روزگاری دیدن دربی خیابان‌ها را خالی و شور اجتماعی برپا می‌کرد

فوتبال دیگر معنای جمعی نمی‌سازد





فوتبال دیگر معنای جمعی نمی‌سازد

۱۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۵

فوتبال ایران با وضعیت رهاشدگی و نادیده‌انگاری از سوی جامعه مواجهه شده است. زمانی برای تماشای فوتبال خیابان‌ها و استادیوم‌ها پر می‌‌شد و شور، هیجان و همبستگی جمعی خلق می‌کرد، اکنون حتی مسابقات مهم، مانند دربی یا قرعه‌کشی جام‌جهانی از سوی مردم بی‌اهمیت شمرده می‌شوند. «محمدمهدی فرزبد»، جامعه‌شناس، معتقد است این رهاشدگی اجتماعی نه صرفاً کاهش علاقه، بلکه نشانه گسست در حافظه‌جمعی و بازسازی معناهای مشترک اجتماعی است.

فوتبال بزرگترین سرگرمی جمعی مردمان عصر حاضر است، یک رویداد فوتبالی در یک شب ممکن است میلیون‌ها و چه‌بسا میلیاردها نفر را درگیر خود کند؛ شور، اشتیاق و هیجان و هم‌زمان قاعده‌مندی آن، چنان است که به تعبیر «کریستین برومبرژه»، مردم‌شناس فرانسوی، یک آیین مدرن است.

این آیین مدرن هم می‌تواند «همبستگی‌ساز، نمایشی و مناسکی» باشد و هویت‌سازی کند و به‌گفته «بوردیو»، تبدیل به یک «سرمایه نمادین» شود. از سویی مناسک‌گرایی آن می‌تواند هویت جمعی گروه هوداران و اعضای تیم را بازتاب دهد. همچنین، می‌تواند بسیاری از حاشیه‌ها را به متن آورد و منازعات گروهی‌، قومی و سیاسی را نیز به یک جدال ورزشی تبدیل کند. (جدال تیم‌های اتلتیک بیلبائو-رئال مادرید یا بارسلونا–رئال مادرید در اسپانیا) یا فرصتی برای فرونشاندن احساسات ملی‌گرایانه تحقیرشده (مسابقه فوتبال آرژانتین و انگلستان در جام‌جهانی ۱۹۸۶ پس از جنگ فالکلند) باشد.

تفاوتی ندارد مسابقه فوتبال کجا برگزار شود، در استادیوم‌های مدرن آلمان باشد یا در زمین‌های محقر «فاولاهای ریودوژانیرو» برزیل؛ همه با تبعیت از یکسری قواعد می‌توانند جمعیتی را به‌سوی خود جذب کند و هم‌زمان آنها را درگیر تجربه یک احساس مشترک کند که در حالت عادی شاید نتوان چنین جمعیتی با چنین تجربه‌ای گرد هم آورد.

مردمی که امروز تصمیم می‌گیرند به‌تمامی این مناسک‌ها پشت کنند و به‌نوعی آن را نادیده بگیرند، روزگاری خیابان‌ها را خلوت می‌کردند تا به تماشای مسابقه فوتبال بنشینند و پس از آن، موجی از مردم برای ابراز احساسات به خیابان‌ها بازمی‌گشتند. دربی استقلال و پرسپولیس آنچنان برای مردم و هواداران آن حائز اهمیت بود که از هفته‌ها قبل برای تماشای آن در ورزشگاه یا به‌صورت گروهی در خانه‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند. روز جمعه، ۱۴ آذرماه، مانند هر سال این مسابقه برگزار شد، از میلیون‌ها نفر هواداران این دو تیم در کشور، تنها حدود چهار هزار نفر خود را به ورزشگاه رساندند تا این بازی را از نزدیک ببینند. در زمان بازی نیز خیابان‌ها وضعیت عادی خود را سپری می‌کردند، گویی هیچ مسابقه فوتبالی در حال برگزاری نیست تا مردم را دست‌کم برای تماشای آن از طریق تلویزیون راهی خانه‌ کند. در شبکه‌های اجتماعی نیز خبری از «کُری‌‌خوانی‌های» همیشگی نبود.

هم‌زمان واقعه مهم دیگری از همان جنس برگزار شد؛ قرعه‌کشی جام‌جهانی ۲۰۲۶ که تیم ملی ایران نیز یک از تیم‌های حاضر بود. در سنوات قبل برگزاری این رویداد برای بسیاری از مردم اهمیت بسیاری داشت، اما باز هم در شبکه‌های اجتماعی خبری از موج‌های همیشگی کاربران ایرانی‌ در مورد وقایع و رویدادهای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی نبود. این موضوع هم عملاً نادیده انگاشته شد. چندی قبل نیز در پلتفرم «کارزار» بسیاری از مردم درخواست «انحلال فوتبال ایران برای همیشه» را مطرح کردند. تمامی این وقایع نشان می‌دهد جامعه ایران یا بخشی از آن، فوتبال ایران با تمام سرمایه نمادین و ویژگی‌های هویت‌ساز و همبستگی‌سازش را رها کرده‌اند.


چرا فوتبال در ایران رها می‌شود؟

نادیده‌انگاری و رهاشدگی اجتماعی فوتبال ایران می‌تواند به‌لحاظ جامعه‌شناختی مورد بحث قرار گیرد و این پرسش‌ها نادیده‌انگاری فوتبال تنها کاهش علاقه به یک س را مطرح کرد که آیا مردم علاقه مشترک به سرگرمی را از دست داده‌اند یا امر دیگری در حال وقوع است؟

فوتبال می‌تواند به تعبیر «امیل دورکیم»، «جوشش جمعی» در جامعه مدرن باشد؛ که در آن افراد پراکنده در تجربه‌ای مشترک به یک «ما»ی واحد تبدیل می‌شوند. از این منظر رهاشدگی یارگرمی نیست، بلکه به‌معنای خاموش‌شدن یکی از لحظه‌های همبستگی جمعی است که جامعه امروز در اختیار دارد. در منطق دورکیمی، وقتی چنین آیین‌های مدرنی تضعیف می‌شوند، پیوندهای اجتماعی نیز شکننده‌تر می‌شوند و جامعه بخشی از توان خود برای تولید هیجان، معنا و وحدت را از دست می‌دهد. این نگاه دورکیمی می‌تواند این پرسش را مطرح کند که چه اتفاقاتی موجب شده است مردم از تجربه چنین همبستگی اجتماعی دست بکشند؟


سقوط سرمایه نمادین فرهنگی

از منظر «پیر بوردیو» نیز فوتبال بخشی از میدان قدرت و میدان فرهنگ مردمی است؛ در این میدان سلیقه‌ها، طبقه اجتماعی و شکل‌های مشروعیت فرهنگی در آن بازتولید می‌شود. درواقع، باشگاه‌ها و تیم‌های ملی کشورها حامل «سرمایه فرهنگی» هستند و تماشاچیان با انتخاب تیم، جایگاه فرهنگی و اجتماعی خود را بازنمایی می‌کنند. از این منظر نادیده‌انگاری یا رهاشدگی از سوی هواداران فقط دور شدن از یک سرگرمی نیست، بلکه نشانه‌ای از اختلال در کارکرد یک میدان اجتماعی است؛ میدانی که معمولاً نقش مهمی در ایجاد هویت جمعی، رقابت نمادین و توزیع سرمایه فرهنگی دارد. بر این اساس، وقتی یک میدان کارکرد خود را از دست می‌دهد، جامعه نه‌فقط بخشی از فرهنگ روزمره‌اش را از دست می‌دهد، بلکه نظام معانی و سرمایه‌هایی که پیرامون آن ساخته شده، نیز فرو می‌ریزد.

علت‌های رهاشدگی و نادیده‌انگاری اجتماعی مسابقات مهمی مانند فوتبال از منظر بوردیو، می‌تواند نتیجه تغییر ذائقه یا سلیقه فرهنگی نسلی باشد یا نتیجه تغییر ترکیب قدرت در میدان‌های اجتماعی و فرهنگی و همچنین کاهش سرمایه نمادین تیم‌ها. وقتی کاهش سرمایه نمادین رخ می‌دهد تیم‌ها و بازیکنان آنها دیگر برای جامعه نمی‌توانند پرستیژ (اعتبار و احترام اجتماعی) به‌همراه داشته باشد. این همان اتفاقی است که از جام‌جهانی ۲۰۲۲ تا امروز برای فوتبالیست‌های ایرانی رخ داده است. احترام اجتماعی آنها از دست رفته و برای بسیاری از مردم دیگر فعالیت‌های آنها اهمیتی ندارد.

اگر فوتبال را به‌مثابه یک متن فرهنگی آن‌چنان‌که «استوارت هال» به آن نگاه می‌کرد ببینیم، می‌توان گفت این آوردگاه ورزشی عرصه‌ای است که در آن معنا، هویت و روایت‌های جمعی به‌صورت مداوم ساختته و بازتفسیر می‌شوند.


تولید و بازتولید معنای مداوم

از منظر استوارت هال، فوتبال عرصه‌ای است که در آن معنا، هویت و روایت‌های جمعی به‌طور مداوم ساخته و بازتفسیر می‌شوند. تا مردم از طریق این روایت‌ها و بازتفسیرها درباره خود، شهر، طبقه‌ و حتی کشورشان حرف بزنند. در چنین متنی رهاشدگی یا نادیده‌انگاری فوتبال فقط افت یک سرگرمی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از گسست در فرایند تولید معنا است. در چارچوب هال، وقتی جامعه دیگر به این متن مشترک بازنمی‌گردد، فضای عمومی یکی از مهم‌ترین صحنه‌های بازنمایی و گفت‌وگوی هویتی‌اش را از دست می‌دهد و نتیجه آن، تضعیف روایت‌های جمعی و کاهش انسجام فرهنگی است.


ضعف در بازسازی معناهای مشترک

«محمدمهدی فرزبد»، جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه مازندران، در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» با اشاره به نگاه دورکیمی به جریانات اجتماعی می‌گوید: «رهاشدگی و نادیده انگاشتن فوتبال نتیجه ضعف در بازسازی معناهای مشترک و حافظه جمعی است. حضور تیم‌ها و بازیکنان در گذشته به‌گونه‌ای بود که خاطرات و شور و هیجان جمعی را زنده می‌کرد و مناسک اجتماعی شکل می‌گرفت، اما اکنون به‌دلیل شرایط اجتماعی و گسست فرهنگی، این مناسک دیگر توان ایجاد شور و شعف جمعی را ندارند.»

 به‌گفته او، فوتبال دیگر نمی‌تواند حافظه جمعی و همبستگی اجتماعی را تقویت کند و درنتیجه، علاقه عمومی به آن کاهش یافته است: «حافظه جمعی و شور جمعی، ثابت نیست و وابسته به جریان‌های اجتماعی روزمره است. جریان‌های اجتماعی، مانند جریان‌های الکتریکی، می‌توانند احساسات و باورهای مشترک ایجاد کنند و واقعیت اجتماعی بسازند. فوتبال، زمانی که به‌شکل مناسک جمعی اجرا می‌شود، همین نقش را ایفا می‌کند: احساس تعلق، هیجان و شور جمعی ایجاد می‌کند و سرمایه فرهنگی و نمادین برای جامعه تولید می‌کند. اما اگر این جریان‌های اجتماعی با حوادث روزگار یا تغییر اولویت‌های فرهنگی مختل شوند، فوتبال دیگر نمی‌تواند نقش همبستگی‌ساز خود را ایفا کند.»

فرزبد همچنین با بیان اینکه فوتبال در گذشته، مشابه آیین‌ها و مناسک ملی، توانایی بازسازی معنا و احساسات گذشته را داشت، می‌گوید: «دیدارهای تاریخی تیم ملی یا موفقیت‌های بازیکنان محبوب، یادآور لحظات مشترک ملی و هویتی بود که شور و هیجان جمعی را زنده می‌کرد. امروز اما، شرایط اجتماعی و فرهنگی به‌گونه‌ای است که این بازسازی معنا و حافظه جمعی دشوار شده است. حتی حضور تیم ملی نیز نمی‌تواند همان احساس هویت ملی و شور جمعی گذشته را ایجاد کند؛ زیرا مناسک جمعی و تجربه نمادین کافی برای تولید این حس شکل نگرفته یا دچار گسست شده است.»

عضو هیئت‌علمی دانشگاه مازندران تأکید می‌کند: «فوتبال، مانند آیین‌های ملی و مذهبی، زمانی تأثیرگذار است که معنا و احساسات گذشته به‌شکل جمعی بازسازی شوند. هنگامی که این فرایند مختل شود، فوتبال به پدیده‌ای نادیده‌گرفته‌شده و منفک از زندگی اجتماعی بدل می‌شود و شور و هیجان جمعی که زمانی تولید می‌کرد، کاهش پیدا می‌کند. گسست اجتماعی و کمبود مناسک جمعی پایدار باعث شده است که فوتبال، از یک تجربه هویت‌ساز، به سرگرمی‌ای منفک و کم‌اثر تبدیل شود.»

این جامعه‌شناس با تأکید بر نظریه دورکیم در صور بنیادین حیات بشری یادآور می‌شود: «فوتبال تنها جنبه سرگرمی ندارد؛ بلکه فضایی برای تولید معنا، سرمایه فرهنگی و هویت جمعی است. وقتی جامعه این پدیده را نادیده می‌گیرد یا نمی‌تواند مناسک جمعی آن را اجرا کند، ظرفیت تجربه شور و همبستگی اجتماعی کاهش می‌یابد و فوتبال جایگاه نمادین و هویتی خود را از دست می‌دهد.»


امکان بازسازی معنای مشترک

فرزبد درباره چگونگی بازگرداندن فوتبال به جایگاه سابق اجتماعی خود، می‌گوید: «بازسازی معناهای مشترک و تقویت مناسک جمعی، پیش‌شرط بازگرداندن فوتبال به جایگاه آیینی و همبستگی‌ساز آن است. این بازسازی می‌تواند از طریق ایجاد شرایط مناسب برای حضور اجتماعی، بازخوانی خاطرات تاریخی و نمادین و توجه به سرمایه فرهنگی فوتبال انجام شود و جامعه را دوباره به تجربه شور و هیجان جمعی نزدیک کند.»

رهاشدگی فوتبال ایران نتیجه ترکیبی از عوامل اجتماعی، فرهنگی و نمادین است؛ گسست در مناسک جمعی و کاهش بازسازی معناهای مشترک، تغییر ذائقه و سلیقه فرهنگی نسل‌ها و کاهش سرمایه نمادین تیم‌ها و بازیکنان باعث شده است فوتبال دیگر شور و هیجان گذشته را ایجاد نکند. این وضعیت نه‌تنها علاقه عمومی را کاهش داده، بلکه نشان‌دهنده ضعف در همبستگی اجتماعی و ظرفیت جامعه برای تجربه جمعی است که عواملی مانند دوقطبی‌های موجود اجتماعی، دخالت نهادهای غیر ورزشی در رویدادها و مدیریت فوتبال، سقوط اعتبار و احترام اجتماعی بازیکنان و… در آن نقش دارد.

اگر فوتبال را به‌عنوان آیین و مناسکی هویت‌ساز بدانیم، باید به بازسازی معناها و سرمایه فرهنگی این آیین برای انسجام‌بخشی اجتماعی و حفظ هویت جمعی توجه کنیم.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

«بانک زمان» در ایران راه‌اندازی می‌شود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانه‌ای و مراقبت‌های ضروری در روزهای جنگ

کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

سپیدپوشان ناراضــی

وقتی تعرفه‌گذاری پرستاری به بی‌عدالتی دامن می‌زند

سپیدپوشان ناراضــی

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آب‌وخاک هشدار دادند

شبیخون نخاله‌های جنگی

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی می‌کند

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

هشدار درباره پیامدهای دوقطبی‌سازی اجتماعی

ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

سرنوشت نامعلوم فرش‌های دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرش‌های ماشینی

نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفه‌بگیران نیروهای مسلح

نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفه‌بگیران نیروهای مسلح

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه