حفاظت مشارکتی به‌جای دیوار بلند «دژ حفاظتی»





حفاظت مشارکتی به‌جای دیوار بلند «دژ حفاظتی»

۱۲ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۴۳

در مقاله‌ای که به‌زودی در مجله اوریکس به چاپ خواهد رسید، با آمار و ارقام نشان دادیم در پارک ملی گلستان نسبت به دوره قبل از تغییرات مدیریتی، افزایش قابل‌توجه جمعیت دو گونه علفخوار منطقه یعنی قوچ‌ومیش و کل‌وبز رخ داده است. افزایش دستگیری شکارچیان قبل از اقدام به شکار (هرچند میزان کشفیات شکار تقریباً بی تغییر باقی مانده) و کاهش عرصه‌های سوخته پارک با وجود خشک‌تر شدن منطقه و وقوع مستمر آتش‌سوزی‌ها را نیز در این محدوده با این تغییرات شاهدیم، هرچند در همین بازه زمانی چرای غیرمجاز دام و برداشت غیرقانونی چوب ادامه و حتی افزایش داشته است.

 این نتایج چند مسئله را روشن می‌کند. اول، افزایش نیروی داوطلب محیطبان و همیار، افزایش و نوسازی پاسگاه‌های محیطبانی و پست‌های سیار، اشاعه همکاری با علاقه‌مندان محلی و غیرمحلی باعث عملکرد مثبت پارک ملی گلستان در پاره‌ای از شاخص‌های مهم شده که باعث خشنودی است و باید به همه مدیران و محیطبانان و علاقه‌مندان دخیل تبریک گفت.

دوم، همه شاخص‌های موفقیت، لزوماً بیلان مثبتی نداشته و این نشان‌دهنده ادامه تعارضات با مردم محلی در حواشی پارک است. ازاین‌رو، شناسایی راهکارهای مشارکتی برداشت پایدار منابع یا معرفی منابع جایگزین (مثلاً تنورهای با بهره‌وری بالا، اجاق‌های خورشیدی) برای مردم محلی ضروری است.

سوم، در این پژوهش به‌دلیل کمبود داده‌ها تنها به تعداد محدودی شاخص‌های بوم‌شناختی و تعاملی (اثر متقابل انسان و محیط بر هم) پرداختیم، ولی شاخص‌های بیشتری در زمینه اجتماعی (مثلاً نظر مردم محلی درباره پارک و زیان و عواید آنها از پارک)، تعاملی (مثلاً تعارض ناشی از حمله گراز و پلنگ) و بوم‌شناختی (مثلاً تغییرات سطح پوشش جنگل و استپ) برای یک بررسی جامع بوم‌شناختی-اجتماعی لازم است. به‌این‌ترتیب، گرچه در پاره‌ای از موارد تغییرات مدیریتی پارک به نتایج مثبتی ختم شده، ولی این نتایج کاهش همه تهدیدات را به‌همراه نداشته است.

چهارم، تغییرات مدیریتی در پارک شامل افزایش نیروی حفاظتی، تعامل با مردم محلی و همین‌طور داشتن یک مدیر موفق و با تجربه بوده که تجمیع آنها به نتایج بالا ختم شده، ولی میزان تأثیر این عوامل به‌صورت مجزا مشخص نیست و به همین علت، شاید عنوان اینکه پارک الگویی قابل‌‌تکرار برای سایر مناطق می‌تواند باشد، نیاز به تعمق بیشتر در شرایط مدیریتی و میزان قابل‌اشاعه‌بودن این تغییرات به سایر مناطق دارد. 

«گلستان» به‌عنوان یک پارک ملی دارای محدودیت‌های بالاتری نسبت به مناطق با درجه حفاظتی پایین‌تر است و سکونتگاه‌های انسانی در آنها وجود ندارند. این موضوعات باعث می‌شوند اجرای الگوهای مدیریتی پارک‌های ملی با سایر مناطق حفاظت‌شده که نیازمند تعامل بیشتر با مردم محلی و شناخت میزان پایدار برداشت منابع‌طبیعی است، متفاوت باشد.

 درعین‌حال رویه کلی اجراشده در پارک ملی گلستان قدم اول مهمی است در حرکت به‌سمت حفاظت مردم-محور در ایران که تا به اینجا در دهه‌های اخیر رویه «دژ حفاظتی» را در حفاظت فیزیکی صرف پیش گرفته است. شناسایی و اجرای روش‌های مشارکتی که در سایر نقاط جهان نتایج مثبتی را در بر داشته‌اند، لازمه ادامه حفاظت در کشور پهناوری چون ایران است که با افزایش جمعیت، تغییراقلیم و توسعه ناپایدار در مناطق حفاظت‌شده روبه‌رو است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن