تهران بغض دارد





تهران بغض دارد

۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷

چهره‌ای گرفته و پر از دودی وهم‌آلود و مبهم اما به‌طور قطع آلوده و هراسناک، سیمای شهری است که در یکی‌دو دهه پیش در همین ایام غرق در برف و باران بود. تهران پایتختی تاریخی غنوده در پای توچال بلندقامت و بادی که از غرب به شرق تن او را نوازش می‌داد، حال گرفتار ابری از سرب و سرطان و سم است که چون دیوی بر سینه او چنبره زده و گلویش را رها نمی‌کند. چه غمزده است این شهر و چه خسته است این شهر!

اما آلودگی تنها درد بی‌درمان این شهر نیست، بحران نبودن آب در پشت لوله‌های خانه‌هایش لحظه‌شماری می‌کند. همین تهرانی که به قیمت داشتن آب برای خود، شهریار و ورامین و کرج و غرب و شرق خود را تشنه و زمین‌گیر کرده، حال دست آز و نیاز به‌سمت طالقان و حقابه دشت قزوین دراز کرده و در جست‌وجوی قربانی بعدی خود است.

تهران با همه مشکلات زیست‌محیطی و کسری منابع و البته اجتماعی خود باید هزینه‌های سردرگم و بی‌حساب‌وکتاب یک دستگاه را هم بدهد؛ شهرداری تهران!

دستگاهی بسیار پرهزینه و با مسائل مالی متعدد و حل‌ناشده در طی چند دهه که از طرق مختلف برای تأمین پیکره فربه و ناکارآمد خود زخم‌های بیشتری بر تهران فرود می‌آورد. این‌هم از شگفتی نظام مدیریتی در این کشور است که دستگاهی که قاعدتاً باید عهده‌دار مدیریت شهر و حل مسائل آن باشد، به یکی از چالش‌های جدی آن تبدیل شده است.

پروژه‌های پیمانکاری غیرضروری همه‌جای شهر دیده می‌شود. جدول‌هایی که هنوز سالم‌اند، هر روز کنده و عوض می‌شوند. هیچ‌کس نمی‌پرسد این نخاله‌ها کجا می‌روند و کدام دشت و زمین را دوباره زیر خاک و سیمان می‌برند. کسی نمی‌پرسد این هزینه‌ها از کجا می‌آید و چرا باید یک شهر این بار مالی را تحمل کند. کدام بخش از کشور یا همین شهر باید تاوان این رفتارهای تهاجمی را بدهد؟

چه نیازی است که شهرداری به جان جوی‌های آب بیفتد و آنها را با هزینه‌های سنگین سنگ و سیمان بپوشاند؟ چه ضرورتی دارد میدان‌هایی که برخی‌‌شان بخش مهمی از حافظه مردم‌اند، خراب شوند و دوباره ساخته شوند.

شهرداری که امروز با فروش فضای شهر و خون‌بهای درختان دنبال درآمد است، چرا باید پیمانکاران را بیشتر تقویت کند و همچنان این چرخه تباهی و مالی نامعلوم را ادامه دهد؟

چرا در شهری که قریب به یک سال برای یک باران ساده چشم به آسمان خیره است، باید هر سال سنت توزیع کیسه‌های نمک و شن برای برف خیالی را با هزینه گزاف تکرار کند؟

آیا این نمک‌پاشی‌ها جز آلوده کردن خاک و آب و نابودی درخت‌ها و البته منفعت عده‌ای سوداگرا، کارایی و ضرورت دیگری دارد؟ چه کسانی پشت این قراردادها هستند و چرا این چرخه تمام نمی‌شود؟

آیا در این کشور نظارتی وجود ندارد. آیا کسی نیست بپرسد چرا شهرداری باید این‌طور به جان شهر بیفتد و با سازوکارهای مبهم و احتمالاً فاسد، زندگی تهران را سخت‌تر و آینده‌اش را خراب کند.

تهران یکی از خسته‌ترین و گرفته‌های شهرهای ایران و بلکه جهان است و برخلاف عبارت تملق‌آمیز «تهران دوست‌داشتنی» به‌یمن نامدیریتی‌ها، فسادها و تکرار مسیرهای نادرست شهری همواره مغموم و بغض‌آلود است.

واقعیت‌ها را ببینید و دیوارهایتان را به حقیقت آراسته کنید.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *