چهره‌های «اثر کبری» در محیط‌زیست ایران





چهره‌های «اثر کبری» در محیط‌زیست ایران

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۷

در دنیای امروز، بسیاری از طرح‌ها و سیاست‌ها با نیت خیر آغاز می‌شوند، اما در پایان نتیجه‌ای معکوس و حتی مخرب به بار می‌آورند. این پدیده که در علم اقتصاد رفتاری با عنوان «اثر کبری» شناخته می‌شود، به‌ویژه در حوزه‌ محیط‌زیست و منابع‌طبیعی جلوه‌ای آشکار دارد؛ جایی که تصمیم‌های عجولانه، ناآگاهانه یا بدون درک پیوندهای بوم‌شناختی، گاه آسیب‌هایی به زمین وارد می‌کنند که جبران آن نسل‌ها به طول می‌انجامد.

اثر کبری (Cobra Effect) استعاره‌ای است از تصمیم‌هایی که با نیت اصلاح، نتیجه‌ای معکوس به بار می‌آورند. این اصطلاح از ماجرایی در هند گرفته شده، جایی که دولت برای کاهش جمعیت مارهای کبری جایزه تعیین کرد و مردم در پاسخ، برای گرفتن پاداش بیشتر به پرورش مار پرداختند و درنهایت، شمار آنها چندبرابر شد.

در سیاستگذاری‌های محیط‌زیستی و منابع‌طبیعی ایران نیز می‌توان ردپای پررنگ اثر کبری را مشاهده کرد. بسیاری از طرح‌ها در ظاهر برای توسعه و آبادانی آغاز شده‌اند، اما در نبود نگاه جامع و بوم‌شناختی، نتیجه‌ای وارونه داشته‌اند.

سدسازی بی‌رویه در دهه‌های اخیر، با هدف تأمین آب کشاورزی، تولید برق و کنترل سیلاب انجام شد. اما پیامدهای آن در بسیاری از مناطق شامل خشکیدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، تخریب جنگل‌ها، شور شدن خاک، جابه‌جایی روستاییان و مهاجرت پرندگان بود. سامانه‌های طبیعی که قرن‌ها با تعادل بارش و تبخیر سازگار شده بودند، در برابر دستکاری‌های انسانی تاب نیاوردند. 

یارانه‌های انرژی در بخش کشاورزی نیز نمونه‌ای از همین چرخه معکوس است. ترویج آبیاری‌های تحت فشار، برقی‌شدن قوه محرکه پمپ آب چاه‌ها و ارزان‌شدن سوخت چاه‌ها و پمپ‌ها قرار بود به افزایش کارآیی مصرف آب و رونق کشاورزی و معیشت روستایی کمک کند، اما در عمل، با گسترش بی‌رویه سطح کشت و به استخراج بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، افت سطح آب و فرونشست دشت‌ها انجامید؛ پدیده‌ای که امروز یکی از تهدیدهای اصلی امنیت سرزمینی کشور است. برای نمونه می‌توان به پدیده فرونشست در استان فارس با ثبت ۵۴ سانتی‌متر در دشت جهرم و فسا اشاره کرد که رکورد فرونشست‌های جهانی را شکسته است.

در حوزه کشاورزی، مبارزه شیمیایی با آفات نیز از دیگر مصادیق اثر کبری است. این اقدام برای افزایش تولید و کاهش خسارت، مصرف سموم و کودهای شیمیایی به‌شدت گسترش یافت، اما نتیجه، نابودی ریز موجودات زنده و باکتری‌های مفید خاک، آلودگی منابع آب، تهدید سلامت انسان و کاهش تنوع‌زیستی بود؛ خاکی که زمانی زنده و پویا بود، به محیطی بی‌جان و وابسته به نهاده‌های بیرونی تبدیل شد. در کنار اینها، توسعه بی‌برنامه گردشگری طبیعی نیز ضربه دیگری به محیط زیست زد؛ در برخی مناطق جنگلی و ساحلی، طرح‌های گردشگری با هدف رونق اقتصادی روستاها آغاز شد، اما در نبود ظرفیت‌سنجی و مدیریت صحیح، به تخریب زیستگاه‌ها و انباشت زباله انجامید.

در تمام این موارد، نقطه مشترک یک چیز است؛ نیت خوب، اما فهم ناقص از نظام طبیعی. پیدایش اثر کبری در سیاست‌های محیط‌زیستی معمولاً از سه منبع ناشی می‌شود. نخست نگاه تک‌عاملی به مسائل پیچیده؛ محیط‌زیست یک سیستم به‌هم‌پیوسته است. نمی‌توان تنها بر یک مؤلفه مانند آب، خاک یا گیاه تمرکز کرد و سایر اجزا را نادیده گرفت. نادیده گرفتن این پیوندها، تعادل اکولوژیکی را به هم می‌زند. دوم غلبه تصمیم‌های کوتاه‌مدت؛ فشارهای اقتصادی و سیاسی باعث می‌شود تصمیم‌گیران به دنبال نتیجه سریع باشند، بی‌ آنکه پیامدهای بلندمدت را بسنجند. این رویکرد، ریشه بسیاری از بحران‌های زیست‌محیطی است. و سوم نبود مشارکت مردم و دانش بومی؛ وقتی تصمیم‌ها بدون حضور کشاورزان، دامداران یا جوامع محلی گرفته می‌شود، احتمال مقاومت اجتماعی و رفتارهای جبرانی افزایش می‌یابد. همان‌طور که مردم هند با پرورش مار، سیاست دولت را دور زدند، در بسیاری از طرح‌های محیط‌زیستی نیز مردم، به‌دلیل نادیده گرفته شدن، به‌سمت رفتارهای ناسازگار سوق داده می‌شوند.

برای گریز از این چرخه معیوب، باید نگرش بوم‌سازگان‌نگر را در تمام سطوح تصمیم‌گیری حاکم کرد. به بیان ساده‌تر، هر سیاست یا طرح باید برپایه‌ شناخت تعامل بین خاک، آب، گیاه، جانور و انسان طراحی شود:

۱- ارزیابی واقعی اثرات محیط‌زیستی (EIA): پیش از اجرای هر پروژه بزرگ، باید ارزیابی‌ها به‌صورت مستقل، علمی و بدون مصلحت‌گرایی انجام شود. صرفاً تهیه‌ گزارش صوری، تضمینی برای پایداری نیست.

۲- بازنگری در سیاست‌های حمایتی: یارانه‌ها و مشوق‌ها باید به رفتارهای پایدار تعلق گیرد، نه فعالیت‌هایی که به تخریب منابع منجر می‌شود. به‌عنوان مثال، حمایت از کشاورزی حفاظتی و مدیریت بهینه آب به‌جای ترویج کشت‌های پرمصرف.

۳- آموزش و توانمندسازی جوامع محلی: هیچ طرحی بدون مشارکت مردم بومی به موفقیت پایدار نمی‌رسد. آنها صاحبان واقعی زمین‌اند و تجربه و دانششان می‌تواند ضامن پایداری طرح‌ها باشد.

۴- تغییر نگاه از «توسعه‌ کمّی» به «توسعه‌ کیفی»: افزایش تولید، ساخت‌وساز و بهره‌برداری از منابع، بدون توجه به ظرفیت طبیعی هر منطقه، مسیر مستقیم به‌سمت اثر کبری است.

اثر کبری به ما یادآوری می‌کند که زمین نیت ما را نمی‌فهمد، بلکه واکنش نشان می‌دهد. هر تصمیمی که با نادیده گرفتن منطق بوم‌شناسی گرفته شود، دیر یا زود به خود ما بازمی‌گردد. اگر سیاستی قرار است در خدمت طبیعت باشد، باید از همان ابتدا با فهم عمیق از سامانه‌های زیستی و با حضور کارشناسان و جوامع محلی طراحی شود. در غیر این‌صورت، هر طرحی حتی با نیت خیر می‌تواند به مار کبری دیگری در دامن محیط‌زیست تبدیل شود.

بنابراین، تا زمانی که سیاست‌ها و برنامه‌های ما از دیدگاه بوم‌سازگان‌نگر و نگاه بلندمدت پیروی نکنند، همچنان در دام اثر کبری گرفتار خواهیم ماند. نجات زمین و منابع‌طبیعی، با شعار و پروژه‌های پرهزینه ممکن نیست؛ بلکه با خرد محیط‌زیستی، مشارکت اجتماعی و احترام به قوانین طبیعت حاصل می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق