آقای معاون وزیر، متشکریم!





آقای معاون وزیر، متشکریم!

۲۱ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۰۶

از کارمند آشنایی شنیدم در جلسه‌ کاری ساده مجموعه‌شان که به حوزه روانشناسی مرتبط بود، همگی از برخورد علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، با یک خبرنگار ابراز تعجب کرده و از اینکه در جلسه‌ای با‌ عنوان سلامت روان این اتفاق رخ داده، دلخور و متأثر بوده‌اند.

راستش را بخواهید و شاید باور نکنید به‌عنوان یک روزنامه‌نگار از این رفتار آقای معاون وزیر بسیار خرسندم. نه از اینکه با همکار خبرنگارمان چنین بی‌حرمتی رخ داده که ذات و طبع هر صنفی حمایت از هم‌صنفی را ایجاب می‌کند، بلکه بابت آن جملاتی که در عدم آگاهی از روشن بودن میکروفن رو به همکارش در مورد خبرنگار گفت: «یک الف‌بچه» و «عوضی».

بله، بابت شنیدن این دو کلمه از ایشان متشکرم. شاید برایتان سؤال است که چرا؟

برایتان توضیح می‌دهم. فکر می‌کنید نگاه مسئولان به اصحاب رسانه و خبرنگار و روزنامه‌نگار، کدام یکی از این دو برخورد است: برخورد آقای رئیسی که تعابیر «یک الف‌بچه» و «عوضی» را به کار می‌برد؟ یا آن جملات پرطمطراقی که در تقدیرنامه‌های روز خبرنگار و جلسات ویژه با خبرنگاران به کار می‌برند؟


ما عوضی هستیم چون …

به‌زعم من که دو دهه در تحریریه رسانه و روزنامه و در حوزه‌های خبری متفاوتی از بهداشت و درمان، شهری، سیاست داخلی و دیپلماسی کار کرده‌ام، جمع‌بندی‌ام این است که کم‌وبیش مسئولان خبرنگار را یا موی دماغ می‌پندارند یا سیریش یا عوضی یا موجودی که نباید از جریانات کاری‌شان مطلع شود. حتی دستگاهی که به قدرت رسانه باور دارد، مانند وزارت خارجه، تنها رسانه را به‌عنوان ابزار کارش می‌پذیرد نه پرسشگر؛ و هر کجا کمی سؤالات از چارچوب خارج شود با تعبیر خلاف منافع‌ ملی خواندن آن، در مباحثه را می‌بندد.

بله، آقای رئیسی، معاون محترم وزارت بهداشت، ما «عوضی» هستیم، وقتی که قرار است «سؤال» بپرسیم. وقتی قرار است صندلی و جایگاه و حقوقی را که شما و دیگران بابت کار اصولی نکردن به حسابتان می‌افزایید زیر سؤال ببریم، عوضی و یک الف‌بچه هستیم. بله وقتی بخواهیم برای شما و جایگاهتان چالش ایجاد کنیم، عوضی هستیم. اما اگر قرار باشد اقدامات فاخرتان در حوزه سلامت روان، بهداشت، بیمه ها و بیمارستان‌های تخصصی را پوشش بدهیم، ما اصحاب رسانه با عناوینی پرطمطراق هستیم.

مهم این است که ما کجا ایستاده باشیم و موضع ما نسبت به عملکرد مسئولان چه باشد و چه میزان التفات نسبت به عملکرد آنها به خرج بدهیم؛ بنا به آن، جایگاه ما در نگاه مدیران مشخص می‌شود. آنجاست که مشخص می‌شود ما «عوضی» هستیم یا «فرهیخته»؟

درحالی‌که نمایندگان رسانه‌های کوچک و بزرگ کشور در معرض «عوضی» ارزیابی‌شدن هستیم، اعضای سازمان صداوسیما و خبرنگارانشان فرهیختگان همیشگی و بر صدرنشینان همه جلسات هستند تا مبادا تصویری نامناسب از مدیران مخابره شود. درحالی‌که نهایت نقد صداوسیما درون چارچوب‌های موجود و نهایتاً انتشار تصاویری از خنده و شوخی با مدیران بعد از این‌گونه کنفرانس‌های خبری است؛ آن‌هم با سؤالات به‌زعم خودشان بامزه‌ای مثل سیزده‌بدر کجا رفتید و هدیه روز فلان برای همسرتان چه گرفتید و… .

به من حق می‌دهید که از جناب رئیسی متشکر باشم که به‌راحتی نشان دادند نگاه مسئولان کشور به اعضای رسانه‌ها غیر از صداوسیما چیست؟

ما در کتاب‌های دانشگاهی‌مان با رؤیای رکن چهارم دموکراسی بودن وارد کار در عرصه رسانه شدیم و استادانمان به ما یاد دادند وقتی در حال نقد عملکرد مسئولی هستید، باید هم‌تراز قوای سه‌گانه کشور عمل کنید. ولی در واقعیت کار رسانه‌ای، ما تنها زمانی اجازه ورود به نهادها و ادارات را داریم که آنها بخواهند. مسئولان ادارات و حتی کارمندان عادی تنها وقتی اجازه حرف زدن با رسانه‌ها را دارند که مسئولان روابط‌عمومی اجازه داده باشند که طبیعتاً اجازه نمی‌دهند و هر مو از ماست‌ کشیدنی به طرفهالعینی اقدام علیه منافع ملی محسوب می‌شود و… .

 

پزشکانی با رویکرد انسانی کجا رفتند؟

طبیعتاً در فضای عمومی مانند یک کنفرانس و همایش همه‌مان آنچنان مغلوب جو می‌شویم که همه فرهیخته و فرهنگی و باسواد و خاضع و… به‌نظر می‌آییم. درحالی‌که دو ساعت بعد از چنین جلسه‌ای، اگر تصادف کنیم یا فروشنده و کارمندی کارمان را دیر راه بیندازد، شخصیت همه لات‌های سینمایی را در خود تجمیع و به بیرون پرتاب می‌کنیم؛ درست مانند آقای رئیسی که نشان داد درون و بیرون جلسه، حال و احوالش یکی است.

جالب اینجاست که آقای رئیسی، پزشک است و طبیعتاً از پزشکان خویی انسانی و رفتاری مهرآمیز انتظار می‌رود، نه این‌گونه پرخاشگرانه. اگرچه چندی است که کمتر پزشکی با خلق‌وخوی انسانی و مهرآمیز می‌بینیم. همین عصر، سالمندی که برای آسیب‌دیدگی استخوان پا بر اثر ضربه‌ای خفیف عکس‌ به‌‌دست به پزشکی در بیمارستان مراجعه کرده، تعریف می‌کرد که تمام وقت ویزیت، پزشک تلفن به‌دست در حال داد‌وبیداد با فرد پشت خط تلفن بوده و آخرالامر به بیمار گفته تا کمرت را عمل نکنی، مشکلت رفع نمی‌شود. کمر کجا و آسیب‌دیدگی پا کجا دکتر جان؟! وقت کردی خودت را به پزشکی -اگر باقی مانده بود- نشان بده.

 بااین‌حال، به آقای رئیسی هم پیشنهاد می‌کنم با توجه به نقش تأثیرگذار غدد و متابولیسم در رفتارهای پرخاشگرانه و هیجانی، بهتر نیست از هم‌تخصصی‌های خودشان مشورتی در مورد نزدیکی صفر و صد عصبانیتشان بگیرند؟ شاید داروهایی که مثل نقل و نبات برای دیگران تجویز می‌کنند، برای خودشان هم مفید باشد.


پاسخگویی ناخودآگاه

به همه آنچه در بالا نوشتم یک تشکر دیگر هم باید خطاب به آقای رئیسی بنویسم. اگرچه جناب معاون وزیر مشخصاً از وضعیت سلامت روان جامعه در پاسخ به سؤال خبرنگار چیزی نگفتند، اما با رفتارشان وضعیت را به‌خوبی نشان دادند. وضعیت روان ما مردم ایران همینقدر اسفناک است؛ متأثریم، زود جوش می‌آوریم و آستانه تحریکمان چند جمله بگومگو بیشتر نیست.
زدوخوردهای شفاهی و فیزیکی که هر روز در خیابان‌ها می‌بینیم، همین وضعیت را به‌خوبی نشان می‌دهد. البته مسئولش وزارت بهداشت نیست، اما کمترین مسئولیت وزارت بهداشت این است که وضعیت را به‌درستی رصد کند و هشدار بدهد. اما به‌نظر می‌رسد جناب معاون وزیر در این سطح هم نسبت به انجام وظیفه خود تمایل ندارد.
پس برگزاری نشست سلامت روان چه اهمیتی دارد؟ بهتر نیست کلاً این نام‌گذاری را از تقویم پاک کنیم؟

فعلاً که مسئله‌ای حل نمی‌شود، صورت‌مسئله را پاک کنیم و خبرنگاری را که از وضعیت حل مسئله می‌پرسد، «عوضی» خطاب کنیم تا این چند صباح بگذرد. شاید به‌قول قدیمی‌ها خودش خشک شود و بیفتد.     

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *