مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌ها در‌ گفت‌وگو با «پیام ما» دلیل اصلی تخریب تالاب‌ها را عنوان کرد

اعتبارهای کلان نصیب طرح‌های مخرب زیست‌بوم می‌شود

نابودی تالاب‌ها ابتدا با گردوغبار ظاهر می‌شود و سپس شور شدن چاه‌های کشاورزی و فرونشست زمین در اطراف اتفاق می‌افتد





اعتبارهای کلان نصیب طرح‌های مخرب زیست‌بوم می‌شود

۸ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۴۸

در قانون آمده که پس از شرب،‌ اولویت با حقابه تالاب‌هاست‌، اما جا به‌ جای ایران‌ آنچه رعایت نمی‌شود، همین قانون است و نتیجه‌اش خشکیدگی تالاب‌ها! از شمال‌غرب و دریاچه ارومیه گرفته تا جنوب‌غرب در هورالعظیم و شادگان‌ و مرکز در تالاب گاوخونی و... . توجیه‌ها یکسان است؛‌ تأمین آب شرب!‌ «آرزو اشرفی‌زاده»، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌ها، در گفت‌وگو با «پیام ما» از تلاش‌های این دفتر برای گرفتن این حقابه و چشم‌انداز کلان ۱۰ساله برای مدیریت تالاب‌ها می‌گوید.

آیا چشم‌انداز یا برنامه کلان پنج‌ساله یا ۱۰ساله برای تالاب‌های کشور وجود دارد؟

برای مدیریت و حفاظت از تالاب‌ها، برنامه‌ای راهبردی شامل اهداف و سیاست‌های مشخص مبتنی‌بر هشت ‌راهبرد اساسی تدوین شده است که پایه برنامه‌های پنج‌ساله و ۱۰ساله به شمار می‌رود. علاوه‌بر قانون حفاظت و احیای تالاب‌ها، مواد ۳۷ و ۳۸ قانون برنامه هفتم با تأکید بر تخصیص نیازهای محیط‌زیستی تالاب‌ها امید به بهبود شرایط تالاب‌ها را افزایش داده است.

برنامه راهبردی حفاظت از تالاب‌های ایران، با تکیه بر تأمین آب، پایش علمی، مشارکت مردمی، دیپلماسی زیستی و گردشگری پایدار، نقشه راهی برای دهه آینده است. اما تحقق این چشم‌انداز در گرو اجرای دقیق قانون، تخصیص منابع، تعامل فعال مردم است. چنا‌ن‌که شرایط فعلی منابع آب کشور نشان می‌دهد، تأخیر در اقدام ممکن است فرصت‌های بازگشت را کم کند.


در برنامه ۱۰ساله شما، وضعیت تالاب‌ها در مقایسه با شرایط کنونی چگونه خواهد بود؟

در چشم‌انداز برنامه وضعیت تالاب‌ها مطلوب است، اما مدیریت تالاب‌ها یک مسئله فرابخشی هستند و تنها سازمان حفاظت محیط‌زیست قادر به حفاظت و احیا آنها نیست. همه دستگاه‌ها براساس قوانین باید وظایف و مسئولیت خود را انجام دهند. علاوه‌بر موضوع تأمین آب، راهبردهای دیگری نظیر دیپلماسی محیط‌زیست، مراودات بین‌المللی، ایجاد زیرساخت‌های پایشی، استقرار نظام پایش در تالاب‌ها، رویکرد زیست‌بومی‌ و ارتقای آگاهی عمومی‌ از دیگر راهبردهای برنامه است. ستاد هماهنگی و مدیریت تالاب‌های کشور در هفتمین جلسه به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور، استانداران استان‌های تالابی را به‌عنوان مسئول کارگروه‌های استانی مدیریت تالاب‌ها به‌منظور تحقق تأمین نیاز آبی تالاب‌ها و پیگیری اجرای برنامه‌های مدیریت توسط دستگاه‌های مسئول و پاسخگوی تالاب‌های استان مصوب کرد.

نیاز آبی تالاب‌ها همیشه اهمیت داشته و در برنامه‌های توسعه، پس از آب شرب، اولویت دوم به نیازهای محیط‌زیستی داده شده است. با وجود بحران آب در ایران، از جمله قطعی آب در روستاها، چقدر امید دارید حقابه تالاب‌ها تأمین شود؟

نیاز آبی تالاب‌ها پس از آب شرب، به‌عنوان اولویت دوم، در قانون برنامه هفتم توسعه و آیین‌نامه مصوب هیئت دولت به‌صورت قانونی تثبیت شده است. بااین‌حال، اجرای این تکلیف قانونی نیازمند بازتخصیص و تعدیل مصارف آبی است که قبلاً در حوزه‌های آبخیز تعریف شده‌اند. وزارت نیرو از طریق برنامه جامع آبی و برنامه هفتم توسعه در حال پیگیری این موضوع است. 

با توجه به تنش آبی موجود، کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب، در برنامه هفتم تأکید شده و در حال اجراست. علاوه‌براین، مشارکت مردم در جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز آب و همکاری فعالان، تشکل‌ها و دلسوزان محیط‌زیست نقش کلیدی دارد. اگر این همراهی وجود داشته باشد و همه دست به دست هم دهیم، می‌توانیم حداقل نیاز آبی تالاب‌ها را تأمین کنیم. اما اگر روندهای گذشته ادامه یابد و همکاری لازم شکل نگیرد، متأسفانه شرایط تالاب‌ها بدتر خواهد شد. 

در برنامه هفتم توسعه، تخصیص حداقل ۱۰.۷ میلیارد مترمکعب آب برای تالاب‌ها پیش‌بینی شده که درصورت اجرای کامل و همکاری سایر دستگاه‌ها وضعیت آبی تالاب‌ها تا حدی بهبود می‌یابد.

با توجه به موضوع تغییراقلیم و بحران آب در کشور موضوع توجه و رعایت نیاز آب محیط‌زیستی تالاب‌ها و حداقل پایداری جریان در راستای پایداری سرزمین، موضوع بسیار جدی و اولویت‌داری است.


شما گفتید بدون مشارکت مردم، وضعیت تالاب‌ها بدتر می‌شود. با توجه به منافع اقتصادی که مردم از برداشت بی‌رویه آب دارند و شرایط نامناسب اقتصادی کشور، چگونه می‌توان انتظار داشت مردم از بخشی از منافع خود بگذرند یا از ایجاد منافع جدید برای خود صرف‌نظر کنند؟

 منظور من از مشارکت، فشار اقتصادی بر کشاورزان واقعی نیست. کشاورزان واقعی که از گذشته با شرایط خشک و نیمه‌خشک کشور آشنا بوده‌اند، به مدیریت صحیح آب و کشاورزی پایدار پایبندند. کشاورزان با استفاده از دانش سنتی به پایدارترین شیوه‌ها آب را استفاده بهینه می‌کردند، آنها می‌دانند برداشت بی‌رویه آب به افت سطح آب چاه‌ها، نابودی زمین‌های کشاورزی و ضرر خودشان منجر می‌شود.

بهره‌برداری‌های بی‌رویه عمدتاً توسط افرادی انجام می‌شود که با طمع‌ورزی و بدون داشتن حقابه قانونی، اقدام به تغییر کاربری اراضی یا ایجاد باغات گسترده غیرمجاز کرده‌اند. این افراد سهمی‌ قانونی از آب نداشته‌اند که قطع شود. 

بنابراین، بحث ما نه بر گرفتن حق قانونی، بلکه بر جلوگیری از بهره‌برداری‌های غیرمجاز و ناپایدار است که به ضرر کل اکوسیستم و کشاورزی پایدار عمل می‌کند. این موضوع از طریق افزایش آگاهی عمومی، مشارکت جوامع محلی و نظارت دقیق امکان‌پذیر است. به‌این‌ترتیب، مشارکت مردمی‌ و تعامل یکی از ارکان اصلی است.


سازمان حفاظت محیط‌زیست همیشه با بودجه محدود مواجه است و گاهی در تعامل با سایر وزارتخانه‌ها دست پایین را دارد. آیا منابع مالی فعلی شما برای انجام حجم گسترده وظایف‌تان کافی است؟

اعتبارات فعلی متناسب با گستره وظایف سازمان نیست. بااین‌حال، مشکل اصلی تخصیص اعتبارات کلان به طرح‌های توسعه‌ای ناپایدار و مخرب زیست‌بوم‌ها است که ملاحظات محیط‌زیستی در آنها رعایت نشده است. اجرای این طرح‌ها در دهه‌های گذشته، مانند سدسازی در بالادست تالاب‌ها یا پروژه‌های توسعه‌ای ناپایدار و نامتوازن در محدوده تالاب‌ها، وضعیت محیط‌زیست تالاب‌ها را بدتر کرده‌اند. اگر اعتبارات کشور به‌سمت معیشت‌ها و اقتصادهای پایدار و سبز هدایت شود و از تخصیص بودجه به طرح‌های مخرب جلوگیری شود، شرایط بهتری رقم می‌خورد. 

خوشبختانه رویکرد دولت چهاردهم حفظ محیط‌زیست است و تعامل در این زمینه وجود دارد، اما علاوه‌بر بحران تغییراقلیم که با آن روبه‌رو هستیم، فشارهای اقتصادی و سیاسی گاهی مانع از اولویت‌بخشی به توسعه پایدار و لحاظ ملاحظات محیط‌زیستی می‌شود و این یک چالش مهم برای ماست. با هماهنگی و تمرکز بر این اصول، می‌توان به بهبود وضعیت امیدوار بود.


شما از حقابه و تغییر کاربری اراضی صحبت کردید. چالش اصلی حفاظت از تالاب‌ها چیست؟ آیا بحث حقابه است یا تغییر کاربری‌هایی که در حال رخ دادن است؟

تالاب‌های مختلف با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو هستند؛ برخی با مشکلات کمتر و برخی با مسائل متعدد. اما اساس و پایه هر تالاب، آب است. تأمین حداقل نیاز آبی محیط‌زیستی تالاب‌ها یک ضرورت اساسی است که برای همه تالاب‌ها اهمیت دارد. بدون آب، تالاب‌ها نمی‌توانند پایدار بمانند. موضوع تغییر کاربری در حوضه تالاب‌ها هم موضوع مهمی‌است، به‌ویژه در مدیریت آب که مورد توجه است.


اگر نیاز آبی تالاب‌ها تأمین شود، آیا مشکل تغییر کاربری اراضی کاهش پیدا می‌کند؟

بله، حتماً همین‌طور است. تغییر کاربری اراضی همچنان چالشی جدی برای بسیاری از تالاب‌هاست. هرچند قوانین مشخصی در این زمینه وجود دارد و پس از تصویب قانون حفاظت از تالاب‌ها، همکاران ما با جدیت از تخریب و تصرف اراضی جلوگیری می‌کنند، اما متأسفانه برخی از این اقدامات در گذشته انجام شده است و همچنان درخواست‌های متعددی برای تغییر کاربری اراضی تالاب‌ها وجود دارد. تأمین آب می‌تواند به پایداری تالاب‌ها کمک کند، اما مسئله تغییر کاربری نیازمند نظارت و اجرای دقیق قوانین است.


پایش پوشش گیاهی یا پرندگان مهاجر در همه تالاب‌ها انجام می‌شود یا اولویت‌بندی‌هایی دارید که برخی تالاب‌ها پایش شوند؟

 پایش تالاب‌ها یکی از سیاست‌ها و راهبردهای اصلی مدیریت تالاب‌هاست که به‌صورت جامع انجام می‌شود. این پایش شامل کمیت و کیفیت آب، تنوع‌زیستی و وضعیت اکولوژیک تالاب‌هاست. بخش عمده این فعالیت‌ها توسط ادارات کل استانی انجام می‌شود. پرندگان آبزی و کنارآبزی، که از مهم‌ترین گونه‌های زیستی تالاب‌ها هستند و بخشی یا کل چرخه زندگی‌شان به تالاب‌ها وابسته است، مورد توجه ویژه قرار دارند. ایران در مسیر کریدور پروازی بسیاری از پرندگان مهاجر قرار دارد و تالاب‌های ما زیستگاه مهمی‌ برای این گونه‌ها هستند. بااین‌حال، برخی تالاب‌های فلات مرکزی مانند گاوخونی و بختگان به‌دلیل کمبود منابع آبی وضعیت خوبی ندارند. در این شرایط، علاوه‌بر پیگیری حقابه این تالاب‌ها تلاش ما بر حفظ تالاب‌های کوچک‌تر است تا به‌عنوان زیستگاه محدودتر و کریدور پروازی پرندگان مهاجر در این شرایط پایدار بمانند.


شما به موضوع آلاینده‌ها و پساب‌های واردشده به تالاب‌ها اشاره کردید. وضعیت تالاب‌های مهم ایران، مانند گاوخونی، هورالعظیم یا میقان، در این زمینه چگونه است؟ کدام تالاب‌ها بیشتر با این مشکل درگیر هستند؟

علاوه‌بر پساب‌های صنعتی، پساب‌های کشاورزی و فاضلاب‌های شهری و روستایی نیز به بسیاری از تالاب‌ها وارد می‌شوند. با توجه به تنش آبی و بحران کمبود آب در کشور، اهمیت استفاده مجدد از پساب‌ها افزایش یافته است. سیاستگذاری‌ها به‌گونه‌ای است که پساب‌های تصفیه‌شده برای مصارف صنعتی استفاده شوند تا حقابه‌ای که قبلاً برای صنعت تخصیص داده شده بود، به طبیعت و تالاب‌ها بازگردد. طبق برنامه هفتم توسعه، منابع آب نامتعارف مانند پساب یا آب دریا باید جایگزین سهمیه آب صنعت شوند تا این آب به طبیعت اختصاص یابد. اما متأسفانه گاهی این پساب‌ها به‌عنوان سهمیه جدید فروخته می‌شوند که برخلاف هدف اصلی است. 

ادارات کل استانی با پایش‌های مستمر درصورت عدم رعایت استانداردهای تخلیه، واحدهای آلاینده را به مراجع قضائی معرفی می‌کنند. درعین‌حال، برخی از گیاهان تالابی خودشان می‌توانند بخشی از آلاینده‌ها را به‌صورت طبیعی پالایش کنند، اما این توانایی برای فلزات سنگین کمتر وجود دارد.

برای مثال، تالاب انزلی در گذشته حجم بالایی از آلاینده‌ها، به‌ویژه فاضلاب‌های بیمارستانی، دریافت می‌کرد. خوشبختانه با پیگیری‌های انجام‌شده و احداث تصفیه‌خانه‌های بیمارستانی، این مشکل تا حد زیادی کاهش یافته است. تکمیل سایر تصفیه‌خانه‌های شهری و روستایی نیز به‌جد در دست پیگیری است. بااین‌حال، در برخی تالاب‌ها مانند گاوخونی، هورالعظیم و میقان، ورود پساب‌ها همچنان چالش‌برانگیز است. مسئله اینجاست که چون برای حقابه طبیعت هزینه‌ای پرداخت نمی‌شود، انگیزه‌ای برای بازگرداندن آب تصفیه‌شده به تالاب‌ها وجود ندارد.


درباره گونه‌های مهاجم، مانند تیلاپیا در تالاب شادگان یا سنبل آبی در تالاب انزلی، چگونه پایش و مقابله انجام می‌شود؟ وقتی گونه‌ای مهاجم وارد زیستگاه می‌شود، حذف آن بسیار دشوار است. آیا می‌توان از ورود این گونه‌ها جلوگیری کرد یا آنها را کنترل کرد؟

گونه‌های مهاجم یکی از چالش‌های مهم تالاب‌هاست که برخی تالاب‌ها، مانند شادگان با ماهی تیلاپیا و انزلی با سنبل آبی درگیر هستند. براساس ماده ۳ قانون حفاظت از تالاب‌ها، ورود گونه‌های غیربومی‌ و مهاجم به تالاب‌ها ممنوع است. سازمان حفاظت محیط‌زیست موظف شد فهرستی از این گونه‌ها تهیه کند. در سال ۱۳۹۷، اولین فهرست گونه‌های مهاجم منتشر شد و هر دو سال یک‌بار بازنگری می‌شود. در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ نیز این فهرست بازنگری و منتشر شد. این فهرست با ارزیابی علمی‌ ریسک و همکاری متخصصین و انجمن‌های علمی‌ تهیه شده تا گونه‌های مهاجم به‌طور دقیق شناسایی شوند. سازمان شیلات، ادارات کل استانی و سایر نهادهای مرتبط موظف‌اند براساس این قانون عمل کنند.

گونه‌های مهاجم به‌دلیل رشد سریع، گونه‌های بومی‌ را تحت فشار قرار می‌دهند و زیست آنها را مختل می‌کنند. حذف کامل این گونه‌ها از تالاب‌ها تقریباً غیرممکن است. بنابراین، سیاست اصلی ما کنترل آنهاست. برای مثال، در مورد سنبل آبی در گذشته تنها حذف فیزیکی انجام می‌شد، اکنون با همکاری مراجع علمی‌ و بهره‌گیری از تجارب جهانی، در حال تدوین دستورالعمل‌های علمی‌ برای کنترل این گونه‌ هستیم. همکاران ما در استان‌ها به‌طور مداوم حذف فیزیکی سنبل آبی را انجام می‌دهند، اما هدف ما کنترل علمی‌تر و برنامه‌ریزی‌شده است. 

تجربه موفقی در تالاب نئور داشتیم که به گونه مهاجم کاراس آلوده بود. با حذف فیزیکی و مبارزه بیولوژیک، این گونه کنترل شد و گونه بومی‌ میگوی گاماروس، که پیش‌تر از تالاب حذف شده بود، دوباره به آن بازگشت. این تجربه در تالاب‌های پیچیده‌تر نیز در حال پیگیری است. همچنین، با سازمان شیلات مذاکراتی انجام شده تا به‌جای معرفی گونه‌های غیربومی، بر پرورش و تکثیر گونه‌های بومی‌در تالاب‌ها تمرکز کنند. این سیاستگذاری‌ها و اقدامات کنترلی به جلوگیری از ورود گونه‌های مهاجم و کاهش اثرات آنها کمک می‌کند.


با توجه به شرایط دشوار تالاب‌هامون به‌عنوان یکی از تالاب‌های مرزی، چه برنامه‌ای برای احیای این تالاب دارید؟

تالاب‌ هامون، به‌عنوان یک ذخیره‌گاه زیست‌کره بین‌المللی و ثبت‌شده در کنوانسیون رامسر، از اهمیت جهانی برخوردار است و کریدور پروازی پرندگان مهاجر محسوب می‌شود. جامعه بین‌المللی نسبت به وضعیت این تالاب حساسیت ویژه‌ای دارد. در پانزدهمین اجلاس کنوانسیون رامسر در زیمبابوه، با دبیرکل این کنوانسیون گفت‌وگو کردیم و ایشان نگرانی عمیقی درباره وضعیت‌هامون ابراز کردند. افغانستان باید حداقل نیاز آبی تالاب را در طرح‌های توسعه بالادستی خود، براساس حقوق عرفی بین‌المللی و اصول حسن هم‌جواری، تأمین کند.‌

هامون تالاب مشترک مرزی است؛ یک‌سوم آن در خاک افغانستان قرار دارد و منافع آن برای مردم هر دو سوی مرز است. خشک شدن تالاب و ریزگردهای ناشی از آن، هر دو کشور را تحت‌تأثیر قرار داده و پیامدهای سوء داشته است. ایران بارها نگرانی خود را درباره انحراف آب از مسیر تاریخی رودخانه هیرمند و ساخت سدهای جدید در رودخانه‌های منتهی به‌هامون اعلام کرده است. این اقدامات با اصول جهانی محیط‌زیست مغایرت دارد.

افغانستان براساس معاهده هیرمند موظف به تأمین حقابه ایران است، اما تأمین حداقل نیاز آبی محیط‌زیستی تالاب‌ هامون موضوعی جداگانه است. در نشست‌های قبلی با مقامات محیط‌زیست طالبان و در نشست اخیر معاون محترم محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان و معاون محترم وزیر امور خارجه با مقامات مربوط افغانستان، بر اقدامات مشترک برای حفظ شرایط زیستی‌ هامون تأکید شده بود. اکنون لازم است این موضوع وارد فاز اجرایی شود.


طی یکی‌دو سال اخیر، شاهد برنامه‌هایی برای اقتصادی کردن تالاب‌ها از طریق بهره‌برداری پایدار، مانند اکوتوریسم، بوده‌ایم. شما کارگاه‌هایی در استان‌های مختلف برای جلب مشارکت مردم برگزار کرده‌اید. آیا به الگویی قابل‌تکرا
ر رسیده‌اید؟ اگر بله، این الگو چیست؟

 تالاب‌ها از گذشته نقش کلیدی در معیشت مردم دارند. طبق آمار کنوانسیون رامسر، حدود یک میلیارد نفر در جهان به تالاب‌ها برای معیشت وابسته‌اند. در ایران نیز تالاب‌ها از طریق ماهیگیری، کشاورزی و گردشگری به اقتصاد محلی کمک کرده‌اند. اما رویکرد فعلی ما بهره‌برداری خردمندانه و پایدار است، با تمرکز بر طبیعت‌گردی جامعه‌محور. ما دستورالعملی برای گردشگری پایدار در تالاب‌ها تدوین کرده‌ایم و با همکاری معاونت طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، به‌دنبال الگویی هستیم که با رعایت ظرفیت برد محیط‌‌زیستی، معیشت جوامع محلی را بهبود دهد. این الگو شامل طبیعت‌گردی و پرنده‌نگری می‌شود. 

بسیاری از تالاب‌ها ظرفیت بالایی برای پرنده‌نگری و گردشگری طبیعی دارند که می‌تواند جایگزین فعالیت‌های کم‌بازده کشاورزی شود. درعین‌حال، هرگونه فعالیت گردشگری باید با رعایت دقیق ظرفیت تالاب و جلوگیری از تخریب اکوسیستم انجام گیرد.

 

با توجه به محدودیت‌های گردشگری ورودی در ایران به‌دلیل هشدارهای سفارتخانه‌ها و عدم ورود آسان گردشگران خارجی، تمرکز بر گردشگری داخلی است که آن هم تحت‌تأثیر نوسانات اقتصادی،‌ سیاسی و… قرار دارد. آیا صنعت گردشگری با این‌همه نوسان می‌تواند با کشاورزی، که درآمد ثابت‌تری دارد، رقابت کند؟

 کشاورزی پایدار و اصولی همچنان در حوزه‌های مختلف ادامه خواهد داشت. اما با توجه به اینکه گردشگری به‌ویژه در مناطق تالابی، ساحلی و جزایر در حال حاضر بدون رعایت اصول محیط‌زیستی در حال انجام است، مانند کمپ‌های غیرکنترل‌شده که به زیست‌بوم آسیب می‌زند؛ تلاش ما بر هدایت این فعالیت به‌سمت گردشگری پایدار است. در روزهای تعطیل و غیرتعطیل، گردشگران بدون رعایت اصول اولیه، مانند ورود ماشین تا داخل آب تالاب‌ها، به پرندگان و زیستگاه‌ها آسیب می‌زنند. 

برنامه ما این است که مراکز بازدیدکننده برای کاهش آسیب به تالاب‌ها، سواحل و جزایر را به‌صورت فعال داشته باشیم و همچنین، منافع اقتصادی گردشگری هرچند محدود به جوامع محلی برگردد تا انگیزه حفاظت ایجاد شود. برای مثال، تالاب شادگان میزبان گردشگران زیادی است. اگر برپایه برنامه اصولی انجام شود، گردشگری نه‌تنها به اقتصاد کمک می‌کند، بلکه به حفاظت از تالاب‌ها نیز منجر می‌شود. بهره‌برداری باید در راستای حفاظت باشد؛ وقتی مردم محلی از منافع اقتصادی بهره‌مند شوند، خودشان خواهان حفظ تالاب خواهند بود. این رویکرد بخشی از سیاست‌های توسعه پایدار است.


با توجه به گردوغبار اخیر در تهران و بحث‌هایی درباره تالاب‌های گاوخونی،‌ هامون و دریاچه ارومیه، برای تالاب‌هایی که مراکز جمعیتی بزرگ را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، آیا برنامه‌ای وجود دارد که حقابه آنها اولویت بیشتری داشته باشد تا مردم کمتر آسیب ببینند؟

 طبق آخرین مطالعات ستاد گردوغبار حدود ۱.۵ میلیون هکتار از اراضی تالابی ایران در شرایط خشکی مستعد تولید گردوغبار هستند. به‌عنوان مثال، تالاب صالحیه-الله‌آباد در فلات مرکزی ایران در دهه ۸۰ زهکشی شد و به‌دلیل بارگذاری بیش‌ازحد روی منابع آب محدود و مصارف بالا در استان‌های اطراف، حتی در شرایط سیلابی آب کافی دریافت نمی‌کند. شهرهای البرز و تهران را تحت‌تأثیر گردوغبار قرار داده است. 

براساس آیین‌نامه مقابله با گردوغبار، تالاب‌هایی که منشأ گردوغبار هستند، در تخصیص حقابه اولویت دارند. ما این اولویت‌ها را به وزارت نیرو اعلام کرده‌ایم و پیگیر تأمین نیاز آب محیط‌زیستی آنها هستیم. متأسفانه تالاب‌هایی مانند گاوخونی در حوضه زاینده‌رود، صالحیه و بختگان، به‌دلیل عدم تأمین نیاز آبی در سال‌های اخیر خشک شده‌اند و با وزش کمترین باد، شهرها و روستاهای اطراف و مردم از گردوغبار متضرر می‌شوند. تلاش ما مدیریت بحران با هدف کاهش این آسیب‌ها و تأمین نیاز آب قانونی این تالاب‌هاست تا اثرات منفی بر جمعیت‌های شهری کاهش یابد.


برنامه شما برای تالاب صالحیه چیست؟

  در ستاد مقابله با گردوغبار، تکالیف و برنامه‌هایی برای دستگاه‌های مسئول، از جمله وزارت نیرو، تعیین شده که آنها موظف به رعایت و گزارش‌دهی هستند. آخرین جلسه مشترک در استان‌های البرز و قزوین که تالاب در آنها واقع شده، بر تأمین حداقل آب، جلوگیری از بارگذاری بیش‌ازحد مصارف آب در حوزه و بازتخصیص حقابه‌ها تمرکز داشته است. متأسفانه چاه‌های غیرمجاز زیادی در حوضه تالاب حفر شده که باید تعدیل شوند؛ در غیر این‌صورت، حتی کشاورزی وابسته به این چاه‌ها نیز تحت‌تأثیر قرار می‌‌گیرد و نابود می‌شود.

برنامه اصلی برای تالاب بستن زهکش تالاب و جلوگیری از چرای دام و نابودی پوشش گیاهی است. برنامه جامعی برای این منظور تدوین شده است، ‌اما در تمام حوضه‌های تالابی نیازمند مدیریت پایدار و متوازن منابع و مصارف آب و معکوس کردن روندهای اشتباه هستیم.

 طبیعت یک سیستم چرخه‌ای است؛ پیامد نابودی تالاب‌ها ابتدا با گردوغبار، مانند آنچه اخیراً در تهران و کرج مشاهده شد، ظاهر می‌شود و سپس شور شدن چاه‌های کشاورزی و فرونشست زمین در اطراف اتفاق می‌افتد. درنهایت، با شور شدن اراضی و نابودی معیشت و اقتصاد و ازدست‌رفتن آبخوان‌ها، پایداری سرزمین از دست می‌رود.


یکی از انتقادات درباره شهرهای تالابی این است که ایران شهرهای تالابی را به فهرست کنوانسیون رامسر اضافه می‌کند، اما به‌دل
یل توجه نداشتن به محیط‌زیست در سیاست‌های توسعه، این تالاب‌ها دوام نمی‌آورند و از دست می‌روند. چه اقداماتی می‌توان انجام داد تا عنوان «شهر تالابی» به حفاظت از تالاب‌ها کمک کند، مشابه کاری که در کشورهایی مثل چین انجام می‌شود؟

هدف کنوانسیون رامسر از عنوان «شهر تالابی» این است که شهرهای نزدیک تالاب‌ها به حامیان اصلی آنها تبدیل شوند و جوامع محلی، تالاب را بخشی از هویت خود بدانند. این شهرها باید تأثیر مستقیم بر حفاظت تالاب داشته باشند و روح تالاب در فرهنگ و مدیریت شهری جاری باشد. در ایران، انتخاب شهرهای تالابی براساس درخواست شهرداران انجام می‌شود و آنها متولی اجرای سیاست‌های حفاظتی هستند. این شهرها باید هر سه سال گزارش عملکرد ارائه دهند تا وضعیت شهر تالابی را حفظ کنند.

تاکنون پنج شهر ایران در فهرست شهرهای تالابی کنوانسیون رامسر ثبت شده‌اند. در نشست اخیر، شهرهای بابل، گندمان و کیاشهر به این فهرست اضافه شدند. در کشورهایی مثل ژاپن، شهرداران نقش کلیدی در حفاظت از تالاب‌ها دارند و کنوانسیون نیز به‌دنبال افزایش مشارکت مسئولین شهری است. در ایران، ما در حال ایجاد شبکه‌ای از شهرداران شهرهای تالابی با همکاری مرکز منطقه‌ای رامسر هستیم تا اقدامات حفاظتی پیگیری و گزارش شود. این شبکه داخلی به تبادل تجارب بین شهرداران مشابه شبکه جهانی شهرهای تالابی کمک می‌کند. شهرداران شهر‌های تالابی موظف‌اند با ترغیب جوامع محلی به مشارکت، حفاظت از تالاب‌ها را تقویت کنند.


در کدام تالاب‌ها اقدامات اجرایی برای بهبود شرایط تالاب‌ها صورت گرفته است؟

برای جلوگیری از تخریب بیشتر تالاب‌ها اقدامات مداخله‌ای متعددی در حال انجام است تا شرایط بحرانی مدیریت شود. برای مثال در تالاب شیمبار خوزستان با احداث سازه‌هایی در پایاب حوضه، آب در تالاب حفظ شده است. در تالاب بامدژ با بستن زهکش تالاب به‌زودی شاهد احیای تالاب خواهیم بود و در تالاب بوجاق، با توجه به پسروی دریای خزر، دیواره‌ای برای حفظ آب ساخته شده است. این اقدامات مداخله‌ای به حفظ شرایط اکولوژیک تالاب‌ها کمک کرده و نتایج مثبتی داشته است. 

اصلاح و ساماندهی مسیر رودهای منتهی به تالاب‌ها و لایروبی در مصب تالاب‌های مانند حله و میانکاله با هدف ورود حداکثری رواناب‌ها در دست انجام است. همچنین، تسهیل تبادل آب بین دریا و تالاب میانکاله و خلیج گرگان با توجه به کاهش دریای خزر از جمله اقدامات مداخله‌ای است که در قالب برنامه جامع برای تالاب میانکاله در دست پیگیری و انجام است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *