جامعه به طب سنتی روی آورده‌است، اما وزارت بهداشت نظارت درستی بر مدعیان درمانگری ندارد

شیادی با نسخه‌های گیاهی





شیادی با نسخه‌های گیاهی

۱۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۱

در سال‌های اخیر اقبال مردم به طب سنتی و درمان‌های گیاهی و طبیعی روند رو به افزایشی را به‌دلایل مختلف از جمله کم‌هزینه بودن نسبت به طب رایج و برخی اعتقادات تجربه کرده است. هم‌زمان با این موضوع، بازار گسترده‌ای از درمانگران بی‌صلاحیت شکل گرفته که با خلأ نظارتی رشد کرده‌اند و سلامت مردم را تهدید کرده؛ جریانی که آینده طب سنتی علمی را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است.

بهمن‌ماه ۱۳۹۸ بود که خبری عجیب سراسر جامعه علمی ایران را درنوردید، شخصی به نام «شیخ عباس تبریزیان» کتاب «هاریسون» را که مرجع اصول طب داخلی است و در تمامی دانشکده‌های پزشکی جهان هم به‌عنوان یک کتاب مرجع اصلی تدریس می‌شود، آتش زد.

تبریزیان یکی از مشهورترین نام‌هایی است که در یک دهه اخیر به جریانی دامن زده است که از آن به‌عنوان «طب اسلامی» یاد می‌شود. او خود را پدر این طب می‌داند. شهرت او زمانی به اوج رسید که در زمان پاندمی کرونا نسخه‌های عجیب و غریبی، مانند «استعمال روغن بنفشه» و «نوشیدن ادرار شتر» را برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری، تجویز کرد. 

او پیش‌ازاین، دست به تجویز نسخه‌های عجیب‌تری برای بیماری‌های صعب‌العلاج نیز پرداخته بود. تبریزیان با شکایت‌های متعددی مواجه و از سوی دادگاه ویژه روحانیت نیز محکوم شد، اما به‌رغم شکایت‌های متعدد همچنان به نسخه‌نویسی برای بیماری‌های مختلف می‌پردازد.

«حسین روازاده» که خود و طرفدارانش او را «حکیم روازاده» می‌خوانند، از دیگر مدعیانی است که خود را احیاکننده طب سنتی ایران می‌داند و جنجال‌های زیادی در طول دو دهه اخیر به پا کرده است. او پزشک عمومی و دارای شماره نظام‌پزشکی است، بااین‌حال در سال ۱۴۰۲ از سوی سازمان نظام‌پزشکی پروانه طبابت او لغو و در تمامی کشور فعالیت پزشکی او ممنوع شد. روازاده خود را پدر طب سنتی می‌خواند، اما پس از اینکه وزارت بهداشت از عنوان «طب ایرانی» برای طب سنتی استفاده کرد، خود را «پدر طب ایرانی-اسلامی» خواند. در وب‌سایت منسوب به او درباره این لقب آمده است این عنوان در مجمع جهانی طب بوعلی در سال ۱۳۹۸ توسط «حکیم حسین خیراندیش» به او داده شده است. 

خیراندیش دیگر مدعی طب سنتی است که در این سال‌ها نامی برای خود دست‌وپا کرده و طرفداران خاص خود را دارد. او در کنار روازاده از بنیانگذاران مرکز تحقیقات حجامت ایران است که در سال ۱۳۹۵ از سوی وزارت بهداشت، به‌دلیل نداشتن مجوزهای قانونی و به‌کارگیری افراد فاقد تخصص، پلمب شد. اما او برخلاف روازاده هیچ‌گونه سابقه تحصیلات آکادمیک پزشکی ندارد و مدعی است دانش طب سنتی‌اش تجربی است. 


۵۲ پزشک قلابی

در خردادماه امسال سازمان نظام‌پزشکی لیست ۵۲نفره‌ای منتشر کرد و از تمامی شهروندان ایرانی خواست برای جلوگیری از هرگونه آسیب، به این افراد مراجعه نکنند. در این نامه که به امضای «محمد میرخانی»، معاون اجتماعی این سازمان، منتشر شد، آمده است: «براساس ماده ۳ قانون مربوط به مقررات امور پزشکی، دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ۱۳۳۴.۰۳.۲۹، ارائه هرگونه خدمات پزشکی، دارویی و درمانی توسط این افراد، مداخله در امور پزشکی محسوب می‌شود و مشمول پیگرد قضائی خواهد بود. از تمامی شهروندان محترم تقاضا می‌شود در راستای حفظ سلامت خود و خانواده، از مراجعه حضوری یا غیرحضوری (از جمله از طریق بسترهای آنلاین) به این افراد به‌طور جدی خودداری فرمایند.»

در صدر لیست منتشره از سوی سازمان نظام‌پزشکی نام شیخ عباس تبریزیان و حسین خیراندیش وجود دارد و افراد دیگری که در این‌ سال‌ها نامی دست‌وپا کرده‌اند، نیز وجود دارد که پیش از نام برخی از آنها عنوان حکیم وجود دارد.

 

نسخه‌پیچی برای سرطان بدون ویزیت بیمار

به‌رغم محکومیت‌های قضائی و پزشکی هنوز برخی از این افراد یا منصوبان آنها در حال فعالیت‌اند و فضای مجازی بستر مناسبی برای فعالیت آنها و جذب مشتری یا بیمار است. «پیام ما» در تماس با یکی از منصوبان تبریزیان که در قالب عطاری و نماینده این شخص فعالیت می‌کند، خود را وابسته به یک بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته غدد لنفاوی معرفی می‌کند و می‌پرسد آیا سرطان هم درمان می‌کنند؟ فرد پشت تلفن «بله» می‌گوید و با پرسیدن اینکه بیمار چه سرطانی دارد و چه طبعی؟ بلافاصله نسخه‌پیچی خود برای بیمار فرضی مبتلا به سرطان را آغاز و انبوهی از داروهای من‌درآوردی را برای او تجویز می‌کند. داروهایی با اسم‌های عجیب‌وغریب و بعضاً با نام‌های ائمه(ع) و پیامبر(ص) که فاقد هرگونه مجوز از سازمان غذا و دارو هستند. این فرد برای سفارش داروهای معرفی‌شده از خبرنگار «پیام ما» می‌خواهد در پیام‌رسان (ایتا) پیام دهد. در مورد هزینه‌های دارو نیز می‌گوید: «این هزینه در قبال هزینه درمان سرطان توسط پزشکی روز عددی نیست.»

براساس آمارهای سازمان غذا و دارو حدود ۵۰۰ شرکت دارویی با مجوز این سازمان در حوزه داروهای گیاهی، طبیعی و سنتی فعالیت دارند و در مجموع بیش از چهار هزار و ۴۰۰ مجوز تولید برای این نوع داروهای صادر شده است. بااین‌حال، عمده داروهایی که در بازار غیررسمی طب ایرانی عرضه می‌شوند، فاقد این مجوزها هستند.


افزایش مدعیان طب سنتی

از زمانی که وزارت بهداشت رشته آکادمیک «طب ایرانی» را در سطح تخصص برای پزشکان راه‌اندازی کرده است، بر شمار افرادی که بدون تخصص آکادمیک و تحصیلات در حوزه داروهای گیاهی و طب سنتی بدون مجوز فعالیت می‌کنند، افزوده شده است.

دلایل افزایش این افراد استقبال مردم از طب سنتی و داروهای گیاهی است، به‌گفته «نفیسه حسینی یکتا»، رئیس مرکز طب ایرانی وزارت بهداشت «بیش از ۸۰ درصد جامعه» از طب ایرانی استفاده می‌کنند.

«مرتضی مجاهدی»، متخصص طب ایرانی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی بابلسر و از مقامات سابق وزارت بهداشت، در گفت‌وگو با «پیام ما» بر این اعتقاد است که این آمار نمی‌تواند درست باشد؛ چراکه مشخص نیست براساس چه تحقیقی بوده و با روشی انجام شده است.

مجاهدی می‌گوید: «فارغ از این آمار، یک واقعیت مهم را نمی‌توان نادیده گرفت و آن‌هم این است که بخشی وسیع از جامعه به‌دلایل اقتصادی، ساختاری و فرهنگی، اعتماد و تمایل بیشتری به درمان‌های طبیعی و طب ایرانی پیدا کرده است.»


هزینه‌های سنگین پزشکی رایج

به‌گفته این پزشک، یکی از دلایل اصلی این گرایش، هزینه‌های سنگین خدمات درمانی رایج و نارضایتی بیماران از نتیجه برخی روش‌های پزشکی است. «بسیاری از افراد برای مراجعه به پزشک متخصص با صف‌های طولانی، زمان انتظار بالا و هزینه‌های قابل‌توجه مواجه می‌شوند؛ از ویزیت گرفته تا آزمایش‌ها و تصویربرداری‌هایی که برای تشخیص لازم است. این چرخه برای بسیاری نه‌تنها فرساینده، بلکه ناکارآمد است؛ زیرا با وجود صرف هزینه و زمان، الزاماً به بهبود مطلوب ختم نمی‌شود. چنین وضعیتی مردم را به‌سوی روش‌های ساده‌تر، دردسترس‌تر و کم‌هزینه‌تر، از جمله طب گیاهی و درمان‌های طبیعی، سوق می‌دهد.»

او ادامه می‌دهد: «در کنار این مشکلات، نظام ارجاع و مدل مراجعه به پزشک در کشور نیز با بی‌برنامگی و نبود مدیریت مناسب روبه‌روست. طرح پزشک خانواده، که می‌توانست مسیر مراجعه و تشخیص را سامان دهد، در بسیاری از استان‌ها اجرا نشده یا ناقص اجرا شده است. در نبود این نظام، بیماران اغلب سرگردان میان مطب‌ها و مراکز درمانی مختلف می‌مانند. فرهنگی صحیح برای مراجعه به پزشک وجود ندارد و نظام بهداشت و درمان نیز قادر به هدایت منطقی بیماران نیست. این سردرگمی عمومی، بی‌اعتمادی و تمایل به مسیرهای جایگزین را تشدید می‌کند.»

مجاهدی با بیان اینکه تجربه برخی هموطنان در مراجعه به پزشکان متخصص طب ایرانی نیز در گسترش این گرایش مؤثر است، می‌گوید: «بسیاری از بیماران با مراجعه به مراکز تخصصی طب ایرانی، بهبودهایی مشاهده کرده‌اند و همین تجربه مثبت، آنها را به مُبلغ این روش‌ها در میان دوستان و خانواده تبدیل کرده است. طبیعی است که چنین تجربه‌های موفقی، دامنه اقبال را افزایش می‌دهد و تقاضا برای خدمات طب ایرانی را بالا می‌برد.»

او با بیان اینکه فعالیت افراد فاقد مجوز و بدون دانش در حوزه طب سنتی و تجویز داروهای گیاهی یک واقعیت تلخ در حال گسترش است، توضیح می‌دهد: «رشد بازار سودجویان فاقد صلاحیت، تعداد قابل‌‌توجهی از افرادی که نه تحصیلات پزشکی رایج دارند و نه در طب سنتی آموزش تخصصی دیده‌اند، با عناوینی نظیر «حکیم»، «طبیب» یا «استاد» وارد عرصه کرده است. این افراد با ادعای توانایی درمان بیماری‌ها، اقدام به ویزیت بیماران، نسخه‌نویسی، داروسازی و فروش داروهایی می‌کنند که ترکیبات و فرایند تولیدشان روشن نیست. در بسیاری از موارد، فعالیت این افراد نه‌تنها هیچ پایه علمی ندارد، بلکه می‌تواند سلامت بیماران را به‌طور جدی تهدید کند.»


سیاست‌های دوگانه نهادهای نظارتی

او با انتقاد از سیاست‌های دوگانه نهادهای نظارتی نظام سلامت اظهار می‌کند: «دانشگاه‌های علوم‌پزشکی و نهادهای ناظر بر درمان، در برخورد با پزشکان متخصص طب ایرانی سختگیرانه‌ترین قوانین، بازرسی‌ها و محدودیت‌ها را اعمال می‌کنند. از صدور مجوز گرفته تا نظارت‌های دوره‌ای، فشار سنگینی بر جریان دانشگاهی و رسمی طب ایرانی وارد می‌شود. اما در نقطه مقابل، همین نهادها در برابر جریان‌های غیرقانونی، غیرعلمی و شیادانه، سکوتی معنادار اختیار کرده‌اند. نبود نظارت جدی بر این افراد و رهاشدگی بازار درمان‌های غیررسمی، باعث شده است این گروه‌ها مانند قارچ در جامعه رشد کنند و بدون هیچ پاسخگویی، سلامت مردم را به خطر بیندازند. این تناقض رفتاری، با توجه به تداوم چندین‌ساله چنین وضعیتی، بیش از آنکه تصادفی باشد، به‌نظر می‌رسد ناشی از یک بی‌توجهی ساختاری و یا حتی سیاستگذاری نادرست است.»

به‌گفته او، سیاست‌های کلی سلامت کشور، به‌ویژه در بند دوازدهم، صراحتاً بر توسعه و ترویج علمی طب ایرانی تأکید کرده‌اند. همچنین، دغدغه‌های مقامات عالی کشور درباره لزوم پیشرفت دانش‌بنیان در این حوزه نیز بارها مطرح شده است. باوجوداین، روندهای فعلی نشان‌دهنده فاصله جدی میان سیاست‌های مصوب و عملکرد دستگاه‌های متولی است.

مجاهدی یادآور می‌شود: «در چنین شرایطی، انتظار می‌رود مسئولان نظام سلامت با نگاهی اصلاح‌گرایانه مسیر موجود را تغییر دهند. حمایت از طب ایرانی دانشگاهی و مبتنی‌بر شواهد، ایجاد ساختارهای نظارتی مؤثر و یکپارچه، برخورد قاطع با مدعیان درمانگری بدون صلاحیت و فراهم‌کردن زمینه دسترسی ساده‌تر و سریع‌تر مردم به خدمات درمانی معتبر، ضروری است. هم سلامت مردم در گرو این اصلاحات است، هم آینده و اعتبار طب ایرانی. اگر این روند ادامه یابد، از یک‌سو طب سنتی علمی تضعیف می‌شود و از سوی دیگر، شیادی‌ها و کاسبی‌های خطرناک گسترش خواهد یافت؛ وضعیتی که زیان آن، هم به جسم مردم و هم به باورها و ارزش‌های آنان در حوزه سلامت می‌رسد.»

گسترش جریان غیررسمی و غیرعلمی طب سنتی(اسلامی، گیاهی و…) در ایران بیش از هر چیز حاصل ضعف نظام سلامت و خلأ نظارتی است؛ این وضعیت زمینه سوءاستفاده شیادان را فراهم کرده و مسیر طب سنتی علمی را دشوارتر ساخته است. اگر اصلاحات جدی در نظام ارجاع و نظارت انجام نشود، هزینه‌های درمانی و زمان انتظار برای بیماران کاهش پیدا نکند، این روند تداوم می‌یابد و افراد بیشتری را برای فعالیت در بازار غیرعلمی اما سودآور آن جذب می‌کند. این مسئله می‌تواند هم به سلامت مردم آسیب بزند و هم اعتبار طب ایرانی را با چالشی جدی روبه‌رو کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه