گزارش پایداری به سبک ایرانی





گزارش پایداری به سبک ایرانی

۲۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۵

شرکت‌ها در ایران با انگیزه‌ها و اهداف متفاوتی، گزارش پایداری منتشر می‌کنند، بعضی به‌خاطر الزام قانونی (مثل فصل ششم، دستورالعمل حاکمیت شرکتی ناشران ثبت‌شده نزد سازمان بورس و اوراق بهادار) و برخی با انگیزه نمایش وجهه زیباتر از واقعیت‌های نه‌چندان زیبا از اثرات فعالیت‌هایشان. تعدادی از شرکت‌ها نیز سیگنال‌های اهمیت یافتن موضوعات پایداری را از بیرون از مرزهای ایران دریافت کرده‌اند و برای صادرات محصولات‌ یا جذب سرمایه به فکر تنظیم گزارش پایداری افتاده‌اند. احتمالاً تعدادی از شرکت‌ها نیز دریافته‌اند که تاب‌آوری کسب‌وکار آنها به اثرات محیط‌زیستی و اجتماعی‌ فعالیت‌هایشان وابسته است.

دلیل انتشار گزارش پایداری هرچه باشد، با نگاهی به گزارش‌‌های پایداری در ایران، می‌توان ایرادات مشابهی در آنها دید.

 به‌عنوان مثال، یکی از این شباهت‌ها در میان گزارش‌های پایداری ایرانی، صحبت از موضوعاتی است که اساساً موضوعات پایداری نیستند، بلکه موضوعات مدیریتی هستند. مثلاً شرکتی موضوعات مدیریتی را در گزارش پایداری‌اش نوشته و حالا بسیاری دیگر تصور می‌کنند، باید به موضوعاتی مانند «توسعه نظام مدیریت دارایی‌های سازمان» یا «توسعه نظام مدیریت سرمایه انسانی» به‌عنوان بخشی از محتوای گزارش پایداری‌شان اشاره کنند. شاید واضح به‌نظر برسد که در گزارش پایداری باید درباره موضوعات پایداری (Sustainability topics) حرف زد، ولی در میان گزارش‌های پایداری موجود در ایران، پیدا کردن گزارشی متمرکز بر موضوعات پایداری مشکل است. آیا تمییز دادن میان موضوعات پایداری و غیرپایداری سخت است؟ خیر. استانداردهای گزارش‌دهی پایداری مانند استاندارد گزارش‌دهی پایداری اروپا یا ESRS، به‌شکل شفافی موضوعات پایداری را مشخص کرده‌اند.

یکی دیگر از روندهای مشابه در گزارش‌های پایداری ایرانی، ناقص بودن آنها هنگام ارجاع به استانداردهای گزارش‌دهی است. مثلاً بسیار دیده می‌شود که ساختار حکمرانی شرکت بدون اشاره به ساختار حکمرانی پایداری ( Sustainability Governance ) تشریح شده است. می‌توان بعضی از دلایل این نقص را حدس زد. مثلاً استاندارد GRI که از شناخته‌شده‌ترین استانداردهای گزارش‌دهی پایداری در ایران است، از شرکت‌ها داده‌هایی در ارتباط با ساختار حکمرانی می‌خواهد. این درحالی‌است که همین استاندارد  از شرکت‌ها می‌خواهد ساختار حکمرانی برای نظارت بر پایداری را در سطوح بالای حکمرانی شرح دهند، اما این بخش که باید اصل ماجرا در گزارش پایداری باشد، از چشم نویسندگان گزارش افتاده است؛ شاید سهواً و به‌دلیل کپی از سایر شرکت‌های ایرانی یا عمداً؛ چون ساختاری برای نظارت بر پایداری در سطح هیئت‌مدیره تشکیل نشده است.

الگوی مشابه دیگری که می‌توان در گزارش‌های پایداری به سبک ایرانی دید، تهیه گزارش از اقداماتی است که در شرکت انجام نشده‌اند. مثلاً شرکت اساساً استراتژی پایداری (Sustainability Strategy) ندارد که بخواهد درباره آن گزارشی دهد و به‌تبع آن، ارزیابی میزان اهمیت (Materiality assessment) انجام نشده تا شرکت بتواند موضوعات مهم پایداری (Material topics) مرتبط با فعالیت‌ها و اثراتش را تشخیص و اولویت بندی کند. درنتیجه داده‌های کامل پایداری، شاخص‌های اندازه‌گیری، اهداف کمی، سیاست‌های داخل سازمانی ویژه موضوعات پایداری و اقدامات مشخص برای رسیدن به اهداف کمی پایداری وجود ندارند. به همین دلیل، نویسندگان گزارش مجبور می‌شوند، به‌نوعی گزارش‌سازی کنند. مثلاً سوابق اقدامات شرکت را بررسی می‌کنند تا مواردی که می‌توان به پایداری ربط داد را کنار هم بچینند و گزارشی شکل بگیرد. نتیجه چنین وضعیتی وجود گزارش‌هایی است که به‌جای تشریح نگاه شرکت به آینده از دریچه پایداری و بدون داشتن چشم‌انداز پایداری (Sustainability Vision)، لیستی از اقداماتی پراکنده از گذشته، که می‌توان برچسب پایداری به آنها زد، بدون اولویت و اهداف مشخص به مخاطب گزارش ارائه می‌کنند.

ماجرای مشابه دیگر، داستان ارجاع به استاندارد GRI است. گاهی در انتهای گزارش پایداری جدولی می‌بینیم با عنوان «جدول ارجاع» به دستورالعمل راهنمای گزارش‌دهی GRI که در ظاهر به گزارش اعتبار می‌بخشد؛ ولی  بعضاً شرکت‌ها، خواننده گزارش را برای بعضی از معیارها به صفحاتی ارجاع می‌دهند که محتوای آنها با آنچه GRI توصیه کرده است، همخوانی ندارد.

حال به این وضعیت، قوانین و دستورالعمل‌های موجود مانند «آیین‌نامه مسئولیت اجتماعی شرکت‌های تحت مدیریت دولت» را که خود ملغمه‌ای است از موضوعات مختلف از جمله پایداری، اضافه کنید. نویسنده گزارش با دیدن چنین آیین‌نامه‌هایی و تمام ماجراهایی که در بالا اشاره شد، چه می‌تواند بکند؟ یک راه این است که شبیه سایر شرکت‌ها، گزارش‌های پایداری به سبک ایرانی بنویسد. راه دیگر آن است که گزارش پایداری شرکت‌های پیشرو در پایداری را که معمولاً شرکت‌های اروپایی هستند، بررسی و سعی کند گزارش‌هایی با کیفیت بیشتر تدوین کند. خبر خوب این است که شاهد نشانه‌های مثبتی در راستای بهبود کیفیت گزارش‌های پایداری در ایران هستیم. مثلاً افزایش دوره‌ها و منابع آموزشی درباره پایداری شرکت‌ها و ایجاد فضاهای آموزنده در نقد گزارش‌‌‌های پایداری‌ از این نشانه‌ها هستند و با اینکه فاصله بسیار زیادی با گزارش‌های پایداری باکیفیت، دقیق و کمّی وجود دارد، اما احتمالاً در مسیر درستی هستیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

احمد

ممنون بسیار آموزنده بود و امید بهش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق