گفتوگوی «پیام ما» با «لادن سلامت» درباره تبعیضهای جنسیتی که زنان را از حفاظتگری دور کرده است
حفاظت در بنبست تبعیض
ما از جوانی و جانمان مایه میگذاشتیم، بدون آنکه بتوانیم از این راه امرار معاش کنیم یا تأمین شویم، اما درنهایت نتیجه تلخش را هم دیدیم
۲۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۵۶
«رؤیای حفاظتگری داشتم، اما در آن شکست خوردم. همین است که تأکید میکنم خودم را حفاظتگر نمیدانم و تا زمانی که تبعیضهای جنسیتی در آن وجود داشته باشد، به این حوزه بازنمیگردم.» اینها گفتههای «لادن سلامت» است. او به نسل دهه هفتادیها تعلق دارد و در ۲۳سالگی یعنی سال ۱۳۹۵ پا به عرصه حفاظت گذاشت. بااینحال، بازداشت فعالان محیطزیست او را از حوزه کار میدانی خارج کرد. کسانی که در این سالها برای دویدن به پارک پردیسان میروند، او را بارها دیدهاند؛ زنی که هر روز بهتنهایی و بدون همراه میدود و توانسته ماراتن را به انتها برساند، هر چند بهگفته خودش، در عرصه حفاظت به «بنبست» رسیده است.
چه شد سراغ حفاظت رفتید؟ و اولین پروژهای که انجام دادید چه بود؟
رشته تحصیلی من کارشناسی مدیریت جهانگردی و کارشناسی ارشد برنامهریزی توسعه گردشگری از دانشگاه علامه طباطبایی است. با انتخاب خودم سراغ این رشته رفتم و فکر میکردم امکان ندارد کسی جهانگردی بخواند و جهانگردی نکند! اما با توجه به تجربههای مشابهی که احتمالاً بیشتر ما در دانشگاه داشتهایم، این تصور اشتباهی بود. چیزی نگذشت که وقتی به درسهای جغرافیا و آشنایی با اکوسیستمهای ایران رسیدم، فهمیدم واقعاً چه چیزی از این رشته میخواهم؛ طبیعت.
دیدگاه غالب در رشته ما این بود که «چطور گردشگری را توسعه دهیم»، اما من فقط به این فکر میکردم که «چطور از داشتههایمان در برابر گردشگری حفاظت کنیم». بعد از مدتی که دیدم در دانشگاه به خواستهام نمیرسم، سراغ دورههای طبیعتگردی رفتم. آنجا بود که علاقهام به زندگی سایر جانداران روی زمین شکل گرفت. تمام کتابها و جزوههای مربوط را قبل از شروع کلاسها خوانده بودم. اوایل سال ۹۵، پس از اتمام دوره و درحالیکه تشنه یادگیری بیشتر بودم، به جمع مؤسسه حیاتوحش میراث پارسیان پیوستم. قرار شد ابتدا بهعنوان داوطلب، چند روز در هفته کمکشان کنم. از ابتدای سال ۹۵ تا اواخر سال ۹۶ که در این مؤسسه کار کردم، دورهای استثنایی در زندگی من بود که تجربههای شگفتانگیز و فراموشنشدنی به دست آوردم.
تجربههایی که از آن صحبت میکنید، شامل چه مواردی میشود؟
من بهعنوان داوطلب وارد مؤسسه حیاتوحش میراث پارسیان شدم. ازآنجاکه رشته تحصیلی من جهانگردی است، بعد از مدتی قرار شد گزارشی راجع به جاذبههای گردشگری توران بنویسم که آن را تهیه کردم. بهعلاوه در سفرهایی که مرتبط با دوربینگذاری در پارک ملی توران و برگزاری جشنواره یوز بود هم با مؤسسه همکاری داشتم و تجزیه و تحلیل عکسهای توران و جنوب را با کمک همکارانم در دفتر انجام میدادیم. پسازآن به طاهر قدیریان در تهیه محتوا و انتشار فصلنامه «پازن» کمک کردم. در چند سفر به جنوب برای دوربینگذاری و جمع کردن دوربینها، یا سفر به یزد برای بازدید قرقها با او همراه بودم.
آیا عرصه حفاظت مطابق انتظاری که داشتید، بود؟
پس از یکونیم سال فعالیت داوطلبانه منتظر بودم بهشکل ثابت در مؤسسه مشغول به کار شوم. زمانی که نیلوفر بیانی به مجموعه پیوست، قرار شد با همراهی هم پروژهای مشابه رویدادهای مسابقه دوی تریل قشم را برنامهریزی و در توران برگزار کنیم. حتی سفرهایی هم به منطقه داشتیم تا مسیر آن را درآوریم، بااینحال همهچیز با بازداشت کارشناسان حیاتوحش بههم خورد.
همین امر باعث شد از این حوزه فاصله بگیرید؟
پایان سال ۱۳۹۶ یعنی همان زمان که کارشناسان حیاتوحش بازداشت شدند، به بنبست سختی خوردم که شوق و بلندپروازی را در من خاموش کرد. ناکامی و ناامیدی، تجربه من از حفاظت در سالهای پس از آن بنبست بود، هنوز هم وقتی به سالهای اخیر فکر میکنم، احساس ناکامی دارم و برایم سخت است درباره آن حرف بزنم. پذیرش این مسئله هنوز برای من آسان نیست و همین موضوع باعث شده خود را حفاظتگر ندانم.
در این سالها چرخ روزگار چنان چرخیده که بهجای آنکه حفاظتگر حیاتوحش شوم، مجبور شدم یاد بگیرم چطور میتوانم در کنار دوستانم از حفاظتگران، حفاظت کنیم؛ هرچند نمیدانم چقدر در این موضوع موفق بودهام. امروز با اینکه از آن بنبست بیرون آمدهام، جای زخمهایش هنوز میسوزد و بلندپروازی من بازنگشته است. در این سالها دویدن به جزئی از زندگی من بدل شده و در کنار آن به آموزش ورزش مشغولم.
حفاظت کردن از حفاظتگران به چه معناست؟
در یک روز، یعنی از همان وقت بازداشت، کل اولویتهای زندگی من عوض شد. من آن سالها در شرایطی زندگی میکردم که جان افراد نزدیک به خودم، یعنی دوستانم را در خطر میدیدم؛ مدام در ذهنم رنج غیرقابلتصورشان را مرور میکردم. این شرایط یک روز و دو روز نبود، بلکه سالها طول کشید. در این بازه زمانی من بههمراه تعدادی از دوستانم به واسطههای آنها با دنیای بیرون بدل شدیم و تمام تلاشمان این بود که به آنها کمک کنیم. بارها کم آوردم، اما با ضرب و زور من و دوستانم همدیگر را جلو میکشیدیم تا بتوانیم از این روزهای سخت بگذریم.
در چه صورت حاضرید بار دیگر به عرصه حفاظت برگردید؟
در این حوزه تبعیضهایی وجود دارد که سالهای قبل شاید میتوانستم با آنها کنار بیایم، اما امروز بههیچوجه برایم قابلپذیرش نیستند. در آن روزها، ما از جوانی و جانمان مایه میگذاشتیم، بدون آنکه از این راه بتوانیم امرار معاش کنیم یا تأمین شویم و درنهایت نتیجه تلخش را هم دیدیم. شاید اگر روزی آپارتاید جنسیتی در این شغل از بین برود و کمی امنیت مالی در آن ایجاد شود، راهی برای بازگشت برای من باشد.
شما در دهه ۹۰ یعنی در دورهای که درگیر کار حفاظت بودید و اوج فعالیت تشکلها بود، تفاوتی میان کار زنان و مردان در عرصه حفاظت شاهد بودید؟ اینکه مثلاً کار زنان بیشتر به فعالیتهای اداری مرتبط باشد و کار میدانی را مردان بهعهده داشته باشند.
آن زمان، کار زنان در حوزه حفاظت شاید نسبت به یک دهه قبل کمی راحتتر شده بود، اما تبعیض همچنان وجود داشت. طبق مشاهده من، زنان باید بسیار بیشتر میجنگیدند تا به فرصتهایی دست یابند که مردان غالباً بدون هیچ تلاشی به آنها میرسیدند. در پروژههایی که حول محور صنایعدستی بود، زنان نقش پررنگتری داشتند، اما در پروژههایی مثل دوربینگذاری، معمولاً در کنار همکاران مرد و بهعنوان همراه، در فیلد حضور داشتند یا بعداً در خارج از فیلد، کار تجزیه و تحلیل دادهها را انجام میدادند. در این شغل، بهندرت ممکن بود یک زن و یا حتی چند زن بتوانند بهراحتی یک مرد سفر کنند و بدون حضور مردان وارد فیلد شوند.
آینده حفاظت را چطور میبینید؟
دیدگاه من کمی بدبینانه است. فکر میکنم در شرایط فعلی که همه ما میدانیم چطور است، نمیتوان امید زیادی داشت. ممکن است بهشکل لکهای یا وابسته به حضور برخی افراد کارهایی در جهت حفاظت انجام شود، ولی آنچه میبینم و میشنوم نشان میدهد بهشکل ساختاری نباید امید چندانی به شکلگیری اتفاق بزرگتری داشت.
البته هر کدام از ما به سهم خودمان بهواسطه دغدغهای که داریم، کارهایی انجام میدهیم. بااینحال، لااقل خود من دیدگاهم به قبل از بهمن ۱۳۹۶ و دستگیری کارشناسان حیاتوحش برنمیگردد؛ درواقع نمیتوانم آن شور و اشتیاق سابق را داشته باشم و بیشتر احساس سرخوردگی و شکست میکنم.
برچسب ها:
اکوسیستم، پارک ملی، پارک ملی توران، توسعه گردشگری، حیاتوحش، طبیعتگردی، گردشگری، محیط زیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
حفاظت از محیطزیست
برگزاری نخستین مانور ارزیابی یکپارچه نظام مدیریت حریق در پناهگاه حیاتوحش سمسکنده
ارتقای آمادگی عملیاتی در عرصههای طبیعی
برگزاری دوره آموزشی مدیریت حریق با همکاری یونسکو در مازندران
حکمرانی محیطزیستی و مسئولیت اجتماعی
تدوین دستورالعمل جامع مشارکت نهادهای اجتماعمحور در سازمان حفاظت محیطزیست
در «سرچهان»، تکهای از وجودم سوخت
کمرزرین اصفهان در آستانه تبدیلشدن به الگوی ملی برای نجات حافظه شهرهای ایران
تاریخ، از زیر خاک به خیابان آمد
انتقاد پزشکیان از نبود اطلاعات دقیق و نقشه جامع آب برای مدیریت منابع
مسیر ناهموار احیای دریاچه ارومیه
گزارش «پیام ما» از برخورد با زنان معترض به معدن طلا در سرسیاه تفتان
طلا، تفتــــان را تکهتکه کرد
محیط زیست اصفهان
ضرورت تدوین برنامه جامع برای حفظ حیات آبزیان زایندهرود در شرایط نوسان جریان
آلودگی هوا، کودهای شیمیایی و قارچکشها زبان شیمیایی طبیعت را دگرگون میکنند
حمله به زبان بویایی ساکنان زمین
چهار داوطلب از دشواری اطفای حریق در جنگلهای زاگرس در استان فارس میگویند
شعلهها از داوطلبان جلو میزنند
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ورود یوزپلنگ «هلیا» و سه تولهاش به شرق سمنان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید