای رسمی متولی میراث فرهنگی و طبیعی ایران تبدیل به «ساختار بازتولید سیستماتیک شر و تخریب» شده است. پدیدهای که مصداقهای گوناگون آن را میتوان در تخریب و کوچکسازی بافتهای تاریخی شیراز، قزوین، سبزوار، تخریب عرصه میراث جهانی هیرکانی و زیستبوم میانکاله، تعرض به عرصه و حریم آثار ثبت ملی و جهانی، مرمتهای فاجعهبار مساجد شیخ لطفالله و مسجد شاه اصفهان و مسجد کبود تبریز، صدور مجوز ساختوساز در حریم رودخانهها، همدستی با قاچاقچیان و حفاران غیرمجاز و بسیاری موارد دیگر نظیر آن مشاهده کرد. خطرناکترین شکل تخریب میراث توسط این گروه صورت میگیرد که بهعنوان تصمیمگیر در جایگاه وزیر، معاون میراثفرهنگی، مدیرکل ستادی و استانی و باستانشناس و استاد دانشگاه صورت میگیرد. آنها به پیامدها و عواقب اقدام خود واقفاند، هشدارها را شنیدهاند، ولی با وجود این، تخریب را به «ضرورت روز»، «اهمیت توسعه» و یا «مورد استثنایی» تقلیل میدهند و خط بطلانی آگاهانه بر قوانین بازدارنده و منافع ملی کشور میکشند و این خطرناکترین شکل تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران است. این گروه ارزش آثار ملی و جهانی فرهنگی و تاریخی را میدانند، به پیامدهای غیرقابل بازگشت تخریب و تعهدات بینالمللی و حافظه جمعی واقفاند و بااینحال، با انتخاب آگاهانه روند تخریب (شر)، تصمیم به ادامه اقدامات خود میگیرند. این همان جایی است که از نظر آرنت خطرناکترین شکل شر است که آگاهانه عادیسازی میشود و افراد مسئولیت اخلاقی خود را لغو میکنند و در هیچ شکلی قابلپذیرش نیست.
جهل فرهنگی و ابتذال شر
اما درباره گروه دوم یعنی افرادی که از سر جهالت و نادانی دست به تخریب میراث فرهنگی و طبیعی ایران میزنند، مفهوم «ابتذال شر» هانا آرنت گویای اقدامات آنهاست. مفهوم ابتذال شر (The Banality of Evil) در اندیشه هانا آرنت، اگرچه ریشه در تحلیل فجایع جنگ جهانی دوم دارد، اما برای فهم بسیاری از روندهای فرسایشی در جامعه ظرفیت بالایی دارد. روندهایی که هرچند در ظاهر کوچک و روزمرهاند، اما در مجموع پیامدهایی ویرانکننده بر ساختار، حافظه و هویت جمعی یک جامعه بر جای میگذارند. آرنت این مفهوم را در سال ۱۹۶۳ و کتاب «آیشمن در اورشلیم» که گزارشی از دادگاه «آدولف آیشمن» بود، برای نخستینبار مطرح کرد. از نظر او «شر» همیشه از بطن هیولاهای خبیث و وحشتناک و نیتهای شیطانی متولد نمیشود و گاهی شر از دل رفتارهای عادی افرادی بیرون میآید که صرفاً به دستورات عمل میکنند و وظیفهشان را انجام میدهند. افرادی که نه فکر میکنند و نه خود را مسئول پیامد کاری که انجام میدهند، میدانند. بهعبارت دیگر، این مفهوم هانا آرنت بر پدیداری از شر دلالت دارد که نه صرفاً از نفرتی ریشهدار یا از جنونی بیمارگونه و از شخصیتهای هیولاگونه، بلکه از آدمهای معمولی، مطیع و فاقد تفکر انتقادی نیز سر میزند.
گروه دوم آسیبرسان به میراث فرهنگی و طبیعی ایران، شهروندان معمولی، افراد مطیع و فاقد تفکر هستند که بدون تأمل و پرسش از پیامدهای فرهنگی، هویتی و تاریخی اعمال و تصمیمهایشان تیشه به ریشه فرهنگ و طبیعت ایران میزنند. شخمزدن تپهها و محوطههای تاریخی با توهم گنجیابی و ثروت قارونگونه، یادگارینویسی بر بدنه آثار و ابنیه تاریخی، رفتن به اعماق جنگلها با ماشین و اسپیکرهای غولآسا و برگزاری تورهای طبیعتگردی افسارگسیخته در تمام نقاط بکر طبیعت ایران، ریختن زباله، شیوع پدیده بلاگریسم در فرهنگ و محیطزیست، قاچاق چوب در زاگرس و البرز و بسیاری مداخلات غیرمسئولانه در حریم و عرصه آثار تاریخی و طبیعی ایران از جمله نمونههای این ابتذال شر محسوب میشوند. با کمی وقت گذراندن در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نمونههای متعددی از آن را میتوان دید. این رفتارها کینهتوزی صرف با گذشته یا میراث طبیعی نیست؛ بلکه نشانه فلاکت فرهنگی، بیحسی عمومی، بیمسئولیتی و عدم درک ارزش میراث فرهنگی و طبیعی است؛ شرّی که از دل فقر و ناآگاهی و نبود حفاظت و نظارت قانونی به وجود میآید.
در بسیاری از دستگاههای دولتی و غیردولتی نیز مواجهه با تخریب میراث فرهنگی و طبیعی تبدیل به یک دور باطل از پاسکاری مسئولیت تبدیل شده است. شهرداری مسئولیت تخریب را بر دوش اداره میراثفرهنگی میاندازد، میراثفرهنگی کمبود نیرو و بودجه را بهانه میکند، شورای شهر از نبود اختیار سخن میگوید، پیمانکار از اجرای «دستورات مافوق» دفاع میکند و استانداری خود را تنها ناظر و بیاطلاع میداند. این زنجیره معیوب بیمسئولیتی، همان سازوکار تولید شر در نگاه آرنت است؛ چراکه شر در فضایی رشد میکند که مسئولیتپذیری از بین رفته باشد.
پیامدهای ابتذال شر در عرصه فرهنگ
مسلم است رهایی از این چرخه خطرناک، پیش از هر چیز به بازگشت تفکر نیاز دارد؛ به مدیرانی وطنپرست که دیدگاه کلاننگر داشته باشند و بتوانند پیامدهای بلندمدت تصمیمهای خود را ببینند و «توقف و تأمل» را بخشی از سیاستگذاری بدانند؛ به شهرداریهایی که توسعه را نه صرفاً کالبدی، بلکه فرهنگی و تاریخی و هویتمحور معنا کنند؛ به دستگاههای نظارتی که نقش خود را در حفاظت از میراث فرهنگ و طبیعی جدی بگیرند و در بزنگاههای لازم با اتکا به قوانین بازدارنده موجود به صیانت از سرمایههای ملی کشور برخیزند؛ به رسانههایی که بهطور مستمر آموزش دهند و ریشههای واقعی تخریب را واکاوی کنند و جهت مواجهه و رفع آن برنامه بسازند و به جامعهای که باور کند میراث فرهنگی و طبیعی متعلق به نسلهای آینده است و تنها بهعنوان امانت در دست ماست و باید برای حفاظت و پاسداری از آن تمامقد بکوشند.
نباید فراموش کنیم میراث فرهنگی و طبیعی، تنها مجموعهای از سنگها، آجرها، دیوارها و نقوش و جنگل و تالاب نیست؛ میراث فرهنگی و طبیعی حافظه زنده یک ملت است. سرمایهای راهبردی در دنیای امروز که یکی از پشتوانههای بسیار مهم توسعه و رشد اقتصادی محسوب میشود. تخریب هر بنای تاریخی یا سوختن هر درخت، بریدن رشتهای از این حافظه است. وقتی این رشتهها یکییکی گسسته شوند، جامعه سرانجام حافظه خود را از دست میدهد و بیریشه میشود. این بیریشگی خطرناکترین پیامد ابتذال شر و وقوع شر رادیکال است؛ زیرا جامعهای که حافظه ندارد، امکان ساختن آیندهای پایدار را از دست میدهد و به مصداق کلام مولوی بزرگ: «آنکه با بادی جهد از جا، خسی است.» این در شرایطی است که در دنیای امروز رقابت چشمگیری بین کشورها برای برجستهسازی میراث فرهنگی ملموس و ناملموس و حفاظت از میراث طبیعی شکل گرفته تا با اتکا به آن، مختصات هویتی خود را در دنیا برجستهتر کنند و بهعبارت دیگر، ریشهدارتر نشان دهند. در این مسیر با برگزاری رویدادها و جشنوارههای مختلف و اجرای دقیق مفاد کنوانسیونها و توافقنامههای بینالمللی مرتبط، از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند.
در پایان این نوشتار باید افزود شناخت این وضعیت خطرناک حیاتی است؛ زیرا ما را وادار میکند بپرسیم کدام تصمیمها، کدام بیتفاوتیها، کدام بیفکریها، کدام عادیسازیها، ما را به نقطهای رسانده که تخریب میراث فرهنگی و طبیعی تبدیل به تجربهای روزمره شده است؟ و مهمتر از آن، چگونه میتوان این چرخه باطل و خطرناک را متوقف کرد؟ بیتردید پاسخ این پرسشها، کلید نجات میراث فرهنگی و طبیعی غنی و کهن ایران از روند فرسایشی و پنهانی است که سالها شکل گرفته است. ما اگر امروز این چرخه را نشناسیم و برای مهار آن اقدام نکنیم، فردا بسیار دیر خواهد بود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
میــــــراث در بــرزخ
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید