«هاله عابدی»، حفاظتگر از اهمیت آگاهی‌رسانی در مناطق کم‌برخوردار به «پیام ما» می‌گوید

صدای دلفین‌ها مسیرم را عوض کرد

درباره موجودات دریایی داده‌های علمی بسیار اندک است و ما همچنان به پژوهش‌های بسیاری برای داده‌های پایه نیاز داریم تا بتوانیم به‌سمت حفاظت اصولی پیش برویم





صدای دلفین‌ها مسیرم را عوض کرد

۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۴۲

«در بسیاری از مناطق ساحلی، زیرساخت‌های اولیه وجود ندارد و تنها راه امرار معاش، صیادی آن‌هم اغلب به‌صورت غیراصولی است. اگر آموزش، آگاه‌سازی و حمایت اقتصادی از این جوامع صورت نگیرد، آینده مطلوبی برای تنوع‌زیستی دریایی متصور نیستم». این گفته «هاله عابدی» است؛‌ حفاظتگری که در استان هرمزگان در حوزه محیط‌زیست دریایی کار می‌کند. او متولد ۱۳۶۷ است و اهل تهران. داستان حفاظتگری هاله از علاقه‌اش به دلفین‌ها و نهنگ‌ها شروع شد،‌ عاملی که سال ۱۳۹۲ او را ترغیب کرد برای کارشناسی ارشد وارد حوزه محیط‌زیست دریایی شود. آن سال‌ها برخی تردید داشتند هاله بتواند در این زمینه موفق شود، اما بدبینی دیگران باعث نشد او این حوزه را کنار بگذارد. عابدی از سال ۱۴۰۰ فعالیت حرفه‌ای در حوزه حفاظت را با مؤسسه حفاظت از محیط‌زیست قشم آغاز و در سال ۱۴۰۳ با همراهی گروهی از زنان و متخصصان، «انجمن حفاظت از طبیعت میداف» را تأسیس کرد. او به‌جای حفاظت از پلنگ،‌ خرس،‌ یوز و... دل به دریا زده و تصمیم گرفته از گونه‌هایی حفاظت کند که زیستگاهشان خلیج‌فارس است. در این گفت‌وگو او از مزیت‌ها و چالش‌های زن حفاظتگر و از آینده نگران‌کننده محیط‌زیست دریایی می‌گوید.

از چه زمانی و چطور وارد حوزه محیط‌زیست شدید و چرا محیط‌زیست دریایی؟

در یک جمله بخواهم بگویم همه‌چیز از علاقه‌ام به دلفین‌ها و نهنگ‌ها شروع شد. از سال ۱۳۹۲، زمانی که برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر دهم و وارد حوزه زیست‌شناسی دریا شوم، این علاقه شکل جدی‌تری به خود گرفت. علاقه‌ام به پستانداران دریایی باعث شد موضوع پایان‌نامه‌ام را در همین زمینه انتخاب کنم. در آن زمان، برخی اساتید نسبت به ادامه این مسیر توسط من تردید داشتند، اما دو نفر از آنها با اعتماد و حمایتشان نقش مهمی در دلگرمی من داشتند؛ حمایتی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. گذراندن این دوره و یادگیری درباره پستانداران دریایی علاقه من را دوچندان کرد.

از سال ۱۴۰۰ فعالیت حرفه‌ای در حوزه حفاظت را با مؤسسه حفاظت از محیط‌زیست قشم آغاز کردم و در سال ۱۴۰۳ با همراهی گروهی از بانوان و متخصصان، انجمن حفاظت از طبیعت میداف را تأسیس کردیم. این انجمن حاصل تلاش جمعی و هدفش ارتقای آگاهی و حفاظت از تنوع جانوران دریایی ا‌ست.


تاکنون چه کارهایی در این حوزه انجام داده‌اید؟

تمرکز اصلی فعالیت‌های ما بر تنوع‌زیستی دریای عمان و خلیج‌فارس بوده است. در این مسیر، مطالعاتمان بر روی مگافون‌های دریایی شامل پستانداران دریایی، ماهیان غضروفی و لاکپشت‌های دریایی متمرکز شده است. این مطالعات، همراه با پایش‌های میدانی و گفت‌وگو با جوامع محلی، پایه‌ی بسیاری از پروژه‌های اجرایی ما را شکل داده‌اند.

در کنار فعالیت‌های تحقیقاتی، آموزش نیز بخش مهمی از برنامه‌های ما بوده است. برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای کودکان و نوجوانان با محتوای محیط‌زیستی، به زبان ساده و با استفاده از ابزارهای خلاقانه و همچنین، آموزش‌های تخصصی برای جامعه محلی، از جمله اقدامات مستمر ماست. این آموزش‌ها با هدف ارتقای آگاهی عمومی و توانمندسازی جوامع ساحلی طراحی شده‌اند.

تلاش کرده‌ایم یافته‌ها و مشاهداتمان را به‌صورت مقالات علمی بین‌المللی و یا گزارش‌های کوتاه در سایت انجمن منتشر کنیم تا دانش تولیدشده در دسترس عموم قرار گیرد. این فعالیت‌ها حاصل همکاری تیمی‌ است و بدون همراهی اعضای انجمن و مشارکت جامعه محلی، ممکن نبود.

از جمله پروژه‌های شاخص، می‌توان به پایش ماهیان غضروفی در استان هرمزگان اشاره کرد؛ پروژه‌ای بسیار مهم به‌دلیل وضعیت بحرانی این گونه‌ها. این طرح با حمایت اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان هرمزگان اجرا شد و بار دیگر خطر صید و صادرات بی‌رویه این موجودات ارزشمند را برجسته کرد.

در حال حاضر نیز پروژه‌ای با محوریت جمع‌آوری دانش بومی برای حفاظت از پستانداران دریایی در حال اجراست؛ پروژه‌ای که با حمایت «هما»، اسپانسرینگ دیوار برای حفظ طبیعت، پیش می‌رود و تلاش دارد با کمک دانش محلی به حفاظت از آنها کمک کند. در مجموع، یکی از اهداف ما دسترسی به اطلاعات محیط‌زیستی، افزایش مشارکت عمومی و شفافیت در حوزه حفاظت است؛ مسیری که با همدلی، همکاری و گفت‌وگوی مستمر با مردم ساحل، معنا پیدا می‌کند.


کار شما در سواحل است، برخورد مردم با شما چطور بوده؟

برخوردها بسیار متنوع بوده‌اند. گاهی با تعجب یا تردید مواجه می‌شویم؛ به‌ویژه وقتی صحبت از حضور طولانی‌مدت روی قایق یا کار با موجودات بزرگ‌جثه می‌شود. اما در کنار این نگاه‌ها، بارها با احترام، همکاری و حتی همراهی روبه‌رو شده‌ایم و قدردان این مردم مهربان هستم. زن بودن در برخی موقعیت‌ها مزیت محسوب می‌شود؛ به‌ویژه در آموزش کودکان و ارتباط با بانوان محلی. این ارتباط انسانی، به تداوم آموزش و انتقال مفاهیم محیط‌زیستی کمک زیادی کرده و باعث شده است بتوانیم با حساسیت و احترام بیشتری در جامعه محلی حضور داشته باشیم.


آیا با چالشی در کارتان مواجه شده‌اید که به جنسیت شما مربوط باشد؟

بله. متأسفانه، یکی از چالش‌های جدی، محدودیت‌هایی‌ است که صرفاً به‌دلیل جنسیت اعمال می‌شود. در برخی مناطق یا پروژه‌ها، اجازه حضور نداریم، نه به‌‌دلیل ناتوانی، بلکه فقط به‌‌دلیل زن بودن. بااین‌حال، در بسیاری از موارد توانسته‌ایم با تلاش، گفت‌وگو و پیگیری، این موانع را تا حدی برطرف کنیم. این مسیر آسان نبوده، اما با همراهی تیم و حمایت برخی همکاران، قدم‌به‌قدم پیش رفتیم.


برای رفع این چالش چه کرده‌اید؟

سعی کردیم با استمرار در کار، جدیت در رفتار حرفه‌ای و پرهیز از واکنش‌های احساسی، نگاه‌ها را تغییر دهیم. وقتی افراد می‌بینند تردیدها یا حتی خنده‌های تمسخرآمیز تأثیری بر اراده‌مان ندارد، کم‌کم فضا تغییر می‌کند. در این مسیر، همکاران آقایی هم بوده‌اند که با گفت‌وگو و حمایتشان نقش مؤثری در باز کردن برخی درها داشته‌اند. این مسیر، حاصل تلاش جمعی‌ است و هر قدمی که برداشته‌ایم، نتیجه همراهی بوده است.


اداره‌کل محیط‌زیست هرمزگان از فعالیت شما حمایت می‌کند؟ یا اینکه لااقل چالش‌های شما را کم کند؟

بله. خوشبختانه اداره‌کل محیط‌زیست هرمزگان، به‌ویژه بخش دریایی، در بسیاری از مراحل همراه ما بوده. در مواقعی که نیاز به هماهنگی یا حمایت داشتیم، همکاری خوبی شکل گرفته و این تعامل، به پیشبرد بهتر پروژه‌ها کمک کرده است.


فکر می‌کنید اگر مرد بودید، خروجی کارتان همین‌قدر بود؟

احتمالاً در برخی موارد، به‌دلیل سهولت حضور در همه اماکن و پروژه‌ها، خروجی‌ها می‌توانست بیشتر باشد. اما با وجود محدودیت‌ها تلاش کرده‌ایم کیفیت کار را حفظ کنیم و به نتایج مطلوب برسیم. درست است که گاهی نگاه‌های از بالا به پایین به زنان وجود دارد، اما اجازه نمی‌دهیم این نگاه‌ها ما را از هدفمان دور کند. آنچه اهمیت دارد، استمرار در مسیر و حفظ کیفیت کار تیمی ا‌ست.


آینده حفاظت در ایران را چطور می‌بینید؟

آینده حفاظت در ایران نیازمند توجه جدی است و این امر آموزش و آگاهی‌رسانی در مناطق کم‌برخوردار را به‌عنوان یکی از اولویت‌های اصلی‌ می‌طلبد. در بسیاری از مناطق، زیرساخت‌های اولیه وجود ندارد و تنها راه امرار معاش، صیادی آن‌هم اغلب به‌صورت غیراصولی است. اگر آموزش، آگاه‌سازی و حمایت اقتصادی از این جوامع صورت نگیرد، آینده مطلوبی برای تنوع‌زیستی دریایی متصور نیستم. وضعیت فعلی بسیار نگران‌کننده است و نیاز به اقدام جمعی و همدلانه دارد. در کنار تمام اینها در رابطه با بسیاری از موجودات، از جمله موجودات دریایی، داده‌های علمی بسیار اندک است و ما همچنان به پژوهش‌های بسیاری برای داده‌های پایه نیاز داریم تا بتوانیم به‌سمت حفاظت اصولی پیش برویم. بدون داشتن دانش نمی‌توان مسیر حفاظت را به‌درستی پیش برد و این موضوع نشان‌دهنده اهمیت پژوهش است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *