گزارش «پیام ما» درباره پناهگاه سگهای «مهرآنا» در زنجان که در آستانه تعطیلی است
سرنوشت ۷۰۰ سگ در هالهای از ابهام
۲۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۲
«در این مکان هیچ سگی به فروش نمیرسد.» در ورودی پناهگاهی برای سگها که ۷۰۰ قلاده سگ در آن نگهداری میشود، این نوشته روی تابلویی بزرگ دیده میشود. بیش از ۱۰ سال است که در جنوبشرقی زنجان و در سه کیلومتری روستای دیزجآباد، پناهگاهی برای سگهای آسیبدیده دایر شده است. «زهرا (مهرآنا) شهبازی» که دو سالی میشود مدیریت این مجموعه را به عهده گرفته، میگوید چندی است با ارگانهای دولتی و شهرداری منطقه، برای حفظ پناهگاه، به چالش خورده است. به ادعای او، شهرداری اصرار بر تعطیلی پناهگاه و کشتار شمار زیادی از سگهای پناهگاه دارد و مهرآنا ماههاست مقاومت میکند تا حیوانات ساکن پناهگاه بیپناه و ساقط از حیات نشوند.
مردادماه ۱۳۹۳ قراردادی بین بخش خصوصی (تعدادی از فعالان حقوق حیوانات) و شهرداری زنجان بابت نگهداری از سگها منعقد شد که براساس مفاد آن، بخش خصوصی میبایست عهدهدار عملیات غذارسانی، واکسیناسیون و عقیمسازی سگها میشد و مسئولیت تأمین مکان و زندهگیری سگها و بخشی از روند عقیمسازی با شهرداری بود. این قرارداد یکساله بازتاب مثبتی در میان مردم داشت، اما شهرداری پیش از پایان قرارداد، در پی اعتراض مسئولان بخش خصوصی به رفتار خشونتآمیز مأموران شهرداری در هنگام زندهگیری سگها همچون کتکزدن با چوب و استفاده مفرط از دارتهای بیهوشی که عموماً هم توسط مردم گزارش میشد، از زیر مسئولیت خود شانه خالی کرد و انجام این عملیات را هم به دوش طرف دیگر قرارداد انداخت. شهبازی که آن زمان یکی از داوطلبان بخش خصوصی بود، درباره این بدعهدی شهرداری به «پیام ما» میگوید: «۹۰ درصد جمعیت فعال در بخش خصوصی زن بودند و مردان هم سررشته و مهارتی در زمینه زندهگیری نداشتند. با اینهمه مشغول کار شدند؛ هرچند روند کنْد پیش میرفت و شهرداری هم بهخاطر این کندی مدام بهانه میگرفت. تا اینکه فروردینماه سال ۱۳۹۴، شهرداری بندی به قرارداد اضافه کرد که خط بطلانی بر اصل ماجرا کشید: خواباندن (کشتن آرام) سگهای بهزعم شهرداری غیرمفید و نگهداشتن معدود سگهای مفید. مدیر وقت بخش خدمات شهرداری پس از بازدید از محوطه نگهداری سگها، اعلام کرد صد درصد آنها غیرمفیدند و باید از بین بروند؛ گویا از نظر ایشان فقط سگ سراب که به درد نگهبانی میخورد، حق حیات داشت.»
در این میان، خیری زمینی هفت هزار مترمربعیاش را که محل فعلی پناهگاه است، ابتدا طی یک قرارداد هفتساله و سپس ۲۵ساله، در اختیار بخش خصوصی گذاشت و دیگر خیران نیز مایحتاج ساختوساز آنجا را فراهم آوردند؛ ساخت آشپزخانه، اتاق جراحی، حفر چند حلقه چاه برای فاضلاب و فنسکشی محوطه انجام و پناهگاه «سار» راهاندازی شد. سپس صد قلاده سگ ساکن در فضایی که شهرداری به نگهداریشان اختصاص داده بود، به مکان جدید منتقل شدند.
آمدن مهرآنا به میدان
شهبازی دو سال بعد از راهافتادن پناهگاه تصمیم گرفت در فضایی مستقل و شخصی به سگها و گربههای خیابانی امدادرسانی کند و همکاریاش را با سار قطع کرد. او میگوید یکی از دلایل این تصمیم «رفتار نامناسب کارگران گماردهشده توسط مدیر مؤسسه بود که خود، بیشتر اوقات خارج از ایران سکونت داشت و از دوره کرونا دیگر به ایران برنگشت و از راه دور آنجا را اداره میکرد».
آبان ۱۴۰۲ طی تماس تلفنی یک دامپزشکی با شهبازی، از او درخواست میشود مدیریت پناهگاه را بهعهده بگیرد: «به آنها گفتم در حال حاضر مسئولیت غذارسانی به پنجاه سگ و بیستسی گربه را بهعهده دارم و وقت نمیکنم به امورات پناهگاه برسم. ولی خیلی اصرار کردند و خواستند پیش از رد درخواستشان، بروم پناهگاه را ببینم. خیلی وحشتناکتر از آن چیزی شده بود که فکرش را میکردم. جیره سگها فقط هفتهای دو بار نان خشک بود و نبود غذا به همنوعخواری منجر شده بود و بدن تعداد زیادی از سگها جای کَندگی داشت. فنسها خراب شده بود و خیلی از سگها بیرون از محوطه رفته و همین صدای همسایهها و کشاورزها را درآورده بود. دیدن این صحنهها مرا مجاب کرد که درخواست دامپزشکی و مدیریت قبلی را که قصد داشت پناهگاه را به شخص دیگری واگذار کند، بپذیرم.»
پناهگاه سار تعلیق شد و «مهرآنا» با مدیریت جدید با کمک دهدوازده داوطلب، ادامه کار را بهدست گرفت. فنسها تعمیر شدند. لولهکشی قسمتهایی عوض شد. چند حلقه چاه جدید بهدلیل پُربودن چاههای قبلی که موجب نفوذ گنداب و فاضلاب پناهگاه به زمینهای کشاورزی اطراف و شکایت کشاورزان شده بود، حفر شد. سایبان نصب کردند. هفتادهشتاد سگ که بهخاطر گرسنگی، به بیرون از محوطه رفته بودند همگی، مجدداً به داخل منتقل شدند. بهدلیل زادوولد زیاد، محوطه پر از تولههایی شده بود که زیر دستوپای سگهای بالغ میماندند. به همین دلیل، محوطه بخشبندی شد؛ تولهها و مادرها به بخش جداگانهای منتقل شدند. کمکم بخشبندی توسعه یافت: بخش جلویی به سگهای قدیمیتر و تربیتشده اختصاص یافت، بخش میانی به سگهایی که خیلی قدیمی نبودند و بخش انتهایی به سگهای تازهوارد تا از درگیری میانشان پیشگیری شود. خیری هم هزینه عقیمسازی صد سگ را تأمین کرد که بهزعم شهبازی، گام مثبتی برای اداره پناهگاه بود. او دراینباره میگوید: «عقیمسازی میتواند مانع آسیبهای جدی پیش روی این حیوانات شود تا کمتر در معرض خطراتی که بهویژه توسط انسانها برایشان تولید میشود، قرار بگیرند. اما یکی از گرههای عقیمسازی این بود که سگهای عقیمشده نشانهگذاری نشده بودند و پیش میآمد که پس از بازشدن شکم سگ مادهای، پزشک تازه متوجه میشد رحم زبانبسته قبلاً درآورده شده است. یکی از مهمترین دغدغههایمان هم تأمین غذای ۳۰۰ سگ ساکن پناهگاه بود. در شروع کار، کمکهای زیادی به ما میرسید. زبانبستهها مدتی طولانی گرسنگی کشیده بودند و بدنهایشان آنقدر کمبود داشت که با وجود وعدههای پُروپیمانی که روزانه به آنها میدادیم، یکیدو ماهی طول کشید تا بالاخره سیر شدند. دیدن باولع غذاخوردنشان هم برایم دلخراش بود و هم لذتبخش و همین امر مرا اینجا ماندگار کرد.» شهبازی عذر کارگرهایی را که مدیریت قبلی استخدامشان کرده بود و حقوقشان را حتی با وجود واگذارشدن پناهگاه همچنان پرداخت میکرد، بهخاطر «پرخاشگری با سگها» و «مسئولیتناپذیری که موجب آدمگریز شدن سگها شده بود»، خواست و کارگران جدیدی آورد.
بهگفته او، در سال ۱۴۰۲ اتفاقات مثبتی برای پناهگاه افتاد و کمکهای مالی بسیاری از سوی مردم رسید و باعث شد او تخمین خوشبینانهای برای آینده پناهگاه و افزایش کمکها بزند و همه سگهایی را که مردم میآوردند یا در اطراف آنجا رها میکردند، پذیرفت. اما حالا که تعداد سگها به ۷۰۰ قلاده رسیده، پناهگاه به مشکلات مالی بسیاری برخورده: «از ۱۴۰۳ مشکلاتمان شدت گرفت. کمکها ثابت نیست و افتوخیز دارد؛ بهخصوص بعد از جنگ دوازدهروزه کمکها بهشکل چشمگیری کاهش یافت. این امر مانع مدیریت درست میشد. نمیدانم حتی برای فردا چه برنامهای بریزم. گرانی بیداد میکند و تعداد سگها هم روبهافزایش است. مجموع کمکهایی که به ما میرسد، شبی یک تا دو میلیون است؛ درحالیکه هزینه تأمین غذایشان فقط روزی ۱۲ میلیون تومان میشود و همین باعث شده حجم و کیفیت غذا را کم کنیم. اما از هیچ تلاشی برای برپا نگهداشتن پناهگاه دریغ نمیکنیم.»
شرطبندی روی جنگ سگها
بهگفته شهبازی، بیشتر سگهایی که به پناهگاه واگذار میشوند، آسیبدیدهاند؛ تصادفی و زخمی. تولهسگهایی که توان تنها زنده ماندن را ندارند یا سگهای پیری که بهقدر کافی در نگهبانی و جنگ و گله از آنها کار کشیدهاند و حالا که ازکارافتاده شدهاند، رانده میشوند. خیلی از این سگها را بیاطلاع پناهگاه در اطراف محوطه رها میکنند که این کار مشکلات جدی برای مدیریت ایجاد میکند؛ چون همسایهها فکر میکنند متولیان پناهگاه حیوانات را بیرون از پناهگاه نگه میدارند. شهبازی داستان یکی از این سگها را تعریف میکند: «روزی تولهای را آوردند که دو تا پایش بریده شده بود. گویا دعانویسی به فردی که یکی از نزدیکانش دچار بیماری صعبالعلاج بوده، گفته است باید قلم پاهای یک تولهسگ را بریده و ببرد تا او رویش دعایی بنویسد و مریض شفا یابد. بعد هم نوچههای دعانویس چو انداختهاند که مریض شفا یافته و با این کار به سگ و گربهآزاری و خرافات دامن زدهاند. وقتی توله بیپا را دیدم، آنهمه قساوت قلب را باور نمیکردم. از آن مراقبت کردیم و حالا سگ بزرگ و بالغی شده که نورچشمی پناهگاه است. یکی دیگر از کارهایی که در زنجان خیلی باب است و شکایات ما از آن به نیروی انتظامی راه به جایی نبرده، راهاندازی مراسم جنگ میان سگهاست که هفتگی در زنجان برگزار و شرطبندیهای کلانی رویش انجام میشود. سگها را عین گلادیاتورها به جان هم میاندازند تا یکیشان پیروز شود. برگزارکنندگان این فاجعه به زخمیشدن سگ بازنده هم بسنده نمیکنند و تا سگ پیروز، آن را ندرد و جانش را نگیرد، ولکن معامله نیستند.»
اعتراض به پناهگاه و درخواست همکاری
بهگفته شهبازی، شهرداری بهبهانههای مختلف در پی تعطیلکردن پناهگاه مهرآناست؛ از دستاویزی شکایتهای مردمی گرفته تا نداشتن مجوز کاربری زمین و ایرادگیری محیطزیستی و حتی بهتان سگفروشی. او میگوید: «ما تأییدیه اداره محیطزیست و مجوز NGO داریم. همه حریمهای پناهگاه نسبت به شهر و روستاها رعایت شده است. هر مشکلی هم ایجاد میشود یا هر بهانهای که دهیاری و بخشداری میگیرد، سریعاً رتقوفتق و رفع میکنیم. یکی از بهانههایشان نزدیکی پناهگاه به شهرک تازهتأسیس گلستان است که یکونیم کیلومتر با ما فاصله دارد؛ اولاً که سنگ بنای این شهرک پس از ساخت پناهگاه گذاشته شده، ثانیاً ما اصلاً در محل گذر کسی نیستیم و مزاحمتی برای رهگذران ایجاد نمیکنیم. یکی دیگر از بهانههایشان بوی نامطبوع پناهگاه است. وقتی این ایراد را گرفتند، از نمایندگان دادستانی و فرماندهی و مسئولان دیگر خواستم خودشان به پناهگاه بیایند و ببینند این بو از چه فاصلهای به مشام میرسد. خب مشخص است در فاصله ۳۰۰-۴۰۰متری جایی که ۷۰۰ سگ دارند زندگی میکنند بو میآید، ولی فاصله ما به نزدیکترین محل زندگی آدمها حداقل یکونیم کیلومتر است.» شهرداری بارها از مهرآنا دعوت به همکاری کرده است، اما شهبازی این درخواست را رد کرده است: «آنها فقط میخواهند بودجه کلانی را که به حوزه سگها اختصاص مییابد، دریافت کنند و از ما در ازای کار رایگان کمک بگیرند و دستآخر هم هر بلایی دلشان خواست سر سگها بیاورند. حالا مجبورند پول هنگفتی به پیمانکارانشان برای زندهگیری سگها بدهند. پیمانکاران هم چون بهازای هر سگ، بهصورت درصدی پول میگیرند، خشونتآمیز و وحشیانه آنها را گیر میاندازند تا تعدادشان زیاد شود. این رفتارها چنان قهری است که مردم حاضر در صحنه به آن معترض و با مأموران درگیر میشوند. این را من نمیگویم، مردم به ما گزارش میدهند و حتی از این صحنههای دلخراش فیلم و عکس برمیدارند و برایمان میفرستند. خودتان حساب کنید وقتی رفتارشان با موجود زبانبسته در ملأعام اینچنین است، در پناهگاه شهرداری چه بلایی بر سرشان میآورند. پیمانکار حتی میرود سگ باغ و کارخانهها را میبرد تا پول بیشتری عایدش شود. خیلی پیش آمده که مردم برای پیداکردن سگهایشان به ما مراجعه کردهاند و ما راهنماییشان کردهایم که بروند پناهگاه شهرداری و همانجا هم سگهایشان را یافتهاند. آنها بهخاطر پول، سگهای بیابان را هم میبرند.»
طی این دو سال، شهبازی که میگوید مجوزهای محیطزیستی دارد، موفق به اخذ مجوز کاربری زمین نشده است که بهزعم او، دلیلش عدم همکاری ادارات مربوطه است: «صاحب زمین با ما مشکلی ندارد، ولی نمیدانم چرا سند را برای گرفتن مجوزهای مربوطه در اختیار ما نمیگذارد. گویی از عواقبی که ممکن است برایش پیش بیاید دلنگران است. ما با همین قرارداد ۲۵ساله برای اخذ مجوز بارها به سازمان نظاممهندسی کشاورزی و منابعطبیعی رفتهایم، ولی آنها ما را دنبال نخودسیاه میفرستند و پیشاپیش به ما میگویند مجوز نخواهید گرفت. آخر چرا؟»
در آخرین جلسه مربوط به پرونده پناهگاه که در نیمه تابستان و در محل فرمانداری زنجان با حضور نماینده دادستان برگزار شده است، به مهرآنا سه ماه فرصت داده شده که یا مجوز بگیرد یا زمین جدیدی فراهم کند یا زیرمجموعه شهرداری شود. شهبازی درباره این جلسه میگوید: «پیشنهاد دوم چنان هزینهبر و دشوار است که برایمان غیرممکن مینماید. پیشنهاد سوم را هم که مشابهش را طی این مدت از ارگانهای مختلف دریافت کردهایم و از ما خواستهاند سگها را تسلیم شهرداری کنیم؛ همانجا رد کردیم. ما بهخاطر اقدامات قبلی شهرداری مؤسسهای مستقل تأسیس کردهایم، حالا دودستی این زبانبستهها را بفرستیم زیر تیغ؟! حتی کارمندان خود این ادارات نیز به ما میگویند اگر سگ آسیبدیدهای بیابند، به پناهگاه شهرداری تحویل نمیدهند؛ چون اعتمادی به آنها ندارند و مهرآنا را امین خود میدانند. در سراسر استان زنجان، همین یک پناهگاه مردمنهاد وجود دارد. در ایندست جلسات، رفتارشان با ما بیشتر به مناسبات بازپرس و متهم شبیه است تا سازمانی که دارد کمک بزرگی به شهرداری و شهروندان میکند. در همهجا از حامیها و اینقبیل مؤسسات مستقل حمایت میکنند و قدردانشان هستند؛ چون در راستای عملکرد شهرداری، آنهم بدون گرفتن بودجه و با هزینههای شخصی از بار این سازمان میکاهند. نمیدانم منشأ این رفتارها در زنجان چیست. ما فقط به تأییدیه زمین نیاز داریم. تنها نگرانیمان این است که بالاخره پناهگاه را تعطیل کنند و در پی اذعان علنیشان درباره نبود بودجه برای نگهداری از سگها و لزوم یوتانایز (مرگ آرام) آنها، حق حیات این ۷۰۰ موجود زنده را بگیرند.»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید