روایت داوطلبانی که از سراسر ایران به منطقه حفاظت‌شده «چهارباغ» رفتند تا آتش را خاموش کنند

خیزش ایران برای نجات هیرکانی

یک معلم و کوهنورد همدان: وقتی بحث مرگ یک سرزمین است و می‌توانم کاری انجام دهم، نمی‌شود دست روی دست بگذارم





خیزش ایران برای نجات هیرکانی

۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۵

در ۲۳ روز آتش‌سوزی در «منطقه حفاظت‌شده چهارباغ»، یعنی از ۱۰ آبان تا ۳ آذرماه،‌ فعالان محیط‌زیست و کوهنوردان از آمل، قائمشهر، تهران، همدان، البرز، اسلامشهر، تبریز، بروجرد، کردستان، اصفهان، شیراز، چالوس، نوشهر، نور، نکا و کلاردشت و شهرهای دیگر عازم منطقه حریق شدند. گروهی از فعالان محیط‌زیست فارس هم کوله‌پشتی‌شان را بستند، از زن و فرزندشان خداحافظی کردند و برای خاموش کردن آتش راهی شدند، اما با اصرار مسئولان بر اینکه کار تمام و آتش خاموش شده، از میانه راه بازگشتند. در میان داوطلبان، یکی کارگر بود، یکی مسافرکش، یکی کشاورز، یکی معلم و یکی کارمند! هدف همگی هم یک چیز؛ «آب زدن بر تن سوخته الیت»!

«همه صد خود را گذاشتند تا حریق خاموش شود.» این را «علیرضا کیادلیری»، از اهالی روستای «الیت»، می‌گوید. «الیت» روستای ییلاق آنهاست و قشلاقشان چالوس و نوشهر! او در این بیست و چند روز داوطلبان زیادی را دیده که از نقطه‌نقطه ایران آمده بودند برای یاری جنگل‌های هیرکانی؛ از آمل، قائمشهر، تهران، البرز، اسلامشهر، تبریز، بروجرد، کردستان، اصفهان، همدان، شیراز، چالوس، نوشهر، نور، نکا و کلاردشت. البته به‌گفته او، سهم دو استان البرز و تهران قابل‌توجه بود.

کیادلیری از همان اولین روزها درگیر حریق شده تا امروز. او شاهد یکپارچگی جامعه کوهنوردی و ورزشی در سراسر ایران بوده؛ کسانی که کمترین حاشیه و چالش را داشتند، یا محلی‌ها و بومی‌هایی که دلسوزانه خود را به آتش رساندند، شاید بتوانند با همین تجهیزات اولیه جلوی پیشروی آن را بگیرند. او هم مثل بسیاری نسبت به کم‌کاری دولتی‌ها انتقاد دارد؛ از ادعاهایشان دراین‌باره که می‌گویند از همان روز اول پای کار بوده‌اند، اما نهایت کارشان در همان ساعات طلایی، فرستادن یکی‌دو نیرو بود که نمی‌توانستند جلوی پیشروی آتش را بگیرند. یا از عدد و رقم‌هایی که درباره مساحت حریق می‌دهند و به‌نظر او، با واقعیت موجود همخوان نیست. بااین‌حال، به‌نظر کیادلیری حرف‌زدن درباره این مسائل در وضعیت کنونی فرعی است. «الان باید بحران را بچسبیم. آن را رد که کردیم، بعد بنشینیم و بحث کنیم چه ارگان یا سازمانی کجا،‌ کم‌کاری کرده».

حریق الیت جنگل را سوزانده و تا پایین دهلیز و مرتع پیش رفته است، این یعنی درختی باقی نمانده. عملیات اطفای حریق که کامل تمام شود، تازه ابعاد فاجعه خودش را نشان می‌دهد. حالا که همه نهادها، سازمان‌ها و ارگان‌های متولی هم به‌گفته کیادلیری، با صد درصد توانشان پای کار آمده‌اند، همه منتظرند تا واقعیت ماجرا مشخص شود. «در پنج‌شش روز اخیر همه آمده‌اند. دیروز هلیکوپترهای سپاه، ارتش و هلال‌احمر نیروهای زبده آتش‌نشانی را به‌همراه چندکیلومتر شلنگ و پمپ‌های قوی بالا بردند. گفتند می‌خواهیم لوله‌کشی کنیم. گروهی از محلی‌ها و کوهنوردها هم البته این کار را چند روز قبل انجام داده بودند.»

در اطفای حریق منطقه حفاظت‌شده چهارباغ گروه بزرگی از داوطلبان پای کار بودند و هستند. کسانی که از کار و زندگی‌شان گذشتند تا هیرکانی زنده بماند. کیادلیری میان این‌همه داوطلب اما می‌خواهد از چند نفر نام ببرد؛ «عبدالعظیم سام‌دلیری» رئیس هیئت کوهنوردی چالوس، «محسن سام‌دلیری» مسئول آموزش هیئت کوهنوردی استان مازندران و «سلمان حمیدی‌نیا»! هر سه نفر روزهاست که در منطقه‌اند و خبری از خانواده و زن و فرزندانشان ندارند. «محسن سام‌دلیری بیش از یک هفته قبل ساعت ۸ شب با ما به‌سمت منطقه حریق آمد. در میان باران و تگرگ حرکت کردیم و ۱۲:۳۰ به محل کمپ رسیدیم. تا امروز که با شما صحبت می‌کنم، پایین نیامده. آقای عبدالعظیم سام‌دلیری هم بعد از یک هفته پایین برگشت، یکی‌دو روز ماند و باز به محل حریق رفت. سلمان حمیدی‌نیا هم همین‌طور، روزهاست که در منطقه مانده و برای خاموش‌کردن آتش کمک می‌کند.»

تمام این داوطلبان آدم‌های عادی جامعه هستند که حریق زندگی‌شان را تغییر داد. «یکدفعه خودمان را دیدیم که میدان‌داری می‌کنیم».

دلیل میدان‌داری این داوطلبان مدیریت نادرست بحران بود. مدیران هر روز می‌گفتند آتش خاموش شده، اما در واقعیت داوطلبان شعله‌های آتش و دود را می‌دیدند که از جنگل زبانه می‌کشد. آنها بین خودشان تقسیم کار کردند، گروهی مشغول اطفای حریق بودند، دسته دیگری پیگیر تدارک و گروهی هم در کار اطلاع‌رسانی به جامعه تا اخبار درست به جامعه برسد. گروه سوم توانستند افکار عمومی ‌را نسبت به الیت حساس کنند و باعث شوند موج کمک‌ها برسد. نمونه‌اش خانواده‌ای که چندروزی به الیت آمدند و برای تیم آشپزی کردند و رفتند. یا دو جوان قائمشهری و از دوستان کیادلیری که با رفقایشان پول جمع کردند برای غذارسانی به تیم امداد و نجات. «۶۰ میلیون تومان جمع کردند و با آن ۱۰۰ کیلو برنج، ۵۰ کیلو گوشت، عدس، قهوه، لوبیا، لوازم کمک‌های اولیه و… خریدند. در حد عروسی غذا درست کردند و از تیم امداد پذیرایی کردند. چند هتل هم در تهیه غذا به ما کمک کردند. خدا را شکر که تیم اطفای حریق ناهار گرم می‌خورند.»


درس‌آموخته الیت: بحران را از روز اول مدیریت کنید
 

«سهیل اولادزاد»، فعال محیط‌زیست، در دوره حریق به بحث اطلاع‌رسانی کمک کرده. با پست‌ها، پیام‌ها و اطلاع‌رسانی او و سایرین بود که مسئله الیت به یک مسئله ملی بدل شد. «مسئولان معمولاً پس از هر بحران در روزهای اول در فاز انکار هستند، بعد که بحران شکل فاجعه به خود می‌گیرد، سعی می‌کنند خودشان را فعال نشان دهند. در حریق الیت هم همین وضعیت را می‌بینیم.»

چالشی که اولادزاد این روزها با آن مواجه است، به محدودیت‌هایی برمی‌گردد که سازمان‌های دولتی برای بحث اطلاع‌رسانی در این شرایط اعمال می‌کنند. نمونه‌اش را هم در این حریق دیده‌ایم، محیطبانان و نیروهای دیگری که به‌واسطه همین محدودیت‌ها واقعیت‌های منطقه را منتقل نمی‌کنند. در این شرایط فرایند خبررسانی درست دچار اختلال می‌شود. «هر روز مسئولان خبر می‌دهند آتش مهار شده، اما تصاویر کوهنوردان محلی چیز دیگری می‌گوید.»

با وجود تمام این محدودیت‌ها نه اولادزاد و نه دیگرانی که درگیر اطلاع‌رسانی‌اند، بیکار ننشستند؛ آنها منابع خبری‌شان را متنوع کردند و درنهایت توانستند افکار عمومی‌ را نسبت به الیت و حریق آن حساس کنند. این رویه باعث شد کارزارهای متعددی شکل بگیرد که برخی از آنها در یکی‌دو روز از مرز ۲۰ هزار امضا هم گذشت. موج ورود کوهنوردان و داوطلبان از شهرهای مختلف هم در ادامه اتفاق افتاد.

آتش الیت بالاخره خاموش می‌شود، اما درس‌آموخته آن چیست؟ «مدیریت سریع بحران مهم‌ترین درسی است که باید از این حریق بگیریم. به‌علاوه، باید بفهمیم می‌توان از شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یک فرصت بهره گرفت. سازمان‌های دولتی هم باید نگاه خود را به مقوله اطلاع‌رسانی عوض کنند. آنها می‌توانند با خبردهی دقیق حتی امکانات و تجهیزات بیشتری بگیرند؛ همان‌طورکه درباره الیت این اتفاق بعد از رسانه‌ای شدن موضوع افتاد.»

به‌گفته اولازاد، مشکل دیگر در حریق الیت حرف‌های بدون پشتوانه و غیردقیق مسئولان بود، بدون اینکه حتی یک متولی مشخص برای خبررسانی وجود داشته باشد. «هر روز خبر می‌دادند حریق کنترل شده است و آتش هنوز روشن بود. یک روز می‌گفتند هواپیما از ترکیه می‌آید و فردای آن خبری نبود.»

حضور مسئولان بلندپایه در محل بحران مشکلی است که الیت هم مشابه سایر بحران‌ها گرفتارش شد. ورود آنها یعنی مراسم استقبال و برنامه‌های تشریفاتی، درحالی‌که آن لحظه باید توجه همه به‌سمت رفع و مدیریت بحران باشد. «نیاز به حضور میدانی رؤسا نیست؛ آنها می‌توانند از دور هم موضوع را کنترل کنند و به نیروهایشان خداقوت بگویند.»

این روزها اولادزاد و جمع دیگری از متخصصان و کارشناسان گروهی مجازی‌ دارند که در آن فعالیت‌هایشان را با هم هماهنگ می‌کنند. آنها در این روزها تلاش کرده‌اند ضمن به اشتراک گذاشتن اطلاعات و آخرین اخبار، درباره سایر مناطق هم اقدامی‌ انجام دهند، به‌ویژه حالا که الیت اندکی از آن وضعیت وخیم فاصله گرفته است. «با آمدن نیروهای امدادگر، به‌ویژه آتش‌نشانی و با تجهیزاتی که دارند، اوضاع بهتر شد؛ هرچند متأسفانه ما زمان طلایی اطفای حریق، یعنی روزهای اول آتش‌سوزی، را از دست دادیم.»


تا آتش را خاموش نکنیم، نمی‌رویم

«ما از زاگرس آمدیم؛ چهار نفر از مریوان، دو نفر از کرمانشاه و دو نفر از کامیاران. تا این آتش را خاموش نکنیم، از اینجا نمی‌رویم.» اینها را «برهان مجیدی»، سرگروه تیم کردستان، می‌گوید. پس از او، یکی دیگر از داوطلبان می‌گوید: «ما خودجوش آمده‌ایم. ان‌شاءلله بتوانیم آتش را خاموش کنیم و به سلامت برگردیم.» آنها در حالی در چالوس حاضر شده‌اند که در مریوان، زاگرس در حال سوختن است. یکی از آنها از مسئولان می‌خواهد به داد زاگرس برسند؛ چراکه اگر زاگرس نابود شود، ایران نابود خواهد شد.


وطن کوهمره و چالوس ندارد

«وطن که شد کوهمره سرخی و شمال ندارد.» این را «اشکان بازیاری» می‌گوید؛ کشاورز ۳۵ساله اهل کوهمره در استان فارس. آن روز که با او تماس گرفتم، در تدارک رفتن به شمال بود، می‌خواست هزار و ۵۰۰ کیلومتر راه را بیاید تا خودش را برساند به چالوس و منطقه حریق در «منطقه حفاظت‌شده چهارباغ». او ۲۳ سال سابقه اطفای حریق و درختکاری دارد. از دوازده‌سالگی به این کار مشغول شده، جنگل که آتش می‌گیرد، اشکان بازیاری مثل اسفندی می‌شود که روی زغال گداخته انداخته باشند. زن و دو دخترش او را با این روحیه پذیرفته‌اند و امسال وقتی پس از شرکت در ۷۰ حریق زاگرس از ابتدای سال تاکنون، گفت می‌خواهد برود چالوس، شکایتی نکردند.

رفتن برای اطفای حریق آن‌هم تا چالوس، یعنی ماه‌ها کار نکردن. بازیاری پاسخ‌هایش کوتاه است «هر جور که این ۲۳ سال گذشت، این‌بار هم می‌گذرد.»

بازیاری اما به حریق چالوس نرسید، مسئولان او را مطمئن کردند که آتش در منطقه «الیت» کنترل شده و نیازی به حضور او نیست. همچنان که نیازی به حضور «صمد گشتاسبی» اهل ممسنی نبود. او هم می‌خواست به الیت برود و تجربه‌اش در ۲۰۰ حریق را برای خاموش‌کردن آتش در این منطقه را به کار بندد که از میانه راه بازگشت. گشتاسبی کارگر فصلی و روزمزد است. او حاضر بود از درآمد روزانه‌اش که خرج زن و دو فرزندش است بزند، اما الیت زنده بماند. «وقتی جنگل نباشد، زندگی ارزش ندارد.»

«مهدی رحمانی» سومین نفر از فارس و همسفر گشتاسبی و بازیاری بود. انگیزه‌اش برای رفتن به چالوس را عشق به آب، خاک و جنگل عنوان کرد. رحمانی هم ازدواج کرده و دو فرزند دارد و کوله‌باری تجربه. او مسافرکشی می‌کند، اما خاموش‌کردن جنگل‌ها مهم‌تر از چندروز کار کردن بود. با سایر فعالان محیط‌زیست زاگرس در مسیر رفتن به چالوس بودند که «حمید ظهرابی»، معاون محیط‌ طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، با آنها تماس گرفت و تأکید کرد الیت حالش بهتر شده. اصرار کردند و گفتند بگذارید مطمئن شویم. او اما گفت مطمئن باشید،‌ آنها هم از میانه راه برگشتند.


مسئله، مرگ یک سرزمین است

«حمید حق‌نظر» معلم و کوهنورد ساکن همدان است. او سابقه اطفای حریق را در منطقه خودشان دارد و در قالب یک تیم سه‌نفره با دوستانش برای بررسی حریق الیت رفت و بعد از چند روز بازگشت. بااین‌حال تصاویری که از منطقه منتشر می‌شود، او را بر آن واداشته که درس و آموزش را رها کند و دوباره عازم چالوس شود. «وقتی بحث مرگ یک سرزمین است و می‌توانم کاری انجام دهم، نمی‌شود دست روی دست بگذارم.»

 مسئولان از اطفای کامل حریق در «الیت» و پایان عملیات خبر داده‌اند. اینکه آیا واقعاً آتش خاموش شده یا نه، در روزهای آینده مشخص می‌شود. حریق الیت در کنار فاجعه‌ای که در هیرکانی رخ داد‌ و اهمال مسئولان، داستان یک فداکاری گروهی است؛ داوطلبانی که برای نجات هیرکانی برخاستند و تا روز آخر ننشستند.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

زهرا

کسانی که ترک فعل کردند باید محاکمه بشن رئیس سازمان محیط زیست بلید محاکمه شوند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *