گردشگری در حاشیه بسترهای آبی

سبزشویی تخریب





سبزشویی تخریب

۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۶:۴۶

گردشگری، چه در شکل انبوه و چه در شکل به‌ظاهر دوستدار طبیعت آن، یعنی اکوتوریسم، همواره به‌عنوان یکی از مسیرهای توسعه اقتصادی و اجتماعی و حافظ محیط‌زیست مطرح بوده است. بااین‌حال، تجربه جهانی و داخلی نشان داده است این مسیر به همان اندازه که می‌تواند فرصت‌آفرین باشد، اگر بدون ملاحظات محیط‌زیستی دنبال شود، به تهدیدی برای بستر حیات و منابع‌طبیعی بدل می‌شود. 

در بسیاری از موارد، واژه‌هایی چون گردشگری پایداری، توسعه سبز و مجوز محیط‌زیستی، فقط به ابزاری تبلیغاتی برای سبزشویی پروژه‌هایی تبدیل شده‌اند که عملاً به تخریب محیط منجر می‌شوند. در روزهای اخیر، سخنان وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی درباره‌ توسعه گردشگری در حاشیه بسترهای آبی کشور، از جمله در مجاورت دریاچه‌ها، آبراهه‌ها و سدها، بار دیگر این نگرانی را برجسته کرده است. اما آیا می‌توان پذیرفت فعالیت‌های گسترده انسانی در نزدیکی آبراهه‌ها و دریاچه‌ها، ماهیتی محیط‌زیستی دارد؟ چگونه ممکن است در کنار بدنه‌های آبی، ساخت‌وساز انجام داد، تفرجگاه و اقامتگاه ایجاد کرد و هم‌زمان مدعی رعایت اصول محیط‌زیستی بود؟ 

تجربه‌های تلخ داخلی، از جمله وضعیت فعلی دریاچه ارومیه و سواحل خزر، به‌روشنی نشان داده سرمایه‌گذاری با قربانی کردن طبیعت، راهی پایدار برای توسعه نیست و دیر یا زود هزینه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی آن نمایان می‌شود. توسعه گردشگری در این مناطق، نه‌‌فقط اکوسیستم‌های حساس آبی را تخریب می‌کند، بلکه پیامدهای بهداشتی و اجتماعی گسترده‌ای نیز در پی دارد. ورود فاضلاب حاصل از فعالیت‌های اقامتی و تفریحی به منابع آبی، موجب آلودگی زنجیره غذایی و تهدید سلامت شهروندان می‌شود. از سوی دیگر، تغییر کاربری اراضی و رقابت بر سر منابع محلی، زمینه‌ساز تعارضات اجتماعی و نارضایتی محلی است. این موارد در حالی رخ می‌دهد که در بسیاری از نقاط کشور، هنوز زیرساخت‌های پایه‌ای مانند مدیریت پسماند، تصفیه فاضلاب و کنترل آلودگی به‌درستی سامان نیافته است. از دهه‌ ۱۹۶۰ میلادی تا امروز، کشورهای بسیاری کوشیده‌اند گردشگری را موتور توسعه اقتصادی خود قرار دهند، اما تجربه نشان داده است کوچک‌ترین غفلت از اصول محیط‌زیست، پیامدهای سنگینی بر سلامت انسان و طبیعت دارد. 

این واقعیت، امروز نیز در برابر ما قرار دارد: چگونه می‌توان بدون حل مشکلات دیرینه‌ محیط‌زیستی، از توسعه گردشگری در حساس‌ترین نقاط طبیعی سخن گفت؟ اکنون پرسش اساسی این است که الگوی تصمیم‌گیری در توسعه گردشگری کشور چیست؟ آیا صرف دریافت مجوز محیط‌زیستی می‌تواند تضمین‌کننده‌ سلامت طبیعت باشد؟ در کشوری که آب حیاتی‌ترین و کمیاب‌ترین منبع آن است، توسعه در حاشیه بدنه‌های آبی نه الگویی برای توسعه، بلکه نماد بی‌تدبیری است. اگر هدف از گردشگری، توسعه‌ پایدار است، باید نخست به ظرفیت تحمل محیط‌زیست، توان بازسازی اکوسیستم‌ها و نیاز نسل‌های آینده اندیشید. سؤال مهم و پایانی، بررسی و مجوزهای محیط‌زیستی بعد از تصمیم‌گیری کلان، چگونه ضامن حفظ بستر حیات خواهد بود؟ معاون رئیس‌جمهوری که گویا در جریان این موضوع بوده، تا کجا پایبند به حفظ محیط‌زیست در این فرایند خواهد ماند؟ هر تصمیم ناپخته در این زمینه، نه‌تنها طبیعت بلکه آینده‌ اقتصادی و اجتماعی کشور را به مخاطره می‌اندازد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

احسان

گردشگری فرهنگ میخواد اینکه بگی آمدم از شهرمون بیرون نه کسی میشناسه هرکاری خاستی بکنی یا کنار دریا کثیف کنی اصلا درست نیست نسل بعد هم هست

پاسخ دادن به احسان لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق