واکنش‌ها به «صعودی بی‌برنامه، سقوطی جبران‌ناپذیر» در اشترانکوه چه بود؟

نجات مرگ‌آور





نجات مرگ‌آور

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۲۳:۴۰

عصر جمعه یازدهم مهرماه، در پی عملیات نجات زن کوهنوردی که در ارتفاعات اشترانکوه لرستان گرفتار شده بود، بالگرد امدادی جمعیت هلال‌احمر به‌همراه تیم عملیاتی امداد کوهستان به محل اعلام‌شده اعزام شد. این زن کوهنورد که به‌دلیل افت دما، دوبینی و کاهش هوشیاری از گروه خود جدا شده و مسیر را گم کرده بود، صبح روز شنبه، ۱۲ مهرماه، از طریق امداد هوایی به مرکز درمانی منتقل شد. اما مأموریتی که قرار بود نجات‌بخش باشد، خود به حادثه‌ای مرگبار بدل شد: بالگرد هلال‌احمر در جریان عملیات دچار سانحه شد و دو نفر از کادر پروازی آن جان باختند. این کوهنورد در تماس خود گفته بود: «افت دما دارم، دچار دوبینی شدم، کاهش هوشیاری پیدا می‌کنم، شرایط خوبی برای من نیست و مسیر را گم کرده‌ام. گروه من را تنها گذاشته‌اند.»

«محمدحسین بی‌کبادی»، معاون عملیات سازمان امداد‌ونجات درباره این حادثه گفته است: «این خیلی حائز اهمیت است؛ گروه او را تنها گذاشته‌ است! منطقه اشترانکوه بسیار پرخطر است. این خانم در قالب یک گروه غیررسمی که از طریق فضای مجازی تشکیل شده بود، اقدام به صعود کرده بود. درخواست ما رعایت اصول ایمنی در صعودهاست. به‌دنبال تماس این کوهنورد و با توجه به تاریکی شب و دشواری مسیر، درخواست اعزام بالگرد داده شد. عملیات امداد هوایی که از سخت‌ترین، پرهزینه‌ترین و پرریسک‌ترین مأموریت‌های امداد است، با سرعت آغاز شد. اما ساعاتی بعد، در جریان عملیات، بالگرد امدادی دچار سانحه شد و سقوط کرد. در این حادثه، دو نفر از خدمه پرواز شامل خلبان و مهندس پرواز جان باختند.»

صعودهای پرمخاطره، بحران‌های تکرارشونده
در سال‌های اخیر، صعودهای بدون مجوز، غیرایمن و بی‌برنامه به ارتفاعات، به چالشی جدی برای ارگان‌های امدادی کشور تبدیل شده است. این نوع صعودها نه‌تنها جان کوهنوردان را به خطر می‌اندازد بلکه جان نیروهای امداد‌ونجات را نیز تهدید می‌کند. حادثه اشترانکوه تازه‌ترین نمونه از این زنجیره تلخ است که در آن، یک اقدام بی‌برنامه به‌بهای جان دو تن از کادر پروازی حرفه‌ای کشور تمام شد.

جدال در شبکه‌های اجتماعی
حادثه اشترانکوه به‌سرعت در فضای مجازی بازتاب یافت و کاربران را به دو جبهه تقسیم کرد. برخی از کاربران و فعالان کوهنوردی با انتقاد از این صعود غیررسمی، آن را اقدامی غیرمسئولانه و بی‌احتیاط دانستند. آنان معتقد بودند این نوع صعودها جان امدادگران را به خطر می‌اندازد و نباید بدون مجوز و آموزش کافی راهی ارتفاعات شد. برخی حتی تا آنجا پیش رفتند که گفتند نباید برای افرادی که اصول ایمنی را رعایت نمی‌کنند، عملیات امداد اجرا شود. در مقابل، گروهی دیگر تأکید کردند نجات جان انسان وظیفه‌ای انسانی و حرفه‌ای است. آنان نوشتند: اگر قرار باشد مسئولیت شخصی مانع نجات شود، فلسفه امداد و فداکاری از بین می‌رود. به باور این گروه، مشکل در ضعف تجهیزات و امکانات نهادهای امدادی است، نه در اصل مأموریت نجات. این دوگانه احساسی و اخلاقی، بازتاب دغدغه‌ای عمیق‌تر است: میان مسئولیت فردی و مسئولیت نهادی در شرایطی که جان انسان‌ها در خطر است، کدام بر دیگری تقدم دارد؟ حادثه اشترانکوه بار دیگر نشان داد امداد کوهستان در ایران نه‌فقط یک مأموریت فنی، بلکه آزمونی اخلاقی و اجتماعی است. میان شور صعود و ضرورت ایمنی، میان اراده نجات و کمبود امکانات، هر حادثه می‌تواند به فاجعه‌ای ملی بدل شود. درحالی‌که خلبانان و امدادگران با کمترین امکانات جان خود را برای نجات دیگران به خطر می‌اندازند، لازم است جامعه کوهنوردی و مسئولان با نگاه تازه‌ای به ایمنی، آموزش و تجهیز امداد کوهستان بنگرند تا نجات، دیگر با مرگ گره نخورد.

گفت‌وگو با رئیس کمیته جست‌وجو و نجات فدراسیون کوهنوردی
«حمید مساعدیان»، عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی و رئیس کمیته جست‌وجو و نجات فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی، از چهره‌های برجسته در امداد کوهستان است. او که خود جزو کوهنوردان حرفه‌ای ایران به‌شمار می‌رود و به قله‌های متعددی در جهان صعود کرده، درباره حادثه اشترانکوه و وضعیت امداد کوهستان در ایران به «پیام ما» می‌گوید: «این حادثه و حوادث مشابه جنبه‌های مختلفی دارد. در شرایطی هستیم که هر سال به تعداد علاقه‌مندان به ورزش‌های طبیعت‌محور اضافه می‌شود. این روند به‌خودی‌خود خوب است، اما باید ببینیم آیا امکانات کافی و مناسب برای امدادونجات این افراد را داریم یا نه؟» او به یکی از مشکلات ساختاری سال‌های گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: «تا سال ۱۴۰۰، گفته می‌شد سازمان امدادونجات هلال‌احمر مسئولیتی رسمی در حوزه امداد کوهستان ندارد، اما درنهایت با پیگیری‌های صورت‌گرفته، مجلس شورای اسلامی مصوب کرد که این سازمان، مسئول امدادونجات در کوهستان هم هست.» مساعدیان می‌گوید فدراسیون کوهنوردی، با وجود اینکه وظیفه قانونی در حوزه امدادونجات ندارد، در بسیاری از عملیات‌ها با هلال‌احمر همکاری کرده است: «با توجه به محدودیت‌های امکاناتی که سازمان هلال‌احمر در بخش‌های نجات دارد، فدراسیون کوهنوردی نیز در برخی از عملیات‌های امدادونجات در کوهستان به کمک این سازمان می‌آید.

برای مثال در حادثه‌ای که چند سال پیش رخ داد و دو کوهنورد نیاز به کمک پیدا کردند، هلال‌احمر گفت در ارتفاع چهار هزار و ۸۰۰ متری و در دمای منفی ۴۰ درجه سانتی‌گراد، فردی را برای امدادرسانی در این شرایط ندارم و با توجه به شرایط آب‌وهوایی پرمخاطره درنهایت چند تن از کوهنوردان حرفه‌ای فدراسیون کوهنوردی اقدام به عملیات امدادونجات کردند. ما ازاین‌دست عملیات‌ها زیاد داشته‌ایم که سازمان امدادونجات با کمک فدراسیون کوهنوردی به کوهنوردان آسیب‌دیده کمک کرده است.» او تأکید می‌کند هر حادثه کوهستانی فقط جنبه فنی ندارد، بلکه بُعد اجتماعی هم دارد: «ما یک شعار داریم: هر کوهنورد باید یک امدادگر باشد. در این سال‌ها تلاش کرده‌ایم آگاهی کوهنوردان را بالا ببریم و در بسیاری از عملیات‌ها از خود آنان برای کمک استفاده کنیم.» مساعدیان در ادامه با ارائه آماری می‌گوید: «تعداد کوهنوردان رسمی در کشور که زیر نظر باشگاه‌های کوهنوردی فعالیت خود را دنبال می‌کنند، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر است؛ اما تخمین می‌زنیم بیش از چهار میلیون نفر به‌صورت عمومی در فعالیت‌های طبیعت‌گردی و کوهپیمایی حضور دارند. این افزایش جمعیت، در کنار محدودیت امکانات، باعث افزایش حوادث شده است. برای مثال رشته دره‌نوردی در سال‌های اخیر طرفداران زیادی یافته است، اما در ۱۰ سال اخیر بیش از ۳۸ کشته در حوادث دره‌نوردی داشته‌ایم. اگر فردی در دره‌نوردی دچار حادثه شد، سازمان امدادونجات هلال‌احمر افراد حرفه‌ای برای نجات را دارد یا خیر؟ به همین دلیل است که ما از ظرفیت ورزشکاران حرفه‌ای فدراسیون کوهنوردی برای این بخش استفاده می‌کنیم.» او به محدودیت‌های تجهیزات امدادی در ایران اشاره می‌کند: «هلال‌احمر می‌گوید هلی‌کوپترهای این سازمان اغلب توان پرواز در ارتفاع بالای سه‌هزار و ۵۰۰ متر را ندارند. بااین‌حال، همیشه همکاری خوبی از سوی نیروهای هلال‌احمر وجود دارد. واقعیت این است که ناوگان امداد هوایی ما فرسوده و قدیمی است و همین هم عملیات امدادونجات را پرمخاطره کرده است. حتی در کشورهایی مثل نپال یا پاکستان از بالگردهای مدرن استفاده می‌شود، اما در ایران این امکان هنوز فراهم نشده است.» مساعدیان از فداکاری خلبانان و کادر پروازی نیز یاد می‌کند: «این خیلی تلخ است که افرادی که برای نجات جان دیگران راهی مأموریت می‌شوند، خودشان جان بدهند.

در این حادثه نیز متأسفانه خلبان و مهندس پرواز جان خود را از دست دادند و نباید فراموش کرد تربیت چنین نیروهایی حرفه‌ای سال‌ها زمان می‌برد و ما به‌راحتی این عزیزان را از دست می‌دهیم.» او در ادامه می‌گوید: «در کشورهای اروپایی شرایط امداد کوهستان بسیار متفاوت است و اگر کسی دچار حادثه شود، شاید در حدود ۱۰ دقیقه‌ هلی‌کوپتر بالای سر فرد حادثه‌دیده می‌رسد. در کشورهای دیگر امداد خصوصی هوایی وجود دارد و چندین شرکت امداد هوایی برای عملیات در کوهستان آماده فعالیت هستند. در این شرایط، فرد کوهنورد شاید سالی ۱۰۰ یورو هزینه بیمه خود می‌کند و اگر دچار حادثه شود، به‌سرعت‌ برای او بالگرد اعزام می‌شود. اما در ایران با همه محدودیت‌ها و دشواری‌ها، با چنگ و دندان عملیات نجات را انجام می‌دهیم.» مساعدیان در پایان به ضرورت آموزش و آگاهی عمومی اشاره می‌کند: «از جامعه کوهنوردی می‌خواهیم قبل از صعود، همه جوانب را در نظر بگیرند. آیا بدنشان آمادگی لازم را دارد؟ آیا تجهیزاتشان مناسب است؟ آیا گروهشان رسمی و مجرب است؟ متأسفانه گاهی گزارش‌های کاذب از حادثه هم داریم که باعث اتلاف منابع و به خطر افتادن نیروها می‌شود. مواردی داشته‌ایم که گاهی فرد فقط دچار خستگی شده و درخواست کمک کرده و درنهایت امداد هوایی راهی منطقه شده است.» او در پایان به این نکته اشاره می‌کند: «حادثه اشترانکوه نشان داد باید امداد کوهستان را از همه جنبه‌ها بازنگری کنیم؛ از آموزش گرفته تا تجهیزات و مسئولیت‌پذیری فردی. اگر می‌خواهیم دیگر شاهد ازدست‌رفتن امدادگران نباشیم، باید از تکنولوژی و تجربه جهانی در این حوزه بهره بگیریم.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه